تلاش برای نجات کسی که خودش میلی به نجات نداره باعث میشه خودتم غرق بشی.
من دوست داشتن آدمهارو براساس میزان اهمیتی که نسبت به حساسیت های من میدن، براساس میزان توجهی که نسبت به خواستههای من دارن، براساس مقدار احترامی که نسبت به حدومرزهای تعیین شدهی من قائلن، براساس مقدار ارزشی که نسبت به وجودیت من میذارن میسنجم.
Forwarded from ربودهشده توسط توتورو.
اصلاً انگار تقدیرم این است که اگر به چیزی علاقهمند شوم، طوری به آن عشق بورزم که دردش بیشتر از لذتش باشد.
۷ ژانویه ۱۹۱۰/ از کتابِ «یادداشتهای شخصی ال. ام. مونتگمری»
۷ ژانویه ۱۹۱۰/ از کتابِ «یادداشتهای شخصی ال. ام. مونتگمری»
Forwarded from ربودهشده توسط توتورو.
منتظرم اتفاقی بیفتد. منتظرم چیزی بزرگتر از حد من در زندگی اتفاق بیفتد.
ــــــــ من از یادت نمیکاهم، مارتیتا
ــــــــ من از یادت نمیکاهم، مارتیتا
«من متأسفم که به اینجا رسیدم. نمیخواهم کسی را مقصر بدانم، فقط خستهام و دیگر نمیتوانم ادامه دهم.»
•نامه خودکشی آنتونی بردلی– نویسنده مشهور
دیگه از یکجایی تصمیم میگیری برای هرکسی به اندازه خودش و مثلِ خودش باشی.
روابط انسانی خیلی پیچیدهست. یهوقتها سکوت میکنی تا چیزی خراب نشه و یهوقتها حرف میزنی تا چیزی روی دلت نمونه. اما آخرش هم مطمئن نیستی راهی که انتخاب کردی درست بوده یا نه.
بعضی روزها انقدر توی دویدن و جنگیدن برای فردا غرق میشم که یادم میره امروز رو زندگی کنم. یادم میره بشینم و به بخار قهوه نگاه کنم، به صدای بارون گوش بدم یا حتی به برگهای خشک پاییز که زیر پام خرد میشن توجه کنم. میدونم ساختن آینده مهمه، ولی اگه قراره امروز رو از دست بدم، چه چیزی از اون آینده برام میمونه؟ اینو فهمیدم که گاهی باید وسط مسیر وایستی، نفس بکشی و حتی اگه کارای نیمهتم مونده، لحظه رو بغل کنی.
هوا بوی پاییز میده. من بوی قهوه و ضدآفتاب و بامشل ویکتوریا. آسانسور بوی نون تازه میده. ماشینم بوی وانیل. زندگی بوی امید میده، بوی فصل تازه. بوی تغییر.