Tea Break(هم‌پیاله)
464 subscribers
4.06K photos
3.23K videos
1.57K files
276 links
مطالبی قابل تامل و زیبا برای رفع خستگی روزانه ...

هر شب بخشی از تاریخ ادبیات به همراه چند بیتی شعر خدمت علاقه‌مندان تقدیم می‌شود. همچنین یک آزمایش فیزیکی خدمت دوستان تقدیم می‌گردد.
Download Telegram
از حرف تا عمل راهی دراز است
عمل کرده ز گفتن بی‌نیاز است
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ورق در پنجشیر برگشت

🔹پس از ورود دیشب طالبان به پنجشیر و حمله به مقاومت، از افغانستان خبر می‌رسد که امشب جنگنده‌هایی ناشناس مواضع طالبان را در پنجشیر هدف قرار داده و جنگ سنگینی بین نیروهای احمدمسعود و طالبان شکل گرفته است.
🔹هنوز مشخص نیست این جنگنده‌ها از سوی کدام کشور به طالبان حمله کرده‌اند، اما شاهدان محلی می‌گویند ورق به نفع مقاومان پنجشیر برگشته است.
🔸آنچه هم که در ویدیو می‌بینید، مردم کابل هستند که فریاد زنده‌باد احمدمسعود و مرگ بر پاکستان سر داده‌اند.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️كين‌زوگى: فلسفه و‌ هنر مرمّت زندگى‌هاى شكسته

🎙 گوینده: ایمان_فانی
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیتراژ سریال زیبای سرزمین‌های شمالی😍

این قطعه رو به احترام کلیپ زیبای بالا با نام «کین‌زوگی» خدمتتون تقدیم می‌کنم🙏
☕️@Tea_Break
سلام هم‌پیاله صبحت بخیر
☕️@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️مستند افلاطون، فیلسوف یونانی، واقعا بزرگنمایی نیست اگر او را بزرگترین فیلسوف تاریخ بنامیم
@Philosophy3
مستندی بسیار آموزنده از تاریخ فلسفه و نظریات افلاطون. جالبه که وقتی افلاطون تصمیم می‌گیره فلسفه رو دنبال کنه، خانوادش بهش میگن بین ما و سقراط یکی رو انتخاب کن، و افلاطون سقراط و فلسفه رو انتخاب می‌کنه و از مقدار بسیار زیادی از میراث خانوادگی (اشراف زاده بوده) صرف نظر می‌کنه
☕️@Tea_Break
‍To the world, you are a Mother
but to your family, you are the World!

برای دنیا مادری، ولی برای خونوادت دنیا
☕️@Tea_Break
⁠انسان مدرن از خودش چیزی ندارد و تنها با استفاده و اقتباس از عادات، هنرها، جهان‌بینی‌ها، دین‌ها و اکتشافاتِ اعصار گذشته، خود را به‌ دانش‌نامه‌ای متحرک بدل کرده است.

فردریش نیچه
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نژادپرستی یعنی چه؟


نژادپرستی نوین چیست؟







بیاییم از همین لحظه از نژادپرستی نوین فاصله بگیریم.
لطفاً این کلیپ را ببینید
☕️@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا آمریکا افغانستان رو به طالبان واگذار کرد و از حضورشون حمایت می‌کنه
☕️@Tea_Break
نانوایی داش مشتی اهوازی درد و بلات بخوره تو سر مسئولین
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۶قانون زندگی:

1⃣ تنها رقیبت آدمیه که دیروز بودی.
2⃣ پول دربیار، پس‌انداز کن، سرمایه‌گذاری کن.
3⃣ از آدم‌های منفی دور باش.
4⃣ برای چیزهایی که میخوای بدست بیاری تلاش کن.
5⃣ شکست‌ها نقاط شروع دوباره‌اند.
6⃣ عادت‌های ما سازنده آینده‌مان هستند.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح شما دوستان هم‌پیاله‌ای بخیر
☕️@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جهان_مکانیک ۱۴۰۰/۶/۱۸
از کپلر تا انشتین، بخش بیست‌ و پنجم

نیروی گرانش مهمترین نیروی طبیعت در ابعاد بزرگ و کیهانی است. ضمنا نیرویی عجیب و پیچیده است که هنوز به درستی ماهیت آن مشخص نشده. ساده‌ترین مفاهیمی که در موردشان فکر می‌کنیم که بدیهی هستند(مثال: جرم چیست؟)، در گرانش بسیار پیچیده هستند.


امیدوارم لذت ببرید🙏
☕️@Tea_Break
▪️به شخصیت خود، بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید
زیرا شخصیت شما، جوهر وجود شماست و آبرویتان، تصور دیگران نسبت به شما.

جان وودن
☕️@Tea_Break
تعریف جدیدی که برای هوش ارائه شده اینه:
«توانایی تغییر»
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺ارزش 15برند مطرح دنیا در طول 20 سال

اپل و گوگل 👌، باز هم توانایی تغییر
☕️@Tea_Break
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎
یک رسم قدیمی روستایی😔


روستا

تو یکی از مناطق محروم روستایی زندگی می‌کردم در خانواده‌ای بسیار سنتی و ساده زیست، پدرم با داشتن یک زمین کوچک زراعی به سختی می‌توانست خرج و مخارج زندگی خانواده خود را تامین کند. تنها دلخوشی من قصه‌های کوتاه و پندآموز مادر بزرگ پیرم بود. وقتی کنارش می‌نشینم و متنظر گفتن قصه‌هاش می‌شدم تمام وجودم رو آماده شنیدن قصه می‌کردم و با گفتن قصه من هم خودم رو در درون قصه رویا پردازی می‌کردم. موضوع قصه پادشاهی بود که دختر زیبا و مهربونی داشت. با تعریف کردن قصه توسط مادربزرگ، من هم غرق در خیال‌پردازی، خودم رو جای شاهزاده زیبا تجسم و تصور می‌کردم، آنقد در قصه فرو رفته بودم که متوجه حرکات و سروصدا در داخل اتاق نمی‌شدم؛ که ناگهان با تکون های شدید مادرم به خودم می‌آمدم. با گفتن کلمه فلان فلان شده یه ساعته دارم صدات می‌کنم چرا جواب نمیدی، بغضم گرفت و با حالت زور و کشان کشان من رو به طرف حمام کشید. ۹ سال بیشتر نداشتم با ضربه‌هایی که به سرم میزد نشان از شِکوِه از چرکین بودن لباسام می‌داد. با حالت غر زدن حرف از دخترای مردم میزد که در سن من ازدواج کردن و تشکیل زندگی دادن و در آخر هم گفت عصر مهمون داریم باید کمی بخودت برسی. همه حرفاش برام حالت گنگی داشت، مهمون آمدن چه دخلی به من دارد؟ ساعتای ۶ عصر بود من هم در کنار سایه درخت توت مشغول خاله بازی بودم زنگ خانه به صدا درآمد که نشان از آغاز مهمونی بود چندتا خانم با مادرم سلام احوال پرسی کردن و وارد هال خانه شدن. مادرم با حالت اشاره صورت بهم فهموند که براشون چایی بیارم. حرفاشون باز حالت گنگ و نامشخصی داشت و به سختی متوجه مفهوم حرفا می‌شدم. داشتم با ناخن انگشتم بازی می‌کردم که یهو روسری رو سرم انداختن و صدای دست زدن بلند شد. پدرم گفت هنوز زوده، کمی بزرگتر و بالغ‌تر بشه مراسمی رو هم می‌گیریم. زن مُسنی انگشتر خودش رو از انگشتش درآورد و در انگشت دست چپم کرد و گفت چندسال نشان هم باشن فردا هم می‌ریم عقدشون می‌کنیم. همه چیز داشت باب میل مهمونا پیش می ‌رفت. فردا باز همون مهمونا با کلی هدیه و لباس وارد خانمان شدن و من رو برای بردن به دفتر عقد آماده می‌کردند، من تازه متوجه قضیه ازواج و تشکیل خانواده شده بودم، من که یه عمر در رویای خیال‌پردازی تو قصه مادربزرگ بودم الان داشتم قصه زندگی خود را با دست‌های کوچکم نقاشی می‌کردم. همراه با پدر و مادرم و بعضی از فامیل هامون وارد دفترخانه شدم مردی مُسن پشت میز نشسته بود و همه او را حاج آقا صدا می‌زدن، با بردن شناسنامه دختر و پسر و با دیدن سن من، با حالت تعجب گفت: منو مسخره کردین این تازه دهانش بوی شیر می‌دهه اصلا امکان پذیر نیست! بزرگان خاندان رفتن کلی در گوشش پچ پچ کردن تا راضی شد. گفت عروس و داماد کیا هستن؟ مادرم با هل دادن من به جلو گفت: ایشون هستن حاج آقا. با دیدن من سرش رو تکون داد و با حالت افسوس گفت دخترم راضی هستی؟ نگاهی به مادرم کردم و گفتم بله. همه چیز اون روز مثل یک لحظه پلک زدن سپری شد بعد ۳سال و در ۱۲سالگی خانواده پسر تصمیم به عروسی گرفتن و رسم بر این بود که در طول مدت نامزدی، دختر پسر همدیگه رو ملاقات نکنن، در روستای ما مراسم عروسی ۷ روز طول می‌کشه. زمان زودتر از این که فکرش رو می‌کردم سپری می‌شد روز آخر مراسم عروسی منو با تعدادی خانم مُسن که از بزرگان خاندان بودن تنها گذاشتن بعد مدتی پسره که الان شوهرم محسوب می‌شه وارد اتاق شد داخل این اتاق بزرگ اتاق کوچکی وجود داشت. مادربزرگم من رو داخل اتاق همراهی کرد بعد پسره با یه خانم مسن دیگر وارد شد به هر کدوم دستمال سفید رنگی که دورش با نخ خوشگل طلایی رنگی گلدوزی شده بود دادن و در رو از پشت قفل کردن. نمی‌دونستم باید چه کار کنم فقط سرم رو پایین انداخته بودم پسره نزدیکم آمد و منو روی زمین کشوند. کم کم داشت بدنم رو نوازش میکرد و ... کم کم ضربان قلبم تندتر تندتر میشد، بخاطر شرمی که داشتم اول ممانعت کردم ولی کارساز نبود. دیگر کمی نرم شده بودم، باز مانع شدم ولی اون بکارش ادامه می‌داد. باید کار تمام می‌شد پس پیراهنم رو روی سرم کشیدم، درد عجیبی زیر شکمم احساس کردم و جیغی کشیدم. ناگهان صدای دست زدن در اتاق بغلی بلند شد پسره با دستمال سفید، خون رو پاک کرد. من هم با حالت بُغض و گریه با دستمال خودم رو تمیز کردم و به سختی تونستم لباسم رو بپوشم. در اتاق باز شد و گفتن «دستمال» دستمال خون آلود رو نشان دادیم. با دیدن دستمالا دست زدن شروع شد و من رسما زن متاهل اعلام شدم.

وقتی الان یاد اونروزا و یاد این رسم روستایی عجیب خودمون می‌وفتم که متاسفانه هنوزم در خیلی از مناطق روستایی وجود داره به حال خودم و اون دخترای کم سن و سال، دوباره بغض گلومو می‌گیره.

(خاطره‌ای از واقعیت زندگی دختران مناطق محروم روستایی که درسن خیلی کم ازدواج می‌کنن)

نوشته: یک دختر روستایی که امروز در شهر، مادر یک خانوادس
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم یه روش جالب برای آموزش فیزیک نور

ضریب شکست رنگ‌های مختلف
زاویه شکست رنگ‌های مختلف
سرعت انتشار رنگ‌های مختلف در محیط


خلاقیت همیشه زیباست، شک ندارم حتی استقلالی‌ها هم از این شوخی هوشمندانه که در جهت به خاطر سپاری برخی مفاهیم فیزیکی هست لذت می‌برند.
☕️@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درباره نگرانی، اضطراب و دلشوره

جالب اینه که یکی از مهمترین فاکتورها که به ظرافت بهش اشاره میشه، یه دوسته، یه دوست خوب😍

🗣گوینده: ایمان فانی
☕️@Tea_Break
توانایی زندگی در لحظه اکنون و داشتن رضایت خاطر در لحظه‌ی حال را، بسیاری از مردم ندارند.

وقتی در حال خوردن سوپ هستید، به دسر فکر نکنید.
وقتی در حال خواندن کتاب هستید، دقت کنید، ببینید افکار شما کجا هستند.

هنگام مسافرت به جای اینکه فکر کنید هنگام برگشتن به خانه چه کارهایی باید انجام شود، در همان مسافرت باشید.

اجازه ندهید لحظه اکنون که غیر قابل وصف است از دست برود، همه دارایی شما لحظه حال است...

📕 خودآگاهی لحظه‌ به لحظه
✍🏻 وین داير
☕️@Tea_Break