This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنگها آنقدرها هم که اسمشون بد در رفته، سنگدل نیستند.
دلشون برای محبت از دل بسیاری از ماها حاصلخیزتره.
☕️@Tea_Break
دلشون برای محبت از دل بسیاری از ماها حاصلخیزتره.
☕️@Tea_Break
🌌 بارش شهابي جوزايی بر فراز رصدخانه ملی ايران - آذر ١٣٩٩
📷 ارسال عکس: دکتر حبیب قرار خسروشاهی، مجری طرح رصدخانه ملی ایران (INO)
☕️@Tea_Break
📷 ارسال عکس: دکتر حبیب قرار خسروشاهی، مجری طرح رصدخانه ملی ایران (INO)
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آزمایش_امروز ۱۳۹۹/۹/۲۶
⚡️امواج مکانیکی (طولی، عرضی)
کلیپ: انتشار موج طولی در ماده
این امواج از قوانین نیوتون پیروی میکند، بنابراین برای انتشار نیاز به محیط (ماده یا جرمی که از قانون دوم F=ma پیروی کنند) دارد.
موج صوتی و موج زلزله از امواج طولی هستند. طولی به این معنیست که فشردگی و گشودگی لایههای محیطی در امتداد انتشار موج است.
موج عرضی یعنی دامنه نوسان موج، عمود بر جهت انتشار موج است. موج روی سطح آب یک موج عرضی است، چرا که بالا و پایین آمدن دامنه موج عمودی و جهت انتشار موج روی سطح آب و افقی است؛ یعنی جهت انتشار موج بر جهت دامنه موج عمود است.
یک تفاوت دیگر نیز بین امواج طولی و عرضی وجود دارد. موج طولی در داخل یا توده ماده منتشر میشود در حالیکه موج عرضی در مرز بین دو محیط.
انتشار امواج مکانیکی نیاز به محیطی یکپارچه دارد، که مانند یک رشته فنرهای جفت شده عمل کند.
بنابراین در شنزارهای کویری زلزله رخ نمیدهد و مناطق زلزلهخیز مناطق کوهستانی هستند.
کاشت درختهای انبوه نیز یکی از بهترین راهها برای میرا کردن امواج صوتی است، به همین جهت یک روش مناسب عایق کاری صوتی کاشت درخت در کنار اتوبانهاست.
☕️@Tea_Break
⚡️امواج مکانیکی (طولی، عرضی)
کلیپ: انتشار موج طولی در ماده
این امواج از قوانین نیوتون پیروی میکند، بنابراین برای انتشار نیاز به محیط (ماده یا جرمی که از قانون دوم F=ma پیروی کنند) دارد.
موج صوتی و موج زلزله از امواج طولی هستند. طولی به این معنیست که فشردگی و گشودگی لایههای محیطی در امتداد انتشار موج است.
موج عرضی یعنی دامنه نوسان موج، عمود بر جهت انتشار موج است. موج روی سطح آب یک موج عرضی است، چرا که بالا و پایین آمدن دامنه موج عمودی و جهت انتشار موج روی سطح آب و افقی است؛ یعنی جهت انتشار موج بر جهت دامنه موج عمود است.
یک تفاوت دیگر نیز بین امواج طولی و عرضی وجود دارد. موج طولی در داخل یا توده ماده منتشر میشود در حالیکه موج عرضی در مرز بین دو محیط.
انتشار امواج مکانیکی نیاز به محیطی یکپارچه دارد، که مانند یک رشته فنرهای جفت شده عمل کند.
بنابراین در شنزارهای کویری زلزله رخ نمیدهد و مناطق زلزلهخیز مناطق کوهستانی هستند.
کاشت درختهای انبوه نیز یکی از بهترین راهها برای میرا کردن امواج صوتی است، به همین جهت یک روش مناسب عایق کاری صوتی کاشت درخت در کنار اتوبانهاست.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما آدما چه کار داریم با خودمون میکنیم؟🤔
طبیعت زمین رو که کامل تحت الشعاع خواستههای خودخواهانهی خودمون قرار دادیم.
الان دیگه از طبیعت و پوشش گیاهی و جانوری و این حرفها هم گذشته، دیگه به خودمون هم رحم نمیکنیم🤔
☕️@Tea_Break
طبیعت زمین رو که کامل تحت الشعاع خواستههای خودخواهانهی خودمون قرار دادیم.
الان دیگه از طبیعت و پوشش گیاهی و جانوری و این حرفها هم گذشته، دیگه به خودمون هم رحم نمیکنیم🤔
☕️@Tea_Break
«#سعدی_امروز ۱۳۹۹/۹/۲۷»
📚 باب اول: در سیرت پادشاهان
حکایت شماره ۲۳
«یکی از بندگان عمرو لیث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیش عمرو سر بر زمین نهاد و گفت:»
هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست
بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست
«اما به موجب آن که پرورده نعمت این خاندانم، نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی. اجازت فرمای تا وزیر را بکشم آنگه به قصاص او بفرمای خون مرا ریختن تا به حق کشته باشی. ملک را خنده گرفت. وزیر را گفت: چه مصلحت میبینی؟ گفت: ای خداوند جهان! از بهر خدای این شوخ دیده را به صدقات گور پدر آزاد کن تا مرا در بلایی نیفکند. گناه از من است و قول حکما معتبر که گفتهاند:»
چو کردی با کلوخ انداز پیکار
سر خود را به نادانی شکستی
چو تیر انداختی بر روی دشمن
چنین دان کاندر آماجش نشستی
☕️@Tea_Break
📚 باب اول: در سیرت پادشاهان
حکایت شماره ۲۳
«یکی از بندگان عمرو لیث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیش عمرو سر بر زمین نهاد و گفت:»
هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست
بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست
«اما به موجب آن که پرورده نعمت این خاندانم، نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی. اجازت فرمای تا وزیر را بکشم آنگه به قصاص او بفرمای خون مرا ریختن تا به حق کشته باشی. ملک را خنده گرفت. وزیر را گفت: چه مصلحت میبینی؟ گفت: ای خداوند جهان! از بهر خدای این شوخ دیده را به صدقات گور پدر آزاد کن تا مرا در بلایی نیفکند. گناه از من است و قول حکما معتبر که گفتهاند:»
چو کردی با کلوخ انداز پیکار
سر خود را به نادانی شکستی
چو تیر انداختی بر روی دشمن
چنین دان کاندر آماجش نشستی
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۹/۲۷
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی
تولد: ۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان
وفات: ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس فرانسه
یک آرزو داشتم و دارم در زندگیم، من مردم اون رو اجرا کنید.
اهل سیاست نبودم و نیستم، کی هست مملکت رو اداره میکنه من کاری به اون ندارم ...
دکتر محمدعلی مجتهدی
موسس دبیرستان البرز
موسس دانشگاه صنعتی شریف
رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر
مدیر کل اداری و آموزشی وزارت فرهنگ
☕️@Tea_Break
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی
تولد: ۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان
وفات: ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس فرانسه
یک آرزو داشتم و دارم در زندگیم، من مردم اون رو اجرا کنید.
اهل سیاست نبودم و نیستم، کی هست مملکت رو اداره میکنه من کاری به اون ندارم ...
دکتر محمدعلی مجتهدی
موسس دبیرستان البرز
موسس دانشگاه صنعتی شریف
رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر
مدیر کل اداری و آموزشی وزارت فرهنگ
☕️@Tea_Break
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۹/۲۷
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی
تولد: ۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان
وفات: ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس فرانسه
استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز. او سرپرستی دانشگاه صنعتی آریامهر را بر عهده داشت. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران، پهلوی و پلیتکنیک تهران را نیز عهدهدار بود.
محمدعلی مجتهدی در اول مهر سال ۱۲۸۷ در لاهیجان به دنیا آمد. پدر و مادر وی از خانوادههای با اصل و نسب زمیندار کوچک شهر بودند. پدر او در تجارت ابریشم، یکی دیگر از محصولات اصلی منطقه، نیز دست داشت. محمدعلی دو ساله بود که مادرش را از دست داد. پدرش یک منضبط سختگیر، و باورمند به تشریفات و آداب و رسوم زندگی در شهرهای کوچک بود. او به فریبندگی مسموم شهرهای بزرگ اعتنایی نداشت و پسرش را به چنین جاهایی نفرستاد. حتی در لاهیجان، او به پسرش تنها اجازه داد در مدرسهای باشد که توسط اعیان شهر تأمین مالی میشد. او تحصیل را در هفت سالگی در مدرسه ابتدایی حقیقت شروع کرد. عامل دیگری در تحصیل مجتهدی جوان تأخیر ایجاد کرد: قیام در منطقه گیلان به خاطر اشغال ایران در جنگ جهانی اول، به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی.
☕️@Tea_Break
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی
تولد: ۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان
وفات: ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس فرانسه
استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز. او سرپرستی دانشگاه صنعتی آریامهر را بر عهده داشت. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران، پهلوی و پلیتکنیک تهران را نیز عهدهدار بود.
محمدعلی مجتهدی در اول مهر سال ۱۲۸۷ در لاهیجان به دنیا آمد. پدر و مادر وی از خانوادههای با اصل و نسب زمیندار کوچک شهر بودند. پدر او در تجارت ابریشم، یکی دیگر از محصولات اصلی منطقه، نیز دست داشت. محمدعلی دو ساله بود که مادرش را از دست داد. پدرش یک منضبط سختگیر، و باورمند به تشریفات و آداب و رسوم زندگی در شهرهای کوچک بود. او به فریبندگی مسموم شهرهای بزرگ اعتنایی نداشت و پسرش را به چنین جاهایی نفرستاد. حتی در لاهیجان، او به پسرش تنها اجازه داد در مدرسهای باشد که توسط اعیان شهر تأمین مالی میشد. او تحصیل را در هفت سالگی در مدرسه ابتدایی حقیقت شروع کرد. عامل دیگری در تحصیل مجتهدی جوان تأخیر ایجاد کرد: قیام در منطقه گیلان به خاطر اشغال ایران در جنگ جهانی اول، به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی.
☕️@Tea_Break
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۹/۲۷
دانشگاه صنعتی شریف
پدربزرگ پدری محمدعلی در حوزه علمیه نجف تحصیل کرده و به درجهٔ اجتهاد رسیده بود و به عنوان حاج مجتهد شناخته میشد که ریشهٔ نام خانوادگی او نیز از همینجاست. او در ریاضی و نجوم در سطح آموزههای حوزهٔ نجف خوب بود. او در نجف ازدواج کرد و به این دلیل بچههایش به همسر او خانمنجفی میگفتند.
وی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی با استفاده از عایدی که از مایملک مادرش میگرفت، به تهران آمد. در این شهر او با داییاش میزیست و با پسرداییاش رضا رادمنش، که یکی از مهمترین اعضای جنبش کمونیستی ایران شد، در یک اتاق شریک بود؛ ولی مجتهدی، در همه عمرش، با سیاست سر سازگاری نداشت. نه تنها بیرون از غوغای سیاست ایستاد، بلکه تلاش کرد، مؤسسات آموزشی مهمی را که مدیریت میکرد از هر فعالیت سیاسی دور نگه دارد.
مجتهدی به تحصیلات خود را در دارالمعلمین مرکزی ادامه داد. سپس در مدرسه متوسطه شرف تهران سال پنجم و ششم متوسطه را به پایان رساند. در سال ۱۳۱۰ مدرک دیپلم کامل متوسطه (شعبهٔ علمی) را گرفت و در همان سال پس از قبولی در چهارمین دوره امتحانات اعزام محصل به اروپا، جزو صد تن برگزیده ...
☕️@Tea_Break
ادامه👇
دانشگاه صنعتی شریف
پدربزرگ پدری محمدعلی در حوزه علمیه نجف تحصیل کرده و به درجهٔ اجتهاد رسیده بود و به عنوان حاج مجتهد شناخته میشد که ریشهٔ نام خانوادگی او نیز از همینجاست. او در ریاضی و نجوم در سطح آموزههای حوزهٔ نجف خوب بود. او در نجف ازدواج کرد و به این دلیل بچههایش به همسر او خانمنجفی میگفتند.
وی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی با استفاده از عایدی که از مایملک مادرش میگرفت، به تهران آمد. در این شهر او با داییاش میزیست و با پسرداییاش رضا رادمنش، که یکی از مهمترین اعضای جنبش کمونیستی ایران شد، در یک اتاق شریک بود؛ ولی مجتهدی، در همه عمرش، با سیاست سر سازگاری نداشت. نه تنها بیرون از غوغای سیاست ایستاد، بلکه تلاش کرد، مؤسسات آموزشی مهمی را که مدیریت میکرد از هر فعالیت سیاسی دور نگه دارد.
مجتهدی به تحصیلات خود را در دارالمعلمین مرکزی ادامه داد. سپس در مدرسه متوسطه شرف تهران سال پنجم و ششم متوسطه را به پایان رساند. در سال ۱۳۱۰ مدرک دیپلم کامل متوسطه (شعبهٔ علمی) را گرفت و در همان سال پس از قبولی در چهارمین دوره امتحانات اعزام محصل به اروپا، جزو صد تن برگزیده ...
☕️@Tea_Break
ادامه👇
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۹/۲۷
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
.. جزو صد تن برگزیده محصلان اعزامی شد که به فرانسه. او در سال ۱۹۳۱ وارد لیسه بلز پاسکال شد. زندگی در این لیسه که بسیار سخت و منضبط بود، برای دانشآموزان ایرانی که غالباً به شیوهای آزاد و غیرمنضبط پرورش یافته بودند نامطلوب بود. بودجهٔ دولتی و توجه صرف شده برای دانش آموزان فرانسوی مجتهدی را خوش آمد. دولت فرانسه در هر مقطع، زندگی و آموزش صد دانش آموز غالباً روستایی را تأمین میکرد که تنها شمار اندکی از آنان میتوانستند از پس آزمونهای سخت علوم و مهندسی برآمده و دانشمندان و مهندسین موفقی بشوند. در سپتامبر ۱۹۳۲ او وارد دانشکده علوم دانشگاه لیل شد و در سال ۱۹۳۴ با اخذ سه مدرک مورد نیاز فارغالتحصیل شد. مجتهدی در امتحان سال آخر نفر اول شد و با کسب ۵۰۰ فرانک جایزه برای تحصیلات تکمیلی به پاریس رفت. او در سپتامبر ۱۹۳۵ وارد سوربن شد و در ۳۰ ژوئن ۱۹۳۸ با مدرک دکترای دولتی فارغالتحصیل شد. او در پاریس با همسرش، «سوزان ژان ماری وندنوستن» پیانیست بود که در زمان مجتهدی به کنسرواتوار پاریس پیوست، آشنا شد. آن دو در ۲ اوت ۱۹۳۸ ازدواج کردند و عازم ایران شدند.
☕️@Tea_Break
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
.. جزو صد تن برگزیده محصلان اعزامی شد که به فرانسه. او در سال ۱۹۳۱ وارد لیسه بلز پاسکال شد. زندگی در این لیسه که بسیار سخت و منضبط بود، برای دانشآموزان ایرانی که غالباً به شیوهای آزاد و غیرمنضبط پرورش یافته بودند نامطلوب بود. بودجهٔ دولتی و توجه صرف شده برای دانش آموزان فرانسوی مجتهدی را خوش آمد. دولت فرانسه در هر مقطع، زندگی و آموزش صد دانش آموز غالباً روستایی را تأمین میکرد که تنها شمار اندکی از آنان میتوانستند از پس آزمونهای سخت علوم و مهندسی برآمده و دانشمندان و مهندسین موفقی بشوند. در سپتامبر ۱۹۳۲ او وارد دانشکده علوم دانشگاه لیل شد و در سال ۱۹۳۴ با اخذ سه مدرک مورد نیاز فارغالتحصیل شد. مجتهدی در امتحان سال آخر نفر اول شد و با کسب ۵۰۰ فرانک جایزه برای تحصیلات تکمیلی به پاریس رفت. او در سپتامبر ۱۹۳۵ وارد سوربن شد و در ۳۰ ژوئن ۱۹۳۸ با مدرک دکترای دولتی فارغالتحصیل شد. او در پاریس با همسرش، «سوزان ژان ماری وندنوستن» پیانیست بود که در زمان مجتهدی به کنسرواتوار پاریس پیوست، آشنا شد. آن دو در ۲ اوت ۱۹۳۸ ازدواج کردند و عازم ایران شدند.
☕️@Tea_Break
#شخصیت_علمی_هفته ۱۳۹۹/۹/۲۷
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی
ریاست بر دبیرستان البرز
گرچه ساموئل جردن آمریکایی و همسرش دبیرستان البرز را پایهگذاری کردند، اما بیشک این دکتر محمدعلی مجتهدی است که هم اکنون، نامش برای نسلهایی از ایرانیان، به طرزی جداییناپذیر با البرز پیوند خوردهاست.
در سال ۱۳۲۰ مسؤولیت شبانهروزی دبیرستان البرز را و ۳ سال بعد، مدیریت کل دبیرستان را به او واگذار کردند. او ۳۴ سال مدیر دبیرستان البرز باقی ماند و با نحوه خاص مدیریتش، دانشآموزان برجستهای را پرورش داد، تا آنها نیز هر یک به سهم خود، نقش مؤثری در ساخت فضای علمی و فرهنگی ایران ایفا کنند.
او در سال ۱۳۲۵، مدیر کل اداری و آموزشی وزارت فرهنگ شد. در سال ۱۳۴۱، رئیس دانشگاه پلیتکنیک تهران و در ۱۱ آبان ۱۳۴۴ مسئول تشکیل و تأسیس دانشگاه صنعتی شریف شد و ۱۱ ماه بعد، در اول مهر ۱۳۴۵ دانشگاه را به صورت کامل، تأسیس کرد و تحویل داد.
دکتر مجتهدی در سال ۱۳۷۶ در شهر نیس در جنوب فرانسه درگذشت و همانجا بخاک سپرده شد. از آن زمان تلاشهای دوستداران وی برای انتقال پیکر او به ایران و دفن در لاهیجان به علت مخالفت آننا همسر فرانسویاش، ناکام ماند.
☕️@Tea_Break
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی
ریاست بر دبیرستان البرز
گرچه ساموئل جردن آمریکایی و همسرش دبیرستان البرز را پایهگذاری کردند، اما بیشک این دکتر محمدعلی مجتهدی است که هم اکنون، نامش برای نسلهایی از ایرانیان، به طرزی جداییناپذیر با البرز پیوند خوردهاست.
در سال ۱۳۲۰ مسؤولیت شبانهروزی دبیرستان البرز را و ۳ سال بعد، مدیریت کل دبیرستان را به او واگذار کردند. او ۳۴ سال مدیر دبیرستان البرز باقی ماند و با نحوه خاص مدیریتش، دانشآموزان برجستهای را پرورش داد، تا آنها نیز هر یک به سهم خود، نقش مؤثری در ساخت فضای علمی و فرهنگی ایران ایفا کنند.
او در سال ۱۳۲۵، مدیر کل اداری و آموزشی وزارت فرهنگ شد. در سال ۱۳۴۱، رئیس دانشگاه پلیتکنیک تهران و در ۱۱ آبان ۱۳۴۴ مسئول تشکیل و تأسیس دانشگاه صنعتی شریف شد و ۱۱ ماه بعد، در اول مهر ۱۳۴۵ دانشگاه را به صورت کامل، تأسیس کرد و تحویل داد.
دکتر مجتهدی در سال ۱۳۷۶ در شهر نیس در جنوب فرانسه درگذشت و همانجا بخاک سپرده شد. از آن زمان تلاشهای دوستداران وی برای انتقال پیکر او به ایران و دفن در لاهیجان به علت مخالفت آننا همسر فرانسویاش، ناکام ماند.
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اخباری بسیار شادی آفرین از طبیعت زیبای ایران عزیزمون😍
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
«#سعدی_امروز ۱۳۹۹/۹/۲۸»
📚 باب اول: در سیرت پادشاهان
حکایت شماره ۲۰
«غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند بی خبر از قول حکیمان که گفتهاند هر که خدای را عزّ و جلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد خداوند تعالی همان خلق را بر او گمارد تا دمار از روزگارش بر آرد»
آتش سوزان نکند با سپند
آنچه کند دود دل دردمند
«سر جمله حیوانات گویند که شیر است و اذلّ جانوران خر و به اتفاق خر باربر به که شیر مردم در»
مسکین خر اگر چه بی تمیز است
چون بار همیبرد عزیز است
گاوان و خران بار بردار
به ز آدمیان مردم آزار
«باز آمدیم به حکایت وزیر غافل، ملک را ذمائم اخلاق او به قرائن معلوم شد در شکنجه کشید و به انواع عقوبت بکشت»
حاصل نشود رضای سلطان
تا خاطر بندگان نجویی
خواهی که خدای بر تو بخشد
با خلق خدای کن نکویی
«آوردهاند که یکی از ستم دیدگان بر سر او بگذشت و در حال تباه او تأمل کرد و گفت:»
نه هر که قوّت بازوی منصبی دارد
به سلطنت بخورد مال مردمان به گزاف
توان به حلق فرو بردن استخوان درشت
ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف
نماند ستمکار بد روزگار
بماند بر او لعنت پایدار
☕️@Tea_Break
📚 باب اول: در سیرت پادشاهان
حکایت شماره ۲۰
«غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند بی خبر از قول حکیمان که گفتهاند هر که خدای را عزّ و جلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد خداوند تعالی همان خلق را بر او گمارد تا دمار از روزگارش بر آرد»
آتش سوزان نکند با سپند
آنچه کند دود دل دردمند
«سر جمله حیوانات گویند که شیر است و اذلّ جانوران خر و به اتفاق خر باربر به که شیر مردم در»
مسکین خر اگر چه بی تمیز است
چون بار همیبرد عزیز است
گاوان و خران بار بردار
به ز آدمیان مردم آزار
«باز آمدیم به حکایت وزیر غافل، ملک را ذمائم اخلاق او به قرائن معلوم شد در شکنجه کشید و به انواع عقوبت بکشت»
حاصل نشود رضای سلطان
تا خاطر بندگان نجویی
خواهی که خدای بر تو بخشد
با خلق خدای کن نکویی
«آوردهاند که یکی از ستم دیدگان بر سر او بگذشت و در حال تباه او تأمل کرد و گفت:»
نه هر که قوّت بازوی منصبی دارد
به سلطنت بخورد مال مردمان به گزاف
توان به حلق فرو بردن استخوان درشت
ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف
نماند ستمکار بد روزگار
بماند بر او لعنت پایدار
☕️@Tea_Break
#من_یک_معلم_هستم
خانه من برای تدریس و تدریس تصویری طراحی نشده چراکه با اعضای خانوادهام زندگی میکنم!
من درخانه تنها نیستم!
پیش از این به تنهایی وارد کلاس میشدم، تدریس میکردم و به خانه بازمیگشتم
با اعضای خانواده وقت میگذراندم
اکنون با تمام اعضای خانواده وارد کلاس میشوم😔
به آنان میگویم آرام بنشینید و در خانه خود، سکوت اختیار کنید!
در خانه ما حکومت نظامی برقرار است⛔
فرزند کوچکم با وجود اینکه در خانه و در کنارش هستم، مجبورست به مدت ۹۰ دقیقه به مادرش نزدیک نشود!
مرا مادر صدا نکند!
و او این را درک نمیکند
🟣من یک معلم هستم
پدر و مادر پیرم با من زندگی میکنند، برای اینکه در طول ساعات تدریس، چیزی ازمن طلب نکنند، آب و دارو و فلاسک چای را کنار دستشان میگذارم!
آنها سالها آرامش مرا تأمین کردند تا درس بخوانم و اکنون همچنان به هنگام تدریس، مراعاتم را میکنند!
در خانه منِ معلم، حکومت نظامی برپاست
هیچکس
نباید با صدای بلند صحبت کند
نباید صدای تلوزیون را بلندکند
نباید جلوی دوربین بیاید
🚷 نباید نباید نباید
وگرنه همگی مضحکه فضای مجازی خواهیم شد
گرچه اکنون هم متهمیم معلمها کارنمیکنند
🟣من یک ...
☕@Tea_Break
خانه من برای تدریس و تدریس تصویری طراحی نشده چراکه با اعضای خانوادهام زندگی میکنم!
من درخانه تنها نیستم!
پیش از این به تنهایی وارد کلاس میشدم، تدریس میکردم و به خانه بازمیگشتم
با اعضای خانواده وقت میگذراندم
اکنون با تمام اعضای خانواده وارد کلاس میشوم😔
به آنان میگویم آرام بنشینید و در خانه خود، سکوت اختیار کنید!
در خانه ما حکومت نظامی برقرار است⛔
فرزند کوچکم با وجود اینکه در خانه و در کنارش هستم، مجبورست به مدت ۹۰ دقیقه به مادرش نزدیک نشود!
مرا مادر صدا نکند!
و او این را درک نمیکند
🟣من یک معلم هستم
پدر و مادر پیرم با من زندگی میکنند، برای اینکه در طول ساعات تدریس، چیزی ازمن طلب نکنند، آب و دارو و فلاسک چای را کنار دستشان میگذارم!
آنها سالها آرامش مرا تأمین کردند تا درس بخوانم و اکنون همچنان به هنگام تدریس، مراعاتم را میکنند!
در خانه منِ معلم، حکومت نظامی برپاست
هیچکس
نباید با صدای بلند صحبت کند
نباید صدای تلوزیون را بلندکند
نباید جلوی دوربین بیاید
🚷 نباید نباید نباید
وگرنه همگی مضحکه فضای مجازی خواهیم شد
گرچه اکنون هم متهمیم معلمها کارنمیکنند
🟣من یک ...
☕@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مطالب جالبی در مورد بزرگترین سد جهان در چین. این یک قدرتنمایی بزرگ در عرصه بینالمللی است
☕️@Tea_Break
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شمارو به یک تور ایرانگردی به مدت پنج دقیقه و ۳۰ ثانیه (۵:۳۰) برای دیدن بخش کوچکی از دیدنیهای ایران عزیزمان دعوت میکنم.
میتوانیم برنامههای سفرهای ایرانگردی زیادی از روی همین کلیپ برای خودمان بریزیم.
به امید روزی که ویروس کورونا رخت خود را از زندگی ما جمع کرده و دوباره از با هم بودن بیشتر لذت ببریم.
به امید روزهای بهتر🙏
☕️@Tea_Break
میتوانیم برنامههای سفرهای ایرانگردی زیادی از روی همین کلیپ برای خودمان بریزیم.
به امید روزی که ویروس کورونا رخت خود را از زندگی ما جمع کرده و دوباره از با هم بودن بیشتر لذت ببریم.
به امید روزهای بهتر🙏
☕️@Tea_Break
«#سعدی_امروز ۱۳۹۹/۹/۲۹»
📚 باب اول: در سیرت پادشاهان
حکایت شماره ۲۱
«مردمآزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همیداشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همیکردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.»
ناسزایی را که بینی بخت یار
عاقلان تسلیم کردند اختیار
چون نداری ناخن درنده تیز
با ددان آن به که کم گیری ستیز
هر که با پولاد بازو پنجه کرد
ساعد سیمین خود را رنجه کرد
باش تا دستش ببندد روزگار
پس به کام دوستان مغزش بر آر
☕️@Tea_Break
📚 باب اول: در سیرت پادشاهان
حکایت شماره ۲۱
«مردمآزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همیداشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همیکردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.»
ناسزایی را که بینی بخت یار
عاقلان تسلیم کردند اختیار
چون نداری ناخن درنده تیز
با ددان آن به که کم گیری ستیز
هر که با پولاد بازو پنجه کرد
ساعد سیمین خود را رنجه کرد
باش تا دستش ببندد روزگار
پس به کام دوستان مغزش بر آر
☕️@Tea_Break
فرانس کافکا و داستان «کافکا و عروسک مسافر»
روزی "فرانتس کافکا" نویسنده مشهور چکتبار، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچهای افتاد که داشت گريه میکرد. کافکا جلو رفت و علت گريه دخترک را جويا شد!
دخترک در حال گریه پاسخ داد: "عروسکم گم شده😢"
کافکا با حالتی کلافه پاسخ داد: "امان از اين حواس پرتی! گم نشده، رفته مسافرت!"
دخترک دست از گريه کشید و شگفت زده پرسید: "از کجا میدونی؟!"
کافکا گفت: "برات نامه نوشته و اون نامه پيش منه"
دخترک ذوق زده از او پرسید: اون نامه همراهتونه کافکا گفت: "نه، توی خونست. فردا همينجا باش تا برات بيارمش"
کافکا سريعاً به خانه بازگشت و مشغول نوشتنِ نامه شد و چنان با دقت نامه را مینوشت که انگار در حال نوشتن کتابی بسیار مهم است!
اين نامه نويسی از زبان عروسک را به مدت سه هفته هر روز ادامه داد و دخترک در تمام اين مدت فکر میکرد آن نامهها به راستی نوشتهی عروسکش هستند!
در نهايت کافکا داستان نامهها را با اين بهانهیِ عروسک که «دارم عروسی میکنم» به پايان رساند.
اين ماجرای نگارش كتاب «کافکا و عروسک مسافر» است.
☕️@Tea_Break
ادامه 👇👇👇
روزی "فرانتس کافکا" نویسنده مشهور چکتبار، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچهای افتاد که داشت گريه میکرد. کافکا جلو رفت و علت گريه دخترک را جويا شد!
دخترک در حال گریه پاسخ داد: "عروسکم گم شده😢"
کافکا با حالتی کلافه پاسخ داد: "امان از اين حواس پرتی! گم نشده، رفته مسافرت!"
دخترک دست از گريه کشید و شگفت زده پرسید: "از کجا میدونی؟!"
کافکا گفت: "برات نامه نوشته و اون نامه پيش منه"
دخترک ذوق زده از او پرسید: اون نامه همراهتونه کافکا گفت: "نه، توی خونست. فردا همينجا باش تا برات بيارمش"
کافکا سريعاً به خانه بازگشت و مشغول نوشتنِ نامه شد و چنان با دقت نامه را مینوشت که انگار در حال نوشتن کتابی بسیار مهم است!
اين نامه نويسی از زبان عروسک را به مدت سه هفته هر روز ادامه داد و دخترک در تمام اين مدت فکر میکرد آن نامهها به راستی نوشتهی عروسکش هستند!
در نهايت کافکا داستان نامهها را با اين بهانهیِ عروسک که «دارم عروسی میکنم» به پايان رساند.
اين ماجرای نگارش كتاب «کافکا و عروسک مسافر» است.
☕️@Tea_Break
ادامه 👇👇👇
ادامه از داستان بالا👆👆👆
اينکه مردی مانند فرانتس کافکا سه هفته از روزهای سخت عمرش را صرف شادکردن دل کودکی کند و نامه ها را (بگفته معشوقهاش دورا) با دقتی حتی بيشتر از کتابها و داستانهاي خودش بنويسد، واقعا تأثيرگذار است.
او واقعا باورش شده بود. اما باورپذيریِ بزرگترين دروغ هم بستگی به صداقتی دارد که به آن بيان میشود.
سؤال دوم کودک:
"امّا چرا عروسکم برای شما نامه نوشته؟!"
اين دوّمين سوال کليدی دخترک بود! و او (کافکا) خود را برای پاسخ دادن به آن آماده کرده بود. پس بی هيچ ترديدی گفت:"چون من نامه رسان عروسکها هستم"
☕️@Tea_Break
اينکه مردی مانند فرانتس کافکا سه هفته از روزهای سخت عمرش را صرف شادکردن دل کودکی کند و نامه ها را (بگفته معشوقهاش دورا) با دقتی حتی بيشتر از کتابها و داستانهاي خودش بنويسد، واقعا تأثيرگذار است.
او واقعا باورش شده بود. اما باورپذيریِ بزرگترين دروغ هم بستگی به صداقتی دارد که به آن بيان میشود.
سؤال دوم کودک:
"امّا چرا عروسکم برای شما نامه نوشته؟!"
اين دوّمين سوال کليدی دخترک بود! و او (کافکا) خود را برای پاسخ دادن به آن آماده کرده بود. پس بی هيچ ترديدی گفت:"چون من نامه رسان عروسکها هستم"
☕️@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاطره دکتر سیاوش شهشهانی رئیس سابق دانشکده ریاضیات دانشگاه صنعتی شریف از مریم میرزاخانی:
وقتی مریم در استنفورد استاد شد، اگر به ایران برمیگشت در دانشگاه شریف نمیتوانست رسمی شود چون مقاله کافی نداشت! (اعتراض به عدم توجه به کیفیت و صرفا توجه به کمیت در دانشگاههای ایران)
☕️@Tea_Break
وقتی مریم در استنفورد استاد شد، اگر به ایران برمیگشت در دانشگاه شریف نمیتوانست رسمی شود چون مقاله کافی نداشت! (اعتراض به عدم توجه به کیفیت و صرفا توجه به کمیت در دانشگاههای ایران)
☕️@Tea_Break