مجموعه آئینهای پهلوانی ورزشخانه (زورخانه)طابران توس
325 subscribers
969 photos
1.21K videos
17 files
132 links
ایران ،استان خراسان رضوی،مشهد ؛ بلوار شاهنامه، شاهنامه۶۴ موزه آئین های پهلوانی
مدیریت مرشد علی اکبرقاسمی ( پهلوان رستم )
ارتباط با ادمین:
جهت ارسال فایل 👇
@Ghasemi_hojjat

اینستاگرام ما
👇👇
https://instagram.com/_u/aeenepahlevani
Download Telegram

رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر

خنک آن کو رمضان را بسزا برد بسر

رمضان گر بشد از راه فراز آمد عید

عید فرخنده ز ماه رمضان فرخ تر

#فرخی_سیستانی

#عید_سعید_فطر_مبارک
@Tabrantoos
زمانه سراسر فریب است و بس
نباشد به سختیش فریادرَس

جهان را نمایش چو کردار نیست
بدو دل سپردن سزاوار نیست

#فردوسی

۲۵ اردیبهشت ماه بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
@Tabrantoos
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
نمیرم ازین پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام
هر آنکس که دارد هُوش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین
حکیم ابوالقاسم #فردوسی
مرشد علی اکبر قاسمی
#پهلوان_رستم
@Tabrantoos
مجموعه آئینهای پهلوانی ورزشخانه (زورخانه)طابران توس
زمانه سراسر فریب است و بس نباشد به سختیش فریادرَس جهان را نمایش چو کردار نیست بدو دل سپردن سزاوار نیست #فردوسی ۲۵ اردیبهشت ماه بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی @Tabrantoos
شاید بتوان به جرئت گفت فردوسی بزرگ‌ترین شاعر پارسی گو در سراسر جهان با شهرت فراگیر است. متاسفانه آن‌چنان که باید از جزئیات زندگی فردوسی اطلاعاتی در دست نیست. در زمان حیات حکیم ابوالقاسم فردوسی، عظمت اثر حماسی او آن‌چنان که باید روشن نشد. یک قرن پس از مرگ فردوسی، حکیم نظامی گنجوی به تحقیق و نوشتن درباره این شاعر حماسی برجسته همت کرد و توانست با مراجعه به محل زندگی و آرامگاه ابوالقاسم فردوسی، از دوران زندگی و شیوه حیات او اطلاعاتی به دست بیاورد.
@Tabrantoos
ابوالقاسم حسن منصور بن محمد بن اسحاق شرفشاه، معروف به ابوالقاسم فردوسی، حماسه‌سرای بزرگ سرزمین ایران است. بخشی از فرهنگ و ادبیات غنی ایران زمین اعتبار خود را از فردوسی می‌گیرد. هر زمان سخنی از ادبیات حماسی ایران بر زبان بیاید، نام فردوسی تداعی می‌شود. فردوسی با عشق به ایران زمین و با الهام از آموزه‌های دینی و اخلاقی‌اش، بلندترین اثر منظوم حماسی تاریخ ایران، شاهنامه را سرود.
@Tabrantoos
فردوسی در سال ۳۱۹ هجری شمسی، مصادف با ۳۲۹ هجری قمری و ۹۴۰ میلادی در روستای پاژ توس به دنیا آمد. پدر فردوسی در طابران توس دارای مال و اموال و جایگاه مناسبی بود. خانواده فردوسی از دهقانان صاحب زمین و ثروت بودند و به همین دلیل، فردوسی در دوران نوجوانی و جوانی‌اش در آسایش و راحتی زندگی کرده است.
تمکن مالی فردوسی باعث شد او بتواند دوران نوجوانی و جوانی را صرف مطالعه تاریخ و به دست آوردن علم کند. فردوسی هرچه بیشتر در تاریخ ایران پیش می‌رفت و مطالعه می‌کرد، به داستان‌ها و افسانه‌های کهن ایرانی بیشتر علاقه‌مند می‌شد؛ تا جایی که تصمیم به نوشتن مجموعه‌ای عظیم از داستان‌های اساطیری ایرانیان گرفت. دوران کودکی فردوسی با دوران پادشاهی سامانیان هم‌زمان بود و پادشاهان سامانی به ادبیات ایران علاقه بسیار داشتند
@Tabrantoos
در طول سال‌های بعد، پس از اتمام ثروت فردوسی، تنی چند از بزرگان خراسان، فردوسی را برای به پایان رساندن کتابش یاری کردند؛ اما پس از دوره سامانیان، غزنویان از فردوسی حمایت نکردند. با استناد به منابع تاریخی، شالوده شاهنامه در ذهن فردوسی با پیروی از شاهنامه ابومنصوری شکل گرفته است. در سال ۴۰۰ هجری قمری، فردوسی در سن ۷۱ سالگی نسخه جدیدی از شاهنامه را ویرایش کرد.
با وجود حمایت علاقه‌مندان تاریخ و ادبیات کهن در خراسان، فردوسی مورد بی‌مهری زیادی قرار گرفت و در سال‌های پایانی عمرش مهجور ماند. دلیل این مسئله یکی کم لطفی سلطان محمود غزنوی بود و دلیل دیگر آن، شیعه بودن فردوسی است. برای مسلمانان خراسان قبول شیعیان در زمان حیات فردوسی دشوار بود و به همین جهت او را از خود می‌راندند.
@Tabrantoos
فردوسی شاهنامه را با الهام از حس ایران‌دوستی و اخلاق گرایی‌اش سرود و هرگز برای به نظم در آوردن آن رو به تملق از پادشاهان نیاورد. در سال‌های پیری، به‌دلیل تنگدستی و با هدف گسترش و حفظ شاهنامه، با ویرایش بخش‌هایی از آن، به دیدار سلطان محمود غزنوی در غزنین رفت؛ اما سلطان محمود غزنوی شایسته فردوسی با او رفتار نکرد و شاهنامه را سبک شمرد. در بعضی روایت‌ها دلیل مخالفت سلطان محمود غزنوی با فردوسی را به‌دلیل گرایش فردوسی به مذهب شیعه عنوان کرده‌اند. بدگویی و حسادت اطرافیان و اهل دربار سلطان محمود نیز، از دیگر دلایل بی توجهی به فردوسی بیان شده است. بنا بر روایت‌های نقل شده، سلطان محمود قهرمان اساطیری شاهنامه، رستم را بی ارزش توصیف کرد و قهرمانان سپاه خود را از رستم بسیار پهلوان‌تر خواند.
@Tabrantoos
فردوسی از بی اعتنایی سلطان محمود بسیار خشمگین شد و در نکوهش او ابیاتی سرود و سپس دیار غزنین را ترک کرد و در شهرهایی مانند هرات، ری و طبرستان فراری شد.
در نهایت سلطان محمود پس از چند سال از رفتار خود با فردوسی پشیمان شد و برای دلجویی از او، قاصدی را با پاداش به توس فرستاد؛ اما دریغ که قاصد سلطان محمود به مراسم خاکسپاری فردوسی رسید. پس از آن دختر فردوسی هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و باز پس فرستاد.
@Tabrantoos