http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-013.jpg
✅ایران چگونه میتواند جایگاه مطلوبی در آسیای مرکزی بهدست بیاورد؟
🖋حسامالدین حجتزاده
جمهوری اسلامی ایران از بدو استقلال پنج جمهوری آسیای مرکزی همواره تلاش کرده است که در رقابت با دیگر دولتهای منطقه و فرامنطقه به جایگاهی مناسب در آسیای مرکزی دست پیدا کند. بااینحال، دستکم سه عامل برای حضور ضعیف و کنش فعال ناکافی ایران در آن منطقه میتوان برشمرد که در این مسیر چالشهای اصلی بر سر راه ایران هستند:
1. فعالیت گسترده رقبا برای کنار زدن ایران: دراینزمینه، باید به کارشکنیها؛ تحریکات و تبلیغات منفی آشکار و پنهان آمریکا، رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی (بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی)، ترکیه، اتحادیه اروپا و حتی پاکستان اشاره کرد که توسعه نفوذ و اجرای سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی را به سود خود نمیبینند. دراینمیان، روسیه و چین بهدلیل همکاری اقتصادی عمیق با ایران، فعلاً واکنش خاصی درمورد تحرکات این کشور در آسیای مرکزی نشان نداده و هنوز دیدگاههایشان را بیان نکردهاند؛ اما این به معنای رضایت باطنی آن دو از حضور ایران در این منطقه نیست.
2. کم¬اهمیت بودن آسیای مرکزی برای ایران: در مجموع، آسیای مرکزی از اهمیت زیادی در سیاست خارجی ایران برخوردار نیست و در اولویت گسترش روابط هم قرار ندارد. این ادعا به معنای روابط تیره و خصمانه تهران با کشورهای این منطقه نیست. برعکس، همکاریهای بهظاهر خوبی بین ایران با اغلب جمهوریهای آسیای مرکزی در حوزههای اقتصادی و سیاسی وجود دارد؛ اما مقایسه روابط ایران با کشورهایی همچون: عراق، سوریه، روسیه، چین و حوزه قفقاز نشان میدهد که دولتها و ملتهای ایران و آسیای مرکزی نزدیک به سه دهه پس از استقلال این منطقه هنوز بهطور کامل به فهم و زبان مشترک دست پیدا نکردهاند.
بعضی بر این باورند که این امر ناشی از توسعهنیافتگی راههای ارتباطی و مسیرهای حملونقل در طول سدههای اخیر بوده است. بااینحال، واقعیت تلخ آن است که مقامات ایران هنوز نظریه یا طرح رسمیای را برای توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی تدوین نکردهاند و دیدگاه و اهداف تهران درمورد این منطقه مشخص نیست. بنابراین، گفتوگوهای دوجانبه یا چندجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی شکل نگرفته است؛ درحالیکه برخی کشورهای منطقه یا فرامنطقه با وجودِ نداشتن مرز مشترک با آسیای مرکزی، برنامههای مخصوص خود را برای گفتوگو با کشورهای آن منطقه تدوین و اجرا میکنند؛ برای نمونه میتوان به گفتوگوهای «ژاپن و آسیای مرکزی»؛ «آمریکا و آسیای مرکزی»؛ «هند و آسیای مرکزی و افغانستان»؛ «استراتژیهای اتحادیه اروپا پیرامون آسیای مرکزی» و «نشست کشورهای ترکزبان» با ابتکار ترکیه اشاره کرد. نتیجه آشکار این گفتوگوها آن است که نفوذ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای فوق در آسیای مرکزی سالهاست بهمراتب بیش از ایران بوده و برگهای برنده بسیاری در اختیار آنهاست که جمهوری اسلامی ایران در رقابت با آن کشورها از این امتیازات برخوردار نیست.
ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2970.aspx
#بخوانیم
✅ایران چگونه میتواند جایگاه مطلوبی در آسیای مرکزی بهدست بیاورد؟
🖋حسامالدین حجتزاده
جمهوری اسلامی ایران از بدو استقلال پنج جمهوری آسیای مرکزی همواره تلاش کرده است که در رقابت با دیگر دولتهای منطقه و فرامنطقه به جایگاهی مناسب در آسیای مرکزی دست پیدا کند. بااینحال، دستکم سه عامل برای حضور ضعیف و کنش فعال ناکافی ایران در آن منطقه میتوان برشمرد که در این مسیر چالشهای اصلی بر سر راه ایران هستند:
1. فعالیت گسترده رقبا برای کنار زدن ایران: دراینزمینه، باید به کارشکنیها؛ تحریکات و تبلیغات منفی آشکار و پنهان آمریکا، رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی (بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی)، ترکیه، اتحادیه اروپا و حتی پاکستان اشاره کرد که توسعه نفوذ و اجرای سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی را به سود خود نمیبینند. دراینمیان، روسیه و چین بهدلیل همکاری اقتصادی عمیق با ایران، فعلاً واکنش خاصی درمورد تحرکات این کشور در آسیای مرکزی نشان نداده و هنوز دیدگاههایشان را بیان نکردهاند؛ اما این به معنای رضایت باطنی آن دو از حضور ایران در این منطقه نیست.
2. کم¬اهمیت بودن آسیای مرکزی برای ایران: در مجموع، آسیای مرکزی از اهمیت زیادی در سیاست خارجی ایران برخوردار نیست و در اولویت گسترش روابط هم قرار ندارد. این ادعا به معنای روابط تیره و خصمانه تهران با کشورهای این منطقه نیست. برعکس، همکاریهای بهظاهر خوبی بین ایران با اغلب جمهوریهای آسیای مرکزی در حوزههای اقتصادی و سیاسی وجود دارد؛ اما مقایسه روابط ایران با کشورهایی همچون: عراق، سوریه، روسیه، چین و حوزه قفقاز نشان میدهد که دولتها و ملتهای ایران و آسیای مرکزی نزدیک به سه دهه پس از استقلال این منطقه هنوز بهطور کامل به فهم و زبان مشترک دست پیدا نکردهاند.
بعضی بر این باورند که این امر ناشی از توسعهنیافتگی راههای ارتباطی و مسیرهای حملونقل در طول سدههای اخیر بوده است. بااینحال، واقعیت تلخ آن است که مقامات ایران هنوز نظریه یا طرح رسمیای را برای توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی تدوین نکردهاند و دیدگاه و اهداف تهران درمورد این منطقه مشخص نیست. بنابراین، گفتوگوهای دوجانبه یا چندجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی شکل نگرفته است؛ درحالیکه برخی کشورهای منطقه یا فرامنطقه با وجودِ نداشتن مرز مشترک با آسیای مرکزی، برنامههای مخصوص خود را برای گفتوگو با کشورهای آن منطقه تدوین و اجرا میکنند؛ برای نمونه میتوان به گفتوگوهای «ژاپن و آسیای مرکزی»؛ «آمریکا و آسیای مرکزی»؛ «هند و آسیای مرکزی و افغانستان»؛ «استراتژیهای اتحادیه اروپا پیرامون آسیای مرکزی» و «نشست کشورهای ترکزبان» با ابتکار ترکیه اشاره کرد. نتیجه آشکار این گفتوگوها آن است که نفوذ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای فوق در آسیای مرکزی سالهاست بهمراتب بیش از ایران بوده و برگهای برنده بسیاری در اختیار آنهاست که جمهوری اسلامی ایران در رقابت با آن کشورها از این امتیازات برخوردار نیست.
ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2970.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/9711.001.jpg
✅ انتخابات ارمنستان و پیامدهایش بر روابط با ایران
🖋 حسین عسگریان
روز 9 دسامبر (18 آذر) انتخابات پارلمانی زودهنگام در ارمنستان برگزار شد. در این انتخابات، «ائتلاف قدم من» (به رهبری نیکول پاشینیان) اکثریت قاطع آرا را بهدست آورد. درمجموع، در این انتخابات، یازده نیروی سیاسی به شکل نُه حزب و دو ائتلاف شرکت داشتند. «ائتلاف قدم من» (به رهبری نیکول پاشینیان، کفیل نخستوزیری)، توانست با کسب 88 کرسی از 132 کرسی پارلمان بعد از سالها به حاکمیت حزب جمهوریخواه در این کشور پایان دهد. نکته قابل تأمل در انتخابات اخیر مجلس ملی ارمنستان این است که حزب جمهوریخواه که حزب حاکم گذشته و حزب مخالف کنونی دولت ایروان قلمداد میشود، برای نخستینبار در تاریخ ارمنستان پس از استقلال در سال 1991، به مجلس ملی این کشور راه نیافت.
اعضای حزب حاکم جمهوری خواه که نزدیک به بیست سال قدرت را دراختیار داشتند آراء زیر پنج درصد را کسب کردند. در ارمنستان، هر حزب نیازمند دستکم پنج درصد آرا برای ورود به پارلمان است. با این نتایج، نیکول پاشینیان امکان نخستوزیری دوباره در ارمنستان را یافته است.
زمینهها و ریشههای اصلی اعتراضات ماه آوریل و مه 2018 و برگزاری انتخابات زودهنگام
ریشه اعتراضات مه 2018 را میتوان بهنوعی در تحولات سه سال اخیر یعنی از سال 2015 به این سو جستجو کرد. در سال 2015، با پیشنهاد سرژ سرکیسیان، رئیسجمهور وقت ارمنستان، رفراندومی درجهت تغییر ساختار نظام سیاسی ازطریق اصلاح قانون اساسی و تبدیل نظام ریاستی به نظام پارلمانی انجام گرفت که با رأی مثبت مردم این کشور به این تغییرات، اصلاح موردنظر صورت پذیرفت. سرکیسیان پیشتر اعلام کرده بود بهدنبال بهدست آوردن جایگاه نخستوزیری نیست. اگرچه حزب حاکم متعلق به وی یعنی حزب جمهوریخواه ارمنستان توانسته بود در انتخابات پارلمانی آوریل 2017 پیروز رقابتهای انتخاباتی شود، بهدنبال نامزدی وی برای تصدی پست نخستوزیری این کشور در آوریل 2018 و تصاحب این پست اعتراضات در این کشور شدت گرفت و وی مجبور به استعفا از نخستوزیری ارمنستان شد و راه برای رسیدن نیکول پاشینیان در مقام نخستوزیر این کشور هموار گردید.
دراینمیان، مسائلی همچون انباشت مطالبات و نارضایتیهای بخش بزرگی از مردم ارمنستان ازجمله نسل جوان آن در پیوند با مسائل جاری در این کشور همچون بیکاری و فقر در این کشور بهانهای به دست مخالفان و یا به بیانی دیگر، روشنفکران و دگراندیشان ارمنی داد تا بتوانند از این فضا برای بهوجود آوردن موجی از اعتراضات استفاده کنند و فردی همچون پاشینیان رهبری مخالفان را در دست بگیرد و به مقام نخستوزیری این کشور برسد.
پاشینیان اگرچه در هفتههای آغازین حکومتش درباره این موضوع سخن گفته بود که تصمیم ندارد انتخابات زودهنگام برگزار کند، با تداوم فعالیتهایش بهعنوان رئیس دولت و برخوردهایی که با ساختار قدیمی و لابیهای موجود در داخل حاکمیت ایروان داشت درنهایت، کشور را بهسوی یک انتخابات زودهنگام پیش برد تا با مجلسی یکدستتر امکان تحکم بهتری بر ساختار حاکمیت داشته باشد و تحولات و اصلاحاتی را که در سر دارد با قدرت بیشتری پیگیری کند.
🔹ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2949.aspx
✅ انتخابات ارمنستان و پیامدهایش بر روابط با ایران
🖋 حسین عسگریان
روز 9 دسامبر (18 آذر) انتخابات پارلمانی زودهنگام در ارمنستان برگزار شد. در این انتخابات، «ائتلاف قدم من» (به رهبری نیکول پاشینیان) اکثریت قاطع آرا را بهدست آورد. درمجموع، در این انتخابات، یازده نیروی سیاسی به شکل نُه حزب و دو ائتلاف شرکت داشتند. «ائتلاف قدم من» (به رهبری نیکول پاشینیان، کفیل نخستوزیری)، توانست با کسب 88 کرسی از 132 کرسی پارلمان بعد از سالها به حاکمیت حزب جمهوریخواه در این کشور پایان دهد. نکته قابل تأمل در انتخابات اخیر مجلس ملی ارمنستان این است که حزب جمهوریخواه که حزب حاکم گذشته و حزب مخالف کنونی دولت ایروان قلمداد میشود، برای نخستینبار در تاریخ ارمنستان پس از استقلال در سال 1991، به مجلس ملی این کشور راه نیافت.
اعضای حزب حاکم جمهوری خواه که نزدیک به بیست سال قدرت را دراختیار داشتند آراء زیر پنج درصد را کسب کردند. در ارمنستان، هر حزب نیازمند دستکم پنج درصد آرا برای ورود به پارلمان است. با این نتایج، نیکول پاشینیان امکان نخستوزیری دوباره در ارمنستان را یافته است.
زمینهها و ریشههای اصلی اعتراضات ماه آوریل و مه 2018 و برگزاری انتخابات زودهنگام
ریشه اعتراضات مه 2018 را میتوان بهنوعی در تحولات سه سال اخیر یعنی از سال 2015 به این سو جستجو کرد. در سال 2015، با پیشنهاد سرژ سرکیسیان، رئیسجمهور وقت ارمنستان، رفراندومی درجهت تغییر ساختار نظام سیاسی ازطریق اصلاح قانون اساسی و تبدیل نظام ریاستی به نظام پارلمانی انجام گرفت که با رأی مثبت مردم این کشور به این تغییرات، اصلاح موردنظر صورت پذیرفت. سرکیسیان پیشتر اعلام کرده بود بهدنبال بهدست آوردن جایگاه نخستوزیری نیست. اگرچه حزب حاکم متعلق به وی یعنی حزب جمهوریخواه ارمنستان توانسته بود در انتخابات پارلمانی آوریل 2017 پیروز رقابتهای انتخاباتی شود، بهدنبال نامزدی وی برای تصدی پست نخستوزیری این کشور در آوریل 2018 و تصاحب این پست اعتراضات در این کشور شدت گرفت و وی مجبور به استعفا از نخستوزیری ارمنستان شد و راه برای رسیدن نیکول پاشینیان در مقام نخستوزیر این کشور هموار گردید.
دراینمیان، مسائلی همچون انباشت مطالبات و نارضایتیهای بخش بزرگی از مردم ارمنستان ازجمله نسل جوان آن در پیوند با مسائل جاری در این کشور همچون بیکاری و فقر در این کشور بهانهای به دست مخالفان و یا به بیانی دیگر، روشنفکران و دگراندیشان ارمنی داد تا بتوانند از این فضا برای بهوجود آوردن موجی از اعتراضات استفاده کنند و فردی همچون پاشینیان رهبری مخالفان را در دست بگیرد و به مقام نخستوزیری این کشور برسد.
پاشینیان اگرچه در هفتههای آغازین حکومتش درباره این موضوع سخن گفته بود که تصمیم ندارد انتخابات زودهنگام برگزار کند، با تداوم فعالیتهایش بهعنوان رئیس دولت و برخوردهایی که با ساختار قدیمی و لابیهای موجود در داخل حاکمیت ایروان داشت درنهایت، کشور را بهسوی یک انتخابات زودهنگام پیش برد تا با مجلسی یکدستتر امکان تحکم بهتری بر ساختار حاکمیت داشته باشد و تحولات و اصلاحاتی را که در سر دارد با قدرت بیشتری پیگیری کند.
🔹ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2949.aspx
به دور از هر گونه شعار زدگی می توان در بسیاری از موارد از کیسه یا ظرف یکبار مصرف پلاستیکی استفاده نکرد. با جایگزینی و به گزینی در مواد مصرفی میتوانیم آیندهی بهتری را برای کودکان سرزمینمان خلق کنیم.
#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/9711.002.jpg
✅ مزایا و چالشهای پیوستن ایران به کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان
🖋 حسامالدین حجت زاده
موضوع پیوستن یا نپیوستن جمهوری اسلامی ایران به پروژه کلان «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» بهعنوان بخش کلیدی پروژه عظیم «جاده ابریشم چین» موسوم به ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده» چند سالی است که مطرح بوده و در ایران، منطقه و سطح بینالمللی بحثبرانگیز شده است. در ماههای اخیر، اما این موضوع بیشازپیش مورد توجه رسانهها و تحلیلگران قرار گرفته است که دلایل مهم آن بدین قرارند:
عملیاتی شدن صادرات کالا از هند به افغانستان ازطریق بندر چابهار؛ تأثیر احتمالی کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان در کاهش آثار منفی تحریمهای یکجانبه آمریکا برضد تهران؛ دعوت مکرر ایران از چین برای پیوستن به طرح توسعه بندر چابهار ازسوی هند و ابراز علاقه ضمنی پکن برای مشارکت در این طرح؛ تلاش پیگیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای سرمایهگذاری میلیارد دلاری در پروژه توسعه بندر گوادر ازسوی چین در جنوبغربی ایالات بلوچستان پاکستان و نزدیک مرز ایران و چابهار و حساسیت تهران در این مورد.
با توجه به اینکه پروژه کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان رقیب اصلی طرح توسعه بندر چابهار با کمک هند است، این پرسش مطرح میشود که حضور یا عدم حضور ایران در پروژه کلانی همچون «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» چه مزایا و منافع اقتصادی و سیاسیای برای تهران به همراه دارد. این مقاله همچنین چالشهای فراروی پیوستن جمهوری اسلامی ایران به کریدور موردنظر را مورد بررسی قرار میدهد.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید.
🔗http://www.tisri.org/default-2950.aspx
#بخوانیم
✅ مزایا و چالشهای پیوستن ایران به کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان
🖋 حسامالدین حجت زاده
موضوع پیوستن یا نپیوستن جمهوری اسلامی ایران به پروژه کلان «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» بهعنوان بخش کلیدی پروژه عظیم «جاده ابریشم چین» موسوم به ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده» چند سالی است که مطرح بوده و در ایران، منطقه و سطح بینالمللی بحثبرانگیز شده است. در ماههای اخیر، اما این موضوع بیشازپیش مورد توجه رسانهها و تحلیلگران قرار گرفته است که دلایل مهم آن بدین قرارند:
عملیاتی شدن صادرات کالا از هند به افغانستان ازطریق بندر چابهار؛ تأثیر احتمالی کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان در کاهش آثار منفی تحریمهای یکجانبه آمریکا برضد تهران؛ دعوت مکرر ایران از چین برای پیوستن به طرح توسعه بندر چابهار ازسوی هند و ابراز علاقه ضمنی پکن برای مشارکت در این طرح؛ تلاش پیگیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای سرمایهگذاری میلیارد دلاری در پروژه توسعه بندر گوادر ازسوی چین در جنوبغربی ایالات بلوچستان پاکستان و نزدیک مرز ایران و چابهار و حساسیت تهران در این مورد.
با توجه به اینکه پروژه کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان رقیب اصلی طرح توسعه بندر چابهار با کمک هند است، این پرسش مطرح میشود که حضور یا عدم حضور ایران در پروژه کلانی همچون «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» چه مزایا و منافع اقتصادی و سیاسیای برای تهران به همراه دارد. این مقاله همچنین چالشهای فراروی پیوستن جمهوری اسلامی ایران به کریدور موردنظر را مورد بررسی قرار میدهد.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید.
🔗http://www.tisri.org/default-2950.aspx
#بخوانیم
همه ما در قبال کمّیت آب مسئولیم چرا که اگر مسئولانه عمل نکنیم، خلاقیت و توانمندی های خود را برای مدیریت مصرف و تقاضای آب به کار نگیریم و نوآورانه ترین ابزارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را برای مدیریت منابع آب به کار نگیریم، به سرعت با کمبود آزاردهنده آب مواجه خواهیم شد.
#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/9711.003.jpg
✅ انتخابات آتی کنست و تکاپوی نتانیاهو برای عادیسازی روابط با عربستان
🖋 سید علی نجات
بهقدرت رسیدن دونالد ترامپ موجب شد فرصت ایدئالی برای نتانیاهو شکل بگیرد تا برنامهها و طرحهای منطقهای خود را پیگیری کنند. درواقع، ترامپ با خروج از برجام و اعمال مجدد تحریمها علیه ایران، افتتاح سفارت خود در بیتالمقدس، پیگیری معامله قرن و تلاش برای تسریع روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با تلآویو خدمت بزرگی به نتانیاهو و صهیونیستها کرد.
بعد از خروج ترامپ از برجام، بسیاری از رقبای سیاسی نتانیاهو دیدگاه خود را درمورد وی تعدی کردند؛ برای مثال، بعد از خروج آمریکا از برجام، نظرسنجیها حاکی از آن بود که درصورت برگزاری انتخابات، حزب لیکود به رهبری نتانیاهو قادر خواهد بود 35 کرسی کنست را کسب کند. سفر نتانیاهو به عمان نیز به این امر کمک کرد؛ اما جنگ دوروزه غزه و موافقت نتانیاهو با آتشبس، بهرهبرداری رقبای سیاسی او را بهدنبال داشت. علاوهبرآن، درگیر بودن نتانیاهو و همسرش در تحقیقات مربوط به فساد مالی و رشوهخواری جایگاه نتانیاهو در داخل رژیم صهیونیستی را بهشدت تقلیل داده است.
اخیراً نیز فشارها علیه نتانیاهو بیشتر شده است؛ یائیر لاپید، رهبر حزب «یش عتید» با متخلف خواندن نتانیاهو گفته است که او درحال له شدن زیر فشارهای همهجانبه است. ازسویدیگر، نظرسنجی جدید نشان میدهد که بنی گانتز، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح رژیم صهیونیستی، درحال کم کردن فاصله خود با نتانیاهوست. درحالیکه سه ماه تا برگزاری انتخابات زودهنگام باقی مانده، نظرسنجی شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی نشان میدهد که 41 درصد از صهیونیستها خواستار نخستوزیر شدن نتانیاهو هستند و 38 درصد پیروزی گانتز را میخواهند. این درحالی است که هنوز 21 درصد از صهیونیستها فعلاً نمیتوانند تصمیم بگیرند.
ازهمینرو، نتانیاهو برای تلطیف چهره خود و بهبود موقعیت حزب لیکود در انتخابات آتی کنست سعی دارد در سه ماه آینده به کشورهای عربی نظیر: عربستان سعودی، بحرین و امارات برود و با سران این کشورها دیدار کند. به تعبیر دیگر، نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات آتی نیاز جدی به زنجیره عادیسازی روابط میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بهویژه عربستان سعودی دارد؛ زیرا عادیسازی روابط با ریاض موجب تسریع این روند و تسری آن به کشورهای دیگر خواهد شد.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2951.aspx
#بخوانیم
✅ انتخابات آتی کنست و تکاپوی نتانیاهو برای عادیسازی روابط با عربستان
🖋 سید علی نجات
بهقدرت رسیدن دونالد ترامپ موجب شد فرصت ایدئالی برای نتانیاهو شکل بگیرد تا برنامهها و طرحهای منطقهای خود را پیگیری کنند. درواقع، ترامپ با خروج از برجام و اعمال مجدد تحریمها علیه ایران، افتتاح سفارت خود در بیتالمقدس، پیگیری معامله قرن و تلاش برای تسریع روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با تلآویو خدمت بزرگی به نتانیاهو و صهیونیستها کرد.
بعد از خروج ترامپ از برجام، بسیاری از رقبای سیاسی نتانیاهو دیدگاه خود را درمورد وی تعدی کردند؛ برای مثال، بعد از خروج آمریکا از برجام، نظرسنجیها حاکی از آن بود که درصورت برگزاری انتخابات، حزب لیکود به رهبری نتانیاهو قادر خواهد بود 35 کرسی کنست را کسب کند. سفر نتانیاهو به عمان نیز به این امر کمک کرد؛ اما جنگ دوروزه غزه و موافقت نتانیاهو با آتشبس، بهرهبرداری رقبای سیاسی او را بهدنبال داشت. علاوهبرآن، درگیر بودن نتانیاهو و همسرش در تحقیقات مربوط به فساد مالی و رشوهخواری جایگاه نتانیاهو در داخل رژیم صهیونیستی را بهشدت تقلیل داده است.
اخیراً نیز فشارها علیه نتانیاهو بیشتر شده است؛ یائیر لاپید، رهبر حزب «یش عتید» با متخلف خواندن نتانیاهو گفته است که او درحال له شدن زیر فشارهای همهجانبه است. ازسویدیگر، نظرسنجی جدید نشان میدهد که بنی گانتز، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح رژیم صهیونیستی، درحال کم کردن فاصله خود با نتانیاهوست. درحالیکه سه ماه تا برگزاری انتخابات زودهنگام باقی مانده، نظرسنجی شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی نشان میدهد که 41 درصد از صهیونیستها خواستار نخستوزیر شدن نتانیاهو هستند و 38 درصد پیروزی گانتز را میخواهند. این درحالی است که هنوز 21 درصد از صهیونیستها فعلاً نمیتوانند تصمیم بگیرند.
ازهمینرو، نتانیاهو برای تلطیف چهره خود و بهبود موقعیت حزب لیکود در انتخابات آتی کنست سعی دارد در سه ماه آینده به کشورهای عربی نظیر: عربستان سعودی، بحرین و امارات برود و با سران این کشورها دیدار کند. به تعبیر دیگر، نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات آتی نیاز جدی به زنجیره عادیسازی روابط میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بهویژه عربستان سعودی دارد؛ زیرا عادیسازی روابط با ریاض موجب تسریع این روند و تسری آن به کشورهای دیگر خواهد شد.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2951.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9710/b_0008.jpg
✅ جهش بلند در روابط پاکستان و ترکیه؛ دیدگاه ایرانی
🖋 حسامالدین حجت زاده
پاکستان از بدو تأسیس در سال 1947، همواره روابط خوبی با ترکیه داشته است که بخشی از این موضوع به گرایش دو کشور به غرب و حضورشان در جمع همپیمانان آمریکا بازمیگردد.
بااینحال، برخی مسائل دستکم تا سالهای اخیر از نقاط اختلاف آنکارا و اسلامآباد بودند که یکی از آنها موضع منفی ترکیه درقبال رویکار آمدن رژیم طالبان در افغانستان در دهه 1990 با حمایت همهجانبه پاکستان و تداوم این حمایتها پس از سرنگونی رژیم طالبان در سال 2001 بود. آنکارا در کنار روسیه، هند، ایران و چین، از ائتلاف شمال در برابر طالبان پشتیبانی مالی، نظامی، آموزشی و سیاسی بهعمل آورد و از حامیان اقتصادی و سیاسی حامد کرزای، رئیسجمهور پیشین افغانستان نیز بهشمار میرفت. بهعلاوه ترکیه همواره در دعوای پاکستان و آمریکا بر سر حمایت اسلامآباد از تروریسم طی بیش از یک دهه اخیر بیطرف بود و تمایل چندانی به حمایت از استدلالهای مقامات پاکستانی نشان نمیداد.
اما تحولات داخلی ترکیه و پاکستان و برهم خوردن ثبات نسبی در روابط این دو با آمریکا در دو سال اخیر، نزدیک شدن اسلامآباد و آنکارا به یکدیگر را بهدنبال داشته است. ازیکطرف، سیاستهای ماجراجویانه رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه در غرب آسیا در سالهای گذشته، تضاد منافع فزاینده بین این کشور و آمریکاییها را موجب شد و روابط اردوغان با واشینگتن و ناتو تیره گردید. درحالیکه وی بیشتر بهلحاظ سیاسی و نظامی به روسیه و ایران و ازلحاظ اقتصادی به چین نزدیک شده است، دولت و ارتش پاکستان نیز بهویژه پس از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و مواضع ضدپاکستانی او کوشیدهاند با روسیه و ایران روابط سیاسی و نظامی گستردهای برقرار کنند. پکن نیز که با سرمایهگذاری پنجاه میلیارد دلاری در طرح راهبردی کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) بهعنوان مکمل پروژه عظیم راه ابریشم نوین چین یا ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده» (BRI) نبض اقتصاد و تجارت پاکستان را در دست میگیرد قصد دارد از برگ پاکستان بهمنظور برقراری موازنه در رقابت تنگاتنگ تجاری و سیاسی با آمریکا حداکثر استفاده را ببرد.
روند همگرایی پاکستان و ترکیه در سال 2017 همزمان با افزایش تنش بین دولت ترامپ و دولت و ارتش پاکستان و تلاش این کشور برای نزدیک شدن تاکتیکی به روسیه، ایران، و ترکیه سرعت گرفت. ژنرال قمر جاوید باجوا، فرمانده کل ارتش، و خواجه محمد آصف، وزیر امور خارجه پاکستان، در تابستان و پاییز 2017 از ترکیه دیدار کردند که با استقبال دولت و ارتش ترکیه مواجه شد. در سال 2018، چند ماه پس از پیروزی مجدد اردوغان در انتخابات ریاستجمهوری ترکیه و انتخاب عمران خان نیازی بهعنوان نخستوزیر پاکستان، روند نزدیکی دو کشور سرعت بیشتری گرفت و بهنظر میرسد سفرهای پیاپی مقامات ارشد دو کشور به پایتختهای یکدیگر نشانه آغاز جهشی بزرگ در روابط اسلامآباد ـ آنکارا در سال 2019 باشد. برایناساس، روابط اسلامآباد ـ آنکارا را میتوان از چند زاویه تحلیل کرد
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2943.aspx
#بخوانیم
✅ جهش بلند در روابط پاکستان و ترکیه؛ دیدگاه ایرانی
🖋 حسامالدین حجت زاده
پاکستان از بدو تأسیس در سال 1947، همواره روابط خوبی با ترکیه داشته است که بخشی از این موضوع به گرایش دو کشور به غرب و حضورشان در جمع همپیمانان آمریکا بازمیگردد.
بااینحال، برخی مسائل دستکم تا سالهای اخیر از نقاط اختلاف آنکارا و اسلامآباد بودند که یکی از آنها موضع منفی ترکیه درقبال رویکار آمدن رژیم طالبان در افغانستان در دهه 1990 با حمایت همهجانبه پاکستان و تداوم این حمایتها پس از سرنگونی رژیم طالبان در سال 2001 بود. آنکارا در کنار روسیه، هند، ایران و چین، از ائتلاف شمال در برابر طالبان پشتیبانی مالی، نظامی، آموزشی و سیاسی بهعمل آورد و از حامیان اقتصادی و سیاسی حامد کرزای، رئیسجمهور پیشین افغانستان نیز بهشمار میرفت. بهعلاوه ترکیه همواره در دعوای پاکستان و آمریکا بر سر حمایت اسلامآباد از تروریسم طی بیش از یک دهه اخیر بیطرف بود و تمایل چندانی به حمایت از استدلالهای مقامات پاکستانی نشان نمیداد.
اما تحولات داخلی ترکیه و پاکستان و برهم خوردن ثبات نسبی در روابط این دو با آمریکا در دو سال اخیر، نزدیک شدن اسلامآباد و آنکارا به یکدیگر را بهدنبال داشته است. ازیکطرف، سیاستهای ماجراجویانه رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه در غرب آسیا در سالهای گذشته، تضاد منافع فزاینده بین این کشور و آمریکاییها را موجب شد و روابط اردوغان با واشینگتن و ناتو تیره گردید. درحالیکه وی بیشتر بهلحاظ سیاسی و نظامی به روسیه و ایران و ازلحاظ اقتصادی به چین نزدیک شده است، دولت و ارتش پاکستان نیز بهویژه پس از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و مواضع ضدپاکستانی او کوشیدهاند با روسیه و ایران روابط سیاسی و نظامی گستردهای برقرار کنند. پکن نیز که با سرمایهگذاری پنجاه میلیارد دلاری در طرح راهبردی کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) بهعنوان مکمل پروژه عظیم راه ابریشم نوین چین یا ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده» (BRI) نبض اقتصاد و تجارت پاکستان را در دست میگیرد قصد دارد از برگ پاکستان بهمنظور برقراری موازنه در رقابت تنگاتنگ تجاری و سیاسی با آمریکا حداکثر استفاده را ببرد.
روند همگرایی پاکستان و ترکیه در سال 2017 همزمان با افزایش تنش بین دولت ترامپ و دولت و ارتش پاکستان و تلاش این کشور برای نزدیک شدن تاکتیکی به روسیه، ایران، و ترکیه سرعت گرفت. ژنرال قمر جاوید باجوا، فرمانده کل ارتش، و خواجه محمد آصف، وزیر امور خارجه پاکستان، در تابستان و پاییز 2017 از ترکیه دیدار کردند که با استقبال دولت و ارتش ترکیه مواجه شد. در سال 2018، چند ماه پس از پیروزی مجدد اردوغان در انتخابات ریاستجمهوری ترکیه و انتخاب عمران خان نیازی بهعنوان نخستوزیر پاکستان، روند نزدیکی دو کشور سرعت بیشتری گرفت و بهنظر میرسد سفرهای پیاپی مقامات ارشد دو کشور به پایتختهای یکدیگر نشانه آغاز جهشی بزرگ در روابط اسلامآباد ـ آنکارا در سال 2019 باشد. برایناساس، روابط اسلامآباد ـ آنکارا را میتوان از چند زاویه تحلیل کرد
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2943.aspx
#بخوانیم
(https://attach.fahares.com/5188N+dAnrn9+il0SNA7dg==)
🔵 موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران در راستای شناسایی تحلیلگران حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بهخصوص جوانان، دانشجویان و فارغالتحصیلان جدید با همکاری برخی از مراکز پژوهشی معتبر کشور اقدام به برگزاری اولین جشنواره سراسری تحلیلگر برتر در حوزه سیاست خارجی کرده است. گفتنی است به ده نفر اول از تحلیلگران جوایز نفیسی اهدا و گواهی اعطا میگردد.
🖋 محورهای جشنواره تحلیلگر برتر بر اساس مخاطرات منطقهای و بینالمللی سیاست خارجی کشور عبارتاند از:
1. نظمها و نظامات سیاسی ـ امنیتی منطقهای و بینالمللی
2. نظمها و نظامات دفاعی ـ نظامی منطقهای و بینالمللی
3. نظمها و نظامات اقتصاد سیاسی منطقهای و بینالمللی
4. نظمها و نظامات حقوقی منطقهای و بینالمللی
5. مقاومت منطقهای و بینالمللی
6. انسجام اسلامی و منطقهای
7. جرائم سازمانیافته منطقهای و بینالمللی
📝 با توجه به لزوم ارائه منظم مطالب ارسالی جهت ارزیابی و داوری، پیشنهاد میشود ساختار نوشتاری مقالات به ترتیب زیر باشد:
🔹 چکیده (حدود 250 تا 300 کلمه)؛
🔹 مقدمه (بیان مسئله، اهمیت مسئله، سؤال اصلی، سازماندهی مقاله)؛
🔹 متن اصلی (توصیف یک صفحهای و دقیق از مسئله، مخاطرات و یا مسائل مرتبط با مسئله، تشریح مخاطرات و مسائل طرح شده حول مسئله، اولویتبندی هشدارها برای این مسئله)
جمعبندی (پیشبینی از این مسئله در یک سال آینده، الزامات جمهوری اسلامی ایران برای این مسئله در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت)
قابلتوجه است که کلیت ساختار نوشتاری فوق در 3500 تا 4500 کلمه در نظر گرفته شود. بنا به موضوع پیشنهادی تغییراتی جزئی در ساختار نوشتار بلامانع است. ویراستاری علمی و نگارشی دقیق بر عهده نویسنده مقاله است.
آخرین مهلت ارسال مقالات 20 فروردینماه 1398 است. همچنین اعلام نتایج و برگزاری جشنواره اردیبهشتماه 1398 خواد بود.
آدرس دبیرخانه جشنواره: تهران، خیابان مطهری، خیابان شهید سرافراز، کوچه یکم، پلاک 21
شماره تماس: 88756204 -021 ایمیل دبیرخانه: tahlilgarbartar@tisri.org
#فراخوان
🔹@TehranInstitute
🔵 موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران در راستای شناسایی تحلیلگران حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بهخصوص جوانان، دانشجویان و فارغالتحصیلان جدید با همکاری برخی از مراکز پژوهشی معتبر کشور اقدام به برگزاری اولین جشنواره سراسری تحلیلگر برتر در حوزه سیاست خارجی کرده است. گفتنی است به ده نفر اول از تحلیلگران جوایز نفیسی اهدا و گواهی اعطا میگردد.
🖋 محورهای جشنواره تحلیلگر برتر بر اساس مخاطرات منطقهای و بینالمللی سیاست خارجی کشور عبارتاند از:
1. نظمها و نظامات سیاسی ـ امنیتی منطقهای و بینالمللی
2. نظمها و نظامات دفاعی ـ نظامی منطقهای و بینالمللی
3. نظمها و نظامات اقتصاد سیاسی منطقهای و بینالمللی
4. نظمها و نظامات حقوقی منطقهای و بینالمللی
5. مقاومت منطقهای و بینالمللی
6. انسجام اسلامی و منطقهای
7. جرائم سازمانیافته منطقهای و بینالمللی
📝 با توجه به لزوم ارائه منظم مطالب ارسالی جهت ارزیابی و داوری، پیشنهاد میشود ساختار نوشتاری مقالات به ترتیب زیر باشد:
🔹 چکیده (حدود 250 تا 300 کلمه)؛
🔹 مقدمه (بیان مسئله، اهمیت مسئله، سؤال اصلی، سازماندهی مقاله)؛
🔹 متن اصلی (توصیف یک صفحهای و دقیق از مسئله، مخاطرات و یا مسائل مرتبط با مسئله، تشریح مخاطرات و مسائل طرح شده حول مسئله، اولویتبندی هشدارها برای این مسئله)
جمعبندی (پیشبینی از این مسئله در یک سال آینده، الزامات جمهوری اسلامی ایران برای این مسئله در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت)
قابلتوجه است که کلیت ساختار نوشتاری فوق در 3500 تا 4500 کلمه در نظر گرفته شود. بنا به موضوع پیشنهادی تغییراتی جزئی در ساختار نوشتار بلامانع است. ویراستاری علمی و نگارشی دقیق بر عهده نویسنده مقاله است.
آخرین مهلت ارسال مقالات 20 فروردینماه 1398 است. همچنین اعلام نتایج و برگزاری جشنواره اردیبهشتماه 1398 خواد بود.
آدرس دبیرخانه جشنواره: تهران، خیابان مطهری، خیابان شهید سرافراز، کوچه یکم، پلاک 21
شماره تماس: 88756204 -021 ایمیل دبیرخانه: tahlilgarbartar@tisri.org
#فراخوان
🔹@TehranInstitute
Telegram
attach 📎
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9710/b_0009.jpg
✅ نشست سهجانبه کابل و تحولات اخیر در قبال فرایند صلح افغانستان
🖋 احسان صادقی چیمه
دومین نشست سهجانبه کشورهای چین، پاکستان و افغانستان روز شنبه 24 آذر در کابل، پایتخت افغانستان برگزار شد. اولین نشست میان این سه کشور پیشتر در دسامبر 2017، در پکن پایتخت چین برگزار شده بود. سفر وانگ ایی، وزیر خارجه چین، به افغانستان و شرکت در نشست سهجانبه از این جهت حائز اهمیت است که همزمان با این نشست، دور جدیدی از مذاکرات و فرایند صلح میان آمریکا، گروه طالبان و دولت افغانستان درحال برگزاری بود. تلاشهای کنونی چین همسو و همزمان با تلاشهای دیگر طرفهای درگیر در فرایند صلح افغانستان، بار دیگر نشان از اهمیت این کشور و ایجاد ثبات در آن، چه برای بازیگران محلی و منطقهای و چه برای قدرتهای بزرگ و از جمله چین دارد.
مروری بر بیانیه مشترک چین ـ پاکستان ـ افغانستان در نشست کابل
دومین نشست سهجانبه میان سه کشور چین ـ پاکستان ـ افغانستان با حضور وزرای خارجه این سه کشور یعنی وانگ ایی، وزیر خارجه چین؛ صلاحالدین ربانی، وزیر خارجه افغانستان؛ و شاه محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان در شهر کابل برگزار گردید.
وزرای خارجه سه کشور در پایان این نشست بیانیه مشترکی را صادر کردند که مهمترین مسائل مطرحشده در آن، بدین شرح است:
- تأکید بر تقویت و تعمیق همکاریها میان سه کشور چین، پاکستان و افغانستان با توجه به پیشبرد پروژههای اتصال منطقهای همچون ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده»، کنفرانس همکاریهای اقتصادی منطقهای افغانستان و دیگر ابتکارات اقتصادی منطقهای.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2944.aspx
#بخوانیم
✅ نشست سهجانبه کابل و تحولات اخیر در قبال فرایند صلح افغانستان
🖋 احسان صادقی چیمه
دومین نشست سهجانبه کشورهای چین، پاکستان و افغانستان روز شنبه 24 آذر در کابل، پایتخت افغانستان برگزار شد. اولین نشست میان این سه کشور پیشتر در دسامبر 2017، در پکن پایتخت چین برگزار شده بود. سفر وانگ ایی، وزیر خارجه چین، به افغانستان و شرکت در نشست سهجانبه از این جهت حائز اهمیت است که همزمان با این نشست، دور جدیدی از مذاکرات و فرایند صلح میان آمریکا، گروه طالبان و دولت افغانستان درحال برگزاری بود. تلاشهای کنونی چین همسو و همزمان با تلاشهای دیگر طرفهای درگیر در فرایند صلح افغانستان، بار دیگر نشان از اهمیت این کشور و ایجاد ثبات در آن، چه برای بازیگران محلی و منطقهای و چه برای قدرتهای بزرگ و از جمله چین دارد.
مروری بر بیانیه مشترک چین ـ پاکستان ـ افغانستان در نشست کابل
دومین نشست سهجانبه میان سه کشور چین ـ پاکستان ـ افغانستان با حضور وزرای خارجه این سه کشور یعنی وانگ ایی، وزیر خارجه چین؛ صلاحالدین ربانی، وزیر خارجه افغانستان؛ و شاه محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان در شهر کابل برگزار گردید.
وزرای خارجه سه کشور در پایان این نشست بیانیه مشترکی را صادر کردند که مهمترین مسائل مطرحشده در آن، بدین شرح است:
- تأکید بر تقویت و تعمیق همکاریها میان سه کشور چین، پاکستان و افغانستان با توجه به پیشبرد پروژههای اتصال منطقهای همچون ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده»، کنفرانس همکاریهای اقتصادی منطقهای افغانستان و دیگر ابتکارات اقتصادی منطقهای.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2944.aspx
#بخوانیم
Forwarded from پژوهشکده ابرار معاصر تهران
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/iraninayne.jpg
📚 #ایران در آینه سیاست خارجی #چین
🖋 محمدحسین دهقانیان
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ نگارش کتاب حاضر با این هدف صورت گرفته است که الگویی برای تبیین سیاست خارجی چین و تطبیق آن با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فراهم کند و یا آنکه دستکم گام کوچکی باشد بهسوی تبیین نظری روابط ایران و چین؛ بهگونهای که بتواند از پیچیدگیها و ابهامات دراینزمینه بکاهد و همچون منشوری باشد که ازطریق آن درک و نگاه بهتری درمورد سیاست خارجی ایران و چین امکانپذیر شود. یکی از مهمترین پرسشهایی که غالباً درمورد روابط ایران و چین مطرح میشود این است که آیا میتوان این دو کشور را متحد راهبردی یکدیگر تلقی کرد؟ آیا سیاست خارجی نگاه به شرق ازسوی جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر روسیه و چین میتواند مقدمهای برای اتحاد راهبردی با این دو کشور باشد؟ در پاسخ به این پرسشها و موارد مشابه میتوان دلایلی در رد یا قبول آنها ارائه کرد؛ اما باز هم ابهامها بر جای خود باقی خواهد ماند؛ زیرا نتوانستهایم چهارچوبی بنا کنیم که با استفاده از آن به سنجش دلایل ارائهشده در پاسخ به این پرسشها بپردازیم. نگارنده در کتاب حاضر گام کوچکی در این جهت برداشته و امیدوار است که بتواند از این دست ابهامها تا اندازهای بکاهد.
سیاست خارجی چین را میتوان از دیدگاههای نظری گوناگونی مورد بررسی قرار داد و تاکنون از نظریههای مختلفی در روابط بینالملل و سیاست خارجی در این جهت استفاده شده است. از یک منظر، بخش قابل توجهی از مقالات و کتابها به بررسی نظری روابط چین و آمریکا اختصاص یافته و تلاش شده است از منظر نظریههایی همچون واقعگرایی و نوواقعگرایی، نظریه چرخههای هژمونیک، نظریههای تصمیمگیری و لیبرالیسم به این حوزه توجه شود. این پرسش که آیا چین بهعنوان یک قدرت درحال خیزش و آمریکا بهعنوان یک قدرت رو به افول برپایه تجربیات تاریخی و نیز چرخش قدرت سرانجام با یکدیگر وارد جنگ خواهند شد یا خیر بسیار مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است. گراهام آلیسون، در کتاب اخیر خود با یک بررسی تاریخی به شانزده مورد اشاره میکند که دو قدرت روبهافول و درحال خیزش در برابر هم قرار گرفتهاند. در دوازده مورد جنگ تعیینکننده سرنوشت آنها بوده است. در کتاب حاضر تلاش شده است که بهجای توجه به این جنبه از حوزه مطالعاتی چین، چهارچوبی ارائه شود که به ما درک بهتری درمورد سیاست خارجی ایران فراهم کند و از سیاست خارجی چین همچون آینهای برای نگریستن به سیاست خارجی ایران بهره بگیرد.
🔹برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
📚 #ایران در آینه سیاست خارجی #چین
🖋 محمدحسین دهقانیان
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ نگارش کتاب حاضر با این هدف صورت گرفته است که الگویی برای تبیین سیاست خارجی چین و تطبیق آن با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فراهم کند و یا آنکه دستکم گام کوچکی باشد بهسوی تبیین نظری روابط ایران و چین؛ بهگونهای که بتواند از پیچیدگیها و ابهامات دراینزمینه بکاهد و همچون منشوری باشد که ازطریق آن درک و نگاه بهتری درمورد سیاست خارجی ایران و چین امکانپذیر شود. یکی از مهمترین پرسشهایی که غالباً درمورد روابط ایران و چین مطرح میشود این است که آیا میتوان این دو کشور را متحد راهبردی یکدیگر تلقی کرد؟ آیا سیاست خارجی نگاه به شرق ازسوی جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر روسیه و چین میتواند مقدمهای برای اتحاد راهبردی با این دو کشور باشد؟ در پاسخ به این پرسشها و موارد مشابه میتوان دلایلی در رد یا قبول آنها ارائه کرد؛ اما باز هم ابهامها بر جای خود باقی خواهد ماند؛ زیرا نتوانستهایم چهارچوبی بنا کنیم که با استفاده از آن به سنجش دلایل ارائهشده در پاسخ به این پرسشها بپردازیم. نگارنده در کتاب حاضر گام کوچکی در این جهت برداشته و امیدوار است که بتواند از این دست ابهامها تا اندازهای بکاهد.
سیاست خارجی چین را میتوان از دیدگاههای نظری گوناگونی مورد بررسی قرار داد و تاکنون از نظریههای مختلفی در روابط بینالملل و سیاست خارجی در این جهت استفاده شده است. از یک منظر، بخش قابل توجهی از مقالات و کتابها به بررسی نظری روابط چین و آمریکا اختصاص یافته و تلاش شده است از منظر نظریههایی همچون واقعگرایی و نوواقعگرایی، نظریه چرخههای هژمونیک، نظریههای تصمیمگیری و لیبرالیسم به این حوزه توجه شود. این پرسش که آیا چین بهعنوان یک قدرت درحال خیزش و آمریکا بهعنوان یک قدرت رو به افول برپایه تجربیات تاریخی و نیز چرخش قدرت سرانجام با یکدیگر وارد جنگ خواهند شد یا خیر بسیار مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است. گراهام آلیسون، در کتاب اخیر خود با یک بررسی تاریخی به شانزده مورد اشاره میکند که دو قدرت روبهافول و درحال خیزش در برابر هم قرار گرفتهاند. در دوازده مورد جنگ تعیینکننده سرنوشت آنها بوده است. در کتاب حاضر تلاش شده است که بهجای توجه به این جنبه از حوزه مطالعاتی چین، چهارچوبی ارائه شود که به ما درک بهتری درمورد سیاست خارجی ایران فراهم کند و از سیاست خارجی چین همچون آینهای برای نگریستن به سیاست خارجی ایران بهره بگیرد.
🔹برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image2757.jpg
✅ تاسیس دادگاه چینی برای ابتکار چینی
🖋 مهسا لاجوردی
رشد سرمایهگذاری و تجارت در مسیر راه ابریشم جدید همراه با رشد اختلافات میان طرفهای درگیر این طرح بوده است. در سال 2015، مقامات قضایی چین با توجه به حلوفصل اختلافات تجاری راه ابریشم جدید، دادگاههای چین را به اجرای اصل متقابل شناسایی دادگاه با دولتهای درگیر این طرح تشویق کردند. در سال 2016، پروندههای اختلافات تجاری در چین که شامل یک طرف خارجی بود به بیش از ده درصد افزایش یافت. در سپتامبر 2017، ایده ایجاد دادگاههای ویژه دعاوی تجاری مربوط به جاده ابریشم جدید در کنفرانسی به مدیریت دیوان عالی چین مورد بحث قرار گرفت و در ژانویه 2018 چین خبر از ایجاد دادگاههای ویژه تجاری ابتکار «یک کمربند یک جاده» داد که شامل سه دادگاه میشود. شعبه اصلی و ناظر در پکن مستقر خواهد بود. دادگاه شی آن، به دعاوی تجاری مربوط به راه ابریشم جدید در چین، آسیای مرکزی، خاورمیانه، و اروپا میپردازد و دادگاه شن ژن، دعاوی تجاری مربوط به راه آبی ابریشم را در بخشهای چین، آسیای جنوب غربی، آفریقا و اروپا رسیدگی میکند.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2757.aspx
#بخوانیم
✅ تاسیس دادگاه چینی برای ابتکار چینی
🖋 مهسا لاجوردی
رشد سرمایهگذاری و تجارت در مسیر راه ابریشم جدید همراه با رشد اختلافات میان طرفهای درگیر این طرح بوده است. در سال 2015، مقامات قضایی چین با توجه به حلوفصل اختلافات تجاری راه ابریشم جدید، دادگاههای چین را به اجرای اصل متقابل شناسایی دادگاه با دولتهای درگیر این طرح تشویق کردند. در سال 2016، پروندههای اختلافات تجاری در چین که شامل یک طرف خارجی بود به بیش از ده درصد افزایش یافت. در سپتامبر 2017، ایده ایجاد دادگاههای ویژه دعاوی تجاری مربوط به جاده ابریشم جدید در کنفرانسی به مدیریت دیوان عالی چین مورد بحث قرار گرفت و در ژانویه 2018 چین خبر از ایجاد دادگاههای ویژه تجاری ابتکار «یک کمربند یک جاده» داد که شامل سه دادگاه میشود. شعبه اصلی و ناظر در پکن مستقر خواهد بود. دادگاه شی آن، به دعاوی تجاری مربوط به راه ابریشم جدید در چین، آسیای مرکزی، خاورمیانه، و اروپا میپردازد و دادگاه شن ژن، دعاوی تجاری مربوط به راه آبی ابریشم را در بخشهای چین، آسیای جنوب غربی، آفریقا و اروپا رسیدگی میکند.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2757.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/gheyameArabi.jpg
📚 #خاورمیانه پس از قیامهای عربی
🖋 لوئیس فاوست
✒️ ترجمه: ناصر پور ابراهیم
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ کتاب حاضر ترجمه ویرایش چهارم کتاب روابط بینالمللی خاورمیانه خانم لوئیس فاوست است. معمولاً بهعلت سرعت تحولات در منطقه و چاپ کتابهای متعدد درباره آن، هر اثری قادر به ماندگاری و جلب توجه مخاطبان بهخصوص در عرصه دانشگاهی نیست؛ اما این کتاب در دهه اخیر بهسبب وجود نویسندگان ممتاز آن و به لطف بررسی تحولات جدید خاورمیانه و بهرهمندی از نظریه جامعهشناسی انتقادی، با موفقیت و اقبال گستردهای در میان محققان خاورمیانه مواجه شده است؛ بهطوری که برخی دانشگاههای برجسته در زمینه مطالعات خاورمیانه نیز سرفصل دروس خود را براساس موضوعات این کتاب تدوین کردهاند. ویژگی دیگر این اثر تحلیل شکلگیری، تکامل و فرجام قیامهای عربی از جنبههای مختلف است که اهمیت آن را دوچندان کرده است.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
📚 #خاورمیانه پس از قیامهای عربی
🖋 لوئیس فاوست
✒️ ترجمه: ناصر پور ابراهیم
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ کتاب حاضر ترجمه ویرایش چهارم کتاب روابط بینالمللی خاورمیانه خانم لوئیس فاوست است. معمولاً بهعلت سرعت تحولات در منطقه و چاپ کتابهای متعدد درباره آن، هر اثری قادر به ماندگاری و جلب توجه مخاطبان بهخصوص در عرصه دانشگاهی نیست؛ اما این کتاب در دهه اخیر بهسبب وجود نویسندگان ممتاز آن و به لطف بررسی تحولات جدید خاورمیانه و بهرهمندی از نظریه جامعهشناسی انتقادی، با موفقیت و اقبال گستردهای در میان محققان خاورمیانه مواجه شده است؛ بهطوری که برخی دانشگاههای برجسته در زمینه مطالعات خاورمیانه نیز سرفصل دروس خود را براساس موضوعات این کتاب تدوین کردهاند. ویژگی دیگر این اثر تحلیل شکلگیری، تکامل و فرجام قیامهای عربی از جنبههای مختلف است که اهمیت آن را دوچندان کرده است.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image2756.jpg
✅ #هند و پروژهی یک کمربند - یک راه
🖋 احسان صادقی چیمه
چین در مه 2017 با تشکیل اجلاس یک کمربند ـ یک جاده در شهر پکن تلاش داشت تا جدیت و اراده خود را درقبال اجرایی کردن این ابرپروژه تجاری ـ اقتصادی به کشورهای شریک و همچنین کشورهایی که قرار است در آینده به این ابتکار ملحق شوند، نشان دهد. همچنین ضمن نشان دادن عزم و جدیت در اجرایی کردن این ابتکار، با دعوت از سران کشورهای مختلف برای شرکت در این مجمع، میزبانان خود را تشویق کرد تا مشارکت فعالانهتری در اجرای این ابتکار داشته باشند؛ اما مسئلهای که توجه ناظران امور آسیا را به خود جلب کرد، عدم حضور یکی از اقتصادهای بزرگ آسیایی و قدرتی نوظهور یعنی کشور هند در این مجمع بزرگ اقتصادی بود؛ کشوری با اقتصاد درحال رشد که در سالهای اخیر توجه قدرتهای فرامنطقهای و قدرتهای نوظهور را به سوی خود جلب کرده و توانسته است روابط گستردهای با قطبهای مختلف قدرت برقرار کند.
علت غیبت هند در اجلاس یک کمربند ـ یک جاده چیست؟
با نگاهی به اجلاس ابتکار یک کمربند ـ یک جاده در سطح خرد و اهداف واقعی چین در پیشبرد این ابتکار در سطح کلان، متوجه خواهیم شد که این کشور تلاش دارد تا با اجرای این ابتکار، محیط پیرامونی و بهدنبال آن محیط نظام بینالملل را در راستای سیاستهای اقتصادی خود، آن هم ازطریق عملیاتی کردن مفهوم اتصال موردنظر خود همسو کند. نگاه و تصور بدبینانه برخی از طرفهای منطقهای به این ابتکار نیز ناشی از آن است که از نظر آنان این پروژه، طرحی توسعهطلبانه از جانب چین بهمنظور شکلدهی به نظم مطلوب این کشور در چهارچوب منطقهای و بینالمللی است. با توجه به عدم حضور و مشارکت هند در ابتکار موردنظر چین، بهنظر میرسد تاکنون نگاهی بدبینانه به این ابرپروژه تجاری ـ اقتصادی داشته است.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2756.aspx
#بخوانیم
✅ #هند و پروژهی یک کمربند - یک راه
🖋 احسان صادقی چیمه
چین در مه 2017 با تشکیل اجلاس یک کمربند ـ یک جاده در شهر پکن تلاش داشت تا جدیت و اراده خود را درقبال اجرایی کردن این ابرپروژه تجاری ـ اقتصادی به کشورهای شریک و همچنین کشورهایی که قرار است در آینده به این ابتکار ملحق شوند، نشان دهد. همچنین ضمن نشان دادن عزم و جدیت در اجرایی کردن این ابتکار، با دعوت از سران کشورهای مختلف برای شرکت در این مجمع، میزبانان خود را تشویق کرد تا مشارکت فعالانهتری در اجرای این ابتکار داشته باشند؛ اما مسئلهای که توجه ناظران امور آسیا را به خود جلب کرد، عدم حضور یکی از اقتصادهای بزرگ آسیایی و قدرتی نوظهور یعنی کشور هند در این مجمع بزرگ اقتصادی بود؛ کشوری با اقتصاد درحال رشد که در سالهای اخیر توجه قدرتهای فرامنطقهای و قدرتهای نوظهور را به سوی خود جلب کرده و توانسته است روابط گستردهای با قطبهای مختلف قدرت برقرار کند.
علت غیبت هند در اجلاس یک کمربند ـ یک جاده چیست؟
با نگاهی به اجلاس ابتکار یک کمربند ـ یک جاده در سطح خرد و اهداف واقعی چین در پیشبرد این ابتکار در سطح کلان، متوجه خواهیم شد که این کشور تلاش دارد تا با اجرای این ابتکار، محیط پیرامونی و بهدنبال آن محیط نظام بینالملل را در راستای سیاستهای اقتصادی خود، آن هم ازطریق عملیاتی کردن مفهوم اتصال موردنظر خود همسو کند. نگاه و تصور بدبینانه برخی از طرفهای منطقهای به این ابتکار نیز ناشی از آن است که از نظر آنان این پروژه، طرحی توسعهطلبانه از جانب چین بهمنظور شکلدهی به نظم مطلوب این کشور در چهارچوب منطقهای و بینالمللی است. با توجه به عدم حضور و مشارکت هند در ابتکار موردنظر چین، بهنظر میرسد تاکنون نگاهی بدبینانه به این ابرپروژه تجاری ـ اقتصادی داشته است.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2756.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/CheshmandazArab.jpg
📚 چشم انداز عربستان سعودی در 2030: فراز یا فرود؟
🖋 حسین آجورلو
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ چشمانداز 2030 اتخاذی توسط عربستان سعودی ازجمله راهبردهایی است که اگرچه تلاش جهت تعیین راهبردهای این کشور برای توسعه است ولی تأثیرات آن به حوزههای منطقهای و بینالمللی ازجمله کشورهای منطقه قابل تسری است. بههمیندلیل ضرورت تبیین این سند راهبردی برای کمک به تصمیمگیران و تصمیمسازان کشورمان و همچنین جامعه علمی کشور احساس میشود.
کتاب حاضر بهعنوان یکی از اولین پژوهشهای علمی درمورد سند راهبردی چشمانداز 2030 سعی کرده با نگاهی جامع به ابعاد مختلف آن، تأثیرات احتمالی بر داخل و خارج عربستان سعودی را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. گفتنی است یکی از نکات متمایز این کتاب با دیگر کتابهای حوزه مطالعات منطقهای، تمرکز بر یکی از مهمترین اسناد راهبردی کشور عربستان سعودی در دهه اخیر است که با توجه به حجم تغییرات و همچنین سرمایهگذاری این کشور میتواند آینده تحولات منطقه غرب آسیا را متحول نماید و بر معادلات منطقهای تأثیرگذار باشد. بهدلیل رقابت منطقهای عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران، این کتاب تلاش کرده که تأثیرات احتمالی این سند راهبردی را بر نقش منطقهای کشورمان مورد واکاوی قرار دهد.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
📚 چشم انداز عربستان سعودی در 2030: فراز یا فرود؟
🖋 حسین آجورلو
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ چشمانداز 2030 اتخاذی توسط عربستان سعودی ازجمله راهبردهایی است که اگرچه تلاش جهت تعیین راهبردهای این کشور برای توسعه است ولی تأثیرات آن به حوزههای منطقهای و بینالمللی ازجمله کشورهای منطقه قابل تسری است. بههمیندلیل ضرورت تبیین این سند راهبردی برای کمک به تصمیمگیران و تصمیمسازان کشورمان و همچنین جامعه علمی کشور احساس میشود.
کتاب حاضر بهعنوان یکی از اولین پژوهشهای علمی درمورد سند راهبردی چشمانداز 2030 سعی کرده با نگاهی جامع به ابعاد مختلف آن، تأثیرات احتمالی بر داخل و خارج عربستان سعودی را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. گفتنی است یکی از نکات متمایز این کتاب با دیگر کتابهای حوزه مطالعات منطقهای، تمرکز بر یکی از مهمترین اسناد راهبردی کشور عربستان سعودی در دهه اخیر است که با توجه به حجم تغییرات و همچنین سرمایهگذاری این کشور میتواند آینده تحولات منطقه غرب آسیا را متحول نماید و بر معادلات منطقهای تأثیرگذار باشد. بهدلیل رقابت منطقهای عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران، این کتاب تلاش کرده که تأثیرات احتمالی این سند راهبردی را بر نقش منطقهای کشورمان مورد واکاوی قرار دهد.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
Forwarded from پژوهشکده ابرار معاصر تهران
به دور از هر گونه شعار زدگی می توان در بسیاری از موارد از کیسه یا ظرف یکبار مصرف پلاستیکی استفاده نکرد. با جایگزینی و به گزینی در مواد مصرفی میتوانیم آیندهی بهتری را برای کودکان سرزمینمان خلق کنیم.
#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image2753.jpg
✅ خط لوله تاپی و ضرورت تجدیدنظر در دیپلماسی انرژی ایران
🖋 مصاحبه با دکتر علیاصغر زرگر
متن حاضر مصاحبه ایران ریوو با دکتر علیاصغر زرگر، کارشناس ارشد انرژی به بهانه ازسرگیری ساخت خط لوله تاپی است.
ایران ریویو: با آغاز ساخت خط لوله تاپی (خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به شبهقاره با عبور از افغانستان و پاکستان) چه محرکها و پیشرانهایی را میتوان در تسریع این خط لوله مؤثر دانست؟
زرگر: اولین موضوع در رابطه با ایجاد این خط لوله و انتقال گاز این است که کشوری مانند ترکمنستان دارای منابع گازی بزرگ و سطح تولیدی است که میتواند آن را بهعنوان یک فروشنده مطمئن گاز در جهان مطرح کند. ترکمنستان برای انتقال گاز خود ابتدا قصد داشت ازطریق ایران اقدام کند که در چهارچوب این طرح مقداری گاز هم به ایران فروخت؛ اما در این روند مشکلاتی بروز کرد. همچنین ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق خط لولههای ایران به ترکیه و سپس اروپا صادر کند. درهمینحال، ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق ماوراء خزر و روسیه صادر کند. البته راه دیگر صدور گاز ترکمنستان، ایجاد خط لوله جدیدی ازطریق افغانستان و پاکستان به شبهقاره هند است؛ اما اینکه چرا این خط لوله گاز بهسوی افغانستان، کشوری کاملاً ناامن و دارای پستی و بلندیهای فراوان در شمال و در نواحی هممرز با پاکستان که قرار است خط لوله مذکور به سوی هند تغییر جهت دهد، ساخته میشود، محل پرسش است. درواقع پرسش اینجاست که چرا خط لوله ایران که مدتها پیش طراحی شده و پیرامون آن با هند و پاکستان مذاکره انجام گرفته بود، و ایران کارهای ساخت آن را تا مرز پاکستان انجام داده بود (علیرغم کمکاری پاکستان در انجام سهم خود)، برای این کار انتخاب نشد؟ این درحالی است که حتی خود هند در انجام پروژههایی در جنوب شرقی ایران و در مناطق بلوچستان و چابهار شرکت دارد. به عقیده من، عدم انتخاب خط لوله ایران و برگزیدن مسیر افغانستان برای انجام این پروژه به این عوامل بستگی دارد: یکی از این عوامل، میتواند کمکاری دیپلماتیک ازسوی ما (ایران) بوده باشد؛ به این معنی که ایران این طرح را بهطور جدی دنبال نکرد و درنتیجه دیپلماسیهای برون مرزی ازسوی آمریکاییها و مذاکره آنها با هندیها و پاکستانیها توانستهاند لابی بکنند و ساخت خط لوله ایران را به تعویق اندازند. با به تعویق افتادن ساخت این خط لوله، کشورهای نیازمند به انرژی مانند هند که سالیانه 15 تا 20 درصد بر نیازش به انرژی افزوده میشود، خواه ناخواه بهدنبال منابعی بودند که بتوانند ازطریق آنها انرژی موردنیاز خود را تأمین کنند، آنها برای این کار ترکمنستان را مورد توجه قرار دادند.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2753.aspx
#بخوانیم
✅ خط لوله تاپی و ضرورت تجدیدنظر در دیپلماسی انرژی ایران
🖋 مصاحبه با دکتر علیاصغر زرگر
متن حاضر مصاحبه ایران ریوو با دکتر علیاصغر زرگر، کارشناس ارشد انرژی به بهانه ازسرگیری ساخت خط لوله تاپی است.
ایران ریویو: با آغاز ساخت خط لوله تاپی (خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به شبهقاره با عبور از افغانستان و پاکستان) چه محرکها و پیشرانهایی را میتوان در تسریع این خط لوله مؤثر دانست؟
زرگر: اولین موضوع در رابطه با ایجاد این خط لوله و انتقال گاز این است که کشوری مانند ترکمنستان دارای منابع گازی بزرگ و سطح تولیدی است که میتواند آن را بهعنوان یک فروشنده مطمئن گاز در جهان مطرح کند. ترکمنستان برای انتقال گاز خود ابتدا قصد داشت ازطریق ایران اقدام کند که در چهارچوب این طرح مقداری گاز هم به ایران فروخت؛ اما در این روند مشکلاتی بروز کرد. همچنین ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق خط لولههای ایران به ترکیه و سپس اروپا صادر کند. درهمینحال، ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق ماوراء خزر و روسیه صادر کند. البته راه دیگر صدور گاز ترکمنستان، ایجاد خط لوله جدیدی ازطریق افغانستان و پاکستان به شبهقاره هند است؛ اما اینکه چرا این خط لوله گاز بهسوی افغانستان، کشوری کاملاً ناامن و دارای پستی و بلندیهای فراوان در شمال و در نواحی هممرز با پاکستان که قرار است خط لوله مذکور به سوی هند تغییر جهت دهد، ساخته میشود، محل پرسش است. درواقع پرسش اینجاست که چرا خط لوله ایران که مدتها پیش طراحی شده و پیرامون آن با هند و پاکستان مذاکره انجام گرفته بود، و ایران کارهای ساخت آن را تا مرز پاکستان انجام داده بود (علیرغم کمکاری پاکستان در انجام سهم خود)، برای این کار انتخاب نشد؟ این درحالی است که حتی خود هند در انجام پروژههایی در جنوب شرقی ایران و در مناطق بلوچستان و چابهار شرکت دارد. به عقیده من، عدم انتخاب خط لوله ایران و برگزیدن مسیر افغانستان برای انجام این پروژه به این عوامل بستگی دارد: یکی از این عوامل، میتواند کمکاری دیپلماتیک ازسوی ما (ایران) بوده باشد؛ به این معنی که ایران این طرح را بهطور جدی دنبال نکرد و درنتیجه دیپلماسیهای برون مرزی ازسوی آمریکاییها و مذاکره آنها با هندیها و پاکستانیها توانستهاند لابی بکنند و ساخت خط لوله ایران را به تعویق اندازند. با به تعویق افتادن ساخت این خط لوله، کشورهای نیازمند به انرژی مانند هند که سالیانه 15 تا 20 درصد بر نیازش به انرژی افزوده میشود، خواه ناخواه بهدنبال منابعی بودند که بتوانند ازطریق آنها انرژی موردنیاز خود را تأمین کنند، آنها برای این کار ترکمنستان را مورد توجه قرار دادند.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2753.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1431.jpg
✅ سیاست بریتانیا در قبال چین در دوره برگزیت
🖋 بهزاد احمدی
چهارشنبه 31 ژانویه 2018 (11 بهمن 1396) یک هیئت تجاری و سیاسی عالیرتبه بریتانیایی به رهبری ترزا می، نخستوزیر، برای دیداری سهروزه وارد چین شد. می در این سفر ملاقاتی را با شی جینپینگ، رئیسجمهور؛ و لی که گیانگ، نخستوزیر چین، و شرکتهای مهم صنعتی و بازرگانی این کشور داشت و محور عمده مباحث نیز به توسعه هرچه بیشتر روابط تجاری و اقتصادی اختصاص یافت.
می در روزگاری که بیش از هر زمان دیگر تحت فشار افکار عمومی برای مدیریت کارآمد برگزیت و تحت فشار همحزبیهایش بهخاطر ضعف در رهبری حزب است با شعار آغاز عصر طلایی نوین روابط دو کشور و بهعنوان سفری تاریخی و با هدف تحکیم روابط لندن با قدرتهای تجاری جهانی، تحکیم روابط تجاری لندن درپی خروج از اتحادیه اروپا در مارس 2019، کماهمیت نشان دادن برگزیت، تحت تأثیر قرار دادن سیاست داخلی در انگلستان، و امید به محقق ساختن بریتانیای جهانی وارد چین شد.
از مهمترین دلایل سفر او باید به دو دسته دلایل اقتصادی و دلایل مرتبط با مباحث کلان سیاست خارجی بریتانیا اشاره کرد. در بحث اقتصادی، از 2008ـ2009 چین خود را بهعنوان حامی مالی اتحادیه اروپا و فرصتی اقتصادی مطرح کرده است که این امر، درخواست از چین برای سرمایهگذاری در اروپا و ازجمله در بریتانیا را بهدنبال داشت. روابط دو کشور رشد شش درصدی در سال گذشته از خود نشان داده و به رقم 79 میلیارد دلار رسیده است. رشد روابط تجاری بریتانیا با چین از سال 2010 تا به امروز به حدود شصت درصد میرسد و با فرارسیدن موعد برگزیت در سال 2019، بریتانیا بیش از گذشته نیاز به شرکای جدی اقتصادی خواهد داشت.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2729.aspx
#بخوانیم
✅ سیاست بریتانیا در قبال چین در دوره برگزیت
🖋 بهزاد احمدی
چهارشنبه 31 ژانویه 2018 (11 بهمن 1396) یک هیئت تجاری و سیاسی عالیرتبه بریتانیایی به رهبری ترزا می، نخستوزیر، برای دیداری سهروزه وارد چین شد. می در این سفر ملاقاتی را با شی جینپینگ، رئیسجمهور؛ و لی که گیانگ، نخستوزیر چین، و شرکتهای مهم صنعتی و بازرگانی این کشور داشت و محور عمده مباحث نیز به توسعه هرچه بیشتر روابط تجاری و اقتصادی اختصاص یافت.
می در روزگاری که بیش از هر زمان دیگر تحت فشار افکار عمومی برای مدیریت کارآمد برگزیت و تحت فشار همحزبیهایش بهخاطر ضعف در رهبری حزب است با شعار آغاز عصر طلایی نوین روابط دو کشور و بهعنوان سفری تاریخی و با هدف تحکیم روابط لندن با قدرتهای تجاری جهانی، تحکیم روابط تجاری لندن درپی خروج از اتحادیه اروپا در مارس 2019، کماهمیت نشان دادن برگزیت، تحت تأثیر قرار دادن سیاست داخلی در انگلستان، و امید به محقق ساختن بریتانیای جهانی وارد چین شد.
از مهمترین دلایل سفر او باید به دو دسته دلایل اقتصادی و دلایل مرتبط با مباحث کلان سیاست خارجی بریتانیا اشاره کرد. در بحث اقتصادی، از 2008ـ2009 چین خود را بهعنوان حامی مالی اتحادیه اروپا و فرصتی اقتصادی مطرح کرده است که این امر، درخواست از چین برای سرمایهگذاری در اروپا و ازجمله در بریتانیا را بهدنبال داشت. روابط دو کشور رشد شش درصدی در سال گذشته از خود نشان داده و به رقم 79 میلیارد دلار رسیده است. رشد روابط تجاری بریتانیا با چین از سال 2010 تا به امروز به حدود شصت درصد میرسد و با فرارسیدن موعد برگزیت در سال 2019، بریتانیا بیش از گذشته نیاز به شرکای جدی اقتصادی خواهد داشت.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2729.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/estrategiamniyat.png
📚 استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن ۲۱
✒️ مترجمان: جلال دهمشگی، بابک فرهنگی و ابوالقاسم راه چمنی
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ در سال 1997 میلادی، قانونگذاران آمریکایی به این نکته پی بردند که «قانون امنیت ملی» پس از گذشت پنجاه سال از تصویب و اجرا نیازمند اصلاح و بازنگری است. این قانون که مطابق آن امور نیروهای مسلح آمریکا به وزارت دفاع واگذار گردید و «شورای امنیت ملی» برای انسجام و هماهنگی در قدرت ملی کشور تشکیل شد، اگرچه در دوران جنگ سرد و مقابله با گسترش سلطة اتحاد جماهیر شوروی موفق بود ولی برای کارایی آن در دورة جدید، باید اصلاح و تغییراتی در آن ایجاد میگردید. بر این اساس وزیر دفاع آمریکا طبق قانون «کمیسیون مشورتی فدرال» پیشنهاد اجرای طرحی را با عنوان «امنیت ملی آمریکا در قرن بیست و یکم» ارائه نمود و کاخ سفید و کنگره با این طرح موافقت کردند و کمیسیونی با همین عنوان تشکیل شد. اعضای کمیسیون از میان سیاستمداران، قانونگذاران و پژوهشگران برجسته انتخاب شدند و ریاست مشترک آن بر عهدة گری هارت (سناتور سابق از ایالت کلرادو) و وارن ب. رادمن (سناتور سابق از ایالت نیوهمشایر) بوده است. دیگر اعضای کمیسیون عبارتند از: جیمز شلزینگر (وزیر سابق دفاع و انرژی و نیز رئیس سابق سازمان سیا)، نیوت گینگریچ (رئیس سابق مجلس نمایندگان)، آن آرمسترانگ (از دانشگاه تگزاس و مدیر اجرایی مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل)، نورمن ر. آگوستین (رئیس سابق شرکت لاکهید مارتین)، جان دنسی (خبرنگار سیاسی شبکة تلویزیونی NBC در کاخ سفید) جان ر. گالوین ژنرال بازنشسته و فرمانده سابق ناتو؛ لسلی اچ. گلب (رئیس شورای روابط خارجی)، لی اچ. همیلتون (عضو مجلس نمایندگان از ایندیانا و مدیر مرکز بینالمللی تحقیقات وودرو ویلسون)، لایونل اولمر (معاون سابق وزیر بازرگانی)، دونالد ب. رایس (مدیرعامل و رئیس هیئتمدیرة شرکت یورجنسیس)، هری د. ترین (آدمیرال بازنشسته و فرمانده سابق سرفرماندهی نیروهای متحدین در حوزة اقیانوس اطلس)، اندرو یونگ )شهردار سابق آتلانتا و سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل). یک گروه مطالعاتی با بیست و نه عضو، گروه دستیاران تحقیق با دوازده عضو، گروه پشتیبانی با دوازده عضو، مدیر اجرایی و معاون وی و هماهنگکنندة گروهها، اعضای اصلی کمیسیون را یاری میکردند.
کمیسیون، نخستین نشست کاری خود را در اکتبر 1998 برگزار کرد و مأموریت محوله را در سه مرحله تقسیمبندی نمود. نخست، بررسی وضعیت امنیتی جدید جهان در بیست و پنج سال آینده؛ دوم، طراحی استراتژی امنیت ملی آمریکا متناسب با اوضاع جدید؛ سوم، بررسی عملکرد دستگاههای مختلف امنیتی برای اجرای مؤثر و صحیح این استراتژی و توصیههای ضروری برای انجام اصلاحات در آنها.
بر اساس این تقسیمبندی مقرر شد نخستین مرحله از تدوین استراتژی حداکثر تا پانزدهم سپتامبر 1999، مرحلة دوم حداکثر تا پانزدهم آوریل سال 2000 و مرحلة سوم حداکثر تا پانزدهم فوریه سال 2001 آماده شده و به وزیر دفاع تقدیم شود.
مرحلة نخست این استراتژی در زمان مقرر و با عنوان «دنیای آینده» منتشر شد. در کتاب حاضر نتیجة این مرحله در بخش یکم آمده است که بخش عمدة کتاب را تشکیل میدهد. در این بخش تحولات بیست و پنج سال نخست سدة بیست و یکم از دیدگاهی علمی و آماری تشریح و پیشبینی شده است.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
📚 استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن ۲۱
✒️ مترجمان: جلال دهمشگی، بابک فرهنگی و ابوالقاسم راه چمنی
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ در سال 1997 میلادی، قانونگذاران آمریکایی به این نکته پی بردند که «قانون امنیت ملی» پس از گذشت پنجاه سال از تصویب و اجرا نیازمند اصلاح و بازنگری است. این قانون که مطابق آن امور نیروهای مسلح آمریکا به وزارت دفاع واگذار گردید و «شورای امنیت ملی» برای انسجام و هماهنگی در قدرت ملی کشور تشکیل شد، اگرچه در دوران جنگ سرد و مقابله با گسترش سلطة اتحاد جماهیر شوروی موفق بود ولی برای کارایی آن در دورة جدید، باید اصلاح و تغییراتی در آن ایجاد میگردید. بر این اساس وزیر دفاع آمریکا طبق قانون «کمیسیون مشورتی فدرال» پیشنهاد اجرای طرحی را با عنوان «امنیت ملی آمریکا در قرن بیست و یکم» ارائه نمود و کاخ سفید و کنگره با این طرح موافقت کردند و کمیسیونی با همین عنوان تشکیل شد. اعضای کمیسیون از میان سیاستمداران، قانونگذاران و پژوهشگران برجسته انتخاب شدند و ریاست مشترک آن بر عهدة گری هارت (سناتور سابق از ایالت کلرادو) و وارن ب. رادمن (سناتور سابق از ایالت نیوهمشایر) بوده است. دیگر اعضای کمیسیون عبارتند از: جیمز شلزینگر (وزیر سابق دفاع و انرژی و نیز رئیس سابق سازمان سیا)، نیوت گینگریچ (رئیس سابق مجلس نمایندگان)، آن آرمسترانگ (از دانشگاه تگزاس و مدیر اجرایی مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل)، نورمن ر. آگوستین (رئیس سابق شرکت لاکهید مارتین)، جان دنسی (خبرنگار سیاسی شبکة تلویزیونی NBC در کاخ سفید) جان ر. گالوین ژنرال بازنشسته و فرمانده سابق ناتو؛ لسلی اچ. گلب (رئیس شورای روابط خارجی)، لی اچ. همیلتون (عضو مجلس نمایندگان از ایندیانا و مدیر مرکز بینالمللی تحقیقات وودرو ویلسون)، لایونل اولمر (معاون سابق وزیر بازرگانی)، دونالد ب. رایس (مدیرعامل و رئیس هیئتمدیرة شرکت یورجنسیس)، هری د. ترین (آدمیرال بازنشسته و فرمانده سابق سرفرماندهی نیروهای متحدین در حوزة اقیانوس اطلس)، اندرو یونگ )شهردار سابق آتلانتا و سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل). یک گروه مطالعاتی با بیست و نه عضو، گروه دستیاران تحقیق با دوازده عضو، گروه پشتیبانی با دوازده عضو، مدیر اجرایی و معاون وی و هماهنگکنندة گروهها، اعضای اصلی کمیسیون را یاری میکردند.
کمیسیون، نخستین نشست کاری خود را در اکتبر 1998 برگزار کرد و مأموریت محوله را در سه مرحله تقسیمبندی نمود. نخست، بررسی وضعیت امنیتی جدید جهان در بیست و پنج سال آینده؛ دوم، طراحی استراتژی امنیت ملی آمریکا متناسب با اوضاع جدید؛ سوم، بررسی عملکرد دستگاههای مختلف امنیتی برای اجرای مؤثر و صحیح این استراتژی و توصیههای ضروری برای انجام اصلاحات در آنها.
بر اساس این تقسیمبندی مقرر شد نخستین مرحله از تدوین استراتژی حداکثر تا پانزدهم سپتامبر 1999، مرحلة دوم حداکثر تا پانزدهم آوریل سال 2000 و مرحلة سوم حداکثر تا پانزدهم فوریه سال 2001 آماده شده و به وزیر دفاع تقدیم شود.
مرحلة نخست این استراتژی در زمان مقرر و با عنوان «دنیای آینده» منتشر شد. در کتاب حاضر نتیجة این مرحله در بخش یکم آمده است که بخش عمدة کتاب را تشکیل میدهد. در این بخش تحولات بیست و پنج سال نخست سدة بیست و یکم از دیدگاهی علمی و آماری تشریح و پیشبینی شده است.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1434.jpg
✅ خیزش اقتصاد چین به سمت همگرایی با تکنولوژیهای نوین
🖋 مهسا لاجوردی
اخیراً در یکی از شهرهای چین به نام ووهان، یک ایستگاه پلیس که با هوش مصنوعی و بدون بهکارگیری هیچ نیروی انسانی کار میکند، افتتاح شده است. اگرچه این ایستگاه منحصر به امور راهنمایی و رانندگی میشود؛ اما دولت چین درصدد توسعه کاربرد هوش مصنوعی در بسیاری از بخشهای دولتی با هدف رقابتی کردن شرکتهای داخلی در سطح بینالمللی است. براساس گزارش رسمی آکادمی اطلاعات و فناوری ارتباطات چین در سال 2016، 3/30 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور یعنی 9/18 درصد بیش از سال 2015 وابسته به اقتصاد دیجیتال بوده است. در 11 اکتبر سال گذشته، کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی چین دستورالعملی را برای اجرای سه طرح مهم یعنی اینترنت پلاس، توسعه هوش مصنوعی، و طرحهای پایلوت اقتصاد دیجیتال برای سال 2018 صادر کرد.
اینترنت پلاس برای اولینبار در سخنرانی لی که چیانگ، نخستوزیر چین معرفی شد. این واژه به کاربرد اینترنت و فناوری اطلاعات در صنایع متعارف اشاره دارد؛ برای مثال، با استفاده از اینترنت اشیا در بخش تولید، شبکهای از دستگاهها و سنسورها قادر به ثبت اطلاعاتی از مصرف انرژی، درجه گرما و فهرست موجودیها تا ضبط و ثبت اقدامات در زنجیره توزیع، به کاهش قابل توجه خطای انسانی کمک میکند.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2732.aspx
#بخوانیم
✅ خیزش اقتصاد چین به سمت همگرایی با تکنولوژیهای نوین
🖋 مهسا لاجوردی
اخیراً در یکی از شهرهای چین به نام ووهان، یک ایستگاه پلیس که با هوش مصنوعی و بدون بهکارگیری هیچ نیروی انسانی کار میکند، افتتاح شده است. اگرچه این ایستگاه منحصر به امور راهنمایی و رانندگی میشود؛ اما دولت چین درصدد توسعه کاربرد هوش مصنوعی در بسیاری از بخشهای دولتی با هدف رقابتی کردن شرکتهای داخلی در سطح بینالمللی است. براساس گزارش رسمی آکادمی اطلاعات و فناوری ارتباطات چین در سال 2016، 3/30 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور یعنی 9/18 درصد بیش از سال 2015 وابسته به اقتصاد دیجیتال بوده است. در 11 اکتبر سال گذشته، کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی چین دستورالعملی را برای اجرای سه طرح مهم یعنی اینترنت پلاس، توسعه هوش مصنوعی، و طرحهای پایلوت اقتصاد دیجیتال برای سال 2018 صادر کرد.
اینترنت پلاس برای اولینبار در سخنرانی لی که چیانگ، نخستوزیر چین معرفی شد. این واژه به کاربرد اینترنت و فناوری اطلاعات در صنایع متعارف اشاره دارد؛ برای مثال، با استفاده از اینترنت اشیا در بخش تولید، شبکهای از دستگاهها و سنسورها قادر به ثبت اطلاعاتی از مصرف انرژی، درجه گرما و فهرست موجودیها تا ضبط و ثبت اقدامات در زنجیره توزیع، به کاهش قابل توجه خطای انسانی کمک میکند.
🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2732.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/gulen.jpg
📚 گولن و گولنیسم؛ جریانی نواندیش یا مولود اندیشکدههای امنیتی غرب؟
🖋 مهدی عسگری
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ کتاب حاضر نخستین کتاب در جمهوری اسلامی ایران است که به کالبدشکافی و بیان چیستی و چرایی شکلگیری پدیده نسبتاً نوظهور «گولن و گولنیسم» میپردازد. زادگاه این پدیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی، ترکیه و شاخه ها و شعب وابسته به آن بخش گستردهای از جهان، از شرق اسلامی گرفته تا برخی از کشورها در مغرب زمین را دربر گرفته است.
در کتاب پیشِ رو در قالب چهارده فصل تلاش شده است که ابعاد و زوایای این پدیدۀ پیچیده در برابر دیدگان خوانندگان محترم به تصویر کشیده شود.
دربارهی این موضوع باید اذعان کرد که طی بیش از دو دهه گذشته موضوع تشکیل و راهاندازی شبکههایی از بهاصطلاح مسلمانان میانهرو توسط دول غربی و بالاخص ایالات متحده آمریکا، ازجمله مباحثی است که در بسیاری از اندیشکدهها و مراکز مطالعات راهبردی نقل محافل بوده است. در این پروژه آمریکایی، دولت ایالات متحده با توجیه تلاش برای بهبود نظم بینالمللی و ارتقاء منافع و ارزشهای خود در خارج از مرزهایش و بهاصطلاح مقابله با اسلامگرایان تندرو، تولید و ترویج شبکه قدرتمندی از اسلام گرایان میانه رو و لیبرال در جهان اسلام را در صدر برنامههای خود قرار داده است.
در مواجهه با پدیده «گولن و گولنیسم»، آنچه ابتدا ذهن را به خود مشغول میسازد، این است که جریان گولن نیز قطعهای از پازل شبکه مسلمانان لیبرال و میانهرو دولت آمریکاست؛ لیکن اندکی تدقیق، تأمل و همچنین مطالعه وجوه این پدیده، واقعیتهای جدیدی را در برابر دیدگان انسان میگشاید. آن واقعیت این است که «گولن و گولنیسم» قبل از اینکه قرابتی با یک خوانش و گفتمان میانه و یا لیبرال از اسلام داشته باشد، به ساختاری سیاسی ـ امنیتی با خمیرمایههای فرهنگی ـ اجتماعی شباهتهای فراوانی دارد. گولن را نه میتوان یک متفکر عمیق اسلامی بهشمار آورد، نه یک متکلم جدید و نه یک اصلاحگر دینی. درواقع، او تنها یک منادی دین بدون شریعت و اسلام بدون احکام، عقاید و اخلاق است؛ بهگونهایکه اسلام گولنی و مشرب فکری او کمترین قرابت و قرائت را با مذاهب چهارگانه اهل سنت دارد. روششناسی نظام فکری و ارزشها و معانی و نیز سابقه عملی گولن نشان میدهد که او نسخه روزآمد و پیچیده غربیها برای مدیریت راهبردی مذهب و مذهبگرایی در ترکیه و جهان اسلام است. گولن میخواهد با ترکیب تدین صوفیانه ـ فردی عثمانی با کمالیسم و تجارت و اقتصاد بینالملل و تساهل درقبال غرب، بهمثابه مدیر نرم مقابله با اسلام اصیل و ناب عمل کند.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
📚 گولن و گولنیسم؛ جریانی نواندیش یا مولود اندیشکدههای امنیتی غرب؟
🖋 مهدی عسگری
📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران
✅ کتاب حاضر نخستین کتاب در جمهوری اسلامی ایران است که به کالبدشکافی و بیان چیستی و چرایی شکلگیری پدیده نسبتاً نوظهور «گولن و گولنیسم» میپردازد. زادگاه این پدیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی، ترکیه و شاخه ها و شعب وابسته به آن بخش گستردهای از جهان، از شرق اسلامی گرفته تا برخی از کشورها در مغرب زمین را دربر گرفته است.
در کتاب پیشِ رو در قالب چهارده فصل تلاش شده است که ابعاد و زوایای این پدیدۀ پیچیده در برابر دیدگان خوانندگان محترم به تصویر کشیده شود.
دربارهی این موضوع باید اذعان کرد که طی بیش از دو دهه گذشته موضوع تشکیل و راهاندازی شبکههایی از بهاصطلاح مسلمانان میانهرو توسط دول غربی و بالاخص ایالات متحده آمریکا، ازجمله مباحثی است که در بسیاری از اندیشکدهها و مراکز مطالعات راهبردی نقل محافل بوده است. در این پروژه آمریکایی، دولت ایالات متحده با توجیه تلاش برای بهبود نظم بینالمللی و ارتقاء منافع و ارزشهای خود در خارج از مرزهایش و بهاصطلاح مقابله با اسلامگرایان تندرو، تولید و ترویج شبکه قدرتمندی از اسلام گرایان میانه رو و لیبرال در جهان اسلام را در صدر برنامههای خود قرار داده است.
در مواجهه با پدیده «گولن و گولنیسم»، آنچه ابتدا ذهن را به خود مشغول میسازد، این است که جریان گولن نیز قطعهای از پازل شبکه مسلمانان لیبرال و میانهرو دولت آمریکاست؛ لیکن اندکی تدقیق، تأمل و همچنین مطالعه وجوه این پدیده، واقعیتهای جدیدی را در برابر دیدگان انسان میگشاید. آن واقعیت این است که «گولن و گولنیسم» قبل از اینکه قرابتی با یک خوانش و گفتمان میانه و یا لیبرال از اسلام داشته باشد، به ساختاری سیاسی ـ امنیتی با خمیرمایههای فرهنگی ـ اجتماعی شباهتهای فراوانی دارد. گولن را نه میتوان یک متفکر عمیق اسلامی بهشمار آورد، نه یک متکلم جدید و نه یک اصلاحگر دینی. درواقع، او تنها یک منادی دین بدون شریعت و اسلام بدون احکام، عقاید و اخلاق است؛ بهگونهایکه اسلام گولنی و مشرب فکری او کمترین قرابت و قرائت را با مذاهب چهارگانه اهل سنت دارد. روششناسی نظام فکری و ارزشها و معانی و نیز سابقه عملی گولن نشان میدهد که او نسخه روزآمد و پیچیده غربیها برای مدیریت راهبردی مذهب و مذهبگرایی در ترکیه و جهان اسلام است. گولن میخواهد با ترکیب تدین صوفیانه ـ فردی عثمانی با کمالیسم و تجارت و اقتصاد بینالملل و تساهل درقبال غرب، بهمثابه مدیر نرم مقابله با اسلام اصیل و ناب عمل کند.
برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser
#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم