تاداشی
225K subscribers
1.34K photos
26 videos
4 files
186 links
- دانشجوی ۲۲ ساله
- برنامه‌نویس رباتایی که استفاده می‌کنی.

t.me/SendHarfBot?start=Tada
Download Telegram
ساعت ۲۲:۳۰ ظرفیت پنل مشاور (تحلیل، برنامه‌ریزی، برنامه‌دهی، مشاهده گزارش‌کار و مدیریت دانش‌آموزان) از ربات تلگرام برای ۵۰ نفر باز می‌شه، اگه قبلا به عنوان دانش‌آموز ثبت‌نام کردید نیازه از شماره جدید استفاده کنید.
459😭8👍4😍3
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان

شاهد رقابت و دویدن مشاورها خواهیم بود بالاخره.
🤣1.19K😭4422👍16
از وقتی تم بتمنی رو درسیتا گذاشتم حس می‌کنم باید یه نفرو نجات بدم.
🤣1.79K30👍20😭19
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان

خواستار تم السا آنا هستم.
لطفا پیگیری کنید یعنی چی من فیلم موردعلاقم تم درسیتام نیست؟ :))
🤣1.86K👍128👎6744
خجالت بکشید شما دیگه بزرگ شدید تم السا و آنا چیه؟ الان باید درخواست تم باب‌اسفنجی داشته باشید.
🤣3.91K👍378😍56🤯18
بعد ۱۹ ساعت لپ‌تاپو خاموش کردم.
11.61K🤯655🤣61😍17
راستی اگه کسی اینجا برنامه‌نویس رباته و ربات با آمار بالا داره تو پیامرسان پیام بده، خوشحال می‌شم آشنا شیم.
لطفا ایدی رباتاتونو هم بفرستید.
1.1K😭63😍21👍15
اگه رتبه زیر صد MBA اینجا داریم لطفا پیام بده.
😭801🤣12037😍8
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان

من رتبه زیر ۵۰۰ تو امتحانای ترم ۱ مدرسمونم ، پیام بدم ؟
🤣1.95K😭3022😍7
جمعیت مدرسه‌تون از کشور واتیکان بیش‌تره.
🤣2.72K😭15👍12😢3
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان

عمو به نظر میرسه داری یه پخت و پزی میکنی. مشکوک میزنی.
👍1.18K🤣122😍9🤯7
اره عمو، از کجا فهمیدی؟ خودم دارم پخت‌و‌پز می‌شم.
🤣2.35K😭14236👎28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
559😭36😍20👍4
بعد مدت‌ها دو روزه اینستا نصب کردم. راستش الان بهتر می‌فهمم چرا مردم اینقدر پریشون و بی‌حالن و نه تمرکز دارن، نه آرامش، نه حتی وقتی برای زندگی! فقط دوپامین، دوپامین، دوپامین.
1👍4.51K189🤣80😭62
چند روزه دارم تلاش می کنم حساب بانک ملی باز کنم، وقتی درخواست افتتاح حساب می‌زنم می‌نویسه این شخص شماره مشتری ندارد.
مرد حسابی اگه شماره مشتری داشتم که مشتری بودم دیگه نیاز به افتتاح حساب نبود.
🤣2.65K😭4131👎8
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان

پشتیبانی بانک ملی هستم گردن نمیگیرم
🤣2.25K😭8👍7😢6
پشت باجه مستهلک بانک مشغول بروکراسی‌بازی مضحک افتتاح حساب بودم، انگار آقای بانکی تمام درختای دنیارو قطع کرده بود تا امضای نگارین من رو ثبت کنه [امیدوارم کسی درصد تشابه امضاهارو حساب نکنه] همینطور غرق در خط‌خطی کاغذا بودم که یهو یه پسر کوچولوی چهار ساله با یه لباس سفید اومد سمت باجه. باباشم اون ور باجه بغلی سرش تو کار خودش بود. این بچه با یه سرعت عجیب غریبی اومد که آدم یه نگاه مینداخت می‌فهمید اصلا هیچ نقشه و پلنی برای کارش نداره، یهو زده به دلش که ما تا اینجا اومدیم زشته یه سلام علیکمون نشه! اومد سمت باجه، سرش رو برد سمت بریدگی پایینِ شیشه‌ و طوری اینکارو انجام داد که انگار اگه کله‌ کوچولوش داخل بریدگی نره علی‌الفور یارانه این‌ ماه خانم بچه‌ها قطع می‌شه، بعدِ اینکه نهایت تلاششو برای رفتن داخل بریدگی شیشه کرد با پررویی شگرف بامزه‌ش به مسئول باجه گفت:

پسر: سلام عمو اسم من میلاده.
[مسئول باجه کمی شوکه شده و مکث می‌کند]
مسئول باجه: سلااام عمو خوبی؟
پسر: آره عمو خوبم.
[کلاه کوچولوشو از سرش بلند می‌کنه تا دیده شده]
پسر: عمو کلاهم قشنگه؟
[مسئول باجه لبخند زده و ذوق می‌کند]
مسئول باجه: آره عمو قشنگه:)))

تو دلم گفتم چه جهان آرومی داره این بچه، واقعا شیفته سلامت روان میلاد شدم، کاش تا ابد اینقدر رها بمونه.
3.42K😭239🤣117😍52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1.06K😍32🤯8👍4
ممبر‌های خوبی هستید.
32.83K👎73😭54👍46