𖣔 𝕿𝖆𝖑𝖊𝖔𝖋ᵇᶜ
11 subscribers
50 photos
6 files
8 links
༒︎ 𝒐𝒖𝒓 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎 𝒃𝒆𝒄𝒂𝒎𝒆 𝒂 𝒓𝒆𝒂𝒍𝒊𝒕𝒚 𝒉𝒆𝒓𝒆, 𝒐𝒖𝒓 𝒓𝒂𝒆𝒍𝒊𝒕𝒚 𝒃𝒆𝒄𝒂𝒎𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎

༒︎ 𝒘𝒆𝒂𝒓 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝔀𝓲𝓷𝓰𝓼 𝒂𝒏𝒅 𝒍𝒆𝒕'𝒔 𝒇𝒍𝒚 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒐𝒖𝒓 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝔀𝓲𝓷𝓰𝓼🦋

༒︎ 𝒐𝒖𝒓 𝒅𝒂𝒊𝒍𝒚: @BRsdaily
Download Telegram
به دیوار کوتاه و سرد پشتش تکیه کرده بود و درحالی که دندوناشو از سرما روی هم میفشرد فریاد کشید: "فاک یو جوهانا... اصلا باورم نمیشه خر شدم و توی دسامبر اومدم بالای بلندترین برج شهر تا توی کوفتی بتونی یه سیگار لعنتی بکشییی."
و حتی ناخوداگاه چندتا صدای هق هق هم از خودش دراورد. سرما واقعا سلولای مغزشو از کار انداخته بودن.
: "مگه به تو خوش نمیگذره؟"
: "خووووششش؟؟؟"
الان مینهیوک واقعا عصبانی بود. برای همین بدون هیچ ملایمتی محکم به سینه فرد رو به روش زد.
: "عای خب دردم میاد."
: :به درکککک... هااایشششش"
دستشو توی موهای خوش فرمش فرو برد و بهمشون ریخت که باعث شد جوهان به خنده بیوفته.
: "اوکی اوکی بیبی."
دستشو دور کمر مینهیوک اخمالو پیچید و اروم روی همون دیواره نشونتتش. با شناختی که از دوست پسرش داشت و اینکه میدونست از ارتفاع میترسه، میدونست که کمتر از ده ثانیه بعد اون پسر دستاشو دور گردنش میپیچه و محکم بهش میچسبه که مبادا بیوفته.
و همینطورم شد.
: "ول-ولم نکنیااا."
مینهیوک با ترس گفت و به پشت پیرهن جوهان چنگ زد.
: "هرگز ولت نمیکنم!"

- #Joohyuk - #MonstaX
༄ #Shin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همۀ کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم
تو را به جای همۀ روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و
برای نخستین گناه ...
تو را به خاطر دوست داشتن ... دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ... دوست می دارم


- GN
༄ #Shin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار هر ثانیه، حالِ تو خوب باشد ،
بگذار رفتنی ها بروند و ماندنی ها بمانند.
تو لبخندت را بزن ، انگار نه انگار ...
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن !
بی واسطه خوب باش ، بی واسطه شادی کن و بی واسطه بخند ...
شک نکن ؛ تو که خوب باشی ؛ همه چیز خوب می شود ،
خوب تر از چیزی که فکرش را میکنی ...

- GN
༄ #Shin
بعضی روزها دیدنش سخت تر میشه
که من یه احمقم
یا تو یه دزدی!
مثل یه هزارتو ساختیش تا منو از بین میلیون ها نفر پیدا کنی
و الان تو فقط یه ورق از داستانی هستی که من دارم زندگیش میکنم
و تمام چیزایی که بهت دادم
حالا دیگه رفتن
با وجود اینکه ما یه سلسله قوی ساختیم
که تا ابد از بین نره
اما همش با خاک یکی شد

_من و او
- ME
༄ #Shin
:هیونگ...
:هوم؟
:از نظرت یه روز خوب چه روزیه؟
:متوجه منظورت نمیشم سهونا
:خب مثلا نمیدونم چجوری بگم... مثلا یه روز حس کنی که اون روز یه روز خوبه... باید اون روز چه ویژگی هایی داشته باشه تا از نظرت یه روز خاص باشه؟
:من چمیدونم اه باز رفتی تو فاز فلسفی؟
:جدی بودما...
:روزی که بهم بگی دوستم داری
:دوست دارم
:مسخره
:دوست دارم جدا
:...
:امروز روز خوبیه؟
:تو... تو... هایش چمیدونم خدایا
:هیونگ من دوست دارم و دارم اعلامش میکنم حالا بهم بگی این روز خوبی براته؟
:چرا اینقدر درگیر روز خوب منی؟؟
:چون هرکسی لیاقت یه روز خوب و تو زندگیش داره.

- #HunHan - #EXO
༄ #Shin
مرسی هیونگ که اومدی تو زندگیم
مرسی که زندگی سیاه و سفیدمو با یه قلمو زیر سیل رنگا گرفتی
ازت ممنونم که همیشه حواست بهم بود حتی وقتایی که خسته بودی یا از همه چی بریده بودی
مرسی که منو اولویت خودت کردی
مرسی که میخوای کریسمسو کنارم بمونی
مرسی که یک سال تمام تحملم کردی
مرسی که دوستم داری

و مرسی که بهترین هدیه ای شدی که یروز سانتا جلوی در خونم گذاشت.

- #TaeKook - #BTS
༄ #Shin
اون پری دریایی کوچولو مسلما قصد اسیب زدن به یه ماهیگیر و نداشت

- #KookMin - #BTS
༄ #Shin
یه کافه دنج و ساکت که از ناکجا آباد وسط جنگلی که توش گم شده بودن ازش سر دراورده بودن بی خبر از جادوی جنگل و اسرار اون کافه خودشونو به یه لیوان آبجو دعوت کرده بودن.
حقیقتش اونا اصلا نمیترسیدن
نه تا وقتی باهم بودن

- #KookMin - #BTS
༄
#Shin
تنها صدایی که شنیده میشد صدای تق و تق چوب هایی بود که جلوی چشماش شعله ور میشدن و بعد به راحتی تبدیل به خاکستر میشدن و تمام دنیای اون پسر جوون که مقابل خونه نیمه سوخته شعله ور میون اتیش ایستاده بود رو هم به خاکستر تبدیل میکرد.
خونه ای که یه روزی حکم پایگاه و برای گروهی که دلبرش عضوش بود داشت و حالا آتیش مصرانه سر در بلعیدنش داشت.
جین اشتباه کرده بود، میدونست باید جلوشو بگیره. اما چطورشو نمیدونست! اون نمیتونست از پس پسری بربیاد که یه روزی توی یه پمپ بنزین دور افتاده با یه پوزخند دلشو لرزونده بود و باعث شده بود اولین جمله لاس عمرشو به زبون بیاره و با یه لبخند گله گشاد که منشاشو نمیدونست بیانش کنه.
اما حالا اون پسر برخلاف قولی که بهش داده بود با یه چاقوی براق جیبی که سنگینیش حتی ازون فاصله پنج متری هم حس میشد جلوش وایساده بود و با پاهای خودش میخواست خودشو بدبخت کنه.
درست بود که جفتشون وضع مالی خوبی نداشت -البته اگه از خانواده خودش صرفه نظر میکرد- اما اینکه معشوق جوونش رو دست یه مشت قاتل و موادرسون بسپاره دیگه زیادی بود!!
اما طبق معمول همیشه علارقم تموم التماساش نتونسته بود پسر و راضی کنه و حالا با چشمای براق که نشون از هاله اشک محاصره شده میون پلکاشو میداد به معشوقش که زبونه های دراز آتیش در برش گرفته بودن خیره شده بود.
اون روی قولش نمونده بود. مردک بدقول.
*فلش بک
: نمیشه نری؟
با لحن معصومی نالید و به نامجونی خیره شد که با چشمای بی احساسش بهش زل زده بود
- عمه من قراره پول شهریه رو حساب کنه؟
: نمیدونم خب کلی کار هست
- از چی میترسی؟
حالا دیگه عمیقا پوزخند عمیقی روی چهره نامجون سنگینی میکرد. جین نفس عمیقی کشید و اعتراف کرد: آسیب میبینی...
- نمیبینم... قول میدم... تنهات نمیزارم.

𝐅𝐌𝐕 𝐎𝐅 𝐒𝐂𝐄𝐍𝐀𝐑𝐈𝐎

- #NamJin - #BTS
༄ #Shin
♔-Situation
♕-Sport -Romance -Angst
༒༒༒༒༒༒༒༒༒༒
بی توجه به درد عمیق گونش پاهای بلندش رو روی زمین سردی که متعلق به اتاق تمرین رقصشون بود حرکت میداد و به آرومی خودش رو روی بیت آهنگ تندی که دقیقا توصیف کننده حال و روز الانش بود تکون میداد.
جونگین با تندتر شدن بیت حرکاتشو تند تر کرد و بی توجه به حس خیس شدن گونش و حرکات بهم ریخته و بی نظمش رقصشو به پایان رسوند.
تا دو ساعت پیش اون آی ان بود عضوی از اکیپ پر سر و صدای هیونجین و الان فقط جونگین بود. همون بچه خرخونی که هیچکس باورش نمیشد بتونه بدنشو تکون بده چه برسه به رقص و بعدم عضو گروه دنس راچای معروف. البته نه به عنوان یه دنسر اصلی بلکه به عنوان بک دنسر ولی خب جونگین به همونم راضی بود فقط در صورتی که قرار بود نزدیک هیونجین بمونه.
اون قلبشو از همون سال اول به هیونجین باخته بود و الان بعد از گذشت دوسال درست قبل از مسابقات بهاره گند زده بود به همه چی و قلب بی جنبش تمام حرکات از روی مهربونی و کمی دلسوزی هیونجین و از روی عشق برداشته کرده بود و با بدبختی راضیش کرده بود به هیونجین اعتراف کنه و بعد از مشت محکمی که نصیب چونه بی نقصش شده بود حالا دیگه مطمعن بود حتی قرار نیست توی مسابقات بهاره به عنوان یه بک دنسر هم شرکت کنه.
شاید اگه فقط یکم صبر کرده بود الان به رویاش نزدیک تر بود... ولی حالا نه هیونجین و داشت و نه رویاشو...

*موقعیت: جونگینی که بعد از دوسال بلاخره شهامتشو جمع کرد تا به هیونجین از علاقش بگه و هیونجینی که هرگز نمیتونست باور کنه جونگین از پسر ها خوشش میاد. اون نمیتونه اینقدر چندش باشه مگه نه؟

𝐅𝐌𝐕 𝐎𝐅 𝐒𝐂𝐄𝐍𝐀𝐑𝐈𝐎

- #Hyunin - #StrayKids
༄ #Shin
"میخواست چجوری با این حقیقت که
دلشو به قاتل خواهر ها و برادر هاش باخته کنار بیاد؟
"
My Oasis.shot@taleofBC.pdf
3.5 MB
ژانر: تخیلی، رومنس، انگست، اسمات
"My Oasis"

- #Chanlix - #Straykids - #Shot
༄ #Shin