Tea Break(هم‌پیاله)
463 subscribers
4.06K photos
3.23K videos
1.57K files
276 links
مطالبی قابل تامل و زیبا برای رفع خستگی روزانه ...

هر شب بخشی از تاریخ ادبیات به همراه چند بیتی شعر خدمت علاقه‌مندان تقدیم می‌شود. همچنین یک آزمایش فیزیکی خدمت دوستان تقدیم می‌گردد.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتربازی (1⃣ بخش نخست)

قطعه‌ای از برنامه «خندوانه» که نویسنده، به معرفی کتاب شعری با نام «دکتر بازی» می‌پردازه.


خیلی جالبه
دوستی می‌گفت: آمریکایی‌ها سیاستی رو در مورد برزیل در پیش گرفتند که به تعداد زیادی از افراد جامعه دکتراهای بی‌کیفیت دادند، هم توقع افراد دکتر بالا رفت، هم مدیران بی‌کفایت بر سر کار آمدند.

بنابراین هم حال و هم آینده برزیل رو به شدت تحت تأثیر قرار دادند.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتربازی (2⃣ بخش دوم)


نمونه‌ای از دکتراهای بی‌کیفیت در ایران که امروز کاندیدای پست ریاست جمهوری می‌شوند و فردا یک منصب در حد وزارت را تصاحب خواهند کرد.

تازه ایشون استاد دانشگاه تهران (با کیفیت‌ترین دانشگاه کشور در رشته مدیریت) هستند.

خودتان ببینید و قضاوت کنید
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی دیدنی و تکان‌دهنده از سریال هزار دستان که در شبکه آی‌فیلم (ifilm) پخش شده.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️این کلیپ زیبا رو ببینیم و برای لحظاتی ساده و ارزان شاد بودن را ببینیم و تجربه کنیم.
♦️ فراموش نکنیم که بزرگترین نعمت‌ها هیچ هزینه‌ای ندارند

Happiness starts with a smile
شادی با یک لبخند کوچک آغاز می‌شود
What are you waiting for?
منتظر چی هستی؟
The only remedy should be shared by humanity ...
تنها درمانی رو که میشه با دیگران تقسیم کرد

... The laugh
خندست ...
☕️@Tea_Break
نامه یک مدیر مدرسه در آلمان به والدین در آستانه امتحانات

والدین عزیز
امتحانات فرزندان شما نزدیک است. می دانم که همه شما امیدوارید که بچه شما از عهده آنها به خوبی برآید. اما لطفا به این فکر کنید که ‏از بین دانش آموزان در امتحان هنرمندی وجود دارد که نباید لزوما چیزی از ریاضی بداند. یا یک کارآفرینی وجود دارد که تاریخ ادبیات انگلیسی برای او اهمیتی ندارد. یا یک موسیقی دان که نمره شیمی برای او اهمیتی ندارد.

‏اگر فرزند شما نمره خوبی کسب کند، که چه عالیست! اگر نه، لطفا اعتماد به نفس و کرامت را از او نگیرید. به فرزندتان بگوئید که مشکلی نیست. این تنها یک امتحان است. فرزند شما برای چیزهای بزرگتری ساخته شده است. به او بگوئید که به او عشق می ورزید و او را بخاطر نمراتش سرزنش نمی کنید.

خواهید دید که فرزند شما دنیا را فتح می کند. تنها یک امتحان یا یک نمره بد استعداد او را از او نمی گیرد. لطفا اینطور تصور نکنید که تنها پزشکان و مهندسان خوشبخت ترین انسان های روی زمین هستند.

با درود
مدیر مدرسه
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مروری بر زندگی «ایلان ماسک» که به قول گوینده کلیپ بزرگترین کار آفرینه.

یک نکته در مورد شخصیتش خیلی جالبه، جسارتش، سپس موفقیت‌هاش و نهایتا و از همه جالبتر بلند پروازی‌هاش‌.
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۳/۲۲

اصل ۴۹
دولت موظف است ثروت‌های ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده از مقاطعه‏‌کاریها و معاملات دولتی، فروش زمین‌های موات و مباحات اصلی، دایر کردن اماکن فساد و سایر موارد غیر مشروع را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلوم نبودن او به بیت‏‌المال بدهد. این حکم باید با رسیدگی و تحقیق و ثبوت شرعی به وسیله دولت اجرا شود.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغ جالب شرکت فولکس واگن در بازی افتتاحیه یورو ۲۰۲۰

توپ بازی رو با ماشین کنترل از راه دور فولکس واگن به داور مسابقه تحویل میدن.

چه تبلیغ خلاقانه‌ای👌
☕️@Tea_Break
نگاه یک فعال سیاسی که بسیار جالب بود، با عرض پوزش از این فعال سیاسی، اسمشون رو نیاوردم که در مورد کلام پیش قضاوتی صورت نگیره
☕️@Tea_Break
اریک امانوئل اشمیت (به فرانسوی: Éric-Emmanuel Schmitt) (زاده ۲۸ مارس ۱۹۶۰ در لیون) نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشته‌های او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفته‌است. وی دکترای فلسفه نیز دارد.

چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است.

نمایشنامه‌هایی از او نظیر «خرده جنایت‌های زَناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»، «اسکار و خانم صورتی» و «سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود» همراه چندین رمان دیگر به فارسی ترجمه شده‌اند.

☕️@Tea_Break
جرأت تغییر

تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی می‌کردند.
آنها تمام مدت می‌ترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند؛ یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می‌زدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او می‌شود، چون هر حشره‌ای که بیرون رفته بود بازنگشته بود.

وقتی حشره به سطح آب رسید، نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.
وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود؛ حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود.

سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود؛ تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقه‌ها کسی نمی‌میرد ولی نمی‌توانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود!

«شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمئن باشید تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!»

اريک امانوئل اشمیت
☕️@Tea_Break
چیستا یثربی(بخش نخست)

کارشناسی و ارشد روانشناسی را از دانشگاه الزهرا گرفت. در سال ۱۳۸۳ موفق به اخذ دکترای روانشناسی از دانشگاه تورنتو کانادا گردید. فعالیت‌هایش را در حوزه تئاتر از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد. وی بیش از ۲۶ نمایشنامه نگاشته و نمایشهایی چون «جمعه دم غروب»، «چنگیزخان»، «اتاق تاریک»، «کارناوال با لباس خانه»، «حیاط خلوت»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» را کارگردانی کرده‌است. وی تا به حال جوایز متعددی را از جشنواره‌های مختلف دریافت کرده و بیشترین تعدادجایزه متن اول را از جشنواره بین‌المللی فجر داشته، بارها داور تئاتر و کتاب بوده‌است؛ در سال ۱۳۸۹ نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گردید جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کند.

برای فراگرفتن تئاتر از کلاس‌های جهاد دانشگاهی الزهرا، فرهنگسرای نیاوران شروع و در ادامه با کانون تئاتر بانوان همراه شد و به یادگیری اصول اولیه بازیگری ـ کارگردانی پرداخت.
☕️@Tea_Break
ادامه👇
ادامه👆
چیستا یثربی(بخش دوم)

در همان موقع «اتاق آینه» را با همکاری بهزیستی راه‌اندازی کرد که از سال ۷۲ تا سال ۷۴. طرح موفقی بود. به گفته خودش: "سوژه از مردم (اغلب مشکلاتشان) و اجرا توسط اعضای گروه بود. کار ما حل مشکلات به وسیله اجرای تئاتر بود. بعد از آن «دادگاه جادویی» را کار کردم و بعد «جمعه دم غروب» و بعد «سرخ سوزان» که در جشنواره سیزدهم فجر به عنوان کار برتر شناخته شد و در جشنواره چهاردهم هم به عنوان بهترین متن در باره «زن در عرصه انقلاب» شناخته شد. حالا هم (شهریور ماه ۷۵) مشغول کار روی «پهلوان ریزه» هستم."

وی پس از کارگردانی نمایش میهمان سرزمین خواب وقفه‌ای ۸ ساله در کار کارگردانی خود داشت که علت آن را اجبار مسئولین وقت مرکز هنرهای نمایشی مخصوصاً آقای شریف خدایی مبنی بر پرداختن وی به امر نویسندگی نمایشنامه برای در اختیار داشتن نویسنده‌ای توانا در این امر برای این قشر از جامعه هنری عنوان نموده و مجموعه را عامل ممانعت کارگردانی آثار خودش می‌داند.

اجرای مجدد جنایت و مکافات به زبان فارسی و به درخواست جشنواره کلاسیک‌های روسیه در اردیبهشت ۱۳۸۵ که در آن مهسا مهجور برنده جایزه شد.
☕️@Tea_Break
چه نویسندگان زبردستی در ادبیات معاصرمان داریم😍

#چقدر_نامه_دارید(بخش نخست)

چهارده ساله که بودم؛ عاشق پستچی محل شدم. خیلی تصادفی رفتم در را بازکنم و نامه را بگیرم، او پشتش بمن بود. وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی آب شدو زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود! قاصدو پیک الهی بود، ازبس زیباو معصوم بود! شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد. بادست لرزان امضاکردم و آنقدر حالم بد بود که بزور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت.
از آنروز کارم شد هرروز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی! تمام خرجی هفتگی‌ام، برای نامه‌های سفارشی می‌رفت. تمام روز گرسنگی می‌کشیدم، اما هرروز یک نامه سفارشی برای خودم می‌فرستادم، که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.
تابستان داغی بود. نزدیک یازده صبح که می‌شد، می‌دانستم الان زنگ میزند! پله‌ها را پرواز می‌کردم و برای اینکه مادرم شک نکند، می‌گفتم برای یک مجله می‌نویسم و آنها هم پاسخم را می‌دهند. حس می‌کردم پسرک کم‌کم متوجه شده. آنقدر خودکار دردستم می‌لرزید که خنده‌اش می‌گرفت. هیچ وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمی‌زد. فقط یکبار گفت:

☕️@Tea_Break
ادامه👇
ادامه👆
#چقدر_نامه_دارید(بخش دوم)

چقدر نامه دارید! خوش به حالتان! و من تا صبح آن جمله را تکرار می‌کردم و لبخند می‌زدم و به نظرم عاشقانه‌ترین جمله‌ی دنیا بود. چقدر نامه دارید! خوش به حالتان! عاشقانه‌تر از این جمله هم مگر بود؟
تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا می‌کردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد.مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا.ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است.جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود.آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند!مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟مردم آنها را از هم جدا کردند.از لبش خون می آمد و می لرزید.موهای طلاییش هم کمی خونی بود.یادش رفت خودکار را پس بگیرد.نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود.همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد.از ترس در را بستم.احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم !روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟ گفت:
☕️@Tea_Break
ادامه👇