پژوهشکده ابرار معاصر تهران
2.49K subscribers
1.63K photos
48 videos
117 files
748 links
کانال رسمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران
پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ پژوهشکده ابرار معاصر تهران.
ارتباط با ادمین:
@Tehraninstitute_admin
Download Telegram
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-003.jpg

راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران (کجایی، چرایی و چگونگی)

🖋محسن جان‌پرور

جستجویی ساده در منابع نشان می‌دهد که چه صاحبنظران علمی و چه مسئولان اجرایی، بحث‌ها و تحلیل‌های گسترده‌ای را در زمینه راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران ارائه کرده‌اند. بررسی اولیه این مطالب نشان‌دهنده نگاه و تحلیل افراد با دیدگاه‌های موافق یا مخالف درمورد این راهبرد است. در تحلیل حاضر تلاش شده است ورای نگاه‌های موافق و مخالف، به راهبرد مورد بحث نگریسته شود.
کجاییِ مفهوم شرق در راهبرد نگاه به شرق ایران
به‌منظور درک راهبرد نگاه به شرق باید در گام اول، مفهوم شرق مورد بررسی قرار گیرد. سؤال اول این است که شرق کجاست. ازنظر نگرش جغرافیای زمانی، مفاهیم شرق و غرب بیشتر مبتنی‌بر جهت‌های جغرافیایی هستند؛ به‌این‌صورت که فضاهایی در شرق یا غرب یک مکان خاص قرار گرفته‌اند؛ اما در کنار این تعبیر جغرافیایی، حوزه‌های مطالعاتی دیگر (فلسفی، سیاسی، ایدئولوژیکی، ژئوپلیتیکی، تمدنی و غیره) نیز از این مفاهیم وام می‌گیرند و استفاده می‌کنند که اگرچه تعبیری که از آنها می‌شود با مفهوم اصلی متفاوت است، گاه با مفهوم پایه‌ای (جهت جغرافیایی) تاحدی سنخیت نسبی نیز دارد؛ برای مثال، فرهنگ شرق در مقابل فرهنگ غرب، یا اینکه در زمان جنگ سرد به کشورهای متحد شوروی و پیمان ورشو (که بیشتر در شرق جغرافیایی قرار داشتند) بلوک شرق گفته می‌شد و به کشورهای متحد آمریکا و پیمان ناتو، بلوک غرب.

🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما مشاهده کنید:

🔗http://www.tisri.org/default-2959.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_011.jpg


واکاوی اهداف اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران و اثرات آن بر روابط فراآتلانتیکی


🖋دکتر حسین غریبی



در حال حاضر با توجه به ابهامات فراوان و عدم رمزگشایی از بسته حقوقی و فنی ابتکار مالی اروپا، سخن از چگونگی کارکرد و دامنه و وسعت این مکانیزم چندان قرین به صواب نخواهد بود؛ از‌این‌رو، هسته اساسی این نوشتار معطوف به واکاوی اهداف و انگیزه‌های اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران است. اروپایی که تا چندی پیش سرمست از الگوی موفق هم‌گرایی منطقه‌ای و توسعه قلمرو جغرافیایی خود و اجماع اعضایش بر تنها موضوع بین‌المللی یعنی برجام بود؛ در شرایط کنونی، در قیاس با سایر کنشگران منطقه‌ای و بین‌المللی از وضعیت ناخوشایندی برخوردار است. اروپای متحد امروز آن‌قدر در چمبره مشکلات داخلی و خارجی فرو رفته است که هویت و کیان بلوکی خود را در معرض خطر و فروپاشی می‌بیند. علی‌رغم تلاش‌های گسترده اتحادیه اروپا در روند شکل‌گیری و امضای توافق هسته‌ای، آمریکا حاضر نیست ذره‌ای از منافع این توافق بین‌المللی حتی از حیث پرستیژی نصیب شریک آتلانتیکی‌اش شود و به‌گونه‌ای اروپا را در شرایط سخت میان انتخاب دو گزینه یعنی پیروی از نظم آمریکا مبتنی بر یک‌جانبه‌گرایی و نظم چندجانبه‌گرایی که راهبرد اساسی اروپا بر آن استوار شده، قرار داده است. اتحادیه اروپا به رغم اراده سیاسی و نیاز اساسی به حفظ برجام ، تا به امروز از برداشتن گام های عملی مؤثر برای مقابله با تحریم‌های ثانویه آمریکا و نجات این توافقنامه ناتوان بوده و با گذشت زمان نیز ضعف و ناتوانی این نهاد اروپایی در نقش‌آفرینی موضوعات مختلف در حوزه دیپلماسی چندجانبه به وضوح آشکار می‌شود؛ از زمان خروج آمریکا از برجام، اروپا تلاش‌های بسیاری با هدف مقابله با موج بازگشت تحریم‌های آمریکا انجام داده است که تماماً محکوم به شکست بوده است.

🔹ادامه #مقاله را د تارنمای ما مشاهده کنید:

http://www.tisri.org/default-2956.aspx

#بخوانیم
نشست تخصصی با عنوان :

"چشم انداز روابط پاکستان و ج.ا.ایران؛ فرصت یا تهدید"

این نشست به همت موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران و با مشارکت موسسه عالی بیمه اکو وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی در تاریخ دوازدهم اسفندماه در سالن شورای موسسه اکو برگزار گردید. این نشست با سخنرانی دکتر عباس ملکی، آقای محمد مهدی آبادی، خانم سمیه مروتی و مدیریت دکتر سعید شکوهی برگزار شد.

@TehranInstitute

#رویداد
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_008.JPG

سیاست ترکیه در قبال بحران سوریه پس از خروج آمریکا


🖋الیاس واحدی

با توجه به موارد گفته شده می‌توان گفت اهمیت سوریه برای ترکیه از جنبه‌های امنیتی، سیاسی، اقتصادی و حوزه نفوذ نرم به اندازه‌ای زیاد است که آنکارا نه تنها در هر شرایطی دست از کنشگری در فضای جدید سوریه برنخواهد داشت، بلکه ممکن است روز به روز بر میزان مداخلاتش در سوریه بیفزاید؛ بنابراین جمهوری اسلامی ایران و سایر بازیگران باید ترکیه را یکی از مهم‌ترین و جدی‌ترین بازیگران سوریه محسوب نمایند و در برنامه‌ریزی‌های آتی مدنظر قرار گیرد.
همچنین خروج نیروهای نظامی آمریکایی از سوریه و روند پیش‌رو از منظر منافع جمهوری اسلامی ایران دارای آثار و تبعات مثبت و منفی خواهد بود. رفع خطر درگیری احتمالی بین نیروهای مستشاری و نیروهای نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران با نیروهای آمریکایی و افزایش قدرت عمل و مانور ایران از نظر نظامی در عرصه میدانی و امکان هماهنگی بیشتر نیروهای تحت امر ایران با سایر نیروهای خارجی موجود در سوریه با توجه به غیبت نیروهای آمریکایی که منجر به افزایش وزن نیروهای ایرانی خواهد شد و نیز افزایش حضور نظامی و کنترل خاک کشور توسط دولت قانونی سوریه که هم به نفع ایران و هم سایر کشورهای منطقه مثل ترکیه است، از نتایج مثبت خروج آمریکا از سوریه خواهد بود.
در طرف مقابل نیز احتمال وجود نوعی تقسیم کار پنهانی بین آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکا از طریق عراق اقدام به کنترل نفوذ ایران بکند و کنترل ایران در سوریه به این رژیم سپرده شود که انتقال نیروها و تجهیزات آمریکایی به عراق از یک سو و از سرگیری حملات نظامی رژیم صهیونیستی به سوریه می توانند نشانه‌ای دال بر این تقسیم کار باشند. همچنین افزایش حضور مستقیم و غیر مستقیم محور عربی ( شامل عربستان، امارات و ....) در سوریه، که نتیجه آن افزایش تنش ایران با این کشورها و امکان رویارویی نظامی نیروهای تحت حمایت ایران با نیروهای تحت حمایت محور عربی خواهد بود، از دیگر پیامدهای احتمالی منفی خروج نیروهای آمریکایی از سوریه است.

🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:

🔗http://www.tisri.org/default-2955.aspx

#بخوانیم
موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران با مشارکت گروه مطالعات منطقه‌ای و مرکز مطالعات آسیای مرکزی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

"وضعیت ژئوپلیتیکی منطقه پس از گفتگوهای صلح در افغانستان"

📆سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷

🕰ساعت ۱۱ تا ۱۲:۳۰

🔹مکان: دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سالن شورای گروه مطالعات منطقه‌ای

#رویداد
@TehranInstitute
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b_009.jpg

توسعه و ارتقاء پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، تهدیدی برای ایران؟

✒️رامین ندیمی


حضور نظامی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه طی چند سال اخیر و به دلایلی مانند تصمیمات دولت‌های باراک اوباما و دونالد ترامپ مانند خروج نیروها به‌سبب کاهش قابل توجه بودجه دفاعی و یا بروز شرایط حاد امنیتی منطقه‌ای (رویدادهایی ازقبیل: جنگ داخلی سوریه؛ ظهور گروه‌های تروریستی، مانند: داعش که توانسته بود بخش‌هایی از سوریه و عراق را به تصرف خود درآورد؛ سرد شدن روابط میان آنکارا و واشینگتن و تأثیر آن بر آینده وضعیت حضور نظامی آمریکا در این کشور؛ مقابله با آنچه نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه در سوریه و یمن خوانده می‌شود؛ و تصمیم ترامپ برای عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از سوریه) دستخوش تغییر و تحول بسزایی شده است.
دراین‌راستا، ایالات متحده ناچار به جابه‌جایی نیروهای خود در منطقه و رها کردن شماری از پایگاه‌ها و قرارگاه‌های خود و درهمین‌حال، دراختیار گرفتن و توسعه دادن شمار دیگری از تأسیسات نظامی در خاورمیانه شده است. به‌سبب سیال بودن شرایط امنیتی منطقه و نیز شکل جدید مأموریت‌های نیروهای آمریکایی، تعداد قابل توجهی از این پایگاه‌ها و قرارگاه‌ها جنبه موقتی داشته‌اند و برای انجام عملیات نظارت، شناسایی و نیز آموزش نیروهای محلیِ مورد حمایت آمریکا ایجاد شده‌اند.
در این نوشتار، سعی بر آن است که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین این تأسیسات که درعین‌حال در فاصله نزدیک یا نه‌چندان دوری از جمهوری اسلامی ایران قرار دارند و اخیراً گسترش و ارتقا یافته‌اند بررسی شوند. برپایه اطلاعات منتشرشده، این تأسیسات می‌توانند دسترسی و عملیات نیروهای آمریکایی در سراسر منطقه را امکان‌پذیر یا تسهیل کنند. تلاش پنتاگون برای انعطاف‌پذیرتر ساختن عملیات نظامی خود در منطقه و نیز سیال بودن ماهیت تهدیدها، آمریکا را نیازمند جابه‌جایی مداوم نیروهایش کرده است. وضعیت حضور نیروهای‌ آمریکایی در عراق و شرق رود فرات در سوریه و پراکنده بودن موقعیت‌های حضور آنها در این نواحی موجب شده است که گاهی اوقات شناسایی آنچه پایگاه آمریکایی شناخته می‌شود دشوار جلوه کند. بسیاری از این تأسیسات مانند بنادر، فرودگاه‌ها و انبارها در ابتدا به‌عنوان زیرساخت‌های غیرنظامی و تجاری مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:

🔗http://www.tisri.org/default-2963.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b_010.jpg

واکاوی طرح آمریکا برای ایجاد منطقه امن در شمال سوریه

✒️دکتر حسین آجورلو

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در 13 ژانویه 2019، بعد از تماس تلفنی با رجب طیب اردوغان، در توئیتی از ضرورت تشکیل منطقه‌ای امن در نوار شمالی شرق فرات خبر داد. براساس مطالب ضدونقیض منتشرشده، عرض این منطقه حدود 32 کیلومتر و طول آن 460 کیلومتر است. اگر منطقه‌ امن پیشنهادی ترامپ عملیاتی شود، سرتاسر نوار شمالی سوریه، خارج از کنترل نظام این کشور خواهد بود و ازسوی‌دیگر، عرصه برای تداوم حضور آمریکا به شیوه‌های مختلف در بحران سوریه نیز تنگ خواهد شد.
منطقه امن در سوریه یکی از مباحث قدیمی بحران سوریه است که تقریباً از ابتدای بحران سوریه ازسوی دولت‌های ترکیه، عربستان سعودی، فرانسه و برخی از مقامات جمهوری‌خواه آمریکا همچون سناتور مک‌کین به بهانه حمایت از آوارگان و مردم غیرنظامی مطرح شده، ولی درواقع هدف اکثر مطرح‌کنندگان این طرح تضعیف نظام سوریه بوده است. دستگاه سیاست خارجی اوباما به دلایل مختلف از این امر سر باز می‌زد. از دلایل این امر می‌توان به ناکارآمدی منطقه امن و نیز ایجاد فضا برای گسترش اقدامات گروه‌های تکفیری همچون گروه داعش و فتح الشام اشاره کرد؛ اما علت اصلی موافقت نکردنِ دولت اوباما با منطقه امن، واقعیت‌های سیاسی و میدانی بود که ایالات‌ متحده آمریکا با توجه به آن در اجرای این سیاست تردیدهای جدی داشت.
به‌نظر می‌رسد اهداف اعلامی آمریکا از ایجاد منطقه امن با همکاری متحدانش برای حفاظت از پناه‌جویان و آوارگان و نیروهای کرد، پوششی برای اهداف اصلی این کشور در بحران سوریه باشد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
1. مقامات آمریکایی به‌خوبی می‌دانند که با خروج نیروهای آمریکایی از شرق فرات، نظام سوریه و روسیه خلأ قدرت را در این منطقه پر خواهند کرد؛ درنتیجه، برای جلوگیری از این امر سعی دارند با بهانه‌های مختلف همچون منطقه امن، حضور خود را در معادلات بحران سوریه با حداقل نیرو و هزینه حفظ کنند.
2. آمریکا قصد دارد با برقراری رژیمی همچون منطقه امن، متحد استراتژیکش یعنی ترکیه را در بحران سوریه تقویت کند تا به این وسیله مانع از تسلط روس‌ها در این منطقه شود.
3. مطرح شدن منطقه امن، فضایی را برای تداوم بقای گروه‌های کرد و عرب نزدیک به آمریکا در این مناطق مهیا می‌کند. دراین‌صورت، آمریکا تا زمانی که منافع آن در این منطقه تأمین نشود می‌تواند به‌وسیله این گروه‌ها همچنان بحران سوریه را پویا نگه دارد.
4. به‌دلیل مخالفت اکثر بازیگران فعال در عرصه بحران سوریه با ایجاد منطقه امن، مطرح کردن چنین مباحثی زمینه را برای باقی ماندن آمریکا در فضای سیاسی بحران سوریه فراهم می‌کند و این کشور می‌تواند همچنان نقش بازیگر فعالی را در مذاکرات و روندهای حاکم بر حل بحران سوریه داشته باشد.
5. دونالد ترامپ در جریان رقابت‌های انتخاباتی وعده‌های مختلفی می‌داد؛ برای مثال، درمورد سوریه ایجاد منطقه امن را وعده داده بود و ترامپ تاکنون نشان داده است که سعی دارد وعده‌های خود را هرچند به‌صورت اعلامی اجرا کند.

🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:

🔗http://www.tisri.org/default-2964.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_010.jpg

تحرکات اخیر در روند صلح افغانستان و پیامدهایش برای جمهوری اسلامی ایران

✒️حسام‌الدین حجت‌زاده

جمهوری اسلامی ایران پس از آنکه در نخستین ماه‌های سرنگونی رژیم طالبان، نقش مؤثری در روی‌کار آوردن دولت موقت حامد کرزای، رئیس‌جمهور وقت افغانستان، ایفا کرد، بیشتر به حمایت سیاسی و کمک اقتصادی به دولت‌های سه‌گانه کرزای بسنده نمود و در مقوله خطیر مذاکرات صلح بین دولت کابل و گروه طالبان، نقش تهران بیشتر به حمایت لفظی از آن و شرکت در بعضی کنفرانس‌های صلح در دهه اخیر محدود بود. این سیاست در دوران ریاست‌جمهوری اشرف غنی نیز ادامه یافته است. بااین‌حال، همواره آمریکا و دیگر رقبای متخاصم ایران در افغانستان که نقش اصلی را در روی‌کار آوردن و تقویت رژیم طالبان در دهه 1990 برعهده داشتند، ایران را به حمایت سیاسی، نظامی، مالی و آموزش نیروهای طالبان متهم می‌کنند.
سفر تاریخی دریادار علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به افغانستان و دیدارهای وی با مقامات کابل و بعضی اعضای ارشد طالبان در دسامبر 2018، و تأیید سفر پنج عضو دفتر سیاسی طالبان در قطر به تهران و دیدارشان با آقای عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه، ازسوی سخنگوی این وزارتخانه و دیدار آقای عراقچی از کابل کمی پس از سفر هیئت طالبان به ایران با دو دستور کار اعلام‌شده مبارزه با داعش در افغانستان و تأمین امنیت مرزهای شرقی ایران با مناطق تحت کنترل طالبان، نشان داد که به‌دنبال آغاز دور تازه تلاش‌های آمریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌اش برای به سرانجام رساندن نسخه آمریکایی صلح افغانستان ازطریق گفت‌وگوی مستقیم زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه ترامپ در امور صلح افغانستان، تهران سعی دارد ضمن مطرح کردن خودش به‌عنوان یک بازیگر مؤثر و مهم، آثار منفی تکاپوهای سیاسی و امنیتی آمریکا و دیگران را بر منافع و امنیت ملی ایران به حداقل برساند.
نکته مهم آن است که اگر ایران که اکنون به دستاوردهای سفرها و مذاکرات دبیر شورای عالی امنیت ملی و معاون سیاسی وزیر خارجه و بعضی رایزنی‌های پشت‌پرده نهادهای ذی‌ربط با طالبان افغان در پاکستان و برخی دیگر از کشورها و نیروهای کنشگر رقیب دلخوش کند و خود را برنده بداند، به دست خود به رهبران شورای کویته اجازه داده است که با کارت ایران از واشینگتن و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌اش امتیاز بگیرد، بدون آنکه درنهایت سود و دستاورد بزرگ و ماندگاری نصیب تهران گردد.
واکنش‌ها به تحرکات اخیر ایران درقبال افغانستان، آغاز مذاکرات مستقیم با گروه طالبان و به‌خصوص علنی شدن آن ازسوی دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه ایران، واکنش‌های مختلفی در منطقه و فرامنطقه به‌همراه داشت. دراین‌میان، نکته مهم آن است که تاکنون اکثر واکنش‌ها و موضع‌گیری‌ها به شکل لفظی نبوده و سایر کشورهای ذی‌نفع سعی کرده‌اند با اقداماتی عملی، پاسخ ورود جدی تهران به مقوله مذاکرات صلح افغانستان را بدهند.

🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2954.aspx

#بخوانیم
موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ نشستی با عنوان "وضعیت ژئوپلیتیکی منطقه پس از گفتگوهای صلح در افغانستان" را در سالن شورای گروه مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران برگزار کرد.
در این نشست "دکتر سردار محمد رحیمی" معاون وزارت معارف (آموزش و پرورش) افغانستان و استاد ژئوپلیتیک دانشگاه کابل، "دکتر جعفر حق پناه" مدیر میز افغانستان انجمن علوم سیاسی ایران و " دکتر بهرام امیراحمدیان" از اساتید مطرح در این حوزه به ایراد سخنرانی پرداختند.

از مهمترین محورهایی که در این نشست مطرح شد، می توان به:

_ مذاکرات صلح با طالبان و نتایج احتمالی آن

_ نگاه جریان های داخلی و افکار عمومی افغانستان به مذاکرات صلح با طالبان

_ انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان و نگاه نامزدهای انتخاباتی به روند صلح با طالبان

_ نقش و جایگاه کشورهای همسایه در آینده افغانستان

_ آثار و پیامدهای بازگشت طالبان به بدنه اجتماعی و سیاسی افغانستان

گفتنی است، این نشست از سوی موسسه ابرار معاصر تهران و با مشارکت گروه مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران، انجمن اوراسیای مرکزی و انجمن مطالعات منطقه ای برگزار شد.

#رویداد
@TehranInstitute
پژوهشکده ابرار معاصر تهران
موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران به مناسبت بیستمین سالگرد تاسیس خود برگزار می کند: "جشنواره انتخاب تحلیلگر برتر در حوزه سیاست خارجی" به همین منظور از تمامی پژوهشگران برای نگارش یک تحلیل در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دعوت به عمل می آید. مهلت ارسال…
(https://attach.fahares.com/5188N+dAnrn9+il0SNA7dg==)

🔵 موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران در راستای شناسایی تحلیل‌گران حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به‌خصوص جوانان، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان جدید با همکاری برخی از مراکز پژوهشی معتبر کشور اقدام به برگزاری اولین جشنواره سراسری تحلیل‌گر برتر در حوزه سیاست خارجی کرده است. گفتنی است به ده نفر اول از تحلیل‌گران جوایز نفیسی اهدا و گواهی اعطا می‌گردد.

🖋 محورهای جشنواره تحلیل‌گر برتر بر اساس مخاطرات منطقه‌ای و بین‌المللی سیاست خارجی کشور عبارت‌اند از:

1. نظم‌ها و نظامات سیاسی ـ امنیتی منطقه‌ای و بین‌المللی
2. نظم‌ها و نظامات دفاعی ـ نظامی منطقه‌ای و بین‌المللی
3. نظم‌ها و نظامات اقتصاد سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی
4. نظم‌ها و نظامات حقوقی منطقه‌ای و بین‌المللی
5. مقاومت منطقه‌ای و بین‌المللی
6. انسجام اسلامی و منطقه‌ای
7. جرائم سازمان‌یافته منطقه‌ای و بین‌المللی

📝 با توجه به لزوم ارائه منظم مطالب ارسالی جهت ارزیابی و داوری، پیشنهاد می‌شود ساختار نوشتاری مقالات به ترتیب زیر باشد:

🔹 چکیده (حدود 250 تا 300 کلمه)؛

🔹 مقدمه (بیان مسئله، اهمیت مسئله، سؤال اصلی، سازمان‌دهی مقاله)؛

🔹 متن اصلی (توصیف یک صفحه‌ای و دقیق از مسئله، مخاطرات و یا مسائل مرتبط با مسئله، تشریح مخاطرات و مسائل طرح شده حول مسئله، اولویت‌بندی هشدارها برای این مسئله)

جمع‌بندی (پیش‌بینی از این مسئله در یک سال آینده، الزامات جمهوری اسلامی ایران برای این مسئله در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت)

قابل‌توجه است که کلیت ساختار نوشتاری فوق در 3500 تا 4500 کلمه در نظر گرفته شود. بنا به موضوع پیشنهادی تغییراتی جزئی در ساختار نوشتار بلامانع است. ویراستاری علمی و نگارشی دقیق بر عهده نویسنده مقاله است.

آخرین مهلت ارسال مقالات 20 فروردین‌ماه 1398 است. همچنین اعلام نتایج و برگزاری جشنواره اردیبهشت‌ماه 1398 خواد بود.

آدرس دبیرخانه جشنواره: تهران، خیابان مطهری، خیابان شهید سرافراز، کوچه یکم، پلاک 21
شماره تماس: 88756204 -021 ایمیل دبیرخانه: tahlilgarbartar@tisri.org

#فراخوان


🔹@TehranInstitute
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_009.jpg

مدیریت تنش در روابط ایران و امارات متحده عربی

✒️حسین کبریائی‌زاده

دیوید میترانی، نظریه‌پرداز برجسته کارکردگرایان، در بحثِ یافتن راه‌حل عملی و جهانی برای گسترش صلح، موضوع توسعه همکاری‌های فنی و اقتصادی را مطرح کرد. طبق این نظریه، همکاری در یک زمینه فنی به‌تدریج همکاری در سایر بخش‌ها را نیز موجب می‌شود. درواقع، تجربه همکاری در مسائل اقتصادی می‌تواند ساخت و بافت همکاری در زمینه سیاسی را شکل دهد.
بارزترین مصداق این نظریه در خاورمیانه، همکاری اقتصادی ایران با امارات متحده عربی بوده است، به‌طوری که با شروع جنگ ایران و عراق، امارات از معدود کشورهای منطقه بود که با میانه‌روی، چهره ضد ایرانی به خود نگرفت و حتی در مقابل درخواست صدام حسین درمورد کمک یک‌میلیاردی برای ادامه جنگ در اواسط دهه شصت ایستاد. در آن مقطع، این نگاه حاکم بود که مراودات تجاری ایران و امارات سبب انعطاف‌پذیری ابوظبی در برابر تهران شده است.
اما اکنون چه تفاوتی در شرایط و اقتضائات ایجاد شده است که با وجود حجم بالای مناسبات تجاری و شکل‌گیری شراکت استراتژیک میان تهران و ابوظبی، این کشور تغییر رویه داده و به یکی از ناامن‌ترین مقاصد مهاجران و بازرگانان ایرانی تبدیل شده است، تاجایی‌که وزیر خارجه باور دارد که رفتار امارات به مسیر غیرقابل برگشت سوق یافته است.
برای پاسخ به این پرسش لازم است در کنار کانون‌های قدیمی و سنتی بحران، گسل‌های جدید اختلاف مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
گستره منابع و کانون‌های بحران در روابط دو کشور طیف وسیعی از موارد زیر را شکل می‌دهد: پیشینه تاریخی اختلاف عرب و فارس، اختلافات سرزمینی برجای‌مانده از گذشته، نگاه متفاوت دو کشور به مقوله امنیت‌سازی (اعتقاد متفاوت به امنیت درون‌زا و برون‌زای منطقه‌ای)، مواضع مختلف دو کشور در برخورد با انقلاب‌های عربی به‌خصوص در محیط پیرامونی دو کشور در بحرین و یمن، سیاست هسته‌ای ایران، سیاست ایران‌هراسی کشورهای غیرهمسو و فرامنطقه‌ای.

🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:

🔗http://www.tisri.org/default-2952.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b_012.jpg

سفر روحانی به عراق؛ دستاوردها و واکنش‌ها

🖋دکتر عابد اکبری
🖋صدیقه نژاد‌قربان

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران با هیئتی بلندپایه در روز بیستم اسفندماه برای نخستین بار در دوران ریاست‌جمهوری‌اش به عراق رفت. برهم صالح، رئیس‌جمهور عراق که برای استقبال از آقای روحانی به فرودگاه رفته بود اعلام کرد: «همانگونه که ایران در زمان جنگ عراق با داعش کنار عراق ایستاد، عراقی‌ها هم در دوران تحریم درکنار ایرانی‌ها خواهند ایستاد و عراق از تحریم‌های ایران تبعیت نخواهد کرد. عزم روحانی برای این سفر و سخنان صالح در ابتدای ورود هیئت ایرانی به عراق، نشان آن بود که دو کشور درقبال تحولات جدید منطقه درحال بازتعریف روابط و منافع دوجانبه خویش‌اند و دیدارهای حسن روحانی با مقامات سیاسی، اقتصادی و مذهبی عراق ازیک سو و نوع و جنس قراردادها و توافقنامه‌های منعقدشده ازسوی دیگر گواه این مدعاست.
خروج آمریکا از برجام، شروع تحریم‌های این کشور علیه ایران و ائتلاف‌های منطقه‌ای با هدف افزایش فشار بر تهران، چالش‌ها و بحران‌های متعددی را پیشِ روی جمهوری اسلامی قرار داد که نمود منطقه‌ای آن را می‌توان در صف‌بندی‌ها و ائتلاف‌های منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران به‌وضوح مشاهده کرد. راهبرد آمریکا علیه ایران، جمهوری اسلامی را برآن داشت تا نگاهی دوباره به مفّرها و امکان‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خویش درجهت شکستن حلقه تحریم‌ها و ایجاد شکاف در ائتلاف‌ها بیندازد. سفر آقای روحانی به عراق نیز در این چهارچوب قابل تبیین است.
شکستن فضای تحریمی یکی از مهم‌ترین دلایل سفر حسن روحانی به عراق بود که نشانه‌های آن را در نوع توافقنامه‌های منعقدشده در جریان این سفر به‌خوبی می‌توان مشاهده کرد. عراق در سال‌های اخیر با جذب سرمایه‌ها و تکنولوژی خارجی در حوزه نفتی این بخش را فعال کرده و توانست با بهره‌گیری از فرصت طلایی‌ ناشی از عدم اقبال سرمایه‌گذاران خارجی از ورود به بازار ایران، این فضا را در اختیار گیرد. بهره‌برداری از میدان‌های نفتی مشترک از سوی هریک از طرفین زمینه گسترش تنش و سردی روابط در شرایط حاد کنونی را به‌همراه دارد که به نظرمی‌رسد مقامات دو کشور در جریان سفر حسن روحانی به عراق درصدد یافتن دستورکاری برای حل این موضوع بودند. ایران و عراق چندین میدان نفت و گاز مشترک دارند که از آن‌ جمله می‌توان به آزادگان، یادآوران، آذر، نفت‌شهر، دهلران، پایدار غرب، یاران و اروند اشاره کرد.

🔹ادامه #مقاله را میتوانید در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2969.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-014.jpg

خروج آمریکا از غرب آسیا؛ از ادعا تا واقعیت

✒️سیده سارا فاطمیان

به باور برخی از کارشناسان، منطقه غرب‌آسیا اهمیت سابق را برای آمریکا ندارد؛ اما چنین به‌نظر می‌‌رسد که این منطقه همچنان برای آمریکا مهم و قابل توجه است. حال سؤال اصلی این است که علت این مهم بودن چیست. در پاسخ می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: حفاظت از امنیت انرژی، فروش سلاح، حمایت از هم‌پیمانان منطقه‌ای، و حداقلی کردن حضور ایران در منطقه.
تا قبل از جنگ جهانی دوم، براساس دکترین مونرو، آمریکا انزواگرایی را به مداخله ترجیح می‌داد؛ اما پس از جنگ، به دلایلی همچون: 1. تثبیت هژمونی خود در جهان، 2. مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و 3. جلوگیری از فراگیر شدن ایدئولوژی کمونیسم در کشور‌های توسعه‌نیافته ازطریق دموکراسی‌سازی در این کشورها، در این منطقه ورود پیدا کرد. این دخالت چه در گذشته و چه در شرایط کنونی، در ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی عینی‌تر از سایر ابعاد بوده ‌است. حال به این مسئله می‌پردازیم که با گذشت سال‌های متمادی، چگونه منطقه غرب آسیا هنوز همان اهمیت سابق را برای آمریکا دارد.
برخی کارشناسان بر این باورند که براساس استراتژی «چرخش به‌سوی آسیا» آمریکا درحال خروج از غرب آسیا و تمرکز بر آسیای شرقی است؛ اما دلایل زیادی را می‌توان ذکر کرد مبنی‌براینکه این کشور نه‌تنها مایل به این کار نیست، بلکه با این سطح از منافعی که در منطقه برای خود تعریف کرده ‌است نمی‌تواند به‌یکباره یا تدریجی از منطقه خارج شود.

🔹ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2971.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-013.jpg

ایران چگونه می‌تواند جایگاه مطلوبی در آسیای مرکزی به‌دست بیاورد؟


🖋حسام‌الدین حجت‌زاده 



جمهوری اسلامی ایران از بدو استقلال پنج جمهوری آسیای مرکزی همواره تلاش کرده است که در رقابت با دیگر دولت‌های منطقه و فرامنطقه به جایگاهی مناسب در آسیای مرکزی دست پیدا کند. بااین‌حال، دست‌کم سه عامل برای حضور ضعیف و کنش فعال ناکافی ایران در آن منطقه می‌توان برشمرد که در این مسیر چالش‌های اصلی بر سر راه ایران هستند: 
1. فعالیت گسترده رقبا برای کنار زدن ایران: دراین‌زمینه، باید به کارشکنی‌ها؛ تحریکات و تبلیغات منفی آشکار و پنهان آمریکا، رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی (به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی)، ترکیه، اتحادیه اروپا و حتی پاکستان اشاره کرد که توسعه نفوذ و اجرای سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی را به سود خود نمی‌بینند. دراین‌میان، روسیه و چین به‌دلیل همکاری اقتصادی عمیق با ایران، فعلاً واکنش خاصی درمورد تحرکات این کشور در آسیای مرکزی نشان نداده‌ و هنوز دیدگاه‌هایشان را بیان نکرده‌اند؛ اما این به معنای رضایت باطنی آن دو از حضور ایران در این منطقه نیست. 
2. کم¬اهمیت بودن آسیای مرکزی برای ایران: در مجموع، آسیای مرکزی از اهمیت زیادی در سیاست خارجی ایران برخوردار نیست و در اولویت گسترش روابط هم قرار ندارد. این ادعا به معنای روابط تیره و خصمانه تهران با کشورهای این منطقه نیست. برعکس، همکاری‌های به‌ظاهر خوبی بین ایران با اغلب جمهوری‌های آسیای مرکزی در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی وجود دارد؛ اما مقایسه روابط ایران با کشورهایی همچون: عراق، سوریه، روسیه، چین و حوزه قفقاز نشان می‌دهد که دولت‌ها و ملت‌های ایران و آسیای مرکزی نزدیک به سه دهه پس از استقلال این منطقه هنوز به‌طور کامل به فهم و زبان مشترک دست پیدا نکرده‌اند. 
بعضی بر این باورند که این امر ناشی از توسعه‌‌نیافتگی راه‌های ارتباطی و مسیرهای حمل‌ونقل در طول سده‌های اخیر بوده است. بااین‌حال، واقعیت تلخ آن است که مقامات ایران هنوز نظریه یا طرح رسمی‌ای را برای توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی تدوین نکرده‌اند و دیدگاه و اهداف تهران درمورد این منطقه مشخص نیست. بنابراین، گفت‌وگوهای دوجانبه یا چندجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری‌های آسیای مرکزی شکل نگرفته است؛ درحالی‌که برخی کشورهای منطقه یا فرامنطقه با وجودِ نداشتن مرز مشترک با آسیای مرکزی، برنامه‌های مخصوص خود را برای گفت‌وگو با کشورهای آن منطقه تدوین و اجرا می‌کنند؛ برای نمونه می‌توان به گفت‌وگوهای «ژاپن و آسیای مرکزی»؛ «آمریکا و آسیای مرکزی»؛ «هند و آسیای مرکزی و افغانستان»؛ «استراتژی‌های اتحادیه اروپا پیرامون آسیای مرکزی» و «نشست کشورهای ترک‌زبان» با ابتکار ترکیه اشاره کرد. نتیجه آشکار این گفت‌وگوها آن است که نفوذ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای فوق در آسیای مرکزی سال‌هاست به‌مراتب بیش از ایران بوده و برگ‌های برنده بسیاری در اختیار آنهاست که جمهوری اسلامی ایران در رقابت با آن کشورها از این امتیازات برخوردار نیست. 

ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2970.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/9711.001.jpg

انتخابات ارمنستان و پیامدهایش بر روابط با ایران


🖋 حسین عسگریان



روز 9 دسامبر (18 آذر) انتخابات پارلمانی زودهنگام در ارمنستان برگزار شد. در این انتخابات، «ائتلاف قدم من» (به رهبری نیکول پاشینیان) اکثریت قاطع آرا را به‌دست آورد. درمجموع، در این انتخابات، یازده نیروی سیاسی به شکل نُه حزب و دو ائتلاف شرکت داشتند. «ائتلاف قدم من» (به رهبری نیکول پاشینیان، کفیل نخست‌وزیری)، توانست با کسب 88 کرسی از 132 کرسی پارلمان بعد از سال‌ها به حاکمیت حزب جمهوری‌خواه در این کشور پایان دهد. نکته قابل تأمل در انتخابات اخیر مجلس ملی ارمنستان این است که حزب جمهوری‌خواه که حزب حاکم گذشته و حزب مخالف کنونی دولت ایروان قلمداد می‌شود، برای نخستین‌بار در تاریخ ارمنستان پس از استقلال در سال 1991، به مجلس ملی این کشور راه نیافت. 
اعضای حزب حاکم جمهوری خواه که نزدیک به بیست سال قدرت را دراختیار داشتند آراء زیر پنج درصد را کسب کردند. در ارمنستان، هر حزب نیازمند دست‌کم پنج درصد آرا برای ورود به پارلمان است. با این نتایج، نیکول پاشینیان امکان نخست‌وزیری دوباره در ارمنستان را یافته است. 
زمینه‌ها و ریشه‌های اصلی اعتراضات ماه آوریل و مه 2018 و برگزاری انتخابات زودهنگام 
ریشه اعتراضات مه 2018 را می‌توان به‌نوعی در تحولات سه سال اخیر یعنی از سال 2015 به این سو جستجو کرد. در سال 2015، با پیشنهاد سرژ سرکیسیان، رئیس‌جمهور وقت ارمنستان، رفراندومی درجهت تغییر ساختار نظام سیاسی ازطریق اصلاح قانون اساسی و تبدیل نظام ریاستی به نظام پارلمانی انجام گرفت که با رأی مثبت مردم این کشور به این تغییرات، اصلاح موردنظر صورت پذیرفت. سرکیسیان پیشتر اعلام کرده بود به‌دنبال به‌دست آوردن جایگاه نخست‌وزیری نیست. اگرچه حزب حاکم متعلق به وی یعنی حزب جمهوری‌خواه ارمنستان توانسته بود در انتخابات پارلمانی آوریل 2017 پیروز رقابت‌های انتخاباتی شود، به‌دنبال نامزدی وی برای تصدی پست نخست‌وزیری این کشور در آوریل 2018 و تصاحب این پست اعتراضات در این کشور شدت گرفت و وی مجبور به استعفا از نخست‌وزیری ارمنستان شد و راه برای رسیدن نیکول پاشینیان در مقام نخست‌وزیر این کشور هموار گردید. 
دراین‌میان، مسائلی همچون انباشت مطالبات و نارضایتی‌های بخش بزرگی از مردم ارمنستان ازجمله نسل جوان آن در پیوند با مسائل جاری در این کشور همچون بیکاری و فقر در این کشور بهانه‌ای به دست مخالفان و یا به بیانی دیگر، روشنفکران و دگراندیشان ارمنی داد تا بتوانند از این فضا برای به‌وجود آوردن موجی از اعتراضات استفاده کنند و فردی همچون پاشینیان رهبری مخالفان را در دست بگیرد و به مقام نخست‌وزیری این کشور برسد. 
پاشینیان اگرچه در هفته‌های آغازین حکومتش درباره این موضوع سخن گفته بود که تصمیم ندارد انتخابات زودهنگام برگزار کند، با تداوم فعالیت‌هایش به‌عنوان رئیس دولت و برخوردهایی که با ساختار قدیمی و لابی‌های موجود در داخل حاکمیت ایروان داشت درنهایت، کشور را به‌سوی یک انتخابات زودهنگام پیش برد تا با مجلسی یکدست‌تر امکان تحکم بهتری بر ساختار حاکمیت داشته باشد و تحولات و اصلاحاتی را که در سر دارد با قدرت بیشتری پیگیری کند. 

🔹ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2949.aspx
به دور از هر گونه شعار زدگی می توان در بسیاری از موارد از کیسه یا ظرف یکبار مصرف پلاستیکی استفاده نکرد. با جایگزینی و به گزینی در مواد مصرفی می‌توانیم آینده‌ی بهتری را برای کودکان سرزمینمان خلق کنیم.

#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/9711.002.jpg

مزایا و چالش‌های پیوستن ایران به کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان

🖋 حسام‌الدین حجت‌ زاده

موضوع پیوستن یا نپیوستن جمهوری اسلامی ایران به پروژه کلان «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» به‌عنوان بخش کلیدی پروژه عظیم «جاده ابریشم چین» موسوم به ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده» چند سالی است که مطرح بوده و در ایران، منطقه و سطح بین‌المللی بحث‌برانگیز شده است. در ماه‌های اخیر، اما این موضوع بیش‌ازپیش مورد توجه رسانه‌ها و تحلیلگران قرار گرفته است که دلایل مهم آن بدین قرارند: 
عملیاتی شدن صادرات کالا از هند به افغانستان ازطریق بندر چابهار؛ تأثیر احتمالی کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان در کاهش آثار منفی تحریم‌های یکجانبه آمریکا برضد تهران؛ دعوت مکرر ایران از چین برای پیوستن به طرح توسعه بندر چابهار ازسوی هند و ابراز علاقه ضمنی پکن برای مشارکت در این طرح؛ تلاش پیگیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای سرمایه‌گذاری میلیارد دلاری در پروژه توسعه بندر گوادر ازسوی چین در جنوب‌غربی ایالات بلوچستان پاکستان و نزدیک مرز ایران و چابهار و حساسیت تهران در این مورد. 
با توجه به اینکه پروژه کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان رقیب اصلی طرح توسعه بندر چابهار با کمک هند است، این پرسش مطرح می‌شود که حضور یا عدم حضور ایران در پروژه کلانی همچون «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» چه مزایا و منافع اقتصادی و سیاسی‌ای برای تهران به همراه دارد. این مقاله همچنین چالش‌های فراروی پیوستن جمهوری اسلامی ایران به کریدور موردنظر را مورد بررسی قرار می‌دهد. 

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید.
🔗http://www.tisri.org/default-2950.aspx

#بخوانیم
همه ما در قبال کمّیت آب مسئولیم چرا که اگر مسئولانه عمل نکنیم، خلاقیت و توانمندی های خود را برای مدیریت مصرف و تقاضای آب به کار نگیریم و نوآورانه ترین ابزارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را برای مدیریت منابع آب به کار نگیریم، به سرعت با کمبود آزاردهنده آب مواجه خواهیم شد.
#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/9711.003.jpg

انتخابات آتی کنست و تکاپوی نتانیاهو برای عادی‌سازی روابط با عربستان

🖋 سید علی نجات

به‌قدرت رسیدن دونالد ترامپ موجب شد فرصت ایدئالی برای نتانیاهو شکل بگیرد تا برنامه‌ها و طرح‌های منطقه‌ای خود را پیگیری کنند. درواقع، ترامپ با خروج از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران، افتتاح سفارت خود در بیت‌المقدس، پیگیری معامله قرن و تلاش برای تسریع روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با تل‌آویو خدمت بزرگی به نتانیاهو و صهیونیست‌ها کرد. 
بعد از خروج ترامپ از برجام، بسیاری از رقبای سیاسی نتانیاهو دیدگاه خود را درمورد وی تعدی کردند؛ برای مثال، بعد از خروج آمریکا از برجام، نظرسنجی‌ها حاکی از آن بود که درصورت برگزاری انتخابات، حزب لیکود به رهبری نتانیاهو قادر خواهد بود 35 کرسی کنست را کسب کند. سفر نتانیاهو به عمان نیز به این امر کمک کرد؛ اما جنگ دوروزه غزه و موافقت نتانیاهو با آتش‌بس، بهره‌برداری رقبای سیاسی او را به‌دنبال داشت. علاوه‌برآن، درگیر بودن نتانیاهو و همسرش در تحقیقات مربوط به فساد مالی و رشوه‌خواری جایگاه نتانیاهو در داخل رژیم صهیونیستی را به‌شدت تقلیل داده است. 
اخیراً نیز فشارها علیه نتانیاهو بیشتر شده است؛ یائیر لاپید، رهبر حزب «یش‌ عتید» با متخلف خواندن نتانیاهو گفته است که او درحال له شدن زیر فشارهای همه‌جانبه است. ازسوی‌دیگر، نظرسنجی جدید نشان می‌دهد که بنی گانتز، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح رژیم صهیونیستی، درحال کم کردن فاصله خود با نتانیاهوست. درحالی‌که سه ماه تا برگزاری انتخابات زودهنگام باقی مانده، نظرسنجی شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که 41 درصد از صهیونیست‌ها خواستار نخست‌وزیر شدن نتانیاهو هستند و 38 درصد پیروزی گانتز را می‌خواهند. این درحالی است که هنوز 21 درصد از صهیونیست‌ها فعلاً نمی‌توانند تصمیم بگیرند. 
ازهمین‌رو، نتانیاهو برای تلطیف چهره خود و بهبود موقعیت حزب لیکود در انتخابات آتی کنست سعی دارد در سه ماه آینده به کشورهای عربی نظیر: عربستان سعودی، بحرین و امارات برود و با سران این کشورها دیدار کند. به تعبیر دیگر، نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات آتی نیاز جدی به زنجیره عادی‌سازی روابط میان کشورهای عربی حاشیه خلیج ‌فارس به‌ویژه عربستان سعودی دارد؛ زیرا عادی‌سازی روابط با ریاض موجب تسریع این روند و تسری آن به کشورهای دیگر خواهد شد. 

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2951.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9710/b_0008.jpg

جهش بلند در روابط پاکستان و ترکیه؛ دیدگاه ایرانی

🖋 حسام‌الدین حجت زاده

پاکستان از بدو تأسیس در سال 1947، همواره روابط خوبی با ترکیه داشته است که بخشی از این موضوع به گرایش دو کشور به غرب و حضورشان در جمع هم‌پیمانان آمریکا بازمی‌گردد. 
بااین‌حال، برخی مسائل دست‌کم تا سال‌های اخیر از نقاط اختلاف آنکارا و اسلام‌آباد بودند که یکی از آنها موضع منفی ترکیه درقبال روی‌کار آمدن رژیم طالبان در افغانستان در دهه 1990 با حمایت همه‌جانبه پاکستان و تداوم این حمایت‌ها پس از سرنگونی رژیم طالبان در سال 2001 بود. آنکارا در کنار روسیه، هند، ایران و چین، از ائتلاف شمال در برابر طالبان پشتیبانی مالی، نظامی، آموزشی و سیاسی به‌عمل آورد و از حامیان اقتصادی و سیاسی حامد کرزای، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان نیز به‌شمار می‌رفت. به‌علاوه ترکیه همواره در دعوای پاکستان و آمریکا بر سر حمایت اسلام‌آباد از تروریسم طی بیش از یک دهه اخیر بی‌طرف بود و تمایل چندانی به حمایت از استدلال‌های مقامات پاکستانی نشان نمی‌داد. 
اما تحولات داخلی ترکیه و پاکستان و برهم خوردن ثبات نسبی در روابط این دو با آمریکا در دو سال اخیر، نزدیک شدن اسلام‌آباد و آنکارا به یکدیگر را به‌دنبال داشته است. ازیک‌طرف، سیاست‌های ماجراجویانه رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه در غرب آسیا در سال‌های گذشته، تضاد منافع فزاینده بین این کشور و آمریکایی‌ها را موجب شد و روابط اردوغان با واشینگتن و ناتو تیره گردید. درحالی‌که وی بیشتر به‌لحاظ سیاسی و نظامی به روسیه و ایران و ازلحاظ اقتصادی به چین نزدیک شده است، دولت و ارتش پاکستان نیز به‌ویژه پس از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و مواضع ضدپاکستانی او کوشیده‌اند با روسیه و ایران روابط سیاسی و نظامی گسترده‌ای برقرار کنند. پکن نیز که با سرمایه‌گذاری پنجاه میلیارد دلاری در طرح راهبردی کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) به‌عنوان مکمل پروژه عظیم راه ابریشم نوین چین یا ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده» (BRI) نبض اقتصاد و تجارت پاکستان را در دست می‌گیرد قصد دارد از برگ پاکستان به‌منظور برقراری موازنه در رقابت تنگاتنگ تجاری و سیاسی با آمریکا حداکثر استفاده را ببرد. 
روند همگرایی پاکستان و ترکیه در سال 2017 همزمان با افزایش تنش بین دولت ترامپ و دولت و ارتش پاکستان و تلاش این کشور برای نزدیک شدن تاکتیکی به روسیه، ایران، و ترکیه سرعت گرفت. ژنرال قمر جاوید باجوا، فرمانده کل ارتش، و خواجه محمد آصف، وزیر امور خارجه پاکستان، در تابستان و پاییز 2017 از ترکیه دیدار کردند که با استقبال دولت و ارتش ترکیه مواجه شد. در سال 2018، چند ماه پس از پیروزی مجدد اردوغان در انتخابات ریاست‌جمهوری ترکیه و انتخاب عمران خان نیازی به‌عنوان نخست‌وزیر پاکستان، روند نزدیکی دو کشور سرعت بیشتری گرفت و به‌نظر می‌رسد سفرهای پیاپی مقامات ارشد دو کشور به پایتخت‌های یکدیگر نشانه آغاز جهشی بزرگ در روابط اسلام‌آباد ـ آنکارا در سال 2019 باشد. براین‌اساس، روابط اسلام‌آباد ـ آنکارا را می‌توان از چند زاویه تحلیل کرد

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2943.aspx

#بخوانیم