@shahelafata
برای #اسطوره ای که خواهد ماند اما تکرار نخواهد شد #دکلمه ای بشنوید با صدای #مسعود فرد منش
@shahelafata
👇👇👇
برای #اسطوره ای که خواهد ماند اما تکرار نخواهد شد #دکلمه ای بشنوید با صدای #مسعود فرد منش
@shahelafata
👇👇👇
گر بر سر نفس خود امیری مردی
بر کور و کر ار نکته نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتادهای بگیری مردی
رودکی
@shahelafata
بر کور و کر ار نکته نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتادهای بگیری مردی
رودکی
@shahelafata
@shahelafata
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد.
بزرگنمایی:
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد. به نظر می رسد که اصل این جریان را بتوان در اندیشه های باستانی ایران، آیین زرتشتی، جستجو کرد. این جریان در طول بیش از هشت سده ازعمر خود فراز و نشیب های فراوانی داشته است: از عیّاری و راهزنی گرفته تا فتوّت سیاسی و تعاملات بین اصناف و مشاغل. از قرن دوم به بعد که فتوّت با تصوّف در می آمیزد و بسیاری از اهل فضل و فکر به آن رو می کنند فتوّت وارد مرحله جدیدی می شود، در این زمان راهزنی، دزدی و... جای خود را به ارزش های اخلاقی نیک می دهد. با روی کارآمدن ناصر خلیفه عباسی، اشراف به کسوت فتوّت در می آیند و فتوّت واجد تشکیلات و آیین نامه رسمی می شود. پس از تضعیف خلافت، فتوّت مجدداً به جایگاه اصلی خود یعنی اصناف و گروه های مردم باز می گردد .
ارائه تعریفی جامع و مانع از فتوّت کار چندان آسانی نیست چه، این مفهوم یا جریان از آغاز پیدایش در میان اقشار مختلف تا پیوندش با تصوف و دیگر شاخه های عیاری و جوانمردی در هر دوره ای سازوکار و اقتضائات خاص خود را داشته و لذا تعریفی مخصوص از آن کرده اند. فتوت از حیث اصطلاح عبارت است از راه و رسم و آیینی خاص که از قرن ها پیش، حتی قبل از اسلام، در میان ایرانیان طرفدار داشته و نهادهای اجتماعی خاصی برای حمایت و ترویج آن پدید آمده است.(محجوب، جوانمردی و آیین آن، لوئیزن، ص291). اگر به دنبال تعریفی از فتوّت باشیم باید به سراغ میراث مکتوب صوفیه در این باره برویم ، هر چند که تعاریف فتوت همانند تعاریفی که برای تصوف ارائه شده بسیار گسترده و متنوع اند. باری، قدیم ترین اثری که می توان در آن تعریفی از فتوّت جست کتاب "الفتوه" محمدبن ابی المکارم مشهور به ابن معمار حنبلی بغدادی است. او در این کتاب می گوید: و اما در سنت، اخباری در باب فتوّت وارد شده است و گزیده ترین آنها آن است که حضرت امام جعفر صادق(ع) آن را از پدر خویش و سرانجام از جدش روایت کرده است و گوید رسول خدای(ص) گفت جوانمردی امت مرا ده علامت است. گفتند ای رسول خدا آن علامت ها کدام است؟ فرمود: راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت و ترک دروغگویی و بخشودن بر یتیم و دستگیری سائل و بخشیدن آنچه رسیده است و بسیاری احسان و خواندن مهمان و سرهمه آنها حیا است.(ابن معمار حنبلی ، کتاب الفتوه ، صص 3-132).
یکی دیگر از مدارک معتبر و متقدم در باب فتوّت کتاب "قابوس نامه" اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس است. مولف این اثر در باب 44 که به آیین جوانمردی پرداخته درتعریف این اصطلاح می گوید: «...گفته اند اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه هر چه گویی بکنی و دیگر آنکه خلاف راستی نه گویی، سوم آنکه شکیب را کاربندی، زیرا که ره صفتی را که تعلق دارد به جوانمردی به زیر آن سه چیز است(محمد جعفر محجوب، مقدمه فتوت نامه سلطانی، ص 16)
گفتیم که فتوّت در طی تاریخ و به حسب مقتضای احوال اشکال گوناگون یافته است و همین نکته تحقیق در آن را دشوار می کند. ارتباط اهل فتوت نیز با اصناف پیشه وران نه از آن رو بوده است که اصناف مختلف را از یکدیگر جدا نگهدارد بلکه بیشتر از نوع ایجاد پیوند اتصالی بوده است بین اصناف مختلف. زرّین کوب می گوید ابوجعفر یزدانیار در روضه المریدین باب سی و هفتم نقل می کند که از صوفی ای پرسیدند "فتی کیست؟" گفت آنکس که نه در باطن وی دعوی باشد و نه در ظاهرش تصنع و ریا چنان که از آن سر که بین او خداوند هست سینه خودش آگاه نباشد تا به خلق چه رسد.(زرین کوب، جستجودر تصوف ایران، ص 349). گویند که ابوحفص نیشابوری وقتی به عراق رفت آنجا در مجلسی که جنید و سایر صوفیه عراق حاضر بودند صحبت در باب فتوت پیش آمد. چون ابوحفص گفت فتوت عبارت است از انصاف دادن و انصاف ناخواستن، جنید به اصحاب خویش گفت برخیزید که ابوحفص بر آدم و تمام ذریه وی فزونی یافت؛ یعنی در فتوت.(زرین کوب، جستجو، ص 349).
محمدبن منور(قرن ششم) در اسرار التوحید که به احوال و مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر پرداخته است ضمن نقل حکایتی جوانمردی را به این نحو بیان می کند: در آن وقت که شیخ به نیشابور بود به حمام شد. درویشی او را خدمت می کرد و دست بر بازوی شیخ می نهاد و شوخ از پشت شیخ بر بازو جمع می کرد چنان که رسم ایشان است تا آن کس ببیند در میان این خدمت از شیخ سوال کرد که ای شیخ جوانمردی چیست؟ شیخ گفت: آنکه شوخ مرد پیش روی او نیاری. حاضران انصاف بدادند که کسی در این معنی بهتر از این سخنی نگفته است(اسرار التوحید، به تصحیح دکتر زبیح الله صفا، ص 280). سطوح معرفت دینی در عرفان و تصوف در متون مختلف سه سطح دانسته اند: شریعت، طریقت و حقیقت. نجم الدین زرکوب در فتوت نامه اش فتوت را کلید ورود به این سه مرحله می داند(ایرانیکا، محسن زاکری، ذیل جوانمردی).
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد.
بزرگنمایی:
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد. به نظر می رسد که اصل این جریان را بتوان در اندیشه های باستانی ایران، آیین زرتشتی، جستجو کرد. این جریان در طول بیش از هشت سده ازعمر خود فراز و نشیب های فراوانی داشته است: از عیّاری و راهزنی گرفته تا فتوّت سیاسی و تعاملات بین اصناف و مشاغل. از قرن دوم به بعد که فتوّت با تصوّف در می آمیزد و بسیاری از اهل فضل و فکر به آن رو می کنند فتوّت وارد مرحله جدیدی می شود، در این زمان راهزنی، دزدی و... جای خود را به ارزش های اخلاقی نیک می دهد. با روی کارآمدن ناصر خلیفه عباسی، اشراف به کسوت فتوّت در می آیند و فتوّت واجد تشکیلات و آیین نامه رسمی می شود. پس از تضعیف خلافت، فتوّت مجدداً به جایگاه اصلی خود یعنی اصناف و گروه های مردم باز می گردد .
ارائه تعریفی جامع و مانع از فتوّت کار چندان آسانی نیست چه، این مفهوم یا جریان از آغاز پیدایش در میان اقشار مختلف تا پیوندش با تصوف و دیگر شاخه های عیاری و جوانمردی در هر دوره ای سازوکار و اقتضائات خاص خود را داشته و لذا تعریفی مخصوص از آن کرده اند. فتوت از حیث اصطلاح عبارت است از راه و رسم و آیینی خاص که از قرن ها پیش، حتی قبل از اسلام، در میان ایرانیان طرفدار داشته و نهادهای اجتماعی خاصی برای حمایت و ترویج آن پدید آمده است.(محجوب، جوانمردی و آیین آن، لوئیزن، ص291). اگر به دنبال تعریفی از فتوّت باشیم باید به سراغ میراث مکتوب صوفیه در این باره برویم ، هر چند که تعاریف فتوت همانند تعاریفی که برای تصوف ارائه شده بسیار گسترده و متنوع اند. باری، قدیم ترین اثری که می توان در آن تعریفی از فتوّت جست کتاب "الفتوه" محمدبن ابی المکارم مشهور به ابن معمار حنبلی بغدادی است. او در این کتاب می گوید: و اما در سنت، اخباری در باب فتوّت وارد شده است و گزیده ترین آنها آن است که حضرت امام جعفر صادق(ع) آن را از پدر خویش و سرانجام از جدش روایت کرده است و گوید رسول خدای(ص) گفت جوانمردی امت مرا ده علامت است. گفتند ای رسول خدا آن علامت ها کدام است؟ فرمود: راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت و ترک دروغگویی و بخشودن بر یتیم و دستگیری سائل و بخشیدن آنچه رسیده است و بسیاری احسان و خواندن مهمان و سرهمه آنها حیا است.(ابن معمار حنبلی ، کتاب الفتوه ، صص 3-132).
یکی دیگر از مدارک معتبر و متقدم در باب فتوّت کتاب "قابوس نامه" اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس است. مولف این اثر در باب 44 که به آیین جوانمردی پرداخته درتعریف این اصطلاح می گوید: «...گفته اند اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه هر چه گویی بکنی و دیگر آنکه خلاف راستی نه گویی، سوم آنکه شکیب را کاربندی، زیرا که ره صفتی را که تعلق دارد به جوانمردی به زیر آن سه چیز است(محمد جعفر محجوب، مقدمه فتوت نامه سلطانی، ص 16)
گفتیم که فتوّت در طی تاریخ و به حسب مقتضای احوال اشکال گوناگون یافته است و همین نکته تحقیق در آن را دشوار می کند. ارتباط اهل فتوت نیز با اصناف پیشه وران نه از آن رو بوده است که اصناف مختلف را از یکدیگر جدا نگهدارد بلکه بیشتر از نوع ایجاد پیوند اتصالی بوده است بین اصناف مختلف. زرّین کوب می گوید ابوجعفر یزدانیار در روضه المریدین باب سی و هفتم نقل می کند که از صوفی ای پرسیدند "فتی کیست؟" گفت آنکس که نه در باطن وی دعوی باشد و نه در ظاهرش تصنع و ریا چنان که از آن سر که بین او خداوند هست سینه خودش آگاه نباشد تا به خلق چه رسد.(زرین کوب، جستجودر تصوف ایران، ص 349). گویند که ابوحفص نیشابوری وقتی به عراق رفت آنجا در مجلسی که جنید و سایر صوفیه عراق حاضر بودند صحبت در باب فتوت پیش آمد. چون ابوحفص گفت فتوت عبارت است از انصاف دادن و انصاف ناخواستن، جنید به اصحاب خویش گفت برخیزید که ابوحفص بر آدم و تمام ذریه وی فزونی یافت؛ یعنی در فتوت.(زرین کوب، جستجو، ص 349).
محمدبن منور(قرن ششم) در اسرار التوحید که به احوال و مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر پرداخته است ضمن نقل حکایتی جوانمردی را به این نحو بیان می کند: در آن وقت که شیخ به نیشابور بود به حمام شد. درویشی او را خدمت می کرد و دست بر بازوی شیخ می نهاد و شوخ از پشت شیخ بر بازو جمع می کرد چنان که رسم ایشان است تا آن کس ببیند در میان این خدمت از شیخ سوال کرد که ای شیخ جوانمردی چیست؟ شیخ گفت: آنکه شوخ مرد پیش روی او نیاری. حاضران انصاف بدادند که کسی در این معنی بهتر از این سخنی نگفته است(اسرار التوحید، به تصحیح دکتر زبیح الله صفا، ص 280). سطوح معرفت دینی در عرفان و تصوف در متون مختلف سه سطح دانسته اند: شریعت، طریقت و حقیقت. نجم الدین زرکوب در فتوت نامه اش فتوت را کلید ورود به این سه مرحله می داند(ایرانیکا، محسن زاکری، ذیل جوانمردی).
جهان پهلوان تختی، پوریای زمانه
http://www.aparat.com/v/KakJz
http://www.aparat.com/v/KakJz
آپارات
جهان پهلوان تختی، پوریای زمانه
تختی قهرمان بود، قهرمان جهان، المپیک، آسیا، قهرمان کشور، مدال های بی شمار داشت اما آنچه وی را در کسوت جهان پهلوانی نشاند، مدال هایش نبود، بلکه نگاه و منش وی در مواجهه با مردمش بود. روزی که تختی از سکوی المپیک بالا می رفت جهان پهلوان نبود، روزی جهان پهلوان…
مروت از نگاه پهلوان جوانمردی
* جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
*جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
* نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
* آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»
* امتیاز آدمی به عقل اوست و زیبایی او به جوانمردی اش. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی، انسان را از هر گونه پستی باز می دارد. «میزان الحکمه»
* چند چیز بر مروّت آدمی دلالت می کند: تلاش در رواج کارهای خوب، نیکوکاری، منت ننهادن. «میزان الحکمه»
* جوانمردی عبارت است از پرهیز از آنچه که آدمی را زشت می کند و به دست آوردن آنچه که آدمی را زینت می دهد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی دو گونه است: جوانمردی در حضر و جوانمردی در سفر. اما جوانمردی در حضر، تلاوت قرآن و حضور در مساجد و همراهی اهل خیر و دقت در فقه است و اما جوانمردی در سفر، بخشش از توشه سفر و شوخی کردن در غیر آنچه خدا را به خشم می آورد و کاستن از اختلاف نظر با همسفرت و غیبت نکردن از همسفران هنگامی که از آنان جدا شدی. «بحار الانوار»
* جوانمردی، عمل کردن به وعده است. «تصنیف غرر الحکم»
* سه چیز است که عین جوانمردی است: بخشش در حال تنگدستی، تحمل و صبوری بدون آن که انسان زیر بار ذلت برود و خود داری از خواهش و درخواست. «تصنیف غرر الحکم»
* کسی که حقوق دوستان خود را مراعات نکند، و با دشمنان خود با انصاف رفتار نکند، مردانگی ندارد. «تصنیف غرر الحکم»
* مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه»
@shahelafata
* جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
*جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
* نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
* آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»
* امتیاز آدمی به عقل اوست و زیبایی او به جوانمردی اش. «تصنیف غرر الحکم»
*جوانمردی، انسان را از هر گونه پستی باز می دارد. «میزان الحکمه»
* چند چیز بر مروّت آدمی دلالت می کند: تلاش در رواج کارهای خوب، نیکوکاری، منت ننهادن. «میزان الحکمه»
* جوانمردی عبارت است از پرهیز از آنچه که آدمی را زشت می کند و به دست آوردن آنچه که آدمی را زینت می دهد. «تصنیف غرر الحکم»
* جوانمردی دو گونه است: جوانمردی در حضر و جوانمردی در سفر. اما جوانمردی در حضر، تلاوت قرآن و حضور در مساجد و همراهی اهل خیر و دقت در فقه است و اما جوانمردی در سفر، بخشش از توشه سفر و شوخی کردن در غیر آنچه خدا را به خشم می آورد و کاستن از اختلاف نظر با همسفرت و غیبت نکردن از همسفران هنگامی که از آنان جدا شدی. «بحار الانوار»
* جوانمردی، عمل کردن به وعده است. «تصنیف غرر الحکم»
* سه چیز است که عین جوانمردی است: بخشش در حال تنگدستی، تحمل و صبوری بدون آن که انسان زیر بار ذلت برود و خود داری از خواهش و درخواست. «تصنیف غرر الحکم»
* کسی که حقوق دوستان خود را مراعات نکند، و با دشمنان خود با انصاف رفتار نکند، مردانگی ندارد. «تصنیف غرر الحکم»
* مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه»
@shahelafata
مرشد علی اکبـــــــر قاسمـــــــی
معروف به پهلوان رســــــتم
مدیـــریــــت مجــــموعــه
شـــــــه لا فــــــتـــــی
@shahelafata
معروف به پهلوان رســــــتم
مدیـــریــــت مجــــموعــه
شـــــــه لا فــــــتـــــی
@shahelafata
گزارشی از نبود پل هوایی در بولوار شاهنامه ، خبرهای این هفته منطقه12، گفتگو با نقاش جوان جاهدشهر و گزارشی در روز جوانمردی از ایین فتوت را در شهرارامحله این هفته دنبال کنید
@shahelafata
@shahelafata
گزارشی از آیین جوانمردی برای دوستانی که راهی موزه آئینهای پهلوانی هستند
@shahelafata
@shahelafata
نمایی از موزه آیینهای پهلوانی
@shahelafata
@shahelafata
بازدید ابوالفضل پورعرب بازیگر نام آشنای سینمای ایران
از مراحل آماده سازی تورگردشکری
موزه آیین پهلوانی شه لافتی
در شاهنامه 64
@shahelafata
از مراحل آماده سازی تورگردشکری
موزه آیین پهلوانی شه لافتی
در شاهنامه 64
@shahelafata
وقتي سه راهي فردوسي را به سمت آرامگاه حکیم توس ميروي سمت چپ جاده روستاي معروفي است به نام «چهاربرج»! روستايي که در يکي از وروديهايش از جاده تابلويي خودنمايي ميکند: «ورزشخانه آيينهاي زورخانه اي شه لافتي، طابران توس»! و تابلويي که مسير را به شما نشان ميدهد. مسيري که با توجه به کندهکاريهايي که براي لولهکشي آب بر روي زمين وجود دارد، کمي رفتوآمد را سخت ميکند. چراغ سبزرنگ زورخانه از فاصله دور هم معلوم است. کافي است همان چراغ را نشان کنيد و به سمت يک زورخانه سنتي و قديمي به سبک و سياق زورخانههاي 700 سال پيش رهسپار شويد.
@shahelafata
@shahelafata
بازدید استاد حبیبی از موزه آئینهای پهلوانی @shahelafata
استاد مسعود حبیبی در سال 1340 در كرمانشاه دیده به جهان گشود. در سن 12 سالگی به فراگیری پیانو و سپس دف پرداخت . در سال 1357 به رادیو كرمانشاه دعوت شد و در اركستر رادیو به نواختن پیانو پرداخت و در سال1367همكاری های خود را با رادیو تلویزیون تهران آغاز نمود . او از جمله هنرمندانی است كه در عین حال كه هرگز عقاید و آرمان های اصیل خود را رها نكرده است ، ایده های نوینی را نیز در ذهن پرورده است . او با اركسترها و آنسامبل های مختلفی از جمله اركستر صدا و سیما همكاری دارد و آهنگسازان در اجرای كنسرت های خود از نوازندگی او بهره گرفته اند.از جمله فعالیتهای ایشان همكاری با گروههایی چون صبا ، نوا، عارف، بیدل،میتوان نام برد . همچنین دف نوازی مجموعه سی دی ها وكاست هایی شامل : ولایت عشق ، تنهاترین سردار،امام علی، زورق مهتاب، بوی بهشت، نوبهار، رقص گلها، دشت شقایقها و ... بعهده ایشان می باشد .در سال 1377 با تلاش فراوان از جمع هنرجویان خود گروه دالاهو را تشكیل داده كه حماسه ایران زمین باز تاب زحمات و تجربیات ایشان به همراهی گروه نوازی دالاهو می باشد.استاد مسعود حبیبی شیوه نوین دف نوازی را در 4 جلد جهت اجرای روشهای نوین دف تألیف و تدوین نموده است . میتوان كتابهای شیوه نوین دف نوازی مسعود حبیبی را جامع ترین و كاملترین كتاب دف دانست . در كتب منتشر شده شیوه نوین دف نوازی مسعود حبیبی علایم نوانس به كار برده شده كه نشان دهنده قوت و ضعف هر نت است . استفاده از این علایم نوانس در نواختن سازهای كوبه ای امری حیاتی و غیر اجتناب است . زیرا این سازها فاقد ملودی هستند و جای خالی ملودی باید با برجسته نشان دادن و اجرای صحیح نوانس پر شود كه یكی از اصول اولیه موسیقی می باشد .
@shahelafata
@shahelafata
Forwarded from درج زیرنویس
تصویر مربوط به بازدید استاد حبیبی آقای بامداد فلاحتی(خواننده) به همراه آقای امید حاتمی و آقای امیر بصیری (نوازنده دف)و؟
از موزۀ آئین های پهلوانی
@shahelafata
از موزۀ آئین های پهلوانی
@shahelafata