#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۱۱/۹
استاد محمد تقی جعفری
زاده: ۱۳۰۲/۵/۲ تبریز
درگذشت: ۱۳۷۷/۸/۲۵ انگلستان
♦️تحصیلات ابتدایی و مقدماتی
محمدتقی نزد مادر مقداری مقدمات دروس و قرآن را آموخت. آنگاه در مدرسهٔ اعتماد تبریز پایه چهارم و پنجم را با رتبه بالا گذراند. سپس به همراه برادرش مقارن سالهای پایانی جنگ جهانی دوم به مدرسهٔ طالبیه تبریز رفته و تحصیلات علوم دینی را نزد استادان آنجا پیگرفت.
♦️تحصیلات عالی حوزوی وی
در سال۱۳۲۰ در ۱۸ سالگی، زادگاه خویش را به قصد اقامت در تهران ترک نمود، و در مدرسه مروی نزد استادان تحصیل متن رسائل و مکاسب را پی گرفت. پس از سه سال، در سال ۱۳۲۲ ه.ش به شهر قم مهاجرت نمود، و ضمن تحصیل در مدرسه دارالشفای قم ملبس به لباس روحانیت گردید و دروس خارج را در آنجا آغاز کرد.
وی سپس برای ادامه تحصیلات، راهی نجف شد. وی بیست و سه ساله بود که به درجهٔ اجتهاد نایل گردید. وی در سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ پس از یازده سال اقامت در نجف به ایران بازگشت.
☕️@Tea_Break
استاد محمد تقی جعفری
زاده: ۱۳۰۲/۵/۲ تبریز
درگذشت: ۱۳۷۷/۸/۲۵ انگلستان
♦️تحصیلات ابتدایی و مقدماتی
محمدتقی نزد مادر مقداری مقدمات دروس و قرآن را آموخت. آنگاه در مدرسهٔ اعتماد تبریز پایه چهارم و پنجم را با رتبه بالا گذراند. سپس به همراه برادرش مقارن سالهای پایانی جنگ جهانی دوم به مدرسهٔ طالبیه تبریز رفته و تحصیلات علوم دینی را نزد استادان آنجا پیگرفت.
♦️تحصیلات عالی حوزوی وی
در سال۱۳۲۰ در ۱۸ سالگی، زادگاه خویش را به قصد اقامت در تهران ترک نمود، و در مدرسه مروی نزد استادان تحصیل متن رسائل و مکاسب را پی گرفت. پس از سه سال، در سال ۱۳۲۲ ه.ش به شهر قم مهاجرت نمود، و ضمن تحصیل در مدرسه دارالشفای قم ملبس به لباس روحانیت گردید و دروس خارج را در آنجا آغاز کرد.
وی سپس برای ادامه تحصیلات، راهی نجف شد. وی بیست و سه ساله بود که به درجهٔ اجتهاد نایل گردید. وی در سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ پس از یازده سال اقامت در نجف به ایران بازگشت.
☕️@Tea_Break
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۱۱/۹
استاد محمد تقی جعفری
♦️فلسفه و عرفان
محمدتقی جعفری در عنفوان جوانی تن به سفر سپرد و به علم هجرت کرد و اقیانوس عمیق فلسفه و مکاتب فلسفی شرق و غرب را درنوردید.
فلسفه و عرفان خود را در کانون فلسفی - عرفانی نجف و تهران تکمیل کرد و در اثر ژرف نگری هایی روزآمد، با کوله باری از نو اندیشی و تازه نگری به ایران بازگشت و با تمام خود، تا زمانی که دار فانی را وداع گفت، در خدمت 《انسان》 《علم》 و 《فرهنگ》 قرار داشت.
♦️مجموعه آثار
پس از فوت ایشان مؤسسه نشر کرامت به مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری تغییر نام داد و یکی از اهداف آن تهیه مجموعه آثار محمدتقی جعفری بود به گونهای که شامل تمام آثار او بشود. این مجموعه به تدریج توسط این مؤسسه منتشر میشود.
♦️اگر بخواهم شخصیت محمدتقی جعفری رو توصیف کنم، بزرگترین کارش معرفی مفهومی به نام «کوک چهارم» بود، که خودش مصداق بارز این مفهوم بود. حالا ببینیم مفهوم «کوک چهارم» چیست؟
☕️@Tea_Break
استاد جعفری یک مفهوم زیبا رو مطرح کرد، «کوک چهارم». ببینید و لذت ببرید👇👇👇
استاد محمد تقی جعفری
♦️فلسفه و عرفان
محمدتقی جعفری در عنفوان جوانی تن به سفر سپرد و به علم هجرت کرد و اقیانوس عمیق فلسفه و مکاتب فلسفی شرق و غرب را درنوردید.
فلسفه و عرفان خود را در کانون فلسفی - عرفانی نجف و تهران تکمیل کرد و در اثر ژرف نگری هایی روزآمد، با کوله باری از نو اندیشی و تازه نگری به ایران بازگشت و با تمام خود، تا زمانی که دار فانی را وداع گفت، در خدمت 《انسان》 《علم》 و 《فرهنگ》 قرار داشت.
♦️مجموعه آثار
پس از فوت ایشان مؤسسه نشر کرامت به مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری تغییر نام داد و یکی از اهداف آن تهیه مجموعه آثار محمدتقی جعفری بود به گونهای که شامل تمام آثار او بشود. این مجموعه به تدریج توسط این مؤسسه منتشر میشود.
♦️اگر بخواهم شخصیت محمدتقی جعفری رو توصیف کنم، بزرگترین کارش معرفی مفهومی به نام «کوک چهارم» بود، که خودش مصداق بارز این مفهوم بود. حالا ببینیم مفهوم «کوک چهارم» چیست؟
☕️@Tea_Break
استاد جعفری یک مفهوم زیبا رو مطرح کرد، «کوک چهارم». ببینید و لذت ببرید👇👇👇
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۱۱/۹
استاد محمد تقی جعفری
🔰 «کوک چهارم» (بخش نخست)
بعد از پایان کلاس شرح مثنوی معنوی مولانا جلال الدین، استاد علامه محمدتقی جعفری گفت:
من خیلی فکر کردم و به این جمعبندی رسیدهام
که رسالت همه پیغمبران در این عبارت خلاصه میشود،
"کوک چهارم"!
💠 شاگردان پرسیدند:
"کوک چهارم" چیست؟
علامه با آن لهجه شیرین ٱذری در تمثیل چنین شرح میدهد:
یک شخصی کفشهایش را برای تعمیر نزد کفاشی میبرد،
کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه کوک میخواهد
و هر کوک مثلا ده تومان میشود
و خرج تعمیر کفش کلا میشود سی تومان ...
مشتری هم قبول میکند. پول را میدهد و میرود
تا ساعتی دیگر برگردد و سوار کفش تعمیر شده بشود.
کفاش دست به کار میشود.
کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام...!!
اما با یک نگاه عمیق در مییابد اگر چه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش، کفشتر خواهد شد.
از یک سو، قرار مالی را گذاشته و نمیشود طلب اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نه.
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعدهی توافق، مانده است!؟🤔
☕️@Tea_Break
ادامه 👇👇👇
استاد محمد تقی جعفری
🔰 «کوک چهارم» (بخش نخست)
بعد از پایان کلاس شرح مثنوی معنوی مولانا جلال الدین، استاد علامه محمدتقی جعفری گفت:
من خیلی فکر کردم و به این جمعبندی رسیدهام
که رسالت همه پیغمبران در این عبارت خلاصه میشود،
"کوک چهارم"!
💠 شاگردان پرسیدند:
"کوک چهارم" چیست؟
علامه با آن لهجه شیرین ٱذری در تمثیل چنین شرح میدهد:
یک شخصی کفشهایش را برای تعمیر نزد کفاشی میبرد،
کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه کوک میخواهد
و هر کوک مثلا ده تومان میشود
و خرج تعمیر کفش کلا میشود سی تومان ...
مشتری هم قبول میکند. پول را میدهد و میرود
تا ساعتی دیگر برگردد و سوار کفش تعمیر شده بشود.
کفاش دست به کار میشود.
کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام...!!
اما با یک نگاه عمیق در مییابد اگر چه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش، کفشتر خواهد شد.
از یک سو، قرار مالی را گذاشته و نمیشود طلب اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نه.
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعدهی توافق، مانده است!؟🤔
☕️@Tea_Break
ادامه 👇👇👇
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۱۱/۹
استاد محمد تقی جعفری
🔰 «کوک چهارم (بخش دوم)
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعدهی توافق، مانده است.
یک دو راهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست.
اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده،
اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم کرده.
اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون راه رفته، اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد.
🔰 دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و ما کفاشهای دو دل...!
برایتان دعا میکنم که در این دنیای فانی همیشه و هر لحظه با نگاهتان،
با کلامتان، و با قدم هایتان با مهرورزی و از سر وجدان کوک چهارم را برای ديگران بزنید.
دنیایی سراسر خیر و نیکی خواهیم داشت اگر با هم مهربان باشیم.
روزتان پر از کوک چهارم♥️
☕️@Tea_Break
پایان👋
استاد محمد تقی جعفری
🔰 «کوک چهارم (بخش دوم)
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعدهی توافق، مانده است.
یک دو راهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست.
اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده،
اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم کرده.
اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون راه رفته، اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد.
🔰 دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و ما کفاشهای دو دل...!
برایتان دعا میکنم که در این دنیای فانی همیشه و هر لحظه با نگاهتان،
با کلامتان، و با قدم هایتان با مهرورزی و از سر وجدان کوک چهارم را برای ديگران بزنید.
دنیایی سراسر خیر و نیکی خواهیم داشت اگر با هم مهربان باشیم.
روزتان پر از کوک چهارم♥️
☕️@Tea_Break
پایان👋
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۱۱/۹
استاد محمد تقی جعفری
یه خاطره بسیار زیبا😍
از زبان استاد محمد تقی جعفری😜😂
☕️Tea_Break
استاد محمد تقی جعفری
یه خاطره بسیار زیبا😍
از زبان استاد محمد تقی جعفری😜😂
☕️Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مولوی میگه:
از محبت نیش نوشی میشود
از محبت شیر موشی میشود
این محبت هم نتیجهی، دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست
☕️@Tea_Break
از محبت نیش نوشی میشود
از محبت شیر موشی میشود
این محبت هم نتیجهی، دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گیف حکایت خیلی از ماهاست
آدمها را به میزان درکشان بسنج نه مدرکشان ...
چرا که فاصلهی زیادی است از درک تا مدرک ...
مدرکی که درک بالاتری به ارمغان نیاورد، کاغذ پارهای بیش نیست ...
مهمترین نشانه ی درک "تواضع" است.
☕️@Tea_Break
آدمها را به میزان درکشان بسنج نه مدرکشان ...
چرا که فاصلهی زیادی است از درک تا مدرک ...
مدرکی که درک بالاتری به ارمغان نیاورد، کاغذ پارهای بیش نیست ...
مهمترین نشانه ی درک "تواضع" است.
☕️@Tea_Break
دزدهای کوچک قربانیان فقرند
و دزدیهای بزرگ ریشههای فقر...!!
عدالت حقیقی در حذف ریشههای فقر است، نه به زنجیرکشیدن قربانیان فقر...!!
✍فئودور داستایوفسکی
☕️@Tea_Break
و دزدیهای بزرگ ریشههای فقر...!!
عدالت حقیقی در حذف ریشههای فقر است، نه به زنجیرکشیدن قربانیان فقر...!!
✍فئودور داستایوفسکی
☕️@Tea_Break
#شعر_امروز ۱۳۹۹/۱۱/۱۰
صائب تبریزی معروفترین شاعر سبک هندی(بخش پنجم)
علاقهمندان به سخن و شعر صائب از مکانهای مختلف و برخی پای پیاده به اصفهان میآمدند تا وی را ملاقات کنند. نویسندههای تذکرههای نصرآبادی، قصصالخاقانی، سروآباد و کلمات الشعرا استادی و جلالت وی را در سرودن اشعار پارسی ستودهاند. صائب تبریزی شاعری کثیرالشعر بود. شمار اشعار وی را از ۶۰ هزار تا ۱۲۰ هزار نیز گفتهاند. آثار صائب جز سه چهار هزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه و ناقص به نام قندهارنامه و دو سه قطعه، همگی غزل است. افزون بر غزلهای پارسی، وی هفده غزل به ترکی آذربایجانی نیز دارد.
خاکیان پاک طینت دانهی یک سبحهاند
هر که یک دل را نوازش کرد، عالم را نواخت
اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست
چندان که شد نگهبهنگه آشنا، بس است
شاه و گدا به دیدهی دریادلان یکیست
پوشیده است پست و بلند زمین در آب
حسن و عشق پاک را شرم و حیا در کار نیست
پیش مردم، شمع در بر میکشد پروانه را
عشق سازد ز هوس، پاک دل آدم را
دزد چون شحنه شود، امن کند عالم را
☕️@Tea_Break
صائب تبریزی معروفترین شاعر سبک هندی(بخش پنجم)
علاقهمندان به سخن و شعر صائب از مکانهای مختلف و برخی پای پیاده به اصفهان میآمدند تا وی را ملاقات کنند. نویسندههای تذکرههای نصرآبادی، قصصالخاقانی، سروآباد و کلمات الشعرا استادی و جلالت وی را در سرودن اشعار پارسی ستودهاند. صائب تبریزی شاعری کثیرالشعر بود. شمار اشعار وی را از ۶۰ هزار تا ۱۲۰ هزار نیز گفتهاند. آثار صائب جز سه چهار هزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه و ناقص به نام قندهارنامه و دو سه قطعه، همگی غزل است. افزون بر غزلهای پارسی، وی هفده غزل به ترکی آذربایجانی نیز دارد.
خاکیان پاک طینت دانهی یک سبحهاند
هر که یک دل را نوازش کرد، عالم را نواخت
اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست
چندان که شد نگهبهنگه آشنا، بس است
شاه و گدا به دیدهی دریادلان یکیست
پوشیده است پست و بلند زمین در آب
حسن و عشق پاک را شرم و حیا در کار نیست
پیش مردم، شمع در بر میکشد پروانه را
عشق سازد ز هوس، پاک دل آدم را
دزد چون شحنه شود، امن کند عالم را
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرگز از سکوت بغض آلود یک زن خوشحال نشوید چون ...
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
اگر ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ در حالت ﻋﺼﺒﺎنیت ببینیم، بهتر میتوانیم آنها را قضاوت کنیم
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ در هنگام ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ، از ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ میﺩﻫﻨﺪ
ﻣﯿﺰﺍﻥ منطﻖ،
ﺍﺩﺏ،
ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭح،
ﺷﻌﻮر،
ﻣﻌﺮﻓﺖ،
اصالت،
ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ راستین ﺷﺎﻥ
نسبت ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ بهتر نشان ﻣﯽﺩﻫﺪ!
آدمها را در عصبانیت بهتر میتوان شناخت
☕️@Tea_Break
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ در هنگام ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ، از ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ میﺩﻫﻨﺪ
ﻣﯿﺰﺍﻥ منطﻖ،
ﺍﺩﺏ،
ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭح،
ﺷﻌﻮر،
ﻣﻌﺮﻓﺖ،
اصالت،
ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ راستین ﺷﺎﻥ
نسبت ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ بهتر نشان ﻣﯽﺩﻫﺪ!
آدمها را در عصبانیت بهتر میتوان شناخت
☕️@Tea_Break
صبح آغاز شد
امروز در گلدان زندگی، عشق بکار
گل دوستی، گل صداقت
گل محبت و گل مهربانی
خواهی دید گلدانت از همه گلهای عالم خوشبوتر میشود
🌸سلام دوستان، صبحتون بخیر و نیکی
🌸آدینتون پر از مهر و شادی
☕️@Tea_Break
امروز در گلدان زندگی، عشق بکار
گل دوستی، گل صداقت
گل محبت و گل مهربانی
خواهی دید گلدانت از همه گلهای عالم خوشبوتر میشود
🌸سلام دوستان، صبحتون بخیر و نیکی
🌸آدینتون پر از مهر و شادی
☕️@Tea_Break
خندهی غم آلود
چون باد میروی و به خاکم فکندهای
آری برو که خانه ز بنیاد کندهای
حسن و هنر به هیچ، ز عشق بهشتیام
شرمی نیامدت که زچشمم فکندهای؟
اشکم دود به دامن و چون شمع صبحدم
مرگم به لب نهاده غم آلود خندهای
بخت از منت گرفت و دلم آنچنان گریست
کز دست کودکی بربایی پرندهای
بگذشتی و زخرمن دل، شعله سرکشید
آنگه شناختم که تو برق جهندهای
بی او، چه برتو میگذرد سایهای شگفت
جانت ز دست رفت و تو بیچاره زندهای
✍ هوشنگ ابتهاج
☕️@Tea_Break
چون باد میروی و به خاکم فکندهای
آری برو که خانه ز بنیاد کندهای
حسن و هنر به هیچ، ز عشق بهشتیام
شرمی نیامدت که زچشمم فکندهای؟
اشکم دود به دامن و چون شمع صبحدم
مرگم به لب نهاده غم آلود خندهای
بخت از منت گرفت و دلم آنچنان گریست
کز دست کودکی بربایی پرندهای
بگذشتی و زخرمن دل، شعله سرکشید
آنگه شناختم که تو برق جهندهای
بی او، چه برتو میگذرد سایهای شگفت
جانت ز دست رفت و تو بیچاره زندهای
✍ هوشنگ ابتهاج
☕️@Tea_Break
Audio
Shahram Nazeri [SariMusic.IR]
📋 غزل شماره ۳۰۲ دیوان شمس
✍ مولانا جلالالدین محمد بلخی رومی
🗣 خواننده: شهرام ناظری
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹ه
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
زان شبی که وعده کردی روز وصل(۲)
روز و شب را می شمارم روز وشب
ای مهار عاشقان در دست تو(۲)
در میان این قطارم روز شب
در میان این قطارم این قطارم روز و شب
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
میزنی تو میزنی تو
زخمهها برمیرود برمیرود(۲)
تا به گردون، زیر و زارم
زیرو زارم روز وشب
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
روز و شب را همچو خود، مجنون کنم، مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم، روز و شب، روز و شب
میزنی تو میزنی تو
زخمهها برمیرود برمیرود(۲)
تا به گردون، زیر و زارم
زیرو زارم روز وشب
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
☕️@Tea_Break
✍ مولانا جلالالدین محمد بلخی رومی
🗣 خواننده: شهرام ناظری
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹ه
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
زان شبی که وعده کردی روز وصل(۲)
روز و شب را می شمارم روز وشب
ای مهار عاشقان در دست تو(۲)
در میان این قطارم روز شب
در میان این قطارم این قطارم روز و شب
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
میزنی تو میزنی تو
زخمهها برمیرود برمیرود(۲)
تا به گردون، زیر و زارم
زیرو زارم روز وشب
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
روز و شب را همچو خود، مجنون کنم، مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم، روز و شب، روز و شب
میزنی تو میزنی تو
زخمهها برمیرود برمیرود(۲)
تا به گردون، زیر و زارم
زیرو زارم روز وشب
در هوایت بیقرارم بیقرارم روزوشب
سر زکویت برندارم برندارم روزوشب(۲)
جان روزو جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روزوشب
☕️@Tea_Break
اگر تختهای را روی زمین بگذاریم و از
شما بخواهیم در ازای ۲۰ هزار تومان
روی آن راه بروید ، حتما این کار را
انجام خواهید داد، چون کار بسیار
آسانی است. اما اگر همان تخته را به
عنوان پلی میان دو ساختمان صد طبقه
قرار دهیم و بخواهیم که همان کار را
در ازای ۲۰ هزار تومان انجام دهید ،
آیا این کار را انجام می دهید؟
واضح است که چنین کاری نمیکنید.
زیرا دریافت آن ۲۰ هزار تومان دیگر
مطلوب یا حتی ممکن به نظر نمیآید.
حالا اگر فرزندتان در ساختمان رو به رو
در آتش گرفتار شده باشد، آیا برای نجات
او از روی تخته عبور میکنید؟
بدون تردید این کار را انجام خواهید داد، چه ۲۰ هزار تومان را بگیرید، چه نگیرید.
چرا بار نخست گفتید به هیچ وجه از آن
تخته میان دو آسمان خراش عبور نخواهید کرد
و بار دوم اصلا تردید نکردید!؟ خطر در
هر دو شرایط یکسان است. پس چه
چیزی در این میان تغییر کرده است؟
پاسخ این است:
«هدفتان تغییر کرده»
وقتی دلیلی کافی و بزرگ داشته
باشیم، راه هر کاری را پیدا خواهیم کرد!
☕️@Tea_Break
شما بخواهیم در ازای ۲۰ هزار تومان
روی آن راه بروید ، حتما این کار را
انجام خواهید داد، چون کار بسیار
آسانی است. اما اگر همان تخته را به
عنوان پلی میان دو ساختمان صد طبقه
قرار دهیم و بخواهیم که همان کار را
در ازای ۲۰ هزار تومان انجام دهید ،
آیا این کار را انجام می دهید؟
واضح است که چنین کاری نمیکنید.
زیرا دریافت آن ۲۰ هزار تومان دیگر
مطلوب یا حتی ممکن به نظر نمیآید.
حالا اگر فرزندتان در ساختمان رو به رو
در آتش گرفتار شده باشد، آیا برای نجات
او از روی تخته عبور میکنید؟
بدون تردید این کار را انجام خواهید داد، چه ۲۰ هزار تومان را بگیرید، چه نگیرید.
چرا بار نخست گفتید به هیچ وجه از آن
تخته میان دو آسمان خراش عبور نخواهید کرد
و بار دوم اصلا تردید نکردید!؟ خطر در
هر دو شرایط یکسان است. پس چه
چیزی در این میان تغییر کرده است؟
پاسخ این است:
«هدفتان تغییر کرده»
وقتی دلیلی کافی و بزرگ داشته
باشیم، راه هر کاری را پیدا خواهیم کرد!
☕️@Tea_Break
آنوره دو بالزاک
در یک نمایشگاه نقاشی، بالزاک در مقابل تابلویی قرار میگیرد که دشتی را نشان میدهد که خانه کوچکی را در میان گرفته است. از دودکش خانه دود بلند شده است.
در این خانه زندگی جریان دارد. بالزاک از نقاش سؤال میکند: «چند نفر در این خانه زندگی میکنند؟»
«خوب... شاید یک خانوار»
«چند بچه دارند؟»
نقاش با خودش فکر میکند و بعد اعلام میکند: «سه نفر»
«چند سالهاند؟»
«شاید هشت، ده و دوازده سال»
این سؤال و جوابها برای مدتی ادامه پیدا میکند تا زمانی که نقاش کلافه میگوید:
«آقای بالزاک! این خانه کوچکی در پسزمینه نقاشی است. مهم نیست چند نفر در آن زندگی میکنند. من که به همه جزئیات فکر نکردهام.»
بالزاک همدردی میکند: «میدانم که به این چیزها اهمیتی نمیدهی. روشن است که نمیدانی چند کودک در این خانه زندگی میکند و چند خروس در حیاط جلویی میپلکد و مادر خانه برای ناهار چه پخته است و آیا پدر میتواند جهیزیه برای دخترش جور کند یا خیر. این را میدانم چون دودی که از دودکش بیرون میآید و جریان زندگی برایم باورپذیر و واقعی نیست. اگر این جزئیات را میدانستی دود بهتری میکشیدی و نقاشیت بهتر میشد.»
☕️@Tea_Break
در یک نمایشگاه نقاشی، بالزاک در مقابل تابلویی قرار میگیرد که دشتی را نشان میدهد که خانه کوچکی را در میان گرفته است. از دودکش خانه دود بلند شده است.
در این خانه زندگی جریان دارد. بالزاک از نقاش سؤال میکند: «چند نفر در این خانه زندگی میکنند؟»
«خوب... شاید یک خانوار»
«چند بچه دارند؟»
نقاش با خودش فکر میکند و بعد اعلام میکند: «سه نفر»
«چند سالهاند؟»
«شاید هشت، ده و دوازده سال»
این سؤال و جوابها برای مدتی ادامه پیدا میکند تا زمانی که نقاش کلافه میگوید:
«آقای بالزاک! این خانه کوچکی در پسزمینه نقاشی است. مهم نیست چند نفر در آن زندگی میکنند. من که به همه جزئیات فکر نکردهام.»
بالزاک همدردی میکند: «میدانم که به این چیزها اهمیتی نمیدهی. روشن است که نمیدانی چند کودک در این خانه زندگی میکند و چند خروس در حیاط جلویی میپلکد و مادر خانه برای ناهار چه پخته است و آیا پدر میتواند جهیزیه برای دخترش جور کند یا خیر. این را میدانم چون دودی که از دودکش بیرون میآید و جریان زندگی برایم باورپذیر و واقعی نیست. اگر این جزئیات را میدانستی دود بهتری میکشیدی و نقاشیت بهتر میشد.»
☕️@Tea_Break
جروبحث با خانمها شبیه خواندن توافقنامه لایسنس نرمافزاره.
آخرش بیخیال همه چی میشی و دکمه «قبول» رو میزنی😜😂
☕️@Tea_Break
آخرش بیخیال همه چی میشی و دکمه «قبول» رو میزنی😜😂
☕️@Tea_Break