ماه رمضان در زمانه قاجار (بخش نخست)
به جز مقدسینی که قبل از افطار راهی مسجد میشدند و آنها که دم صبح هم همین کار را میکردند، دسته سومی هم بودند که شب را به قمار، صبح میکردند و میگفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمیروند و روزه برای آنها مشکل خواهد شد.
این دسته بیشتر اعیان زادگان بودند ولی در هر حال روزه را می گرفتند، چون اگر نمیگرفتند،درخانه خودشان هم، جا نداشتند.
مرحوم احمد منشور میگفت: با برادرم «موقر»در مجلس ِقمار تا صبح مشغول شدیم چون به سحری نرسیدیم روزه را خورده بعد به منزل آمدیم خبر روزه خوری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود همین که وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت. چند روز با ما مثل جذامیها رفتار میکردند قدغن شده بود نوکرها به ما نزدیک شوند. غذایی اگر میآوردند، در اتاق میگذاشتد و فرار میکردند. ظرفهای غذای مارا علی حده در حضور ما کنار حوض، خاکمال میکردند تا بالاخره با وساطت برادر بزرگتر مارا توبه دادند و دوباره به عضویت خانه پذیرفتند.
☕️@Tea_Break
ادامه👇
به جز مقدسینی که قبل از افطار راهی مسجد میشدند و آنها که دم صبح هم همین کار را میکردند، دسته سومی هم بودند که شب را به قمار، صبح میکردند و میگفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمیروند و روزه برای آنها مشکل خواهد شد.
این دسته بیشتر اعیان زادگان بودند ولی در هر حال روزه را می گرفتند، چون اگر نمیگرفتند،درخانه خودشان هم، جا نداشتند.
مرحوم احمد منشور میگفت: با برادرم «موقر»در مجلس ِقمار تا صبح مشغول شدیم چون به سحری نرسیدیم روزه را خورده بعد به منزل آمدیم خبر روزه خوری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود همین که وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت. چند روز با ما مثل جذامیها رفتار میکردند قدغن شده بود نوکرها به ما نزدیک شوند. غذایی اگر میآوردند، در اتاق میگذاشتد و فرار میکردند. ظرفهای غذای مارا علی حده در حضور ما کنار حوض، خاکمال میکردند تا بالاخره با وساطت برادر بزرگتر مارا توبه دادند و دوباره به عضویت خانه پذیرفتند.
☕️@Tea_Break
ادامه👇
ماه رمضان در زمانه قاجار (بخش دوم)
برای خوردن روزه نیاز بود که طبیبی تصدیق مرض بدهد، اطبای آن دوره حتی اطبای یهودی ولو برای روزه خوری هم احترام تصدیق خود را داشتند و تصدیق دروغ نمیدادند.
..محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب به سمتش نروند. ...دراین ماه کار تعطیل میشد و مردم به عبادت مشغول میشدند . طلبکار، سر وقت بدهکار نمیرفت . ادارات دولتی باز بود اما کسی مراجعه نمیکرد. مرافعه شرعی در دفتر علما متوقف میشد . محصلین دیوانی به سراغ مطالبه بدهکاری نمیرفتند.
در خانهها کسی به نوکرها امر و نهی نمیکرد. اگر بنایی نیمهتمام بود صاحب کار، بیش از نصفِ روز کار نمیکشید اما اجرت روز کامل را میداد . خلاصه اینکه مردم در همه چیز رعایت یکدیگر را میکردند.
شرح زندگانی من
عبدالله مستوفی
☕️@Tea_Break
پایان
برای خوردن روزه نیاز بود که طبیبی تصدیق مرض بدهد، اطبای آن دوره حتی اطبای یهودی ولو برای روزه خوری هم احترام تصدیق خود را داشتند و تصدیق دروغ نمیدادند.
..محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب به سمتش نروند. ...دراین ماه کار تعطیل میشد و مردم به عبادت مشغول میشدند . طلبکار، سر وقت بدهکار نمیرفت . ادارات دولتی باز بود اما کسی مراجعه نمیکرد. مرافعه شرعی در دفتر علما متوقف میشد . محصلین دیوانی به سراغ مطالبه بدهکاری نمیرفتند.
در خانهها کسی به نوکرها امر و نهی نمیکرد. اگر بنایی نیمهتمام بود صاحب کار، بیش از نصفِ روز کار نمیکشید اما اجرت روز کامل را میداد . خلاصه اینکه مردم در همه چیز رعایت یکدیگر را میکردند.
شرح زندگانی من
عبدالله مستوفی
☕️@Tea_Break
پایان
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۲/۲۴
اصل ۲۲
حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
☕️@Tea_Break
اصل ۲۲
حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
☕️@Tea_Break
📜ضرب المثل امروز
«آب از آب تکون نخورده، ولی فلانی شصتش خبردار شده»
داستان:
وقتی افراد برای ماهیگیری به کنار برکه میروند، بسیار اتفاق میافتد که ماهی طعمه را خورده و فرار میکند، بنابراین ماهیگیران انتهای نخ قلاب رو دور انگشت شصت خودشون میبندند تا از کشیده شدن نخ قلاب خبردار شوند. بنابراین به محض کشیده شدن نخ، اون رو به بالا کشیده و اجازه فرار رو از ماهی میگیرند.
در اینجا این ضربالمثل درست شد که «آب از آب تکون نخورده ولی فلانی شصتش خبردار شده»
کنایه از افرادی است که خیلی زودتر از افراد عادی از موضوعات خاصی خبردار میشوند.
📚امثال و حکم
✍علی اکبر دهخدا
☕️@Tea_Break
«آب از آب تکون نخورده، ولی فلانی شصتش خبردار شده»
داستان:
وقتی افراد برای ماهیگیری به کنار برکه میروند، بسیار اتفاق میافتد که ماهی طعمه را خورده و فرار میکند، بنابراین ماهیگیران انتهای نخ قلاب رو دور انگشت شصت خودشون میبندند تا از کشیده شدن نخ قلاب خبردار شوند. بنابراین به محض کشیده شدن نخ، اون رو به بالا کشیده و اجازه فرار رو از ماهی میگیرند.
در اینجا این ضربالمثل درست شد که «آب از آب تکون نخورده ولی فلانی شصتش خبردار شده»
کنایه از افرادی است که خیلی زودتر از افراد عادی از موضوعات خاصی خبردار میشوند.
📚امثال و حکم
✍علی اکبر دهخدا
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کار زیبای این لاکپشت کوچک رو ببینید.
چققققدر طبیعت زیباست😍، و چققققدر مهربانی زیباتر😍😍
ممکن هم هست که لاکپشت گوشتخوار باشه و سبب خیر شده باشه🤔، ولی همین زیبایی طبیعت رو دوچندان نشون میده😍
☕️@Tea_Break
چققققدر طبیعت زیباست😍، و چققققدر مهربانی زیباتر😍😍
ممکن هم هست که لاکپشت گوشتخوار باشه و سبب خیر شده باشه🤔، ولی همین زیبایی طبیعت رو دوچندان نشون میده😍
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال به سال دریغ از پارسال😔
من سال ۸۰ دانشجوی دکترا بودم و هفتهای ۳ کلاس تدریسیاری داشتم(۶ ساعت در هفته) با ماهی ۹۰ هزار تومان، همون موقع منزلی ۷۶ متری رو با قیمت ۱۹ میلیون تومان خریدم، یعنی معادل ۱۸ سال کمک هزینه و برای حقوق استادیار پایه ۱ که تقریباً ۲.۵ برابر بیشتر بود میشد حدود ۷سال حقوق.
الان همون خونه، خییییلی خوشبینانه ۱.۵ میلیارد است و حقوق یک استادیار پایه یک حدود ۵ میلیون، که میشه معادل ۲۰سال حقوق.
یعنی امروز وضع مردم و قدرت خریدشون نسبت به ۲۰ سال پیش ⅓ شده😔
تازه این برای یک استادیاره که نسبت به کل جامعه حقوق نسبتا خوبی داره، تازه اگر خیلی شارپ باشه و البته خوش شانس که بتونه موقعیتی رو در یکی از دانشگاههای کشور پیدا کنه.
حالا فکر کنم اون جمله «سال به سال، دریغ از پارسال» بیشتر قابل حس کردنه😔
☕️@Tea_Break
من سال ۸۰ دانشجوی دکترا بودم و هفتهای ۳ کلاس تدریسیاری داشتم(۶ ساعت در هفته) با ماهی ۹۰ هزار تومان، همون موقع منزلی ۷۶ متری رو با قیمت ۱۹ میلیون تومان خریدم، یعنی معادل ۱۸ سال کمک هزینه و برای حقوق استادیار پایه ۱ که تقریباً ۲.۵ برابر بیشتر بود میشد حدود ۷سال حقوق.
الان همون خونه، خییییلی خوشبینانه ۱.۵ میلیارد است و حقوق یک استادیار پایه یک حدود ۵ میلیون، که میشه معادل ۲۰سال حقوق.
یعنی امروز وضع مردم و قدرت خریدشون نسبت به ۲۰ سال پیش ⅓ شده😔
تازه این برای یک استادیاره که نسبت به کل جامعه حقوق نسبتا خوبی داره، تازه اگر خیلی شارپ باشه و البته خوش شانس که بتونه موقعیتی رو در یکی از دانشگاههای کشور پیدا کنه.
حالا فکر کنم اون جمله «سال به سال، دریغ از پارسال» بیشتر قابل حس کردنه😔
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۲/۲۵
اصل ۲۳ - منع تفتیش عقاید
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.
☕️@Tea_Break
اصل ۲۳ - منع تفتیش عقاید
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۲/۲۶
اصل ۲۴
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین میکند.
☕️@Tea_Break
اصل ۲۴
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین میکند.
☕️@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به ما اینگونه آموختهاند که معلمی شغل انبیاست، پس چرا در کشوری که مدعیترین کشور در اسلام است، این گونه با معلمان رفتار میشود؟
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
🌼یک داستان کوتاه زیبا😍
✍ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍهی ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ! ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ، ﺍﺯ ﺍﺳﺐ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: قرﺑﺎﻥ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ میتوان ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﻓﺖ؟» ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻭﺯﯾﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ، ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟ ﺳﭙﺲ ﺳﺮﺑﺎﺯﻱ ﻧﺰﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺁﻣﺪ، ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺯﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺍﺣﻤﻖ، ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻣﺴﺖ؟
💭 ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﮐﺮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ؟ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺳﻮﻭﺍﻝ ﮐﺮﺩ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺩﻭﻡ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺳﻮﻡ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯼ؟ ﻣﮕﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ؟ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ:
ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ. ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮد ﻭﻟﯽ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﮐﺘﮏ ﺯﺩ.
💥ﻃﺮﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻭﺳﺖ. ﻧﻪ ﺳﻔﯿﺪﯼ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺯﺷﺘﯽ.
ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺧﻼق و ادب اوست.
☕️@Tea_Break
✍ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍهی ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ! ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ، ﺍﺯ ﺍﺳﺐ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: قرﺑﺎﻥ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ میتوان ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﻓﺖ؟» ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻭﺯﯾﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ، ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟ ﺳﭙﺲ ﺳﺮﺑﺎﺯﻱ ﻧﺰﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺁﻣﺪ، ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺯﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺍﺣﻤﻖ، ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻣﺴﺖ؟
💭 ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﮐﺮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ؟ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺳﻮﻭﺍﻝ ﮐﺮﺩ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺩﻭﻡ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺳﻮﻡ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯼ؟ ﻣﮕﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ؟ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ:
ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ. ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮد ﻭﻟﯽ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﮐﺘﮏ ﺯﺩ.
💥ﻃﺮﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻭﺳﺖ. ﻧﻪ ﺳﻔﯿﺪﯼ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺯﺷﺘﯽ.
ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺧﻼق و ادب اوست.
☕️@Tea_Break
📜ضرب المثل امروز
«تب تند زود عرق میکنه»
کنایه از:
دوستی یا عشقهای سوزان غالبا به زودی به سردی یا دشمنی بدل شود.
📚امثال و حکم
✍علی اکبر دهخدا
☕️@Tea_Break
«تب تند زود عرق میکنه»
کنایه از:
دوستی یا عشقهای سوزان غالبا به زودی به سردی یا دشمنی بدل شود.
📚امثال و حکم
✍علی اکبر دهخدا
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این بچه برای اولین باره که داره بستنی میخوره😍😂. عکس العملش عااالیه، حتما ببینید😍
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انرژیی که دولتهای جمهوری اسلامی ایران، در طی ۸ سال صرف میکنند، از زبان ...😜😂
خودتان ببینید
☕️@Tea_Break
خودتان ببینید
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران ۱۴۰۰/۲/۲۷
اصل ۲۵
بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون
☕️@Tea_Break
اصل ۲۵
بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبحتون به زیبایی این پرندگان
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
شیخ ابوالحسن خرقانی گفت:
جواب دو نفر مرا سخت تکان داد.
اول مردی فاسد که از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد؛
او گفت: ای شیخ، فقط خدا میداند که فردا حالِ ما چه خواهد شد.
دومی مستی بود که دیدم افتان و خیزان در جادهاى گل آلود میرفت.
به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نلغزی؛ گفت: من بلغزم باکی نیست، بهوش باش تو نلغزی شیخ، که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
☕️@Tea_Break
جواب دو نفر مرا سخت تکان داد.
اول مردی فاسد که از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد؛
او گفت: ای شیخ، فقط خدا میداند که فردا حالِ ما چه خواهد شد.
دومی مستی بود که دیدم افتان و خیزان در جادهاى گل آلود میرفت.
به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نلغزی؛ گفت: من بلغزم باکی نیست، بهوش باش تو نلغزی شیخ، که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
☕️@Tea_Break
📜 ضرب المثل امروز
«زیرآب کسی را زدن»
داستان:
در خانههای قدیمی مثل امروز لوله کشی آب تصفیه شده نبود.
هر خانه آب انباری داشت که در فاصله زمانی محدودی که نوبتشان بود آن را پر میکردند و در فاصله زمانی، تا پر کردن بعدی از آن استفاده میکردند. زیرآب دریچهای در انتهای مخزن آب خانهها بود که برای خالی کردن آبانبار از آن استفاده میکردند. زیرآب به راه آب اصلی روستا راه داشت. باز کردن زیرآب برای این بود که پیش از آب گرفتن مجدد، آن را باز میکردند تا آلودگیها و لجن ته آبانبار را تخلیه کنند.
وقتی شخصی با کسی دشمنی داشت، برای اینکه به او ضربه بزند زیرآب حوض خانهاش را باز می کرد تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد و بیآب لنگ بماند.
صاحب خانه وقتی خبردار می شد که کار از کار گذشته بود.
این شخص به دوستانش میگفت: «زیرآبم را زدند»، نکته دیگر این قضیه این است که نمیفهمند چه کسی زیرآب آنها را زده است.
☕️@Tea_Break
«زیرآب کسی را زدن»
داستان:
در خانههای قدیمی مثل امروز لوله کشی آب تصفیه شده نبود.
هر خانه آب انباری داشت که در فاصله زمانی محدودی که نوبتشان بود آن را پر میکردند و در فاصله زمانی، تا پر کردن بعدی از آن استفاده میکردند. زیرآب دریچهای در انتهای مخزن آب خانهها بود که برای خالی کردن آبانبار از آن استفاده میکردند. زیرآب به راه آب اصلی روستا راه داشت. باز کردن زیرآب برای این بود که پیش از آب گرفتن مجدد، آن را باز میکردند تا آلودگیها و لجن ته آبانبار را تخلیه کنند.
وقتی شخصی با کسی دشمنی داشت، برای اینکه به او ضربه بزند زیرآب حوض خانهاش را باز می کرد تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد و بیآب لنگ بماند.
صاحب خانه وقتی خبردار می شد که کار از کار گذشته بود.
این شخص به دوستانش میگفت: «زیرآبم را زدند»، نکته دیگر این قضیه این است که نمیفهمند چه کسی زیرآب آنها را زده است.
☕️@Tea_Break
#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران
اصل ۲۶
احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناختهشده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
☕️@Tea_Break
اصل ۲۶
احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناختهشده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرواز پرندگان دریایی، بر فراز سکوی اسکله.
میتوانید تصور کنید چه حس زیبایی به این افراد دست میدهد؟😍
دریاچه خلیج فارس تهران میزبان تعدادی از این پرندگان مهاجر است. این پرندگان از نظر جثه کوچکند، شاید به اندازه کلاغ، ولی مرغابیها از آنها گریزانند، چرا که کاملا وحشی و مهاجم هستند.
طبیعت همیشه زیباست😍
☕️@Tea_Break
میتوانید تصور کنید چه حس زیبایی به این افراد دست میدهد؟😍
دریاچه خلیج فارس تهران میزبان تعدادی از این پرندگان مهاجر است. این پرندگان از نظر جثه کوچکند، شاید به اندازه کلاغ، ولی مرغابیها از آنها گریزانند، چرا که کاملا وحشی و مهاجم هستند.
طبیعت همیشه زیباست😍
☕️@Tea_Break