Forwarded from پژوهشکده ابرار معاصر تهران
✅ موسسه ابرار معاصر تهران با مشارکت موسسه آموزش عالی بیمه اکو برگزار میکند:
"چشمانداز روابط پاکستان با ج.ا.ایران؛ فرصت یا تهدید"
📆 زمان: یکشنبه 13 اسفند 1397
🕰 ساعت 15 تا 17
🔷 مکان: تهران، خیابان توانیر، خیابان نظامی گنجوی، نبش کوچه هفت پیکر، موسسه آموزش عالی بیمه اکو
"چشمانداز روابط پاکستان با ج.ا.ایران؛ فرصت یا تهدید"
📆 زمان: یکشنبه 13 اسفند 1397
🕰 ساعت 15 تا 17
🔷 مکان: تهران، خیابان توانیر، خیابان نظامی گنجوی، نبش کوچه هفت پیکر، موسسه آموزش عالی بیمه اکو
نشست تخصصی با عنوان :
"ایران و چین؛ گسترش روابط و فرصت های راهبردی"
این نشست به همت موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران و با مشارکت انجمن علوم سیاسی ایران در تاریخ یازدهم اسفندماه در دفتر انجمن علوم سیاسی برگزار گردید.
@TehranInstitute
"ایران و چین؛ گسترش روابط و فرصت های راهبردی"
این نشست به همت موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران و با مشارکت انجمن علوم سیاسی ایران در تاریخ یازدهم اسفندماه در دفتر انجمن علوم سیاسی برگزار گردید.
@TehranInstitute
✅چرا دیپلماسی اقتصادی ایران ضعیف است؟
✒️نیکنام ببری
بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود میلادی، نظام جهانی از شرایط رقابتهای ایدئولوژیک امنیتی و مسابقات تسلیحاتی میان دو ابرقدرت وقت (شوروی و آمریکا) به سمت همگراییهای منطقهای تغییر مسیر داد. ظهور فناوریهای نوین و گسترش تکنولوژیهای ارتباطی، تسهیلکننده مسیر همکاریهای اقتصادی در دوره جدید شد. اتحادیه اروپا بهعنوان سمبل موفق همگرایی منطقه بیش از گذشته به سمت اقتصادی شدن حرکت کرد و موانع تجاری و تعرفهای را از میان برداشت. از این تجربه موفق در دیگر نقاط جهان هم استفاده شد. حوزه نفتا در آمریکای شمالی میان سه قدرت بزرگ آمریکا، کانادا و مکزیک مدلی جدید از همکاریهای اقتصادی را به نمایش گذاشت. بیش از شصت درصد واردات و صادرات کشور مکزیک به مقصد دو کشور بزرگ اقتصادی کانادا و آمریکاست. در شرق آسیا هم آسهآنآن ظهور یافت و ده قدرت متوسط شرق آسیا همکاریهای اقتصادی و تجاری را با یکدیگر تعمیق دادند.
🔹 ادامه #مقاله را در سایت ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2957.aspx
#بخوانیم
✒️نیکنام ببری
بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود میلادی، نظام جهانی از شرایط رقابتهای ایدئولوژیک امنیتی و مسابقات تسلیحاتی میان دو ابرقدرت وقت (شوروی و آمریکا) به سمت همگراییهای منطقهای تغییر مسیر داد. ظهور فناوریهای نوین و گسترش تکنولوژیهای ارتباطی، تسهیلکننده مسیر همکاریهای اقتصادی در دوره جدید شد. اتحادیه اروپا بهعنوان سمبل موفق همگرایی منطقه بیش از گذشته به سمت اقتصادی شدن حرکت کرد و موانع تجاری و تعرفهای را از میان برداشت. از این تجربه موفق در دیگر نقاط جهان هم استفاده شد. حوزه نفتا در آمریکای شمالی میان سه قدرت بزرگ آمریکا، کانادا و مکزیک مدلی جدید از همکاریهای اقتصادی را به نمایش گذاشت. بیش از شصت درصد واردات و صادرات کشور مکزیک به مقصد دو کشور بزرگ اقتصادی کانادا و آمریکاست. در شرق آسیا هم آسهآنآن ظهور یافت و ده قدرت متوسط شرق آسیا همکاریهای اقتصادی و تجاری را با یکدیگر تعمیق دادند.
🔹 ادامه #مقاله را در سایت ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2957.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-002.jpg
✅چشمانداز جنگ تجاری میان آمریکا و چین
✒️احسان صادقی چیمه
چه چشماندازی را میتوان برای جنگ تجاری متصور بود؟
با توجه به توافق آتشبس نودروزه در جنگ تجاری، طرفین مذاکرات کارشناسی خود را از ژانویه 2019 آغاز کردهاند. تا 23 فوریه 2019(4 اسفند 1397)، هفت دور مذاکرات تجاری میان طرفین انجام گرفته است. جزئیاتی از این مذاکرات منتشر نشده است؛ بااینحال، طرفین خوشبینی خود را درمورد توافقات آتی احتمالی ابراز کردهاند. بسیاری از کارشناسان، چشمانداز اقتصادی جهان را درصورت ادامه روند جنگ تجاری و اعمال تعرفهها میان چین و آمریکا تیره و مبهم پیشبینی میکنند. بر طبق آمارهای منتشرشده، چین نیز با کند شدن رشد اقتصادی مواجه شده است.
همانطور که پیش از این نیز گفته شد، در جنگ تجاری کنونی، پای مسائلی غیر از تجارت و دغدغههای صرف اقتصادی نیز در میان است. بهنظر میرسد مادامی که پای مسائل غیرتجاری و موضوعات سیاسی و امنیتی در جنگ تجاری میان چین و آمریکا در میان باشد، این کشور تلاش خواهد کرد که ازطریق اعمال تعرفهها بهعنوان اهرم فشاری علیه این کشور، حتی در دوران پس از آتشبس نودروزه جنگ تجاری نیز از آن استفاده کند و به آن شدت بخشد، ضمن آنکه عدم قطعیت و رفتارهای پیشبینیناپذیر ترامپ در شدتگیری احتمالی جنگ تجاری آمریکا علیه چین نیز بیتأثیر نخواهد بود.
بااینحال، بهخاطر ملاحظاتی چند نمیتوان از ارائه چشماندازی مثبت از جنگ تجاری آمریکا ـ چین و توافقات احتمالی میان دو کشور چشمپوشی کرد. ملاحظات و الزامات میان طرفین به شرح ذیل است:
1. ماهیت استراتژیک روابط چین و آمریکا و رایج بودن سازِکارهای گفتگو و مذاکره میان طرفین در برهههای زمانی مختلف بهمنظور حلوفصل یا کاهش تنش میان یکدیگر در طیف گستردهای از مسائل و معضلات میان خود؛
2. درهمتنیدگی روابط میان چین و آمریکا، بهخصوص در حوزههای تجاری و اقتصادی. این مسئله سبب میشود که این اراده در رهبران سیاسی هر دو کشور بهوجود آمده است که بهمنظور کاهش تنش میان یکدیگر به میز مذاکرات بازگردند.
3. ترامپ نیازمند توافق تجاری با چین. توئیتهای متمادی و جنگ تبلیغاتی وی در فضای مجازی و نشان دادن این مسئله که چین خواهان انجام مذاکرات تجاری با آمریکاست، حکایت از آن دارد که این فرد میکوشد با توافقات احتمالی با پکن، خود را فرد پیروز در انجام مذاکرات و بازطراحی موفقیتآمیز پیمانهای تجاری نشان دهد.
4. تمایل چین به انجام مذاکرات تجاری با آمریکا و بهدست آوردن توافقی هرچند کوتاهمدت با این کشور. فارغ از فشارهای واردآمده بر اقتصاد این کشور، بهخاطر جنگ تجاری آمریکا علیه آن، پکن بهخوبی به این مسئله آگاه است که با اقدامات تلافیجویانه خود در اعمال تعرفهها، فقط فشارهای سیاسی و امنیتی آمریکا را بر خود تشدید میکند، ضمن آنکه نیازمندیهای چین به فناوریهای غرب نیز ممکن است با موانعی جدی از طرف آمریکا و دیگر شرکای این کشور در سطح جهانی روبهرو گردد.
🔹ادامه #مقاله را در سایت ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2958.aspx
#بخوانیم
✅چشمانداز جنگ تجاری میان آمریکا و چین
✒️احسان صادقی چیمه
چه چشماندازی را میتوان برای جنگ تجاری متصور بود؟
با توجه به توافق آتشبس نودروزه در جنگ تجاری، طرفین مذاکرات کارشناسی خود را از ژانویه 2019 آغاز کردهاند. تا 23 فوریه 2019(4 اسفند 1397)، هفت دور مذاکرات تجاری میان طرفین انجام گرفته است. جزئیاتی از این مذاکرات منتشر نشده است؛ بااینحال، طرفین خوشبینی خود را درمورد توافقات آتی احتمالی ابراز کردهاند. بسیاری از کارشناسان، چشمانداز اقتصادی جهان را درصورت ادامه روند جنگ تجاری و اعمال تعرفهها میان چین و آمریکا تیره و مبهم پیشبینی میکنند. بر طبق آمارهای منتشرشده، چین نیز با کند شدن رشد اقتصادی مواجه شده است.
همانطور که پیش از این نیز گفته شد، در جنگ تجاری کنونی، پای مسائلی غیر از تجارت و دغدغههای صرف اقتصادی نیز در میان است. بهنظر میرسد مادامی که پای مسائل غیرتجاری و موضوعات سیاسی و امنیتی در جنگ تجاری میان چین و آمریکا در میان باشد، این کشور تلاش خواهد کرد که ازطریق اعمال تعرفهها بهعنوان اهرم فشاری علیه این کشور، حتی در دوران پس از آتشبس نودروزه جنگ تجاری نیز از آن استفاده کند و به آن شدت بخشد، ضمن آنکه عدم قطعیت و رفتارهای پیشبینیناپذیر ترامپ در شدتگیری احتمالی جنگ تجاری آمریکا علیه چین نیز بیتأثیر نخواهد بود.
بااینحال، بهخاطر ملاحظاتی چند نمیتوان از ارائه چشماندازی مثبت از جنگ تجاری آمریکا ـ چین و توافقات احتمالی میان دو کشور چشمپوشی کرد. ملاحظات و الزامات میان طرفین به شرح ذیل است:
1. ماهیت استراتژیک روابط چین و آمریکا و رایج بودن سازِکارهای گفتگو و مذاکره میان طرفین در برهههای زمانی مختلف بهمنظور حلوفصل یا کاهش تنش میان یکدیگر در طیف گستردهای از مسائل و معضلات میان خود؛
2. درهمتنیدگی روابط میان چین و آمریکا، بهخصوص در حوزههای تجاری و اقتصادی. این مسئله سبب میشود که این اراده در رهبران سیاسی هر دو کشور بهوجود آمده است که بهمنظور کاهش تنش میان یکدیگر به میز مذاکرات بازگردند.
3. ترامپ نیازمند توافق تجاری با چین. توئیتهای متمادی و جنگ تبلیغاتی وی در فضای مجازی و نشان دادن این مسئله که چین خواهان انجام مذاکرات تجاری با آمریکاست، حکایت از آن دارد که این فرد میکوشد با توافقات احتمالی با پکن، خود را فرد پیروز در انجام مذاکرات و بازطراحی موفقیتآمیز پیمانهای تجاری نشان دهد.
4. تمایل چین به انجام مذاکرات تجاری با آمریکا و بهدست آوردن توافقی هرچند کوتاهمدت با این کشور. فارغ از فشارهای واردآمده بر اقتصاد این کشور، بهخاطر جنگ تجاری آمریکا علیه آن، پکن بهخوبی به این مسئله آگاه است که با اقدامات تلافیجویانه خود در اعمال تعرفهها، فقط فشارهای سیاسی و امنیتی آمریکا را بر خود تشدید میکند، ضمن آنکه نیازمندیهای چین به فناوریهای غرب نیز ممکن است با موانعی جدی از طرف آمریکا و دیگر شرکای این کشور در سطح جهانی روبهرو گردد.
🔹ادامه #مقاله را در سایت ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2958.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-008.jpg
✅ منطق رئالیستی پوتین در مواجهه با تعارض منافع جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی
🖋رضا اختیاری امیری
🖋عطیه امیری
با بهقدرت رسیدن ولادیمیر پوتین و اوراسیاگرایان در عرصه سیاست خارجی روسیه، خاورمیانه از جایگاه ویژهای برای این کشور برخوردار شد. دراینبین، توسعه مناسبات با جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بهعنوان دو کنشگر مهم منطقهای اهمیت فراوانی در دستگاه دیپلماسی پیدا کرد؛ اما تلاش همزمان روسیه برای حفظ و افزایش مناسبات با ایران و عربستان سعودی مسئلهای چالشبرانگیز بهنظر میرسد؛ بهعبارتی، اگرچه مسکو دارای زمینههای مشترکی جهت همکاری با تهران و ریاض است و منافع مشخصی را از این تعاملات مجزا دنبال میکند، سیاست خارجی ایران و عربستان سعودی دارای تفاوتهای اساسی با یکدیگرند که این امر منجربه تعارض منافع و تضاد رویکردها و مواضع آنها در مقابل رویدادهای مهم منطقهای و بینالمللی بهویژه در سالهای اخیر شده است. تشدید تقابلات عربستان سعودی و ایران میتواند بر روند روابط روسیه با هریک از این دو کشور اثرگذار باشد و حتی حضور و منافع مسکو را در منطقه با تهدید مواجه سازد. دراینخصوص، بهنظر میرسد که رهیافت مسکو جهت مواجهه با تعارض منافع تهران ـ ریاض، تنظیم سیاستها و توسعه مناسبات همزمان با این کشورها در چهارچوب منطق رئالیستی و صرفاً منفعتمحور است.
ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2960.aspx
#بخوانیم
✅ منطق رئالیستی پوتین در مواجهه با تعارض منافع جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی
🖋رضا اختیاری امیری
🖋عطیه امیری
با بهقدرت رسیدن ولادیمیر پوتین و اوراسیاگرایان در عرصه سیاست خارجی روسیه، خاورمیانه از جایگاه ویژهای برای این کشور برخوردار شد. دراینبین، توسعه مناسبات با جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بهعنوان دو کنشگر مهم منطقهای اهمیت فراوانی در دستگاه دیپلماسی پیدا کرد؛ اما تلاش همزمان روسیه برای حفظ و افزایش مناسبات با ایران و عربستان سعودی مسئلهای چالشبرانگیز بهنظر میرسد؛ بهعبارتی، اگرچه مسکو دارای زمینههای مشترکی جهت همکاری با تهران و ریاض است و منافع مشخصی را از این تعاملات مجزا دنبال میکند، سیاست خارجی ایران و عربستان سعودی دارای تفاوتهای اساسی با یکدیگرند که این امر منجربه تعارض منافع و تضاد رویکردها و مواضع آنها در مقابل رویدادهای مهم منطقهای و بینالمللی بهویژه در سالهای اخیر شده است. تشدید تقابلات عربستان سعودی و ایران میتواند بر روند روابط روسیه با هریک از این دو کشور اثرگذار باشد و حتی حضور و منافع مسکو را در منطقه با تهدید مواجه سازد. دراینخصوص، بهنظر میرسد که رهیافت مسکو جهت مواجهه با تعارض منافع تهران ـ ریاض، تنظیم سیاستها و توسعه مناسبات همزمان با این کشورها در چهارچوب منطق رئالیستی و صرفاً منفعتمحور است.
ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2960.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-007.jpg
✅نشست مسکو؛ دستاوردها و چشمانداز پیشِ رو
🖋حسامالدین حجتزاده
درمجموع، برگزاری نشست مسکو که در نوع خود بینظیر بود، رویداد مثبتی در میان اخبار و گزارشهای ناخوشایند درخصوص جنگ افغانستان بود. بااینحال، به دلایل مختلف نمیتوان پیشبینی دقیقی از آینده همگرایی بین احزاب سیاسی و نیروهای جهادی افغانستان با گروه طالبان ارائه داد؛ زیرا مسائلی وجود دارند که رسیدن به توافق نسبی درمورد آنها نیازمند نشستهای متعدد خواهد بود؛ ازجمله: اختلاف نظرهای طرفین روی مسائل کلیدی همچون پذیرش آتشبس موقت ازسوی طالبان، آینده دولت وحدت ملی، لزوم و مشروعیت برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و وجود پارلمان، چگونگی تشکیل احتمالی دولت انتقالی، نقش احزاب و شخصیتهای سیاسی و جهادی در آینده افغانستان، خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان براساس زمانبندی مشخص، بازنگری کامل قانون اساسی این کشور و انطباق دقیق آن با شریعت، واگذاری احتمالی اداره بعضی مناطق دارای اکثریت نسبی پشتون در افغانستان به طالبان، و آینده نیروهای مسلح این کشور. دراینمیان، چرخشهای تاکتیکی برخی حضار در نشست مسکو در زمینه مسائل مورد توافق (مانند: موضعگیری ناگهانی کرزای در مخالفت با تشکیل دولت موقت انتقالی، پس از بازگشت از روسیه) نیز موجب میشود که در شرایط کنونی، چشمانداز روشنی در زمینه پایان یافتن جنگ فرسایشی و دستیابی به صلح پایدار در آن کشور وجود نداشته باشد.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما مشاهده کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2962.aspx
#بخوانیم
✅نشست مسکو؛ دستاوردها و چشمانداز پیشِ رو
🖋حسامالدین حجتزاده
درمجموع، برگزاری نشست مسکو که در نوع خود بینظیر بود، رویداد مثبتی در میان اخبار و گزارشهای ناخوشایند درخصوص جنگ افغانستان بود. بااینحال، به دلایل مختلف نمیتوان پیشبینی دقیقی از آینده همگرایی بین احزاب سیاسی و نیروهای جهادی افغانستان با گروه طالبان ارائه داد؛ زیرا مسائلی وجود دارند که رسیدن به توافق نسبی درمورد آنها نیازمند نشستهای متعدد خواهد بود؛ ازجمله: اختلاف نظرهای طرفین روی مسائل کلیدی همچون پذیرش آتشبس موقت ازسوی طالبان، آینده دولت وحدت ملی، لزوم و مشروعیت برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و وجود پارلمان، چگونگی تشکیل احتمالی دولت انتقالی، نقش احزاب و شخصیتهای سیاسی و جهادی در آینده افغانستان، خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان براساس زمانبندی مشخص، بازنگری کامل قانون اساسی این کشور و انطباق دقیق آن با شریعت، واگذاری احتمالی اداره بعضی مناطق دارای اکثریت نسبی پشتون در افغانستان به طالبان، و آینده نیروهای مسلح این کشور. دراینمیان، چرخشهای تاکتیکی برخی حضار در نشست مسکو در زمینه مسائل مورد توافق (مانند: موضعگیری ناگهانی کرزای در مخالفت با تشکیل دولت موقت انتقالی، پس از بازگشت از روسیه) نیز موجب میشود که در شرایط کنونی، چشمانداز روشنی در زمینه پایان یافتن جنگ فرسایشی و دستیابی به صلح پایدار در آن کشور وجود نداشته باشد.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما مشاهده کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2962.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-003.jpg
✅راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران (کجایی، چرایی و چگونگی)
🖋محسن جانپرور
جستجویی ساده در منابع نشان میدهد که چه صاحبنظران علمی و چه مسئولان اجرایی، بحثها و تحلیلهای گستردهای را در زمینه راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران ارائه کردهاند. بررسی اولیه این مطالب نشاندهنده نگاه و تحلیل افراد با دیدگاههای موافق یا مخالف درمورد این راهبرد است. در تحلیل حاضر تلاش شده است ورای نگاههای موافق و مخالف، به راهبرد مورد بحث نگریسته شود.
کجاییِ مفهوم شرق در راهبرد نگاه به شرق ایران
بهمنظور درک راهبرد نگاه به شرق باید در گام اول، مفهوم شرق مورد بررسی قرار گیرد. سؤال اول این است که شرق کجاست. ازنظر نگرش جغرافیای زمانی، مفاهیم شرق و غرب بیشتر مبتنیبر جهتهای جغرافیایی هستند؛ بهاینصورت که فضاهایی در شرق یا غرب یک مکان خاص قرار گرفتهاند؛ اما در کنار این تعبیر جغرافیایی، حوزههای مطالعاتی دیگر (فلسفی، سیاسی، ایدئولوژیکی، ژئوپلیتیکی، تمدنی و غیره) نیز از این مفاهیم وام میگیرند و استفاده میکنند که اگرچه تعبیری که از آنها میشود با مفهوم اصلی متفاوت است، گاه با مفهوم پایهای (جهت جغرافیایی) تاحدی سنخیت نسبی نیز دارد؛ برای مثال، فرهنگ شرق در مقابل فرهنگ غرب، یا اینکه در زمان جنگ سرد به کشورهای متحد شوروی و پیمان ورشو (که بیشتر در شرق جغرافیایی قرار داشتند) بلوک شرق گفته میشد و به کشورهای متحد آمریکا و پیمان ناتو، بلوک غرب.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما مشاهده کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2959.aspx
#بخوانیم
✅راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران (کجایی، چرایی و چگونگی)
🖋محسن جانپرور
جستجویی ساده در منابع نشان میدهد که چه صاحبنظران علمی و چه مسئولان اجرایی، بحثها و تحلیلهای گستردهای را در زمینه راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران ارائه کردهاند. بررسی اولیه این مطالب نشاندهنده نگاه و تحلیل افراد با دیدگاههای موافق یا مخالف درمورد این راهبرد است. در تحلیل حاضر تلاش شده است ورای نگاههای موافق و مخالف، به راهبرد مورد بحث نگریسته شود.
کجاییِ مفهوم شرق در راهبرد نگاه به شرق ایران
بهمنظور درک راهبرد نگاه به شرق باید در گام اول، مفهوم شرق مورد بررسی قرار گیرد. سؤال اول این است که شرق کجاست. ازنظر نگرش جغرافیای زمانی، مفاهیم شرق و غرب بیشتر مبتنیبر جهتهای جغرافیایی هستند؛ بهاینصورت که فضاهایی در شرق یا غرب یک مکان خاص قرار گرفتهاند؛ اما در کنار این تعبیر جغرافیایی، حوزههای مطالعاتی دیگر (فلسفی، سیاسی، ایدئولوژیکی، ژئوپلیتیکی، تمدنی و غیره) نیز از این مفاهیم وام میگیرند و استفاده میکنند که اگرچه تعبیری که از آنها میشود با مفهوم اصلی متفاوت است، گاه با مفهوم پایهای (جهت جغرافیایی) تاحدی سنخیت نسبی نیز دارد؛ برای مثال، فرهنگ شرق در مقابل فرهنگ غرب، یا اینکه در زمان جنگ سرد به کشورهای متحد شوروی و پیمان ورشو (که بیشتر در شرق جغرافیایی قرار داشتند) بلوک شرق گفته میشد و به کشورهای متحد آمریکا و پیمان ناتو، بلوک غرب.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما مشاهده کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2959.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_011.jpg
✅واکاوی اهداف اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران و اثرات آن بر روابط فراآتلانتیکی
🖋دکتر حسین غریبی
در حال حاضر با توجه به ابهامات فراوان و عدم رمزگشایی از بسته حقوقی و فنی ابتکار مالی اروپا، سخن از چگونگی کارکرد و دامنه و وسعت این مکانیزم چندان قرین به صواب نخواهد بود؛ ازاینرو، هسته اساسی این نوشتار معطوف به واکاوی اهداف و انگیزههای اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران است. اروپایی که تا چندی پیش سرمست از الگوی موفق همگرایی منطقهای و توسعه قلمرو جغرافیایی خود و اجماع اعضایش بر تنها موضوع بینالمللی یعنی برجام بود؛ در شرایط کنونی، در قیاس با سایر کنشگران منطقهای و بینالمللی از وضعیت ناخوشایندی برخوردار است. اروپای متحد امروز آنقدر در چمبره مشکلات داخلی و خارجی فرو رفته است که هویت و کیان بلوکی خود را در معرض خطر و فروپاشی میبیند. علیرغم تلاشهای گسترده اتحادیه اروپا در روند شکلگیری و امضای توافق هستهای، آمریکا حاضر نیست ذرهای از منافع این توافق بینالمللی حتی از حیث پرستیژی نصیب شریک آتلانتیکیاش شود و بهگونهای اروپا را در شرایط سخت میان انتخاب دو گزینه یعنی پیروی از نظم آمریکا مبتنی بر یکجانبهگرایی و نظم چندجانبهگرایی که راهبرد اساسی اروپا بر آن استوار شده، قرار داده است. اتحادیه اروپا به رغم اراده سیاسی و نیاز اساسی به حفظ برجام ، تا به امروز از برداشتن گام های عملی مؤثر برای مقابله با تحریمهای ثانویه آمریکا و نجات این توافقنامه ناتوان بوده و با گذشت زمان نیز ضعف و ناتوانی این نهاد اروپایی در نقشآفرینی موضوعات مختلف در حوزه دیپلماسی چندجانبه به وضوح آشکار میشود؛ از زمان خروج آمریکا از برجام، اروپا تلاشهای بسیاری با هدف مقابله با موج بازگشت تحریمهای آمریکا انجام داده است که تماماً محکوم به شکست بوده است.
🔹ادامه #مقاله را د تارنمای ما مشاهده کنید:
http://www.tisri.org/default-2956.aspx
#بخوانیم
✅واکاوی اهداف اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران و اثرات آن بر روابط فراآتلانتیکی
🖋دکتر حسین غریبی
در حال حاضر با توجه به ابهامات فراوان و عدم رمزگشایی از بسته حقوقی و فنی ابتکار مالی اروپا، سخن از چگونگی کارکرد و دامنه و وسعت این مکانیزم چندان قرین به صواب نخواهد بود؛ ازاینرو، هسته اساسی این نوشتار معطوف به واکاوی اهداف و انگیزههای اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران است. اروپایی که تا چندی پیش سرمست از الگوی موفق همگرایی منطقهای و توسعه قلمرو جغرافیایی خود و اجماع اعضایش بر تنها موضوع بینالمللی یعنی برجام بود؛ در شرایط کنونی، در قیاس با سایر کنشگران منطقهای و بینالمللی از وضعیت ناخوشایندی برخوردار است. اروپای متحد امروز آنقدر در چمبره مشکلات داخلی و خارجی فرو رفته است که هویت و کیان بلوکی خود را در معرض خطر و فروپاشی میبیند. علیرغم تلاشهای گسترده اتحادیه اروپا در روند شکلگیری و امضای توافق هستهای، آمریکا حاضر نیست ذرهای از منافع این توافق بینالمللی حتی از حیث پرستیژی نصیب شریک آتلانتیکیاش شود و بهگونهای اروپا را در شرایط سخت میان انتخاب دو گزینه یعنی پیروی از نظم آمریکا مبتنی بر یکجانبهگرایی و نظم چندجانبهگرایی که راهبرد اساسی اروپا بر آن استوار شده، قرار داده است. اتحادیه اروپا به رغم اراده سیاسی و نیاز اساسی به حفظ برجام ، تا به امروز از برداشتن گام های عملی مؤثر برای مقابله با تحریمهای ثانویه آمریکا و نجات این توافقنامه ناتوان بوده و با گذشت زمان نیز ضعف و ناتوانی این نهاد اروپایی در نقشآفرینی موضوعات مختلف در حوزه دیپلماسی چندجانبه به وضوح آشکار میشود؛ از زمان خروج آمریکا از برجام، اروپا تلاشهای بسیاری با هدف مقابله با موج بازگشت تحریمهای آمریکا انجام داده است که تماماً محکوم به شکست بوده است.
🔹ادامه #مقاله را د تارنمای ما مشاهده کنید:
http://www.tisri.org/default-2956.aspx
#بخوانیم
نشست تخصصی با عنوان :
"چشم انداز روابط پاکستان و ج.ا.ایران؛ فرصت یا تهدید"
این نشست به همت موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران و با مشارکت موسسه عالی بیمه اکو وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی در تاریخ دوازدهم اسفندماه در سالن شورای موسسه اکو برگزار گردید. این نشست با سخنرانی دکتر عباس ملکی، آقای محمد مهدی آبادی، خانم سمیه مروتی و مدیریت دکتر سعید شکوهی برگزار شد.
@TehranInstitute
#رویداد
"چشم انداز روابط پاکستان و ج.ا.ایران؛ فرصت یا تهدید"
این نشست به همت موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران و با مشارکت موسسه عالی بیمه اکو وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی در تاریخ دوازدهم اسفندماه در سالن شورای موسسه اکو برگزار گردید. این نشست با سخنرانی دکتر عباس ملکی، آقای محمد مهدی آبادی، خانم سمیه مروتی و مدیریت دکتر سعید شکوهی برگزار شد.
@TehranInstitute
#رویداد
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_008.JPG
✅سیاست ترکیه در قبال بحران سوریه پس از خروج آمریکا
🖋الیاس واحدی
با توجه به موارد گفته شده میتوان گفت اهمیت سوریه برای ترکیه از جنبههای امنیتی، سیاسی، اقتصادی و حوزه نفوذ نرم به اندازهای زیاد است که آنکارا نه تنها در هر شرایطی دست از کنشگری در فضای جدید سوریه برنخواهد داشت، بلکه ممکن است روز به روز بر میزان مداخلاتش در سوریه بیفزاید؛ بنابراین جمهوری اسلامی ایران و سایر بازیگران باید ترکیه را یکی از مهمترین و جدیترین بازیگران سوریه محسوب نمایند و در برنامهریزیهای آتی مدنظر قرار گیرد.
همچنین خروج نیروهای نظامی آمریکایی از سوریه و روند پیشرو از منظر منافع جمهوری اسلامی ایران دارای آثار و تبعات مثبت و منفی خواهد بود. رفع خطر درگیری احتمالی بین نیروهای مستشاری و نیروهای نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران با نیروهای آمریکایی و افزایش قدرت عمل و مانور ایران از نظر نظامی در عرصه میدانی و امکان هماهنگی بیشتر نیروهای تحت امر ایران با سایر نیروهای خارجی موجود در سوریه با توجه به غیبت نیروهای آمریکایی که منجر به افزایش وزن نیروهای ایرانی خواهد شد و نیز افزایش حضور نظامی و کنترل خاک کشور توسط دولت قانونی سوریه که هم به نفع ایران و هم سایر کشورهای منطقه مثل ترکیه است، از نتایج مثبت خروج آمریکا از سوریه خواهد بود.
در طرف مقابل نیز احتمال وجود نوعی تقسیم کار پنهانی بین آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکا از طریق عراق اقدام به کنترل نفوذ ایران بکند و کنترل ایران در سوریه به این رژیم سپرده شود که انتقال نیروها و تجهیزات آمریکایی به عراق از یک سو و از سرگیری حملات نظامی رژیم صهیونیستی به سوریه می توانند نشانهای دال بر این تقسیم کار باشند. همچنین افزایش حضور مستقیم و غیر مستقیم محور عربی ( شامل عربستان، امارات و ....) در سوریه، که نتیجه آن افزایش تنش ایران با این کشورها و امکان رویارویی نظامی نیروهای تحت حمایت ایران با نیروهای تحت حمایت محور عربی خواهد بود، از دیگر پیامدهای احتمالی منفی خروج نیروهای آمریکایی از سوریه است.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2955.aspx
#بخوانیم
✅سیاست ترکیه در قبال بحران سوریه پس از خروج آمریکا
🖋الیاس واحدی
با توجه به موارد گفته شده میتوان گفت اهمیت سوریه برای ترکیه از جنبههای امنیتی، سیاسی، اقتصادی و حوزه نفوذ نرم به اندازهای زیاد است که آنکارا نه تنها در هر شرایطی دست از کنشگری در فضای جدید سوریه برنخواهد داشت، بلکه ممکن است روز به روز بر میزان مداخلاتش در سوریه بیفزاید؛ بنابراین جمهوری اسلامی ایران و سایر بازیگران باید ترکیه را یکی از مهمترین و جدیترین بازیگران سوریه محسوب نمایند و در برنامهریزیهای آتی مدنظر قرار گیرد.
همچنین خروج نیروهای نظامی آمریکایی از سوریه و روند پیشرو از منظر منافع جمهوری اسلامی ایران دارای آثار و تبعات مثبت و منفی خواهد بود. رفع خطر درگیری احتمالی بین نیروهای مستشاری و نیروهای نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران با نیروهای آمریکایی و افزایش قدرت عمل و مانور ایران از نظر نظامی در عرصه میدانی و امکان هماهنگی بیشتر نیروهای تحت امر ایران با سایر نیروهای خارجی موجود در سوریه با توجه به غیبت نیروهای آمریکایی که منجر به افزایش وزن نیروهای ایرانی خواهد شد و نیز افزایش حضور نظامی و کنترل خاک کشور توسط دولت قانونی سوریه که هم به نفع ایران و هم سایر کشورهای منطقه مثل ترکیه است، از نتایج مثبت خروج آمریکا از سوریه خواهد بود.
در طرف مقابل نیز احتمال وجود نوعی تقسیم کار پنهانی بین آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکا از طریق عراق اقدام به کنترل نفوذ ایران بکند و کنترل ایران در سوریه به این رژیم سپرده شود که انتقال نیروها و تجهیزات آمریکایی به عراق از یک سو و از سرگیری حملات نظامی رژیم صهیونیستی به سوریه می توانند نشانهای دال بر این تقسیم کار باشند. همچنین افزایش حضور مستقیم و غیر مستقیم محور عربی ( شامل عربستان، امارات و ....) در سوریه، که نتیجه آن افزایش تنش ایران با این کشورها و امکان رویارویی نظامی نیروهای تحت حمایت ایران با نیروهای تحت حمایت محور عربی خواهد بود، از دیگر پیامدهای احتمالی منفی خروج نیروهای آمریکایی از سوریه است.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2955.aspx
#بخوانیم
موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران با مشارکت گروه مطالعات منطقهای و مرکز مطالعات آسیای مرکزی دانشگاه تهران برگزار میکند:
"وضعیت ژئوپلیتیکی منطقه پس از گفتگوهای صلح در افغانستان"
📆سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷
🕰ساعت ۱۱ تا ۱۲:۳۰
🔹مکان: دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سالن شورای گروه مطالعات منطقهای
#رویداد
@TehranInstitute
"وضعیت ژئوپلیتیکی منطقه پس از گفتگوهای صلح در افغانستان"
📆سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷
🕰ساعت ۱۱ تا ۱۲:۳۰
🔹مکان: دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سالن شورای گروه مطالعات منطقهای
#رویداد
@TehranInstitute
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b_009.jpg
✅توسعه و ارتقاء پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، تهدیدی برای ایران؟
✒️رامین ندیمی
حضور نظامی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه طی چند سال اخیر و به دلایلی مانند تصمیمات دولتهای باراک اوباما و دونالد ترامپ مانند خروج نیروها بهسبب کاهش قابل توجه بودجه دفاعی و یا بروز شرایط حاد امنیتی منطقهای (رویدادهایی ازقبیل: جنگ داخلی سوریه؛ ظهور گروههای تروریستی، مانند: داعش که توانسته بود بخشهایی از سوریه و عراق را به تصرف خود درآورد؛ سرد شدن روابط میان آنکارا و واشینگتن و تأثیر آن بر آینده وضعیت حضور نظامی آمریکا در این کشور؛ مقابله با آنچه نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران بهویژه در سوریه و یمن خوانده میشود؛ و تصمیم ترامپ برای عقبنشینی نیروهای آمریکایی از سوریه) دستخوش تغییر و تحول بسزایی شده است.
دراینراستا، ایالات متحده ناچار به جابهجایی نیروهای خود در منطقه و رها کردن شماری از پایگاهها و قرارگاههای خود و درهمینحال، دراختیار گرفتن و توسعه دادن شمار دیگری از تأسیسات نظامی در خاورمیانه شده است. بهسبب سیال بودن شرایط امنیتی منطقه و نیز شکل جدید مأموریتهای نیروهای آمریکایی، تعداد قابل توجهی از این پایگاهها و قرارگاهها جنبه موقتی داشتهاند و برای انجام عملیات نظارت، شناسایی و نیز آموزش نیروهای محلیِ مورد حمایت آمریکا ایجاد شدهاند.
در این نوشتار، سعی بر آن است که بزرگترین و مهمترین این تأسیسات که درعینحال در فاصله نزدیک یا نهچندان دوری از جمهوری اسلامی ایران قرار دارند و اخیراً گسترش و ارتقا یافتهاند بررسی شوند. برپایه اطلاعات منتشرشده، این تأسیسات میتوانند دسترسی و عملیات نیروهای آمریکایی در سراسر منطقه را امکانپذیر یا تسهیل کنند. تلاش پنتاگون برای انعطافپذیرتر ساختن عملیات نظامی خود در منطقه و نیز سیال بودن ماهیت تهدیدها، آمریکا را نیازمند جابهجایی مداوم نیروهایش کرده است. وضعیت حضور نیروهای آمریکایی در عراق و شرق رود فرات در سوریه و پراکنده بودن موقعیتهای حضور آنها در این نواحی موجب شده است که گاهی اوقات شناسایی آنچه پایگاه آمریکایی شناخته میشود دشوار جلوه کند. بسیاری از این تأسیسات مانند بنادر، فرودگاهها و انبارها در ابتدا بهعنوان زیرساختهای غیرنظامی و تجاری مورد استفاده قرار میگرفتند.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2963.aspx
#بخوانیم
✅توسعه و ارتقاء پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، تهدیدی برای ایران؟
✒️رامین ندیمی
حضور نظامی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه طی چند سال اخیر و به دلایلی مانند تصمیمات دولتهای باراک اوباما و دونالد ترامپ مانند خروج نیروها بهسبب کاهش قابل توجه بودجه دفاعی و یا بروز شرایط حاد امنیتی منطقهای (رویدادهایی ازقبیل: جنگ داخلی سوریه؛ ظهور گروههای تروریستی، مانند: داعش که توانسته بود بخشهایی از سوریه و عراق را به تصرف خود درآورد؛ سرد شدن روابط میان آنکارا و واشینگتن و تأثیر آن بر آینده وضعیت حضور نظامی آمریکا در این کشور؛ مقابله با آنچه نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران بهویژه در سوریه و یمن خوانده میشود؛ و تصمیم ترامپ برای عقبنشینی نیروهای آمریکایی از سوریه) دستخوش تغییر و تحول بسزایی شده است.
دراینراستا، ایالات متحده ناچار به جابهجایی نیروهای خود در منطقه و رها کردن شماری از پایگاهها و قرارگاههای خود و درهمینحال، دراختیار گرفتن و توسعه دادن شمار دیگری از تأسیسات نظامی در خاورمیانه شده است. بهسبب سیال بودن شرایط امنیتی منطقه و نیز شکل جدید مأموریتهای نیروهای آمریکایی، تعداد قابل توجهی از این پایگاهها و قرارگاهها جنبه موقتی داشتهاند و برای انجام عملیات نظارت، شناسایی و نیز آموزش نیروهای محلیِ مورد حمایت آمریکا ایجاد شدهاند.
در این نوشتار، سعی بر آن است که بزرگترین و مهمترین این تأسیسات که درعینحال در فاصله نزدیک یا نهچندان دوری از جمهوری اسلامی ایران قرار دارند و اخیراً گسترش و ارتقا یافتهاند بررسی شوند. برپایه اطلاعات منتشرشده، این تأسیسات میتوانند دسترسی و عملیات نیروهای آمریکایی در سراسر منطقه را امکانپذیر یا تسهیل کنند. تلاش پنتاگون برای انعطافپذیرتر ساختن عملیات نظامی خود در منطقه و نیز سیال بودن ماهیت تهدیدها، آمریکا را نیازمند جابهجایی مداوم نیروهایش کرده است. وضعیت حضور نیروهای آمریکایی در عراق و شرق رود فرات در سوریه و پراکنده بودن موقعیتهای حضور آنها در این نواحی موجب شده است که گاهی اوقات شناسایی آنچه پایگاه آمریکایی شناخته میشود دشوار جلوه کند. بسیاری از این تأسیسات مانند بنادر، فرودگاهها و انبارها در ابتدا بهعنوان زیرساختهای غیرنظامی و تجاری مورد استفاده قرار میگرفتند.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2963.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b_010.jpg
✅واکاوی طرح آمریکا برای ایجاد منطقه امن در شمال سوریه
✒️دکتر حسین آجورلو
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در 13 ژانویه 2019، بعد از تماس تلفنی با رجب طیب اردوغان، در توئیتی از ضرورت تشکیل منطقهای امن در نوار شمالی شرق فرات خبر داد. براساس مطالب ضدونقیض منتشرشده، عرض این منطقه حدود 32 کیلومتر و طول آن 460 کیلومتر است. اگر منطقه امن پیشنهادی ترامپ عملیاتی شود، سرتاسر نوار شمالی سوریه، خارج از کنترل نظام این کشور خواهد بود و ازسویدیگر، عرصه برای تداوم حضور آمریکا به شیوههای مختلف در بحران سوریه نیز تنگ خواهد شد.
منطقه امن در سوریه یکی از مباحث قدیمی بحران سوریه است که تقریباً از ابتدای بحران سوریه ازسوی دولتهای ترکیه، عربستان سعودی، فرانسه و برخی از مقامات جمهوریخواه آمریکا همچون سناتور مککین به بهانه حمایت از آوارگان و مردم غیرنظامی مطرح شده، ولی درواقع هدف اکثر مطرحکنندگان این طرح تضعیف نظام سوریه بوده است. دستگاه سیاست خارجی اوباما به دلایل مختلف از این امر سر باز میزد. از دلایل این امر میتوان به ناکارآمدی منطقه امن و نیز ایجاد فضا برای گسترش اقدامات گروههای تکفیری همچون گروه داعش و فتح الشام اشاره کرد؛ اما علت اصلی موافقت نکردنِ دولت اوباما با منطقه امن، واقعیتهای سیاسی و میدانی بود که ایالات متحده آمریکا با توجه به آن در اجرای این سیاست تردیدهای جدی داشت.
بهنظر میرسد اهداف اعلامی آمریکا از ایجاد منطقه امن با همکاری متحدانش برای حفاظت از پناهجویان و آوارگان و نیروهای کرد، پوششی برای اهداف اصلی این کشور در بحران سوریه باشد که مهمترین آنها عبارتاند از:
1. مقامات آمریکایی بهخوبی میدانند که با خروج نیروهای آمریکایی از شرق فرات، نظام سوریه و روسیه خلأ قدرت را در این منطقه پر خواهند کرد؛ درنتیجه، برای جلوگیری از این امر سعی دارند با بهانههای مختلف همچون منطقه امن، حضور خود را در معادلات بحران سوریه با حداقل نیرو و هزینه حفظ کنند.
2. آمریکا قصد دارد با برقراری رژیمی همچون منطقه امن، متحد استراتژیکش یعنی ترکیه را در بحران سوریه تقویت کند تا به این وسیله مانع از تسلط روسها در این منطقه شود.
3. مطرح شدن منطقه امن، فضایی را برای تداوم بقای گروههای کرد و عرب نزدیک به آمریکا در این مناطق مهیا میکند. دراینصورت، آمریکا تا زمانی که منافع آن در این منطقه تأمین نشود میتواند بهوسیله این گروهها همچنان بحران سوریه را پویا نگه دارد.
4. بهدلیل مخالفت اکثر بازیگران فعال در عرصه بحران سوریه با ایجاد منطقه امن، مطرح کردن چنین مباحثی زمینه را برای باقی ماندن آمریکا در فضای سیاسی بحران سوریه فراهم میکند و این کشور میتواند همچنان نقش بازیگر فعالی را در مذاکرات و روندهای حاکم بر حل بحران سوریه داشته باشد.
5. دونالد ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی وعدههای مختلفی میداد؛ برای مثال، درمورد سوریه ایجاد منطقه امن را وعده داده بود و ترامپ تاکنون نشان داده است که سعی دارد وعدههای خود را هرچند بهصورت اعلامی اجرا کند.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2964.aspx
#بخوانیم
✅واکاوی طرح آمریکا برای ایجاد منطقه امن در شمال سوریه
✒️دکتر حسین آجورلو
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در 13 ژانویه 2019، بعد از تماس تلفنی با رجب طیب اردوغان، در توئیتی از ضرورت تشکیل منطقهای امن در نوار شمالی شرق فرات خبر داد. براساس مطالب ضدونقیض منتشرشده، عرض این منطقه حدود 32 کیلومتر و طول آن 460 کیلومتر است. اگر منطقه امن پیشنهادی ترامپ عملیاتی شود، سرتاسر نوار شمالی سوریه، خارج از کنترل نظام این کشور خواهد بود و ازسویدیگر، عرصه برای تداوم حضور آمریکا به شیوههای مختلف در بحران سوریه نیز تنگ خواهد شد.
منطقه امن در سوریه یکی از مباحث قدیمی بحران سوریه است که تقریباً از ابتدای بحران سوریه ازسوی دولتهای ترکیه، عربستان سعودی، فرانسه و برخی از مقامات جمهوریخواه آمریکا همچون سناتور مککین به بهانه حمایت از آوارگان و مردم غیرنظامی مطرح شده، ولی درواقع هدف اکثر مطرحکنندگان این طرح تضعیف نظام سوریه بوده است. دستگاه سیاست خارجی اوباما به دلایل مختلف از این امر سر باز میزد. از دلایل این امر میتوان به ناکارآمدی منطقه امن و نیز ایجاد فضا برای گسترش اقدامات گروههای تکفیری همچون گروه داعش و فتح الشام اشاره کرد؛ اما علت اصلی موافقت نکردنِ دولت اوباما با منطقه امن، واقعیتهای سیاسی و میدانی بود که ایالات متحده آمریکا با توجه به آن در اجرای این سیاست تردیدهای جدی داشت.
بهنظر میرسد اهداف اعلامی آمریکا از ایجاد منطقه امن با همکاری متحدانش برای حفاظت از پناهجویان و آوارگان و نیروهای کرد، پوششی برای اهداف اصلی این کشور در بحران سوریه باشد که مهمترین آنها عبارتاند از:
1. مقامات آمریکایی بهخوبی میدانند که با خروج نیروهای آمریکایی از شرق فرات، نظام سوریه و روسیه خلأ قدرت را در این منطقه پر خواهند کرد؛ درنتیجه، برای جلوگیری از این امر سعی دارند با بهانههای مختلف همچون منطقه امن، حضور خود را در معادلات بحران سوریه با حداقل نیرو و هزینه حفظ کنند.
2. آمریکا قصد دارد با برقراری رژیمی همچون منطقه امن، متحد استراتژیکش یعنی ترکیه را در بحران سوریه تقویت کند تا به این وسیله مانع از تسلط روسها در این منطقه شود.
3. مطرح شدن منطقه امن، فضایی را برای تداوم بقای گروههای کرد و عرب نزدیک به آمریکا در این مناطق مهیا میکند. دراینصورت، آمریکا تا زمانی که منافع آن در این منطقه تأمین نشود میتواند بهوسیله این گروهها همچنان بحران سوریه را پویا نگه دارد.
4. بهدلیل مخالفت اکثر بازیگران فعال در عرصه بحران سوریه با ایجاد منطقه امن، مطرح کردن چنین مباحثی زمینه را برای باقی ماندن آمریکا در فضای سیاسی بحران سوریه فراهم میکند و این کشور میتواند همچنان نقش بازیگر فعالی را در مذاکرات و روندهای حاکم بر حل بحران سوریه داشته باشد.
5. دونالد ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی وعدههای مختلفی میداد؛ برای مثال، درمورد سوریه ایجاد منطقه امن را وعده داده بود و ترامپ تاکنون نشان داده است که سعی دارد وعدههای خود را هرچند بهصورت اعلامی اجرا کند.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2964.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_010.jpg
✅تحرکات اخیر در روند صلح افغانستان و پیامدهایش برای جمهوری اسلامی ایران
✒️حسامالدین حجتزاده
جمهوری اسلامی ایران پس از آنکه در نخستین ماههای سرنگونی رژیم طالبان، نقش مؤثری در رویکار آوردن دولت موقت حامد کرزای، رئیسجمهور وقت افغانستان، ایفا کرد، بیشتر به حمایت سیاسی و کمک اقتصادی به دولتهای سهگانه کرزای بسنده نمود و در مقوله خطیر مذاکرات صلح بین دولت کابل و گروه طالبان، نقش تهران بیشتر به حمایت لفظی از آن و شرکت در بعضی کنفرانسهای صلح در دهه اخیر محدود بود. این سیاست در دوران ریاستجمهوری اشرف غنی نیز ادامه یافته است. بااینحال، همواره آمریکا و دیگر رقبای متخاصم ایران در افغانستان که نقش اصلی را در رویکار آوردن و تقویت رژیم طالبان در دهه 1990 برعهده داشتند، ایران را به حمایت سیاسی، نظامی، مالی و آموزش نیروهای طالبان متهم میکنند.
سفر تاریخی دریادار علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به افغانستان و دیدارهای وی با مقامات کابل و بعضی اعضای ارشد طالبان در دسامبر 2018، و تأیید سفر پنج عضو دفتر سیاسی طالبان در قطر به تهران و دیدارشان با آقای عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه، ازسوی سخنگوی این وزارتخانه و دیدار آقای عراقچی از کابل کمی پس از سفر هیئت طالبان به ایران با دو دستور کار اعلامشده مبارزه با داعش در افغانستان و تأمین امنیت مرزهای شرقی ایران با مناطق تحت کنترل طالبان، نشان داد که بهدنبال آغاز دور تازه تلاشهای آمریکا و همپیمانان منطقهایاش برای به سرانجام رساندن نسخه آمریکایی صلح افغانستان ازطریق گفتوگوی مستقیم زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه ترامپ در امور صلح افغانستان، تهران سعی دارد ضمن مطرح کردن خودش بهعنوان یک بازیگر مؤثر و مهم، آثار منفی تکاپوهای سیاسی و امنیتی آمریکا و دیگران را بر منافع و امنیت ملی ایران به حداقل برساند.
نکته مهم آن است که اگر ایران که اکنون به دستاوردهای سفرها و مذاکرات دبیر شورای عالی امنیت ملی و معاون سیاسی وزیر خارجه و بعضی رایزنیهای پشتپرده نهادهای ذیربط با طالبان افغان در پاکستان و برخی دیگر از کشورها و نیروهای کنشگر رقیب دلخوش کند و خود را برنده بداند، به دست خود به رهبران شورای کویته اجازه داده است که با کارت ایران از واشینگتن و همپیمانان منطقهایاش امتیاز بگیرد، بدون آنکه درنهایت سود و دستاورد بزرگ و ماندگاری نصیب تهران گردد.
واکنشها به تحرکات اخیر ایران درقبال افغانستان، آغاز مذاکرات مستقیم با گروه طالبان و بهخصوص علنی شدن آن ازسوی دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه ایران، واکنشهای مختلفی در منطقه و فرامنطقه بههمراه داشت. دراینمیان، نکته مهم آن است که تاکنون اکثر واکنشها و موضعگیریها به شکل لفظی نبوده و سایر کشورهای ذینفع سعی کردهاند با اقداماتی عملی، پاسخ ورود جدی تهران به مقوله مذاکرات صلح افغانستان را بدهند.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2954.aspx
#بخوانیم
✅تحرکات اخیر در روند صلح افغانستان و پیامدهایش برای جمهوری اسلامی ایران
✒️حسامالدین حجتزاده
جمهوری اسلامی ایران پس از آنکه در نخستین ماههای سرنگونی رژیم طالبان، نقش مؤثری در رویکار آوردن دولت موقت حامد کرزای، رئیسجمهور وقت افغانستان، ایفا کرد، بیشتر به حمایت سیاسی و کمک اقتصادی به دولتهای سهگانه کرزای بسنده نمود و در مقوله خطیر مذاکرات صلح بین دولت کابل و گروه طالبان، نقش تهران بیشتر به حمایت لفظی از آن و شرکت در بعضی کنفرانسهای صلح در دهه اخیر محدود بود. این سیاست در دوران ریاستجمهوری اشرف غنی نیز ادامه یافته است. بااینحال، همواره آمریکا و دیگر رقبای متخاصم ایران در افغانستان که نقش اصلی را در رویکار آوردن و تقویت رژیم طالبان در دهه 1990 برعهده داشتند، ایران را به حمایت سیاسی، نظامی، مالی و آموزش نیروهای طالبان متهم میکنند.
سفر تاریخی دریادار علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به افغانستان و دیدارهای وی با مقامات کابل و بعضی اعضای ارشد طالبان در دسامبر 2018، و تأیید سفر پنج عضو دفتر سیاسی طالبان در قطر به تهران و دیدارشان با آقای عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه، ازسوی سخنگوی این وزارتخانه و دیدار آقای عراقچی از کابل کمی پس از سفر هیئت طالبان به ایران با دو دستور کار اعلامشده مبارزه با داعش در افغانستان و تأمین امنیت مرزهای شرقی ایران با مناطق تحت کنترل طالبان، نشان داد که بهدنبال آغاز دور تازه تلاشهای آمریکا و همپیمانان منطقهایاش برای به سرانجام رساندن نسخه آمریکایی صلح افغانستان ازطریق گفتوگوی مستقیم زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه ترامپ در امور صلح افغانستان، تهران سعی دارد ضمن مطرح کردن خودش بهعنوان یک بازیگر مؤثر و مهم، آثار منفی تکاپوهای سیاسی و امنیتی آمریکا و دیگران را بر منافع و امنیت ملی ایران به حداقل برساند.
نکته مهم آن است که اگر ایران که اکنون به دستاوردهای سفرها و مذاکرات دبیر شورای عالی امنیت ملی و معاون سیاسی وزیر خارجه و بعضی رایزنیهای پشتپرده نهادهای ذیربط با طالبان افغان در پاکستان و برخی دیگر از کشورها و نیروهای کنشگر رقیب دلخوش کند و خود را برنده بداند، به دست خود به رهبران شورای کویته اجازه داده است که با کارت ایران از واشینگتن و همپیمانان منطقهایاش امتیاز بگیرد، بدون آنکه درنهایت سود و دستاورد بزرگ و ماندگاری نصیب تهران گردد.
واکنشها به تحرکات اخیر ایران درقبال افغانستان، آغاز مذاکرات مستقیم با گروه طالبان و بهخصوص علنی شدن آن ازسوی دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه ایران، واکنشهای مختلفی در منطقه و فرامنطقه بههمراه داشت. دراینمیان، نکته مهم آن است که تاکنون اکثر واکنشها و موضعگیریها به شکل لفظی نبوده و سایر کشورهای ذینفع سعی کردهاند با اقداماتی عملی، پاسخ ورود جدی تهران به مقوله مذاکرات صلح افغانستان را بدهند.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2954.aspx
#بخوانیم
✅ موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ نشستی با عنوان "وضعیت ژئوپلیتیکی منطقه پس از گفتگوهای صلح در افغانستان" را در سالن شورای گروه مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران برگزار کرد.
در این نشست "دکتر سردار محمد رحیمی" معاون وزارت معارف (آموزش و پرورش) افغانستان و استاد ژئوپلیتیک دانشگاه کابل، "دکتر جعفر حق پناه" مدیر میز افغانستان انجمن علوم سیاسی ایران و " دکتر بهرام امیراحمدیان" از اساتید مطرح در این حوزه به ایراد سخنرانی پرداختند.
✒ از مهمترین محورهایی که در این نشست مطرح شد، می توان به:
_ مذاکرات صلح با طالبان و نتایج احتمالی آن
_ نگاه جریان های داخلی و افکار عمومی افغانستان به مذاکرات صلح با طالبان
_ انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان و نگاه نامزدهای انتخاباتی به روند صلح با طالبان
_ نقش و جایگاه کشورهای همسایه در آینده افغانستان
_ آثار و پیامدهای بازگشت طالبان به بدنه اجتماعی و سیاسی افغانستان
✒ گفتنی است، این نشست از سوی موسسه ابرار معاصر تهران و با مشارکت گروه مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران، انجمن اوراسیای مرکزی و انجمن مطالعات منطقه ای برگزار شد.
#رویداد
@TehranInstitute
در این نشست "دکتر سردار محمد رحیمی" معاون وزارت معارف (آموزش و پرورش) افغانستان و استاد ژئوپلیتیک دانشگاه کابل، "دکتر جعفر حق پناه" مدیر میز افغانستان انجمن علوم سیاسی ایران و " دکتر بهرام امیراحمدیان" از اساتید مطرح در این حوزه به ایراد سخنرانی پرداختند.
✒ از مهمترین محورهایی که در این نشست مطرح شد، می توان به:
_ مذاکرات صلح با طالبان و نتایج احتمالی آن
_ نگاه جریان های داخلی و افکار عمومی افغانستان به مذاکرات صلح با طالبان
_ انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان و نگاه نامزدهای انتخاباتی به روند صلح با طالبان
_ نقش و جایگاه کشورهای همسایه در آینده افغانستان
_ آثار و پیامدهای بازگشت طالبان به بدنه اجتماعی و سیاسی افغانستان
✒ گفتنی است، این نشست از سوی موسسه ابرار معاصر تهران و با مشارکت گروه مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران، انجمن اوراسیای مرکزی و انجمن مطالعات منطقه ای برگزار شد.
#رویداد
@TehranInstitute
پژوهشکده ابرار معاصر تهران
موسسه تحقیقاتی ابرار معاصر تهران به مناسبت بیستمین سالگرد تاسیس خود برگزار می کند: "جشنواره انتخاب تحلیلگر برتر در حوزه سیاست خارجی" به همین منظور از تمامی پژوهشگران برای نگارش یک تحلیل در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دعوت به عمل می آید. مهلت ارسال…
(https://attach.fahares.com/5188N+dAnrn9+il0SNA7dg==)
🔵 موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران در راستای شناسایی تحلیلگران حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بهخصوص جوانان، دانشجویان و فارغالتحصیلان جدید با همکاری برخی از مراکز پژوهشی معتبر کشور اقدام به برگزاری اولین جشنواره سراسری تحلیلگر برتر در حوزه سیاست خارجی کرده است. گفتنی است به ده نفر اول از تحلیلگران جوایز نفیسی اهدا و گواهی اعطا میگردد.
🖋 محورهای جشنواره تحلیلگر برتر بر اساس مخاطرات منطقهای و بینالمللی سیاست خارجی کشور عبارتاند از:
1. نظمها و نظامات سیاسی ـ امنیتی منطقهای و بینالمللی
2. نظمها و نظامات دفاعی ـ نظامی منطقهای و بینالمللی
3. نظمها و نظامات اقتصاد سیاسی منطقهای و بینالمللی
4. نظمها و نظامات حقوقی منطقهای و بینالمللی
5. مقاومت منطقهای و بینالمللی
6. انسجام اسلامی و منطقهای
7. جرائم سازمانیافته منطقهای و بینالمللی
📝 با توجه به لزوم ارائه منظم مطالب ارسالی جهت ارزیابی و داوری، پیشنهاد میشود ساختار نوشتاری مقالات به ترتیب زیر باشد:
🔹 چکیده (حدود 250 تا 300 کلمه)؛
🔹 مقدمه (بیان مسئله، اهمیت مسئله، سؤال اصلی، سازماندهی مقاله)؛
🔹 متن اصلی (توصیف یک صفحهای و دقیق از مسئله، مخاطرات و یا مسائل مرتبط با مسئله، تشریح مخاطرات و مسائل طرح شده حول مسئله، اولویتبندی هشدارها برای این مسئله)
جمعبندی (پیشبینی از این مسئله در یک سال آینده، الزامات جمهوری اسلامی ایران برای این مسئله در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت)
قابلتوجه است که کلیت ساختار نوشتاری فوق در 3500 تا 4500 کلمه در نظر گرفته شود. بنا به موضوع پیشنهادی تغییراتی جزئی در ساختار نوشتار بلامانع است. ویراستاری علمی و نگارشی دقیق بر عهده نویسنده مقاله است.
آخرین مهلت ارسال مقالات 20 فروردینماه 1398 است. همچنین اعلام نتایج و برگزاری جشنواره اردیبهشتماه 1398 خواد بود.
آدرس دبیرخانه جشنواره: تهران، خیابان مطهری، خیابان شهید سرافراز، کوچه یکم، پلاک 21
شماره تماس: 88756204 -021 ایمیل دبیرخانه: tahlilgarbartar@tisri.org
#فراخوان
🔹@TehranInstitute
🔵 موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران در راستای شناسایی تحلیلگران حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بهخصوص جوانان، دانشجویان و فارغالتحصیلان جدید با همکاری برخی از مراکز پژوهشی معتبر کشور اقدام به برگزاری اولین جشنواره سراسری تحلیلگر برتر در حوزه سیاست خارجی کرده است. گفتنی است به ده نفر اول از تحلیلگران جوایز نفیسی اهدا و گواهی اعطا میگردد.
🖋 محورهای جشنواره تحلیلگر برتر بر اساس مخاطرات منطقهای و بینالمللی سیاست خارجی کشور عبارتاند از:
1. نظمها و نظامات سیاسی ـ امنیتی منطقهای و بینالمللی
2. نظمها و نظامات دفاعی ـ نظامی منطقهای و بینالمللی
3. نظمها و نظامات اقتصاد سیاسی منطقهای و بینالمللی
4. نظمها و نظامات حقوقی منطقهای و بینالمللی
5. مقاومت منطقهای و بینالمللی
6. انسجام اسلامی و منطقهای
7. جرائم سازمانیافته منطقهای و بینالمللی
📝 با توجه به لزوم ارائه منظم مطالب ارسالی جهت ارزیابی و داوری، پیشنهاد میشود ساختار نوشتاری مقالات به ترتیب زیر باشد:
🔹 چکیده (حدود 250 تا 300 کلمه)؛
🔹 مقدمه (بیان مسئله، اهمیت مسئله، سؤال اصلی، سازماندهی مقاله)؛
🔹 متن اصلی (توصیف یک صفحهای و دقیق از مسئله، مخاطرات و یا مسائل مرتبط با مسئله، تشریح مخاطرات و مسائل طرح شده حول مسئله، اولویتبندی هشدارها برای این مسئله)
جمعبندی (پیشبینی از این مسئله در یک سال آینده، الزامات جمهوری اسلامی ایران برای این مسئله در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت)
قابلتوجه است که کلیت ساختار نوشتاری فوق در 3500 تا 4500 کلمه در نظر گرفته شود. بنا به موضوع پیشنهادی تغییراتی جزئی در ساختار نوشتار بلامانع است. ویراستاری علمی و نگارشی دقیق بر عهده نویسنده مقاله است.
آخرین مهلت ارسال مقالات 20 فروردینماه 1398 است. همچنین اعلام نتایج و برگزاری جشنواره اردیبهشتماه 1398 خواد بود.
آدرس دبیرخانه جشنواره: تهران، خیابان مطهری، خیابان شهید سرافراز، کوچه یکم، پلاک 21
شماره تماس: 88756204 -021 ایمیل دبیرخانه: tahlilgarbartar@tisri.org
#فراخوان
🔹@TehranInstitute
Telegram
attach 📎
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9711/s_009.jpg
✅مدیریت تنش در روابط ایران و امارات متحده عربی
✒️حسین کبریائیزاده
دیوید میترانی، نظریهپرداز برجسته کارکردگرایان، در بحثِ یافتن راهحل عملی و جهانی برای گسترش صلح، موضوع توسعه همکاریهای فنی و اقتصادی را مطرح کرد. طبق این نظریه، همکاری در یک زمینه فنی بهتدریج همکاری در سایر بخشها را نیز موجب میشود. درواقع، تجربه همکاری در مسائل اقتصادی میتواند ساخت و بافت همکاری در زمینه سیاسی را شکل دهد.
بارزترین مصداق این نظریه در خاورمیانه، همکاری اقتصادی ایران با امارات متحده عربی بوده است، بهطوری که با شروع جنگ ایران و عراق، امارات از معدود کشورهای منطقه بود که با میانهروی، چهره ضد ایرانی به خود نگرفت و حتی در مقابل درخواست صدام حسین درمورد کمک یکمیلیاردی برای ادامه جنگ در اواسط دهه شصت ایستاد. در آن مقطع، این نگاه حاکم بود که مراودات تجاری ایران و امارات سبب انعطافپذیری ابوظبی در برابر تهران شده است.
اما اکنون چه تفاوتی در شرایط و اقتضائات ایجاد شده است که با وجود حجم بالای مناسبات تجاری و شکلگیری شراکت استراتژیک میان تهران و ابوظبی، این کشور تغییر رویه داده و به یکی از ناامنترین مقاصد مهاجران و بازرگانان ایرانی تبدیل شده است، تاجاییکه وزیر خارجه باور دارد که رفتار امارات به مسیر غیرقابل برگشت سوق یافته است.
برای پاسخ به این پرسش لازم است در کنار کانونهای قدیمی و سنتی بحران، گسلهای جدید اختلاف مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
گستره منابع و کانونهای بحران در روابط دو کشور طیف وسیعی از موارد زیر را شکل میدهد: پیشینه تاریخی اختلاف عرب و فارس، اختلافات سرزمینی برجایمانده از گذشته، نگاه متفاوت دو کشور به مقوله امنیتسازی (اعتقاد متفاوت به امنیت درونزا و برونزای منطقهای)، مواضع مختلف دو کشور در برخورد با انقلابهای عربی بهخصوص در محیط پیرامونی دو کشور در بحرین و یمن، سیاست هستهای ایران، سیاست ایرانهراسی کشورهای غیرهمسو و فرامنطقهای.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2952.aspx
#بخوانیم
✅مدیریت تنش در روابط ایران و امارات متحده عربی
✒️حسین کبریائیزاده
دیوید میترانی، نظریهپرداز برجسته کارکردگرایان، در بحثِ یافتن راهحل عملی و جهانی برای گسترش صلح، موضوع توسعه همکاریهای فنی و اقتصادی را مطرح کرد. طبق این نظریه، همکاری در یک زمینه فنی بهتدریج همکاری در سایر بخشها را نیز موجب میشود. درواقع، تجربه همکاری در مسائل اقتصادی میتواند ساخت و بافت همکاری در زمینه سیاسی را شکل دهد.
بارزترین مصداق این نظریه در خاورمیانه، همکاری اقتصادی ایران با امارات متحده عربی بوده است، بهطوری که با شروع جنگ ایران و عراق، امارات از معدود کشورهای منطقه بود که با میانهروی، چهره ضد ایرانی به خود نگرفت و حتی در مقابل درخواست صدام حسین درمورد کمک یکمیلیاردی برای ادامه جنگ در اواسط دهه شصت ایستاد. در آن مقطع، این نگاه حاکم بود که مراودات تجاری ایران و امارات سبب انعطافپذیری ابوظبی در برابر تهران شده است.
اما اکنون چه تفاوتی در شرایط و اقتضائات ایجاد شده است که با وجود حجم بالای مناسبات تجاری و شکلگیری شراکت استراتژیک میان تهران و ابوظبی، این کشور تغییر رویه داده و به یکی از ناامنترین مقاصد مهاجران و بازرگانان ایرانی تبدیل شده است، تاجاییکه وزیر خارجه باور دارد که رفتار امارات به مسیر غیرقابل برگشت سوق یافته است.
برای پاسخ به این پرسش لازم است در کنار کانونهای قدیمی و سنتی بحران، گسلهای جدید اختلاف مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
گستره منابع و کانونهای بحران در روابط دو کشور طیف وسیعی از موارد زیر را شکل میدهد: پیشینه تاریخی اختلاف عرب و فارس، اختلافات سرزمینی برجایمانده از گذشته، نگاه متفاوت دو کشور به مقوله امنیتسازی (اعتقاد متفاوت به امنیت درونزا و برونزای منطقهای)، مواضع مختلف دو کشور در برخورد با انقلابهای عربی بهخصوص در محیط پیرامونی دو کشور در بحرین و یمن، سیاست هستهای ایران، سیاست ایرانهراسی کشورهای غیرهمسو و فرامنطقهای.
🔹ادامه #مقاله را در تارنمای ما دنبال کنید:
🔗http://www.tisri.org/default-2952.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b_012.jpg
✅سفر روحانی به عراق؛ دستاوردها و واکنشها
🖋دکتر عابد اکبری
🖋صدیقه نژادقربان
حسن روحانی، رئیسجمهور ایران با هیئتی بلندپایه در روز بیستم اسفندماه برای نخستین بار در دوران ریاستجمهوریاش به عراق رفت. برهم صالح، رئیسجمهور عراق که برای استقبال از آقای روحانی به فرودگاه رفته بود اعلام کرد: «همانگونه که ایران در زمان جنگ عراق با داعش کنار عراق ایستاد، عراقیها هم در دوران تحریم درکنار ایرانیها خواهند ایستاد و عراق از تحریمهای ایران تبعیت نخواهد کرد. عزم روحانی برای این سفر و سخنان صالح در ابتدای ورود هیئت ایرانی به عراق، نشان آن بود که دو کشور درقبال تحولات جدید منطقه درحال بازتعریف روابط و منافع دوجانبه خویشاند و دیدارهای حسن روحانی با مقامات سیاسی، اقتصادی و مذهبی عراق ازیک سو و نوع و جنس قراردادها و توافقنامههای منعقدشده ازسوی دیگر گواه این مدعاست.
خروج آمریکا از برجام، شروع تحریمهای این کشور علیه ایران و ائتلافهای منطقهای با هدف افزایش فشار بر تهران، چالشها و بحرانهای متعددی را پیشِ روی جمهوری اسلامی قرار داد که نمود منطقهای آن را میتوان در صفبندیها و ائتلافهای منطقهای علیه جمهوری اسلامی ایران بهوضوح مشاهده کرد. راهبرد آمریکا علیه ایران، جمهوری اسلامی را برآن داشت تا نگاهی دوباره به مفّرها و امکانهای منطقهای و فرامنطقهای خویش درجهت شکستن حلقه تحریمها و ایجاد شکاف در ائتلافها بیندازد. سفر آقای روحانی به عراق نیز در این چهارچوب قابل تبیین است.
شکستن فضای تحریمی یکی از مهمترین دلایل سفر حسن روحانی به عراق بود که نشانههای آن را در نوع توافقنامههای منعقدشده در جریان این سفر بهخوبی میتوان مشاهده کرد. عراق در سالهای اخیر با جذب سرمایهها و تکنولوژی خارجی در حوزه نفتی این بخش را فعال کرده و توانست با بهرهگیری از فرصت طلایی ناشی از عدم اقبال سرمایهگذاران خارجی از ورود به بازار ایران، این فضا را در اختیار گیرد. بهرهبرداری از میدانهای نفتی مشترک از سوی هریک از طرفین زمینه گسترش تنش و سردی روابط در شرایط حاد کنونی را بههمراه دارد که به نظرمیرسد مقامات دو کشور در جریان سفر حسن روحانی به عراق درصدد یافتن دستورکاری برای حل این موضوع بودند. ایران و عراق چندین میدان نفت و گاز مشترک دارند که از آن جمله میتوان به آزادگان، یادآوران، آذر، نفتشهر، دهلران، پایدار غرب، یاران و اروند اشاره کرد.
🔹ادامه #مقاله را میتوانید در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2969.aspx
#بخوانیم
✅سفر روحانی به عراق؛ دستاوردها و واکنشها
🖋دکتر عابد اکبری
🖋صدیقه نژادقربان
حسن روحانی، رئیسجمهور ایران با هیئتی بلندپایه در روز بیستم اسفندماه برای نخستین بار در دوران ریاستجمهوریاش به عراق رفت. برهم صالح، رئیسجمهور عراق که برای استقبال از آقای روحانی به فرودگاه رفته بود اعلام کرد: «همانگونه که ایران در زمان جنگ عراق با داعش کنار عراق ایستاد، عراقیها هم در دوران تحریم درکنار ایرانیها خواهند ایستاد و عراق از تحریمهای ایران تبعیت نخواهد کرد. عزم روحانی برای این سفر و سخنان صالح در ابتدای ورود هیئت ایرانی به عراق، نشان آن بود که دو کشور درقبال تحولات جدید منطقه درحال بازتعریف روابط و منافع دوجانبه خویشاند و دیدارهای حسن روحانی با مقامات سیاسی، اقتصادی و مذهبی عراق ازیک سو و نوع و جنس قراردادها و توافقنامههای منعقدشده ازسوی دیگر گواه این مدعاست.
خروج آمریکا از برجام، شروع تحریمهای این کشور علیه ایران و ائتلافهای منطقهای با هدف افزایش فشار بر تهران، چالشها و بحرانهای متعددی را پیشِ روی جمهوری اسلامی قرار داد که نمود منطقهای آن را میتوان در صفبندیها و ائتلافهای منطقهای علیه جمهوری اسلامی ایران بهوضوح مشاهده کرد. راهبرد آمریکا علیه ایران، جمهوری اسلامی را برآن داشت تا نگاهی دوباره به مفّرها و امکانهای منطقهای و فرامنطقهای خویش درجهت شکستن حلقه تحریمها و ایجاد شکاف در ائتلافها بیندازد. سفر آقای روحانی به عراق نیز در این چهارچوب قابل تبیین است.
شکستن فضای تحریمی یکی از مهمترین دلایل سفر حسن روحانی به عراق بود که نشانههای آن را در نوع توافقنامههای منعقدشده در جریان این سفر بهخوبی میتوان مشاهده کرد. عراق در سالهای اخیر با جذب سرمایهها و تکنولوژی خارجی در حوزه نفتی این بخش را فعال کرده و توانست با بهرهگیری از فرصت طلایی ناشی از عدم اقبال سرمایهگذاران خارجی از ورود به بازار ایران، این فضا را در اختیار گیرد. بهرهبرداری از میدانهای نفتی مشترک از سوی هریک از طرفین زمینه گسترش تنش و سردی روابط در شرایط حاد کنونی را بههمراه دارد که به نظرمیرسد مقامات دو کشور در جریان سفر حسن روحانی به عراق درصدد یافتن دستورکاری برای حل این موضوع بودند. ایران و عراق چندین میدان نفت و گاز مشترک دارند که از آن جمله میتوان به آزادگان، یادآوران، آذر، نفتشهر، دهلران، پایدار غرب، یاران و اروند اشاره کرد.
🔹ادامه #مقاله را میتوانید در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2969.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-014.jpg
✅خروج آمریکا از غرب آسیا؛ از ادعا تا واقعیت
✒️سیده سارا فاطمیان
به باور برخی از کارشناسان، منطقه غربآسیا اهمیت سابق را برای آمریکا ندارد؛ اما چنین بهنظر میرسد که این منطقه همچنان برای آمریکا مهم و قابل توجه است. حال سؤال اصلی این است که علت این مهم بودن چیست. در پاسخ میتوان به موارد زیر اشاره کرد: حفاظت از امنیت انرژی، فروش سلاح، حمایت از همپیمانان منطقهای، و حداقلی کردن حضور ایران در منطقه.
تا قبل از جنگ جهانی دوم، براساس دکترین مونرو، آمریکا انزواگرایی را به مداخله ترجیح میداد؛ اما پس از جنگ، به دلایلی همچون: 1. تثبیت هژمونی خود در جهان، 2. مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و 3. جلوگیری از فراگیر شدن ایدئولوژی کمونیسم در کشورهای توسعهنیافته ازطریق دموکراسیسازی در این کشورها، در این منطقه ورود پیدا کرد. این دخالت چه در گذشته و چه در شرایط کنونی، در ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی عینیتر از سایر ابعاد بوده است. حال به این مسئله میپردازیم که با گذشت سالهای متمادی، چگونه منطقه غرب آسیا هنوز همان اهمیت سابق را برای آمریکا دارد.
برخی کارشناسان بر این باورند که براساس استراتژی «چرخش بهسوی آسیا» آمریکا درحال خروج از غرب آسیا و تمرکز بر آسیای شرقی است؛ اما دلایل زیادی را میتوان ذکر کرد مبنیبراینکه این کشور نهتنها مایل به این کار نیست، بلکه با این سطح از منافعی که در منطقه برای خود تعریف کرده است نمیتواند بهیکباره یا تدریجی از منطقه خارج شود.
🔹ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2971.aspx
#بخوانیم
✅خروج آمریکا از غرب آسیا؛ از ادعا تا واقعیت
✒️سیده سارا فاطمیان
به باور برخی از کارشناسان، منطقه غربآسیا اهمیت سابق را برای آمریکا ندارد؛ اما چنین بهنظر میرسد که این منطقه همچنان برای آمریکا مهم و قابل توجه است. حال سؤال اصلی این است که علت این مهم بودن چیست. در پاسخ میتوان به موارد زیر اشاره کرد: حفاظت از امنیت انرژی، فروش سلاح، حمایت از همپیمانان منطقهای، و حداقلی کردن حضور ایران در منطقه.
تا قبل از جنگ جهانی دوم، براساس دکترین مونرو، آمریکا انزواگرایی را به مداخله ترجیح میداد؛ اما پس از جنگ، به دلایلی همچون: 1. تثبیت هژمونی خود در جهان، 2. مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و 3. جلوگیری از فراگیر شدن ایدئولوژی کمونیسم در کشورهای توسعهنیافته ازطریق دموکراسیسازی در این کشورها، در این منطقه ورود پیدا کرد. این دخالت چه در گذشته و چه در شرایط کنونی، در ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی عینیتر از سایر ابعاد بوده است. حال به این مسئله میپردازیم که با گذشت سالهای متمادی، چگونه منطقه غرب آسیا هنوز همان اهمیت سابق را برای آمریکا دارد.
برخی کارشناسان بر این باورند که براساس استراتژی «چرخش بهسوی آسیا» آمریکا درحال خروج از غرب آسیا و تمرکز بر آسیای شرقی است؛ اما دلایل زیادی را میتوان ذکر کرد مبنیبراینکه این کشور نهتنها مایل به این کار نیست، بلکه با این سطح از منافعی که در منطقه برای خود تعریف کرده است نمیتواند بهیکباره یا تدریجی از منطقه خارج شود.
🔹ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2971.aspx
#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9712/b-013.jpg
✅ایران چگونه میتواند جایگاه مطلوبی در آسیای مرکزی بهدست بیاورد؟
🖋حسامالدین حجتزاده
جمهوری اسلامی ایران از بدو استقلال پنج جمهوری آسیای مرکزی همواره تلاش کرده است که در رقابت با دیگر دولتهای منطقه و فرامنطقه به جایگاهی مناسب در آسیای مرکزی دست پیدا کند. بااینحال، دستکم سه عامل برای حضور ضعیف و کنش فعال ناکافی ایران در آن منطقه میتوان برشمرد که در این مسیر چالشهای اصلی بر سر راه ایران هستند:
1. فعالیت گسترده رقبا برای کنار زدن ایران: دراینزمینه، باید به کارشکنیها؛ تحریکات و تبلیغات منفی آشکار و پنهان آمریکا، رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی (بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی)، ترکیه، اتحادیه اروپا و حتی پاکستان اشاره کرد که توسعه نفوذ و اجرای سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی را به سود خود نمیبینند. دراینمیان، روسیه و چین بهدلیل همکاری اقتصادی عمیق با ایران، فعلاً واکنش خاصی درمورد تحرکات این کشور در آسیای مرکزی نشان نداده و هنوز دیدگاههایشان را بیان نکردهاند؛ اما این به معنای رضایت باطنی آن دو از حضور ایران در این منطقه نیست.
2. کم¬اهمیت بودن آسیای مرکزی برای ایران: در مجموع، آسیای مرکزی از اهمیت زیادی در سیاست خارجی ایران برخوردار نیست و در اولویت گسترش روابط هم قرار ندارد. این ادعا به معنای روابط تیره و خصمانه تهران با کشورهای این منطقه نیست. برعکس، همکاریهای بهظاهر خوبی بین ایران با اغلب جمهوریهای آسیای مرکزی در حوزههای اقتصادی و سیاسی وجود دارد؛ اما مقایسه روابط ایران با کشورهایی همچون: عراق، سوریه، روسیه، چین و حوزه قفقاز نشان میدهد که دولتها و ملتهای ایران و آسیای مرکزی نزدیک به سه دهه پس از استقلال این منطقه هنوز بهطور کامل به فهم و زبان مشترک دست پیدا نکردهاند.
بعضی بر این باورند که این امر ناشی از توسعهنیافتگی راههای ارتباطی و مسیرهای حملونقل در طول سدههای اخیر بوده است. بااینحال، واقعیت تلخ آن است که مقامات ایران هنوز نظریه یا طرح رسمیای را برای توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی تدوین نکردهاند و دیدگاه و اهداف تهران درمورد این منطقه مشخص نیست. بنابراین، گفتوگوهای دوجانبه یا چندجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی شکل نگرفته است؛ درحالیکه برخی کشورهای منطقه یا فرامنطقه با وجودِ نداشتن مرز مشترک با آسیای مرکزی، برنامههای مخصوص خود را برای گفتوگو با کشورهای آن منطقه تدوین و اجرا میکنند؛ برای نمونه میتوان به گفتوگوهای «ژاپن و آسیای مرکزی»؛ «آمریکا و آسیای مرکزی»؛ «هند و آسیای مرکزی و افغانستان»؛ «استراتژیهای اتحادیه اروپا پیرامون آسیای مرکزی» و «نشست کشورهای ترکزبان» با ابتکار ترکیه اشاره کرد. نتیجه آشکار این گفتوگوها آن است که نفوذ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای فوق در آسیای مرکزی سالهاست بهمراتب بیش از ایران بوده و برگهای برنده بسیاری در اختیار آنهاست که جمهوری اسلامی ایران در رقابت با آن کشورها از این امتیازات برخوردار نیست.
ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2970.aspx
#بخوانیم
✅ایران چگونه میتواند جایگاه مطلوبی در آسیای مرکزی بهدست بیاورد؟
🖋حسامالدین حجتزاده
جمهوری اسلامی ایران از بدو استقلال پنج جمهوری آسیای مرکزی همواره تلاش کرده است که در رقابت با دیگر دولتهای منطقه و فرامنطقه به جایگاهی مناسب در آسیای مرکزی دست پیدا کند. بااینحال، دستکم سه عامل برای حضور ضعیف و کنش فعال ناکافی ایران در آن منطقه میتوان برشمرد که در این مسیر چالشهای اصلی بر سر راه ایران هستند:
1. فعالیت گسترده رقبا برای کنار زدن ایران: دراینزمینه، باید به کارشکنیها؛ تحریکات و تبلیغات منفی آشکار و پنهان آمریکا، رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی (بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی)، ترکیه، اتحادیه اروپا و حتی پاکستان اشاره کرد که توسعه نفوذ و اجرای سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی را به سود خود نمیبینند. دراینمیان، روسیه و چین بهدلیل همکاری اقتصادی عمیق با ایران، فعلاً واکنش خاصی درمورد تحرکات این کشور در آسیای مرکزی نشان نداده و هنوز دیدگاههایشان را بیان نکردهاند؛ اما این به معنای رضایت باطنی آن دو از حضور ایران در این منطقه نیست.
2. کم¬اهمیت بودن آسیای مرکزی برای ایران: در مجموع، آسیای مرکزی از اهمیت زیادی در سیاست خارجی ایران برخوردار نیست و در اولویت گسترش روابط هم قرار ندارد. این ادعا به معنای روابط تیره و خصمانه تهران با کشورهای این منطقه نیست. برعکس، همکاریهای بهظاهر خوبی بین ایران با اغلب جمهوریهای آسیای مرکزی در حوزههای اقتصادی و سیاسی وجود دارد؛ اما مقایسه روابط ایران با کشورهایی همچون: عراق، سوریه، روسیه، چین و حوزه قفقاز نشان میدهد که دولتها و ملتهای ایران و آسیای مرکزی نزدیک به سه دهه پس از استقلال این منطقه هنوز بهطور کامل به فهم و زبان مشترک دست پیدا نکردهاند.
بعضی بر این باورند که این امر ناشی از توسعهنیافتگی راههای ارتباطی و مسیرهای حملونقل در طول سدههای اخیر بوده است. بااینحال، واقعیت تلخ آن است که مقامات ایران هنوز نظریه یا طرح رسمیای را برای توسعه روابط با کشورهای آسیای مرکزی تدوین نکردهاند و دیدگاه و اهداف تهران درمورد این منطقه مشخص نیست. بنابراین، گفتوگوهای دوجانبه یا چندجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی شکل نگرفته است؛ درحالیکه برخی کشورهای منطقه یا فرامنطقه با وجودِ نداشتن مرز مشترک با آسیای مرکزی، برنامههای مخصوص خود را برای گفتوگو با کشورهای آن منطقه تدوین و اجرا میکنند؛ برای نمونه میتوان به گفتوگوهای «ژاپن و آسیای مرکزی»؛ «آمریکا و آسیای مرکزی»؛ «هند و آسیای مرکزی و افغانستان»؛ «استراتژیهای اتحادیه اروپا پیرامون آسیای مرکزی» و «نشست کشورهای ترکزبان» با ابتکار ترکیه اشاره کرد. نتیجه آشکار این گفتوگوها آن است که نفوذ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای فوق در آسیای مرکزی سالهاست بهمراتب بیش از ایران بوده و برگهای برنده بسیاری در اختیار آنهاست که جمهوری اسلامی ایران در رقابت با آن کشورها از این امتیازات برخوردار نیست.
ادامه #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2970.aspx
#بخوانیم