آغاز مسابقات یورو ۲۰۲۰ در شهر روم ایتالیا
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغ جالب شرکت فولکس واگن در بازی افتتاحیه یورو ۲۰۲۰
توپ بازی رو با ماشین کنترل از راه دور فولکس واگن به داور مسابقه تحویل میدن.
چه تبلیغ خلاقانهای👌
☕️@Tea_Break
توپ بازی رو با ماشین کنترل از راه دور فولکس واگن به داور مسابقه تحویل میدن.
چه تبلیغ خلاقانهای👌
☕️@Tea_Break
نگاه یک فعال سیاسی که بسیار جالب بود، با عرض پوزش از این فعال سیاسی، اسمشون رو نیاوردم که در مورد کلام پیش قضاوتی صورت نگیره
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
اریک امانوئل اشمیت (به فرانسوی: Éric-Emmanuel Schmitt) (زاده ۲۸ مارس ۱۹۶۰ در لیون) نویسنده، نمایشنامهنویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشتههای او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامههای او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفتهاست. وی دکترای فلسفه نیز دارد.
چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است.
نمایشنامههایی از او نظیر «خرده جنایتهای زَناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گلهای معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گلهای قرآن»، «اسکار و خانم صورتی» و «سوموکاری که نمیتوانست تنومند شود» همراه چندین رمان دیگر به فارسی ترجمه شدهاند.
☕️@Tea_Break
چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است.
نمایشنامههایی از او نظیر «خرده جنایتهای زَناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گلهای معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گلهای قرآن»، «اسکار و خانم صورتی» و «سوموکاری که نمیتوانست تنومند شود» همراه چندین رمان دیگر به فارسی ترجمه شدهاند.
☕️@Tea_Break
جرأت تغییر
تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی میکردند.
آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند؛ یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد میزدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشرهای که بیرون رفته بود بازنگشته بود.
وقتی حشره به سطح آب رسید، نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.
وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود؛ حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود.
سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود؛ تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقهها کسی نمیمیرد ولی نمیتوانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود!
«شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمئن باشید تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!»
✍اريک امانوئل اشمیت
☕️@Tea_Break
تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی میکردند.
آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند؛ یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد میزدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشرهای که بیرون رفته بود بازنگشته بود.
وقتی حشره به سطح آب رسید، نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.
وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود؛ حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود.
سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود؛ تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقهها کسی نمیمیرد ولی نمیتوانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود!
«شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمئن باشید تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!»
✍اريک امانوئل اشمیت
☕️@Tea_Break
چیستا یثربی(بخش نخست)
کارشناسی و ارشد روانشناسی را از دانشگاه الزهرا گرفت. در سال ۱۳۸۳ موفق به اخذ دکترای روانشناسی از دانشگاه تورنتو کانادا گردید. فعالیتهایش را در حوزه تئاتر از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد. وی بیش از ۲۶ نمایشنامه نگاشته و نمایشهایی چون «جمعه دم غروب»، «چنگیزخان»، «اتاق تاریک»، «کارناوال با لباس خانه»، «حیاط خلوت»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» را کارگردانی کردهاست. وی تا به حال جوایز متعددی را از جشنوارههای مختلف دریافت کرده و بیشترین تعدادجایزه متن اول را از جشنواره بینالمللی فجر داشته، بارها داور تئاتر و کتاب بودهاست؛ در سال ۱۳۸۹ نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گردید جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کند.
برای فراگرفتن تئاتر از کلاسهای جهاد دانشگاهی الزهرا، فرهنگسرای نیاوران شروع و در ادامه با کانون تئاتر بانوان همراه شد و به یادگیری اصول اولیه بازیگری ـ کارگردانی پرداخت.
☕️@Tea_Break
ادامه👇
کارشناسی و ارشد روانشناسی را از دانشگاه الزهرا گرفت. در سال ۱۳۸۳ موفق به اخذ دکترای روانشناسی از دانشگاه تورنتو کانادا گردید. فعالیتهایش را در حوزه تئاتر از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد. وی بیش از ۲۶ نمایشنامه نگاشته و نمایشهایی چون «جمعه دم غروب»، «چنگیزخان»، «اتاق تاریک»، «کارناوال با لباس خانه»، «حیاط خلوت»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» را کارگردانی کردهاست. وی تا به حال جوایز متعددی را از جشنوارههای مختلف دریافت کرده و بیشترین تعدادجایزه متن اول را از جشنواره بینالمللی فجر داشته، بارها داور تئاتر و کتاب بودهاست؛ در سال ۱۳۸۹ نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گردید جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کند.
برای فراگرفتن تئاتر از کلاسهای جهاد دانشگاهی الزهرا، فرهنگسرای نیاوران شروع و در ادامه با کانون تئاتر بانوان همراه شد و به یادگیری اصول اولیه بازیگری ـ کارگردانی پرداخت.
☕️@Tea_Break
ادامه👇
ادامه👆
چیستا یثربی(بخش دوم)
در همان موقع «اتاق آینه» را با همکاری بهزیستی راهاندازی کرد که از سال ۷۲ تا سال ۷۴. طرح موفقی بود. به گفته خودش: "سوژه از مردم (اغلب مشکلاتشان) و اجرا توسط اعضای گروه بود. کار ما حل مشکلات به وسیله اجرای تئاتر بود. بعد از آن «دادگاه جادویی» را کار کردم و بعد «جمعه دم غروب» و بعد «سرخ سوزان» که در جشنواره سیزدهم فجر به عنوان کار برتر شناخته شد و در جشنواره چهاردهم هم به عنوان بهترین متن در باره «زن در عرصه انقلاب» شناخته شد. حالا هم (شهریور ماه ۷۵) مشغول کار روی «پهلوان ریزه» هستم."
وی پس از کارگردانی نمایش میهمان سرزمین خواب وقفهای ۸ ساله در کار کارگردانی خود داشت که علت آن را اجبار مسئولین وقت مرکز هنرهای نمایشی مخصوصاً آقای شریف خدایی مبنی بر پرداختن وی به امر نویسندگی نمایشنامه برای در اختیار داشتن نویسندهای توانا در این امر برای این قشر از جامعه هنری عنوان نموده و مجموعه را عامل ممانعت کارگردانی آثار خودش میداند.
اجرای مجدد جنایت و مکافات به زبان فارسی و به درخواست جشنواره کلاسیکهای روسیه در اردیبهشت ۱۳۸۵ که در آن مهسا مهجور برنده جایزه شد.
☕️@Tea_Break
چیستا یثربی(بخش دوم)
در همان موقع «اتاق آینه» را با همکاری بهزیستی راهاندازی کرد که از سال ۷۲ تا سال ۷۴. طرح موفقی بود. به گفته خودش: "سوژه از مردم (اغلب مشکلاتشان) و اجرا توسط اعضای گروه بود. کار ما حل مشکلات به وسیله اجرای تئاتر بود. بعد از آن «دادگاه جادویی» را کار کردم و بعد «جمعه دم غروب» و بعد «سرخ سوزان» که در جشنواره سیزدهم فجر به عنوان کار برتر شناخته شد و در جشنواره چهاردهم هم به عنوان بهترین متن در باره «زن در عرصه انقلاب» شناخته شد. حالا هم (شهریور ماه ۷۵) مشغول کار روی «پهلوان ریزه» هستم."
وی پس از کارگردانی نمایش میهمان سرزمین خواب وقفهای ۸ ساله در کار کارگردانی خود داشت که علت آن را اجبار مسئولین وقت مرکز هنرهای نمایشی مخصوصاً آقای شریف خدایی مبنی بر پرداختن وی به امر نویسندگی نمایشنامه برای در اختیار داشتن نویسندهای توانا در این امر برای این قشر از جامعه هنری عنوان نموده و مجموعه را عامل ممانعت کارگردانی آثار خودش میداند.
اجرای مجدد جنایت و مکافات به زبان فارسی و به درخواست جشنواره کلاسیکهای روسیه در اردیبهشت ۱۳۸۵ که در آن مهسا مهجور برنده جایزه شد.
☕️@Tea_Break
چه نویسندگان زبردستی در ادبیات معاصرمان داریم😍
#چقدر_نامه_دارید(بخش نخست)
چهارده ساله که بودم؛ عاشق پستچی محل شدم. خیلی تصادفی رفتم در را بازکنم و نامه را بگیرم، او پشتش بمن بود. وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی آب شدو زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود! قاصدو پیک الهی بود، ازبس زیباو معصوم بود! شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد. بادست لرزان امضاکردم و آنقدر حالم بد بود که بزور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت.
از آنروز کارم شد هرروز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی! تمام خرجی هفتگیام، برای نامههای سفارشی میرفت. تمام روز گرسنگی میکشیدم، اما هرروز یک نامه سفارشی برای خودم میفرستادم، که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.
تابستان داغی بود. نزدیک یازده صبح که میشد، میدانستم الان زنگ میزند! پلهها را پرواز میکردم و برای اینکه مادرم شک نکند، میگفتم برای یک مجله مینویسم و آنها هم پاسخم را میدهند. حس میکردم پسرک کمکم متوجه شده. آنقدر خودکار دردستم میلرزید که خندهاش میگرفت. هیچ وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمیزد. فقط یکبار گفت:
☕️@Tea_Break
ادامه👇
#چقدر_نامه_دارید(بخش نخست)
چهارده ساله که بودم؛ عاشق پستچی محل شدم. خیلی تصادفی رفتم در را بازکنم و نامه را بگیرم، او پشتش بمن بود. وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی آب شدو زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود! قاصدو پیک الهی بود، ازبس زیباو معصوم بود! شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد. بادست لرزان امضاکردم و آنقدر حالم بد بود که بزور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت.
از آنروز کارم شد هرروز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی! تمام خرجی هفتگیام، برای نامههای سفارشی میرفت. تمام روز گرسنگی میکشیدم، اما هرروز یک نامه سفارشی برای خودم میفرستادم، که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.
تابستان داغی بود. نزدیک یازده صبح که میشد، میدانستم الان زنگ میزند! پلهها را پرواز میکردم و برای اینکه مادرم شک نکند، میگفتم برای یک مجله مینویسم و آنها هم پاسخم را میدهند. حس میکردم پسرک کمکم متوجه شده. آنقدر خودکار دردستم میلرزید که خندهاش میگرفت. هیچ وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمیزد. فقط یکبار گفت:
☕️@Tea_Break
ادامه👇
ادامه👆
#چقدر_نامه_دارید(بخش دوم)
چقدر نامه دارید! خوش به حالتان! و من تا صبح آن جمله را تکرار میکردم و لبخند میزدم و به نظرم عاشقانهترین جملهی دنیا بود. چقدر نامه دارید! خوش به حالتان! عاشقانهتر از این جمله هم مگر بود؟
تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا میکردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد.مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا.ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است.جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود.آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند!مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟مردم آنها را از هم جدا کردند.از لبش خون می آمد و می لرزید.موهای طلاییش هم کمی خونی بود.یادش رفت خودکار را پس بگیرد.نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود.همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد.از ترس در را بستم.احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم !روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟ گفت:
☕️@Tea_Break
ادامه👇
#چقدر_نامه_دارید(بخش دوم)
چقدر نامه دارید! خوش به حالتان! و من تا صبح آن جمله را تکرار میکردم و لبخند میزدم و به نظرم عاشقانهترین جملهی دنیا بود. چقدر نامه دارید! خوش به حالتان! عاشقانهتر از این جمله هم مگر بود؟
تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا میکردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد.مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا.ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است.جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود.آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند!مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟مردم آنها را از هم جدا کردند.از لبش خون می آمد و می لرزید.موهای طلاییش هم کمی خونی بود.یادش رفت خودکار را پس بگیرد.نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود.همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد.از ترس در را بستم.احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم !روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟ گفت:
☕️@Tea_Break
ادامه👇
ادامه👆
#چقدر_نامه_دارید (بخش پایانی)
بیرونش کردند! بیچاره خرج مادر مریضش را میداد.به خاطر یک دعوا ! دیگر چیزی نشنیدم. اوبه خاطر من دعوا کرد!کاش عاشقش نشده بودم !
از آن به بعد هر وقت صبح ها صدای زنگ در میشنوم ، به دخترم میگویم :من باز میکنم ! سالهاست که با آمدن اینترنت، پستچی ها گم شده اند.
دخترم یکروز گفت :یک جمله عاشقانه بگو.لازم دارم. گفتم :چقدر نامه دارید.خوش به حالتان! دخترم فکر کرد دیوانه ام!
✍ چيستا يثربي
🌹🍃
☕️@Tea_Break
#چقدر_نامه_دارید (بخش پایانی)
بیرونش کردند! بیچاره خرج مادر مریضش را میداد.به خاطر یک دعوا ! دیگر چیزی نشنیدم. اوبه خاطر من دعوا کرد!کاش عاشقش نشده بودم !
از آن به بعد هر وقت صبح ها صدای زنگ در میشنوم ، به دخترم میگویم :من باز میکنم ! سالهاست که با آمدن اینترنت، پستچی ها گم شده اند.
دخترم یکروز گفت :یک جمله عاشقانه بگو.لازم دارم. گفتم :چقدر نامه دارید.خوش به حالتان! دخترم فکر کرد دیوانه ام!
✍ چيستا يثربي
🌹🍃
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۳/۲۳
اصل ۵۰
در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.
☕️@Tea_Break
اصل ۵۰
در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.
☕️@Tea_Break
📜ضربالمثل امروز
📌«ده و کدخدا»
داستان:
پسری فقیر و روستایی عاشق دختر کدخدا شده بود. آنقدر آمد و رفت و مزاحم خانواده کدخدا شد که آنها را به ستوه آورد. کدخدا دستور داد: که این پسر رو از ده بیرون کنید تا به این ترتیب شرش از سر خونه کدخدا کم بشه. چند نفر رو هم مراقب گذاشت که این پسر برنگرده. پسر چندبار اقدام به وارد شدن به روستا را کرد که توسط این افراد دستگیر شد. وقتی بهش میگفتن میخوای بری توی ده چیکار؟ میگفت: میخوام برم خونه کدخدا.
اون موقع بود که این ضربالمثل درست شد که: «طرف رو توی ده راه نمیدادن، سراغ خونه کدخدا رو میگرفت»
این ضربالمثل وقتی بکار میره که کسی از کمترین استانداردها برخوردار نیست، در حالی که به دنبال بالاترین جایگاهها است.
☕️@Tea_Break
📌«ده و کدخدا»
داستان:
پسری فقیر و روستایی عاشق دختر کدخدا شده بود. آنقدر آمد و رفت و مزاحم خانواده کدخدا شد که آنها را به ستوه آورد. کدخدا دستور داد: که این پسر رو از ده بیرون کنید تا به این ترتیب شرش از سر خونه کدخدا کم بشه. چند نفر رو هم مراقب گذاشت که این پسر برنگرده. پسر چندبار اقدام به وارد شدن به روستا را کرد که توسط این افراد دستگیر شد. وقتی بهش میگفتن میخوای بری توی ده چیکار؟ میگفت: میخوام برم خونه کدخدا.
اون موقع بود که این ضربالمثل درست شد که: «طرف رو توی ده راه نمیدادن، سراغ خونه کدخدا رو میگرفت»
این ضربالمثل وقتی بکار میره که کسی از کمترین استانداردها برخوردار نیست، در حالی که به دنبال بالاترین جایگاهها است.
☕️@Tea_Break
📜ضربالمثل امروز
📌«پسر عاشق و دسته گل»
داستان:
در ادامه ضربالمثل «طرف رو توی ده راه نمیدادن، سراغ خونه کدخدا رو میگرفت» که دیشب خدمتتون تقدیم شد.
از آنجایی که پسر عاشق بر خواستش اصرار میکرد، خواستگاران دختر کد خدا خیلی زود دست به کار شدند تا بالاخره خیلی زود عروسی دختر کدخدا سر گرفته شد. خبر به پسر عاشق رسید که بیرون از روستا آواره شده بود، سر به بیابان گذاشت و تنها کاری که توانست انجام دهد این بود که دسته گلی زیبا از گلهای بیابانی درست کرد و در جوی آبی انداخت که از حیاط خانه کدخدا میگذشت؛ با این امید که دختر کدخدا دسته گل را ببیند و آن را بردارد. چون خانه کدخدا مملو از میهمانان بود، دختر بچهای برای برداشتن دسته گل به داخل جوی آب افتاد و خفه شد. بعد همه این سوال را کردند که «این دسته گل را چه کسی به آب داده»، که پاسخش پسر عاشق بود.
از آن پس برای کسی که عملی را به غیر عمد (و شاید با نیت خیر) انجام میدهد ولی خسارتهای جبران ناپذیری را سبب میشود اصطلاحاً این ضربالمثل بکار میرود که: «فلانی دسته گل به آب داد».
☕️@Tea_Break
📌«پسر عاشق و دسته گل»
داستان:
در ادامه ضربالمثل «طرف رو توی ده راه نمیدادن، سراغ خونه کدخدا رو میگرفت» که دیشب خدمتتون تقدیم شد.
از آنجایی که پسر عاشق بر خواستش اصرار میکرد، خواستگاران دختر کد خدا خیلی زود دست به کار شدند تا بالاخره خیلی زود عروسی دختر کدخدا سر گرفته شد. خبر به پسر عاشق رسید که بیرون از روستا آواره شده بود، سر به بیابان گذاشت و تنها کاری که توانست انجام دهد این بود که دسته گلی زیبا از گلهای بیابانی درست کرد و در جوی آبی انداخت که از حیاط خانه کدخدا میگذشت؛ با این امید که دختر کدخدا دسته گل را ببیند و آن را بردارد. چون خانه کدخدا مملو از میهمانان بود، دختر بچهای برای برداشتن دسته گل به داخل جوی آب افتاد و خفه شد. بعد همه این سوال را کردند که «این دسته گل را چه کسی به آب داده»، که پاسخش پسر عاشق بود.
از آن پس برای کسی که عملی را به غیر عمد (و شاید با نیت خیر) انجام میدهد ولی خسارتهای جبران ناپذیری را سبب میشود اصطلاحاً این ضربالمثل بکار میرود که: «فلانی دسته گل به آب داد».
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۳/۲۴
اصل ۵۱
هیچ نوع مالیات وضع نمیشود مگر به موجب قانون. موارد معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص میشود.
☕️@Tea_Break
اصل ۵۱
هیچ نوع مالیات وضع نمیشود مگر به موجب قانون. موارد معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص میشود.
☕️@Tea_Break
💫زمانی که بجای
«چرا این اتفاق برای من افتاد»
بگی
«این اتفاق چه چیزی رو سعی میکنه به من بیاموزه»
همه چیز تغییر میکنه...
☕️@Tea_Break
مهمترین چیزی که زندگی آدم رو عوض میکنه، تغییر نگرشه
«چرا این اتفاق برای من افتاد»
بگی
«این اتفاق چه چیزی رو سعی میکنه به من بیاموزه»
همه چیز تغییر میکنه...
☕️@Tea_Break
مهمترین چیزی که زندگی آدم رو عوض میکنه، تغییر نگرشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز ۵ ژوئن، یا ۱۵ خرداد روز حفاظت از محیط زیست بود، با حدود یک هفته تاخیر این کلیپ زیبا تقدیمتان میشود.
امید که کمی با طبیعت اطرافمان مهربانتر باشیم🙏
☕️@Tea_Break
امید که کمی با طبیعت اطرافمان مهربانتر باشیم🙏
☕️@Tea_Break
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼ هیچﮐﺲ ﺣﺘﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ!
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ!
ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ!
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دوستشان ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ!
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ نیاید...
ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﯿﺴﺖ ﮐﻪ
ﺍﻧﺴﺎﻥ میتواند ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ...!
👤ارنستو چگوارا
14 ژوئن (۲۴ خرداد) زادروز پزشک، چریک، سیاستمدار، آرژانتینی «ارنستو چگوارا» یکی از شخصیتهای اصلی انقلاب کوبا است. چهره و ظاهر او بهطور فراگیر به عنوان یکی از نمادهای انقلابی بشر دوستانه و به عنوان یک نشان جهانی شناخته شده در فرهنگ عامه بدل گشته است.
☕️@Tea_Break
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ!
ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ!
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دوستشان ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ!
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ نیاید...
ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﯿﺴﺖ ﮐﻪ
ﺍﻧﺴﺎﻥ میتواند ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ...!
👤ارنستو چگوارا
14 ژوئن (۲۴ خرداد) زادروز پزشک، چریک، سیاستمدار، آرژانتینی «ارنستو چگوارا» یکی از شخصیتهای اصلی انقلاب کوبا است. چهره و ظاهر او بهطور فراگیر به عنوان یکی از نمادهای انقلابی بشر دوستانه و به عنوان یک نشان جهانی شناخته شده در فرهنگ عامه بدل گشته است.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کلیپ به ظاهر طنز ولی غمناک😢
چرخش نقدینگی در اقتصاد ایران، بین دلار، سکه، اتومبیل، مسکن و موارد دیگر مثل بورس.
تنها اتفاقی که در این کلیپ میافتد صرف انرژی برای جابجایی این وزنهها است، در حالی که این انرژی میتوانست برای انجام کار باشد. در کشور ما هم انرژی به جای کار مولد، صرف همین تبدیلات میشود. نتیجهاش چیزی جز اتلاف انرژی، هدر رفت کار و کاهش توان کار مولد نیروی جوانان نیست.
نیروی کاری که میتواند کار مولد انجام دهد، انرژی خود را صرف دلار فروشی، خرید و فروش خودرو و نظایر آن میکند.
متاسفانه مشکل اینجاست که سود شخصی که این گونه فعالیتها را انجام میدهد، بیش از شخصیست که کار مولد میکند، در حالی که زحمت کمتری میکشد و ریسک کمتری را نیز میپذیرد.
این است مشکلی که دوستان عزیز کاندیدای ریاست جمهوری باید در مورد آن طرح و ایدههای راهگشا بدهند، ولی یکی دم از یارانه ۴۵۰ هزار تومانی میزند، یکی دم از پرداخت کرایه تاکسی و دیگری وعدههای پوچ و بیاساس؛ که حتی اگر محقق هم شود، عایدی آن برای مردم چیزی جز بیکاری نیست.
☕️@Tea_Break
چرخش نقدینگی در اقتصاد ایران، بین دلار، سکه، اتومبیل، مسکن و موارد دیگر مثل بورس.
تنها اتفاقی که در این کلیپ میافتد صرف انرژی برای جابجایی این وزنهها است، در حالی که این انرژی میتوانست برای انجام کار باشد. در کشور ما هم انرژی به جای کار مولد، صرف همین تبدیلات میشود. نتیجهاش چیزی جز اتلاف انرژی، هدر رفت کار و کاهش توان کار مولد نیروی جوانان نیست.
نیروی کاری که میتواند کار مولد انجام دهد، انرژی خود را صرف دلار فروشی، خرید و فروش خودرو و نظایر آن میکند.
متاسفانه مشکل اینجاست که سود شخصی که این گونه فعالیتها را انجام میدهد، بیش از شخصیست که کار مولد میکند، در حالی که زحمت کمتری میکشد و ریسک کمتری را نیز میپذیرد.
این است مشکلی که دوستان عزیز کاندیدای ریاست جمهوری باید در مورد آن طرح و ایدههای راهگشا بدهند، ولی یکی دم از یارانه ۴۵۰ هزار تومانی میزند، یکی دم از پرداخت کرایه تاکسی و دیگری وعدههای پوچ و بیاساس؛ که حتی اگر محقق هم شود، عایدی آن برای مردم چیزی جز بیکاری نیست.
☕️@Tea_Break
Tea Break(همپیاله)
صحبتهای جالب و تاثیرگذار از استاد فاضلی در پخش زنده شبکه ۴ درباره بودجه کشور و سرنوشت نامعلوم آن که حسابی کولاک کرد! با دقت ببینید چقدر حساب شده از دو رویی نمایندگان مجلس و فساد در کشور گفت! واقعا چندتا ازین آدمها بیشتر داشتیم الان خیلی جلوتر بودیم! @Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۳/۲۵
اصل ۵۲
بودجه سالانه كل كشور به ترتيبي كه در قانون مقرر ميشود ازطرف دولت تهيه و براي رسيدگي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي تسليم ميگردد. هرگونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود
☕️@Tea_Break
اصل ۵۲
بودجه سالانه كل كشور به ترتيبي كه در قانون مقرر ميشود ازطرف دولت تهيه و براي رسيدگي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي تسليم ميگردد. هرگونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا به حال به لوگوهای برندهای معروف دنیای تجارت امروز دنیا دقت کردید که چرا این لوگوها انتخاب شدهاند.
پیشنهاد میکنم ببینید، امیدوارم لذت ببرید
☕️@Tea_Break
پیشنهاد میکنم ببینید، امیدوارم لذت ببرید
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی را زندگی کنیم
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break