این نیما تو ساختمان پزشکان خیلی نق نقو بود. دوتا زن ده از ده رو تو زندگیش کنارش داشت. خونهٔ مفت باباشو داشت. رفیق پایه داشت. با اینکه مدرک پزشکی نداشت تو اون ساختمان پزشکان راهش دادن ولی همیشه یه جوری رفتار میکرد انگار کلاغ همون لحظه ریده تو دهنش
بابای دکتر نیما افشار تو یه دیالوگ داشت میگفت اونایی که میگن پول خوب نیست دستشون به پول نرسیده. تا وقتی پول نداری خودتو با این حرف گول میزنی که پول همه چی نیست و حالا بقیه چیزا هم مهمه ولی واقعیت تلخیه که پول همه چیزه. کافیه یکم بهش برسی تا فرقش رو تو سادهترین چیزا ببینی
عرضم به حضورتون که دکتر نیما افشار تمام اهالی ساختمان پزشکان و همسرشون رو دعوت کرد کافه به صرف شام و کل هزینه شد ۶۳۵ هزار تومن
یعنی چی که گذشتهٔ هرکس به خودش مربوطه؟ اومدیم و طرف سریال ساختمان پزشکان رو دوست نداشت
عرضم به حضورتون بنده بعد از یک قرن زندگی هنوز دارم تمرین میکنم که وقتی توی یه جمع یا میتینگ همه ساکت میشن وظیفهٔ من نیست که سکوت رو بشکنم. وقتی دو نفر با تنش حرف میزنن لازم نیست با شوخی و خنده فضا رو تلطیف کنم. کاملاً نرماله که گاهی فضا اکوارد بشه و گاهی افراد با هم قهر کنن یا همدیگه رو پاره کنن
دلار و طلاتو نگه میداری. میبینی اونا توی کمدن ولی عمر و زندگیت داره میره و هیچ پولی نداری که بخوری و تفریح کنی. میفروشی باهاش سرمایهگذاری میکنی یه بیزنسی رو شروع میکنی شکست میخوری. میذاری بانک یه سودی بگیری از تورم جا میمونی. من فقط یه چیزی میدونم اونم اینکه هیچوقت زندگی نکردیم
Forwarded from ^shishi
زندگی یجوریه مقابل خودتم دیگه شرمنده میشی چه برسه بقیه.