ما یه چنل دیگه باید میزدیم واسه کیپاپ از بس تقاضا بود و اینکه بابا کی تو واندی کرهای میخونه؟ 😭
👍6🤔2
•| Talk To GS |•
بچهها چندتاتون اینجا کیپاپر هم هست؟
این لایک رو به فال نیک و مثبت میگیرم
برنامه ناشناس
سلام رعنا خوبی؟ من اینو توی تیک تاک دیدم مبدونی قضیهش چیه؟
ببین یادم نمیاد ولی الان نگاه میکنم
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
دنبال یه ففم که چند سال پیش تو واتپد خوندم
شما میدونید کدومه؟
یا اگه فایل پی دی افی ازش هست میشه بهم بگید لطفا
تو زمان قدیم بود
لویی خدمتکار هری بود
خیلی هم مطیع بود و هری رو دوست داشت
فف اینجوری شروع میشد که هری میره خونه و لویی بدو بدو میره استقبالش بعدشم حمومو براش آماده میکنه
ولی فکر کنم هری بهش میگه اینقدر از خودش کار نکشه و حتی لویی رو تو وان مینشونه و ماساژش میده🌚
و اینه هری یه چشمش فکر کنم کور بود و بقیه مسخرش میکردن
یه قسمت به یه مهمونی دعوت میشن و هری قبل مهمونی یه کلاه خوشگل میبینه و برای لویی میخره چون بنظرش به لویی خیلی میاد و لویی خیلی خوشحال میشه که اربابش براش هدیه گرفته
ولی بقیه خدمتکارا تو مهمونی کلاه رو از لویی میگیرن و کلی کتکش میزنن
خود فف هم نصفه رها شده بود فکر کنم
ولی با جزئیات توضیح دادم که اگه کسی فایلی چیزی ازش داره و یادشه کدوم ففو میگم بهم بگه
ممنون
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
دنبال یه ففم که چند سال پیش تو واتپد خوندم
شما میدونید کدومه؟
یا اگه فایل پی دی افی ازش هست میشه بهم بگید لطفا
تو زمان قدیم بود
لویی خدمتکار هری بود
خیلی هم مطیع بود و هری رو دوست داشت
فف اینجوری شروع میشد که هری میره خونه و لویی بدو بدو میره استقبالش بعدشم حمومو براش آماده میکنه
ولی فکر کنم هری بهش میگه اینقدر از خودش کار نکشه و حتی لویی رو تو وان مینشونه و ماساژش میده🌚
و اینه هری یه چشمش فکر کنم کور بود و بقیه مسخرش میکردن
یه قسمت به یه مهمونی دعوت میشن و هری قبل مهمونی یه کلاه خوشگل میبینه و برای لویی میخره چون بنظرش به لویی خیلی میاد و لویی خیلی خوشحال میشه که اربابش براش هدیه گرفته
ولی بقیه خدمتکارا تو مهمونی کلاه رو از لویی میگیرن و کلی کتکش میزنن
خود فف هم نصفه رها شده بود فکر کنم
ولی با جزئیات توضیح دادم که اگه کسی فایلی چیزی ازش داره و یادشه کدوم ففو میگم بهم بگه
ممنون
Forwarded from برنامه ناشناس
سلامم😭 یه فیکشن بود هری دکتر بود و لویی فکر کنم تو بیمارستانشون که بستری بود بیمارستان اعصاب و روان بود که یکی از پسرام دکتر بود. بعد هری لوییو بعد مرخص شدن میبره خونش تازه یبارم با یه دختر چشم ابی میخوابه چون از لویی داشت خوشش میومد یه همچین چیزی.. کسی اسم ففو میدونه؟😭😭😭
سلامم😭 یه فیکشن بود هری دکتر بود و لویی فکر کنم تو بیمارستانشون که بستری بود بیمارستان اعصاب و روان بود که یکی از پسرام دکتر بود. بعد هری لوییو بعد مرخص شدن میبره خونش تازه یبارم با یه دختر چشم ابی میخوابه چون از لویی داشت خوشش میومد یه همچین چیزی.. کسی اسم ففو میدونه؟😭😭😭