#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۳۱
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۳۱
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کلیپ طنز جالب😜😂
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین شیرجه جوجه اردک هارو ببینید😍
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدیمیا میگفتن، هرچی رستم زور داره، این رو داره
حالا هر چی رستم زور داره این وقیهه🤔
🎥 روحانی:
🔹به مردم وعده دادم به تورم تک رقمی و رشد دو رقمی برسیم.
🔹به هر دو وعده عمل کردم.
🔹سال ۹۵ در دنیا بالاترین رشد اقتصادی را داشتیم.
☕️@Tea_Break
حالا هر چی رستم زور داره این وقیهه🤔
🎥 روحانی:
🔹به مردم وعده دادم به تورم تک رقمی و رشد دو رقمی برسیم.
🔹به هر دو وعده عمل کردم.
🔹سال ۹۵ در دنیا بالاترین رشد اقتصادی را داشتیم.
☕️@Tea_Break
Tea Break(همپیاله)
نظریه سایه گوستاویونگ و شعر سعدی.3gp
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۲/۱
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۲/۱
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
📚گلستان سعدی
در سیرت پادشاهان، حکایت ۱۶
☕️@Tea_Break
روز اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی علیه الرحمه، بر همه پارسی زبانان جهان خجسته باد
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
📚گلستان سعدی
در سیرت پادشاهان، حکایت ۱۶
☕️@Tea_Break
روز اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی علیه الرحمه، بر همه پارسی زبانان جهان خجسته باد
«این سید خدا که شال سبز بر گردن دارد، امام جمعه بندرگز هستند که حتی برای خواهرشون هم واکسن کورونا گرفتند.
از کجا؟🤔
واکسن پاکبانها را زدهاند.
«همه با هم برابرند ولی برخی برابرترند»
☕️@Tea_Break
جناب آقای دکتر سلمانزاده، ایشون ماسک نزدندههاااا.
ای کاش سیلیهای پیاپیی که مردم از مسئولان خدوم میخوردند، به اندازه همان یک سیلی پیگیری داشت!
از کجا؟🤔
واکسن پاکبانها را زدهاند.
«همه با هم برابرند ولی برخی برابرترند»
☕️@Tea_Break
جناب آقای دکتر سلمانزاده، ایشون ماسک نزدندههاااا.
ای کاش سیلیهای پیاپیی که مردم از مسئولان خدوم میخوردند، به اندازه همان یک سیلی پیگیری داشت!
🔹 عادت ناجوانمردانهترین بیماریست، زیرا هر بد اقبالی را بما میقبولاند، هردردی را و هر مرگی را.
🔹 در اثر عادت، در کنار افراد نفرت انگیز زندگی میکنیم، به تحمل زنجیرها رضا میدهیم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میکنیم.
به درد، به تنهایی و به همه چیز تسلیم میشویم.
🔹 عادت، بیرحمترین زهر زندگیست. زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و وقتی کشف میکنیم که چطور مسموم آن شدهایم، میبینیم که هر ذره بدن مان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند.
📚 یک مرد
✍🏻 اوریانا فالاچی
☕️@Tea_Break
🔹 در اثر عادت، در کنار افراد نفرت انگیز زندگی میکنیم، به تحمل زنجیرها رضا میدهیم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میکنیم.
به درد، به تنهایی و به همه چیز تسلیم میشویم.
🔹 عادت، بیرحمترین زهر زندگیست. زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و وقتی کشف میکنیم که چطور مسموم آن شدهایم، میبینیم که هر ذره بدن مان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند.
📚 یک مرد
✍🏻 اوریانا فالاچی
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۲/۱
🌟 غزل شماره ۶۴
✍ سعدی، علیه الرحمة
🗣 خوانش: سینا ثانی
این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است
ای باد بوستان مگرت نافه در میان
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پر است
بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست
یا کاروان صبح که گیتی منور است
این قاصد از کدام زمین است مشک بوی
وین نامه در چه داشت که عنوان معطرست
بر راه باد عود در آتش نهادهاند
یا خود در آن زمین که تویی خاک عنبر است
بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن
کاصحاب را دو دیده چو مسمار بر در است
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار بر الله اکبر است
دانی که چون همیگذرانیم روزگار
روزی که بی تو میگذرد روز محشر است
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر
دیدار در حجاب و معانی برابر است
در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق
کوته کنم که قصهی ما کار دفتر است
همچون درخت بادیه سعدی به برق شوق
سوزان و میوهی سخنش همچنان تر است
آری خوش است وقت حریفان به بوی عود
وز سوز غافلند که در جان مجمر است
☕️@Tea_Break
🌟 غزل شماره ۶۴
✍ سعدی، علیه الرحمة
🗣 خوانش: سینا ثانی
این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است
ای باد بوستان مگرت نافه در میان
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پر است
بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست
یا کاروان صبح که گیتی منور است
این قاصد از کدام زمین است مشک بوی
وین نامه در چه داشت که عنوان معطرست
بر راه باد عود در آتش نهادهاند
یا خود در آن زمین که تویی خاک عنبر است
بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن
کاصحاب را دو دیده چو مسمار بر در است
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار بر الله اکبر است
دانی که چون همیگذرانیم روزگار
روزی که بی تو میگذرد روز محشر است
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر
دیدار در حجاب و معانی برابر است
در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق
کوته کنم که قصهی ما کار دفتر است
همچون درخت بادیه سعدی به برق شوق
سوزان و میوهی سخنش همچنان تر است
آری خوش است وقت حریفان به بوی عود
وز سوز غافلند که در جان مجمر است
☕️@Tea_Break
#کتاب_امروز ۱۴۰۰/۲/۲
📚کتاب: جنس ضعیف
✍نویسنده: اوریانا فالاچی
🎶 فایل صوتی(بخش نخست)
اوریانا فالاچی، خبرنگار سرشناس ایتالیایی، در این کتاب به مطالعه زنان دنیا می پردازد.
به همراه همکار عکاس خود به پاکستان، هندوستان، مالزی و … سفر می کند.
از مادرسالارها ماجراهای عجیب و شنیدنی تعریف می کند.
از فرمانبرداری زنان ژاپنی، زندگی گیشا ها ، خودسوزی زنان پاکستانی در کنار جسد همسرشان، مبارزه زنان هندی و دهها ماجرای خواندنی و تفکر بر انگیز را در ارتباط با جنس زن بیان می دارد.
این کتاب با نام های جنس ضعیف و جنس دوم شناخته شده است و خواندن آن به تمام زنان و مردانی که می خواهند بدانند در طول تاریخ چه بر سر جنس زن آمده است توصیه می شود.
☕️@Tea_Break
📚کتاب: جنس ضعیف
✍نویسنده: اوریانا فالاچی
🎶 فایل صوتی(بخش نخست)
اوریانا فالاچی، خبرنگار سرشناس ایتالیایی، در این کتاب به مطالعه زنان دنیا می پردازد.
به همراه همکار عکاس خود به پاکستان، هندوستان، مالزی و … سفر می کند.
از مادرسالارها ماجراهای عجیب و شنیدنی تعریف می کند.
از فرمانبرداری زنان ژاپنی، زندگی گیشا ها ، خودسوزی زنان پاکستانی در کنار جسد همسرشان، مبارزه زنان هندی و دهها ماجرای خواندنی و تفکر بر انگیز را در ارتباط با جنس زن بیان می دارد.
این کتاب با نام های جنس ضعیف و جنس دوم شناخته شده است و خواندن آن به تمام زنان و مردانی که می خواهند بدانند در طول تاریخ چه بر سر جنس زن آمده است توصیه می شود.
☕️@Tea_Break
Audio
@sotiPDF
#کتاب_امروز ۱۴۰۰/۲/۲
📚کتاب: جنس ضعیف
✍نویسنده: اوریانا فالاچی
🎶 فایل صوتی(بخش نخست)
دوستان این کتاب بخشهای مختلفش یکسان نیست، بنابراین به تناسب حجم فایل زمان داده خواهد شد. مثلا اون فایلهایی که بیش از یک ساعت است، یک روز در میان تقدیمتان خواهد شد.
این کتاب در ۷ فایل صوتی تقدیم حضورتان خواهد شد. امیدوارم لذت ببرید😍🙏
☕️@Tea_Break
📚کتاب: جنس ضعیف
✍نویسنده: اوریانا فالاچی
🎶 فایل صوتی(بخش نخست)
دوستان این کتاب بخشهای مختلفش یکسان نیست، بنابراین به تناسب حجم فایل زمان داده خواهد شد. مثلا اون فایلهایی که بیش از یک ساعت است، یک روز در میان تقدیمتان خواهد شد.
این کتاب در ۷ فایل صوتی تقدیم حضورتان خواهد شد. امیدوارم لذت ببرید😍🙏
☕️@Tea_Break
سنگ مزاری در قونیه، ترکیه(قدمت: ۱۳۶۳ میلادی، ۶۵۸ سال پیش، یعنی حدود ۷۰ سال پس از سعدی🤔😍)
بیت دوم، اضافه شده
کهنسالی آمد بنزد طبیب
زنالیدنش تا بمردن قریب
که دستم به رگ بر نه ای نیک رای
که پایم همی برنیاید زجای
بدین ماند این قامت خفتهام
که گویی به گل در فرورفتهام
برو، گفت دست از جهان در گسل
که پایت قیامت برآید ز گل
نشاط جوانی ز پیران مجوی
که آب روان باز ناید به جوی
اگر درجوانی زدی دست و پای
در ایام پیری به هش باش و رای
چو دوران عمر از چهل در گذشت
مزن دست و پا کآبت از سر گذشت
نشاط از من آن گه رمیدن گرفت
که شامم سپیده دمیدن گرفت
بباید هوس کردن از سر به در
که دور هوسبازی آمد به سر
به سبزه کجا تازه گردد دلم
که سبزه بخواهد دمید از گلم؟
تفرج کنان درهوا و هوس
گذشتیم برخاک بسیار کس
کسانی که دیگر به غیب اندرند
بیایند و برخاک ما بگذرند
دریغا که فصل جوانی برفت
به لهو و لعب زندگانی برفت
دریغا چنان روح پرور زمان
که بگذشت برما چو برق یمان
ز سودای آن پوشم و این خورم
نپرداختم تا غم دین خورم
دریغا که مشغول باطل شدیم
ز حق دور ماندیم و غافل شدیم
چه خوش گفت باکودک آموزگار
که کاری نکردیم و شد روزگار
☕️@Tea_Break
بیت دوم، اضافه شده
کهنسالی آمد بنزد طبیب
زنالیدنش تا بمردن قریب
که دستم به رگ بر نه ای نیک رای
که پایم همی برنیاید زجای
بدین ماند این قامت خفتهام
که گویی به گل در فرورفتهام
برو، گفت دست از جهان در گسل
که پایت قیامت برآید ز گل
نشاط جوانی ز پیران مجوی
که آب روان باز ناید به جوی
اگر درجوانی زدی دست و پای
در ایام پیری به هش باش و رای
چو دوران عمر از چهل در گذشت
مزن دست و پا کآبت از سر گذشت
نشاط از من آن گه رمیدن گرفت
که شامم سپیده دمیدن گرفت
بباید هوس کردن از سر به در
که دور هوسبازی آمد به سر
به سبزه کجا تازه گردد دلم
که سبزه بخواهد دمید از گلم؟
تفرج کنان درهوا و هوس
گذشتیم برخاک بسیار کس
کسانی که دیگر به غیب اندرند
بیایند و برخاک ما بگذرند
دریغا که فصل جوانی برفت
به لهو و لعب زندگانی برفت
دریغا چنان روح پرور زمان
که بگذشت برما چو برق یمان
ز سودای آن پوشم و این خورم
نپرداختم تا غم دین خورم
دریغا که مشغول باطل شدیم
ز حق دور ماندیم و غافل شدیم
چه خوش گفت باکودک آموزگار
که کاری نکردیم و شد روزگار
☕️@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جهان_مکانیک ۱۴۰۰/۲/۲
قوانین نیوتون (قسمت ششم)
قانون اینرسی، قانون اول نیوتون
قانون دوم، قانون F=ma
قانون سوم، قانون عمل و عکسالعمل
مولفه افقی و عمودی حرکت پرتابه
حرکت با سرعت ثابت
حرکت با شتاب ثابت
و مطالب دیگر ...
پیشنهاد میکنم، این کلیپ رو از دست ندید
☕️@Tea_Break
قوانین نیوتون (قسمت ششم)
قانون اینرسی، قانون اول نیوتون
قانون دوم، قانون F=ma
قانون سوم، قانون عمل و عکسالعمل
مولفه افقی و عمودی حرکت پرتابه
حرکت با سرعت ثابت
حرکت با شتاب ثابت
و مطالب دیگر ...
پیشنهاد میکنم، این کلیپ رو از دست ندید
☕️@Tea_Break