#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۲۸
🌟 دیباچه گلستان (بخش پنجم)
یک شب تأمل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده میسفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفتههای پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم
زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش پنجم)
یک شب تأمل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده میسفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفتههای پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم
زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
☕️@Tea_Break
حالا کافی بود دوتا مرغ بدن، که دو ریال ارزونتر میخواست بشه، اونوقت هزار جور کراس چک میکردن.
چه توجیه جالبی🤔🤔🤔
☕️@Tea_Break
چه توجیه جالبی🤔🤔🤔
☕️@Tea_Break
#آزمایش_امروز ۱۴۰۰/۱/۲۹
🌟 چگالی جریان و اختلاف ولتاژ
وقتی جریانی ناشی از یک آذرخش وارد زمین میشود، چون زمین رسانا است، جریان از داخل یک نیمکره پخش میشود(شکل با متن انگلیسی). با افزایش فاصله مساحت نیمکره افزایش مییابد، و چون جریان ورودی از طریق آذرخش تابت است پس چگالی جریان(جریان در واحد سطح) کاهش میابد. پس هر چه دو نقطه دورتر باشند اختلاف ولتاژ بین دو نقطه (جریان عبوری از بدن گاو) بیشتر بوده و با وجودی که گاوهای بزرگتر قدرت بدنی بیشتری دارند، از آنجایی که فاصله پاهایشان بیشتر است، جریان بیشتری از بدنشان عبور کرده و زودتر تلف میشوند(شکل دست نویس).
در کلیپ ویدئویی به نظر میرسد که لوله آب نصب شده روی دیوار با برق اتصالی پیدا کرده است. با این ترتیب اختلاف پتانسیل به صورت استوانهای است.
در فیلم دو پدیده مشهود است:
1⃣ گاوها در لحظاتی که موازی دیوار قرار میگیرند، کمتر تحت تاثیر جریان الکتریکی هستند
2⃣ گاوی که بزرگتر است بیشتر تاثیر میپذیرد و به سرعت تلف میشود، در حالی که گوسالهها زنده میمانند.
☕️@Tea_Break
🌟 چگالی جریان و اختلاف ولتاژ
وقتی جریانی ناشی از یک آذرخش وارد زمین میشود، چون زمین رسانا است، جریان از داخل یک نیمکره پخش میشود(شکل با متن انگلیسی). با افزایش فاصله مساحت نیمکره افزایش مییابد، و چون جریان ورودی از طریق آذرخش تابت است پس چگالی جریان(جریان در واحد سطح) کاهش میابد. پس هر چه دو نقطه دورتر باشند اختلاف ولتاژ بین دو نقطه (جریان عبوری از بدن گاو) بیشتر بوده و با وجودی که گاوهای بزرگتر قدرت بدنی بیشتری دارند، از آنجایی که فاصله پاهایشان بیشتر است، جریان بیشتری از بدنشان عبور کرده و زودتر تلف میشوند(شکل دست نویس).
در کلیپ ویدئویی به نظر میرسد که لوله آب نصب شده روی دیوار با برق اتصالی پیدا کرده است. با این ترتیب اختلاف پتانسیل به صورت استوانهای است.
در فیلم دو پدیده مشهود است:
1⃣ گاوها در لحظاتی که موازی دیوار قرار میگیرند، کمتر تحت تاثیر جریان الکتریکی هستند
2⃣ گاوی که بزرگتر است بیشتر تاثیر میپذیرد و به سرعت تلف میشود، در حالی که گوسالهها زنده میمانند.
☕️@Tea_Break
👍1
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۳۰
🌟 دیباچه گلستان(بخش ششم)
تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس، برسم قدیم از در، در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد، جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم، رنجیده نگه کرد و گفت:
کنونت که امکان گفتار هست
بگو ای برادر به لطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسد
به حکم ضرورت زبان در کشی
کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم، که بقیت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند، تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش. گفتا: به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریقت معروف، که آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل، و خلاف راه صوابست و نقض رای اولوالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.
زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیلهور
اگرچه پیش خردمند خامشی ادبست
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقلست، دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان(بخش ششم)
تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس، برسم قدیم از در، در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد، جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم، رنجیده نگه کرد و گفت:
کنونت که امکان گفتار هست
بگو ای برادر به لطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسد
به حکم ضرورت زبان در کشی
کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم، که بقیت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند، تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش. گفتا: به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریقت معروف، که آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل، و خلاف راه صوابست و نقض رای اولوالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.
زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیلهور
اگرچه پیش خردمند خامشی ادبست
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقلست، دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۳۰
🌟 دیباچه گلستان(بخش ششم)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس، برسم قدیم از در، در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد، جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم، رنجیده نگه کرد و گفت:
کنونت که امکان گفتار هست
بگو ای برادر به لطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسد
به حکم ضرورت زبان در کشی
کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم، که بقیت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند، تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش. گفتا: به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریقت معروف، که آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل، و خلاف راه صوابست و نقض رای اولوالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.
زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیلهور
اگرچه پیش خردمند خامشی ادبست
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقلست، دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان(بخش ششم)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس، برسم قدیم از در، در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد، جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم، رنجیده نگه کرد و گفت:
کنونت که امکان گفتار هست
بگو ای برادر به لطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسد
به حکم ضرورت زبان در کشی
کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم، که بقیت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند، تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش. گفتا: به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریقت معروف، که آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل، و خلاف راه صوابست و نقض رای اولوالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.
زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیلهور
اگرچه پیش خردمند خامشی ادبست
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقلست، دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر میکنید، اگر مسئولینی که در راس امور هستند، این کلیپ رو ببینند، خجالت میکشند؟
من که فکر نمیکنم.
سالهاست که نان همین هموطن ایرانی رو دارند لقمه میکنند و دهان چین میگذارند.
📋 اشک یتیم
✍ پروین اعتصامی
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت
این اشک دیدهٔ من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطرهٔ سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
☕️@Tea_Break
من که فکر نمیکنم.
سالهاست که نان همین هموطن ایرانی رو دارند لقمه میکنند و دهان چین میگذارند.
📋 اشک یتیم
✍ پروین اعتصامی
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت
این اشک دیدهٔ من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطرهٔ سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوع نگاه آقای روحانی در مورد ارتشیان بازنشسته چه بود؟
آخر تنگ چشمی تا به چه حد؟!🤔
با این همه توصیه که از نیاکانمان شنیدهایم، آخر چند بار باید اشتباه کنیم؟😔
نبینی که چشمانش از کهرباست
وفا جستن از تنگ چشمان خطاست
✍ سعدی (بوستان)
گفت کای(که ای) تنگ چشم تاتاری
صید ما را به چشم درناری(در نیاوری)
✍ نظامی
همه تنگ چشمان مردم فریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
✍ نظامی
☕️@Tea_Break
آخر تنگ چشمی تا به چه حد؟!🤔
با این همه توصیه که از نیاکانمان شنیدهایم، آخر چند بار باید اشتباه کنیم؟😔
نبینی که چشمانش از کهرباست
وفا جستن از تنگ چشمان خطاست
✍ سعدی (بوستان)
گفت کای(که ای) تنگ چشم تاتاری
صید ما را به چشم درناری(در نیاوری)
✍ نظامی
همه تنگ چشمان مردم فریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
✍ نظامی
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهکار دیگری از چین🇨🇳
جنایتی در لباس تغذیه
نمیدانم، سازمانهای بینالمللی، حقوق بشر، حقوق حیوانات کجا هستند؟
جالبترش اینه که ما داریم خودمون، کشورمون و امنیت ایرانمون رو به دست اینها میسپاریم.
آیا این دوستان، منجیان ایران و ملت ایران خواهند بود؟
☕️@Tea_Break
جنایتی در لباس تغذیه
نمیدانم، سازمانهای بینالمللی، حقوق بشر، حقوق حیوانات کجا هستند؟
جالبترش اینه که ما داریم خودمون، کشورمون و امنیت ایرانمون رو به دست اینها میسپاریم.
آیا این دوستان، منجیان ایران و ملت ایران خواهند بود؟
☕️@Tea_Break
جهانپور: واکسیناسیون کرونا رایگان است
سخنگوی سازمان غذا و دارو:
🔹واکسیناسیون در چارچوب سند ملی واکسیناسیون علیه کووید۱۹ بصورت رایگان تا رسیدن به نقطه هدف یعنی ایمنی جمعی ناشی از واکسیناسیون انجام خواهد شد.
🔹وزارت بهداشت هرگونه سیاست موازی یا دورزدن این برنامه ملی تحت هر عنوان اعم از پرداخت هزینه واکسن که ناقض برنامه ملی واکسیناسیون باشد را تکذیب میکند.
🔹هر واکسن مجاز از هرجا وارد یا تولید شود توسط وزارت بهداشت خریداری و در چارچوب برنامه واکسیناسیون ملی علیه کووید۱۹ بصورت رایگان توزیع و تلقیح خواهد شد.
☕️@Tea_Break
منبع خبر👇
https://www.irna.ir/news/84299795/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
سخنگوی سازمان غذا و دارو:
🔹واکسیناسیون در چارچوب سند ملی واکسیناسیون علیه کووید۱۹ بصورت رایگان تا رسیدن به نقطه هدف یعنی ایمنی جمعی ناشی از واکسیناسیون انجام خواهد شد.
🔹وزارت بهداشت هرگونه سیاست موازی یا دورزدن این برنامه ملی تحت هر عنوان اعم از پرداخت هزینه واکسن که ناقض برنامه ملی واکسیناسیون باشد را تکذیب میکند.
🔹هر واکسن مجاز از هرجا وارد یا تولید شود توسط وزارت بهداشت خریداری و در چارچوب برنامه واکسیناسیون ملی علیه کووید۱۹ بصورت رایگان توزیع و تلقیح خواهد شد.
☕️@Tea_Break
منبع خبر👇
https://www.irna.ir/news/84299795/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
قدیم اعیان بابا ننه داشتند، علاقه به آب و خاکشان داشتند، اما حالا هر دبوری، هر دیزی پزی میخواد وکیل(نماینده) بشه تا بهتر مردم را بچاپه و بعد بره خارجه زندگی بکنه!
✍ صادق هدایت
📚 حاجی آقا
“اصلا خاک مرده توی این مملکت پاشیدند! همه منتظر بودند که بعد از دموکراسی روزنامهها از مضار فساد اخلاق و دیکتاتوری و تشویق به صلح و سلم و دین و آئین بنویسند.
حالا همهاش با دعوت به هرج و مرج، توطئه اجنبی پرستی، ورق پارههای خودشان را پر میکنند. البته حقیقت تلخه اما باید اذعان داشته باشیم که نژادمان فاسد شده، نه علم، نه هنر.
از ملتی که لذیذترین خوراکش جگرکه چی میشه توقع داشت؟ هوا و زمین و آبمان پر از کثافت و میکروبه.
باور کنید که ما داریم تو چاهک دنیا زندگی میکنیم و مثل کرم تو هم میلولیم. زمامدارانمان همه دزد و دغل و رشوه خورند. بله دیگه منتظر چی هستید؟
اوخ اوخ.... قدیم اعیان بابا ننه داشتند، علاقه به آب و خاکشان داشتند، اما حالا هر دبوری، هر دیزی پزی میخواد وکیل بشه تا بهتر مردم را بچاپه و بعد بره خارجه زندگی بکنه.”
✍ صادق هدایت
📚 حاجی آقا
☕️@Tea_Break
✍ صادق هدایت
📚 حاجی آقا
“اصلا خاک مرده توی این مملکت پاشیدند! همه منتظر بودند که بعد از دموکراسی روزنامهها از مضار فساد اخلاق و دیکتاتوری و تشویق به صلح و سلم و دین و آئین بنویسند.
حالا همهاش با دعوت به هرج و مرج، توطئه اجنبی پرستی، ورق پارههای خودشان را پر میکنند. البته حقیقت تلخه اما باید اذعان داشته باشیم که نژادمان فاسد شده، نه علم، نه هنر.
از ملتی که لذیذترین خوراکش جگرکه چی میشه توقع داشت؟ هوا و زمین و آبمان پر از کثافت و میکروبه.
باور کنید که ما داریم تو چاهک دنیا زندگی میکنیم و مثل کرم تو هم میلولیم. زمامدارانمان همه دزد و دغل و رشوه خورند. بله دیگه منتظر چی هستید؟
اوخ اوخ.... قدیم اعیان بابا ننه داشتند، علاقه به آب و خاکشان داشتند، اما حالا هر دبوری، هر دیزی پزی میخواد وکیل بشه تا بهتر مردم را بچاپه و بعد بره خارجه زندگی بکنه.”
✍ صادق هدایت
📚 حاجی آقا
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۳۱
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۳۱
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش هفتم)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق.
چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده
پیراهن برگ بر درختان
چون جامه عید نیکبختان
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان، اتفاق مبیت افتاد. موضعی خوش و خرّم و درختان درهم، گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش آویخته
روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
(باغی که آب نهرهایش جاری بود)
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون
(درختانی که صدای پرندگان بر بالایش فضا را پر کرده بود)
آن پُر از لالههای رنگارنگ
وین پر از میوههای گوناگون
باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کلیپ طنز جالب😜😂
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین شیرجه جوجه اردک هارو ببینید😍
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدیمیا میگفتن، هرچی رستم زور داره، این رو داره
حالا هر چی رستم زور داره این وقیهه🤔
🎥 روحانی:
🔹به مردم وعده دادم به تورم تک رقمی و رشد دو رقمی برسیم.
🔹به هر دو وعده عمل کردم.
🔹سال ۹۵ در دنیا بالاترین رشد اقتصادی را داشتیم.
☕️@Tea_Break
حالا هر چی رستم زور داره این وقیهه🤔
🎥 روحانی:
🔹به مردم وعده دادم به تورم تک رقمی و رشد دو رقمی برسیم.
🔹به هر دو وعده عمل کردم.
🔹سال ۹۵ در دنیا بالاترین رشد اقتصادی را داشتیم.
☕️@Tea_Break
Tea Break(همپیاله)
نظریه سایه گوستاویونگ و شعر سعدی.3gp
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۲/۱
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۲/۱
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان سعدی (بخش پایانی)
🗣 خوانش: مهدی خاکیان
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد، دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده؛ گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفتهاند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید، گفتا طریق چیست؟ گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند.
به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا. فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت؛ در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت بیفزاید فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
📚گلستان سعدی
در سیرت پادشاهان، حکایت ۱۶
☕️@Tea_Break
روز اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی علیه الرحمه، بر همه پارسی زبانان جهان خجسته باد
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
📚گلستان سعدی
در سیرت پادشاهان، حکایت ۱۶
☕️@Tea_Break
روز اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی علیه الرحمه، بر همه پارسی زبانان جهان خجسته باد