بعضی روزها انقدر توی دویدن و جنگیدن برای فردا غرق میشم که یادم میره امروز رو زندگی کنم. یادم میره بشینم و به بخار قهوه نگاه کنم، به صدای بارون گوش بدم یا حتی به برگهای خشک پاییز که زیر پام خرد میشن توجه کنم. میدونم ساختن آینده مهمه، ولی اگه قراره امروز رو از دست بدم، چه چیزی از اون آینده برام میمونه؟ اینو فهمیدم که گاهی باید وسط مسیر وایستی، نفس بکشی و حتی اگه کارای نیمهتم مونده، لحظه رو بغل کنی.
هوا بوی پاییز میده. من بوی قهوه و ضدآفتاب و بامشل ویکتوریا. آسانسور بوی نون تازه میده. ماشینم بوی وانیل. زندگی بوی امید میده، بوی فصل تازه. بوی تغییر.
Lindhagen: Sista Snön
Jakob Lindhagen
یه دمنوش بابونه درست کردم، بدنمو با آب سرد شستم، تیشرت خنک برداشتم
دو تا برادرهای نیموجبیمو ببرم مدرسه بیام یه بیکلام بارون و پیانو بلند پلی کنم برم توی رختخواب کتابمو بخونم.
دو تا برادرهای نیموجبیمو ببرم مدرسه بیام یه بیکلام بارون و پیانو بلند پلی کنم برم توی رختخواب کتابمو بخونم.
Forwarded from Ending
پاییز خیلی خوبه تا اینکه تصمیم میگیری یه اهنگ غمگین بذاری. دیگه کسی نمیتونه تو رو از این موزیک ویدیویی که نقش اولشی در بیاره.
Un peu de moi
Gdaal & The Don & Mahta – Barmigardeh
برمیگرده
عقربه برمیگرده، ثانیه برمیگرده
توهم برمیگردی، برمیگردی
عقربه برمیگرده، ثانیه برمیگرده
توهم برمیگردی، برمیگردی