دوستان جاتون خالی یکم پیش توی کال به یه فامیل فضول در جواب انشاالله عروسیت جبران میکنیم گفتم انشالله عروسی قسمتِ همتون جز من. لطفاً برای من در goodbye party قبلِ مهاجرت جبران کنید
هرگاه چیزی را رها کردم
به سمتم بازگشت و دیر بود
مثل دریا
که جسدی را پس میدهد
به سمتم بازگشت و دیر بود
مثل دریا
که جسدی را پس میدهد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیشی لب ساحل در حال ریلکس کردن
دوستان این نکتهای که مارک منسن راجع به رنج میگه خیلی جالبه. میگه دو نوع رنج وجود داره. اولی دردهای غیر قابل اجتناب زندگیه مثل شکست یا ریجکت شدن و پس خوردگی یا از دست دادن. دومی داستانیه که ما دربارهٔ اون درد توی ذهن خودمون درست میکنیم. اینکه من به اندازه کافی خوب نبودم یا دیگه هیچوقت خوب نمیشم یا چمیدونم همیشه این اتفاقات برای من میفته و چیزهایی مثل اینا. رنج نوع اول واقعیه و دومی خود کرده و تولید شدهٔ خود ماست. تاباوری درواقع این نیست که رنج بیشتری رو تحمل کنیم. بیشتر اینه که یاد بگیریم خودمون یه رنج جدید رو به درد اصلی اضافه نکنیم. به جای پرسشِ چرا این اتفاق برای من میفته؟ بپرسیم که ازش چه درسی میتونم بگیرم؟ چجوری این اتفاق میتونه من رو قویتر کنه؟
عرضم به حضورتون که فیلم کسشری بود ولی دیالوگی که از این فیلم توی ذهنم هک شد این بود که عشق و سرفه هیچوقت پنهان نمیمونن
ترسناکترین نقطه یک رابطه تهشه. جایی که حس میکنی طرفت رو اصلاً نمیشناسی
دوستان بنده به شدت پایه الکی چرخیدن با ماشین و موزیک گوش دادن تو شب هستم