𖣔 𝕿𝖆𝖑𝖊𝖔𝖋ᵇᶜ
11 subscribers
50 photos
6 files
8 links
༒︎ 𝒐𝒖𝒓 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎 𝒃𝒆𝒄𝒂𝒎𝒆 𝒂 𝒓𝒆𝒂𝒍𝒊𝒕𝒚 𝒉𝒆𝒓𝒆, 𝒐𝒖𝒓 𝒓𝒂𝒆𝒍𝒊𝒕𝒚 𝒃𝒆𝒄𝒂𝒎𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎

༒︎ 𝒘𝒆𝒂𝒓 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝔀𝓲𝓷𝓰𝓼 𝒂𝒏𝒅 𝒍𝒆𝒕'𝒔 𝒇𝒍𝒚 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒐𝒖𝒓 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝔀𝓲𝓷𝓰𝓼🦋

༒︎ 𝒐𝒖𝒓 𝒅𝒂𝒊𝒍𝒚: @BRsdaily
Download Telegram
𖤐⃟♥️••
تو جایی که برای همه انسانها نامفهومه، جایی که آسمونش کوتاهه و هواش اکسیژنی نداره، بین هوا و زمین، بین گذشته و آینده ،یعنی قبل از حال و درعین حال شاید بعد تر از اون، قصری وجود داره به اسم قصر خونی. ورود به اون درک و قدرت بالایی لازم داره و طبق چیزهایی که به گوش رسیده ،ضلع غربی قصر دری داره با شماره ۱۸۴... دری ک ورود به بُعد دیگه ای از این دنیاست .طبق افسانه ها پشت اون در قفسه هایی پر از کتاب های متنوع و مخوفه که هرکدوم طلسم و داستان هایی پشت جلد خودشون رو دارن...ఌ︎

Bloody castle
where everything is colorful
where the sky is red
the sea is gray
the forest is white
and leaves are yellow velvet
and the air is silk

ᶠⁱᶜ"ˢ
ⁱᵐᵃᵍⁱⁿᵉ"ˢ
ᵛⁱᵈ"ˢ
ˢᵒⁿᵍ"ˢ
ˢᵉⁿᵃʳⁱᵒ"ˢ
ˢʰᵒᵗ"ˢ
𝓪𝓷𝓭 𝓮𝓽𝓬...
(@taleofBC) the night we met.shot.pdf
233.1 KB
ژانر: تخیلی، رمنس
"THE NIGHT WE MET"

- #TaeKook - #BTS - #Shot
༄ #Shin
(@taleofBC) Like Me Like U Like LUV.shot.pdf
404.3 KB
ژانر: مدرسه ای، رمنس، اسمات
"LIKE ME LIKE U LIKE LUV"

- #YoonMin - #BTS - #Shot
༄ #Shin
+میدونی روزی که فهمیدم دوست دارم بدترین روز زندگیم بود ...
روزی که فهمیدم حاضری واسه کسی که جلورومه همه کاری کنم ...
در واقع حاضر بودم واسه کسی که همه چیزمو ازم گرفته بود همه چیمو بدم ...
آروم انگشتشو زیر چشمایی که هنوزم میتونست سرماشو حس کنه کشید
+اولین باری که تو چشمات نگاه کردم اصلا به اینکه میتونن باهام چیکار کنن فکر نکرده بودم ...
پوزخندی زد
شاید حماقت بنظر برسه ولی من هرروز بخاطر دیدن همینا از خواب بیدار میشدم
انگشت خونیش راهشو به سمت لبایی که الان به سفیدی میزدن پیدا کرد
+اولین باری که لباتو دیدم نمیدونستم به جز تحقیر کردنم کار دیگه ایم میتونن بکنن ... البته بازم فکر نکنم کاری بتونن بکنن این همیشه من بودم که تو خواب میبوسیدمشون
لباش رو به لبای فرد روبه روش نزدیک کرد و بوسه ی آرومی روش کاشت
نگاهش از انگشتای خونیش به سمت تکه های آینه ی شکسته روی زمین کشیده شد
+و شاید اولین بار که به خودم تو آینه نگاه کردم ... اصلا به این فکر نمی افتادم که میتونم قاتل کسی باشم که عاشقانه دوسش دارم ...

- #ChanBaek - #EXO
༄ #Shin
آسمون قرمز، ابرهای سیاه
میپرسم از خودم چرا همه چی اینطوری شد؟
وقتی به گذشته نگاه میکنم رد پاهای کمرنگی از حضور اون تو زندگیم میبینم.
قبل از اینکه دیر بشه
قبل از اینکه کاملا محو شی
من نمیتونم تحمل کنم که نیستی
قبل از اینکه دیرتر بشه
من نمیزارم
دستهامو باز میکنم
و امیدوارم قبل از اینکه درد وحشتناک برخورد به زمینو حس کنم سکته کنم و بمیرم
من فقط خیلی از درد میترسم

_من و او
- ME
༄ #Shin
(@taleofBC) still with you.shot.pdf
408.9 KB
ژانر: کمی تخیلی (تناسخ)، رمنس، اسمات(خشن)
"STILL WITH YOU"

- #ChanBaek - #EXO - #Shot
༄ #Shin