Un peu de moi
3.07K subscribers
416 photos
98 videos
15 files
137 links
مریمم
@Taehirobotbot
Download Telegram
209
Shahin Najafi
با لبات فاتحه هر غمیو می‌خونم
من دوست داشتن آدم‌هارو براساس میزان اهمیتی که نسبت به حساسیت های من می‌دن، براساس میزان توجهی که نسبت به خواسته‌های من دارن، براساس مقدار احترامی که نسبت به حدومرزهای تعیین شده‌ی من قائلن، براساس مقدار ارزشی که نسبت به وجودیت من می‌ذارن می‌سنجم.
Beresoon Khodeto
The Don
- برسون خودتو به من اگه میشه
اصلاً انگار تقدیرم این است که اگر به چیزی علاقه‌مند شوم، طوری به آن عشق بورزم که دردش بیشتر از لذتش باشد.

۷ ژانویه ۱۹۱۰/ از کتابِ «یادداشت‌های شخصی ال. ام. مونتگمری»
منتظرم اتفاقی بیفتد. منتظرم چیزی بزرگ‌تر از حد من در زندگی اتفاق بیفتد.

ــــــــ من از یادت نمی‌کاهم، مارتیتا
«من متأسفم که به اینجا رسیدم. نمی‌خواهم کسی را مقصر بدانم، فقط خسته‌ام و دیگر نمی‌توانم ادامه دهم.»
•نامه خودکشی آنتونی بردلی– نویسنده مشهور‏
دیگه از یک‌جایی تصمیم می‌گیری برای هرکسی به اندازه خودش و مثلِ خودش باشی.
روابط انسانی خیلی پیچیده‌ست. یه‌وقت‌ها سکوت می‌کنی تا چیزی خراب نشه و یه‌وقت‌ها حرف می‌زنی تا چیزی روی دلت نمونه. اما آخرش هم مطمئن نیستی راهی که انتخاب کردی درست بوده یا نه.
بعضی روزها انقدر توی دویدن و جنگیدن برای فردا غرق میشم که یادم میره امروز رو زندگی کنم. یادم میره بشینم و به بخار قهوه نگاه کنم، به صدای بارون گوش بدم یا حتی به برگ‌های خشک پاییز که زیر پام خرد میشن توجه کنم. می‌دونم ساختن آینده مهمه، ولی اگه قراره امروز رو از دست بدم، چه چیزی از اون آینده برام می‌مونه؟ اینو فهمیدم که گاهی باید وسط مسیر وایستی، نفس بکشی و حتی اگه کارای نیمه‌تم مونده، لحظه رو بغل کنی.
هوا بوی پاییز می‌ده. من بوی قهوه و ضدآفتاب و بامشل ویکتوریا. آسانسور بوی نون تازه می‌ده. ماشینم بوی وانیل. زندگی بوی امید می‌ده، بوی فصل تازه. بوی تغییر.
Lindhagen: Sista Snön
Jakob Lindhagen
یه دمنوش بابونه درست کردم، بدنمو با آب سرد شستم، تیشرت خنک برداشتم
دو تا برادرهای نیم‌وجبی‌مو ببرم مدرسه بیام یه بی‌کلام بارون و پیانو بلند پلی کنم برم توی رختخواب کتابمو بخونم.