اگر به اندازه یک دریا گریه کنی من همان ماسهام که لب ساحل به انتظار نشستهام که اشکهایت را خشک کنم
مجری از تراپيست پرسيد وقتی با فردی که هرگز خودش رو مقصر نمیدونه و خودش رو زير سوال نمیبره مواجه میشیم چیکار کنیم؟ و تراپیست گفت فقط فرار
من اين فرار رو دیر یاد گرفتم. همیشه به اصطلاح دوستانم مدارا کردم و صبور بودم و ایرادات روانیشون رو پذیرفتم. به این فکر کردم که هیچ کدوم خالی از ايرادات و گرفتاریهای روانی نیستیم. ولی هر روز بیشتر از دیروز دارم به این نتیجه میرسم که این درجه از پذیرشِ ديگری و مدارا زیادیه. گاهی باید «زودتر از اینها» درها رو روی ديگران و گرفتاریهای روانيشون بست.
Pokt
Shervin Hajipour
قبلت نیمه جون بودم و بعد تو جنازم
جاتو پر کنم با یکی مثل تو که چی شه
من بت اعتماد کردم میدونم اشتباه کردم
قلبی که میزنی بهش پتک قبلا زدن خراب کردن
خواستم بگم یکی از چیزهایی که با بالا رفتن سنت متوجه میشی اینه که هر چیزی توی زندگی نیاز به واکنش و پاسخ دادن نداره چون اونی که باید بفهمه میفهمه و اونی که قراره نفهمه نمیفهمه