Forwarded from انجمن علوم سیاسی ایران
فایل صوتی سخنرانی دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی در یازدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران/ وضعیت رشته علوم سیاسی؛ اکنون و آینده
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1424.jpg
✍🏻 برآیند اقدامات دولت #ترامپ علیه ایران براساس نظرسنجی دانشگاه #مریلند
زهرا توکلی
دولتهای #آمریکا پس از انقلاب اسلامی ایران همواره در تلاش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی #ایران بودهاند. تلاشهای دولت جمهوریخواه ترامپ نیز دراینراستا قابل تبیین است. شواهد، تحلیلها و نظرسنجیهای صورتگرفته نشان از آن دارد که اقدامات دولت ترامپ درخصوص عدم تحقق کامل #برجام و تلاشهای دولت او جهت تأثیرگذاری در ناآرامیهای اخیر ایران ـ دی 96ـ موفق نبوده است؛ زیرا براساس نظرسنجی ارئهشده توسط دانشگاه مریلند، مردم ایران همچنان از سیاست خارجی کشورشان بهخصوص برجام و برنامههای هستهای و موشکی حمایت میکنند و درعینحال اعتمادشان نسبت به آمریکا به حداقل ممکن رسیده است.
پس از رویکارآمدن دولت ترامپ در آمریکا از ژانویه 2017 تاکنون، دولت وی تلاشهای زیادی جهت تحت فشار قرار دادن ایران برای عدم دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای و پیشبرد اهدافش صورت داده است؛ ازجمله این اقدامات میتوان به مورد تهدید قرار دادن ایران و اروپا به خروج آمریکا از برجام، تأکید بر نقش و نفوذ ایران در جنگ #یمن و حمایت از حوثیهای این کشور، تروریسم قلمداد کردن ایران، ایجاد مسائلی درخصوص ارائه ویزا به ایرانیان، تهدید معرفی کردن ایران برای امنیت منطقه و جهان و آخرین آن تلاش برای تأثیرگذاری بر ناآرامیهای اخیر ایران و تداوم این اغتشاشات علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و درنتیجه ایجاد بیثباتی در کشور اشاره کرد.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2718.aspx
✍🏻 برآیند اقدامات دولت #ترامپ علیه ایران براساس نظرسنجی دانشگاه #مریلند
زهرا توکلی
دولتهای #آمریکا پس از انقلاب اسلامی ایران همواره در تلاش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی #ایران بودهاند. تلاشهای دولت جمهوریخواه ترامپ نیز دراینراستا قابل تبیین است. شواهد، تحلیلها و نظرسنجیهای صورتگرفته نشان از آن دارد که اقدامات دولت ترامپ درخصوص عدم تحقق کامل #برجام و تلاشهای دولت او جهت تأثیرگذاری در ناآرامیهای اخیر ایران ـ دی 96ـ موفق نبوده است؛ زیرا براساس نظرسنجی ارئهشده توسط دانشگاه مریلند، مردم ایران همچنان از سیاست خارجی کشورشان بهخصوص برجام و برنامههای هستهای و موشکی حمایت میکنند و درعینحال اعتمادشان نسبت به آمریکا به حداقل ممکن رسیده است.
پس از رویکارآمدن دولت ترامپ در آمریکا از ژانویه 2017 تاکنون، دولت وی تلاشهای زیادی جهت تحت فشار قرار دادن ایران برای عدم دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای و پیشبرد اهدافش صورت داده است؛ ازجمله این اقدامات میتوان به مورد تهدید قرار دادن ایران و اروپا به خروج آمریکا از برجام، تأکید بر نقش و نفوذ ایران در جنگ #یمن و حمایت از حوثیهای این کشور، تروریسم قلمداد کردن ایران، ایجاد مسائلی درخصوص ارائه ویزا به ایرانیان، تهدید معرفی کردن ایران برای امنیت منطقه و جهان و آخرین آن تلاش برای تأثیرگذاری بر ناآرامیهای اخیر ایران و تداوم این اغتشاشات علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و درنتیجه ایجاد بیثباتی در کشور اشاره کرد.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2718.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1425.jpg
✍🏻 #چابهار، تنها بندر اقیانوسی #ایران؛ نماد عزم ایران برای توسعه منطقه
دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
بندر چابهار از دو زاویه میتواند مورد بررسی قرار گیرد؛ یکی از نگاه توسعه مناطق کمتر توسعهیافته که در آن دولت و ملت ایران برای توسعه منطقه جنوب شرقی ایران مصمم به ایجاد منطقهای برخوردار برای قلمروی است که «سواحل مکران» نام دارد؛ سواحلی فراموششده که چابهار نگین آن است و میرود که به سطحی قابل قبول از توسعه برسد و الگوی برنامه ریزی و آمایش سرزمین در ایران شود. دوم تبدیل چابهار به هاب لجستیکی برای ارتباط افغانستان و #آسیای_مرکزی به آبهای بینالمللی در کمترین فاصله و کارآمدترین ساختارهای لجستیکی و خدمات بندری. علاوهبرآن، «منطقه آزاد تجاری چابهار» بهعنوان زیرساخت فعالیتهای اقتصادی و تجاری آمادگی جذب و جلب سرمایهگذاریهای خارجی دارد و تحولات چشمگیری در آن در تبدیل به یک منطقه فعال اقتصادی صورت گرفته است. دراینمیان، همکاریهای هندوستان با ایران برای ایجاد زیرساختهای بندری و راهآهن در چابهار جهت برقراری ارتباط با افغانستان منجربه امضای توافقنامه سهجانبه #ایران، #هندوستان و #افغانستان شده است که آینده روشنی را پیشِ روی منطقه ترسیم کرده است.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2719.aspx
✍🏻 #چابهار، تنها بندر اقیانوسی #ایران؛ نماد عزم ایران برای توسعه منطقه
دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
بندر چابهار از دو زاویه میتواند مورد بررسی قرار گیرد؛ یکی از نگاه توسعه مناطق کمتر توسعهیافته که در آن دولت و ملت ایران برای توسعه منطقه جنوب شرقی ایران مصمم به ایجاد منطقهای برخوردار برای قلمروی است که «سواحل مکران» نام دارد؛ سواحلی فراموششده که چابهار نگین آن است و میرود که به سطحی قابل قبول از توسعه برسد و الگوی برنامه ریزی و آمایش سرزمین در ایران شود. دوم تبدیل چابهار به هاب لجستیکی برای ارتباط افغانستان و #آسیای_مرکزی به آبهای بینالمللی در کمترین فاصله و کارآمدترین ساختارهای لجستیکی و خدمات بندری. علاوهبرآن، «منطقه آزاد تجاری چابهار» بهعنوان زیرساخت فعالیتهای اقتصادی و تجاری آمادگی جذب و جلب سرمایهگذاریهای خارجی دارد و تحولات چشمگیری در آن در تبدیل به یک منطقه فعال اقتصادی صورت گرفته است. دراینمیان، همکاریهای هندوستان با ایران برای ایجاد زیرساختهای بندری و راهآهن در چابهار جهت برقراری ارتباط با افغانستان منجربه امضای توافقنامه سهجانبه #ایران، #هندوستان و #افغانستان شده است که آینده روشنی را پیشِ روی منطقه ترسیم کرده است.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2719.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1432.jpg
✍🏻 چرا ایران موشک میسازد؟
علی اسمعیلی اردکانی
امروز در دهه دوم قرن بیستویکم علاوهبر بیاعتمادی نسبت به غرب، دیگر نگرانیهای امنیتی #ایران در منطقه غرب آسیا بسیار زیاد است. محیطی پرتنش با رقیبانی مسلح که بهدنبال فرصتی مناسب هستند تا هم ایران را منزوی کنند، و هم دسترسی این کشور را به تکنولوژی مرتبط با انرژی هستهای و برنامه دفاعی موشکی محدود کنند. البته شاید بخشی از تلاش رقبای منطقهای ایران مانند #عربستان و رژیم صهیونیستی ناشی از برداشت اشتباه آنها از دو برنامه دفاعی موشکی و صلحآمیز هستهای ایران باشد؛ اما نخبگان فکری و عملی ایرانی معتقدند نگرانیهای امنیتی #تهران مبتنیبر شرایطی است که واقعی و ملموس است. نمونهای از این تهدیدات بهطور مشخص ازسوی عربستان، #پاکستان، رژیم صهیونیستی و حضور فرامنطقهای آمریکا در نزدیکی آبهای سرزمینی ایران است. به این موارد باید لیستی از تهدیدات تروریستی بینالمللی که برآمده از دولتهای ورشکسته منطقه است را اضافه کرد. بهطور مشخص عربستان در سال 2017 قرارداد 460 میلیارد دلاری تسلیحاتی با آمریکا امضا کرده است. پاکستان بهعنوان یک کشور هستهای در همسایگی ایران قرار دارد. ترکیه دیگر همسایه ایران در یک سازمان نظامی و امنیتی اروپایی ـ آمریکایی حضور دارد و پایگاههای نظامی دراختیار همپیمانان خود قرار داده است. رژیم صهیونیستی دارای بیش از صد بمب هستهای است. ناو هواپیمابر تئودور روزولت در #خلیج_فارس است و دیگر ناوهای این کشور همواره در این منطقه بهصورت موقت حضور داشتند.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2730.aspx
✍🏻 چرا ایران موشک میسازد؟
علی اسمعیلی اردکانی
امروز در دهه دوم قرن بیستویکم علاوهبر بیاعتمادی نسبت به غرب، دیگر نگرانیهای امنیتی #ایران در منطقه غرب آسیا بسیار زیاد است. محیطی پرتنش با رقیبانی مسلح که بهدنبال فرصتی مناسب هستند تا هم ایران را منزوی کنند، و هم دسترسی این کشور را به تکنولوژی مرتبط با انرژی هستهای و برنامه دفاعی موشکی محدود کنند. البته شاید بخشی از تلاش رقبای منطقهای ایران مانند #عربستان و رژیم صهیونیستی ناشی از برداشت اشتباه آنها از دو برنامه دفاعی موشکی و صلحآمیز هستهای ایران باشد؛ اما نخبگان فکری و عملی ایرانی معتقدند نگرانیهای امنیتی #تهران مبتنیبر شرایطی است که واقعی و ملموس است. نمونهای از این تهدیدات بهطور مشخص ازسوی عربستان، #پاکستان، رژیم صهیونیستی و حضور فرامنطقهای آمریکا در نزدیکی آبهای سرزمینی ایران است. به این موارد باید لیستی از تهدیدات تروریستی بینالمللی که برآمده از دولتهای ورشکسته منطقه است را اضافه کرد. بهطور مشخص عربستان در سال 2017 قرارداد 460 میلیارد دلاری تسلیحاتی با آمریکا امضا کرده است. پاکستان بهعنوان یک کشور هستهای در همسایگی ایران قرار دارد. ترکیه دیگر همسایه ایران در یک سازمان نظامی و امنیتی اروپایی ـ آمریکایی حضور دارد و پایگاههای نظامی دراختیار همپیمانان خود قرار داده است. رژیم صهیونیستی دارای بیش از صد بمب هستهای است. ناو هواپیمابر تئودور روزولت در #خلیج_فارس است و دیگر ناوهای این کشور همواره در این منطقه بهصورت موقت حضور داشتند.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2730.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1435.jpg
📼 چشمانداز روابط #ایران با اتحادیه #اروپا به بهانه سفر #لودریان به #ایران
متن حاضر، مصاحبه تحریریه #ایران ریویو با آقای بهزاد احمدی،کارشناس ارشد مسائل اروپا در رابطه با مذاکرات احتمالی ایران و اروپا می باشد که پیش از سفر لودریان انجام شده است.
پرسش: از تحرکات دیپلماتیک میان اروپا و #آمریکا چنین برمیآید که رئیسجمهور #فرانسه قصد انجام یک ابتکار دیپلماتیک را برای حفظ #برجام دارد، تا از طرفی با راضی کردن ایران به پذیرش محدودیتهایی در برنامه موشکی و آنچه فعالیتهای منطقهایاش خوانده میشود، این امکان را فراهم آورد تا ترامپ نیز به باقی ماندن در برجام ترغیب شود. به عقیده شما آیا ایران باید از این مذاکره استقبال کند، و دراینصورت آیا تهران دستور کار یا شروطی را در برابر طرف فرانسوی قرار خواهد داد؟
پاسخ: اروپا از هنگام ورود آقای #ترامپ به کاخ سفید دو رویکرد مشخص را در برابر برجام داشته است. بهنظر میرسد که تا ماه ژانویه اروپاییها بدون قید و شرط درپی نشان دادن پایبندی خود به برجام به ترامپ بودند. دراینراستا، اروپاییها تحرک دیپلماتیک بالایی داشتند و در خود اروپا با انتشار بیانیههای محکم از برجام حمایت میکردند، و در ملاقاتهای مقامات اروپایی به همتایان ایرانی خود درمورد التزام به برجام تضمین میدادند. ولی از وقتی که ترامپ بیانیهای صادر کرد که تا نیمه ماه مه به اروپاییها برای اصلاح توافق هستهای فرصت میدهد، اروپاییها یک سلسله خواسته در زمینه موشکی و نفوذ منطقهای ایران مطرح کردهاند. ترامپ بر چهار خواسته تأکید کرده که عبارتند از: 1. بند غروب در برجام، به این معنی که در سال 2025 ایران نتواند از بحث بهاصطلاح «غروب برجام» برای ازسرگیری برنامه هستهایاش استفاده کند. هرچند که بههرحال، بهدلیل عضویت ایران در پیمان انپیتی، این ادعای ترامپ صحیح نیست. ترامپ درمقابل موضوع «غروب برجام»، مسئله «بازگشت تحریمها» را مطرح میکند که دربرگیرنده ازسرگیری تحریمها علیه #ایران درصورت پیگیری برنامه هستهای بعد از اتمام برجام است؛ 2. و 3. برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران، که به ادعای ترامپ هر دوی این موضوعات به مسئله توافق هستهای مرتبط هستند و باید در یک بسته مطرح شوند؛ و 4. موضوع بازرسیهای هر کجا، هر زمان از تأسیسات نظامی ایران. البته ترامپ موضوعات دیگری مانند فعالیتهای سایبری ایران و اقدامات سپاه پاسداران و حزبالله #لبنان، کشتیرانی و حقوق بشر را نیز مطرح کرده که اروپاییها فعلاً بر روی آنها متمرکز نشدهاند و بیشتر به موارد دو و سه پرداختهاند.
🔹 ادامه #مصاحبه را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2733.aspx
📼 چشمانداز روابط #ایران با اتحادیه #اروپا به بهانه سفر #لودریان به #ایران
متن حاضر، مصاحبه تحریریه #ایران ریویو با آقای بهزاد احمدی،کارشناس ارشد مسائل اروپا در رابطه با مذاکرات احتمالی ایران و اروپا می باشد که پیش از سفر لودریان انجام شده است.
پرسش: از تحرکات دیپلماتیک میان اروپا و #آمریکا چنین برمیآید که رئیسجمهور #فرانسه قصد انجام یک ابتکار دیپلماتیک را برای حفظ #برجام دارد، تا از طرفی با راضی کردن ایران به پذیرش محدودیتهایی در برنامه موشکی و آنچه فعالیتهای منطقهایاش خوانده میشود، این امکان را فراهم آورد تا ترامپ نیز به باقی ماندن در برجام ترغیب شود. به عقیده شما آیا ایران باید از این مذاکره استقبال کند، و دراینصورت آیا تهران دستور کار یا شروطی را در برابر طرف فرانسوی قرار خواهد داد؟
پاسخ: اروپا از هنگام ورود آقای #ترامپ به کاخ سفید دو رویکرد مشخص را در برابر برجام داشته است. بهنظر میرسد که تا ماه ژانویه اروپاییها بدون قید و شرط درپی نشان دادن پایبندی خود به برجام به ترامپ بودند. دراینراستا، اروپاییها تحرک دیپلماتیک بالایی داشتند و در خود اروپا با انتشار بیانیههای محکم از برجام حمایت میکردند، و در ملاقاتهای مقامات اروپایی به همتایان ایرانی خود درمورد التزام به برجام تضمین میدادند. ولی از وقتی که ترامپ بیانیهای صادر کرد که تا نیمه ماه مه به اروپاییها برای اصلاح توافق هستهای فرصت میدهد، اروپاییها یک سلسله خواسته در زمینه موشکی و نفوذ منطقهای ایران مطرح کردهاند. ترامپ بر چهار خواسته تأکید کرده که عبارتند از: 1. بند غروب در برجام، به این معنی که در سال 2025 ایران نتواند از بحث بهاصطلاح «غروب برجام» برای ازسرگیری برنامه هستهایاش استفاده کند. هرچند که بههرحال، بهدلیل عضویت ایران در پیمان انپیتی، این ادعای ترامپ صحیح نیست. ترامپ درمقابل موضوع «غروب برجام»، مسئله «بازگشت تحریمها» را مطرح میکند که دربرگیرنده ازسرگیری تحریمها علیه #ایران درصورت پیگیری برنامه هستهای بعد از اتمام برجام است؛ 2. و 3. برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران، که به ادعای ترامپ هر دوی این موضوعات به مسئله توافق هستهای مرتبط هستند و باید در یک بسته مطرح شوند؛ و 4. موضوع بازرسیهای هر کجا، هر زمان از تأسیسات نظامی ایران. البته ترامپ موضوعات دیگری مانند فعالیتهای سایبری ایران و اقدامات سپاه پاسداران و حزبالله #لبنان، کشتیرانی و حقوق بشر را نیز مطرح کرده که اروپاییها فعلاً بر روی آنها متمرکز نشدهاند و بیشتر به موارد دو و سه پرداختهاند.
🔹 ادامه #مصاحبه را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2733.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1434.jpg
✍🏻 خیزش اقتصاد #چین به سمت همگرایی با تکنولوژیهای نوین
مهسا لاجوردی
اخیراً در یکی از شهرهای چین به نام #ووهان، یک ایستگاه پلیس که با هوش مصنوعی و بدون بهکارگیری هیچ نیروی انسانی کار میکند، افتتاح شده است. اگرچه این ایستگاه منحصر به امور راهنمایی و رانندگی میشود؛ اما دولت چین درصدد توسعه کاربرد هوش مصنوعی در بسیاری از بخشهای دولتی با هدف رقابتی کردن شرکتهای داخلی در سطح بینالمللی است. براساس گزارش رسمی آکادمی اطلاعات و فناوری ارتباطات چین در سال 2016، 3/30 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور یعنی 9/18 درصد بیش از سال 2015 وابسته به اقتصاد دیجیتال بوده است. در 11 اکتبر سال گذشته، کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی چین دستورالعملی را برای اجرای سه طرح مهم یعنی اینترنت پلاس، توسعه هوش مصنوعی، و طرحهای پایلوت اقتصاد دیجیتال برای سال 2018 صادر کرد.
اینترنت پلاس برای اولینبار در سخنرانی لی که چیانگ، نخستوزیر چین معرفی شد. این واژه به کاربرد اینترنت و فناوری اطلاعات در صنایع متعارف اشاره دارد؛ برای مثال، با استفاده از اینترنت اشیا در بخش تولید، شبکهای از دستگاهها و سنسورها قادر به ثبت اطلاعاتی از مصرف انرژی، درجه گرما و فهرست موجودیها تا ضبط و ثبت اقدامات در زنجیره توزیع، به کاهش قابل توجه خطای انسانی کمک میکند.
هوش مصنوعی سیستمهایی را شامل میشود که طیف وسیعی از رفتارهای هوشمند انسانی، از شناسایی چهره و صدا گرفته تا دریافت و ذخیره حجم وسیعی از اطلاعات بهمنظور انجام پیشبینیها را دربر میگیرد. تا چند سال پیش، دولت چین با اولویت دادن به هوش مصنوعی، سرمایهگذاریهای هنگفتی در این بخش صورت داده است که انتظار میرود در آینده از آمریکا بهعنوان رتبه نخست جهانی در این فناوری نیز پیشی بگیرد.
منظور از اقتصاد دیجیتال، همگرایی اینترنت با صنعت (اعم از تولید یا خدمات) است. برنامه چین برای سردمداری اقتصاد دیجیتال با تجارت الکترونیک غولهایی چون علیبابا و تنسنت آغاز شد. همچنین، نیمی از مبادلات تجارت الکترونیک در چین ازطریق دستگاههای موبایل و شرکتهایی با پلتفورمهای شبکههای اجتماعی مثل ویچت صورت میگیرد.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2732.aspx
✍🏻 خیزش اقتصاد #چین به سمت همگرایی با تکنولوژیهای نوین
مهسا لاجوردی
اخیراً در یکی از شهرهای چین به نام #ووهان، یک ایستگاه پلیس که با هوش مصنوعی و بدون بهکارگیری هیچ نیروی انسانی کار میکند، افتتاح شده است. اگرچه این ایستگاه منحصر به امور راهنمایی و رانندگی میشود؛ اما دولت چین درصدد توسعه کاربرد هوش مصنوعی در بسیاری از بخشهای دولتی با هدف رقابتی کردن شرکتهای داخلی در سطح بینالمللی است. براساس گزارش رسمی آکادمی اطلاعات و فناوری ارتباطات چین در سال 2016، 3/30 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور یعنی 9/18 درصد بیش از سال 2015 وابسته به اقتصاد دیجیتال بوده است. در 11 اکتبر سال گذشته، کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی چین دستورالعملی را برای اجرای سه طرح مهم یعنی اینترنت پلاس، توسعه هوش مصنوعی، و طرحهای پایلوت اقتصاد دیجیتال برای سال 2018 صادر کرد.
اینترنت پلاس برای اولینبار در سخنرانی لی که چیانگ، نخستوزیر چین معرفی شد. این واژه به کاربرد اینترنت و فناوری اطلاعات در صنایع متعارف اشاره دارد؛ برای مثال، با استفاده از اینترنت اشیا در بخش تولید، شبکهای از دستگاهها و سنسورها قادر به ثبت اطلاعاتی از مصرف انرژی، درجه گرما و فهرست موجودیها تا ضبط و ثبت اقدامات در زنجیره توزیع، به کاهش قابل توجه خطای انسانی کمک میکند.
هوش مصنوعی سیستمهایی را شامل میشود که طیف وسیعی از رفتارهای هوشمند انسانی، از شناسایی چهره و صدا گرفته تا دریافت و ذخیره حجم وسیعی از اطلاعات بهمنظور انجام پیشبینیها را دربر میگیرد. تا چند سال پیش، دولت چین با اولویت دادن به هوش مصنوعی، سرمایهگذاریهای هنگفتی در این بخش صورت داده است که انتظار میرود در آینده از آمریکا بهعنوان رتبه نخست جهانی در این فناوری نیز پیشی بگیرد.
منظور از اقتصاد دیجیتال، همگرایی اینترنت با صنعت (اعم از تولید یا خدمات) است. برنامه چین برای سردمداری اقتصاد دیجیتال با تجارت الکترونیک غولهایی چون علیبابا و تنسنت آغاز شد. همچنین، نیمی از مبادلات تجارت الکترونیک در چین ازطریق دستگاههای موبایل و شرکتهایی با پلتفورمهای شبکههای اجتماعی مثل ویچت صورت میگیرد.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2732.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1433.jpg
تداوم تغییرات برای تثبیت جایگاه
دکتر حسین آجورلو
#ملک_سلمان، پادشاه #عربستان سعودی طی حکمی برخی مقامات ارشد نظامی، سیاسی و استانی عربستان سعودی را برکنار و اشخاص جدیدی را منصوب کرد. با توجه به تغییرات گسترده که چند سال اخیر به کرات شاهد آن بودهایم این سؤال ایجاد میشود که هدف از برکناریهای گسترده در سطوح بالای حکومتی در عربستان سعودی چیست که میتوان گفت در کنار عوامل دیگر عمدهترین دلیل این امر تثبیت حاکمیت و جانشینی شاهزاده #محمد_بن_سلمان است.
ملک #عبدالعزیز مؤسس پادشاهی عربستان سعودی هریک از فرزندان خود را براساس توانمندی و همچنین قدرت عشایری مادرانشان (آل عریعر خاندان مادری ملک سعود، آل مهنا، الدواسر، بنیهاجر، آل الشیخ خاندان مادری ملک فیصل، السدیری خاندان مادری ملک فهد، ملک سلمان، شاهزاده سلطان و شاهزاده نایف، آل رشید خاندان مادری ملک عبدالله) در مناصبی میگمارد و بهتدریج این فرزندان بخشهایی از قدرت را برای خود قبضه کردند و بهدلیل چرخش پادشاهی میان برادران زمینه پادشاهی برای فرزندان پرقدرت فراهم بود. این درحالی بود که برادرانی که به پادشاهی میرسیدند در تلاش برای راضی کردن برادران پرقدرت خود مناصب ایشان را محترم میشماردند تا موجبات نارضایتی گسترده ایشان ایجاد نشود.
بههمیندلیل شاهد رقابتهای جانشینی گسترده در خاندان نبودیم. با مرگ ملک عبدالله و مرگ برادران پرقدرت همچون سلطان و نایف زمینه انتقال قدرت از نسل دوم خاندان به نسل سوم فراهم شد. بعد از رویکار آمدن ملک سلمان، ایشان روندی را آغاز کرد تا زمینه جانشینی پسرش را در خاندان آل سعود و پادشاهی عربستان سعودی ایجاد کند. بههمیندلیل، اقدام به تسویه سیاسی عناصر پرقدرت خاندان که بهنوعی مانع هدف ملک سلمان بودند، کرد؛ برای مثال، میتوان بهحاشیه راندن محمد بن نایف، ولیعهد و وزیر کشور؛ متعب بن عبدالله، وزیر گارد ملی؛ بندر بن سلطان، رئیس سازمان امنیت؛ و سلمان بن سلطان، معاون وزیر دفاع خانواده ملک فیصل را مورد اشاره قرار داد.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2731.aspx
تداوم تغییرات برای تثبیت جایگاه
دکتر حسین آجورلو
#ملک_سلمان، پادشاه #عربستان سعودی طی حکمی برخی مقامات ارشد نظامی، سیاسی و استانی عربستان سعودی را برکنار و اشخاص جدیدی را منصوب کرد. با توجه به تغییرات گسترده که چند سال اخیر به کرات شاهد آن بودهایم این سؤال ایجاد میشود که هدف از برکناریهای گسترده در سطوح بالای حکومتی در عربستان سعودی چیست که میتوان گفت در کنار عوامل دیگر عمدهترین دلیل این امر تثبیت حاکمیت و جانشینی شاهزاده #محمد_بن_سلمان است.
ملک #عبدالعزیز مؤسس پادشاهی عربستان سعودی هریک از فرزندان خود را براساس توانمندی و همچنین قدرت عشایری مادرانشان (آل عریعر خاندان مادری ملک سعود، آل مهنا، الدواسر، بنیهاجر، آل الشیخ خاندان مادری ملک فیصل، السدیری خاندان مادری ملک فهد، ملک سلمان، شاهزاده سلطان و شاهزاده نایف، آل رشید خاندان مادری ملک عبدالله) در مناصبی میگمارد و بهتدریج این فرزندان بخشهایی از قدرت را برای خود قبضه کردند و بهدلیل چرخش پادشاهی میان برادران زمینه پادشاهی برای فرزندان پرقدرت فراهم بود. این درحالی بود که برادرانی که به پادشاهی میرسیدند در تلاش برای راضی کردن برادران پرقدرت خود مناصب ایشان را محترم میشماردند تا موجبات نارضایتی گسترده ایشان ایجاد نشود.
بههمیندلیل شاهد رقابتهای جانشینی گسترده در خاندان نبودیم. با مرگ ملک عبدالله و مرگ برادران پرقدرت همچون سلطان و نایف زمینه انتقال قدرت از نسل دوم خاندان به نسل سوم فراهم شد. بعد از رویکار آمدن ملک سلمان، ایشان روندی را آغاز کرد تا زمینه جانشینی پسرش را در خاندان آل سعود و پادشاهی عربستان سعودی ایجاد کند. بههمیندلیل، اقدام به تسویه سیاسی عناصر پرقدرت خاندان که بهنوعی مانع هدف ملک سلمان بودند، کرد؛ برای مثال، میتوان بهحاشیه راندن محمد بن نایف، ولیعهد و وزیر کشور؛ متعب بن عبدالله، وزیر گارد ملی؛ بندر بن سلطان، رئیس سازمان امنیت؛ و سلمان بن سلطان، معاون وزیر دفاع خانواده ملک فیصل را مورد اشاره قرار داد.
🔹ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
http://www.tisri.org/default-2731.aspx
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #ویدئو: سخنرانی کامل دکتر محمد جواد #ظریف، وزیر امور خارجه #ایران در دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران
@abrarmoaserTehran
@abrarmoaserTehran
Forwarded from کتابخانه دیجیتالی دید
https://t.me/diddigitallibrary/64
#کتاب
Philippine-Iran Relations 50 Years and Beyond
کتاب حاضر شرحی است بر روابط 50 سال اخیر #ایران و #فیلیپین که توسط بخش فرهنگی سفارت ایران در فیلیپین و موسسه مطالعات آسیای دانشگاه فیلیپین منتشر شده است. نویسندگان این کتاب که غالبا از دیپلماتهای ایران و اندیشمندان سیاست خارجی کشور فیلیپین هستند در تلاشاند تا با نگاهی جامع، به ارزیابی روابط چند دهه گذشته این دو کشور بپردازند تا ظرفیتهای افزایش روابط را در آینده معرفی کنند. این کتاب، مجموعهای از مقالات مختلف در رابطه با موضوع فوق است.
http://did.ir/catalog/index.aspx?cn=8488A90
#کتاب
Philippine-Iran Relations 50 Years and Beyond
کتاب حاضر شرحی است بر روابط 50 سال اخیر #ایران و #فیلیپین که توسط بخش فرهنگی سفارت ایران در فیلیپین و موسسه مطالعات آسیای دانشگاه فیلیپین منتشر شده است. نویسندگان این کتاب که غالبا از دیپلماتهای ایران و اندیشمندان سیاست خارجی کشور فیلیپین هستند در تلاشاند تا با نگاهی جامع، به ارزیابی روابط چند دهه گذشته این دو کشور بپردازند تا ظرفیتهای افزایش روابط را در آینده معرفی کنند. این کتاب، مجموعهای از مقالات مختلف در رابطه با موضوع فوق است.
http://did.ir/catalog/index.aspx?cn=8488A90
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #ویدئو:
پنل نخست دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران: ترتیبات امنیتی #غرب_آسیا: نقش جمهوری اسلامی #ایران و بازیگران منطقهای
دکتر #خرازی
@abrarmoaserTehran
پنل نخست دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران: ترتیبات امنیتی #غرب_آسیا: نقش جمهوری اسلامی #ایران و بازیگران منطقهای
دکتر #خرازی
@abrarmoaserTehran
پژوهشکده ابرار معاصر تهران
🎥 #ویدئو: سخنرانی کامل دکتر محمد جواد #ظریف، وزیر امور خارجه #ایران در دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران @abrarmoaserTehran
✍🏻 #مقاله دکتر محمدجواد #ظریف در پایگاه العربی الجدید: ایده «منطقه قوی» ریشه در نگاه راهبردی #ایران به منطقه دارد _ بخش (1)
✅ ایده «منطقه قوی» و «امنیت شبکهای» نخستین بار در دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران توسط دکتر ظریف مطرح شد.
وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید، مطرح کرد: به سوی یک پارادایم امنیتی جدید بر مبنای گفتوگو و اعتمادسازی در منطقه.
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید نوشت که شکستهای سنگین #داعش طی یک سال اخیر، پروژه دولت اسلامی در #عراق و #شام را متوقف نموده و جریان افراطگرایی خشونتطلبی که منطقه ما را در یکی از خسارتبارترین دورههای تاریخیاش قرار داده بود، در بعد سرزمینی با شکست جدی مواجه ساخته است. با این حال، «تروریسم و افراط گرایی» هنوز فعال بوده و با توجه به شبکههای وسیعی که در کشورهای مختلف ایجاد کرده است، همچنان یک تهدید برای منطقه و جهان به شمار میرود. جلوگیری از گسترش افراط گرایی همچنان به عنوان یک اولویت، پابرجا است. ما از چالش سرزمینی دولت جعلی اسلامی در عراق و شام عبور کردهایم ولی تا رسیدن به شرایط مطلوب امنیتی فاصله زیادی در پیش داریم. در این دوره تاریخی، ما و دیگر بازیگران منطقهای با سه چالش اساسی مواجهیم: نخست، درک درست از واقعیتهای موجود، دوم، دستیابی به درکی مشترک در خصوص وضعیت مطلوب منطقه و سوم، راههای رسیدن به این وضعیت مطلوب. حل این چالشها به شکلی امیدبخش تأمین کننده آسایش و امنیت فرزندانمان خواهد بود.
ایده «منطقه قوی» ریشه در نگاه راهبردی جمهوری اسلامی #ایران به منطقه پیرامونی خود دارد. این ایده به معنای پذیرش اصل تأمین منافع جمعی، ضرورت احترام به آن و تعمیم اصل برد ـ برد به سطح منطقه و ایدهای مخالف برتریجویی و حذف دیگر کنشگران است. بر اساس آن، تامین منافع هر یک از کشورهای منطقه در گرو تامین منافع همه کشورهای منطقه است و اگر چه رقابت بین کشورها در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی ناپسند نیست اما تلاش برتری جویانه برای حذف رقبا و تبدیل شدن به قدرت فائقه نه تنها دستنیافتنی است، بلکه تنش زا و اصولا ناممکن است. چنین رقابتی تنها دور باطل و مخربی را موجب میشود که جز تنش مزمن و درگیری مستمر حاصلی ندارد. باید دست از تخریب برداشت و به این باور رسید که ما مسلمانان میتوانیم و باید بکوشیم منطقه خود را به آرامش، امنیت، صلح و پیشرفت اقتصادی برسانیم.
در شرایطی که منطقه ما با طیفی از مشکلات مانند تروریسم، بحرانهای زیست محیطی، تشدید مهاجرت و نظایر آن مواجه است، رقابت مخرب تسلیحاتی و تنش بین همسایگان به معنی تحمیل هزینه های بیشتر بر ملتهای منطقه خواهد بود و این در حالی است که میانگین هزینههای نظامی همسایگان ما در منطقه #خلیج_فارس نسبت به تولید ناخالص داخلی بالاترین میزان در سطح جهانی است. چنین اقدامی هم موجب تنش شده و به بیاعتمادی دامن میزند و هم موجب هدر رفتن سرمایههای حیاتی منطقه و پر کردن خزانههای یغماگران سازنده تسلیحات میشود؛ روندی که نتیجه آن جز افزایش ماجراجوییهای فاجعهبار نیست. هیچ راهی جز شروع یک روند اعتمادساز فرارویمان قرار ندارد.
با توجه به واقعیتهای جهان به هم پیوسته کنونی و شرایط منطقه ما به ویژه در خلیج فارس، روشهای قدیمی ائتلافسازی کارآمدی خود را از دست داده است. همزمان، برخی تفاوتها در جمعیت، توان اقتصادی و قدرت نظامی زمینه ساز نگرانیهای امنیتی دائمی کشورهای کوچکتر و تکیه بر قدرتهای خارجی بوده و به توهم خرید امنیت یا وارد کردن آن از خارج از منطقه انجامیده است. راهکار برون رفت از این چرخه باطل و خطرناک، امنیت شبکهای است که بر مشارکت همه کشورهای منطقه در چارچوب یک سازوکار مشترک استوار است که برای ورود به آن، کشورهای منطقه باید به استانداردهای مشترکی همچون اصل برابری کشورها، عدم تهدید یا توسل به زور، حل مسالمت آمیز اختلافات، اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها و اصل عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و احترام به تعیین سرنوشت هر کشور متعهد شوند. این تجربه در مناطق دیگر که سالها جنگ و خونریزی را تجربه کردند و اشتراک منافع سیاسی و اقتصادی بسیار کمتری از کشورهای منطقه ما داشتهاند موفق شده و هیچ دلیل ندارد که امید به توفیق آن در منطقه ما دور از دسترس باشد.
🔗 https://goo.gl/jxxLpE
✅ ایده «منطقه قوی» و «امنیت شبکهای» نخستین بار در دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران توسط دکتر ظریف مطرح شد.
وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید، مطرح کرد: به سوی یک پارادایم امنیتی جدید بر مبنای گفتوگو و اعتمادسازی در منطقه.
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید نوشت که شکستهای سنگین #داعش طی یک سال اخیر، پروژه دولت اسلامی در #عراق و #شام را متوقف نموده و جریان افراطگرایی خشونتطلبی که منطقه ما را در یکی از خسارتبارترین دورههای تاریخیاش قرار داده بود، در بعد سرزمینی با شکست جدی مواجه ساخته است. با این حال، «تروریسم و افراط گرایی» هنوز فعال بوده و با توجه به شبکههای وسیعی که در کشورهای مختلف ایجاد کرده است، همچنان یک تهدید برای منطقه و جهان به شمار میرود. جلوگیری از گسترش افراط گرایی همچنان به عنوان یک اولویت، پابرجا است. ما از چالش سرزمینی دولت جعلی اسلامی در عراق و شام عبور کردهایم ولی تا رسیدن به شرایط مطلوب امنیتی فاصله زیادی در پیش داریم. در این دوره تاریخی، ما و دیگر بازیگران منطقهای با سه چالش اساسی مواجهیم: نخست، درک درست از واقعیتهای موجود، دوم، دستیابی به درکی مشترک در خصوص وضعیت مطلوب منطقه و سوم، راههای رسیدن به این وضعیت مطلوب. حل این چالشها به شکلی امیدبخش تأمین کننده آسایش و امنیت فرزندانمان خواهد بود.
ایده «منطقه قوی» ریشه در نگاه راهبردی جمهوری اسلامی #ایران به منطقه پیرامونی خود دارد. این ایده به معنای پذیرش اصل تأمین منافع جمعی، ضرورت احترام به آن و تعمیم اصل برد ـ برد به سطح منطقه و ایدهای مخالف برتریجویی و حذف دیگر کنشگران است. بر اساس آن، تامین منافع هر یک از کشورهای منطقه در گرو تامین منافع همه کشورهای منطقه است و اگر چه رقابت بین کشورها در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی ناپسند نیست اما تلاش برتری جویانه برای حذف رقبا و تبدیل شدن به قدرت فائقه نه تنها دستنیافتنی است، بلکه تنش زا و اصولا ناممکن است. چنین رقابتی تنها دور باطل و مخربی را موجب میشود که جز تنش مزمن و درگیری مستمر حاصلی ندارد. باید دست از تخریب برداشت و به این باور رسید که ما مسلمانان میتوانیم و باید بکوشیم منطقه خود را به آرامش، امنیت، صلح و پیشرفت اقتصادی برسانیم.
در شرایطی که منطقه ما با طیفی از مشکلات مانند تروریسم، بحرانهای زیست محیطی، تشدید مهاجرت و نظایر آن مواجه است، رقابت مخرب تسلیحاتی و تنش بین همسایگان به معنی تحمیل هزینه های بیشتر بر ملتهای منطقه خواهد بود و این در حالی است که میانگین هزینههای نظامی همسایگان ما در منطقه #خلیج_فارس نسبت به تولید ناخالص داخلی بالاترین میزان در سطح جهانی است. چنین اقدامی هم موجب تنش شده و به بیاعتمادی دامن میزند و هم موجب هدر رفتن سرمایههای حیاتی منطقه و پر کردن خزانههای یغماگران سازنده تسلیحات میشود؛ روندی که نتیجه آن جز افزایش ماجراجوییهای فاجعهبار نیست. هیچ راهی جز شروع یک روند اعتمادساز فرارویمان قرار ندارد.
با توجه به واقعیتهای جهان به هم پیوسته کنونی و شرایط منطقه ما به ویژه در خلیج فارس، روشهای قدیمی ائتلافسازی کارآمدی خود را از دست داده است. همزمان، برخی تفاوتها در جمعیت، توان اقتصادی و قدرت نظامی زمینه ساز نگرانیهای امنیتی دائمی کشورهای کوچکتر و تکیه بر قدرتهای خارجی بوده و به توهم خرید امنیت یا وارد کردن آن از خارج از منطقه انجامیده است. راهکار برون رفت از این چرخه باطل و خطرناک، امنیت شبکهای است که بر مشارکت همه کشورهای منطقه در چارچوب یک سازوکار مشترک استوار است که برای ورود به آن، کشورهای منطقه باید به استانداردهای مشترکی همچون اصل برابری کشورها، عدم تهدید یا توسل به زور، حل مسالمت آمیز اختلافات، اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها و اصل عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و احترام به تعیین سرنوشت هر کشور متعهد شوند. این تجربه در مناطق دیگر که سالها جنگ و خونریزی را تجربه کردند و اشتراک منافع سیاسی و اقتصادی بسیار کمتری از کشورهای منطقه ما داشتهاند موفق شده و هیچ دلیل ندارد که امید به توفیق آن در منطقه ما دور از دسترس باشد.
🔗 https://goo.gl/jxxLpE
alaraby
نحو نموذج أمني جديد في المنطقة
الحوار هو إحدى أهم الوسائل الكفيلة بإزالة مناخات عدم الثقة، لكن...
پژوهشکده ابرار معاصر تهران
🎥 #ویدئو: سخنرانی کامل دکتر محمد جواد #ظریف، وزیر امور خارجه #ایران در دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران @abrarmoaserTehran
✍🏻 #مقاله دکتر محمدجواد #ظریف در پایگاه العربی الجدید: ایده «منطقه قوی» ریشه در نگاه راهبردی #ایران به منطقه دارد _ بخش (2)
✅ ایده «منطقه قوی» و «امنیت شبکهای» نخستین بار در دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران توسط دکتر ظریف مطرح شد.
وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید، مطرح کرد: به سوی یک پارادایم امنیتی جدید بر مبنای گفتوگو و اعتمادسازی در منطقه.
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید نوشت که شکستهای سنگین #داعش طی یک سال اخیر، پروژه دولت اسلامی در #عراق و #شام را متوقف نموده و جریان افراطگرایی خشونتطلبی که منطقه ما را در یکی از خسارتبارترین دورههای تاریخیاش قرار داده بود، در بعد سرزمینی با شکست جدی مواجه ساخته است. با این حال، «تروریسم و افراط گرایی» هنوز فعال بوده و با توجه به شبکههای وسیعی که در کشورهای مختلف ایجاد کرده است، همچنان یک تهدید برای منطقه و جهان به شمار میرود. جلوگیری از گسترش افراط گرایی همچنان به عنوان یک اولویت، پابرجا است. ما از چالش سرزمینی دولت جعلی اسلامی در عراق و شام عبور کردهایم ولی تا رسیدن به شرایط مطلوب امنیتی فاصله زیادی در پیش داریم. در این دوره تاریخی، ما و دیگر بازیگران منطقهای با سه چالش اساسی مواجهیم: نخست، درک درست از واقعیتهای موجود، دوم، دستیابی به درکی مشترک در خصوص وضعیت مطلوب منطقه و سوم، راههای رسیدن به این وضعیت مطلوب. حل این چالشها به شکلی امیدبخش تأمین کننده آسایش و امنیت فرزندانمان خواهد بود.
ایده «منطقه قوی» ریشه در نگاه راهبردی جمهوری اسلامی #ایران به منطقه پیرامونی خود دارد. این ایده به معنای پذیرش اصل تأمین منافع جمعی، ضرورت احترام به آن و تعمیم اصل برد ـ برد به سطح منطقه و ایدهای مخالف برتریجویی و حذف دیگر کنشگران است. بر اساس آن، تامین منافع هر یک از کشورهای منطقه در گرو تامین منافع همه کشورهای منطقه است و اگر چه رقابت بین کشورها در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی ناپسند نیست اما تلاش برتری جویانه برای حذف رقبا و تبدیل شدن به قدرت فائقه نه تنها دستنیافتنی است، بلکه تنش زا و اصولا ناممکن است. چنین رقابتی تنها دور باطل و مخربی را موجب میشود که جز تنش مزمن و درگیری مستمر حاصلی ندارد. باید دست از تخریب برداشت و به این باور رسید که ما مسلمانان میتوانیم و باید بکوشیم منطقه خود را به آرامش، امنیت، صلح و پیشرفت اقتصادی برسانیم.
در شرایطی که منطقه ما با طیفی از مشکلات مانند تروریسم، بحرانهای زیست محیطی، تشدید مهاجرت و نظایر آن مواجه است، رقابت مخرب تسلیحاتی و تنش بین همسایگان به معنی تحمیل هزینه های بیشتر بر ملتهای منطقه خواهد بود و این در حالی است که میانگین هزینههای نظامی همسایگان ما در منطقه #خلیج_فارس نسبت به تولید ناخالص داخلی بالاترین میزان در سطح جهانی است. چنین اقدامی هم موجب تنش شده و به بیاعتمادی دامن میزند و هم موجب هدر رفتن سرمایههای حیاتی منطقه و پر کردن خزانههای یغماگران سازنده تسلیحات میشود؛ روندی که نتیجه آن جز افزایش ماجراجوییهای فاجعهبار نیست. هیچ راهی جز شروع یک روند اعتمادساز فرارویمان قرار ندارد.
با توجه به واقعیتهای جهان به هم پیوسته کنونی و شرایط منطقه ما به ویژه در خلیج فارس، روشهای قدیمی ائتلافسازی کارآمدی خود را از دست داده است. همزمان، برخی تفاوتها در جمعیت، توان اقتصادی و قدرت نظامی زمینه ساز نگرانیهای امنیتی دائمی کشورهای کوچکتر و تکیه بر قدرتهای خارجی بوده و به توهم خرید امنیت یا وارد کردن آن از خارج از منطقه انجامیده است. راهکار برون رفت از این چرخه باطل و خطرناک، امنیت شبکهای است که بر مشارکت همه کشورهای منطقه در چارچوب یک سازوکار مشترک استوار است که برای ورود به آن، کشورهای منطقه باید به استانداردهای مشترکی همچون اصل برابری کشورها، عدم تهدید یا توسل به زور، حل مسالمت آمیز اختلافات، اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها و اصل عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و احترام به تعیین سرنوشت هر کشور متعهد شوند. این تجربه در مناطق دیگر که سالها جنگ و خونریزی را تجربه کردند و اشتراک منافع سیاسی و اقتصادی بسیار کمتری از کشورهای منطقه ما داشتهاند موفق شده و هیچ دلیل ندارد که امید به توفیق آن در منطقه ما دور از دسترس باشد.
🔗 https://goo.gl/jxxLpE
✅ ایده «منطقه قوی» و «امنیت شبکهای» نخستین بار در دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران توسط دکتر ظریف مطرح شد.
وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید، مطرح کرد: به سوی یک پارادایم امنیتی جدید بر مبنای گفتوگو و اعتمادسازی در منطقه.
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در مقالهای در پایگاه العربی الجدید نوشت که شکستهای سنگین #داعش طی یک سال اخیر، پروژه دولت اسلامی در #عراق و #شام را متوقف نموده و جریان افراطگرایی خشونتطلبی که منطقه ما را در یکی از خسارتبارترین دورههای تاریخیاش قرار داده بود، در بعد سرزمینی با شکست جدی مواجه ساخته است. با این حال، «تروریسم و افراط گرایی» هنوز فعال بوده و با توجه به شبکههای وسیعی که در کشورهای مختلف ایجاد کرده است، همچنان یک تهدید برای منطقه و جهان به شمار میرود. جلوگیری از گسترش افراط گرایی همچنان به عنوان یک اولویت، پابرجا است. ما از چالش سرزمینی دولت جعلی اسلامی در عراق و شام عبور کردهایم ولی تا رسیدن به شرایط مطلوب امنیتی فاصله زیادی در پیش داریم. در این دوره تاریخی، ما و دیگر بازیگران منطقهای با سه چالش اساسی مواجهیم: نخست، درک درست از واقعیتهای موجود، دوم، دستیابی به درکی مشترک در خصوص وضعیت مطلوب منطقه و سوم، راههای رسیدن به این وضعیت مطلوب. حل این چالشها به شکلی امیدبخش تأمین کننده آسایش و امنیت فرزندانمان خواهد بود.
ایده «منطقه قوی» ریشه در نگاه راهبردی جمهوری اسلامی #ایران به منطقه پیرامونی خود دارد. این ایده به معنای پذیرش اصل تأمین منافع جمعی، ضرورت احترام به آن و تعمیم اصل برد ـ برد به سطح منطقه و ایدهای مخالف برتریجویی و حذف دیگر کنشگران است. بر اساس آن، تامین منافع هر یک از کشورهای منطقه در گرو تامین منافع همه کشورهای منطقه است و اگر چه رقابت بین کشورها در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی ناپسند نیست اما تلاش برتری جویانه برای حذف رقبا و تبدیل شدن به قدرت فائقه نه تنها دستنیافتنی است، بلکه تنش زا و اصولا ناممکن است. چنین رقابتی تنها دور باطل و مخربی را موجب میشود که جز تنش مزمن و درگیری مستمر حاصلی ندارد. باید دست از تخریب برداشت و به این باور رسید که ما مسلمانان میتوانیم و باید بکوشیم منطقه خود را به آرامش، امنیت، صلح و پیشرفت اقتصادی برسانیم.
در شرایطی که منطقه ما با طیفی از مشکلات مانند تروریسم، بحرانهای زیست محیطی، تشدید مهاجرت و نظایر آن مواجه است، رقابت مخرب تسلیحاتی و تنش بین همسایگان به معنی تحمیل هزینه های بیشتر بر ملتهای منطقه خواهد بود و این در حالی است که میانگین هزینههای نظامی همسایگان ما در منطقه #خلیج_فارس نسبت به تولید ناخالص داخلی بالاترین میزان در سطح جهانی است. چنین اقدامی هم موجب تنش شده و به بیاعتمادی دامن میزند و هم موجب هدر رفتن سرمایههای حیاتی منطقه و پر کردن خزانههای یغماگران سازنده تسلیحات میشود؛ روندی که نتیجه آن جز افزایش ماجراجوییهای فاجعهبار نیست. هیچ راهی جز شروع یک روند اعتمادساز فرارویمان قرار ندارد.
با توجه به واقعیتهای جهان به هم پیوسته کنونی و شرایط منطقه ما به ویژه در خلیج فارس، روشهای قدیمی ائتلافسازی کارآمدی خود را از دست داده است. همزمان، برخی تفاوتها در جمعیت، توان اقتصادی و قدرت نظامی زمینه ساز نگرانیهای امنیتی دائمی کشورهای کوچکتر و تکیه بر قدرتهای خارجی بوده و به توهم خرید امنیت یا وارد کردن آن از خارج از منطقه انجامیده است. راهکار برون رفت از این چرخه باطل و خطرناک، امنیت شبکهای است که بر مشارکت همه کشورهای منطقه در چارچوب یک سازوکار مشترک استوار است که برای ورود به آن، کشورهای منطقه باید به استانداردهای مشترکی همچون اصل برابری کشورها، عدم تهدید یا توسل به زور، حل مسالمت آمیز اختلافات، اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها و اصل عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و احترام به تعیین سرنوشت هر کشور متعهد شوند. این تجربه در مناطق دیگر که سالها جنگ و خونریزی را تجربه کردند و اشتراک منافع سیاسی و اقتصادی بسیار کمتری از کشورهای منطقه ما داشتهاند موفق شده و هیچ دلیل ندارد که امید به توفیق آن در منطقه ما دور از دسترس باشد.
🔗 https://goo.gl/jxxLpE
alaraby
نحو نموذج أمني جديد في المنطقة
الحوار هو إحدى أهم الوسائل الكفيلة بإزالة مناخات عدم الثقة، لكن...
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1446.jpg
✍🏻 #ایران تنها نیست
حسامالدین حجتزاده
در یک سال اخیر تلاشهای جمهوری اسلامی #ایران برای فراهم کردن زمینه برای همگرایی میان کشورهای #غرب_آسیا و گسترش دامنه این همگرایی به دیگر نقاط منطقه افزایش چشمگیری داشته است. درهمینراستا، وزیر امور خارجه ایران طرح تشکیل «مجمع گفتگوی منطقهای #خلیج_فارس» را فوریه 2017 در کنفرانس امنیتی #مونیخ ارائه داد که ایده آن را نخستینبار خود دکتر #ظریف در سال 2015 در مقالهای که در روزنامههای عربزبان بازتاب یافت، مطرح ساخته بود.
ایده فوق هنوز پاسخ صریحی از جانب کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) دریافت نکرده؛ اما دستکم با این اقدام، تهران هوشمندانه توپ را به زمین همسایگان عرب خویش پرتاب و دست دوستی به سمت آنها دراز کرده است. حال نوبت آنهاست که پاسخ حسن نیت جمهوری اسلامی را بدهند. این درحالی است که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که سالها اختلافات میان خود را زیر سایه تخاصم با ایران پنهان میکردند، از اواسط سال 2017 به سبب افزایش تنش سیاسی بین #عربستان سعودی و #قطر و تحریم #دوحه به اتهام حمایت از گروههای سلفی، مانند #اخوان_المسلمین و همچنین همکاری فزاینده سیاسی و اقتصادی با ایران آشکارا دچار دودستگی شدهاند. کشورهایی مثل #امارات متحده و #بحرین در کنار سعودیها قرار گرفتند و عمان، کویت و عراق از مواضع قطر حمایت کردند.
بعضی در منطقه و بهویژه در غرب مغرضانه دودستگی در شورای همکاری خلیج فارس را حاصل برنامه موفق ایران برای تفرقه انداختن بین اعراب دانسته و به این بهانه بیشازپیش بر طبل «ایرانهراسی» در جهان عرب و کل دنیا میکوبند.
اما اگر منصفانه بنگرند و ریگی به کفش برخی از آنان نباشد، پیشنهادهایی مانند پیشنهاد تشکیل مجمع گفتگوی منطقهای خلیج فارس یا طرح «امنیت شبکهای» که ازسوی رئیس دستگاه دیپلماسی ایران در دومین کنفرانس امنیتی تهران (ژانویه 2018) با محوریت اجرایی شدن آن در خلیج فارس مطرح شد، میتوانند به ایجاد ترتیبات رسمیتری برای عدم تجاوز و همکاری امنیتی میان کشورهای این منطقه پرتنش منجر شوند.
نشانههای این ادعا را باید در تلاش پیگیر عمان برای همکاری با ایران و حمایت از طرح این کشور برای پایان دادن به جنگ فرسایشی سهساله ائتلاف عربی به رهبری عربستان در یمن ملاحظه کرد. رئوس این طرح عبارتند از برقراری آتشبس، ارائه کمکهای انساندوستانه، گفتگو بین یمنی و تشکیل حکومتی فراگیر با مشارکت طرفهای یمنی منازعه.
همچنین تلاشهای عمان و کویت برای متقاعد کردن #ریاض به آشتی با دوحه ازطریق نشستن پای میز مذاکره را بهنوعی میتوان نتیجه فعالتر شدن دیپلماتیک ایران در منطقه ازطریق ارائه ابتکارات صلح در حوزه خلیج فارس دانست.
🔹 ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2748.aspx
✍🏻 #ایران تنها نیست
حسامالدین حجتزاده
در یک سال اخیر تلاشهای جمهوری اسلامی #ایران برای فراهم کردن زمینه برای همگرایی میان کشورهای #غرب_آسیا و گسترش دامنه این همگرایی به دیگر نقاط منطقه افزایش چشمگیری داشته است. درهمینراستا، وزیر امور خارجه ایران طرح تشکیل «مجمع گفتگوی منطقهای #خلیج_فارس» را فوریه 2017 در کنفرانس امنیتی #مونیخ ارائه داد که ایده آن را نخستینبار خود دکتر #ظریف در سال 2015 در مقالهای که در روزنامههای عربزبان بازتاب یافت، مطرح ساخته بود.
ایده فوق هنوز پاسخ صریحی از جانب کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) دریافت نکرده؛ اما دستکم با این اقدام، تهران هوشمندانه توپ را به زمین همسایگان عرب خویش پرتاب و دست دوستی به سمت آنها دراز کرده است. حال نوبت آنهاست که پاسخ حسن نیت جمهوری اسلامی را بدهند. این درحالی است که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که سالها اختلافات میان خود را زیر سایه تخاصم با ایران پنهان میکردند، از اواسط سال 2017 به سبب افزایش تنش سیاسی بین #عربستان سعودی و #قطر و تحریم #دوحه به اتهام حمایت از گروههای سلفی، مانند #اخوان_المسلمین و همچنین همکاری فزاینده سیاسی و اقتصادی با ایران آشکارا دچار دودستگی شدهاند. کشورهایی مثل #امارات متحده و #بحرین در کنار سعودیها قرار گرفتند و عمان، کویت و عراق از مواضع قطر حمایت کردند.
بعضی در منطقه و بهویژه در غرب مغرضانه دودستگی در شورای همکاری خلیج فارس را حاصل برنامه موفق ایران برای تفرقه انداختن بین اعراب دانسته و به این بهانه بیشازپیش بر طبل «ایرانهراسی» در جهان عرب و کل دنیا میکوبند.
اما اگر منصفانه بنگرند و ریگی به کفش برخی از آنان نباشد، پیشنهادهایی مانند پیشنهاد تشکیل مجمع گفتگوی منطقهای خلیج فارس یا طرح «امنیت شبکهای» که ازسوی رئیس دستگاه دیپلماسی ایران در دومین کنفرانس امنیتی تهران (ژانویه 2018) با محوریت اجرایی شدن آن در خلیج فارس مطرح شد، میتوانند به ایجاد ترتیبات رسمیتری برای عدم تجاوز و همکاری امنیتی میان کشورهای این منطقه پرتنش منجر شوند.
نشانههای این ادعا را باید در تلاش پیگیر عمان برای همکاری با ایران و حمایت از طرح این کشور برای پایان دادن به جنگ فرسایشی سهساله ائتلاف عربی به رهبری عربستان در یمن ملاحظه کرد. رئوس این طرح عبارتند از برقراری آتشبس، ارائه کمکهای انساندوستانه، گفتگو بین یمنی و تشکیل حکومتی فراگیر با مشارکت طرفهای یمنی منازعه.
همچنین تلاشهای عمان و کویت برای متقاعد کردن #ریاض به آشتی با دوحه ازطریق نشستن پای میز مذاکره را بهنوعی میتوان نتیجه فعالتر شدن دیپلماتیک ایران در منطقه ازطریق ارائه ابتکارات صلح در حوزه خلیج فارس دانست.
🔹 ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2748.aspx
http://werg.ir/wp-content/uploads/2017/11/water_war_2.jpg
✍🏻 جنگ آب در #غرب_آسیا؛ تخیل یا واقعیت؟
دلیله رحیمی آشتیانی
امنیت هر کشور در قرن 21 درصورتی بهطور نسبی مصون خواهد بود که علاوهبر قدرت نظامی به دیگر عوامل نیز توجه کامل صورت گیرد. امروزه عوامل غیرنظامی تهدید، امنیت و پیشرفت کشورها را با چالشهای تازهای روبهرو ساختهاند. مهمترین این تهدیدات عبارتند از: توسعه اقتصادی لگامگسیخته، اختلافات قومی، تروریسم، افراطگرایی مذهبی، بزهکاریهای سازمانیافته و بحرانهای زیستمحیطی.
عبارت «جنگ آب» در #خاورمیانه اصطلاحی نوکاربرد نیست؛ #انور_سادات، رئیسجمهور #مصر در سال 1979 اعلام کرد که «تنها حالتی که میتواند مصر را دوباره درگیر جنگ کند، آب است». #پطروس_غالی، دبیرکل سابق سازمان ملل، نیز در سال 1985 هشدار داد که «جنگ بعد در خاورمیانه بر سر آب خواهد بود نه سیاست».
اسماعیل سراجالدین، معاون رئیس کل بانک جهانی در سال 1995 اظهار داشت: «درحالیکه بسیاری از جنگها در قرن حاضر بر سر نفت بوده است، جنگهای قرن آینده بر سر آب خواهد بود». نمونه دیگر از این دست اظهارنظرها، صحبت کوفی عنان، دبیرکل پیشین سازمان ملل در مارس 2001 است: «رقابت شدید بر سر منابع آب ممکن است عاملی برای درگیری و جنگ در آینده شود».
به بیان واضحتر، در سده 21، عوامل متعددی میتوانند سبب ناامنی بوده و ریشه آغاز آن باشند: تفاوتهای مذهبی یا قومی، فقر و گرسنگی و کمبود منابع از عوامل ناامنی در قرن 21 بهحساب میآیند.
🔹 ژئوپلیتیک منابع طبیعی
تمرکز جغرافیایی یکی از ابعاد مهم [ژئوپلیتیک] منابع طبیعی است که چگونگی پراکنش آن (تمرکز یا توزیع) عامل مهمی در توانایی کنترل توسط یک دولت یا حتی غارت این منابع توسط دولت دیگر تلقی میشود. طبق نظر پروفسور فیلیپ لو بیون، استاد جغرافیای دانشگاه بریتیش کلمبیا و یافتههای وی از علل سیاسی جنگ بر سر منابع طبیعی و محیط زیست، امکان غارت و دستیابی به این منابع، انگیزه مهم ایجاد منازعات بر سر آن است. بهعبارت سادهتر، وی امکان دسترسی به یک منبع را عامل رقابت بین دولتها و یا دلیل تهدیدات دوسویه میداند؛ زیرا این منابع اولاً مطلوب و ارزشمند هستند، ثانیاً در فضایی تقریباً ثابت قرار دارند.
منابع طبیعی امروزه اهمیت راهبردی پیدا کردهاند تاجاییکه فراتر از مسئله تأمین مالی جنگ، از منابع طبیعی بهعنوان انگیزه مهم چندین جنگ در دهه 1990، از حمله عراق به میدانهای نفت #کویت، تا جنگهای داخلی بر سر الماس در غرب #آفریقا یاد میشود. اصطلاح جنگ منابع طبیعی نخستینبار در اوایل دهه 1980 و درمورد چشمانداز تهدید شوروی برای دسترسی آمریکا به منابع نفتی #خاورمیانه بهکار برده شد.
با استناد به این موارد، آب منبعی کمیاب در منطقه خاورمیانه است. برایناساس، احساس تداوم یا تشدید «کمبود آب» در آینده میتواند عامل تهدیدکننده امنیت انسانی دولتهای منطقه باشد که رقابت را بر سر تصاحب این منابع افزایش خواهد داد.
براساس دیدگاه اقتصاددانان کلاسیک غربی مانند جان استوارت #میل و دیوید #ریکاردو منابع ذاتاً کمیاب هستند (محدود در کمیت و موقعیت)؛ بنابراین رقابت بر سر منابع محدود، آزمونی برای رشد اقتصادی کشورها بهحساب میآید.
🔹 ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2747.aspx
✍🏻 جنگ آب در #غرب_آسیا؛ تخیل یا واقعیت؟
دلیله رحیمی آشتیانی
امنیت هر کشور در قرن 21 درصورتی بهطور نسبی مصون خواهد بود که علاوهبر قدرت نظامی به دیگر عوامل نیز توجه کامل صورت گیرد. امروزه عوامل غیرنظامی تهدید، امنیت و پیشرفت کشورها را با چالشهای تازهای روبهرو ساختهاند. مهمترین این تهدیدات عبارتند از: توسعه اقتصادی لگامگسیخته، اختلافات قومی، تروریسم، افراطگرایی مذهبی، بزهکاریهای سازمانیافته و بحرانهای زیستمحیطی.
عبارت «جنگ آب» در #خاورمیانه اصطلاحی نوکاربرد نیست؛ #انور_سادات، رئیسجمهور #مصر در سال 1979 اعلام کرد که «تنها حالتی که میتواند مصر را دوباره درگیر جنگ کند، آب است». #پطروس_غالی، دبیرکل سابق سازمان ملل، نیز در سال 1985 هشدار داد که «جنگ بعد در خاورمیانه بر سر آب خواهد بود نه سیاست».
اسماعیل سراجالدین، معاون رئیس کل بانک جهانی در سال 1995 اظهار داشت: «درحالیکه بسیاری از جنگها در قرن حاضر بر سر نفت بوده است، جنگهای قرن آینده بر سر آب خواهد بود». نمونه دیگر از این دست اظهارنظرها، صحبت کوفی عنان، دبیرکل پیشین سازمان ملل در مارس 2001 است: «رقابت شدید بر سر منابع آب ممکن است عاملی برای درگیری و جنگ در آینده شود».
به بیان واضحتر، در سده 21، عوامل متعددی میتوانند سبب ناامنی بوده و ریشه آغاز آن باشند: تفاوتهای مذهبی یا قومی، فقر و گرسنگی و کمبود منابع از عوامل ناامنی در قرن 21 بهحساب میآیند.
🔹 ژئوپلیتیک منابع طبیعی
تمرکز جغرافیایی یکی از ابعاد مهم [ژئوپلیتیک] منابع طبیعی است که چگونگی پراکنش آن (تمرکز یا توزیع) عامل مهمی در توانایی کنترل توسط یک دولت یا حتی غارت این منابع توسط دولت دیگر تلقی میشود. طبق نظر پروفسور فیلیپ لو بیون، استاد جغرافیای دانشگاه بریتیش کلمبیا و یافتههای وی از علل سیاسی جنگ بر سر منابع طبیعی و محیط زیست، امکان غارت و دستیابی به این منابع، انگیزه مهم ایجاد منازعات بر سر آن است. بهعبارت سادهتر، وی امکان دسترسی به یک منبع را عامل رقابت بین دولتها و یا دلیل تهدیدات دوسویه میداند؛ زیرا این منابع اولاً مطلوب و ارزشمند هستند، ثانیاً در فضایی تقریباً ثابت قرار دارند.
منابع طبیعی امروزه اهمیت راهبردی پیدا کردهاند تاجاییکه فراتر از مسئله تأمین مالی جنگ، از منابع طبیعی بهعنوان انگیزه مهم چندین جنگ در دهه 1990، از حمله عراق به میدانهای نفت #کویت، تا جنگهای داخلی بر سر الماس در غرب #آفریقا یاد میشود. اصطلاح جنگ منابع طبیعی نخستینبار در اوایل دهه 1980 و درمورد چشمانداز تهدید شوروی برای دسترسی آمریکا به منابع نفتی #خاورمیانه بهکار برده شد.
با استناد به این موارد، آب منبعی کمیاب در منطقه خاورمیانه است. برایناساس، احساس تداوم یا تشدید «کمبود آب» در آینده میتواند عامل تهدیدکننده امنیت انسانی دولتهای منطقه باشد که رقابت را بر سر تصاحب این منابع افزایش خواهد داد.
براساس دیدگاه اقتصاددانان کلاسیک غربی مانند جان استوارت #میل و دیوید #ریکاردو منابع ذاتاً کمیاب هستند (محدود در کمیت و موقعیت)؛ بنابراین رقابت بر سر منابع محدود، آزمونی برای رشد اقتصادی کشورها بهحساب میآید.
🔹 ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2747.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image2750.jpg
✍🏻 روابط #هند با رژیم صهیونیستی
حسین عسگریان
بسیاری از کارشناسان و محققان روابط بینالملل و سیاست معتقدند که نظام بینالملل درحال یک تغییر ژئوپلیتیک مهم یعنی تغییر قدرت جهانی از غرب بهسوی شرق است؛ بهعبارتی بر ظهور آسیا تأکید دارند. این تغییرات موجب بازصفبندی قدرتهای منطقهای و جهانیشده و بهطور خاص بر آینده خاورمیانه و وضعیت رژیم صهیونیستی تأثیرگذار خواهد بود. درهمینراستا، رژیم صهیونیستی همانند بسیاری از کشورها اهمیت این تغییرات را درک کرده و متمایل به سمت آسیا شده و نقش روبهرشدی را که دو کشور آسیایی هند و چین در امور جهانی ایفاء خواهند کرد را مورد توجه قرار داده است. دراینمیان، هند بعد از به قدرت رسیدن مودی در مرکز توجه رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. امروزه پیوند میان هند و رژیم صهیونیستی عمدتاً معطوف به حوزههای نظامی، اقتصادی و تکنولوژیک و برپایه منافع مادی دو طرف است که البته برخی از این پیوندها ازسوی برخی رقبا تحت فشار است. متن حاضر ضمن مروری بر روابط هند و سرزمینهای اشغالی، به عوامل تأثیرگذار بر پیوند فزاینده هند به منطقه خاورمیانه پرداخته و سپس دلایل هند برای تقویت روابط با رژیم صهیونیستی را مورد اشاره قرار داده است.
مروری بر روابط هند و رژیم صهیونیستی
بعد از چهار دهه روابط سرد میان هند و رژیم صهیونیستی این دو کشور روابط کامل دیپلماتیک خود را در سال 1992 برقرار کردند. چندین عامل تاریخی باعث به تأخیر افتادن عادیسازی روابط دو طرف بوده است که مهمترین آنها سیاستهای به اجرا گذاشته شده ازسوی رهبران هند مثل مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو بوده است. حمایت سنتی این رهبران از اعراب در منازعه فلسطین و سیاست خارجی عدم تعهد نهرو مانعی برای نزدیکی روابط با رژیم صهیونیستی بوده است. بخشی از دلیل این امر به این واقعیت برمیگشت که هند دارای بزرگترین اقلیت مسلمان در جهان بوده است. بههرحال این تخاصم درقبال رژیم صهیونیستی خود را در رأی منفی هند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1947 درقبال طرح ایجاد رژیم صهیونیستی نشان داد. تنها در سپتامبر 1950 هند بهصورت دوژوره رژیم صهیونیستی را مورد شناسایی و کنسولگری این رژیم در سال 1953 در بمبئی راهاندازی شد. بااینحال نزدیکی هند به جمال عبدالناصر و تعهد به جنبش عدم تعهد همچنین نفوذ قابل توجه جمعیت مسلمان بر سیاستهای داخلی هند سردی روابط با رژیم صهیونیستی را تشدید میکرد. مواضع هند درقبال رژیم صهیونیستی در سراسر دوران جنگ سرد مبتنیبر نگاه ضدامپریالیستی و ضدغربی بود که با اعراب و جهان اسلام همخوانی داشت. علاوهبراین، نزدیکی رژیم صهیونیستی با #آمریکا در دهه 1960 باعث نگرانی هند شده بود که در آن زمان نسبت به نیات سیاست خارجی آمریکا مشکوک بود. با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، متحد دیپلماتیک و استراتژیک اصلی هند,در سال 1991 وضعیت تغییر کرد و هند مجبور به بازنگری در سیاست خارجی خود برای هماهنگی خود با محیط بینالمللی درحال تغییر شد. در آن زمان بحران صنایع نظامی شوروی هند را مجبور به روی آوردن به دیگر عرضهکنندگان مطرح کرد که دراینمیان رژیم صهیونیستی منبع مطلوبی محسوب میشد. همچنین تهدیدات جدید علیه هند بازارزیابی روابط با رژیم صهیونیستی را برای دولت هند ضروری میساخت. بهاینترتیب هند برای مشارکت در فرایند صلح خاورمیانه روابط دیپلماتیک خود را با رژیم صهیونیستی مدنظر قرار داد. دیگر واقعهای که تأثیر زیادی بر تصمیمگیرندگان هندی برای عادیسازی روابط هند و رژیم صهیونیستی در ژانویه 1992 داشت ازسرگیری روابط دیپلماتیک رژیم صهیونیستی با دیگر کشورهای آسیایی مثل #ویتنام، #لائوس و #کلمبیا بود. درمجموع در پایان جنگ سرد بسیاری از کشورها خواهان عادیسازی روابط خود با رژیم صهیونیستی شدند؛ رژیمی که دارای تکنولوژی پیشرفته و روابط عالی با ایالات متحده آمریکا بود. هند نیز در این زمان رژیم صهیونیستی را متحدی یافت که میتوانست تا حد بسیاری نیازهای نظامیاش را بعد از فروپاشی شوروی تأمین کند.
🔹 ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2750.aspx
✍🏻 روابط #هند با رژیم صهیونیستی
حسین عسگریان
بسیاری از کارشناسان و محققان روابط بینالملل و سیاست معتقدند که نظام بینالملل درحال یک تغییر ژئوپلیتیک مهم یعنی تغییر قدرت جهانی از غرب بهسوی شرق است؛ بهعبارتی بر ظهور آسیا تأکید دارند. این تغییرات موجب بازصفبندی قدرتهای منطقهای و جهانیشده و بهطور خاص بر آینده خاورمیانه و وضعیت رژیم صهیونیستی تأثیرگذار خواهد بود. درهمینراستا، رژیم صهیونیستی همانند بسیاری از کشورها اهمیت این تغییرات را درک کرده و متمایل به سمت آسیا شده و نقش روبهرشدی را که دو کشور آسیایی هند و چین در امور جهانی ایفاء خواهند کرد را مورد توجه قرار داده است. دراینمیان، هند بعد از به قدرت رسیدن مودی در مرکز توجه رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. امروزه پیوند میان هند و رژیم صهیونیستی عمدتاً معطوف به حوزههای نظامی، اقتصادی و تکنولوژیک و برپایه منافع مادی دو طرف است که البته برخی از این پیوندها ازسوی برخی رقبا تحت فشار است. متن حاضر ضمن مروری بر روابط هند و سرزمینهای اشغالی، به عوامل تأثیرگذار بر پیوند فزاینده هند به منطقه خاورمیانه پرداخته و سپس دلایل هند برای تقویت روابط با رژیم صهیونیستی را مورد اشاره قرار داده است.
مروری بر روابط هند و رژیم صهیونیستی
بعد از چهار دهه روابط سرد میان هند و رژیم صهیونیستی این دو کشور روابط کامل دیپلماتیک خود را در سال 1992 برقرار کردند. چندین عامل تاریخی باعث به تأخیر افتادن عادیسازی روابط دو طرف بوده است که مهمترین آنها سیاستهای به اجرا گذاشته شده ازسوی رهبران هند مثل مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو بوده است. حمایت سنتی این رهبران از اعراب در منازعه فلسطین و سیاست خارجی عدم تعهد نهرو مانعی برای نزدیکی روابط با رژیم صهیونیستی بوده است. بخشی از دلیل این امر به این واقعیت برمیگشت که هند دارای بزرگترین اقلیت مسلمان در جهان بوده است. بههرحال این تخاصم درقبال رژیم صهیونیستی خود را در رأی منفی هند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1947 درقبال طرح ایجاد رژیم صهیونیستی نشان داد. تنها در سپتامبر 1950 هند بهصورت دوژوره رژیم صهیونیستی را مورد شناسایی و کنسولگری این رژیم در سال 1953 در بمبئی راهاندازی شد. بااینحال نزدیکی هند به جمال عبدالناصر و تعهد به جنبش عدم تعهد همچنین نفوذ قابل توجه جمعیت مسلمان بر سیاستهای داخلی هند سردی روابط با رژیم صهیونیستی را تشدید میکرد. مواضع هند درقبال رژیم صهیونیستی در سراسر دوران جنگ سرد مبتنیبر نگاه ضدامپریالیستی و ضدغربی بود که با اعراب و جهان اسلام همخوانی داشت. علاوهبراین، نزدیکی رژیم صهیونیستی با #آمریکا در دهه 1960 باعث نگرانی هند شده بود که در آن زمان نسبت به نیات سیاست خارجی آمریکا مشکوک بود. با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، متحد دیپلماتیک و استراتژیک اصلی هند,در سال 1991 وضعیت تغییر کرد و هند مجبور به بازنگری در سیاست خارجی خود برای هماهنگی خود با محیط بینالمللی درحال تغییر شد. در آن زمان بحران صنایع نظامی شوروی هند را مجبور به روی آوردن به دیگر عرضهکنندگان مطرح کرد که دراینمیان رژیم صهیونیستی منبع مطلوبی محسوب میشد. همچنین تهدیدات جدید علیه هند بازارزیابی روابط با رژیم صهیونیستی را برای دولت هند ضروری میساخت. بهاینترتیب هند برای مشارکت در فرایند صلح خاورمیانه روابط دیپلماتیک خود را با رژیم صهیونیستی مدنظر قرار داد. دیگر واقعهای که تأثیر زیادی بر تصمیمگیرندگان هندی برای عادیسازی روابط هند و رژیم صهیونیستی در ژانویه 1992 داشت ازسرگیری روابط دیپلماتیک رژیم صهیونیستی با دیگر کشورهای آسیایی مثل #ویتنام، #لائوس و #کلمبیا بود. درمجموع در پایان جنگ سرد بسیاری از کشورها خواهان عادیسازی روابط خود با رژیم صهیونیستی شدند؛ رژیمی که دارای تکنولوژی پیشرفته و روابط عالی با ایالات متحده آمریکا بود. هند نیز در این زمان رژیم صهیونیستی را متحدی یافت که میتوانست تا حد بسیاری نیازهای نظامیاش را بعد از فروپاشی شوروی تأمین کند.
🔹 ادامه #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2750.aspx
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #ویدئو:
پنل نخست دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران: ترتیبات امنیتی #غرب_آسیا: نقش جمهوری اسلامی #ایران و بازیگران منطقهای
دکتر #امرالله_صالح، رئیس پیشین امنیت ملی #افغانستان
@abrarmoaserTehran
پنل نخست دومین #کنفرانس_امنیتی_تهران: ترتیبات امنیتی #غرب_آسیا: نقش جمهوری اسلامی #ایران و بازیگران منطقهای
دکتر #امرالله_صالح، رئیس پیشین امنیت ملی #افغانستان
@abrarmoaserTehran
https://www.azernews.az/media/pictures/tapi.jpg
✔️ خط لوله #تاپی و ضرورت تجدیدنظر در دیپلماسی انرژی #ایران
#مصاحبه با دکتر علیاصغر زرگر
متن حاضر مصاحبه ایران ریوو با دکتر علیاصغر زرگر، کارشناس ارشد انرژی به بهانه ازسرگیری ساخت خط لوله تاپی است.
🔹 ایران ریویو: با آغاز ساخت خط لوله تاپی (خط لوله انتقال گاز #ترکمنستان به شبهقاره با عبور از #افغانستان و #پاکستان) چه محرکها و پیشرانهایی را میتوان در تسریع این خط لوله مؤثر دانست؟
🔸زرگر: اولین موضوع در رابطه با ایجاد این خط لوله و انتقال گاز این است که کشوری مانند ترکمنستان دارای منابع گازی بزرگ و سطح تولیدی است که میتواند آن را بهعنوان یک فروشنده مطمئن گاز در جهان مطرح کند. ترکمنستان برای انتقال گاز خود ابتدا قصد داشت ازطریق ایران اقدام کند که در چهارچوب این طرح مقداری گاز هم به ایران فروخت؛ اما در این روند مشکلاتی بروز کرد. همچنین ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق خط لولههای ایران به ترکیه و سپس اروپا صادر کند. درهمینحال، ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق ماوراء خزر و روسیه صادر کند. البته راه دیگر صدور گاز ترکمنستان، ایجاد خط لوله جدیدی ازطریق افغانستان و پاکستان به شبهقاره هند است؛ اما اینکه چرا این خط لوله گاز بهسوی افغانستان، کشوری کاملاً ناامن و دارای پستی و بلندیهای فراوان در شمال و در نواحی هممرز با پاکستان که قرار است خط لوله مذکور به سوی هند تغییر جهت دهد، ساخته میشود، محل پرسش است. درواقع پرسش اینجاست که چرا خط لوله ایران که مدتها پیش طراحی شده و پیرامون آن با هند و پاکستان مذاکره انجام گرفته بود، و ایران کارهای ساخت آن را تا مرز پاکستان انجام داده بود (علیرغم کمکاری پاکستان در انجام سهم خود)، برای این کار انتخاب نشد؟ این درحالی است که حتی خود هند در انجام پروژههایی در جنوب شرقی ایران و در مناطق بلوچستان و چابهار شرکت دارد. به عقیده من، عدم انتخاب خط لوله ایران و برگزیدن مسیر افغانستان برای انجام این پروژه به این عوامل بستگی دارد: یکی از این عوامل، میتواند کمکاری دیپلماتیک ازسوی ما (ایران) بوده باشد؛ به این معنی که ایران این طرح را بهطور جدی دنبال نکرد و درنتیجه دیپلماسیهای برون مرزی ازسوی آمریکاییها و مذاکره آنها با هندیها و پاکستانیها توانستهاند لابی بکنند و ساخت خط لوله ایران را به تعویق اندازند. با به تعویق افتادن ساخت این خط لوله، کشورهای نیازمند به انرژی مانند هند که سالیانه 15 تا 20 درصد بر نیازش به انرژی افزوده میشود، خواه ناخواه بهدنبال منابعی بودند که بتوانند ازطریق آنها انرژی موردنیاز خود را تأمین کنند، آنها برای این کار ترکمنستان را مورد توجه قرار دادند.
ادامه مصاحبه را در اینجا بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2753.aspx
✔️ خط لوله #تاپی و ضرورت تجدیدنظر در دیپلماسی انرژی #ایران
#مصاحبه با دکتر علیاصغر زرگر
متن حاضر مصاحبه ایران ریوو با دکتر علیاصغر زرگر، کارشناس ارشد انرژی به بهانه ازسرگیری ساخت خط لوله تاپی است.
🔹 ایران ریویو: با آغاز ساخت خط لوله تاپی (خط لوله انتقال گاز #ترکمنستان به شبهقاره با عبور از #افغانستان و #پاکستان) چه محرکها و پیشرانهایی را میتوان در تسریع این خط لوله مؤثر دانست؟
🔸زرگر: اولین موضوع در رابطه با ایجاد این خط لوله و انتقال گاز این است که کشوری مانند ترکمنستان دارای منابع گازی بزرگ و سطح تولیدی است که میتواند آن را بهعنوان یک فروشنده مطمئن گاز در جهان مطرح کند. ترکمنستان برای انتقال گاز خود ابتدا قصد داشت ازطریق ایران اقدام کند که در چهارچوب این طرح مقداری گاز هم به ایران فروخت؛ اما در این روند مشکلاتی بروز کرد. همچنین ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق خط لولههای ایران به ترکیه و سپس اروپا صادر کند. درهمینحال، ترکمنستان میتوانست گاز خود را ازطریق ماوراء خزر و روسیه صادر کند. البته راه دیگر صدور گاز ترکمنستان، ایجاد خط لوله جدیدی ازطریق افغانستان و پاکستان به شبهقاره هند است؛ اما اینکه چرا این خط لوله گاز بهسوی افغانستان، کشوری کاملاً ناامن و دارای پستی و بلندیهای فراوان در شمال و در نواحی هممرز با پاکستان که قرار است خط لوله مذکور به سوی هند تغییر جهت دهد، ساخته میشود، محل پرسش است. درواقع پرسش اینجاست که چرا خط لوله ایران که مدتها پیش طراحی شده و پیرامون آن با هند و پاکستان مذاکره انجام گرفته بود، و ایران کارهای ساخت آن را تا مرز پاکستان انجام داده بود (علیرغم کمکاری پاکستان در انجام سهم خود)، برای این کار انتخاب نشد؟ این درحالی است که حتی خود هند در انجام پروژههایی در جنوب شرقی ایران و در مناطق بلوچستان و چابهار شرکت دارد. به عقیده من، عدم انتخاب خط لوله ایران و برگزیدن مسیر افغانستان برای انجام این پروژه به این عوامل بستگی دارد: یکی از این عوامل، میتواند کمکاری دیپلماتیک ازسوی ما (ایران) بوده باشد؛ به این معنی که ایران این طرح را بهطور جدی دنبال نکرد و درنتیجه دیپلماسیهای برون مرزی ازسوی آمریکاییها و مذاکره آنها با هندیها و پاکستانیها توانستهاند لابی بکنند و ساخت خط لوله ایران را به تعویق اندازند. با به تعویق افتادن ساخت این خط لوله، کشورهای نیازمند به انرژی مانند هند که سالیانه 15 تا 20 درصد بر نیازش به انرژی افزوده میشود، خواه ناخواه بهدنبال منابعی بودند که بتوانند ازطریق آنها انرژی موردنیاز خود را تأمین کنند، آنها برای این کار ترکمنستان را مورد توجه قرار دادند.
ادامه مصاحبه را در اینجا بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2753.aspx