فیزیک مالی - حمید خواجهزاده
به نظر وقت آزاد بیشتری برای فیلم دیدن خواهیم داشت . . . لیست فیلمهای مرتبط با صنعت مالی : 👇👇👇
رتبهبندی بر اساس امتیاز IMDB :
Requiem for the American Dream (2015) - 8.0
Inequality for All (2013) - 8.0
The Spider's Web : Britain's Second Empire (2017) - 7.7
American Psycho (2000) - 7.6
Trading Places (1983) - 7.5
Enron : The Smartest Guys in the Room (2005) - 7.5
Air (2023) - 7.4
Barbarians at the Gate (1993) - 7.2
Boom Bust Boom (2015) - 7.1
The China Hustle (2017) - 7.1
Working Girl (1988) - 6.8
Flamin' Hot (2023) - 6.8
The Forecaster (2014) - 6.7
Arbitrage (2012) - 6.6
Rogue Trader (1999) - 6.4
The Hummingbird Project (2018) - 6.2
Quicksilver (1986) - 5.7
Requiem for the American Dream (2015) - 8.0
Inequality for All (2013) - 8.0
The Spider's Web : Britain's Second Empire (2017) - 7.7
American Psycho (2000) - 7.6
Trading Places (1983) - 7.5
Enron : The Smartest Guys in the Room (2005) - 7.5
Air (2023) - 7.4
Barbarians at the Gate (1993) - 7.2
Boom Bust Boom (2015) - 7.1
The China Hustle (2017) - 7.1
Working Girl (1988) - 6.8
Flamin' Hot (2023) - 6.8
The Forecaster (2014) - 6.7
Arbitrage (2012) - 6.6
Rogue Trader (1999) - 6.4
The Hummingbird Project (2018) - 6.2
Quicksilver (1986) - 5.7
❤15🏆2🦄2
همیشه یک سری افراد/کانال هستند که ،
هر دو جهت رشد/افت بازار رو از قبل پیشبینی کردهاند ،
و این شاهکارشون رو به وضوح و بسیار #زرد جار میزنند ،
شخصا یک استراتژی در برابر این افراد ، برای خودم تعریف کردم :
1) آنفالو
2) بلاک
3) ریپورت
و به خودم میگم :
تو دیگه بزرگ شدی رفیق ،
خودت تصمیم بگیر اخوی ،
و مسئولیتش رو هم قبول کن پسرم . . .
🎯🎯🎯
هر دو جهت رشد/افت بازار رو از قبل پیشبینی کردهاند ،
و این شاهکارشون رو به وضوح و بسیار #زرد جار میزنند ،
شخصا یک استراتژی در برابر این افراد ، برای خودم تعریف کردم :
1) آنفالو
2) بلاک
3) ریپورت
و به خودم میگم :
تو دیگه بزرگ شدی رفیق ،
خودت تصمیم بگیر اخوی ،
و مسئولیتش رو هم قبول کن پسرم . . .
🎯🎯🎯
❤25👍13👏2🏆1🦄1
فیزیک مالی - حمید خواجهزاده
همیشه یک سری افراد/کانال هستند که ، هر دو جهت رشد/افت بازار رو از قبل پیشبینی کردهاند ، و این شاهکارشون رو به وضوح و بسیار #زرد جار میزنند ، شخصا یک استراتژی در برابر این افراد ، برای خودم تعریف کردم : 1) آنفالو 2) بلاک 3) ریپورت و به خودم میگم…
بعضی از حرفها گفتنش سخت است ؟
بعضی حرفها شنیدنش . . .
چیزی که نه گفتنش سخت باشد نه شنیدنش، حرف مفت است !!!
وابستگی اسم دیگر مسئولیت ناپذیر بودن است.
همه ما وابسته به دنیا می آییم. کسی باید بند نافمان را ببرد. کسی تمیزمان کند. کسی غذا بدهد. کسی لباسمان را بشورد.
ما معمولا وابسته از دنیا می رویم. کسی دستمان را باید بگیرد تا راه برویم. کسی آدرس در جیب شلوارمان بگذارد تا گم نشویم. کسی پوشکمان کند تا گند نزنیم به زندگی دیگران.
و بر خلاف آنچه که می اندیشیم بین تولد و مرگ، فاصله بین کودکی و کهنسالی ما کماکان وابسته ایم. چون وابسته بودن راحت تر از مستقل بودن است.
تقلید راحت تر از تحلیل است. وقتی تقلید می کنیم دو گزاره بیشتر نداریم . قبول و رد، و ذهن عاشق چیزهای ساده است.
تحلیل اما خیلی فرق دارد . مملو از سناریوهای پیچیده و تو در تو است. و ذهن متنفر است از پدیده های پیچیده.
هر مقلدی وابسته است و هر وابسته ای در معرض فناست.
تحلیل میوه اندیشه است، و اندیشیدن سخت ترین کار دنیا است.
بر عکس تحلیل، تقلید میوه تنبلی است، و تنبلی خطرناک ترین کار دنیاست.
وقتی تنبلی بر #گاو عارض می شود،
وقتی جستجوی برای یافتن علف تازه را کنار می گذارد،
علفی را که روز قبل خورده بالا می آورد و دوباره می جود و قورت می دهد و احساس سیری می کند.
دامپزشکان می گویند این امکان فقط در گاوها وجود دارد.
دامپزشکان اشتباه می کنند.
موجودی وجود دارد که حاصل تحلیل و اندیشه دیگری را نشخوار می کند ؟؟؟
ما به حرکات میمونی که مثل انسان ها کلاه سرش گذاشته و سیگار می کشد می خندیم، چون تقلید اصولا چیز مسخره و خنده داری است.
اما صبح تا شب می گردیم دنبال :
خریدهای فلان نفر و فروشهای فلان کسک،
و می خریم چون فلانی خریده و می فروشیم چون فلانی فروخته،
و نشخوار می کنیم حاصل تحلیل های دیگری را،
و شاید نشخوار می کنیم ترس های دیگران را،
و احساس سیری می کنیم !!!
✍️ محمد مشاری
@Tahlilak
بعضی حرفها شنیدنش . . .
چیزی که نه گفتنش سخت باشد نه شنیدنش، حرف مفت است !!!
وابستگی اسم دیگر مسئولیت ناپذیر بودن است.
همه ما وابسته به دنیا می آییم. کسی باید بند نافمان را ببرد. کسی تمیزمان کند. کسی غذا بدهد. کسی لباسمان را بشورد.
ما معمولا وابسته از دنیا می رویم. کسی دستمان را باید بگیرد تا راه برویم. کسی آدرس در جیب شلوارمان بگذارد تا گم نشویم. کسی پوشکمان کند تا گند نزنیم به زندگی دیگران.
و بر خلاف آنچه که می اندیشیم بین تولد و مرگ، فاصله بین کودکی و کهنسالی ما کماکان وابسته ایم. چون وابسته بودن راحت تر از مستقل بودن است.
تقلید راحت تر از تحلیل است. وقتی تقلید می کنیم دو گزاره بیشتر نداریم . قبول و رد، و ذهن عاشق چیزهای ساده است.
تحلیل اما خیلی فرق دارد . مملو از سناریوهای پیچیده و تو در تو است. و ذهن متنفر است از پدیده های پیچیده.
هر مقلدی وابسته است و هر وابسته ای در معرض فناست.
تحلیل میوه اندیشه است، و اندیشیدن سخت ترین کار دنیا است.
بر عکس تحلیل، تقلید میوه تنبلی است، و تنبلی خطرناک ترین کار دنیاست.
وقتی تنبلی بر #گاو عارض می شود،
وقتی جستجوی برای یافتن علف تازه را کنار می گذارد،
علفی را که روز قبل خورده بالا می آورد و دوباره می جود و قورت می دهد و احساس سیری می کند.
دامپزشکان می گویند این امکان فقط در گاوها وجود دارد.
دامپزشکان اشتباه می کنند.
موجودی وجود دارد که حاصل تحلیل و اندیشه دیگری را نشخوار می کند ؟؟؟
ما به حرکات میمونی که مثل انسان ها کلاه سرش گذاشته و سیگار می کشد می خندیم، چون تقلید اصولا چیز مسخره و خنده داری است.
اما صبح تا شب می گردیم دنبال :
خریدهای فلان نفر و فروشهای فلان کسک،
و می خریم چون فلانی خریده و می فروشیم چون فلانی فروخته،
و نشخوار می کنیم حاصل تحلیل های دیگری را،
و شاید نشخوار می کنیم ترس های دیگران را،
و احساس سیری می کنیم !!!
✍️ محمد مشاری
@Tahlilak
👍22❤7👌2🍓1👀1
تحرکات قیمت در بازار تنها یک "رویداد مالی" نیست ،
که بتوان آن را شسته رفته روی صورتحساب مشاهده کرد ،
بلکه بیش از آن "رویدادی روانی" است ،
چون ماجرا بر سر پولی است که با هویت ما گره خورده است ،
و لذا تحرکات بازار ،
منجر به بیدار شدن ،
عمیق ترین احساساتی میشوند که اصولا یک انسان میتواند داشته باشد ،
از خوب ترین تا بدترین آنها . . .
✍️✍️✍️
که بتوان آن را شسته رفته روی صورتحساب مشاهده کرد ،
بلکه بیش از آن "رویدادی روانی" است ،
چون ماجرا بر سر پولی است که با هویت ما گره خورده است ،
و لذا تحرکات بازار ،
منجر به بیدار شدن ،
عمیق ترین احساساتی میشوند که اصولا یک انسان میتواند داشته باشد ،
از خوب ترین تا بدترین آنها . . .
✍️✍️✍️
❤7👍2
فیزیک مالی - حمید خواجهزاده
بعضی از حرفها گفتنش سخت است ؟ بعضی حرفها شنیدنش . . . چیزی که نه گفتنش سخت باشد نه شنیدنش، حرف مفت است !!! وابستگی اسم دیگر مسئولیت ناپذیر بودن است. همه ما وابسته به دنیا می آییم. کسی باید بند نافمان را ببرد. کسی تمیزمان کند. کسی غذا بدهد. کسی لباسمان…
۴-۵ سال قبل ، بخت با من یار بود و با عزیزی آشنا شدم که قطعا مسیر شغلی و فکری ام را تا حدود بسیار زیادی تغییر داد !
اگر با افراد موفق در بازارهای مالی برخورد داشته باشید ، خواهید دید که این افراد دنیای عجیبی دارند. تقریبا هیچ کدام از عادت ها ، رفتارها ، سلایق و اهداف آنها شبیه به سایر افراد فعال در بازارهای مالی نیست ! این افراد ، معمولا شخصیتی منزوی و متکی به خود ، تحلیل محور ، بسیار صبور و در عین حال شخصیتی عمیق دارند بطوری که بدون اینکه کلمه ای با شما سخن بگویند ، نوع رفتار و منش آنها حس اطمینان و آرامش را به شما القا میکند !
اولین باری که نحوه سرمایه گذاری "دکتر" را دیدم ، متعجب شدم. برایم قابل هضم نبود که چطور میتوان با خیره شدن به مانیتور چنین بازدهی کسب کرد ! نه هیاهوی تلفن و تلفن بازی و پیام های متعدد ، نه تعداد معاملات بالا و نه بسیاری از عاداتی که تا آن روز برای من جزء رفتارهای عادی و طبیعی یک سرمایه گذار در بازارهای مالی بود !
با بسته شدن بازار ، گزارشات پرتفو و معاملات خود را بررسی میکرد ، نکات لازم را در دفترچه اش یادداشت میکرد ، وسایلش را جمع میکرد و میرفت ! محیطش تغییر نمیکرد و صرفا از اتاق خود در محل کار به اتاقی کاملا مشابه در منزل خود منتقل میشد ! اتاق کارش در منزل ، دیواری داشت که هرآنچه به ذهنش میرسد روی آن مینوشت و فقط خودش متوجه نوشته هایش میشد. یک تخت بدون پتو و رو انداز ، یک صندلی خشک برای کار و یک صندلی خشک تر رو به پنجره برای استراحت ! بجز لپتاپ و کامپیوتر شخصی ، روی میزش پر بود از کاغذ های چرک نویس و دفترچه یادداشت و پاکت های خالی سیگار و لیوان قهوه ! لپتاپ و کامپیوترش هرگز خاموش نمیشد ، اتاقی تاریک که همیشه زنده بود ! بیشتر اوقات ، انقدر غرق صورت های مالی و نمودارها بود ، انقدر در نور مانیتور خیره میشد که زمان را فراموش میکرد. تقریبا همیشه در حال مطالعه بود ...
بجز محل کار ، به هیچ وجه رفت و آمدی با هیچ کس نداشت و لطفش به من باعث شد تا برای چند هفته ، روزهایی را باهم سپری کنیم ! اوایل برایم عجیب بود ، خانه ای به آن بزرگی که تلویزیون داشت ، نور داشت ، پنجره داشت ، اما هرگز ندیدم تلویزیون روشن شود یا چراغ های خانه روشن باشد ! ۴-۵ ساعت در اتاق کار کنارش مینشستم و حتی ۱ کلمه هم رد و بدل نمیشد ، محو نوشتن و تحلیل کردن بود و گاهی نگاهی به من میکرد و میگفت : " خب چه خبر؟ "
همواره لیستی از سهام داشت که بجز پیگیری و بررسی روزانه آنها ، به هیچ سهمی توجه نداشت ، درواقع گویی بازار خلاصه شده بود در همان سهم ها و گزارشاتشان ! گاهی از او سوال میکردم : "دکتر ، فلان سهم را بررسی داشتی؟ بنظر میرسد روند خوبی شروع کرده " اما هیچوقت کنجکاو نبود که بداند ماجرا چیست و تقریبا همیشه میگفت : " نوش جون هرکسی که خریده ، ما سهم های خودمان را بزرگ کنیم شاهکار کردیم ! " روز به روز و ساعت به ساعت هرچیزی که مرتبط با لیست سهامش بود رصد میکرد و امکان نداشت نکته ای باشد که نداند ! انگار کاملا میدانست که اگر فلان اتفاق بیوفتد باید چه واکنشی نشان دهد! در ذهنش وضعیت سهامش را میپروراند و بال و پر میداد ، انقدر به آنها فکر میکرد و بر آنها متمرکز میشد که معاملاتش از پیش تعیین شده بود ، نگاه میکرد و نگاه میکرد تا در موقعیتی که از پیش تعیین کرده بود وارد معامله شود ، چه در خرید و چه در فروش !
بیشتر اوقات سهامی را انتخاب میکرد که در دید بازار نبود و زمانی آن را میخرید که بازار به آن بی توجه بود. صبر میکرد تا انحراف تحلیل و تصمیماتش را گزارشات و رفتار سهم به او نشان دهد. میگفت : " هیچکس بجز بازار و قیمت تابلوی معاملات نمیتواند تحلیل ما را تایید کند ، اگر بازار طبق برآورد ما رفتار کرد یعنی تحلیلت درست است ، اگر اینطور نشد تلاش بیهوده نکن ، ما نمیتوانیم به زور اراده خود را به بازار تحمیل کنیم " درست به یاد دارم که چهار ماه پیش از رشد خودرویی ها در سال ۱۳۹۴ ، خودرویی میخرید و من از این تصمیم متعجب بودم ! شهریورماه ۱۳۹۵ گل گهر و فولاد خوزستان و فولاد مبارکه میخرید ، از او پرسیدم دکتر بنظرت ریسک نمیکنی ؟ نفس عمیقی کشید و گفت اگر من به تحلیل خودم ایمان نداشته باشم و جرات سرمایه گذاری روی آن را نداشته باشم ، انتظار داری بازدهی محقق شود؟
بیشتر اوقات ، باید جسارت داشت ! باید جسارت داشت و بدون توجه به حواشی و هیاهوی اطرافمان ، تحلیل کنیم ، سرمایه گذاری کنیم و به مانیتور خیره شویم ! از جایی به بعد ، همه ما باید یاد بگیریم در بازارهای مالی تنهاییم و مسیری که اکثریت میروند ، بازدهی بیش از چیزی که بقیه میگیرند برایمان رقم نمیزند ! همه ما باید یاد بگیریم بازار ما باید محدود شود به ذهنمان ! باید یاد بگیریم که سبک زندگی خود را متناسب با اهداف خود در بازارهای مالی تنظیم کنیم !
با تشکر از . . .
✍️✍️✍️
اگر با افراد موفق در بازارهای مالی برخورد داشته باشید ، خواهید دید که این افراد دنیای عجیبی دارند. تقریبا هیچ کدام از عادت ها ، رفتارها ، سلایق و اهداف آنها شبیه به سایر افراد فعال در بازارهای مالی نیست ! این افراد ، معمولا شخصیتی منزوی و متکی به خود ، تحلیل محور ، بسیار صبور و در عین حال شخصیتی عمیق دارند بطوری که بدون اینکه کلمه ای با شما سخن بگویند ، نوع رفتار و منش آنها حس اطمینان و آرامش را به شما القا میکند !
اولین باری که نحوه سرمایه گذاری "دکتر" را دیدم ، متعجب شدم. برایم قابل هضم نبود که چطور میتوان با خیره شدن به مانیتور چنین بازدهی کسب کرد ! نه هیاهوی تلفن و تلفن بازی و پیام های متعدد ، نه تعداد معاملات بالا و نه بسیاری از عاداتی که تا آن روز برای من جزء رفتارهای عادی و طبیعی یک سرمایه گذار در بازارهای مالی بود !
با بسته شدن بازار ، گزارشات پرتفو و معاملات خود را بررسی میکرد ، نکات لازم را در دفترچه اش یادداشت میکرد ، وسایلش را جمع میکرد و میرفت ! محیطش تغییر نمیکرد و صرفا از اتاق خود در محل کار به اتاقی کاملا مشابه در منزل خود منتقل میشد ! اتاق کارش در منزل ، دیواری داشت که هرآنچه به ذهنش میرسد روی آن مینوشت و فقط خودش متوجه نوشته هایش میشد. یک تخت بدون پتو و رو انداز ، یک صندلی خشک برای کار و یک صندلی خشک تر رو به پنجره برای استراحت ! بجز لپتاپ و کامپیوتر شخصی ، روی میزش پر بود از کاغذ های چرک نویس و دفترچه یادداشت و پاکت های خالی سیگار و لیوان قهوه ! لپتاپ و کامپیوترش هرگز خاموش نمیشد ، اتاقی تاریک که همیشه زنده بود ! بیشتر اوقات ، انقدر غرق صورت های مالی و نمودارها بود ، انقدر در نور مانیتور خیره میشد که زمان را فراموش میکرد. تقریبا همیشه در حال مطالعه بود ...
بجز محل کار ، به هیچ وجه رفت و آمدی با هیچ کس نداشت و لطفش به من باعث شد تا برای چند هفته ، روزهایی را باهم سپری کنیم ! اوایل برایم عجیب بود ، خانه ای به آن بزرگی که تلویزیون داشت ، نور داشت ، پنجره داشت ، اما هرگز ندیدم تلویزیون روشن شود یا چراغ های خانه روشن باشد ! ۴-۵ ساعت در اتاق کار کنارش مینشستم و حتی ۱ کلمه هم رد و بدل نمیشد ، محو نوشتن و تحلیل کردن بود و گاهی نگاهی به من میکرد و میگفت : " خب چه خبر؟ "
همواره لیستی از سهام داشت که بجز پیگیری و بررسی روزانه آنها ، به هیچ سهمی توجه نداشت ، درواقع گویی بازار خلاصه شده بود در همان سهم ها و گزارشاتشان ! گاهی از او سوال میکردم : "دکتر ، فلان سهم را بررسی داشتی؟ بنظر میرسد روند خوبی شروع کرده " اما هیچوقت کنجکاو نبود که بداند ماجرا چیست و تقریبا همیشه میگفت : " نوش جون هرکسی که خریده ، ما سهم های خودمان را بزرگ کنیم شاهکار کردیم ! " روز به روز و ساعت به ساعت هرچیزی که مرتبط با لیست سهامش بود رصد میکرد و امکان نداشت نکته ای باشد که نداند ! انگار کاملا میدانست که اگر فلان اتفاق بیوفتد باید چه واکنشی نشان دهد! در ذهنش وضعیت سهامش را میپروراند و بال و پر میداد ، انقدر به آنها فکر میکرد و بر آنها متمرکز میشد که معاملاتش از پیش تعیین شده بود ، نگاه میکرد و نگاه میکرد تا در موقعیتی که از پیش تعیین کرده بود وارد معامله شود ، چه در خرید و چه در فروش !
بیشتر اوقات سهامی را انتخاب میکرد که در دید بازار نبود و زمانی آن را میخرید که بازار به آن بی توجه بود. صبر میکرد تا انحراف تحلیل و تصمیماتش را گزارشات و رفتار سهم به او نشان دهد. میگفت : " هیچکس بجز بازار و قیمت تابلوی معاملات نمیتواند تحلیل ما را تایید کند ، اگر بازار طبق برآورد ما رفتار کرد یعنی تحلیلت درست است ، اگر اینطور نشد تلاش بیهوده نکن ، ما نمیتوانیم به زور اراده خود را به بازار تحمیل کنیم " درست به یاد دارم که چهار ماه پیش از رشد خودرویی ها در سال ۱۳۹۴ ، خودرویی میخرید و من از این تصمیم متعجب بودم ! شهریورماه ۱۳۹۵ گل گهر و فولاد خوزستان و فولاد مبارکه میخرید ، از او پرسیدم دکتر بنظرت ریسک نمیکنی ؟ نفس عمیقی کشید و گفت اگر من به تحلیل خودم ایمان نداشته باشم و جرات سرمایه گذاری روی آن را نداشته باشم ، انتظار داری بازدهی محقق شود؟
بیشتر اوقات ، باید جسارت داشت ! باید جسارت داشت و بدون توجه به حواشی و هیاهوی اطرافمان ، تحلیل کنیم ، سرمایه گذاری کنیم و به مانیتور خیره شویم ! از جایی به بعد ، همه ما باید یاد بگیریم در بازارهای مالی تنهاییم و مسیری که اکثریت میروند ، بازدهی بیش از چیزی که بقیه میگیرند برایمان رقم نمیزند ! همه ما باید یاد بگیریم بازار ما باید محدود شود به ذهنمان ! باید یاد بگیریم که سبک زندگی خود را متناسب با اهداف خود در بازارهای مالی تنظیم کنیم !
با تشکر از . . .
✍️✍️✍️
❤28👏10👌4👍1