تحلیل روز افغانستان
2.96K subscribers
2.92K photos
866 videos
4.59K links
با تحلیل روز افغانستان، به روزترین مقالات تحلیلی از اتفاقات روز افغانستان و جهان را دنبال کنید.
www.Tahlilroz.com
www.Tahlilroz.af

راه ارتباطی ما:
@Tahlilroz_Admin
Download Telegram
🔴در امتداد کربلا؛ اربعین و ایستادگی در برابر سلطه

✍️سعید محمدی

🔵اربعین تنها یک مناسبت مذهبی یا سفری زیارتی نیست. این حرکت بزرگ، تصویری از همبستگی فراتر از مرزهای قومی و جغرافیایی ارائه می‌کند. در مسیر کربلا، ایرانی، عراقی، افغان، پاکستانی، لبنانی و زائرانی از کشورهای دیگر در کنار هم حرکت می‌کنند. تفاوت زبان، تابعیت و فرهنگ از میان نمی‌رود، اما هدفی مشترک آن‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌سازد. هرکس با پیشینه خود می‌آید، اما در یاد مظلومی هم‌قدم می‌شود که حاضر نشد در برابر ظلم و تحقیر تسلیم گردد.

🔹همین معنا می‌تواند اربعین را به درسی برای جهان امروز تبدیل کند. مظلومیت مردم فلسطین، حمله به ایران، رنج مردم یمن، ناامنی عراق و زخم‌های دیرینه افغانستان را نمی‌توان کاملا جدا از یکدیگر دید. در پس بسیاری از این بحران‌ها، منطقی مشترک وجود دارد؛ منطقی که ملت‌ها را ابزار رقابت قدرت‌ها می‌سازد، منابع کشورها را موضوع معامله قرار می‌دهد و رنج انسان‌ها را در محاسبات سیاسی نادیده می‌گیرد.

🔹همدلی با مقاومت ایران برای مردم افغانستان زمانی معنا پیدا می‌کند که ...

👈بیشتر بخوانید

https://tahlilroz.com/?p=12751

🆔@Tahlilroz_af
🔴 سفر نتانیاهو به ابوظبی؛ امارات در صف حامیان اسرائیل

✍️زهرا هاشمی

🔵در حالی‌ که غزه هنوز زیر آتش و محاصره قرار داشت و هر روز تصاویر تازه‌ای از کشتار زنان و کودکان فلسطینی منتشر می‌شد، افشای سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو به امارات متحده عربی، بار دیگر چهره واقعی حاکمان ابوظبی را آشکار ساخت. سفری که برای ملت‌های مسلمان تنها یک دیدار سیاسی عادی نیست، بلکه نشانه آشکار همسویی امارات با رژیم اسرائیل و پشت‌کردن این کشور به آرمان فلسطین دانسته می‌شود.

🔹این سفر در یکی از حساس‌ترین شرایط منطقه انجام شد؛ زمانی که تنش میان ایران و اسرائیل به اوج رسیده بود و غزه همچنان با شدیدترین حملات اسرائیل روبه‌رو است. در چنین وضعیتی، افکار عمومی جهان اسلام انتظار داشت کشورهای عربی حداقل در ظاهر نیز فاصله خود را با تل‌آویو حفظ کنند، اما ابوظبی مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ مسیری که نشان می‌دهد امارات دیگر صرفاً به‌دنبال عادی‌سازی روابط با اسرائیل نیست، بلکه عملاً در حال تبدیل‌شدن به یکی از نزدیک‌ترین شرکای سیاسی و امنیتی تل‌آویو در منطقه است.

🔸سفر نتانیاهو به ابوظبی؛ سفری که رسوایی سیاسی برای امارات شد

🔹دفتر نخست‌وزیری اسرائیل رسماً تأیید کرد که نتانیاهو در میانه جنگ و بحران منطقه‌ای، سفری محرمانه به ابوظبی داشته و با محمد بن زاید دیدار کرده است. هرچند وزارت خارجه امارات تلاش کرد این خبر را تکذیب کند، اما اظهارات مقام‌های نزدیک به نتانیاهو، پرده از واقعیتی برداشت که ابوظبی دیگر نمی‌تواند آن را پنهان کند.

🔹زیو آگمون، رئیس دفتر پیشین نتانیاهو، اعلام کرد که محمد بن زاید همراه اعضای خانواده‌اش از نخست‌وزیر اسرائیل در میدان هوایی استقبال کرده و شخصاً او را به قصر حکومتی انتقال داده است. این روایت‌ها خشم گسترده‌ای را در شبکه‌های اجتماعی و فضای رسانه‌ای جهان اسلام به‌وجود آورد؛ زیرا برای بسیاری، استقبال شاهانه از رهبر رژیمی که متهم به کشتار هزاران فلسطینی است، چیزی جز تحقیر احساسات ملت‌های مسلمان نیست.

🔹امارات سال‌ها تلاش کرده بود روابط خود با اسرائیل را در قالب «توسعه اقتصادی» و «صلح منطقه‌ای» توجیه کند، اما این سفر نشان داد که مسئله فراتر از روابط دیپلماتیک است. اکنون دیگر به‌سختی می‌توان ابوظبی را صرفاً یک کشور عربی دارای رابطه با اسرائیل دانست؛ بلکه امارات به بخشی از پروژه سیاسی و امنیتی تل‌آویو در منطقه تبدیل شده است.

🔸از عادی‌سازی تا هم‌پیمانی امنیتی

🔹سفر نتانیاهو به ابوظبی یک رویداد ناگهانی نبود، بلکه ادامه روندی است که سال‌ها پیش آغاز شده بود. روابط امارات و اسرائیل از مدت‌ها قبل در بخش‌های استخباراتی، امنیتی، سایبری و اقتصادی گسترش یافته و توافق موسوم به «ابراهیم» تنها بخش علنی این همکاری‌ها بود.

🔹در سال‌های اخیر گزارش‌های متعددی درباره فعالیت شرکت‌های امنیتی اسرائیلی در امارات، همکاری‌های استخباراتی و تبادل اطلاعات منتشر شده است. بسیاری از تحلیل‌گران باور دارند که ابوظبی اکنون به یکی از مهم‌ترین مراکز نفوذ اسرائیل در جهان عرب تبدیل شده است؛ موضوعی که نگرانی‌های جدی را در میان ملت‌های اسلامی به‌وجود آورده است.

🔹حاکمان امارات تلاش می‌کنند این روابط را بخشی از سیاست «مدرن‌سازی» و «توسعه منطقه‌ای» معرفی کنند، اما واقعیت این است که ابوظبی برای حفظ جایگاه خود نزد غرب و آمریکا، به‌تدریج در حال فاصله‌گرفتن از مهم‌ترین مسئله جهان اسلام، یعنی فلسطین، است.
سفر محرمانه نتانیاهو نشان داد که روابط دو طرف دیگر محدود به تجارت و سرمایه‌گذاری نیست، بلکه به سطح هماهنگی سیاسی و امنیتی در تحولات منطقه رسیده است؛ هماهنگی‌ای که بسیاری آن را علیه محور مقاومت و حتی علیه منافع ملت‌های اسلامی می‌دانند.

🔸خیانت به فلسطین در اوج فاجعه غزه

🔹آنچه خشم ملت‌های مسلمان را بیشتر کرده، تنها اصل دیدار نیست؛ بلکه زمان انجام آن است. در شرایطی که غزه با فاجعه بشری بی‌سابقه روبه‌رو است و هزاران فلسطینی زیر بمباران اسرائیل جان می‌دهند، استقبال گرم از نتانیاهو برای بسیاری به‌معنای بی‌اعتنایی کامل به خون قربانیان فلسطینی است.

🔹در واقع، حاکمان امارات نشان داده‌اند که حاضرند برای حفظ روابط خود با غرب و اسرائیل، حتی حساس‌ترین ارزش‌های جهان اسلام را نیز قربانی کنند. ابوظبی امروز دیگر نه به‌عنوان صدای فلسطین، بلکه به‌عنوان یکی از حامیان اصلی پروژه عادی‌سازی اسرائیل در جهان عرب شناخته می‌شود.

🔹این مسئله تنها یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه شکاف عمیقی میان ملت‌های مسلمان و حکومت‌هایی را آشکار می‌کند که آرمان فلسطین را قربانی منافع سیاسی و اقتصادی خود ساخته‌اند. به همین دلیل، بسیاری در جهان اسلام امروز به امارات نه به چشم یک کشور اسلامی، بلکه به‌عنوان هم‌پیمان منطقه‌ای اسرائیل نگاه می‌کنند.

ادامه دارد ...

https://tahlilroz.com/?p=12139

🆔@Tahlilroz_af
🔴فلسطین؛ مسئله‌ای زنده در افکار عمومی افغانستان

✍️زهرا هاشمی

🔵سفر نتانیاهو به ابوظبی تنها در جهان عرب واکنش ایجاد نکرد، بلکه در افغانستان نیز با خشم گسترده روبه‌رو شد. مردم افغانستان که خود سال‌ها جنگ، اشغال و بحران را تجربه کرده‌اند، درد و رنج مردم فلسطین را بهتر از بسیاری ملت‌ها درک می‌کنند.

🔹در فضای رسانه‌ای افغانستان، سفر نتانیاهو به ابوظبی به‌عنوان نشانه آشکار خیانت امارات به فلسطین تفسیر شد. بسیاری معتقدند کشوری که نام اسلام را با خود حمل می‌کند اما هم‌زمان میزبان رهبر رژیم اسرائیل می‌شود، دیگر نمی‌تواند ادعای دفاع از امت اسلامی را داشته باشد.

🔹در ذهن بخش بزرگی از جامعه افغانستان، فلسطین هنوز نماد مظلومیت جهان اسلام است و هر حکومتی که در کنار اسرائیل قرار گیرد، ناگزیر با خشم و بی‌اعتمادی افکار عمومی مسلمانان روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، افشای این سفر برای بسیاری از مردم افغانستان تنها یک خبر سیاسی نبود، بلکه سند تازه‌ای از فاصله‌گرفتن برخی حکومت‌های عربی از درد و خواست ملت‌های مسلمان دانسته شد.

🔸امارات و بحران مشروعیت در جهان اسلام

🔹سفر نتانیاهو به ابوظبی، تنها یک دیدار محرمانه سیاسی نبود؛ بلکه نشانه آشکار شکاف میان حکومت‌های عربی و افکار عمومی جهان اسلام بود. در حالی که ملت‌های مسلمان هنوز فلسطین را مسئله نخست جهان اسلام می‌دانند، برخی حکومت‌های عربی مسیر نزدیکی بیشتر با اسرائیل را انتخاب کرده‌اند.

🔹امروز امارات بیش از هر زمان دیگر با بحران مشروعیت در میان ملت‌های اسلامی روبه‌رو است. حاکمان ابوظبی شاید بتوانند با سرمایه، رسانه و روابط گسترده سیاسی، چهره‌ای قدرتمند از خود ارائه کنند، اما افکار عمومی منطقه رفتار آن‌ها را بر اساس موضع‌شان در قبال فلسطین قضاوت می‌کند.

🔹اکنون برای بسیاری از ملت‌های مسلمان، امارات دیگر یک کشور حامی فلسطین نیست، بلکه بخشی از محور سیاسی و امنیتی حامی اسرائیل در منطقه دانسته می‌شود. سفری که ابوظبی تلاش داشت محرمانه باقی بماند، امروز به سندی آشکار از همسویی حاکمان امارات با رژیمی تبدیل شده که دستانش به خون هزاران فلسطینی آلوده است.

🔹این رسوایی، نه‌تنها چهره سیاسی امارات را در جهان اسلام آسیب زد، بلکه بار دیگر نشان داد که فاصله میان ملت‌های مسلمان و برخی حکومت‌های عربی، هر روز عمیق‌تر می‌شود.

https://tahlilroz.com/?p=12139

🆔@Tahlilroz_af
1
🔴توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن؛ معامله‌ای در سایه جنگ و بحران اعتماد

✍️سید حکیم بینش

🔵امضای توافق همکاری هسته‌ای میان امریکا و عربستان سعودی در زمانی انجام شد که منطقه خلیج فارس یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود را تجربه می‌کند. واشنگتن در حالی مسیر همکاری هسته‌ای با ریاض را باز کرده است که همزمان درگیر رویارویی نظامی با ایران است؛ رویارویی‌ای که بخش مهمی از آن به برنامه هسته‌ای تهران و نگرانی‌های امریکا و اسرائیل درباره توانمندی‌های هسته‌ای ایران مربوط می‌شود.

🔹مهم‌ترین انتقادی که به توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن وارد است، مسئله معیارهای دوگانه امریکا در برخورد با برنامه‌های هسته‌ای کشورهای مختلف است. واشنگتن سال‌هاست ایران را به دلیل فعالیت‌های هسته‌ای تحت فشار قرار داده و تاکید کرده است که غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران می‌تواند خطر اشاعه تسلیحات هسته‌ای را افزایش دهد.

🔹اما اکنون همان امریکا با عربستان سعودی وارد توافقی شده که امکان توسعه زیرساخت‌های حساس هسته‌ای را برای این کشور فراهم می‌کند. تفاوت اصلی به متحد بودن یا نبودن کشورها برای ...

👈ادامه مطلب

https://tahlilroz.com/?p=12755

🆔@Tahlilroz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥ترامپ مخفیانه کمک بزرگی به ایران کرد ...

🆔@Tahlilroz_af
🔴پکن میان ترامپ و پوتین؛ دست خالی ترامپ، دست پُر پوتین

✍️بسم الله ختک

🔵در می ۲۰۲۶، پکن در فاصله‌ای کوتاه میزبان دو چهره مهم سیاست جهانی بود: دونالد ترامپ رئیس‌جمهور امریکا، و ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه. هر دو به چین رفتند، هر دو با شی جین‌پینگ دیدار کردند و هر دو در ظاهر مهمان یک قدرت بزرگ جهانی بودند. اما نتیجه این دو سفر یکسان نبود. پوتین از پکن با پیام‌های روشن راهبردی، اسناد همکاری و نمایش نزدیکی سیاسی با چین بیرون آمد؛ اما ترامپ، با وجود تشریفات رسمی و تبلیغات سیاسی، دستاوردی در حد انتظار به دست نیاورد.

🔹خلاصه ماجرا روشن است: پکن برای پوتین میز شراکت چید، اما برای ترامپ فقط میز مذاکره. چین با روسیه درباره نظم جهانی، چندقطبی‌سازی، مقابله با فشار غرب و همکاری‌های بلندمدت سخن گفت؛ اما با امریکا بیشتر در سطح مدیریت تنش، تجارت محدود و جلوگیری از تشدید بحران باقی ماند. این تفاوت نشان داد که چین، ترامپ را شریک راهبردی نمی‌داند؛ بلکه او را رقیبی پرهزینه، غیرقابل اعتماد و نیازمند مهار می‌بیند.

🔸ترامپ در پکن؛ تشریفات زیاد، نتیجه کم

🔹سفر ترامپ به چین از بیرون پرزرق‌وبرق به نظر می‌رسید. مراسم رسمی، دیدار با شی جین‌پینگ، برنامه‌های تشریفاتی و فضای رسانه‌ای گسترده، همه تلاش داشتند این سفر را مهم جلوه دهند. اما در سیاست جهانی، اصل ماجرا نه فرش سرخ است و نه عکس یادگاری؛ اصل ماجرا نتیجه است. از این نظر، سفر ترامپ در مقایسه با سفر پوتین کم‌رمق و کم‌دستاورد بود.

🔹مهمترین نشانه این ضعف، نبود بیانیه مشترک میان امریکا و چین بود. در دیدارهای مهم قدرت‌های بزرگ، بیانیه مشترک معمولا نشان می‌دهد که دو طرف دست‌کم بر سر مسیر آینده، چند اصل سیاسی یا چند محور همکاری به توافق رسیده‌اند. اما سفر ترامپ بدون چنین سندی پایان یافت. این یعنی پکن حاضر نشد رابطه با واشنگتن را وارد سطحی کند که بتوان از آن به‌ عنوان یک توافق راهبردی یاد کرد.

🔹ترامپ تلاش کرد سفر خود را موفق جلوه دهد. او از خرید 200 طیاره بویینگ توسط چین سخن گفت و آن را یک دستاورد مهم نشان داد. اما این توافق، در مقایسه با انتظارات قبلی، کوچکتر از آن بود که بتواند تصویر یک پیروزی بزرگ را بسازد. پیش از سفر، از احتمال معامله‌ای بسیار بزرگ‌تر (500 طیاره) سخن گفته می‌شد، اما آنچه اعلام شد، کمتر از انتظارها بود. حتی جزئیات دقیق، جدول زمانی و چوکات نهایی آن نیز روشن نبود.

🔹به بیان ساده، ترامپ از پکن چیزی گرفت که بیشتر به یک امتیاز تجارتی محدود شباهت داشت، نه یک دستاورد راهبردی. چین اجازه داد او با چند عنوان اقتصادی به خانه برگردد، اما چیزی نداد که بتواند جایگاه امریکا را در برابر پکن تقویت کند. این همان هنر دیپلماسی چین بود: احترام ظاهری به ترامپ، بدون دادن امتیاز اصلی به او.

🔸پوتین در پکن؛ سند، پیام و شراکت

🔹در مقابل، سفر پوتین به چین ماهیتی کاملا متفاوت داشت. پوتین به پکن نرفت تا فقط چند عکس رسمی بگیرد یا با یک معامله تجارتی محدود برگردد. سفر او بخشی از یک مسیر راهبردی بود؛ مسیری که مسکو و پکن سال‌هاست برای کاهش نفوذ غرب و ساختن نظم چندقطبی دنبال می‌کنند.

🔹در جریان این سفر، چین و روسیه بیانیه مشترک طولانی منتشر کردند و چندین سند همکاری به امضا رساندند. این اسناد در حوزه‌هایی چون انرژی، همکاری‌های علمی، اقتصادی، رسانه‌ای، صحی و روابط دوجانبه معنا پیدا می‌کردند. مهمتر از تعداد اسناد، پیام سیاسی آن بود: پکن و مسکو می‌خواستند نشان دهند که رابطه‌شان فقط تاکتیکی و موقتی نیست، بلکه در حال تبدیل ‌شدن به یک محور پایدار در برابر فشارهای غرب است.

🔹پوتین در پکن مانند یک مهمان عادی ظاهر نشد؛ او در جایگاه شریک راهبردی چین دیده شد. لحن دیدارها، ادبیات دو طرف، تاکید بر دوستی، مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی و سخن گفتن از نظم جهانی جدید، همه نشان می‌داد که چین برای روسیه جایگاهی متفاوت از امریکا قائل است. در حالی که ترامپ برای چین یک مشکل قابل مدیریت بود، پوتین برای پکن یک فرصت راهبردی به شمار می‌رفت.

🔹این‌جا تفاوت اصلی آشکار می‌شود: ترامپ بیشتر برای گرفتن امتیاز رفت؛ پوتین برای تثبیت یک محور سیاسی. ترامپ دنبال نمایش معامله‌گری بود؛ پوتین دنبال نمایش همگرایی. ترامپ با چند وعده محدود تجارتی برگشت؛ پوتین با تصویری از شراکت عمیق‌تر با چین.

ادامه دارد ...

https://tahlilroz.com/?p=12150

🆔@Tahlilroz_af
🔴چین به ترامپ اعتماد ندارد

✍️بسم الله ختک

🔵یکی از دلایل کم‌دستاورد بودن سفر ترامپ این است که چین به او اعتماد راهبردی ندارد. از نگاه پکن، ترامپ نماینده کشوری است که سال‌ها تلاش کرده چین را مهار کند؛ با تعرفه، تحریم، فشار تکنالوژیک، حمایت از تایوان، ائتلاف‌سازی در آسیا و محدودسازی شرکت‌های چینی. بنابراین، چین شاید با ترامپ مذاکره کند، اما حاضر نیست برای رضایت او از مسیر کلان خود عقب‌نشینی کند.

🔹ترامپ برای چین یک شریک قابل اتکا نیست. او بیشتر به‌عنوان سیاستمداری معامله‌گر، غیرقابل پیش‌بینی و اهل فشار دیده می‌شود. پکن می‌داند که هر توافق با ترامپ می‌تواند فردا با یک تهدید تعرفه‌ای، یک تصمیم ناگهانی یا یک موضع تند سیاسی زیر سؤال برود. به همین دلیل، چین در برابر ترامپ محتاطانه رفتار کرد: احترام رسمی داد، اما اعتماد راهبردی نشان نداد.

🔹این رفتار برای ترامپ شکست پنهان بود. او می‌خواست از سفر به پکن تصویری از قدرت، نفوذ و معامله‌گری بسازد؛ اما چین اجازه نداد این تصویر کامل شود. پکن با او گفت‌وگو کرد، اما او را بالا نبرد. به او تشریفات داد، اما امتیاز اصلی نداد. او را پذیرفت، اما شریک خود ندانست.

🔸روسیه برای چین رقیب نیست؛ مکمل است

🔹در مقابل، رابطه چین و روسیه بر پایه رقابت مستقیم بنا نشده است. روسیه مانند امریکا تهدید اقتصادی بزرگ برای چین نیست. مسکو در حوزه تولید صنعتی، تکنالوژی تجارتی، صادرات مصرفی و زنجیره‌های جهانی با پکن رقابت تعیین‌کننده ندارد. برعکس، روسیه در بسیاری از حوزه‌ها مکمل چین است: انرژی، منابع طبیعی، عمق جغرافیایی، توان نظامی، جایگاه در شورای امنیت و نقش ژئوپولیتیک در برابر غرب.

🔹چین به روسیه نیاز دارد، چون روسیه می‌تواند بخشی از فشار غرب را از دوش پکن بردارد. روسیه نیز به چین نیاز دارد، چون پس از تحریم‌ها و فشارهای غرب، پکن برای مسکو مسیر تنفس اقتصادی و سیاسی فراهم می‌کند. این نیاز متقابل، رابطه دو کشور را از سطح معامله‌های مقطعی فراتر برده است.

🔹در همین چوکات است که سفر پوتین به چین اهمیت پیدا می‌کند. پوتین به پکن رفت تا نشان دهد روسیه منزوی نشده است. چین نیز از او استقبال کرد تا نشان دهد غرب نمی‌تواند به‌ تنهایی قواعد بازی جهانی را تعیین کند. این پیام، از هر توافق اقتصادی مهم‌تر بود.

🔸پکن به ترامپ پیام داد: مذاکره می‌کنیم، اما عقب نمی‌نشینیم

🔹پیام چین به ترامپ روشن بود: پکن آماده گفت‌وگو است، اما آماده تسلیم نیست. چین حاضر است برای کاهش تنش تجارتی، تمدید آتش‌بس تعرفه‌ای یا باز کردن بخشی از بازار خود مذاکره کند، اما حاضر نیست در برابر فشار امریکا از سیاست کلان خود عقب ‌نشینی کند.

🔹این برای ترامپ یک محدودیت جدی بود. او عادت دارد توافق‌ها را به‌عنوان پیروزی شخصی معرفی کند؛ اما در پکن نتوانست چنین پیروزی‌ای بسازد. نه بیانیه مشترک بزرگی وجود داشت، نه توافق راهبردی، نه امتیاز سیاسی چشمگیر، و نه تغییری در مسیر اصلی رقابت چین و امریکا. آنچه باقی ماند، چند دستاورد محدود اقتصادی بود که حتی آن هم کمتر از انتظارها ارزیابی شد.

🔹در مقابل، پوتین از پکن با پیام سیاسی نیرومندتری بیرون آمد. چین و روسیه نه‌تنها از همکاری سخن گفتند، بلکه تلاش کردند رابطه خود را بخشی از یک پروژه جهانی معرفی کنند: مقابله با یک‌جانبه‌گرایی، تقویت نظم چندقطبی و کاهش وابستگی به غرب.

🔸کلام آخر

🔹خلاصه این دو سفر ترامپ و پوتین روشن است: ترامپ در پکن کمتر به دست آورد، پوتین بیشتر. امریکا با چین درگیر رقابت و بی‌اعتمادی است؛ روسیه با چین در مسیر همگرایی و توازن‌سازی جهانی حرکت می‌کند. پکن به ترامپ احترام رسمی داد، اما به پوتین وزن راهبردی بخشید.

🔹در نتیجه، اگر این هفته دیپلماتیک را صحنه‌ای برای سنجش جایگاه دو رهبر بدانیم، برنده واقعی پوتین بود، نه ترامپ. ترامپ از پکن تصویر ساخت؛ پوتین از پکن سرمایه سیاسی گرفت. همین تفاوت، اصل ماجراست.

https://tahlilroz.com/?p=12150

🆔@Tahlilroz_af
🔴سفر هیئت بلندپایه ازبکستان به کابل؛ تاشکند در پی گسترش روابط اقتصادی با افغانستان

✍️زهرا هاشمی

🔵کابل در ۲۶ جولای ۲۰۲۶ میزبان هیئت بلندپایه دولتی و اقتصادی ازبکستان به ریاست جمشید خواجه‌یوف، معاون نخست‌وزیر این کشور بود؛
سفری که در جریان آن مقام‌های دولتی و نمایندگان بخش خصوصی دو کشور درباره گسترش همکاری‌های اقتصادی، تجاری، سرمایه‌گذاری و ترانزیتی گفت‌وگو کردند.

🔹یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در جریان این سفر، افزایش حجم تجارت میان افغانستان و ازبکستان بوده است. به گفته جمشید خواجه‌‌یوف، معاون نخست‌وزیر ازبکستان، حجم تجارت دوجانبه به ۱.۶ میلیارد دالر رسیده است؛ رقمی که نشان‌دهنده گسترش تعاملات اقتصادی میان دو کشور است.

🔹همچنین در دیدار مقام‌های دو کشور، هدف‌گذاری برای رساندن حجم تجارت دوجانبه به ۵ میلیارد دالر مطرح شده است. اتاق تجارت و سرمایه‌گذاری افغانستان نیز اعلام کرده که موضوع کاهش تعرفه‌های ترجیحی برای کالاهای صادراتی افغانستان تا سقف ۵۰ درصد در حال بررسی است؛ اقدامی که در صورت توافق و عملی‌شدن می‌تواند زمینه افزایش صادرات افغانستان به بازار ازبکستان را فراهم کند.

🔹این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد افغانستان، محدودیت در دسترسی به بازارهای خارجی و دشواری‌های موجود در مسیر صادرات است. کاهش تعرفه‌ها و تسهیل تجارت می‌تواند به‌ویژه برای صادرکنندگان افغان فرصت تازه‌ای ایجاد کند؛ البته مشروط بر اینکه این سیاست‌ها به توافق نهایی و سپس به مرحله اجرا برسند و بخش خصوصی افغانستان نیز بتواند از آن استفاده کند.

🔹یکی از محورهای مهم سفر هیئت بلندپایه ازبکستان به کابل، موضوع سرمایه‌گذاری بوده است. در دیدار جمشید خواجه‌یوف با ملا عبدالغنی برادر، دو طرف درباره گسترش همکاری در بخش‌های اقتصاد، تجارت، سرمایه‌گذاری و ترانزیت گفت‌وگو کردند.

🔹معاون نخست‌وزیر ازبکستان نیز از آمادگی کشورش برای تسریع در اجرای پروژه‌هایی که از سوی سرمایه‌گذاران ازبک در افغانستان آغاز شده، سخن گفته و بر حل مشکلات موجود و آغاز پروژه‌های جدید تأکید کرده است.

🔹این رویکرد می‌تواند یک تغییر مهم در روابط اقتصادی دو کشور باشد. افزایش تجارت به‌تنهایی نمی‌تواند اقتصاد افغانستان را متحول کند؛ اما اگر روابط تجاری با سرمایه‌گذاری در بخش تولید و زیربناها همراه شود، می‌تواند زمینه انتقال تکنالوژی، ایجاد فرصت‌های کاری و افزایش ظرفیت تولید داخلی را فراهم سازد.

🔹از این منظر، اهمیت سفر اخیر در این است که گفت‌وگوها تنها بر خرید و فروش کالا متمرکز نبوده و ...

👈ادامه مطلب در سایت

https://tahlilroz.com/?p=12760

🆔@Tahlilroz_af
🔴بازی قدیمی با مهره‌های جدید؛ سایه سیاست نیابتی پاکستان بر آینده افغانستان

✍️مجتبی همت

🔵
حدودا پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان بار دیگر در نقطه‌ای ایستاده است که امنیت آن بیش از هر زمان دیگری به تحولات بیرون از مرزهایش گره خورده است. اگر در سال ۲۰۲۱ بسیاری گمان می‌کردند که با خروج نیروهای خارجی و استقرار حکومت طالبان، فصل تازه‌ای از ثبات آغاز خواهد شد، امروز واقعیت‌های میدانی تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد.

🔹تنش‌های فزاینده میان کابل و اسلام‌آباد، افزایش درگیری‌های مرزی، اختلاف بر سر تحریک طالبان پاکستان (TTP) و ظهور گروه‌های مسلح تازه‌تأسیس، همگی نشانه‌هایی هستند که آینده امنیت افغانستان را با ابهام روبه‌رو ساخته‌اند.

🔹گزارش‌ها و تحلیل‌های منتشرشده درباره تماس‌های سیاسی پاکستان با برخی چهره‌های مخالف طالبان، از جمله نشست‌هایی که در قالب «روند اسلام‌آباد» برگزار شده‌اند، باعث شده است برخی ناظران نسبت به احتمال شکل‌گیری الگوهای تازه‌ای از رقابت نیابتی ابراز نگرانی کنند.

🔹صرف برگزاری گفت‌وگوهای سیاسی، به خودی خود، به معنایِ ...

👈بیشتر بخوانید

https://tahlilroz.com/?p=12764

🆔@Tahlilroz_af
🔴پیام اشرف غنی در بازگشت از سکوت؛ روایت تلخ مردی که افغانستان را رها کرد

✍️بسم الله ختک

🔵افغانستان در سال‌های اخیر، روزگار تلخ و پرفراز و نشیبی را تجربه کرده است؛ روزگاری که در آن، امیدهای مردم به جمهوریت، توسعه، دموکراسی و ثبات، به ناگاه در غبار فرار، بی‌برنامگی و فروپاشی گم شد. دو ماه پیش بود که، پس از ماه‌ها سکوت، اشرف غنی ـ رئیس‌جمهور فراری افغانستان ـ در آستانه عید قربان، با پیامی جنجالی بار دیگر ظاهر شد و درباره وضعیت کنونی کشور سخن گفت؛ سخنانی که بیشتر از آن‌که نویدبخش باشند، یادآور زخم‌هایی‌اند که هنوز بر پیکر جامعه افغانستان تازه و خون‌چکان‌اند.

🔹غنی در پیام خود از بحران، انزوای افغانستان، ضرورت اجماع ملی و نگرانی‌های امنیتی منطقه سخن گفت؛ اما آنچه این پیام را حساس و جنجالی می‌سازد، نه محتوای آن، بلکه شخصیتی است که این سخنان را بر زبان می‌آورد؛ شخصیتی که بسیاری، او را یکی از عوامل اصلی سقوط نظام جمهوریت و بازگشت طالبان به قدرت می‌دانند. پرسش اساسی اینجاست: آیا کسی که متهم به فرار، فساد، انحصارگرایی و نابودی یک نظام سیاسی است، امروز صلاحیت دارد در جایگاه «منتقد» یا «منجی» ظاهر شود و از اجماع ملی سخن بگوید؟

🔸اشرف غنی؛ از ادعای نخبگی تا نماد فساد و فروپاشی

🔹اشرف غنی احمدزی، اقتصاددان و کارمند پیشین بانک جهانی، زمانی با شعار اصلاحات، مبارزه با فساد و دولت‌سازی وارد سیاست افغانستان شد. او خود را تکنوکراتی معرفی می‌کرد که می‌خواهد افغانستان را به سوی ثبات و توسعه سوق دهد؛ اما عملکرد حکومت او، چنان ناکام، انحصارطلبانه و فاسد ظاهر شد که حتی نزدیک‌ترین متحدان خارجی‌اش نیز زبان به انتقاد از او گشودند.

🔹در سال‌های پایانی حکومت غنی، فساد اداری، قوم‌گرایی، تمرکز شدید قدرت، حذف مخالفان سیاسی، معامله‌های پشت پرده و ضعف مدیریتی، به اوج خود رسیده بود. بسیاری از رهبران سیاسی افغانستان، از عبدالله عبدالله گرفته تا حامد کرزی و رهبران جهادی، بارها نسبت به انحصار قدرت توسط اشرف غنی هشدار داده بودند. اما غنی، با روحیه‌ای تندخو، خودمحور و اقتدارگرایانه، نه تنها به این هشدارها توجه نکرد، بلکه دایره تصمیم‌گیری را به حلقه‌ای محدود و غیرپاسخگو تبدیل ساخت.

🔹مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده امریکا، در یکی از انتقادهای تند خود، حکومت غنی را نماد فساد و بی‌کفایتی دانسته بود. زلمی خلیلزاد نیز بارها از نبود هماهنگی، ضعف مدیریتی و ناتوانی حکومت غنی در ایجاد اجماع سیاسی سخن گفته است. بسیاری از تحلیل‌گران بین‌المللی معتقدند که فروپاشی برق‌آسای نظام جمهوریت در سال ۲۰۲۱، تنها نتیجه پیشروی طالبان نبود؛ بلکه نتیجه سال‌ها سوءمدیریت، فساد ساختاری و بی‌اعتمادی گسترده‌ای بود که در دوران حکومت اشرف غنی شکل گرفت.

🔹اما نقطه اوج این بی‌اعتباری، فرار ناگهانی اشرف از افغانستان بود؛ فراری که نه تنها ساختار دولت را از هم پاشید، بلکه روحیه نیروهای امنیتی و مردم را نیز نابود کرد. غنی در حساس‌ترین لحظه تاریخ معاصر افغانستان، کشور را ترک کرد و میلیون‌ها شهروند را در بهت، ترس و سرگردانی رها ساخت. از همین رو، برای بخش بزرگی از جامعه افغانستان، نام اشرف غنی دیگر نه نماد جمهوریت، بلکه نماد فساد، فرار، شکست و بی‌مسئولیتی است.

🔸اشرف غنی؛ چهره‌ای منفور در حافظه جمعی مردم افغانستان

🔹پیام تازه اشرف غنی، برخلاف آنچه که خودش انتظار داشت، با موجی از واکنش‌های منفی در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده‌اند. افغانها به ویژه کاربران در فیسبوک، ایکس (توییتر سابق) و دیگر شبکه‌ها، او را عامل اصلی وضعیت کنونی افغانستان دانسته و سخنانش را نوعی «فرار رو به جلو» توصیف کردند.

🔹بخش بزرگی از افکار عمومی افغانستان، هنوز تصویر فرار او را فراموش نکرده‌اند؛ تصویری که در ذهن مردم، با سقوط کابل، آشفتگی میدان هوایی و فروپاشی کامل نظام گره خورده است. بسیاری از کاربران نوشته‌اند که کسی که در سخت‌ترین روزها ملت خود را ترک کرده، امروز حق ندارد برای همان ملت نسخه سیاسی بپیچد.

🔹حتی برخی از چهره‌های نزدیک به جمهوریت نیز پیام اخیر غنی را فاقد صداقت سیاسی دانستند. آنان معتقدند که اشرف غنی تلاش می‌کند خود را از مسئولیت تاریخی سقوط افغانستان تبرئه کند؛ در حالی که بخش مهمی از بحران کنونی، ریشه در سیاست‌های دوران حکومت او دارد.

🔹غنی در بخشی از پیامش ادعا کرده که «تقریباً همه طرف‌ها، افغانستان را به چشم تهدید امنیتی می‌بینند.» این سخن نیز با انتقادهای گسترده روبه‌رو شده است. زیرا واقعیت‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که کشورهای همسایه افغانستان، علی‌رغم نگرانی‌هایی درباره نوع حکمرانی طالبان، اکنون بیش از گذشته به دنبال تعامل اقتصادی، امنیتی و ترانزیتی با افغانستان استند.

ادامه دارد ...

https://tahlilroz.com/?p=12146

🆔@Tahlilroz_af
🔴آیا اشرف غنی صلاحیت نقد و دعوت به اجماع ملی را دارد؟

✍️بسم الله ختک

🔵مهم‌ترین بخش پیام اشرف غنی، دعوت او به «اجماع ملی» و اعلام آمادگی برای ایفای نقش در این روند بود؛ اما این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا اشرف غنی اساساً از مشروعیت اخلاقی و سیاسی لازم برای چنین دعوتی برخوردار است؟

🔹اجماع ملی، زمانی معنا پیدا می‌کند که رهبر سیاسی بتواند اعتماد عمومی، روحیه مشارکت و احساس همبستگی را تقویت کند. اما کارنامه اشرف غنی دقیقاً در نقطه مقابل این مفاهیم قرار دارد. او در دوران قدرت، نه تنها نتوانست اجماع ملی ایجاد کند، بلکه با سیاست‌های انحصارگرایانه، شکاف‌های قومی و سیاسی را عمیق‌تر ساخت.

🔹حکومت غنی به جای آنکه خانه مشترک همه اقوام و جریان‌های سیاسی باشد، به ساختاری بسته و محدود تبدیل شده بود که بسیاری از نیروهای سیاسی و اجتماعی در آن احساس حذف و بیگانگی می‌کردند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش مشروعیت حکومت، تضعیف روحیه ملی و فروپاشی سریع ساختار سیاسی بود.

🔹امروز اگر اشرف غنی از اجماع ملی سخن می‌گوید، نخست باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا در اوج قدرت، زمانی که تمام ابزارهای سیاسی، امنیتی و بین‌المللی را در اختیار داشت، نتوانست یا نخواست چنین اجماعی را شکل دهد؟ چگونه کسی که حتی در درون حکومت خود قادر به ایجاد هماهنگی نبود، اکنون می‌خواهد برای کل افغانستان نسخه وحدت و همگرایی ارائه کند؟

🔹واقعیت آن است که مردم افغانستان، پیش از هر چیز، نیازمند پاسخ‌گویی‌اند؛ پاسخ‌گویی درباره سقوط نظام، نابودی ساختارهای دولتی، فرار رهبران و سرنوشت میلیون‌ها انسانی که قربانی بی‌کفایتی و فساد شدند. بدون پذیرش مسئولیت تاریخی، هیچ دعوتی به اجماع ملی نمی‌تواند صادقانه یا مؤثر تلقی شود.

🔹خلاصه اینکه پیام تازه اشرف غنی، بیش از آنکه نشانه بازگشت یک سیاست‌مدار به صحنه باشد، یادآور خاطرات تلخ یکی از بحرانی‌ترین فصل‌های تاریخ افغانستان است. او امروز تلاش می‌کند خود را در جایگاه ناصح، منتقد و دلسوز ملت معرفی کند؛ اما حافظه تاریخی مردم افغانستان، هنوز از تصویر فرار، فساد، انحصارطلبی و فروپاشی نظام خالی نشده است.

🔹افغانستان برای عبور از بحران کنونی، نیازمند صداقت، مسئولیت‌پذیری و بازسازی اعتماد ملی است؛ امری که بدون نقد صریح گذشته و پاسخ‌گویی عاملان فروپاشی ممکن نخواهد بود. اشرف غنی شاید بتواند پیام صادر کند، سخنرانی کند و از آینده سخن بگوید؛ اما واقعیت این است که بخش بزرگی از مردم افغانستان، او را نه بخشی از راه‌حل، بلکه بخشی از مشکل می‌دانند.

https://tahlilroz.com/?p=12146

🆔@Tahlilroz_af
1
🔴سخنان بی‌پرده عبدالطیف پدرام؛ افشاگری درباره جنگ بدخشان و نقش پاکستان

✍️شکریه نورزی

🔵
در ماه‌های اخیر، خبرهای فراوانی درباره درگیری‌های بدخشان منتشر شد. بخشی از رسانه‌های مخالف طالبان و نیز جبهه آزادی افغانستان از پیشروی‌ها، تصرف مناطق و گسترش دامنه عملیات سخن گفتند. در مقابل، طالبان تقریبا همه این ادعاها را رد کردند. در چنین فضایی، افکار عمومی با دو روایت کاملا متضاد روبه‌رو بود؛ روایتی که از پیروزی‌های پیاپی مخالفان خبر می‌داد و روایتی که اساسا وقوع چنین تحولات را انکار می‌کرد.

🔹عبدالطیف پدرام در این میان، روایت سومی را مطرح کرد؛ روایتی که نه با تبلیغات طالبان هم‌خوانی کامل دارد و نه با گزارش‌هایی که از سوی برخی رسانه‌های مخالف طالبان منتشر می‌شد. او گفت بر اساس تماس‌هایی که با افراد داخل بدخشان داشته است، شدت درگیری‌ها بسیار کمتر از آن چیزی است که در رسانه‌ها مطرح می‌شود. این جمله در ظاهر یک ارزیابی میدانی است، اما در عمل پرسشی جدی درباره اعتبار اطلاعات منتشرشده ایجاد می‌کند.

🔹پدرام توصیه کرد که هر شخصیت سیاسی و نظامی بهتر است در ولایت خود فعالیت کند. اشاره او آشکارا متوجه یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان، بود که اهل تخار است و نامش در ارتباط با عملیات‌های بدخشان مطرح می‌شود. این جمله در نگاه نخست ممکن است صرفا یک اختلاف شخصی به نظر برسد، اما اگر در متن تحولات بدخشان قرار گیرد، معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند.

🔹بدخشان از گذشته ویژگی‌های اجتماعی و سیاسی خاص خود را داشته است. ترکیب قومی، موقعیت جغرافیایی و پیوندهای محلی، باعث شده است که بسیاری از تصمیم‌های امنیتی در این ولایت حساسیت بیشتری ایجاد کند. پدرام که خود از بدخشان برخاسته است، ظاهرا نگران آن است که این ولایت به میدان رقابت گروه‌هایی تبدیل شود که رهبری و سازمان‌دهی آنان خارج از همان محیط شکل گرفته است.

🔹در واقع، او میان مقاومت محلی و انتقال جنگ به یک منطقه تفاوت قائل می‌شود. این نگاه، خواه درست باشد یا نادرست، با رویکرد بخشی از مخالفان طالبان تفاوت دارد؛ مخالفانی که تلاش می‌کنند دامنه درگیری را به هر نقطه‌ای که امکان آن وجود دارد گسترش دهند. از همین زاویه است که سخنان پدرام را می‌توان مخالفت با امنیتی‌سازی بدخشان دانست؛ ولایتی که به دلیل هم‌مرزی با تاجیکستان و نزدیکی به چین، از نظر ژئوپلیتیکی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد.

🔹یکی از مهم‌ترین تعبیرهایی که عبدالطیف پدرام در این گفت‌وگو به کار برد، عبارت «بازتولید خشونت» بود. مفهوم بازتولید خشونت بر این فرض استوار است که اگر شیوه‌های گذشته بدون تغییر تکرار شوند، نتیجه نیز تفاوت چندانی نخواهد داشت. از این منظر، هرگاه یک بحران با همان ابزارهایی مدیریت شود که خود بخشی از بحران بوده‌اند، چرخه خشونت ادامه پیدا می‌کند.

🔹پدرام ظاهرا نگران آن است که برخی جریان‌های مخالف طالبان، بدون آن‌که الگویی متفاوت ارائه کنند، همان مسیرهای آزموده‌شده را دوباره طی کنند؛ مسیری که در نهایت به گسترش جنگ، افزایش تلفات و پیچیده‌تر شدن معادلات سیاسی منجر شود. این نگاه، لزوما به معنای نفی هرگونه مقاومت نیست، بلکه بر این نکته تأکید دارد که ...

👈ادامه مطلب

https://tahlilroz.com/?p=12768

🆔@Tahlilroz_af
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥عبدالطیف پدرام: مداخله خارجی، آزادی و امنیت نمی آورد. پاکستان از جبهه های مخالف طالبان حمایت می کند که تحت حمایت پاکستان وارد نبرد بدخشان شده اند.

🆔@Tahlilroz_af
🔴از تهدید امنیتی تا شریک امنیتی؛ رمزگشایی سفر ملا محمد یعقوب به روسیه

✍️مریم مرادی

🔵تحولات افغانستان پس از سال 2021، نه تنها معادلات داخلی این کشور، بلکه نظم امنیتی منطقه را نیز دستخوش تغییرات عمیق کرده است. بازیگرانی که روزگاری افغانستان را صرفاً از دریچه بحران، افراط‌گرایی و ناامنی می‌نگریستند، امروز ناگزیر شده‌اند در محاسبات راهبردی خود، واقعیت‌های تازه‌ای را بپذیرند. در چنین فضایی، هر سفر دیپلماتیک و هر نشست امنیتی، فراتر از یک دیدار تشریفاتی، حامل پیام‌هایی چندلایه برای منطقه و جهان است؛ پیام‌هایی که گاه می‌تواند از تغییر تدریجی موازنه‌ها و شکل‌گیری نظم جدید در آسیای مرکزی و پیرامون آن حکایت داشته باشد.

🔹سفر ملا محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع حکومت طالبان، به روسیه و حضور او در یک نشست مهم امنیتی، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. این سفر در حالی انجام شد که تا چند سال پیش، تصور حضور رسمی یکی از بلندپایه‌ترین چهره‌های طالبان در یک نشست امنیتی بین‌المللی به میزبانی مسکو، برای بسیاری غیرقابل باور بود. اکنون اما شرایط تغییر کرده و روسیه با محاسبات تازه، در حال بازتعریف نوع نگاه خود به افغانستان تحت اداره طالبان است.

🔹از سوی دیگر، اهمیت این سفر تنها به جایگاه رسمی ملا محمد یعقوب به عنوان وزیر دفاع محدود نمی‌شود؛ او فرزند ملا محمد عمر، بنیان‌گذار طالبان، نیز است و همین مسئله به حضور وی در چنین نشست‌هایی بار نمادین و سیاسی ویژه‌ای می‌بخشد. دعوت رسمی از او در یک نشست امنیتی، حامل این پیام است که مسکو، طالبان را نه صرفاً یک موضوع امنیتی، بلکه بخشی از راه‌حل امنیتی منطقه می‌بیند. اکنون پرسش اساسی این است: سفر ملا محمد یعقوب به روسیه، چه پیام‌ها و نتایجی برای آینده روابط طالبان و مسکو و نیز برای معادلات امنیتی منطقه در پی خواهد داشت؟

🔸مسکو از بی‌اعتمادی به جمهوریت تا اعتماد تدریجی به طالبان

🔹روابط روسیه و طالبان، برخلاف آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، صرفاً محصول تحولات پس از سقوط جمهوریت نیست. مسکو سال‌ها پیش از بازگشت طالبان به قدرت، به تدریج در حال بازنگری در سیاست افغانستانی خود بود. روس‌ها در دوران حکومت جمهوریت در افغانستان، با وجود روابط رسمی با کابل، هرگز اعتماد راهبردی عمیقی نسبت به ساختار سیاسی مورد حمایت غرب نداشتند. از نگاه کرملین، حکومت جمهوریت بیش از آنکه یک دولت مستقل و دارای اراده ملی باشد، به شدت وابسته به ایالات متحده و ناتو بود و همین مسئله سبب می‌شد روسیه نتواند آن را شریک قابل اتکایی برای تأمین منافع درازمدت خود در منطقه بداند.

🔹مسکو به‌ویژه پس از گسترش حضور آمریکا در آسیای مرکزی و افغانستان، به این جمع‌بندی رسید که تداوم حکومت مورد حمایت غرب، می‌تواند تهدیدی جیوپلیتیک علیه منافع روسیه در حوزه پیرامونی‌اش باشد. از همین رو، روس‌ها به مرور کانال‌های ارتباطی خود را با طالبان گسترش دادند؛ ارتباطاتی که در ابتدا غیرعلنی و محدود بود، اما به تدریج شکل رسمی‌تر و آشکارتری به خود گرفت.

🔹نگرانی مشترک روسیه و طالبان نسبت به گسترش شاخه خراسان داعش، یکی از مهم‌ترین عوامل نزدیکی دو طرف بود. حتی مسکو قبل از سقوط جمهوریت در سال 2021 پس از بررسی های همه جانبه دریافته بود که طالبان، دارای ساختار منسجم، رهبری مشخص و توان کنترل میدانی بر بخش‌های وسیعی از افغانستان است. در مقابل، طالبان نیز می‌دانستند که بدون ایجاد توازن در روابط خارجی و بدون جلب حمایت قدرت‌های منطقه‌ای، تثبیت حکومت‌شان دشوار خواهد بود.

🔹به همین دلیل، پیش از سقوط کابل نیز نشانه‌های تغییر نگاه روسیه به طالبان آشکار شده بود. برگزاری نشست‌های موسوم به «فرمت مسکو»، میزبانی از هیأت‌های طالبان و گسترش تماس‌های امنیتی و سیاسی، همگی نشان می‌داد که روسیه طالبان را به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار پذیرفته است. در واقع، مسکو خیلی زودتر از بسیاری از بازیگران منطقه‌ای و جهانی به این جمع‌بندی رسیده بود که طالبان، در مقایسه با ساختار شکننده و وابسته جمهوریت، گزینه‌ای قابل اتکاتر برای حفظ ثبات نسبی در افغانستان است.

ادامه دارد ...

https://tahlilroz.com/?p=12155

🆔@Tahlilroz_af
🔴سفر ملا محمد یعقوب به روسیه؛ نشانه تغییر جایگاه طالبان در معادلات منطقه

✍️مریم مرادی

🔵سفر ملا محمد یعقوب به روسیه را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول ارزیابی کرد. این سفر در حقیقت نماد مرحله جدیدی از روابط طالبان و مسکو است؛ مرحله‌ای که در آن، روسیه دیگر صرفاً به دنبال مدیریت تهدید ناشی از افغانستان نیست، بلکه تلاش می‌کند حکومت طالبان را به عنوان بخشی از معماری امنیتی منطقه وارد معادلات خود کند.

🔹دعوت وزیر دفاع طالبان به یک نشست امنیتی در مسکو، حامل پیامی روشن است: روسیه امروز طالبان را یک بازیگر رسمی و اثرگذار در معادلات امنیتی آسیای مرکزی می‌داند. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که روس‌ها همواره نسبت به تهدیدات امنیتی در مرزهای جنوبی خود حساس بوده‌اند و هرگونه بی‌ثباتی در افغانستان را مستقیماً مرتبط با امنیت آسیای مرکزی و حتی امنیت داخلی روسیه تلقی کرده‌اند.

🔹در این میان، شخصیت ملا محمد یعقوب نیز بر اهمیت این سفر افزوده است. زیرا او نه تنها وزیر دفاع طالبان، بلکه فرزند ملا عمر، بنیان‌گذار طالبان، است؛ چهره‌ای که هنوز در میان بدنه سنتی طالبان جایگاه نمادین و تاریخی ویژه‌ای دارد. حضور او در روسیه، در واقع نشان‌دهنده آن است که مسکو قصد دارد با لایه‌های اصلی و تصمیم‌گیرنده طالبان روابط پایدار و مستقیم داشته باشد.

🔹از منظر راهبردی، روسیه پس از مجموعه‌ای از محاسبات سیاسی، امنیتی و جیوپلیتیکی، به این نتیجه رسیده است که تعامل فعال با حکومت طالبان، کم‌هزینه‌تر و واقع‌بینانه‌تر از تقابل یا انزوای آن است. کرملین اکنون افغانستان تحت اداره طالبان را نه صرفاً یک بحران، بلکه یک فرصت جیوپلیتیکی برای مهار نفوذ غرب، کنترل تهدید داعش و گسترش نفوذ منطقه‌ای خود می‌بیند.

🔹همچنین روس‌ها به این باور رسیده‌اند که طالبان، برخلاف حکومت پیشین، تمایل بیشتری به همکاری با قدرت‌های منطقه‌ای دارند و در سیاست خارجی خود، نگاه عملگرایانه‌تری را دنبال می‌کنند. همین امر باعث شده مسکو، به ویژه در حوزه‌های امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و ترانزیتی، به دنبال توسعه همکاری‌های گسترده‌تر با کابل باشد.

🔸نتایج سفر ملا محمد یعقوب به روسیه؛ تثبیت مسیر جدید در روابط طالبان و روسیه

🔹سفر ملا محمد یعقوب به روسیه را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های عبور روابط دو طرف از مرحله تماس و گفتگو به مرحله همکاری عملی دانست. این سفر نشان داد که مسکو، پس از به رسمیت شناختن «امارت اسلامی افغانستان»، اکنون در حال تثبیت و تعمیق روابط خود با حکومت طالبان است.

🔹در همین راستا اظهارات مقامات روسی در حاشیه این سفر نیز حاوی پیام‌های مهمی بود. مقام‌های روس بار دیگر بر ضرورت تعامل با حکومت طالبان، همکاری مشترک برای مقابله با تهدیدات امنیتی و اهمیت ثبات افغانستان تأکید کردند. این مواضع نشان می‌دهد که روسیه دیگر به سیاست انتظار و تردید گذشته بازنخواهد گشت و تصمیم گرفته است روابط خود با کابل را بر مبنای منافع راهبردی بلندمدت تنظیم کند.

🔹از طرف دیگر؛ امضای توافق‌نامه‌های امنیتی و گسترش همکاری‌های دفاعی و اطلاعاتی نیز بخش دیگری از نتایج این سفر بود؛ توافقاتی که می‌تواند در آینده زمینه‌ساز همکاری‌های وسیع‌تر میان دو طرف شود. برای روسیه، افغانستانِ باثبات تحت اداره طالبان، می‌تواند به سدی در برابر گسترش داعش و ناامنی در آسیای مرکزی تبدیل شود و برای طالبان نیز، نزدیکی به مسکو فرصتی برای کاهش انزوای بین‌المللی و کسب مشروعیت بیشتر منطقه‌ای به شمار می‌رود.

🔹در مجموع، سفر ملا محمد یعقوب به روسیه را باید بخشی از روند بزرگ‌تر تغییر موازنه‌ها در منطقه دانست؛ روندی که در آن، طالبان به تدریج از یک بازیگر منزوی و امنیتی، به شریکی قابل گفتگو و حتی قابل همکاری برای برخی قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل می‌شود. اکنون به نظر می‌رسد مسکو، با نگاهی واقع‌گرایانه و مبتنی بر منافع، تصمیم خود را گرفته است؛ تصمیمی که می‌تواند آینده روابط روسیه و افغانستان را وارد مرحله‌ای تازه و تأثیرگذار نماید.

https://tahlilroz.com/?p=12155

🆔@Tahlilroz_af
🔴اربعین؛ میثاق عشق و وحدت؛ از تپش‌ قلب‌های افغان‌ها تا خروش آگاهی در جهان اسلام

✍️مسلم اخلاقی

🔵در افغانستان، مراسم اربعین و ایام سوگواری امام حسین (رض) و یارانش، جایگاهی فراتر از یک مناسک صرفاً مذهبی دارد و به یک پدیده عمیقاً فرهنگی و ملی تبدیل شده است.
حقیقت انکارناپذیر این است که محبت اهل بیت در تار و پود فرهنگ، ادبیات و تاریخ افغانستان تنیده شده است؛ چنانکه در اشعار عارفان و بزرگان ادبیات در این سرزمین، ردپای ارادت به سیدالشهدا به وضوح دیده می‌شود.

🔹از این رو، مراسم اربعین در افغانستان در شهرهایی نظیر کابل، مزارشریف، هرات و حتی در میان اقوام و قبایل مختلف، با استقبالی بی‌نظیر روبرو می‌شود. واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که در این مراسم، مرزهای تنگ قومی و مذهبی کمرنگ شده و یک همبستگی تاریخی شکل می‌گیرد.

🔹علما، ریش‌سفیدان و بزرگان اهل تسنن نیز در بسیاری از موارد، نه تنها در کنار برادران شیعه خود حضور می‌یابند، بلکه در تأمین امنیت و برگزاری باشکوه این مجالس، نقشی کلیدی و هماهنگ ایفا می‌کنند که این امر خود گواهی بر ...

#Arbaeen2026

👈بیشتر بخوانید

https://tahlilroz.com/?p=12772

🆔@Tahlilroz_af
#اتاق_خبر_افغانستان

📽تحلیل اختصاصی: پاکستان و بازی تجزیه افغانستان


🎞هدف از مطرح شدن دوباره پروژه‌هایی چون ترکستان جنوبی، هزارستان و خراسان چیست؟ چه کسانی بدنبال تجزیه افغانستان هستند؟

🎞 در چینل آپارات اتاق خبر افغانستان ببینید

🆔@Tahlilroz_af
🔴از ویرجینیا تا قندهار؛ ماجرای فعال شدن جبهه سمیع سادات

✍️مسلم اخلاقی

🔵
در هفته‌های اخیر، همزمان با افزایش حملات پراکنده در برخی ولایات‌ افغانستان و ظهور دوباره نام شماری از چهره‌های نظامی دوران جمهوریت، فضای سیاسی و امنیتی کشور وارد مرحله تازه‌ای شده است.

🔹در چنین شرایطی، هر خبر امنیتی دیگر صرفاً یک رویداد نظامی نیست، بلکه بخشی از پازلی بزرگ‌تر به شمار می‌رود که بدون در نظر گرفتن ارتباط میان بازیگران، زمان‌بندی حوادث و اهداف پشت پرده، نمی‌توان تصویر واقعی آن را درک کرد. ادعای تازه سمیع سادات درباره انجام یک حمله مسلحانه در قندهار نیز از همین زاویه قابل بررسی است.

🔹سمیع سادات سه سال پیش با اعلام تشکیل «جبهه متحد افغانستان» تلاش کرد خود را به عنوان یکی از رهبران جریان مخالف طالبان معرفی کند؛ اما در تمام این مدت، این جبهه تقریباً هیچ نقش مؤثری در معادلات میدانی افغانستان نداشت.

🔹
اکنون که همزمان چند جبهه دیگر نیز فعالیت خود را تشدید کرده‌اند، بازگشت ناگهانی جبهه سمیع سادات به صدر اخبار، پرسش‌های فراوانی را درباره اهداف، زمان‌بندی و حامیان آن ...

👈ادامه مطلب

https://tahlilroz.com/?p=12776

🆔@Tahlilroz_af
🔴از «عمق استراتژیک» تا «آتش برگشته»؛بازی دوگانه پاکستان با تروریسم

✍️نقيب الله جمشید

🔵بیانیه مشترک اخیر پاکستان و اتحادیه اروپا در اسلام‌آباد که در آن درباره وضعیت افغانستان، تروریسم و حقوق بشر ابراز نگرانی شده، بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده ساخته است که چگونه کشوری که خود طی دهه‌ها به پناهگاه و مرکز سازمان‌دهی گروه‌های شبه‌نظامی تبدیل شده بود، امروز تلاش می‌کند دیگران را به میزبانی از تروریسم متهم سازد؟ آیا این موضع‌گیری‌ها واقعاً ناشی از نگرانی امنیتی است یا بخشی از یک بازی سیاسی تازه برای تغییر واقعیت‌ها و فرار از مسئولیت تاریخی؟

🔸بازی دوگانه پاکستان با تروریسم؛ سیاستی که همه آن را می‌شناسند

🔹«بازی دوگانه پاکستان با تروریسم» اصطلاح تازه‌ای نیست. این مفهوم سال‌هاست که در ادبیات سیاسی و امنیتی جهان جایگاه مشخصی دارد و تقریباً تمام کارشناسان منطقه‌ای و بین‌المللی با آن آشنا استند. پاکستان در دو دهه گذشته همواره تلاش کرده است در برابر غرب و جامعه جهانی، خود را قربانی تروریسم معرفی کند؛ در حالی که همزمان بسیاری از خطرناک‌ترین گروه‌های شبه‌نظامی و افراطی در خاک این کشور فعالیت، آموزش و سازمان‌دهی می‌شدند و می‌شوند.

🔹در دوران جمهوریت افغانستان، تقریباً تمام قدرت‌های جهانی به‌خوبی می‌دانستند که رهبران طالبان، شبکه القاعده، تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، جیش محمد و لشکر طیبه در خاک پاکستان حضور دارند و از همان‌جا عملیات‌های خود را علیه افغانستان، هند و کشمیر طراحی می‌کنند؛ اما ملاحظات سیاسی و نیازهای جوپلیتیکی باعث می‌گردد این حقیقت کمتر در مواضع رسمی بازتاب یابد.

🔹پاکستان طی این سال‌ها، سیاست «انکار همراه با بهره‌برداری» را به‌گونه‌ای استادانه پیش برد؛ یعنی همزمان که از کمک‌های مالی و نظامی غرب به نام مبارزه با تروریسم استفاده می‌کرد، برخی گروه‌های افراطی را به عنوان ابزار «عمق استراتژیک» خود حفظ می‌نمود. نتیجه این سیاست، بی‌ثباتی گسترده در افغانستان، گسترش تروریسم در منطقه و در نهایت سقوط نظام جمهوریت بود.

🔹امروز نیز اسلام‌آباد تلاش دارد نام خود را از مسئله تروریسم جدا سازد و افغانستان را به عنوان مرکز تهدید معرفی کند؛ در حالی که نام پاکستان در افکار عمومی جهان، سال‌هاست با مسئله تروریسم و گروه‌های نیابتی گره خورده است. کشوری که زمانی از این گروه‌ها برای فشار بر همسایگان استفاده می‌کرد، اکنون خود گرفتار پیامدهای همان سیاست شده است.

🔸تی‌تی‌پی؛ آتشی که از خانه پاکستان برخاست

🔹پاکستان نزدیک به دو دهه، افغانستان و هند را میدان جنگ نیابتی خود قرار داده بود. راهبرد اصلی اسلام‌آباد این بود که از گروه‌های شبه‌نظامی برای کنترل تحولات منطقه و مهار رقبای خود استفاده کند. اما تجربه تاریخی نشان داده است که تروریسم، ابزاری نیست که بتوان آن را برای همیشه کنترل کرد. گروه‌هایی که روزی برای اهداف سیاسی و امنیتی ایجاد می‌شوند، دیر یا زود به تهدیدی علیه خودِ حامیانشان تبدیل خواهند شد.

🔹تحریک طالبان پاکستان یا تی‌تی‌پی، محصول مستقیم همین بازی پیچیده امنیتی است. این گروه در واقع از دل همان فضای افراط‌گرایی و زیرساخت‌هایی بیرون آمد که طی سال‌ها در پاکستان ایجاد و تقویت شده بود. اکنون که تی‌تی‌پی به بزرگ‌ترین چالش امنیتی پاکستان تبدیل شده، اسلام‌آباد می‌کوشد مسئولیت آن را به گردن افغانستان بیندازد و کابل را به میزبانی از تروریسم متهم کند.

🔹اما واقعیت این است که ریشه اصلی بحران امنیتی پاکستان در سیاست‌های خود این کشور نهفته است. اسلام‌آباد اکنون تلاش دارد با فضاسازی سیاسی و جلب حمایت غرب، بار دیگر افغانستان را تحت فشار قرار دهد تا به خواسته‌های نامشروع پاکستان تن دهد. اظهارات برخی مقام‌های اروپایی درباره افغانستان نیز بیش از آن‌که مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، بخشی از یک بازی سیاسی و دیپلماتیک است.

🔹از ماجرای کشته شدن اسامه بن‌لادن رهبر القاعده در شهر ایبت‌آباد پاکستان گرفته ‌تا حضور رهبران داعش همگی اسناد غیرقابل انکار بر میزبانی و حضور شبکه‌های تروریستی در خاک پاکستان بوده و می‌باشند. در حقیقت، آنچه امروز پاکستان با آن مواجه است، بازگشت همان آتشی است که سال‌ها برای سوزاندن دیگران شعله‌ور نگه داشته بود.

ادامه دارد ...

https://tahlilroz.com/?p=12166

🆔@Tahlilroz_af
🔴افغانستان؛ قربانی تروریسم است، نه منشأ آن

✍️نقيب الله جمشید

🔵بیانیه مشترک پاکستان و اتحادیه اروپا درباره افغانستان، در حالی صادر می‌شود که اتحادیه اروپا همراه با آمریکا نزدیک به بیست سال در افغانستان حضور مستقیم نظامی و سیاسی داشت. بنابراین اروپا نمی‌تواند خود را نسبت به وضعیت کنونی افغانستان بی‌مسئولیت جلوه دهد. کشورهای غربی نه تنها در تحولات افغانستان نقش داشتند، بلکه در بسیاری موارد، چشم خود را بر نقش پاکستان در حمایت از گروه‌های افراطی بستند.

🔹امروز اگر افغانستان با بحران امنیتی، اقتصادی و انسانی مواجه است، بخشی از آن نتیجه همان سیاست‌های اشتباه و بازی‌های دوگانه منطقه‌ای و بین‌المللی است. مردم افغانستان طی دو دهه گذشته، قربانی اصلی جنگ‌های نیابتی بودند؛ جنگ‌هایی که هزاران قربانی انسانی برجای گذاشت، زیربناهای کشور را ویران کرد و میلیون‌ها انسان را آواره ساخت.

🔹در همین چارچوب، واکنش حامد کرزی به اظهارات کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اهمیت ویژه‌ای دارد. کرزی به‌درستی تأکید کرد که افغانستان و مردم آن قربانی تروریسمی استند که از جانب پاکستان ایجاد و حمایت شده است. این سخن، بازتاب واقعیتی است که مردم افغانستان سال‌ها با گوشت و پوست خود آن را لمس کرده‌اند.

🔹واقعیت این است که افغانستان نه صادرکننده تروریسم، بلکه قربانی تروریسم سازمان‌یافته منطقه‌ای بوده است. اگر جامعه جهانی واقعاً خواهان مبارزه با افراط‌گرایی است، باید به جای متهم ساختن قربانی، به ریشه‌های واقعی تروریسم در منطقه توجه کند؛ ریشه‌هایی که سال‌ها در سایه ملاحظات سیاسی نادیده گرفته شد.

🔸نتیجه‌گیری

🔹بازی دوگانه پاکستان با تروریسم، شاید در مقاطعی برای این کشور دستاوردهای جیوپلیتیکی به همراه داشته‌ است، اما اکنون همان سیاست به تهدیدی علیه خود پاکستان تبدیل شده است. تجربه دو دهه اخیر نشان داد که استفاده ابزاری از گروه‌های افراطی، نه تنها امنیت منطقه را نابود می‌کند، بلکه دیر یا زود دامان حامیان آن را نیز می‌گیرد.

🔹پاکستان امروز تلاش می‌کند با متهم ساختن افغانستان، گذشته خود را پنهان و مسئولیت بحران‌های امنیتی‌اش را به دیگران منتقل کند؛ اما حافظه تاریخی منطقه و جهان، به‌سادگی پاک نخواهد شد. از پناهگاه‌های القاعده و داعش گرفته تا دست‌گیری رهبران و مسئولان داعش در پاکستان، همه نشان می‌دهد که مسئله تروریسم در منطقه، بدون بررسی نقش واقعی اسلام‌آباد قابل فهم نیست.

🔹افغانستان در این میان، بیش از هر کشور دیگری قربانی این بازی پیچیده بوده است؛ کشوری که مردمش بهای سنگین جنگ‌های نیابتی، افراط‌گرایی و سیاست‌های دوگانه منطقه‌ای را با جان، خانه و آینده خود پرداخت کرده‌اند.

https://tahlilroz.com/?p=12166

🆔@Tahlilroz_af