Tea Break(هم‌پیاله)
464 subscribers
4.06K photos
3.23K videos
1.57K files
276 links
مطالبی قابل تامل و زیبا برای رفع خستگی روزانه ...

هر شب بخشی از تاریخ ادبیات به همراه چند بیتی شعر خدمت علاقه‌مندان تقدیم می‌شود. همچنین یک آزمایش فیزیکی خدمت دوستان تقدیم می‌گردد.
Download Telegram
آخرین وضعیت افغانستان

🔵آبی: مناطق تحت تسلط طالبان
🟡زرد: مناطق در اختیار دولت
☕️@Tea_Break


تمام مناطق مرزی ایران از طرف افغانستان توسط طالبان اشغال شده😔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزمون ریه

نفستون رو با چرخش دایره قرمز حبس کنید. اگر توانستید دو دور نفستون رو نگه دارید، ریه طبیعی دارید. اگر به ۵ دور رسید ریه‌ای قوی خواهید داشت و بیش از ۵ عالیست

امتحان کنید
☕️@Tea_Break
لبه تاریکی (به انگلیسی: Edge of Darkness) نام یک مینی‌سریال تلویزیونی معروف از محصولات تلویزیون بی‌بی‌سی است.

لبه تاریکی

کارگردان مارتین کمبل
تهیه‌کننده مایکل ورینگ
نویسنده تروی کندی مارتین
بازیگران
باب پک
جوآن ولی
جو دان بیکر
چارلز کی
ایان مک‌نیس
گوردون وارمبی
روی هدرموسیقیمایکل کِـیمن
اریک کلپتون

مدت زمان
۳۱۷ دقیقه
۶ قسمت، محصول کشورانگلستان، به زبان انگلیسی

این سریال که در سال ۱۹۸۵ ساخته شده به فارسی نیز دوبله شده و در ایران از تلویزیون ملی پخش شد. در سال ۲۰۱۰ نیز نسخهٔ سینمایی این سریال توسط کارگردانی مارتین کمبل مجدداً ساخته شد با عنوان لبه تاریکی (فیلم ۲۰۱۰) با بازی مل گیبسون.

داستان
این سریال شش قسمتی، داستان یک دختر دانشجوی بریتانیایی است که در جنبش‌های ضد هسته‌ای فعالیت دارد و یک شب «ظاهراً» به جای پدر به قتل می‌رسد. پدر دختر که خود افسر پلیس یورکشایر است بی اعتنا به تحقیقات پلیس به کاوش برای کشف جزئیات این قتل می‌پردازد. پدر (بازرس کرِیْوِن) در ادامه جستجوهایش سر از یکی انبارهای اتمی در می‌آورد.
☕️@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت اول از سریال شش قسمتی لبه تاریکی، شنبه ۱۴۰۰/۵/۲۳

به مدت شش هفته این سریال رو در روزهای شنبه هر هفته خدمتتون تقدیم می‌کنم
☕️@Tea_Break
شش نکته جالب در تربیت فرزند
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افغانستان چه روزهای بدی را سپری می‌کند😔
☕️@Tea_Break


این نظر یکی از دوستانه که خیلی نظر محترم و جالبیه😍👇

آمريكا و هيئت حاكمش كه نمايندگان شركت‌هاى چندمليتى هستند منافع مشخصى رو براى خودشون تعريف كردن. در زمان جنگ سرد يك سياست كلى و چترى داشتند: ممانعت از نفوذ كمونيسم در كشورهاى مختلف. شوروى كه افغانستان رو اشغال كرد آمريكا با همكارى نوچه‌هاش، عربستان و پاكستان مجاهدين افغانى رو راه انداختن و موفق هم شدند. بعد كه شوروى از افغانستان رفت آمريكا تقريبا اونجا رو به حال خودش رها كرد تا سپتامبر ٢٠٠١. الان هم آمريكا داره منافع استراتژيكش رو دنبال مى‌كنه. آمريكا علاقه خاصى به ثبات در خاورميانه نداره چون در شرايط ثبات نمي‌تونه اسلحه بفروشه. نفت خاورميانه زياد براش مهم نيست ولى با ادامه كنترل بر جريان نفت می‌تونه شريان انرژى چين رو كنترل كنه. يك افغانستان اسلامى اونهم از نوع طالبانى در حال حاضر در جهت منافع استراتژيك آمريكا در ارتباط با چين و روسيه و تا حدى هم ايرانه.
من فكر مى‌كنم كه بعد از استقرار طالبان، براى ايران يك جبهه جديد در شرق باز ميشه. سرمايه دارى و منافع مالى انسانيت و اينجور چيزها سرش نميشه.
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۵/۲۴

اصل ۹۳
مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد مگر در مورد تصویب اعتبارنامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقوقدان اعضای شورای نگهبان.
☕️@Tea_Break
خوش‌آمدگویی آقای غنی به هیات طالبان (امارت اسلامی) در ارگ ریاست جمهوری! و ترک خاک افغانستان به مقصد ایالات متحده
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۵/۲۵

اصل ۹۴
کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاده شود. شورای نگهبان موظف است آن را حداکثر ظرف ده روز از تاریخ وصول از نظر انطباق بر موازین اسلام و قانون اساسی مورد بررسی قرار دهد و چنانچه آن را مغایر ببیند برای تجدید نظر به مجلس بازگرداند. در غیر این صورت مصوبه قابل اجرا است.
☕️@Tea_Break
چقدر این روزها چنین رخدادی آشناست و چققققدر دردناک😔
☕️@Tea_Break
اینم یه ساعت با یک ایده زیبا.

ریاضیات همیشه زیباست😍
☕️@Tea_Break
بدون شرح از روزهای عجیب و غریب افغانستان
☕️@Tea_Break
رهسپار خانه سالمندان

این مقاله در اینترنت باعث تفکر راجع به زندگی شده است. مقاله توسط یک خانم نویسنده بازنشسته نوشته شده که احساسش را زمان انتقال به خانه سالمندان به نگارش در آورده است:
دارم به خانه سالمندان میرم. مجبورم. وقتی زندگی به نقطه‌ای می‌رسه که دیگه قادر به حمایت از خودت نیستی، بچه‌هات به نگهداری از فرزندان خودشان مشغولند و نمی‌توانند ازت نگهداری کنند، این تنها راه باقی‌مانده است.
خانه سالمندان شرایط خوبی داره، اتاقی ساده. همه نوع وسایل سرگرمی، غذا خوشمزه است، خدمات هم خوبه. فضا هم بسیار زیباست اما قیمتش ارزان نیست.

حقوق بازنشستگی من به سختی می‌تونه این هزینه رو پوشش بده. البته اگه خونه خودم رو بفروشم به راحتی از پس هزینه‌اش برمیام. می‌تونم در بازنشستگی خرجش کنم تازه ارث خوبی هم برا پسرم بذارم. پسرم این را خوب می‌فهمه: «پول‌ها و اموالت باید به خودت لذت بده. ناراحت ما نباش.»
حالا من باید برا رفتن به خونه سالمندان آماده بشم.

به هم ریختن خانه به خیلی چیزها برمی‌گرده. جعبه‌ها، چمدان‌ها، کابینت و کشوها که پر از لوازم زندگیست: لباس‌ها و لوازم خواب برای تمام فصول.

از جمع کردن خوشم میامد. کلکسیون تمبر، صدها نوع قوری دارم. کلکسیون‌های کوچک زیاد، مثل گردنبندهای از سنگ کهربا و چوب گردو و از این قبیل. عاشق کتابم. کتابخانه ام پر از کتابه.

انواع شیشه بطری مشروب مرغوب خارجی. از هر نوع وسایل آشپزخونه چند دست دارم. دیگ و قابلمه و بشقاب و هر چه که می‌شه در یک آشپزخانه پر تصور کرد. ده‌ها آلبوم پر از عکس و...
به خانه پر از لوازم نگاه می‌کنم و نگران می‌شم.
خونه سالمندان تنها یک اتاق با یک کابینت، یک میز، یک تخت، یک کاناپه، یک یخچال، یک تلویزیون، یک گاز و یک ماشین لباسشویی داره. دیگه جایی برای اونهمه وسایلی که یک عمر جمع کرده‌ام نداره.
یک لحظه فکر می‌کنم مالی که جمع کرده‌ام دیگه متعلق به من نیست.در واقع این مال متعلق به دنیاست. ثروتی هم که در آینده خواهد آمد تعلق به کسی ندارد. قصر چه کسی شهر ممنوعه است؟ امپراطور فکر می‌کرد قصر متعلق به خودشه ولی امروز متعلق به مردم و جامعه است.
به اینها نگاه می‌کنید با آنها بازی می‌کنید از آنها استفاده می‌کنید ولی نمی‌تونید آنها را با خودتون به گور ببرید.
می‌خوام همه اموالم رو ببخشم ولی نمی‌تونم. هضمش برام مشکله. از طرفی بچه‌ها و نوه‌هایی که برا کارم و جمع آوری اینهمه چیز ارزش قائل باشند کم هستند. می‌تونم تصور کنم که آنها با اینهمه چیزی که با سختی جمع کرده‌ام چطور برخورد می‌کنند: همه لباس‌ها و لوازم خواب دور ریخته می‌شه. عکس‌های با ارزش نابود میشه، کتاب‌ها فله‌ای فروخته می‌شه. کلکسیونهام چی؟ اگه دوستشون نداشته باشی از خودت دورشون می‌کنی. مبلمان هم با قیمتی بسیار کم فروخته می‌شه.
درست مثل پایان عمارت قرمز می‌مونه: تنها یک تکه تمیز سفید بجا می‌مونه.
از بین کوه لباسی که جمع کرده بودم چند تکه برداشتم، چند تا وسیله آشپزخونه و چند تا از کتاب‌های مورد علاقه‌ام و چند تا قوری چای. کارت شناسایی و شهروندی و بیمه و سند خونه و البته کارت بانکی. تمام!

این همه متعلقات منه. میرم و با همسایه‌ها خداحافظی می‌کنم. سه بار سرم را به طرف درب خانه خم می‌کنم و آن را به دنیا می‌سپارم.
بله در زندگی، شما روی یک تخت می‌خوابید و در یک اتاق زندگی می‌کنید بقیه‌اش برای تماشا و بازیست.
بالاخره مردم بعد از یک عمر زندگی می‌فهمند: ما واقعا چیز زیادی نیاز نداریم.
دور خودتان را برا خوشحال شدن شلوغ نکنید.
رقابت برا شهرت و ثروت خنده داره. زندگی بیشتر از یک تختخواب نیست.

افسوس که هر چه برده‌ام باختنیست
برداشته‌ها تمام بگذاشتنیست

برداشته‌ام هر آنچه باید بگذاشت
بگذاشته‌ام هر آنچه برداشتنیست

دوستان عزیز بالای ۶۰سال به این فکر کنید که در سفر زندگی چه چیزی رو قراره با خودتون ببرین؟
خودتون رو از دست وسایلی که لازم ندارین، خورده نمیشه، پوشیده و استفاده نمی‌شه نجات بدین.

سالم و شاد باشین.🌹
☕️@Tea_Break
وقتی داری شنا یاد می‌گیری، یه درس مهم، موندن روی آبه؛ که احتیاج به هیچ دست و پا زدنی نداره و شرطش آروم بودنه.
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه‌ای نشست. باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.
گاهی باید بذاریم زندگی کارش رو بکنه.

شاید بعدش آروم آروم برگشتیم به سطح آب ... به زندگی ... بی خفگی.
☕️@Tea_Break