نه اینکه حرفتون سند نباشه ولی متاسفانه از توی چشمهاتون میشه خیلی چیزهارو خوند. خودتونو شاید بتونید گول بزنید ولی من بیننده رو نمیتونید. حتی اگر باور داشته باشید به دروغی که میگید بازم یکچیزی توی روحتون کمه. من اگر ضربهای هم بخورم از اعتمادم میخورم. اینکه بدون اینکه توی چشمهای طرف نگاه کنم حرفش رو باور میکنم. چون حرفش برام سنده.
احساس میکنم فاقد توانایی اعتماد کردن به نوع بشرم. به تمام چیزهایی که میگن و انجام میدن، به تمام انگیزههاشون، نگاههاشون و محبتهاشون بیاعتمادم. حتی اگر همه چیز واقعی باشه، از دست رفتنیه. و من دیگه زیادی دنبال چیزهای از دست رفتنی دویدم.
دیگه حرف هیچ آدمی رو باور نمیکنم. مهم نیست چی باشه. حرف معمولی، راز، قولی که بهم میدن، ابراز علاقه یا رفاقت. حس میکنم دیر یا زود دروغش در میاد.
Un peu de moi
Mehdi Yarrahi & Orhan Khiyavi – Soroode Zendegi
اه برادر مزن شیشه خواهر به سنگ
بچه که بودم مامانم میگفت پا رو قبر کسی نذار به نشانه احترام به شخصی که اونجا خوابیده، این عادت همیشه برای من موند. حالا تو این خیابونا چجوری قدم بزنیم؟
Irane Man
Homayoun Shajarian
ای در رگانم خون وطن
ای پرچمت ما را کفن
دور از تو بادا اهرمن
ایران من ایران من
Roozaye Roshan
Hayedeh
همه عزادار
سربه گریبون
مردا سر دار
زنا تو زندون
نه تو آسمون
نه رو زمینیم
انگار که خوابیم
کابوس میبینیم