: "سر-سرورم..."
ملکه با بهت گفت و سمت امپراطور جوان دوید. درهای بزرگ پشت سرش بسته شدن و حالا اون دو نفر تو اتاق بزرگ تنها بودن.
: "جیمینا."
امپراطور به خودش اجازه داد همسر زیباشو صمیمانه خطاب کنه. بهرحال اون قرار نبود تو خلوتشون طوری رفتار کنه که انگار ملکش دختره!!
دستای ظریف ملکه به سمت بند ردای مشکی سلطنتی بلندش رفت و چند ثانیه بعد ردا روی زمین افتاده بود.
مرگ ناگهانی ملکه و پادشاه قبلی طوری شوکه کننده بود که همسر عزیزش بی توجه به وزرا و خدمه ها درحالی که کاملا دگرگون شده بود به اتاقش پناه برده بود و حالا ملکه هم پیشش بود. با یه زیرپوش سفید رنگ درحالی که آروم روی پاهاش مینشست و با لبهایی به نرمی هلو پیشونی مرد گریون رو میبوسید.
- #YoonMin - #BTS
༄ #Shin
ملکه با بهت گفت و سمت امپراطور جوان دوید. درهای بزرگ پشت سرش بسته شدن و حالا اون دو نفر تو اتاق بزرگ تنها بودن.
: "جیمینا."
امپراطور به خودش اجازه داد همسر زیباشو صمیمانه خطاب کنه. بهرحال اون قرار نبود تو خلوتشون طوری رفتار کنه که انگار ملکش دختره!!
دستای ظریف ملکه به سمت بند ردای مشکی سلطنتی بلندش رفت و چند ثانیه بعد ردا روی زمین افتاده بود.
مرگ ناگهانی ملکه و پادشاه قبلی طوری شوکه کننده بود که همسر عزیزش بی توجه به وزرا و خدمه ها درحالی که کاملا دگرگون شده بود به اتاقش پناه برده بود و حالا ملکه هم پیشش بود. با یه زیرپوش سفید رنگ درحالی که آروم روی پاهاش مینشست و با لبهایی به نرمی هلو پیشونی مرد گریون رو میبوسید.
- #YoonMin - #BTS
༄ #Shin
روزی که از خواب پاشد، هیچ وقت فکرشم نمیکرد ممکنه اخرین روزی باشه که خانوادشو میبینه. اون ادم ربایی وحشتناک... غیر ممکن بود که جون سالم ازش به در ببره.
غیرممکن میبود اگه لحظه اخر یه دفعه رئیس آدم رباها بی هوشش نمیکرد و تصمیم نمیگرفت تا اون بچرو برای خودش برداره.
حالا که فکر میکرد، برای داشتن اون پسر خانوادشو قربانی کرده بود، نه از روی عمد ولی میشد همچین برداشتی هم داشت و جین اونقدر خودآزار بود که هم خودش و هم عشقشو بخاطر اشتباهات گذشته که منجر به مرگ تمامی اعضای خانواده کوچیکش شده اذیت کنه.
و حالا با هردقیقه یادآوری اون لحظه ها فقط خودشو یه قدم به مرگ نزدیک میکنه.
کسی که اونقدری روانی بود تا تک به تک اعضای خانواده خودشو بکشه، به عشقش -که تازگیا باعث شده بود بیشتر ازش متنفر بشه- رحم میکرد؟؟
- #NamJin - #BTS
༄ #Shin
غیرممکن میبود اگه لحظه اخر یه دفعه رئیس آدم رباها بی هوشش نمیکرد و تصمیم نمیگرفت تا اون بچرو برای خودش برداره.
حالا که فکر میکرد، برای داشتن اون پسر خانوادشو قربانی کرده بود، نه از روی عمد ولی میشد همچین برداشتی هم داشت و جین اونقدر خودآزار بود که هم خودش و هم عشقشو بخاطر اشتباهات گذشته که منجر به مرگ تمامی اعضای خانواده کوچیکش شده اذیت کنه.
و حالا با هردقیقه یادآوری اون لحظه ها فقط خودشو یه قدم به مرگ نزدیک میکنه.
کسی که اونقدری روانی بود تا تک به تک اعضای خانواده خودشو بکشه، به عشقش -که تازگیا باعث شده بود بیشتر ازش متنفر بشه- رحم میکرد؟؟
- #NamJin - #BTS
༄ #Shin
بخاطر تو:
هر روز برمیگردم
به خود دیروزم
انقدر منتظر یه روز خوب موندم که شب شده
اینقدر روز و شبم قاطی شده که تقویمم کم آورده
بخاطر تو حتی من به روز های شاد هم مشکوکم
فقط میخوام بهت بگم اگه یک روز بشینی باخودت دو دوتا چارتا کنی
متوجه میشی که من بیشتر دوست داشتم یا تو!
دیگه برام مردی و نابود شدی
لازم نیست بمیری تا از دید من یه آدم مرده باشی! من هر روز توی ذهنم برات یه مراسم تشییع جنازه تصور میکنم...
و من هر روز رقص مرگ به پا میکنم...
_من و او
- ME
༄ #Shin
هر روز برمیگردم
به خود دیروزم
انقدر منتظر یه روز خوب موندم که شب شده
اینقدر روز و شبم قاطی شده که تقویمم کم آورده
بخاطر تو حتی من به روز های شاد هم مشکوکم
فقط میخوام بهت بگم اگه یک روز بشینی باخودت دو دوتا چارتا کنی
متوجه میشی که من بیشتر دوست داشتم یا تو!
دیگه برام مردی و نابود شدی
لازم نیست بمیری تا از دید من یه آدم مرده باشی! من هر روز توی ذهنم برات یه مراسم تشییع جنازه تصور میکنم...
و من هر روز رقص مرگ به پا میکنم...
_من و او
- ME
༄ #Shin
"تا حالا بین یه رویا و حقیقت معلق بودی؟"
کای با قدم های اروم سمت صندلیش رفت و روش جا گرفت.
: "این اصلا چجوری ممکنه؟؟"
کیونگسو درحالی که سرشو بین دستاش میفشرد با کلافگی گفت. روزی که تصمیم گرفت پیش این دکتر روانی بیاد باید میدونست که چیزی که این وسط از دست میده سلامت عقلیشه...
اما اگه تنها راه خلاصی از کابوساش همین مردک روانی بود... اون حتی با سکس باهاشم به جون میخرید!!
: "دقیقا یچیزی مثل موقعیتی که تو درگیرشی. اینسپشن و دیدی؟"
: "چی هست اصلا؟!"
: "یه فیلمه."
کای با نیشخند گفت و لعنت کیونگسو اصلا نمیتونست منکر جذابیت فراطبیعی اون پسر شه.
: "نه"
: "خب مهم نیست زیاد. تو گفتی تویی که تو خوابتی از خوابای قبلت خاطره داری... یعنی خوابات درگیر واقعیتات شده. یکم ترسناکه."
: "ببین منو دکتر احمق که نمیدونم از کدوم جهنمی اون مدرک دکتریتو گرفتی... دارم بهت میگم دیگه نمیتونم تشخیص بدم تو کدوم دنیا دارم چه گوهی میخورم. رسما دنیام دوتا شده... وقتی به خواب میرم انگار پرت میشم تو دنیای دومم که ادماش خیلی راحت زندگی میکنن، خاطره میسازن و وقتی پا میشم پشمام میریزه که ناخوداگاهم یادشه که تو خواب سه سال پیشم چی ساخته و تو خواب دیشبم بهش فلش بک میزنه درحالی که فاک گاد من حتی نمیدونستم همچین خوابی هم داشتم."
کیونگسو با عصبانیت رو به کایی که هنوز اروم بود توپید و حتی اخراش داشت فریاد میکشید. اون ارامش بیش از حد کای رو مخش بود.
: "اوه متوجهم متوجهم. واقعا دوست دارم مشکلتونو حل کنم اقای دو کیونگسو ولی الان دیگه وقت بیداریه."
...
- #KaiSoo - #EXO
༄ #Shin
کای با قدم های اروم سمت صندلیش رفت و روش جا گرفت.
: "این اصلا چجوری ممکنه؟؟"
کیونگسو درحالی که سرشو بین دستاش میفشرد با کلافگی گفت. روزی که تصمیم گرفت پیش این دکتر روانی بیاد باید میدونست که چیزی که این وسط از دست میده سلامت عقلیشه...
اما اگه تنها راه خلاصی از کابوساش همین مردک روانی بود... اون حتی با سکس باهاشم به جون میخرید!!
: "دقیقا یچیزی مثل موقعیتی که تو درگیرشی. اینسپشن و دیدی؟"
: "چی هست اصلا؟!"
: "یه فیلمه."
کای با نیشخند گفت و لعنت کیونگسو اصلا نمیتونست منکر جذابیت فراطبیعی اون پسر شه.
: "نه"
: "خب مهم نیست زیاد. تو گفتی تویی که تو خوابتی از خوابای قبلت خاطره داری... یعنی خوابات درگیر واقعیتات شده. یکم ترسناکه."
: "ببین منو دکتر احمق که نمیدونم از کدوم جهنمی اون مدرک دکتریتو گرفتی... دارم بهت میگم دیگه نمیتونم تشخیص بدم تو کدوم دنیا دارم چه گوهی میخورم. رسما دنیام دوتا شده... وقتی به خواب میرم انگار پرت میشم تو دنیای دومم که ادماش خیلی راحت زندگی میکنن، خاطره میسازن و وقتی پا میشم پشمام میریزه که ناخوداگاهم یادشه که تو خواب سه سال پیشم چی ساخته و تو خواب دیشبم بهش فلش بک میزنه درحالی که فاک گاد من حتی نمیدونستم همچین خوابی هم داشتم."
کیونگسو با عصبانیت رو به کایی که هنوز اروم بود توپید و حتی اخراش داشت فریاد میکشید. اون ارامش بیش از حد کای رو مخش بود.
: "اوه متوجهم متوجهم. واقعا دوست دارم مشکلتونو حل کنم اقای دو کیونگسو ولی الان دیگه وقت بیداریه."
...
- #KaiSoo - #EXO
༄ #Shin
اگه یه فرصت جلو روت باشه
که با چنگ زدن بهش کل زندگیت عوض شه
با دست میگیریش یا با دندون؟
اینش مهم نیست ولی مهم اینه که میگیریش
همه ادمای عاقل میگیرنش
اما "اون" بی اهمیت رد شد
یا ادم نبود یا عاقل!
اما بهرحال رد شد. تصمیم گرفت به جای اینکه پیشنهاد ازدواج پسر رئیس شرکت پدرشو قبول کنه و یه رنگ جدید به زندگی پدر و مادر فقیرش بپاشه، فقط فرار کنه.
طوری بره که ازش یه رد پا باقی بمونه که شامل یه اتاق سرد با عطر وانیل.
اون چشماشو روی ثروت عظیم پارک ببنده و دلشو به خیابونای شلوغ بوسان بده.
کاری که همیشه وقتی از زندگی خستست میکرد و این زندگی واقعا به اون دختر چندتایی بدهکار بود...
و البته که قرار نبود بدهیشو با پیدا شدنش توسط اون پارک لعنتی کوچولو و ازدواج صوری لعنتیشون پرداخت کنه، مگه نه؟
- #Jimin - #BTS
- #Jennie - #BlackPink
༄ #Shin
که با چنگ زدن بهش کل زندگیت عوض شه
با دست میگیریش یا با دندون؟
اینش مهم نیست ولی مهم اینه که میگیریش
همه ادمای عاقل میگیرنش
اما "اون" بی اهمیت رد شد
یا ادم نبود یا عاقل!
اما بهرحال رد شد. تصمیم گرفت به جای اینکه پیشنهاد ازدواج پسر رئیس شرکت پدرشو قبول کنه و یه رنگ جدید به زندگی پدر و مادر فقیرش بپاشه، فقط فرار کنه.
طوری بره که ازش یه رد پا باقی بمونه که شامل یه اتاق سرد با عطر وانیل.
اون چشماشو روی ثروت عظیم پارک ببنده و دلشو به خیابونای شلوغ بوسان بده.
کاری که همیشه وقتی از زندگی خستست میکرد و این زندگی واقعا به اون دختر چندتایی بدهکار بود...
و البته که قرار نبود بدهیشو با پیدا شدنش توسط اون پارک لعنتی کوچولو و ازدواج صوری لعنتیشون پرداخت کنه، مگه نه؟
- #Jimin - #BTS
- #Jennie - #BlackPink
༄ #Shin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو همون شبنمی هستی که
هرروز روی گونه گل سر میخوره
همون شمعی که
باشی دلم پروانت میشه
و نباشی توی تاریکی
غم غرق میشه
- GN
༄ #Shin
هرروز روی گونه گل سر میخوره
همون شمعی که
باشی دلم پروانت میشه
و نباشی توی تاریکی
غم غرق میشه
- GN
༄ #Shin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لطفا برگرد
من هنوز بهت نیاز دارم
من هنوزم دوستت دارم
بزار دستاتو بگیرم
قسم میخورم که برای تمام عمرم
عاشقت بمونم
- GN
༄ #Shin
من هنوز بهت نیاز دارم
من هنوزم دوستت دارم
بزار دستاتو بگیرم
قسم میخورم که برای تمام عمرم
عاشقت بمونم
- GN
༄ #Shin
این خیلی بیشتر درد میگیره وقتی میدونم که ما حتی دلیل مشخصی هم براش نداشتیم.
شایدم من نباید گریه میکردم وقتی رهام کردی
و بهم گفتی منتظرت نمونم
دردش کشندست وقتی میگم "اوه من هنوزم اهمیت میدم"
حالام که اینجا ایستادم
و سعی میکنم زمانی که رو به روم می استادی
و میبوسیدیم رو به یاد بیارم
به این فکر میکنم شاید اون میخواد بهم زنگ بزنه ولی شمارمو پیدا نمیکنه
میدونی که
بهونه های الکی و قانع کردنای بیخودی
از همون روشام که ازشون متنفر بودی!
_من و او
- ME
༄ #Shin
شایدم من نباید گریه میکردم وقتی رهام کردی
و بهم گفتی منتظرت نمونم
دردش کشندست وقتی میگم "اوه من هنوزم اهمیت میدم"
حالام که اینجا ایستادم
و سعی میکنم زمانی که رو به روم می استادی
و میبوسیدیم رو به یاد بیارم
به این فکر میکنم شاید اون میخواد بهم زنگ بزنه ولی شمارمو پیدا نمیکنه
میدونی که
بهونه های الکی و قانع کردنای بیخودی
از همون روشام که ازشون متنفر بودی!
_من و او
- ME
༄ #Shin
پادشاه جهان زیرین
هدف تمامی حملات بود
کسی که همه به عنوان یه شیطان ازش یاد میکردن
فقط از بلاهایی که سرش اورده بودن خشمگین بود
و دنبال تنها چیزی که بود، انتقام از اون خانواده ای که با بی رحمی شکنجش میکردن بود، نه تمامی تعلیم دیده های فانی و جاودان...
اما الان واقعا هدف تمام جهان شده بود
کی اهمیت میداد؟
اون شکوفه های بهاری و دیده بود، میوه های تابستونی رو خورده بود، روی برگ های رنگین پاییزی قدم زده بود و زیر برف زمستون آتیش شعله ور عمیق درونیشو سرد کرده بود.
دیگه هیچ عطشی برای زندگی نداشت، نه عطشی و نه امیدی
اون حالا میتونست بعد از جای گذاشتن رد پاش توی کل جهان اروم چشمهاشو ببنده.
- #JHope - #BTS
༄ #Shin
هدف تمامی حملات بود
کسی که همه به عنوان یه شیطان ازش یاد میکردن
فقط از بلاهایی که سرش اورده بودن خشمگین بود
و دنبال تنها چیزی که بود، انتقام از اون خانواده ای که با بی رحمی شکنجش میکردن بود، نه تمامی تعلیم دیده های فانی و جاودان...
اما الان واقعا هدف تمام جهان شده بود
کی اهمیت میداد؟
اون شکوفه های بهاری و دیده بود، میوه های تابستونی رو خورده بود، روی برگ های رنگین پاییزی قدم زده بود و زیر برف زمستون آتیش شعله ور عمیق درونیشو سرد کرده بود.
دیگه هیچ عطشی برای زندگی نداشت، نه عطشی و نه امیدی
اون حالا میتونست بعد از جای گذاشتن رد پاش توی کل جهان اروم چشمهاشو ببنده.
- #JHope - #BTS
༄ #Shin
⊹사람들은 다 행복한가 봐
Can you look at me? 'Cause I am blue and grey
거울에 비친 눈물의 의미는
웃음에 감춰진 나의 색깔 blue and grey
⊹فکر کنم همه خوشحالن
میشه بهم نگاه کنی؟ چون من آبی و خاکستری ام
معنی اشک انعکاس شده توی آینه
رنگ هام با یه لبخند مخفی شدن، آبی و خاکستری!
°The music°
- #VMin - #BTS
༄ #Shin
Can you look at me? 'Cause I am blue and grey
거울에 비친 눈물의 의미는
웃음에 감춰진 나의 색깔 blue and grey
⊹فکر کنم همه خوشحالن
میشه بهم نگاه کنی؟ چون من آبی و خاکستری ام
معنی اشک انعکاس شده توی آینه
رنگ هام با یه لبخند مخفی شدن، آبی و خاکستری!
°The music°
- #VMin - #BTS
༄ #Shin
:یونگیااا
:هوم؟
:تو ازم خوشت میاد؟
:هوم
:میگم ازم خوشت میاد؟
:منم دارم میگم اره
:اخه چطوری؟
:چیو چطوری جيمين تروخدا الان ساعت 4 صبحه
:اخه هیونگ چرا از من خوشت میاد
:نمیدونم خب! بزار بخوابم
:نه هیونگ بهم بگو، اصلا ببینم تو به عنوان دوست باهام وارد رابطه شدی یا دوست پسر
:...
:یا مین یونگی باتوام!
:نه خوشم نمیاد حالا میزاری بخوابم؟
:نه هیونگ اخه خودت گفتی ازم خوشت میاد
:پس خاک تو سرم که با خوشم اومدن از تو خوابمو فدا کردم. بیا برین پس کله این قلب من
:هیوووونگ:(((
:چیهههه (صدای گریه*)
:خب اخه...
:جیمینا جدی میگم، یا ساکت میگیری و عین ادم میخوابی یا خودم با لبام ساکتت میکنم و جفتی باهم میخوابیم. انتخاب با خودته!
:نه اخه هیو...
- YoonMin - BTS
༄ #Shin
:هوم؟
:تو ازم خوشت میاد؟
:هوم
:میگم ازم خوشت میاد؟
:منم دارم میگم اره
:اخه چطوری؟
:چیو چطوری جيمين تروخدا الان ساعت 4 صبحه
:اخه هیونگ چرا از من خوشت میاد
:نمیدونم خب! بزار بخوابم
:نه هیونگ بهم بگو، اصلا ببینم تو به عنوان دوست باهام وارد رابطه شدی یا دوست پسر
:...
:یا مین یونگی باتوام!
:نه خوشم نمیاد حالا میزاری بخوابم؟
:نه هیونگ اخه خودت گفتی ازم خوشت میاد
:پس خاک تو سرم که با خوشم اومدن از تو خوابمو فدا کردم. بیا برین پس کله این قلب من
:هیوووونگ:(((
:چیهههه (صدای گریه*)
:خب اخه...
:جیمینا جدی میگم، یا ساکت میگیری و عین ادم میخوابی یا خودم با لبام ساکتت میکنم و جفتی باهم میخوابیم. انتخاب با خودته!
:نه اخه هیو...
- YoonMin - BTS
༄ #Shin
:"اوه اوه"
تقریبا با یکم سر و صدا خودشو روی پای پسر پرت کرد.
:"چی میکنی؟"
جانگ کوک با یه خنده خرگوشی پرسید.
:"ادای افتادن و در میارم؟"
تهیونگ مثلا فکر کرد و بعد از چند ثانیه با نیشخند گفت که باعث شد جانگ کوک با سرخوشی بخنده.
:"باشه."
با لحنی که هنوز نشونه های خنده توش پیدا میشد بی خیال گفت و دستشو دور تهیونگ پیچید و یه گاز به دسر شیرین توی دستش زد.
:"از من شیرین تره؟"
با لحن تقریبا سردی پرسید و رد محوی از اخم روی پیشونیش شکل گرفت و دستشو روی دماغ جانگ کوک قسمتی که یه تیکه نارگیل با پررویی تمام جاخوش کرده بود کشید و بعد دستشو یکم عقب کشید.
:"هیونگ حقیقتش اینه که هیچی از تو شیرین تر توی دنیا نیست... دست من بود دوست داشتم به جای تمام دسرای دنیا تورو بخورم."
با لحنی که صداقت توش موج میزد گفت که باعث شد چشمای پسر رو به روش ستاره بارون شه و درحالی که از خجالت میخندید زمزمه کرد:"کی گفته تو سر از جملات رمانتیک در نمیاری!"
- #TaeKook - #BTS
༄ #Shin
تقریبا با یکم سر و صدا خودشو روی پای پسر پرت کرد.
:"چی میکنی؟"
جانگ کوک با یه خنده خرگوشی پرسید.
:"ادای افتادن و در میارم؟"
تهیونگ مثلا فکر کرد و بعد از چند ثانیه با نیشخند گفت که باعث شد جانگ کوک با سرخوشی بخنده.
:"باشه."
با لحنی که هنوز نشونه های خنده توش پیدا میشد بی خیال گفت و دستشو دور تهیونگ پیچید و یه گاز به دسر شیرین توی دستش زد.
:"از من شیرین تره؟"
با لحن تقریبا سردی پرسید و رد محوی از اخم روی پیشونیش شکل گرفت و دستشو روی دماغ جانگ کوک قسمتی که یه تیکه نارگیل با پررویی تمام جاخوش کرده بود کشید و بعد دستشو یکم عقب کشید.
:"هیونگ حقیقتش اینه که هیچی از تو شیرین تر توی دنیا نیست... دست من بود دوست داشتم به جای تمام دسرای دنیا تورو بخورم."
با لحنی که صداقت توش موج میزد گفت که باعث شد چشمای پسر رو به روش ستاره بارون شه و درحالی که از خجالت میخندید زمزمه کرد:"کی گفته تو سر از جملات رمانتیک در نمیاری!"
- #TaeKook - #BTS
༄ #Shin
وقتی سعی کردم بهت برسیم، ترسیدم...
الانم میترسم... هنوزم میترسم
وقتی سعی کردم بهت برسم، ناپدید شدی.
مثل رویا به سمتت میام.
متفاوت با افکارم
میدونم نباید اینکارو بکنم.
اما بیشتر میکنم.
خیلی ازت میترسم... کی تغییرم داد؟
میخوام پاکت کنم
خیلی ازت میترسم... کی هستی که بخاطرت گریه میکنم؟
لطفا برو
_من و او
|#he_a_I
|#imagine
|#ria
◤ 🏯 ◥
༺ T.me/TaleofBC
◣ 🏯 ◢
الانم میترسم... هنوزم میترسم
وقتی سعی کردم بهت برسم، ناپدید شدی.
مثل رویا به سمتت میام.
متفاوت با افکارم
میدونم نباید اینکارو بکنم.
اما بیشتر میکنم.
خیلی ازت میترسم... کی تغییرم داد؟
میخوام پاکت کنم
خیلی ازت میترسم... کی هستی که بخاطرت گریه میکنم؟
لطفا برو
_من و او
|#he_a_I
|#imagine
|#ria
◤ 🏯 ◥
༺ T.me/TaleofBC
◣ 🏯 ◢
وقتی میدونم تنها جایی که دستم بهت میرسه
و میتونم لمست کنم
یجایی بین رویا و خیاله
حالا تو بهم بگو...
چرا باید هر صبح چشمامو باز کنم
و از آغوش گرمت
خودمو به واقعیتای سرد پرت کنم؟
نمیشه فقط برای همیشه تو همون تخت
بمونیم؟
_من و او
- ME
༄ #Shin
و میتونم لمست کنم
یجایی بین رویا و خیاله
حالا تو بهم بگو...
چرا باید هر صبح چشمامو باز کنم
و از آغوش گرمت
خودمو به واقعیتای سرد پرت کنم؟
نمیشه فقط برای همیشه تو همون تخت
بمونیم؟
_من و او
- ME
༄ #Shin
:هی یو... خوشگله! پیس پیس.. اینورو باش!
پسری که پشت پیشخوان ولو شده بود دائم زیر لب زمزمه وار صحبت میکرد و این واقعا داشت رو اعصاب اون دختر راه میرفت.
:چیه چی میخوای؟
:چرا نمیخوای یه شبو باهم باشیم اخه؟
حتی ازون فاصله هم بوی گند دهنش باعث شد دماغ هیونا چین کوچیکی بخوره.
:ببند دهنتو مرتیکه منحرف مست
بهرحال هر شغلی دردسر های خودشم داشت دیگه... دردسر های شغل هیونا هم اینا بودن. سعی کرد دامن خیلی کوتاهه یونیفرمشو کمی پایین تر بکشه چون داشت زیر نگاهای کثیف مردای پشت پیشخون ذوب میشد. نگاهایی که مستقیم به رون های خوشفرمش میخوردن. با حس اینکه اون لاشخور مست مچ دستاشو اسیر خودش کرده ترسیده سرشو بالا اورد و به نیشخند کثیف مرد خیره شد.
:وقتی با زبون خوش نمیای، مجبورم میکنی به زور دست به کار ش-
مرد داشت ادامه میداد که یدفعه حس کرد بین زمین و هوا معلقه و چند ثانیه بعد طعم گس خون تمام دهنشو پر کرده بود.
پسر جوونی که به قصد کشت میزدتش خوش قیافه تر ازونی بود که دوست پسر یه مسئول بار باشه...
پسر وقتی مطمعن شد که اونقدر اون مرد و زده که شانس زنده موندش به ده درصد رسیده برگشت و با عصبانیت به همسایه عجیب و رو مخش که بر حسب اتفاق در به در دنبال کوچیک ترین آتویی ازش بود تا از شرش خلاص شه، خیره شد و هیونا با دیدن قیافه پسر حتی بیشتر از قبل ترسید...
اون دان لعنتی حتما جریانو به گوش پدر مادرش میرسوند... بیچاره شده بود!!
مگه که دان یدفعه تصمیم میگرفت به جای گفتن جریان به پدر مادرش باهاش سر دیت بره. بهرحال اون معروف ترین دختر کالج بود...
- HyuDawn
༄ #Shin
پسری که پشت پیشخوان ولو شده بود دائم زیر لب زمزمه وار صحبت میکرد و این واقعا داشت رو اعصاب اون دختر راه میرفت.
:چیه چی میخوای؟
:چرا نمیخوای یه شبو باهم باشیم اخه؟
حتی ازون فاصله هم بوی گند دهنش باعث شد دماغ هیونا چین کوچیکی بخوره.
:ببند دهنتو مرتیکه منحرف مست
بهرحال هر شغلی دردسر های خودشم داشت دیگه... دردسر های شغل هیونا هم اینا بودن. سعی کرد دامن خیلی کوتاهه یونیفرمشو کمی پایین تر بکشه چون داشت زیر نگاهای کثیف مردای پشت پیشخون ذوب میشد. نگاهایی که مستقیم به رون های خوشفرمش میخوردن. با حس اینکه اون لاشخور مست مچ دستاشو اسیر خودش کرده ترسیده سرشو بالا اورد و به نیشخند کثیف مرد خیره شد.
:وقتی با زبون خوش نمیای، مجبورم میکنی به زور دست به کار ش-
مرد داشت ادامه میداد که یدفعه حس کرد بین زمین و هوا معلقه و چند ثانیه بعد طعم گس خون تمام دهنشو پر کرده بود.
پسر جوونی که به قصد کشت میزدتش خوش قیافه تر ازونی بود که دوست پسر یه مسئول بار باشه...
پسر وقتی مطمعن شد که اونقدر اون مرد و زده که شانس زنده موندش به ده درصد رسیده برگشت و با عصبانیت به همسایه عجیب و رو مخش که بر حسب اتفاق در به در دنبال کوچیک ترین آتویی ازش بود تا از شرش خلاص شه، خیره شد و هیونا با دیدن قیافه پسر حتی بیشتر از قبل ترسید...
اون دان لعنتی حتما جریانو به گوش پدر مادرش میرسوند... بیچاره شده بود!!
مگه که دان یدفعه تصمیم میگرفت به جای گفتن جریان به پدر مادرش باهاش سر دیت بره. بهرحال اون معروف ترین دختر کالج بود...
- HyuDawn
༄ #Shin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به شوق دیدن تو روزها با پنج شاخه گل لیلیوم رو به روی بیمارستان می ایستادم. من به لیلیوم آلرژی داشتم ولی ساعت ها اون گلهارو میبوییدم تا بلکم تو بیای و از دیدن دختری که با پنج شاخه گل مورد علاقت زیر برف ایستاده و انها را میبوید دلت قنج برود. روزها گذشت و حالا من با همان پنج شاخه گل لیلیوم درون بیمارستان هستم. روی تخت و بدون تو...
- GN
༄ #Shin
- GN
༄ #Shin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
- GN
༄ #Shin
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
- GN
༄ #Shin