بخش پلکانی بنا از دو قسمت تشکیل شده، نخست ۳ پله پایین که ارتفاع هر کدام یک متر است و سپس سه پله بالا با ارتفاع حدود نیم متر. طراحی هوشمندانه آرامگاه یادآور زیگوراتها با نیایشگاه های منطبق با پیشینه کهن در تاریخ معماری ایران و در عین حال ممتاز و منحصر به فرد است و ساختار کلی آن به دلیل سادگی و گیرایی، در عین استحکام، نظر هر بینندهای را از هر سوی دشت جلب میکند.
کلودیوس ریچ در سال ۱۸۲۱ در مورد اهمیت آرامگاه و شخصیتی که در آن آرمیده چنین گفته است: «ظاهر بسیار قابل احترام این بنای سنگی بیدرنگ موجب نوعی احساس ترس همراه با کرنش و تعظیم در من شد.
آگاه شدم که تا کنون درک و شناخت درستی از از آن نداشتهام. از این رو در حالی که غرق در تفکر بودم حدود یکساعت روی پلکان آن نشستم تا آن زمان که ماه بر فراز آن نور افشانی کرد و آنوقت بود که به خود گفتم: اینجا بیشک باید آرامگاه بهترین، مشهورترین، مهمترین و ستودنی ترین پادشاه مشرق زمین باشد».
@Tea_Break
کلودیوس ریچ در سال ۱۸۲۱ در مورد اهمیت آرامگاه و شخصیتی که در آن آرمیده چنین گفته است: «ظاهر بسیار قابل احترام این بنای سنگی بیدرنگ موجب نوعی احساس ترس همراه با کرنش و تعظیم در من شد.
آگاه شدم که تا کنون درک و شناخت درستی از از آن نداشتهام. از این رو در حالی که غرق در تفکر بودم حدود یکساعت روی پلکان آن نشستم تا آن زمان که ماه بر فراز آن نور افشانی کرد و آنوقت بود که به خود گفتم: اینجا بیشک باید آرامگاه بهترین، مشهورترین، مهمترین و ستودنی ترین پادشاه مشرق زمین باشد».
@Tea_Break
این درگاه یکی از کاخهای داخل محوطه پاسارگاد، (نه تخت جمشید) و کاخ اختصاصی کوروش است. که نقش پایین تنه کوروش روی دیوار آن حکاکی شده. روی لباس وی متنی به خط میخی نیز دیده میشود.
@Tea_Break
@Tea_Break
کوروش پادشاه چهار گوشه جهان
کوروش بزرگ بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی است که مرزهای آن از کرانههای رود سند در شرق تا دریای اژه در غرب و از رود سیحون در آسیای مرکزی تا رود نیل در مصر گسترده بود. در منشور کوروش، به زبان بابلی او خود را چنین معرفی میکند: «پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه انشان، نتیجه چیشپش، شاه بزرگ، شاه انشان، از دودمانی که همیشه شاه بودند».
مدارک به دست آمده نشان میدهد که انشان شهر کوروش بزرگ، در ۴۵ کیلومتری غرب تخت جمشید و در مکانی قرار داشته که امروز بیضا نامیده میشود.
@Tea_Break
کوروش بزرگ بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی است که مرزهای آن از کرانههای رود سند در شرق تا دریای اژه در غرب و از رود سیحون در آسیای مرکزی تا رود نیل در مصر گسترده بود. در منشور کوروش، به زبان بابلی او خود را چنین معرفی میکند: «پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه انشان، نتیجه چیشپش، شاه بزرگ، شاه انشان، از دودمانی که همیشه شاه بودند».
مدارک به دست آمده نشان میدهد که انشان شهر کوروش بزرگ، در ۴۵ کیلومتری غرب تخت جمشید و در مکانی قرار داشته که امروز بیضا نامیده میشود.
@Tea_Break
کوروش پادشاه ...
هرودوت تاریخنگار یونانی میگوید که ایرانیها کوروش را «پدر» مینامیدند و درتورات از وی بعنوان شاه آزادی بخش مسیح و رهاننده انسانها ازبند اسارت، تکریم بسیار شده است. در «کوروشنامه» اثر گزنفون، سرباز و اشرافزاده اهل آتن، که حدود ۳۷۰ پیش از میلاد نوشته شده، در متنی اسطورهای از کوروش بعنوان شخصیتی بیبدیل و قدرتمند، آزاداندیش و مهربان یادشده که گویی برای شاه بودن آفریده شده و آموزش دیده است. این وجه اسطورهوار شخصیت و زندگی کوروش بزرگ بر اساس واقعیت٬ منش و شخصیت آزاداندیش بیهمتای او در ۵۵۰ سال پیش از میلاد توصیف شده و نشان میدهد که علاوه بر ایرانیان، کوروش بزرگ در میان یونانیان هم بعنوان الگو و نمونه آرمانی اخلاق و شیوه حکومتداری شاهانه مورد احترام بوده است. کوروش بزرگ در عین حال، بیتردید نابغهای در پی ریزی و آفرینش هنر و فرهنگ پارسی، با مرزهایی به مراتب گستردهتر از ایران امروزی بود. هنر و فرهنگی که آزادانه نمادهای فرهنگی سرزمینها و ملل و اقوام گوناگون را میپذیرفت و ترکیب آنها را در قالبی نو عرضه میکرد، که امروز باعنوان هنر و تمدن هخامنشی نزد جهانیان شناخته و تحسین میشود.
@Tea_Break
هرودوت تاریخنگار یونانی میگوید که ایرانیها کوروش را «پدر» مینامیدند و درتورات از وی بعنوان شاه آزادی بخش مسیح و رهاننده انسانها ازبند اسارت، تکریم بسیار شده است. در «کوروشنامه» اثر گزنفون، سرباز و اشرافزاده اهل آتن، که حدود ۳۷۰ پیش از میلاد نوشته شده، در متنی اسطورهای از کوروش بعنوان شخصیتی بیبدیل و قدرتمند، آزاداندیش و مهربان یادشده که گویی برای شاه بودن آفریده شده و آموزش دیده است. این وجه اسطورهوار شخصیت و زندگی کوروش بزرگ بر اساس واقعیت٬ منش و شخصیت آزاداندیش بیهمتای او در ۵۵۰ سال پیش از میلاد توصیف شده و نشان میدهد که علاوه بر ایرانیان، کوروش بزرگ در میان یونانیان هم بعنوان الگو و نمونه آرمانی اخلاق و شیوه حکومتداری شاهانه مورد احترام بوده است. کوروش بزرگ در عین حال، بیتردید نابغهای در پی ریزی و آفرینش هنر و فرهنگ پارسی، با مرزهایی به مراتب گستردهتر از ایران امروزی بود. هنر و فرهنگی که آزادانه نمادهای فرهنگی سرزمینها و ملل و اقوام گوناگون را میپذیرفت و ترکیب آنها را در قالبی نو عرضه میکرد، که امروز باعنوان هنر و تمدن هخامنشی نزد جهانیان شناخته و تحسین میشود.
@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانهای بسیار زیبا از خواننده فرانسوی
با زیرنویس فارسی برای کوروش کبیر پدر حقوق بشر
هفتم آبان
"روز جهانی کوروش کبیر"
گرامی باد.
ای کاش ما خودمون قدر ایران خودمون رو میدونستیم.
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید بسی خواب نماند
@Tea_Break
با زیرنویس فارسی برای کوروش کبیر پدر حقوق بشر
هفتم آبان
"روز جهانی کوروش کبیر"
گرامی باد.
ای کاش ما خودمون قدر ایران خودمون رو میدونستیم.
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید بسی خواب نماند
@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدون شرح وااااااقعا😳
@Tea_Break
@Tea_Break
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک موسیقی کلاسیک بسیار زیبا،
شک ندارم که تا حالا یک موسیقی کلاسیک به این زیبایی با یک تفسیر تصویری به اون گویایی ندیدید.
@Tea_Break
شک ندارم که تا حالا یک موسیقی کلاسیک به این زیبایی با یک تفسیر تصویری به اون گویایی ندیدید.
@Tea_Break
توصیه میکنم این مجموعه از گوستاو یونگ تا حکایت «خواجه نیکوکار و بنده نافرمان» سعدی رو مطالعه بفرمایید و این کلیپ زیبا رو هم ببینید.
بسیار آموزندست👌
@Tea_Break
👇👇👇
بسیار آموزندست👌
@Tea_Break
👇👇👇
کارل گوستاو یونگ (آلمانی: Carl Gustav Jung; زاده ۱۸۷۵ - درگذشته ۱۹۶۱) فیلسوف و روانپزشکی اهل سوئیس بود که با فعالیتاش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتی تحت عنوان روانشناسی تحلیلی شناخته میشود. به تعبیر «فریدا فوردهام» پژوهشگر آثار یونگ: «هرچه فروید ناگفته گذاشته، یونگ تکمیل کردهاست.»
یونگ بعضی از معروفترین مفاهیم روانشناسی را ابداع کردهاست مانند: ناخودآگاه جمعی، سایهها، پرسونا، عقدهها، آنیما و آنیموس، درونگرایی و برونگرایی.
@Tea_Break
یونگ بعضی از معروفترین مفاهیم روانشناسی را ابداع کردهاست مانند: ناخودآگاه جمعی، سایهها، پرسونا، عقدهها، آنیما و آنیموس، درونگرایی و برونگرایی.
@Tea_Break
نظریه سایه گوستاو یونگ چیست؟
سایه یکی از مفاهیم شخصیتی کارل یونگ است که ابعاد ناشناخته وجود انسانی را شامل می شود. همه ما تصاویر و افکاری در ذهن داریم که برای همسان شدن با جوامع انسانی به طور دائم دنبال سرکوب کردن آن ها هستیم. یونگ این افکاری که در ناخوداگاه ما هستند را با عنوان سایه های شخصیت تعریف می کند. یونگ می گوید لازم است نسبت به آن آگاهی پیدا کنیم و به عنوان بُعدی از شخصیت خود بپذیریم. در این مطلب توضیحی درباره مفهوم سایه و نحوه آگاهی پیدا کردن از آن بیان کرده ایم.
@Tea_Break
سایه یکی از مفاهیم شخصیتی کارل یونگ است که ابعاد ناشناخته وجود انسانی را شامل می شود. همه ما تصاویر و افکاری در ذهن داریم که برای همسان شدن با جوامع انسانی به طور دائم دنبال سرکوب کردن آن ها هستیم. یونگ این افکاری که در ناخوداگاه ما هستند را با عنوان سایه های شخصیت تعریف می کند. یونگ می گوید لازم است نسبت به آن آگاهی پیدا کنیم و به عنوان بُعدی از شخصیت خود بپذیریم. در این مطلب توضیحی درباره مفهوم سایه و نحوه آگاهی پیدا کردن از آن بیان کرده ایم.
@Tea_Break
سایه در نظریه یونگ:
سایه بعد حیوانی و روی سیاه شخصیت انسان هاست و می تواند معادل نهاد یا id در نظریه فروید باشد. سایه منبع انرژی ها و افکار خلاق و مخرب ماست. در واقع سایه آن روی شخصیت ماست که همیشه سعی می کنیم از دیگران و جهان بیرون مخفی نگه داریم. چون یا خودمان آن افکار را دوست نداریم یا فکر می کنیم که جامعه دوست نداشته باشد و بخاطر آن ما را طرد می کند. بنابراین ما آنها را به ناخوداگاه خود می فرستیم.
سایه آن امیال ممنوعه و سرکوب شده انسانی است که در ناخودآگاه ما جاخوش کرده اند و ما نسبت به پذیرش آنها مقاومت می کنیم. انگیزه های تهاجمی، تصاویر ذهنی ممنوعه و تابو، تجربیات شرم آور، آرزوهای غیراخلاقی، ترس، رویاپردازی های غیرمنطقی و میل جنسی غیر قابل قبول، نمونه هایی از جنبه های سایه است که در مردم وجود دارد اما آنها به خود اجازه نمی دهند که آن ها را در بر بگیرد.
@Tea_Break
سایه بعد حیوانی و روی سیاه شخصیت انسان هاست و می تواند معادل نهاد یا id در نظریه فروید باشد. سایه منبع انرژی ها و افکار خلاق و مخرب ماست. در واقع سایه آن روی شخصیت ماست که همیشه سعی می کنیم از دیگران و جهان بیرون مخفی نگه داریم. چون یا خودمان آن افکار را دوست نداریم یا فکر می کنیم که جامعه دوست نداشته باشد و بخاطر آن ما را طرد می کند. بنابراین ما آنها را به ناخوداگاه خود می فرستیم.
سایه آن امیال ممنوعه و سرکوب شده انسانی است که در ناخودآگاه ما جاخوش کرده اند و ما نسبت به پذیرش آنها مقاومت می کنیم. انگیزه های تهاجمی، تصاویر ذهنی ممنوعه و تابو، تجربیات شرم آور، آرزوهای غیراخلاقی، ترس، رویاپردازی های غیرمنطقی و میل جنسی غیر قابل قبول، نمونه هایی از جنبه های سایه است که در مردم وجود دارد اما آنها به خود اجازه نمی دهند که آن ها را در بر بگیرد.
@Tea_Break
آیا خصائص بد در ما مفیدند؟
برخی از جنبه های سایه محصول تکامل ما هستند. ما مثل همه حیوانات، غرایزی برای سکس و تجاوز داریم، اما برای انطباق با روحیه اجتماعی امروزی، تمایل به سرکوب آنها داریم. بعضی از جنبه هایسایه نیز محصول تربیت ماست. بعنوان مثال، صفات شخصیتی و انگیزه هایی که موجب ترس، مجازات و انتقاد می شد، سرکوب می شوند و برای توان ادامه زندگی به ناخوداگاه منتقل می شوند. همه ما سایه های شخصیت را داریم و چیزی که ما را از دیگران متمایز می کند، میزان آگاهی ما از آن هاست.
کنترل ناخودآگاه ما توسط سایه می تواند بر رفتارهای مخرب ما تاثیر بگذارد. بطوری که بسیاری از افراد نسبت به رفتار سرکوب شده آگاه هستند اما قادر به کنترل آن نیستند. بسیاری از معتادان و مجرمین، توسط سایه خود هدایت می شوند و حس یک جنگ داخلی را درون خود دارند که روی ناتوانی آنها تاثیر می گذارد. در اکثر مواقع این سایهاست که در مبارزه با معیار های اخلاقی و سوپر ایگو پیروز می شود. یک لحظه بخود می آیند و می خواهند زندگی پاکی داشته باشند و لحظه ای دیگر، سایه آنها، آگاهی ego را باطل می کند وآنها مشتاقانه بدنبال مصرف، تجاوز یا اعمال زننده می روند.
ادامه...
برخی از جنبه های سایه محصول تکامل ما هستند. ما مثل همه حیوانات، غرایزی برای سکس و تجاوز داریم، اما برای انطباق با روحیه اجتماعی امروزی، تمایل به سرکوب آنها داریم. بعضی از جنبه هایسایه نیز محصول تربیت ماست. بعنوان مثال، صفات شخصیتی و انگیزه هایی که موجب ترس، مجازات و انتقاد می شد، سرکوب می شوند و برای توان ادامه زندگی به ناخوداگاه منتقل می شوند. همه ما سایه های شخصیت را داریم و چیزی که ما را از دیگران متمایز می کند، میزان آگاهی ما از آن هاست.
کنترل ناخودآگاه ما توسط سایه می تواند بر رفتارهای مخرب ما تاثیر بگذارد. بطوری که بسیاری از افراد نسبت به رفتار سرکوب شده آگاه هستند اما قادر به کنترل آن نیستند. بسیاری از معتادان و مجرمین، توسط سایه خود هدایت می شوند و حس یک جنگ داخلی را درون خود دارند که روی ناتوانی آنها تاثیر می گذارد. در اکثر مواقع این سایهاست که در مبارزه با معیار های اخلاقی و سوپر ایگو پیروز می شود. یک لحظه بخود می آیند و می خواهند زندگی پاکی داشته باشند و لحظه ای دیگر، سایه آنها، آگاهی ego را باطل می کند وآنها مشتاقانه بدنبال مصرف، تجاوز یا اعمال زننده می روند.
ادامه...
ادامه ...
برای اجتناب از قربانی شدن توسط این بخش تاریک، ما باید از ویژگی های آن آگاه شویم و آنها را به شخصیت هوشیار و خودآگاه خود متصل کنیم. خواسته های نامطلوب را با آغوش باز بپذیریم و به عنوان جنبه های ناخوشایند وجود که باید سرکوب شوند با آنها برخورد نکنیم. باید بدانیم این تمایلات برای حیات ما ضروری هستند و در تمام انسان ها به نحوی وجود دارد. بنابراین نیازی به کامل و بی نقص بودن، وجود ندارد. بلکه باید تبدیل به یک وجود واحد بشویم که جنبه های خیر و شر دارد و با این یکپارچگی، شخصیت آگاهانه و هوشیار خود را توسعه دهیم.
@Tea_Break
برای اجتناب از قربانی شدن توسط این بخش تاریک، ما باید از ویژگی های آن آگاه شویم و آنها را به شخصیت هوشیار و خودآگاه خود متصل کنیم. خواسته های نامطلوب را با آغوش باز بپذیریم و به عنوان جنبه های ناخوشایند وجود که باید سرکوب شوند با آنها برخورد نکنیم. باید بدانیم این تمایلات برای حیات ما ضروری هستند و در تمام انسان ها به نحوی وجود دارد. بنابراین نیازی به کامل و بی نقص بودن، وجود ندارد. بلکه باید تبدیل به یک وجود واحد بشویم که جنبه های خیر و شر دارد و با این یکپارچگی، شخصیت آگاهانه و هوشیار خود را توسعه دهیم.
@Tea_Break
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک برنامه تلویزیونی بسیار آموزنده در صدا و سیمای استان فارس، در آغاز سال نو، برداشت بسیار زیبای یک پژوهشگر از یکی از حکایتهای سعدی (حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمان) و انطباق آن با نظریه روانشناس معروف، گوستاو یونگ.
حجم آن کمی زیاد است، ولی قویا توصیه میکنم ببینید
@Tea_Break
حجم آن کمی زیاد است، ولی قویا توصیه میکنم ببینید
@Tea_Break
حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمان
بوستان سعدی
باب چهارم در تواضع
بزرگی هنرمند آفاق بود
غلامش نکوهیده اخلاق بود
از این خفرگی موی کالیدهای
بدی، سرکه در روی مالیدهای
چو ثعبانش آلوده دندان به زهر
گرو برده از زشت رویان شهر
مدامش به روی آب چشم سبل
دویدی ز بوی پیاز بغل
گره وقت پختن بر ابرو زدی
چو پختند با خواجه زانو زدی
دمادم به نان خوردنش هم نشست
و گر مردی آبش ندادی به دست
نه گفت اندر او کار کردی نه چوب
شب و روز از او خانه در کند و کوب
گهی خار و خس در ره انداختی
گهی ماکیان در چه انداختی
ز سیماش وحشت فراز آمدی
نرفتی به کاری که باز آمدی
کسی گفت از این بندهٔ بد خصال
چه خواهی؟ ادب ، یا هنر، یا جمال؟
نیرزد وجودی بدین ناخوشی
که جورش پسندی و بارش کشی
منت بندهٔ خوب و نیکو سیر
به دست آرم، این را به نخاس بر
و گر یک پشیز آورد سر مپیچ
گران است اگر راست خواهی به هیچ
شنید این سخن مرد نیکو نهاد
بخندید کای یار فرخ نژاد
بد است این پسر طبع و خویش ولیک
مرا زاو طبیعت شود خوی نیک
چو زاو کرده باشم تحمل بسی
توانم جفا بردن از هر کسی
تحمل چو زهرت نماید نخست
ولی شهد گردد چو در طبع رست
@Tea_Break
بوستان سعدی
باب چهارم در تواضع
بزرگی هنرمند آفاق بود
غلامش نکوهیده اخلاق بود
از این خفرگی موی کالیدهای
بدی، سرکه در روی مالیدهای
چو ثعبانش آلوده دندان به زهر
گرو برده از زشت رویان شهر
مدامش به روی آب چشم سبل
دویدی ز بوی پیاز بغل
گره وقت پختن بر ابرو زدی
چو پختند با خواجه زانو زدی
دمادم به نان خوردنش هم نشست
و گر مردی آبش ندادی به دست
نه گفت اندر او کار کردی نه چوب
شب و روز از او خانه در کند و کوب
گهی خار و خس در ره انداختی
گهی ماکیان در چه انداختی
ز سیماش وحشت فراز آمدی
نرفتی به کاری که باز آمدی
کسی گفت از این بندهٔ بد خصال
چه خواهی؟ ادب ، یا هنر، یا جمال؟
نیرزد وجودی بدین ناخوشی
که جورش پسندی و بارش کشی
منت بندهٔ خوب و نیکو سیر
به دست آرم، این را به نخاس بر
و گر یک پشیز آورد سر مپیچ
گران است اگر راست خواهی به هیچ
شنید این سخن مرد نیکو نهاد
بخندید کای یار فرخ نژاد
بد است این پسر طبع و خویش ولیک
مرا زاو طبیعت شود خوی نیک
چو زاو کرده باشم تحمل بسی
توانم جفا بردن از هر کسی
تحمل چو زهرت نماید نخست
ولی شهد گردد چو در طبع رست
@Tea_Break
نقش کوروش، اثر ژان فوکه به تصویر کشیده شده، در سال ۱۴۷۰ میلادی
کوروش کبیر یهودیان را آزاد کرده و اجازه بازگشت به اورشلیم و ساخت معبد را میدهد
۷ هفتم آبان، سالروز ورود کوروش بزرگ به بابل میباشد. بر اساس رویدادنامه نبونعید، در ۲۹/۲۸ اکتبر (۷ آبان) سال ۵۳۹ پیش از میلاد کوروش وارد بابل شد. در رویدادنامه نبونعید این چنین آمده است:در ماه اَرَخسمنو (Arahsamnu = ماه هشتم)، روز سوم (هفتم آبان ماه) کوروش به بابل اندر آمد. شاخههای سبز در برابر (زیر پای او) گسترده شد.این روز به مناسبت پایان تصرف امپراتوری بابل به دست سپاه هخامنشیان و پایان دوران ستمگری در جهان باستان انتخاب شده است .
@Tea_Break
کوروش کبیر یهودیان را آزاد کرده و اجازه بازگشت به اورشلیم و ساخت معبد را میدهد
۷ هفتم آبان، سالروز ورود کوروش بزرگ به بابل میباشد. بر اساس رویدادنامه نبونعید، در ۲۹/۲۸ اکتبر (۷ آبان) سال ۵۳۹ پیش از میلاد کوروش وارد بابل شد. در رویدادنامه نبونعید این چنین آمده است:در ماه اَرَخسمنو (Arahsamnu = ماه هشتم)، روز سوم (هفتم آبان ماه) کوروش به بابل اندر آمد. شاخههای سبز در برابر (زیر پای او) گسترده شد.این روز به مناسبت پایان تصرف امپراتوری بابل به دست سپاه هخامنشیان و پایان دوران ستمگری در جهان باستان انتخاب شده است .
@Tea_Break
یک داستان جالب👌
روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگ های صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگ هايش بگيرد...
آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد!
صلاح الدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: به نظر شما بين سه دين يهود و مسيح و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميك است؟؟؟
آن تاجر بزرگ گفت:
بنشين تا يك داستان برايت بگويم بعد خودت نتيجه گيری كن!
او گفت:
در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود كه صاحب يك انگشتر بود و همه ميگفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد به كمال انسانيت ميرسد...
خداوند به مرد كشاورز سه پسر داد و وقتی پسران بزرگ شدند پدر آنها از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش يكی از انگشترها را داد
از اين به بعد هر كدام از پسرها می گفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت می شود پيش كداميك از آنهاست...
تا بالاخره تصميم گرفتند براي مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند
وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند
قاضی گفت:
احتمالا انگشتر اصلی گم شده است چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پیش هر كس باشد دارای كمالات انسانی باشد!!!!
اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام مشغول ناسزا گويی به يكديگر هستيد...
@Tea_Break
روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگ های صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگ هايش بگيرد...
آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد!
صلاح الدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: به نظر شما بين سه دين يهود و مسيح و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميك است؟؟؟
آن تاجر بزرگ گفت:
بنشين تا يك داستان برايت بگويم بعد خودت نتيجه گيری كن!
او گفت:
در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود كه صاحب يك انگشتر بود و همه ميگفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد به كمال انسانيت ميرسد...
خداوند به مرد كشاورز سه پسر داد و وقتی پسران بزرگ شدند پدر آنها از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش يكی از انگشترها را داد
از اين به بعد هر كدام از پسرها می گفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت می شود پيش كداميك از آنهاست...
تا بالاخره تصميم گرفتند براي مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند
وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند
قاضی گفت:
احتمالا انگشتر اصلی گم شده است چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پیش هر كس باشد دارای كمالات انسانی باشد!!!!
اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام مشغول ناسزا گويی به يكديگر هستيد...
@Tea_Break