اینکه برای خجالتزده نشدنِ کسی وانمود کنی چیزی رو ندیدی یکی از عمیقترین و نادرترین درجات همدلیه که فقط افراد معدودی به اون دست یافتن
عرضم به خدمتتون که ایرپادم گم شده بود و من فکر میکردم داداشم گم کرده و جایی گذاشته وقتی که داشتیم وسیلههارو از ماشین میاوردیم خونه و دیگه نزدیک بود جوری بزنم که سر از بندر انزلی در بیاره ولی خب خدا کمکش کرد از جیب لباسم پیداش کردم
تقصیر تو نیست عزیزم تقصیر خودمه اون موقعی که باید درتو میذاشتم صدمو گذاشتم
جدی تا وقتی که خودت خودتو دوست نداشته باشی و احساس کافی بودن نکنی هیچکس نمیتونه این حس رو بهت بده
میدونید باگ من چیه؟ زیادی ادم بسازی هستم این باعث میشه ادما به اون چیزهایی که برام مهمه به اندازهٔ کافی اهمیت ندن چون در نهایت میدونن قراره کوتاه بیام
بچهها شما واقعا پول دارین؟
مجبور نشدین از کیفیت مواد غذاییتون بزنین؟
محتاطانهتر مصرف نمیکنین؟
مجبور نشدین شامپوتونو عوض کنین وقتی ۴۰۰ تومن تفاوت قیمتی داره با دفعه قبل؟
با خودتون نمیگین کاش دفعه قبل بیشتر میخریدم؟
مجبور نشدین از کیفیت مواد غذاییتون بزنین؟
محتاطانهتر مصرف نمیکنین؟
مجبور نشدین شامپوتونو عوض کنین وقتی ۴۰۰ تومن تفاوت قیمتی داره با دفعه قبل؟
با خودتون نمیگین کاش دفعه قبل بیشتر میخریدم؟
بنظرم میشه برادران لیلا ۲رو ساخت. به این صورت که داستان در سال ۱۴۰۵ رخ میده و برادران لیلا اول صبح دلاراشونو میفروشن مغازه بخرن ولی یهو اختلال بانکی رخ میده و معاملشون نمیشه. عصری که میخوان دوباره دلارو بخرن میفهمن ارزش پولشون با گوز یکی شده و همشون با هم توی صرافی سکته میکنن میمیرن.