پهلوانانی که چهارباغی ها را همراهی کردند
@shahelafata
@shahelafata
Forwarded from حجت قاسمی
شب از اندوه پُر، از ماه خالی
چراغ کوچه کمسو، راه خالی
چو نی، از ناله دل خوش دارم امشب
مبادا سینهام از آه، خالی
#فریدون_مشیری
چراغ کوچه کمسو، راه خالی
چو نی، از ناله دل خوش دارم امشب
مبادا سینهام از آه، خالی
#فریدون_مشیری
اعضای تیم تازه تشکیل شده نوجوانان ورزشخانه شه لافتی
@shahelafata
@shahelafata
غرفه ای برای #مجموعه_شه_لافتی
در نمایشگاه مشهد دوست داشتنی که به مناسبت دهه فجر برگزار شده است
زمان :
از ۱۴ تا ۲۲ بهمن ماه هر روز از ساعت ۹ تا۱۳ و ۱۶ الی ۲۱
مکان:
بلوار کوثر ؛ مقابل کوثر شمالی ۳۹ مجتمع کوثر
بازدید برای عموم آزاد است
@shahelafata
در نمایشگاه مشهد دوست داشتنی که به مناسبت دهه فجر برگزار شده است
زمان :
از ۱۴ تا ۲۲ بهمن ماه هر روز از ساعت ۹ تا۱۳ و ۱۶ الی ۲۱
مکان:
بلوار کوثر ؛ مقابل کوثر شمالی ۳۹ مجتمع کوثر
بازدید برای عموم آزاد است
@shahelafata
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان «جیگیجیگی» مطرب باصفای مشهدی در دههی ۳۰ و ۴۰ از زبان #پهلوان_رستم
#علی_اکبر_قاسمی
@shahelafata
#علی_اکبر_قاسمی
@shahelafata
مشهدیها او را خوب می شناسند و بسیاری در موردش شنیده اند . تعدادی هم آرامگاه او را در ایوان شمالی (عباسی) صحن انقلاب بلدند و کلی نذر و نیاز برایش می کنند. خدا بیامرزدش "جیگی جیگی " نوازنده ساده دلی که جز برای دلش نمی زد و چون هرچه از دل برآید لاجرم بر بردل نشیند مردم هم خوشحال بودند از هنر این مرد و آخرسر مزد ارادتش به امام رضا(ع) را ازایشان گرفت. آری،در محضر خدا به دلت امتیاز میدن .... خوشا بحال آنها که باطنشان بهتر از ظاهرشان است (که اولیای خدایند) .چقدر کمیابند اینها وفرمود: «اولیائی تَحْتُ قَبایی لا یَعرِفُهم غَیری» (حدیث قدسی)«فِی السّماءِ مَعْروفون وَ فِی الاَرضِ مَجْهولون». (نهج البلاغه)....و بدا به حال آنها که ظاهرشان آراسته تر از باطنشان است که فراوانند ... تادیر نشده در شب قدر فکری بحال خودمون بکنیم بلکه ما هم مثل غلام ترک و علی گندابی و... "قدر"ی بیابیم
نسلی که در دهه های 30 و 40 شمسی دوران جوانی ویا میانسالی خودشان را درمشهد سپری می کردند خصوصا اهالی محله نوغان چهره دوره گردی را با قامتی متوسط و استخوانی با موهای صاف و خرمائی خوب به یاد دارند چهره ای ژولیده با لبابسهای عجیب غریب همراه با یک کلاه پوستی که دم روباهی به عنوان حمایل از اون آویزان کرده بود با دف و دایره زنگی که همراهش بود هر روز پس از سلامی به آقا امام رضا(ع) بلند می خوند :
جیگی جیگی ننه خانوم
بیا بشین روی زانوم
رو زانوم سنجد داره
یه کمی بخور قوت داره
.......
روزها رو بدین منوال سپری می کرد و شبها به درون خانه غار مانند خودش درون کالی آخر کوچه نوغان به صبح می رساند گرچه خودش سراسر اندوه بود ولی آرزویی جز شادی دل مردم نمی خواست با تمام علاقه ای که به شغلش داشت در ماههای محرم و صفر به احترام آقا امام حسین (ع) دست به دف و دایره نمی زد و در این ایام دیگر از او خبری نبود گویا در این روزها در خانه اش با تنهایی خودش خلوت داشت حالا بماند که چه می خواست و چه آرزو می کرد.
مردم محله نوغان خوب به یاد دارند روزی را که به دلیل غیبت چند روزه این نوازنده با سرکشی از خانه اش با جسد بی جان او روبرو شده و با حسرت این پیکر بی جان را تا غسالخانه گورستان عمومی مشهد(مشهور به گلشور) مشایعت کرده بودند .این مرد کسی نبود جز جیگی جیگی ننه خانم نوازنده ساده دلی که جز برای دلش نمی زد و چون هرچه از دل برآید لاجرم بر بردل نشیند مردم هم خوشحال بودند از هنر این مرد.
اما نمی دونم از این قسمت به بعد را چه بنامم معجزه و یا مزد ارادت ،... میگن همزمان حاج حسن تاجر معروف و متمول شهر که جاقبری در حرم داشته با واسش خریدن هم میمیره و میبرنش غسالخونه ....اون موقعها برق نبوده تو تاریکی جای دو تا مرده عوض میشه و..... فرزندان حاج حسن هنگامی که می خواستند آخرین وداع را با جنازه پدرشان بکنند پس از کنار زدن کفن ناگهان با چهره آرام جیگی جیگی مواجه می شن و تا به خودشان بیان متوجه می شن پدرشون ساعتی است که در گورستان عمومی مشهد به زیر خروارها خاک رفته و سعی و تلاش آنان برای نبش قبر با حکم دوتن از آیات عظام و معروف مشهد(از جمله مرحوم آیت الله سبزواری) بی نتیجه می مونه و جیگی جیگی تا ابد در ایوان شمالی صحن عباسی می آرامد.خدا بیامرزدش "جیگی جیگی " را که جز شادی برای مردم نمی خواست.(جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب جیگی جیگی ننه خانوم: به کوشش محمد برومند/ناشر: انتشارات جهان سترگ، چاپ اول1388)
@shahelafata
نسلی که در دهه های 30 و 40 شمسی دوران جوانی ویا میانسالی خودشان را درمشهد سپری می کردند خصوصا اهالی محله نوغان چهره دوره گردی را با قامتی متوسط و استخوانی با موهای صاف و خرمائی خوب به یاد دارند چهره ای ژولیده با لبابسهای عجیب غریب همراه با یک کلاه پوستی که دم روباهی به عنوان حمایل از اون آویزان کرده بود با دف و دایره زنگی که همراهش بود هر روز پس از سلامی به آقا امام رضا(ع) بلند می خوند :
جیگی جیگی ننه خانوم
بیا بشین روی زانوم
رو زانوم سنجد داره
یه کمی بخور قوت داره
.......
روزها رو بدین منوال سپری می کرد و شبها به درون خانه غار مانند خودش درون کالی آخر کوچه نوغان به صبح می رساند گرچه خودش سراسر اندوه بود ولی آرزویی جز شادی دل مردم نمی خواست با تمام علاقه ای که به شغلش داشت در ماههای محرم و صفر به احترام آقا امام حسین (ع) دست به دف و دایره نمی زد و در این ایام دیگر از او خبری نبود گویا در این روزها در خانه اش با تنهایی خودش خلوت داشت حالا بماند که چه می خواست و چه آرزو می کرد.
مردم محله نوغان خوب به یاد دارند روزی را که به دلیل غیبت چند روزه این نوازنده با سرکشی از خانه اش با جسد بی جان او روبرو شده و با حسرت این پیکر بی جان را تا غسالخانه گورستان عمومی مشهد(مشهور به گلشور) مشایعت کرده بودند .این مرد کسی نبود جز جیگی جیگی ننه خانم نوازنده ساده دلی که جز برای دلش نمی زد و چون هرچه از دل برآید لاجرم بر بردل نشیند مردم هم خوشحال بودند از هنر این مرد.
اما نمی دونم از این قسمت به بعد را چه بنامم معجزه و یا مزد ارادت ،... میگن همزمان حاج حسن تاجر معروف و متمول شهر که جاقبری در حرم داشته با واسش خریدن هم میمیره و میبرنش غسالخونه ....اون موقعها برق نبوده تو تاریکی جای دو تا مرده عوض میشه و..... فرزندان حاج حسن هنگامی که می خواستند آخرین وداع را با جنازه پدرشان بکنند پس از کنار زدن کفن ناگهان با چهره آرام جیگی جیگی مواجه می شن و تا به خودشان بیان متوجه می شن پدرشون ساعتی است که در گورستان عمومی مشهد به زیر خروارها خاک رفته و سعی و تلاش آنان برای نبش قبر با حکم دوتن از آیات عظام و معروف مشهد(از جمله مرحوم آیت الله سبزواری) بی نتیجه می مونه و جیگی جیگی تا ابد در ایوان شمالی صحن عباسی می آرامد.خدا بیامرزدش "جیگی جیگی " را که جز شادی برای مردم نمی خواست.(جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب جیگی جیگی ننه خانوم: به کوشش محمد برومند/ناشر: انتشارات جهان سترگ، چاپ اول1388)
@shahelafata
اجرای پهلوان رستم و استاد محمدیگانه و چند تن از هنرمندان موسیقی فُلکُلُر در موزه ی بزرگ شهر
@shahelafata
@shahelafata
تصویری از پهلوان رستم (علی اکبر قاسمی) در موزهء بزرگ شهر در حین اجرای برنامه (شاهنامه خوانی)
@shahelafata
@shahelafata
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی كه می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر كجا آیا همین رنگ است؟
#اخوان_ثالث
@shahelafata
سالروز تولداخوان گرامی باد🌹
و هر سازی كه می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر كجا آیا همین رنگ است؟
#اخوان_ثالث
@shahelafata
سالروز تولداخوان گرامی باد🌹
تصویری از لحظهء تقدیم لوح سپاس به حجت قاسمی از سوی سردار بهمن امیری مقدم فرمانده انتظامی خراسان رضوی(زورخانهء پلیس رضوی)
@shahelafata
@shahelafata