| ٺسڪین |
کربلایی حسین معز غلامی – بخش ششم - شور(خجالت میکشم که من)
یه آقایے بود که
توی اخرین مداحیش گفت:
[یعنی قسمت میشه
منم شهید بشم تو سوریه؟]
دقیقا بعد از اون مداحی
رفت سوریه و شهید شد :)
#آقاحسینمعزغلامے🍂🙂
توی اخرین مداحیش گفت:
[یعنی قسمت میشه
منم شهید بشم تو سوریه؟]
دقیقا بعد از اون مداحی
رفت سوریه و شهید شد :)
#آقاحسینمعزغلامے🍂🙂
#تلنگرانہ
اومد بهم گفت:میشہ ساعت ۴صبح بیدارم ڪنے تا داروهامو بخورم..
ساعت ۴صبح بیدارش کردم،تشڪر ڪرد..
بلند شد از سنگر رفت بیرون..
بیست الے بیست و پنج دقیقہ گذشت اما نیومد..
نگرانش شدم، رفتم دنبالش..
دیدم یه قبر کنده توش نماز شب میخونہ
و زار زار گریه میڪنہ..
بهش گفتم:مرد حسابے تو ڪہ منو نصف جون ڪردے..
میخواستے نماز شب بخونے چرا بہ دروغ گفتے مریضم و میخام داروهام رو بخورم..!!
برگشت و گفت:خدا شاهده من مریضم
چشمای من مریضہ
دلم مریضہ
من ۱۶سالمہ..
چشام مریضہ..
چون توی این ۱۶سال امامزمان رو ندیده..
دلم مریضہ..
بعد از ۱۶سال هنوز نتونستم
با خدا خوب ارتباط برقرار کنم..
گوشام مریضہ..
هنوز نتونستم یہ صدای الهے بشنوم..♥️
ماهاچے !! اصلا حواسمون هست..؟!
#بهخودتبیا
| @taskin_313 ٺسڪین |
اومد بهم گفت:میشہ ساعت ۴صبح بیدارم ڪنے تا داروهامو بخورم..
ساعت ۴صبح بیدارش کردم،تشڪر ڪرد..
بلند شد از سنگر رفت بیرون..
بیست الے بیست و پنج دقیقہ گذشت اما نیومد..
نگرانش شدم، رفتم دنبالش..
دیدم یه قبر کنده توش نماز شب میخونہ
و زار زار گریه میڪنہ..
بهش گفتم:مرد حسابے تو ڪہ منو نصف جون ڪردے..
میخواستے نماز شب بخونے چرا بہ دروغ گفتے مریضم و میخام داروهام رو بخورم..!!
برگشت و گفت:خدا شاهده من مریضم
چشمای من مریضہ
دلم مریضہ
من ۱۶سالمہ..
چشام مریضہ..
چون توی این ۱۶سال امامزمان رو ندیده..
دلم مریضہ..
بعد از ۱۶سال هنوز نتونستم
با خدا خوب ارتباط برقرار کنم..
گوشام مریضہ..
هنوز نتونستم یہ صدای الهے بشنوم..♥️
ماهاچے !! اصلا حواسمون هست..؟!
#بهخودتبیا
| @taskin_313 ٺسڪین |
.
یڪ روز ظهر تابستان جلوے خانہ نشسته بودم، ابراهیم از دور بہ سمت من میآمد، همینطور ڪه نزدیک میشد دیدم کفش ندارد..!
پایش را همینطور بلند میکرد روے آسفالت داغ میسوخت..
سریع بلند شدم و گفتم: کفشات چے شد؟ تو مسجد دزد برد..؟
گفت: نه بابا..
یہ پیرمرد جلو مسجد گدایے میکرد، ڪفش نداشت، من هم چیزے همراهم نبود ڪفش هام رو دادم بهش.... :)♥️
#شهیدابراهیمهادے |•°
| @taskin_313 ٺسڪین |
یڪ روز ظهر تابستان جلوے خانہ نشسته بودم، ابراهیم از دور بہ سمت من میآمد، همینطور ڪه نزدیک میشد دیدم کفش ندارد..!
پایش را همینطور بلند میکرد روے آسفالت داغ میسوخت..
سریع بلند شدم و گفتم: کفشات چے شد؟ تو مسجد دزد برد..؟
گفت: نه بابا..
یہ پیرمرد جلو مسجد گدایے میکرد، ڪفش نداشت، من هم چیزے همراهم نبود ڪفش هام رو دادم بهش.... :)♥️
#شهیدابراهیمهادے |•°
| @taskin_313 ٺسڪین |
شمارفیقتپیامتوسینڪنه
یہساعتبعدجواببدهناراحتمیشے
بعدصداےاذانومیشنوےسهساعتبعد
نمازتومیخونےانتظاردارےخداناراحتنشه..؟
#نمازاولوقت📿|
| @taskin_313 ٺسڪین |
یہساعتبعدجواببدهناراحتمیشے
بعدصداےاذانومیشنوےسهساعتبعد
نمازتومیخونےانتظاردارےخداناراحتنشه..؟
#نمازاولوقت📿|
| @taskin_313 ٺسڪین |
| استاد پناهیان |
|ٺسڪین @taskin_313|
شایدتمامخوبانتہرانپشت سرشہیدابراهیمهادےواردبهشتبشن..🌱
#استادپناهیان
#شهیدابراهیمهادے♥️
| @taskin_313 ٺسڪین |
#استادپناهیان
#شهیدابراهیمهادے♥️
| @taskin_313 ٺسڪین |
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دوشنبہهاےامامحسنے🍂
"ٺسڪیـنقلبِمُضطربمذکـریــاحسن
آقاےمنکریـمکریمـانعالماستـــ"
#نــویدنیرے
| @taskin_313 ٺسڪین |
"ٺسڪیـنقلبِمُضطربمذکـریــاحسن
آقاےمنکریـمکریمـانعالماستـــ"
#نــویدنیرے
| @taskin_313 ٺسڪین |
•/ الهے جودُکَ بَسَطَ اَمَلی🌱
•/ خدایا؛ بہ خاطر بخشش هاے توئہ ڪه من جرأت میکنم این همہ آرزو داشته باشم..
دلخوشم بہ کَرمت.. :)💕
#مناجاتشعبانیہ
#قوتقلب
| @taskin_313 ٺسڪین |
•/ خدایا؛ بہ خاطر بخشش هاے توئہ ڪه من جرأت میکنم این همہ آرزو داشته باشم..
دلخوشم بہ کَرمت.. :)💕
#مناجاتشعبانیہ
#قوتقلب
| @taskin_313 ٺسڪین |