#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۲۸
🌟 دیباچه گلستان (بخش چهارم)
عاکفان کعبه جلالش به تقصیر عبادت معترف که ما عبدناکَ حقّ عبادتِک (آنچنان که شایسته بود بندگیش نکردیم) و واصفان حلیهٔ جمالش به تحیر منسوب که ما عَرَفناکَ حقّ مَعرِفتِک (آنچنان که شایسته بود نشناختیمش)
گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بینشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوقند
بر نیاید ز کشتگان آواز
یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده حالی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت: ازین بستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی گفت: به خاطر داشتم، چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را، چون برسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بیخبرانند
کانرا که خبرشد خبری باز نیامد
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفتهاند و شنیدیم و خواندهایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهایم
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش چهارم)
عاکفان کعبه جلالش به تقصیر عبادت معترف که ما عبدناکَ حقّ عبادتِک (آنچنان که شایسته بود بندگیش نکردیم) و واصفان حلیهٔ جمالش به تحیر منسوب که ما عَرَفناکَ حقّ مَعرِفتِک (آنچنان که شایسته بود نشناختیمش)
گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بینشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوقند
بر نیاید ز کشتگان آواز
یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده حالی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت: ازین بستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی گفت: به خاطر داشتم، چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را، چون برسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بیخبرانند
کانرا که خبرشد خبری باز نیامد
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفتهاند و شنیدیم و خواندهایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهایم
☕️@Tea_Break
تصاویری بسیار تأمل برانگیز که جای فکر دارد و تغییر سبک زندگی را میطلبد.
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
Tea Break(همپیاله)
♦اعضای شورای شهر و شهرداری آبادان سهمیه واکسن پاکبانان را به سرقت بردند! 🔹رییس دانشکده علوم پزشکی آبادان تزریق سهمیه واکسن کرونا پاکبانان به برخی مدیران شهرداری و اعضای شورای شهر را تایید کرد. 🔹با توجه به اینکه افراد ماسک بر چهره داشتند، شناسایی آنان برای…
وزارت بهداشت لیست اولویت واکسن کرونا را بدین ترتیب اعلام نمود😐
۱- خانمهای باردار بالای ۶۵سال
۲- دختران باردار زیر ۵سال
۳- مردان باردار
۴- زنان مبتلا به سرطان پروستات
۵- مردان مبتلا به سرطان رحم
۶- کودکان مبتلا به کهولت سن
۷- نمایندگان مجلس و مسئولین
بقیه افراد هم لطفا بیشتر مراقب خود باشند.😐✋
☕️@Tea_Break
۱- خانمهای باردار بالای ۶۵سال
۲- دختران باردار زیر ۵سال
۳- مردان باردار
۴- زنان مبتلا به سرطان پروستات
۵- مردان مبتلا به سرطان رحم
۶- کودکان مبتلا به کهولت سن
۷- نمایندگان مجلس و مسئولین
بقیه افراد هم لطفا بیشتر مراقب خود باشند.😐✋
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنههایی زیبا از حرکات انسانها و حیوانات😍
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
#آزمایش_امروز ۱۴۰۰/۱/۲۷
🌟 گذر ایستگاه بینالمللی فضایی از مقابل ماه از دید ناظر تهران
ایستگاه بینالمللی فضایی در ارتفاع ۴۳۲ کیلومتری از سطح زمین قرار دارد. در یک اتفاق جالب، ایستگاه فضایی که تقریبا هر روز تقریبا ۱۶ دور به گرد زمین میچرخداز دید ناظر تهران، از مقابل ماه عبور کرد. به دلیل کنتراست رنگی که در این حالت ایجاد میشود، امکان مشاهده آن برای ناظر تهرانی فراهم میشود. این اتفاق روز جمعه ۲۶ فروردین و در ساعت ۱۶:۲۳:۵۶ ثانیه رخ داد. تصاویری که مشاهده میکنید از پشت بام دانشکده فیزیک و مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرفته شده است.
☕️@Tea_Break
🌟 گذر ایستگاه بینالمللی فضایی از مقابل ماه از دید ناظر تهران
ایستگاه بینالمللی فضایی در ارتفاع ۴۳۲ کیلومتری از سطح زمین قرار دارد. در یک اتفاق جالب، ایستگاه فضایی که تقریبا هر روز تقریبا ۱۶ دور به گرد زمین میچرخداز دید ناظر تهران، از مقابل ماه عبور کرد. به دلیل کنتراست رنگی که در این حالت ایجاد میشود، امکان مشاهده آن برای ناظر تهرانی فراهم میشود. این اتفاق روز جمعه ۲۶ فروردین و در ساعت ۱۶:۲۳:۵۶ ثانیه رخ داد. تصاویری که مشاهده میکنید از پشت بام دانشکده فیزیک و مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرفته شده است.
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۲۸
🌟 دیباچه گلستان (بخش پنجم)
یک شب تأمل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده میسفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفتههای پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم
زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش پنجم)
یک شب تأمل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده میسفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفتههای پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم
زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۴۰۰/۱/۲۸
🌟 دیباچه گلستان (بخش پنجم)
یک شب تأمل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده میسفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفتههای پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم
زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
☕️@Tea_Break
🌟 دیباچه گلستان (بخش پنجم)
یک شب تأمل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده میسفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفتههای پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم
زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
☕️@Tea_Break
حالا کافی بود دوتا مرغ بدن، که دو ریال ارزونتر میخواست بشه، اونوقت هزار جور کراس چک میکردن.
چه توجیه جالبی🤔🤔🤔
☕️@Tea_Break
چه توجیه جالبی🤔🤔🤔
☕️@Tea_Break