خیلی حساسم، خیلی روی رفتارهای کوچیک آدمها دقت میکنم، حسهام خیلی قویه زود میفهمم داستان از چه قراره، حافظهام به شکل عجیبی همه چی رو به یاد داره، جزئیات رو خیلی خوب میبینم، زودرنجم و وقتی ناراحت میشم قلبم به معنای واقعی مچاله میشه.
دیدین میگن چیزیکه نمیکشتت قویترت میکنه؟ دروغ میگن، چیزی که نمیکشتت، خوشبینی و بیگناهیت رومیکشه، سخت اعتماد میکنی، با خودت درگیری چرا کافی نیستی، همه چیو رو زیر سوال ببری و از خودت بارها بپرسی ارزش درد کشیدنو داشت و داره؟ چیزی که نمیکشتت، قسمتهایی از وجودت رو میکشه که دیگه هیچوقت به دست نمیاری.
یک وزنهبردار زورش به ۱۱۰ کیلو میرسه ولی زورش به ۱۱۱ کیلو نمیرسه. نه که یک کیلو زیاد باشه، فقط دیگه نمیتونه. اگر میبینی یه نفر کوچیکترین چیزها رو نمیتونه تحمل کنه ضعیف نیست، فقط دیگه نمیتونه.
تلاش برای نجات کسی که خودش میلی به نجات نداره باعث میشه خودتم غرق بشی.
من دوست داشتن آدمهارو براساس میزان اهمیتی که نسبت به حساسیت های من میدن، براساس میزان توجهی که نسبت به خواستههای من دارن، براساس مقدار احترامی که نسبت به حدومرزهای تعیین شدهی من قائلن، براساس مقدار ارزشی که نسبت به وجودیت من میذارن میسنجم.
Forwarded from ربودهشده توسط توتورو.
اصلاً انگار تقدیرم این است که اگر به چیزی علاقهمند شوم، طوری به آن عشق بورزم که دردش بیشتر از لذتش باشد.
۷ ژانویه ۱۹۱۰/ از کتابِ «یادداشتهای شخصی ال. ام. مونتگمری»
۷ ژانویه ۱۹۱۰/ از کتابِ «یادداشتهای شخصی ال. ام. مونتگمری»
Forwarded from ربودهشده توسط توتورو.
منتظرم اتفاقی بیفتد. منتظرم چیزی بزرگتر از حد من در زندگی اتفاق بیفتد.
ــــــــ من از یادت نمیکاهم، مارتیتا
ــــــــ من از یادت نمیکاهم، مارتیتا
«من متأسفم که به اینجا رسیدم. نمیخواهم کسی را مقصر بدانم، فقط خستهام و دیگر نمیتوانم ادامه دهم.»
•نامه خودکشی آنتونی بردلی– نویسنده مشهور
دیگه از یکجایی تصمیم میگیری برای هرکسی به اندازه خودش و مثلِ خودش باشی.
روابط انسانی خیلی پیچیدهست. یهوقتها سکوت میکنی تا چیزی خراب نشه و یهوقتها حرف میزنی تا چیزی روی دلت نمونه. اما آخرش هم مطمئن نیستی راهی که انتخاب کردی درست بوده یا نه.