@shahelafata
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد.
بزرگنمایی:
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد. به نظر می رسد که اصل این جریان را بتوان در اندیشه های باستانی ایران، آیین زرتشتی، جستجو کرد. این جریان در طول بیش از هشت سده ازعمر خود فراز و نشیب های فراوانی داشته است: از عیّاری و راهزنی گرفته تا فتوّت سیاسی و تعاملات بین اصناف و مشاغل. از قرن دوم به بعد که فتوّت با تصوّف در می آمیزد و بسیاری از اهل فضل و فکر به آن رو می کنند فتوّت وارد مرحله جدیدی می شود، در این زمان راهزنی، دزدی و... جای خود را به ارزش های اخلاقی نیک می دهد. با روی کارآمدن ناصر خلیفه عباسی، اشراف به کسوت فتوّت در می آیند و فتوّت واجد تشکیلات و آیین نامه رسمی می شود. پس از تضعیف خلافت، فتوّت مجدداً به جایگاه اصلی خود یعنی اصناف و گروه های مردم باز می گردد .
ارائه تعریفی جامع و مانع از فتوّت کار چندان آسانی نیست چه، این مفهوم یا جریان از آغاز پیدایش در میان اقشار مختلف تا پیوندش با تصوف و دیگر شاخه های عیاری و جوانمردی در هر دوره ای سازوکار و اقتضائات خاص خود را داشته و لذا تعریفی مخصوص از آن کرده اند. فتوت از حیث اصطلاح عبارت است از راه و رسم و آیینی خاص که از قرن ها پیش، حتی قبل از اسلام، در میان ایرانیان طرفدار داشته و نهادهای اجتماعی خاصی برای حمایت و ترویج آن پدید آمده است.(محجوب، جوانمردی و آیین آن، لوئیزن، ص291). اگر به دنبال تعریفی از فتوّت باشیم باید به سراغ میراث مکتوب صوفیه در این باره برویم ، هر چند که تعاریف فتوت همانند تعاریفی که برای تصوف ارائه شده بسیار گسترده و متنوع اند. باری، قدیم ترین اثری که می توان در آن تعریفی از فتوّت جست کتاب "الفتوه" محمدبن ابی المکارم مشهور به ابن معمار حنبلی بغدادی است. او در این کتاب می گوید: و اما در سنت، اخباری در باب فتوّت وارد شده است و گزیده ترین آنها آن است که حضرت امام جعفر صادق(ع) آن را از پدر خویش و سرانجام از جدش روایت کرده است و گوید رسول خدای(ص) گفت جوانمردی امت مرا ده علامت است. گفتند ای رسول خدا آن علامت ها کدام است؟ فرمود: راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت و ترک دروغگویی و بخشودن بر یتیم و دستگیری سائل و بخشیدن آنچه رسیده است و بسیاری احسان و خواندن مهمان و سرهمه آنها حیا است.(ابن معمار حنبلی ، کتاب الفتوه ، صص 3-132).
یکی دیگر از مدارک معتبر و متقدم در باب فتوّت کتاب "قابوس نامه" اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس است. مولف این اثر در باب 44 که به آیین جوانمردی پرداخته درتعریف این اصطلاح می گوید: «...گفته اند اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه هر چه گویی بکنی و دیگر آنکه خلاف راستی نه گویی، سوم آنکه شکیب را کاربندی، زیرا که ره صفتی را که تعلق دارد به جوانمردی به زیر آن سه چیز است(محمد جعفر محجوب، مقدمه فتوت نامه سلطانی، ص 16)
گفتیم که فتوّت در طی تاریخ و به حسب مقتضای احوال اشکال گوناگون یافته است و همین نکته تحقیق در آن را دشوار می کند. ارتباط اهل فتوت نیز با اصناف پیشه وران نه از آن رو بوده است که اصناف مختلف را از یکدیگر جدا نگهدارد بلکه بیشتر از نوع ایجاد پیوند اتصالی بوده است بین اصناف مختلف. زرّین کوب می گوید ابوجعفر یزدانیار در روضه المریدین باب سی و هفتم نقل می کند که از صوفی ای پرسیدند "فتی کیست؟" گفت آنکس که نه در باطن وی دعوی باشد و نه در ظاهرش تصنع و ریا چنان که از آن سر که بین او خداوند هست سینه خودش آگاه نباشد تا به خلق چه رسد.(زرین کوب، جستجودر تصوف ایران، ص 349). گویند که ابوحفص نیشابوری وقتی به عراق رفت آنجا در مجلسی که جنید و سایر صوفیه عراق حاضر بودند صحبت در باب فتوت پیش آمد. چون ابوحفص گفت فتوت عبارت است از انصاف دادن و انصاف ناخواستن، جنید به اصحاب خویش گفت برخیزید که ابوحفص بر آدم و تمام ذریه وی فزونی یافت؛ یعنی در فتوت.(زرین کوب، جستجو، ص 349).
محمدبن منور(قرن ششم) در اسرار التوحید که به احوال و مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر پرداخته است ضمن نقل حکایتی جوانمردی را به این نحو بیان می کند: در آن وقت که شیخ به نیشابور بود به حمام شد. درویشی او را خدمت می کرد و دست بر بازوی شیخ می نهاد و شوخ از پشت شیخ بر بازو جمع می کرد چنان که رسم ایشان است تا آن کس ببیند در میان این خدمت از شیخ سوال کرد که ای شیخ جوانمردی چیست؟ شیخ گفت: آنکه شوخ مرد پیش روی او نیاری. حاضران انصاف بدادند که کسی در این معنی بهتر از این سخنی نگفته است(اسرار التوحید، به تصحیح دکتر زبیح الله صفا، ص 280). سطوح معرفت دینی در عرفان و تصوف در متون مختلف سه سطح دانسته اند: شریعت، طریقت و حقیقت. نجم الدین زرکوب در فتوت نامه اش فتوت را کلید ورود به این سه مرحله می داند(ایرانیکا، محسن زاکری، ذیل جوانمردی).
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد.
بزرگنمایی:
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد. به نظر می رسد که اصل این جریان را بتوان در اندیشه های باستانی ایران، آیین زرتشتی، جستجو کرد. این جریان در طول بیش از هشت سده ازعمر خود فراز و نشیب های فراوانی داشته است: از عیّاری و راهزنی گرفته تا فتوّت سیاسی و تعاملات بین اصناف و مشاغل. از قرن دوم به بعد که فتوّت با تصوّف در می آمیزد و بسیاری از اهل فضل و فکر به آن رو می کنند فتوّت وارد مرحله جدیدی می شود، در این زمان راهزنی، دزدی و... جای خود را به ارزش های اخلاقی نیک می دهد. با روی کارآمدن ناصر خلیفه عباسی، اشراف به کسوت فتوّت در می آیند و فتوّت واجد تشکیلات و آیین نامه رسمی می شود. پس از تضعیف خلافت، فتوّت مجدداً به جایگاه اصلی خود یعنی اصناف و گروه های مردم باز می گردد .
ارائه تعریفی جامع و مانع از فتوّت کار چندان آسانی نیست چه، این مفهوم یا جریان از آغاز پیدایش در میان اقشار مختلف تا پیوندش با تصوف و دیگر شاخه های عیاری و جوانمردی در هر دوره ای سازوکار و اقتضائات خاص خود را داشته و لذا تعریفی مخصوص از آن کرده اند. فتوت از حیث اصطلاح عبارت است از راه و رسم و آیینی خاص که از قرن ها پیش، حتی قبل از اسلام، در میان ایرانیان طرفدار داشته و نهادهای اجتماعی خاصی برای حمایت و ترویج آن پدید آمده است.(محجوب، جوانمردی و آیین آن، لوئیزن، ص291). اگر به دنبال تعریفی از فتوّت باشیم باید به سراغ میراث مکتوب صوفیه در این باره برویم ، هر چند که تعاریف فتوت همانند تعاریفی که برای تصوف ارائه شده بسیار گسترده و متنوع اند. باری، قدیم ترین اثری که می توان در آن تعریفی از فتوّت جست کتاب "الفتوه" محمدبن ابی المکارم مشهور به ابن معمار حنبلی بغدادی است. او در این کتاب می گوید: و اما در سنت، اخباری در باب فتوّت وارد شده است و گزیده ترین آنها آن است که حضرت امام جعفر صادق(ع) آن را از پدر خویش و سرانجام از جدش روایت کرده است و گوید رسول خدای(ص) گفت جوانمردی امت مرا ده علامت است. گفتند ای رسول خدا آن علامت ها کدام است؟ فرمود: راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت و ترک دروغگویی و بخشودن بر یتیم و دستگیری سائل و بخشیدن آنچه رسیده است و بسیاری احسان و خواندن مهمان و سرهمه آنها حیا است.(ابن معمار حنبلی ، کتاب الفتوه ، صص 3-132).
یکی دیگر از مدارک معتبر و متقدم در باب فتوّت کتاب "قابوس نامه" اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس است. مولف این اثر در باب 44 که به آیین جوانمردی پرداخته درتعریف این اصطلاح می گوید: «...گفته اند اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه هر چه گویی بکنی و دیگر آنکه خلاف راستی نه گویی، سوم آنکه شکیب را کاربندی، زیرا که ره صفتی را که تعلق دارد به جوانمردی به زیر آن سه چیز است(محمد جعفر محجوب، مقدمه فتوت نامه سلطانی، ص 16)
گفتیم که فتوّت در طی تاریخ و به حسب مقتضای احوال اشکال گوناگون یافته است و همین نکته تحقیق در آن را دشوار می کند. ارتباط اهل فتوت نیز با اصناف پیشه وران نه از آن رو بوده است که اصناف مختلف را از یکدیگر جدا نگهدارد بلکه بیشتر از نوع ایجاد پیوند اتصالی بوده است بین اصناف مختلف. زرّین کوب می گوید ابوجعفر یزدانیار در روضه المریدین باب سی و هفتم نقل می کند که از صوفی ای پرسیدند "فتی کیست؟" گفت آنکس که نه در باطن وی دعوی باشد و نه در ظاهرش تصنع و ریا چنان که از آن سر که بین او خداوند هست سینه خودش آگاه نباشد تا به خلق چه رسد.(زرین کوب، جستجودر تصوف ایران، ص 349). گویند که ابوحفص نیشابوری وقتی به عراق رفت آنجا در مجلسی که جنید و سایر صوفیه عراق حاضر بودند صحبت در باب فتوت پیش آمد. چون ابوحفص گفت فتوت عبارت است از انصاف دادن و انصاف ناخواستن، جنید به اصحاب خویش گفت برخیزید که ابوحفص بر آدم و تمام ذریه وی فزونی یافت؛ یعنی در فتوت.(زرین کوب، جستجو، ص 349).
محمدبن منور(قرن ششم) در اسرار التوحید که به احوال و مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر پرداخته است ضمن نقل حکایتی جوانمردی را به این نحو بیان می کند: در آن وقت که شیخ به نیشابور بود به حمام شد. درویشی او را خدمت می کرد و دست بر بازوی شیخ می نهاد و شوخ از پشت شیخ بر بازو جمع می کرد چنان که رسم ایشان است تا آن کس ببیند در میان این خدمت از شیخ سوال کرد که ای شیخ جوانمردی چیست؟ شیخ گفت: آنکه شوخ مرد پیش روی او نیاری. حاضران انصاف بدادند که کسی در این معنی بهتر از این سخنی نگفته است(اسرار التوحید، به تصحیح دکتر زبیح الله صفا، ص 280). سطوح معرفت دینی در عرفان و تصوف در متون مختلف سه سطح دانسته اند: شریعت، طریقت و حقیقت. نجم الدین زرکوب در فتوت نامه اش فتوت را کلید ورود به این سه مرحله می داند(ایرانیکا، محسن زاکری، ذیل جوانمردی).
جهان پهلوان تختی، پوریای زمانه
http://www.aparat.com/v/KakJz
http://www.aparat.com/v/KakJz
آپارات
جهان پهلوان تختی، پوریای زمانه
تختی قهرمان بود، قهرمان جهان، المپیک، آسیا، قهرمان کشور، مدال های بی شمار داشت اما آنچه وی را در کسوت جهان پهلوانی نشاند، مدال هایش نبود، بلکه نگاه و منش وی در مواجهه با مردمش بود. روزی که تختی از سکوی المپیک بالا می رفت جهان پهلوان نبود، روزی جهان پهلوان…
مروت از نگاه پهلوان جوانمردی
* جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
*جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
* نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
* آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»
* امتیاز آدمی به عقل اوست و زیبایی او به جوانمردی اش. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی، انسان را از هر گونه پستی باز می دارد. «میزان الحکمه»
* چند چیز بر مروّت آدمی دلالت می کند: تلاش در رواج کارهای خوب، نیکوکاری، منت ننهادن. «میزان الحکمه»
* جوانمردی عبارت است از پرهیز از آنچه که آدمی را زشت می کند و به دست آوردن آنچه که آدمی را زینت می دهد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی دو گونه است: جوانمردی در حضر و جوانمردی در سفر. اما جوانمردی در حضر، تلاوت قرآن و حضور در مساجد و همراهی اهل خیر و دقت در فقه است و اما جوانمردی در سفر، بخشش از توشه سفر و شوخی کردن در غیر آنچه خدا را به خشم می آورد و کاستن از اختلاف نظر با همسفرت و غیبت نکردن از همسفران هنگامی که از آنان جدا شدی. «بحار الانوار»
* جوانمردی، عمل کردن به وعده است. «تصنیف غرر الحکم»
* سه چیز است که عین جوانمردی است: بخشش در حال تنگدستی، تحمل و صبوری بدون آن که انسان زیر بار ذلت برود و خود داری از خواهش و درخواست. «تصنیف غرر الحکم»
* کسی که حقوق دوستان خود را مراعات نکند، و با دشمنان خود با انصاف رفتار نکند، مردانگی ندارد. «تصنیف غرر الحکم»
* مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه»
@shahelafata
* جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
*جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
* نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
* آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»
* امتیاز آدمی به عقل اوست و زیبایی او به جوانمردی اش. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی، انسان را از هر گونه پستی باز می دارد. «میزان الحکمه»
* چند چیز بر مروّت آدمی دلالت می کند: تلاش در رواج کارهای خوب، نیکوکاری، منت ننهادن. «میزان الحکمه»
* جوانمردی عبارت است از پرهیز از آنچه که آدمی را زشت می کند و به دست آوردن آنچه که آدمی را زینت می دهد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی دو گونه است: جوانمردی در حضر و جوانمردی در سفر. اما جوانمردی در حضر، تلاوت قرآن و حضور در مساجد و همراهی اهل خیر و دقت در فقه است و اما جوانمردی در سفر، بخشش از توشه سفر و شوخی کردن در غیر آنچه خدا را به خشم می آورد و کاستن از اختلاف نظر با همسفرت و غیبت نکردن از همسفران هنگامی که از آنان جدا شدی. «بحار الانوار»
* جوانمردی، عمل کردن به وعده است. «تصنیف غرر الحکم»
* سه چیز است که عین جوانمردی است: بخشش در حال تنگدستی، تحمل و صبوری بدون آن که انسان زیر بار ذلت برود و خود داری از خواهش و درخواست. «تصنیف غرر الحکم»
* کسی که حقوق دوستان خود را مراعات نکند، و با دشمنان خود با انصاف رفتار نکند، مردانگی ندارد. «تصنیف غرر الحکم»
* مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه»
@shahelafata
مرشد علی اکبـــــــر قاسمـــــــی
معروف به پهلوان رســــــتم
مدیـــریــــت مجــــموعــه
شـــــــه لا فــــــتـــــی
@shahelafata
معروف به پهلوان رســــــتم
مدیـــریــــت مجــــموعــه
شـــــــه لا فــــــتـــــی
@shahelafata
گزارشی از نبود پل هوایی در بولوار شاهنامه ، خبرهای این هفته منطقه12، گفتگو با نقاش جوان جاهدشهر و گزارشی در روز جوانمردی از ایین فتوت را در شهرارامحله این هفته دنبال کنید
@shahelafata
@shahelafata
گزارشی از آیین جوانمردی برای دوستانی که راهی موزه آئینهای پهلوانی هستند
@shahelafata
@shahelafata
نمایی از موزه آیینهای پهلوانی
@shahelafata
@shahelafata
بازدید ابوالفضل پورعرب بازیگر نام آشنای سینمای ایران
از مراحل آماده سازی تورگردشکری
موزه آیین پهلوانی شه لافتی
در شاهنامه 64
@shahelafata
از مراحل آماده سازی تورگردشکری
موزه آیین پهلوانی شه لافتی
در شاهنامه 64
@shahelafata
وقتي سه راهي فردوسي را به سمت آرامگاه حکیم توس ميروي سمت چپ جاده روستاي معروفي است به نام «چهاربرج»! روستايي که در يکي از وروديهايش از جاده تابلويي خودنمايي ميکند: «ورزشخانه آيينهاي زورخانه اي شه لافتي، طابران توس»! و تابلويي که مسير را به شما نشان ميدهد. مسيري که با توجه به کندهکاريهايي که براي لولهکشي آب بر روي زمين وجود دارد، کمي رفتوآمد را سخت ميکند. چراغ سبزرنگ زورخانه از فاصله دور هم معلوم است. کافي است همان چراغ را نشان کنيد و به سمت يک زورخانه سنتي و قديمي به سبک و سياق زورخانههاي 700 سال پيش رهسپار شويد.
@shahelafata
@shahelafata
بازدید استاد حبیبی از موزه آئینهای پهلوانی @shahelafata
استاد مسعود حبیبی در سال 1340 در كرمانشاه دیده به جهان گشود. در سن 12 سالگی به فراگیری پیانو و سپس دف پرداخت . در سال 1357 به رادیو كرمانشاه دعوت شد و در اركستر رادیو به نواختن پیانو پرداخت و در سال1367همكاری های خود را با رادیو تلویزیون تهران آغاز نمود . او از جمله هنرمندانی است كه در عین حال كه هرگز عقاید و آرمان های اصیل خود را رها نكرده است ، ایده های نوینی را نیز در ذهن پرورده است . او با اركسترها و آنسامبل های مختلفی از جمله اركستر صدا و سیما همكاری دارد و آهنگسازان در اجرای كنسرت های خود از نوازندگی او بهره گرفته اند.از جمله فعالیتهای ایشان همكاری با گروههایی چون صبا ، نوا، عارف، بیدل،میتوان نام برد . همچنین دف نوازی مجموعه سی دی ها وكاست هایی شامل : ولایت عشق ، تنهاترین سردار،امام علی، زورق مهتاب، بوی بهشت، نوبهار، رقص گلها، دشت شقایقها و ... بعهده ایشان می باشد .در سال 1377 با تلاش فراوان از جمع هنرجویان خود گروه دالاهو را تشكیل داده كه حماسه ایران زمین باز تاب زحمات و تجربیات ایشان به همراهی گروه نوازی دالاهو می باشد.استاد مسعود حبیبی شیوه نوین دف نوازی را در 4 جلد جهت اجرای روشهای نوین دف تألیف و تدوین نموده است . میتوان كتابهای شیوه نوین دف نوازی مسعود حبیبی را جامع ترین و كاملترین كتاب دف دانست . در كتب منتشر شده شیوه نوین دف نوازی مسعود حبیبی علایم نوانس به كار برده شده كه نشان دهنده قوت و ضعف هر نت است . استفاده از این علایم نوانس در نواختن سازهای كوبه ای امری حیاتی و غیر اجتناب است . زیرا این سازها فاقد ملودی هستند و جای خالی ملودی باید با برجسته نشان دادن و اجرای صحیح نوانس پر شود كه یكی از اصول اولیه موسیقی می باشد .
@shahelafata
@shahelafata
Forwarded from درج زیرنویس
تصویر مربوط به بازدید استاد حبیبی آقای بامداد فلاحتی(خواننده) به همراه آقای امید حاتمی و آقای امیر بصیری (نوازنده دف)و؟
از موزۀ آئین های پهلوانی
@shahelafata
از موزۀ آئین های پهلوانی
@shahelafata
Forwarded from محله وکيل آباد
جلسه شورای اجتماعی محله وکیل آباد در زورخانه مولای متقیان محله وکیل آباد
با موضوع نمایشگاه دهه فجرو معرفی دستاورد های شورا و ظرفیت های محله
با موضوع نمایشگاه دهه فجرو معرفی دستاورد های شورا و ظرفیت های محله
@shahelafata
اول بهمن زاد روز
حکیم ابوالقاسم فردوسی
شاعر
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
حکیم ابوالقاسم فردوسی در روستای یاز از توابع شهر توس در سال 319 هجری شمسی دیده به جهان گشود. پدرانش دهقان بودند و خودش دهقان زاده، که منظور از دهقان در آن زمان کسانی است که ایرانی تبار بودند و با آداب و رسوم ایرانی بزرگ می شدند و اینان نگهبانان سنت های پیشن بودند.
می دانیم ابوالقاسم کنیه و فردوسی تخلص او بوده است هنوز فردوسی پژوهان بر سر اینکه نام کوچک او و پدرش چه بوده به توافق نرسیده اند.
از نحوه آموزش او و اینکه در چه زمینه های دانش آموخته اطلاع چندانی در دست نیست. اما از درون شاهنامه می توان فهمید که او به ادب و فلسفه فارسی کاملا تسلط داشته و با توجه به شیوه داستان سرایی شاهنامه به احتمال زیاد با کتب و متون یونانی نیز آشنایی داشته است.
در زمان جوانی فردوسی سامانیان حاکمان خراسان بزرگ بودند، آنها به ادب و فرهنگ فارسی عشق می ورزیدند و در گسترش آن کوشا بودند و همچنین یک جنبش میهن پرستی در بین ایرانیان در حال رشد و جوانه زدن بود.
در چنین شرایطی فردوسی تصمیم به نگارش شاهنامه گرفت که براساس داستان های کهن فارسی است، که آن زمان در بین مردم به صورت شفاهی سینه به سینه نقل می شد. البته پیش از فردوسی شاعر دیگر ایرانی دقیقی، شروع به نگارش کتابی به مانند شاهنامه کرده بود که نام آن کتاب "شاهنامه ابو منصوری "است. اما اجل به دقیقی مهلت نداد.در نتیجه فردوسی دست به نگارش این کتاب سترگ زد.
در آغاز نگارش اثر فردوسی سی سال داشت البته پیش از آن هم به گفتن شعر می پرداخت و شاید با توجه به نحوه نگارش شاهنامه، بخش های از آن را پیش از سی سالگی نیز سروده باشد .داستان های شاهنامه به صورت جداگانه نگاشته شده اند،بعد نوشته ها به صورت یک کتاب در آمدهاند.
مدت زمان نگارش اثر هم مشخص نیست. نظامی عروضی و عطار مدت نگارش آن را بیست و پنج سال می دادند، حال آنکه جلال خالقی مطلق مدت زمان آن را سی و پنج سال می داند.
درهر صورت آغاز نگارش شاهنامه در دوران حکومت سامانیان بوده است و پایان اولین ویرایش اثر درست سه سال پس از بر تخت نشستن محمود غزنوی بوده و بعد از آن فردوسی بیست سال دیگرنیز به ویرایش داستان ها و افزودن بخش های مربوط به ساسانیان در شاهنامه مشغول بود و سرانجام در سال 400 هجری قمری کتاب را به صورت شش یا هفت دفتر به دربار سلطان محمود غزنوی می فرستد ، که از طرف سلطان مورد بی مهری قرار می گیرد حتی آنرا باز نمی کند.
براساس چیزی که خود فردوسی گفته است "نکرد اندر این داستان ها نگاه. "
فردوسی این اثر را تنها برای توجه سلطان محمود ننوشته است، اما یکی از اهداف نگارش اثر مورد توجه قرار گرفتن از طرف حاکمان وقت بوده است.
چنانکه نصر بن احمد سامانی یکی از اولین پشتیبانان مالی نگارش شاهنامه بوده و حتی دست نوشته های دقیقی را به فردوسی داده تا به کتاب خود بیفزاید در نتیجه در دیباچه اثر از نصر بن احمد به نیکی سخن رانده شده است.
اما با شکست سامانیان از غزنویان و آمدن حاکمان جدید اندکی فردوسی در دیباچه تغییر داده و مدح سلطان محمود را گفته که با بی توجهی سلطان این بخش را فردوسی حذف کرده است.
فردوسی تمام عمر خود را در همان شهر زادگاهش توس گذراند و جز یکی دو سفر کوتاه به جای دوری مسافرت نکرد.
او شیعه مذهب بود و در ابتدای شاهنامه پس از مدح خداوند و پیامبر، مدح حضرت علی را گفته است.هر چند مدح سایر خلفای راشدین نیز در شاهنامه هست.
سرانجام فردوسی در سال 397 هجری شمسی دیده از جهان فرو بست و اودر باغ خانه اش دفن کردند.
از آن زمان تا حال مقبره او به صورت زیارتگاهی برای اهل ادب و دانش در آمده است و این بنا بار ها بازسازی شده است.
فردوسی نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای جهان شناخته شده است تا حدی که تندیس او در شهر رم ایتالیا نیز ساخته شده است.
روز بیست و پنج اردیبهشت ماه روز بزرگداشت فردوسی در کشور ماست.
لیلا دلارستاقی
@shahelafata
اول بهمن زاد روز
حکیم ابوالقاسم فردوسی
شاعر
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
حکیم ابوالقاسم فردوسی در روستای یاز از توابع شهر توس در سال 319 هجری شمسی دیده به جهان گشود. پدرانش دهقان بودند و خودش دهقان زاده، که منظور از دهقان در آن زمان کسانی است که ایرانی تبار بودند و با آداب و رسوم ایرانی بزرگ می شدند و اینان نگهبانان سنت های پیشن بودند.
می دانیم ابوالقاسم کنیه و فردوسی تخلص او بوده است هنوز فردوسی پژوهان بر سر اینکه نام کوچک او و پدرش چه بوده به توافق نرسیده اند.
از نحوه آموزش او و اینکه در چه زمینه های دانش آموخته اطلاع چندانی در دست نیست. اما از درون شاهنامه می توان فهمید که او به ادب و فلسفه فارسی کاملا تسلط داشته و با توجه به شیوه داستان سرایی شاهنامه به احتمال زیاد با کتب و متون یونانی نیز آشنایی داشته است.
در زمان جوانی فردوسی سامانیان حاکمان خراسان بزرگ بودند، آنها به ادب و فرهنگ فارسی عشق می ورزیدند و در گسترش آن کوشا بودند و همچنین یک جنبش میهن پرستی در بین ایرانیان در حال رشد و جوانه زدن بود.
در چنین شرایطی فردوسی تصمیم به نگارش شاهنامه گرفت که براساس داستان های کهن فارسی است، که آن زمان در بین مردم به صورت شفاهی سینه به سینه نقل می شد. البته پیش از فردوسی شاعر دیگر ایرانی دقیقی، شروع به نگارش کتابی به مانند شاهنامه کرده بود که نام آن کتاب "شاهنامه ابو منصوری "است. اما اجل به دقیقی مهلت نداد.در نتیجه فردوسی دست به نگارش این کتاب سترگ زد.
در آغاز نگارش اثر فردوسی سی سال داشت البته پیش از آن هم به گفتن شعر می پرداخت و شاید با توجه به نحوه نگارش شاهنامه، بخش های از آن را پیش از سی سالگی نیز سروده باشد .داستان های شاهنامه به صورت جداگانه نگاشته شده اند،بعد نوشته ها به صورت یک کتاب در آمدهاند.
مدت زمان نگارش اثر هم مشخص نیست. نظامی عروضی و عطار مدت نگارش آن را بیست و پنج سال می دادند، حال آنکه جلال خالقی مطلق مدت زمان آن را سی و پنج سال می داند.
درهر صورت آغاز نگارش شاهنامه در دوران حکومت سامانیان بوده است و پایان اولین ویرایش اثر درست سه سال پس از بر تخت نشستن محمود غزنوی بوده و بعد از آن فردوسی بیست سال دیگرنیز به ویرایش داستان ها و افزودن بخش های مربوط به ساسانیان در شاهنامه مشغول بود و سرانجام در سال 400 هجری قمری کتاب را به صورت شش یا هفت دفتر به دربار سلطان محمود غزنوی می فرستد ، که از طرف سلطان مورد بی مهری قرار می گیرد حتی آنرا باز نمی کند.
براساس چیزی که خود فردوسی گفته است "نکرد اندر این داستان ها نگاه. "
فردوسی این اثر را تنها برای توجه سلطان محمود ننوشته است، اما یکی از اهداف نگارش اثر مورد توجه قرار گرفتن از طرف حاکمان وقت بوده است.
چنانکه نصر بن احمد سامانی یکی از اولین پشتیبانان مالی نگارش شاهنامه بوده و حتی دست نوشته های دقیقی را به فردوسی داده تا به کتاب خود بیفزاید در نتیجه در دیباچه اثر از نصر بن احمد به نیکی سخن رانده شده است.
اما با شکست سامانیان از غزنویان و آمدن حاکمان جدید اندکی فردوسی در دیباچه تغییر داده و مدح سلطان محمود را گفته که با بی توجهی سلطان این بخش را فردوسی حذف کرده است.
فردوسی تمام عمر خود را در همان شهر زادگاهش توس گذراند و جز یکی دو سفر کوتاه به جای دوری مسافرت نکرد.
او شیعه مذهب بود و در ابتدای شاهنامه پس از مدح خداوند و پیامبر، مدح حضرت علی را گفته است.هر چند مدح سایر خلفای راشدین نیز در شاهنامه هست.
سرانجام فردوسی در سال 397 هجری شمسی دیده از جهان فرو بست و اودر باغ خانه اش دفن کردند.
از آن زمان تا حال مقبره او به صورت زیارتگاهی برای اهل ادب و دانش در آمده است و این بنا بار ها بازسازی شده است.
فردوسی نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای جهان شناخته شده است تا حدی که تندیس او در شهر رم ایتالیا نیز ساخته شده است.
روز بیست و پنج اردیبهشت ماه روز بزرگداشت فردوسی در کشور ماست.
لیلا دلارستاقی
@shahelafata
Forwarded from درج زیرنویس
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
💖زاد روز حکیم ملت دوست فردوسی بزرگ بر همه ایرانیان تهنیت باد💖
@shahelafata
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
💖زاد روز حکیم ملت دوست فردوسی بزرگ بر همه ایرانیان تهنیت باد💖
@shahelafata