@shahelafata
زورخانه، عیارخانه و موزۀ شه لافتی
دارای سن نقالی و شاهنامه خوانی
پذیرایی: دیزی سنگی با سوخت هیزم، انواع و اقسام چایهای گیاهی
مدیر و مؤسس مرشد پهلوان رستم (علی اکبر قاسمی)
نشانی: توس، بلوار شاهنامه، شاهنامۀ 64، چهاربرج
ساعت بازدید: همه روزه صبح 9 تا 13، عصر 16 تا 19
ضمناً سفارش با هماهنگی قبلی پذیرفته می شود.
شماره همراه: 09367662114
پهلوان رستم چهل سال است که در زورخانه سردمدار است. نقّال بین المللی است. در 17 کشور اجرا داشته و لوح تقدیر دریافت کرده است. این مکان را به تنهایی با دست خودش ساخته. برای گذاشتن تیرهای چوبی سقف ابتدا یک طرف آن را روی شانه اش گذاشته و از نردبان برده بالا و جا گذاشته، آنگاه سر دیگر را با طناب بالا کشیده و جا گذاشته است. کاهگلش را با دست خود آماده کرده و دیوارها را از آن اندود کرده است. تک تک اشیاء آن را خودش گرد آورده و نگه داشته. هنوز رادیوی رگال روشن می کند با باتری بزرگ و آنتن چوبی پهن و بلند. می گوید در عیارخانه میداندار صاحب زنگ بود. هر میداندار 10 نوچه و 1 عیّار زیردست خود داشته. اخباری را که مصلحت می دانسته منتشر شود، او به عیّار، عیّار به جارچی و جارچی به چاپارچی می گفته است.
جارچی را ارباب تعیین می کرده و او چاپارچی را.
در عیارخانه جایگاه پهلوانان، اسمی رسمی ها، سادات رضوی و علوی، اربابها در بالادست بوده است.
ناوه کش، آب حوضی، هیزم شکن، حمّال، مقنّی، بنّا در ورودی می نشستند.
مرشد، مدّاح، مطرب، ملّا، شیخ در خروجی می نشستند.
آیین عقد یتیمان و بی کسان در عیّارخانه انجام می شده است. حتّی شب چلّگی را از عیّارخانه می بردند. وجوهات به شیوۀ گلریزان جمع آوری می شده. ورشکسته ها را نیز با همین روش نجات می دادند. آشتی کنان ها در عیّارخانه انجام می شده. گاهی برای تنبیه جوانی را نیز به فلک می بستند.
در عیارخانه همیشه آینه، قرآن، نبات، کله قند و شیرینی موجود بوده و نیز فلک دم دست بوده است.
وقتی با فانوس به شب چراغانی می رفتند، می دانستند در خانه ی جلوی پدربزرگ و مادربزرگ زیر کرسی هستند. پشت آن جلوس خانه بوده که در آنجا مهمانان به زیر کرسی می خزیدند و تا دیروقت کرسی شعر می گفتند.
عیّارخانۀ پهلوان رستم نیز مانند توس کهن چهار دروازه دارد و هزاران نکته و آیین از یاد رفته.
@shahelafata
زورخانه، عیارخانه و موزۀ شه لافتی
دارای سن نقالی و شاهنامه خوانی
پذیرایی: دیزی سنگی با سوخت هیزم، انواع و اقسام چایهای گیاهی
مدیر و مؤسس مرشد پهلوان رستم (علی اکبر قاسمی)
نشانی: توس، بلوار شاهنامه، شاهنامۀ 64، چهاربرج
ساعت بازدید: همه روزه صبح 9 تا 13، عصر 16 تا 19
ضمناً سفارش با هماهنگی قبلی پذیرفته می شود.
شماره همراه: 09367662114
پهلوان رستم چهل سال است که در زورخانه سردمدار است. نقّال بین المللی است. در 17 کشور اجرا داشته و لوح تقدیر دریافت کرده است. این مکان را به تنهایی با دست خودش ساخته. برای گذاشتن تیرهای چوبی سقف ابتدا یک طرف آن را روی شانه اش گذاشته و از نردبان برده بالا و جا گذاشته، آنگاه سر دیگر را با طناب بالا کشیده و جا گذاشته است. کاهگلش را با دست خود آماده کرده و دیوارها را از آن اندود کرده است. تک تک اشیاء آن را خودش گرد آورده و نگه داشته. هنوز رادیوی رگال روشن می کند با باتری بزرگ و آنتن چوبی پهن و بلند. می گوید در عیارخانه میداندار صاحب زنگ بود. هر میداندار 10 نوچه و 1 عیّار زیردست خود داشته. اخباری را که مصلحت می دانسته منتشر شود، او به عیّار، عیّار به جارچی و جارچی به چاپارچی می گفته است.
جارچی را ارباب تعیین می کرده و او چاپارچی را.
در عیارخانه جایگاه پهلوانان، اسمی رسمی ها، سادات رضوی و علوی، اربابها در بالادست بوده است.
ناوه کش، آب حوضی، هیزم شکن، حمّال، مقنّی، بنّا در ورودی می نشستند.
مرشد، مدّاح، مطرب، ملّا، شیخ در خروجی می نشستند.
آیین عقد یتیمان و بی کسان در عیّارخانه انجام می شده است. حتّی شب چلّگی را از عیّارخانه می بردند. وجوهات به شیوۀ گلریزان جمع آوری می شده. ورشکسته ها را نیز با همین روش نجات می دادند. آشتی کنان ها در عیّارخانه انجام می شده. گاهی برای تنبیه جوانی را نیز به فلک می بستند.
در عیارخانه همیشه آینه، قرآن، نبات، کله قند و شیرینی موجود بوده و نیز فلک دم دست بوده است.
وقتی با فانوس به شب چراغانی می رفتند، می دانستند در خانه ی جلوی پدربزرگ و مادربزرگ زیر کرسی هستند. پشت آن جلوس خانه بوده که در آنجا مهمانان به زیر کرسی می خزیدند و تا دیروقت کرسی شعر می گفتند.
عیّارخانۀ پهلوان رستم نیز مانند توس کهن چهار دروازه دارد و هزاران نکته و آیین از یاد رفته.
@shahelafata
👍1
@shahelafata
غلامرضا تختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ در تهران - ۱۷ دی ۱۳۴۶ در تهران) همچنین مشهور به لقب «جهانپهلوان»، کشتیگیر ایرانی و در فرهنگ ورزشی ایران، نماد پهلوانی است.[۱] تختی در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن به همراه امامعلی حبیبی نخستین مدالهای طلای تاریخ ورزش ایران در بازیهای المپیک را کسب کرد. او با یک مدال طلا و دو مدال نقرهٔ المپیک، دو طلا و دو نقرهٔ قهرمانی جهان و یک طلای بازیهای آسیایی در فهرست برترینهای قرن فیلا در جایگاه سیزدهم قرار دارد.[۲] او یکی از سه کشتیگیر ایرانی (در کنار امامعلی حبیبی و عبدالله موحد) است که تصویر آنها در تالار افتخارات فیلا نصب شده است.[۳]
مزار تختی در ابن بابویه شهر ری واقع شدهاست.[۴]
@Shahelafata
غلامرضا تختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ در تهران - ۱۷ دی ۱۳۴۶ در تهران) همچنین مشهور به لقب «جهانپهلوان»، کشتیگیر ایرانی و در فرهنگ ورزشی ایران، نماد پهلوانی است.[۱] تختی در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن به همراه امامعلی حبیبی نخستین مدالهای طلای تاریخ ورزش ایران در بازیهای المپیک را کسب کرد. او با یک مدال طلا و دو مدال نقرهٔ المپیک، دو طلا و دو نقرهٔ قهرمانی جهان و یک طلای بازیهای آسیایی در فهرست برترینهای قرن فیلا در جایگاه سیزدهم قرار دارد.[۲] او یکی از سه کشتیگیر ایرانی (در کنار امامعلی حبیبی و عبدالله موحد) است که تصویر آنها در تالار افتخارات فیلا نصب شده است.[۳]
مزار تختی در ابن بابویه شهر ری واقع شدهاست.[۴]
@Shahelafata
@shahelafata
امروز هفدهم دی ماه روز فتوت و جوانمردی یاد و خاطره جهان پهلوان تختی گرامی باد🌹🌹🌹
@shahelafata
امروز هفدهم دی ماه روز فتوت و جوانمردی یاد و خاطره جهان پهلوان تختی گرامی باد🌹🌹🌹
@shahelafata
@shahelafata
🔸غیرت تختی
از حموم نمره در اومدیم بیرون و نم نم بارون میزد.خانمی جوان و محجبه بساط لیف و جوراب جلوش پهن بود.
رفت جلو بهش سلام کرد و نصف بیشتر لیف و جوراباش رو خرید. تعجب کردم و پرسیدم واسه کی میخری؟ما که الان از حموم اومدیم بیرون!اونم اینهمه...
گفت:تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی داره خرجشو در میاره وگرنه الان میتونست تو یه بغل نرم و یه جای گرم تن فروشی و فاحشگی کنه پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ بشه.
برگشت تو حموم و صدا زد نصرت اینا رو بذار دم دست مردم و بگو استفاده کنن.
"برگی از زندگی جهان پهلوان #تختی
@shahelafata
#فتوت_و_جوانمردی
#جهان_پهلوان_تختی
🔸غیرت تختی
از حموم نمره در اومدیم بیرون و نم نم بارون میزد.خانمی جوان و محجبه بساط لیف و جوراب جلوش پهن بود.
رفت جلو بهش سلام کرد و نصف بیشتر لیف و جوراباش رو خرید. تعجب کردم و پرسیدم واسه کی میخری؟ما که الان از حموم اومدیم بیرون!اونم اینهمه...
گفت:تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی داره خرجشو در میاره وگرنه الان میتونست تو یه بغل نرم و یه جای گرم تن فروشی و فاحشگی کنه پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ بشه.
برگشت تو حموم و صدا زد نصرت اینا رو بذار دم دست مردم و بگو استفاده کنن.
"برگی از زندگی جهان پهلوان #تختی
@shahelafata
#فتوت_و_جوانمردی
#جهان_پهلوان_تختی
@shahelafata
برای #اسطوره ای که خواهد ماند اما تکرار نخواهد شد #دکلمه ای بشنوید با صدای #مسعود فرد منش
@shahelafata
👇👇👇
برای #اسطوره ای که خواهد ماند اما تکرار نخواهد شد #دکلمه ای بشنوید با صدای #مسعود فرد منش
@shahelafata
👇👇👇
گر بر سر نفس خود امیری مردی
بر کور و کر ار نکته نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتادهای بگیری مردی
رودکی
@shahelafata
بر کور و کر ار نکته نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتادهای بگیری مردی
رودکی
@shahelafata
@shahelafata
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد.
بزرگنمایی:
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد. به نظر می رسد که اصل این جریان را بتوان در اندیشه های باستانی ایران، آیین زرتشتی، جستجو کرد. این جریان در طول بیش از هشت سده ازعمر خود فراز و نشیب های فراوانی داشته است: از عیّاری و راهزنی گرفته تا فتوّت سیاسی و تعاملات بین اصناف و مشاغل. از قرن دوم به بعد که فتوّت با تصوّف در می آمیزد و بسیاری از اهل فضل و فکر به آن رو می کنند فتوّت وارد مرحله جدیدی می شود، در این زمان راهزنی، دزدی و... جای خود را به ارزش های اخلاقی نیک می دهد. با روی کارآمدن ناصر خلیفه عباسی، اشراف به کسوت فتوّت در می آیند و فتوّت واجد تشکیلات و آیین نامه رسمی می شود. پس از تضعیف خلافت، فتوّت مجدداً به جایگاه اصلی خود یعنی اصناف و گروه های مردم باز می گردد .
ارائه تعریفی جامع و مانع از فتوّت کار چندان آسانی نیست چه، این مفهوم یا جریان از آغاز پیدایش در میان اقشار مختلف تا پیوندش با تصوف و دیگر شاخه های عیاری و جوانمردی در هر دوره ای سازوکار و اقتضائات خاص خود را داشته و لذا تعریفی مخصوص از آن کرده اند. فتوت از حیث اصطلاح عبارت است از راه و رسم و آیینی خاص که از قرن ها پیش، حتی قبل از اسلام، در میان ایرانیان طرفدار داشته و نهادهای اجتماعی خاصی برای حمایت و ترویج آن پدید آمده است.(محجوب، جوانمردی و آیین آن، لوئیزن، ص291). اگر به دنبال تعریفی از فتوّت باشیم باید به سراغ میراث مکتوب صوفیه در این باره برویم ، هر چند که تعاریف فتوت همانند تعاریفی که برای تصوف ارائه شده بسیار گسترده و متنوع اند. باری، قدیم ترین اثری که می توان در آن تعریفی از فتوّت جست کتاب "الفتوه" محمدبن ابی المکارم مشهور به ابن معمار حنبلی بغدادی است. او در این کتاب می گوید: و اما در سنت، اخباری در باب فتوّت وارد شده است و گزیده ترین آنها آن است که حضرت امام جعفر صادق(ع) آن را از پدر خویش و سرانجام از جدش روایت کرده است و گوید رسول خدای(ص) گفت جوانمردی امت مرا ده علامت است. گفتند ای رسول خدا آن علامت ها کدام است؟ فرمود: راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت و ترک دروغگویی و بخشودن بر یتیم و دستگیری سائل و بخشیدن آنچه رسیده است و بسیاری احسان و خواندن مهمان و سرهمه آنها حیا است.(ابن معمار حنبلی ، کتاب الفتوه ، صص 3-132).
یکی دیگر از مدارک معتبر و متقدم در باب فتوّت کتاب "قابوس نامه" اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس است. مولف این اثر در باب 44 که به آیین جوانمردی پرداخته درتعریف این اصطلاح می گوید: «...گفته اند اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه هر چه گویی بکنی و دیگر آنکه خلاف راستی نه گویی، سوم آنکه شکیب را کاربندی، زیرا که ره صفتی را که تعلق دارد به جوانمردی به زیر آن سه چیز است(محمد جعفر محجوب، مقدمه فتوت نامه سلطانی، ص 16)
گفتیم که فتوّت در طی تاریخ و به حسب مقتضای احوال اشکال گوناگون یافته است و همین نکته تحقیق در آن را دشوار می کند. ارتباط اهل فتوت نیز با اصناف پیشه وران نه از آن رو بوده است که اصناف مختلف را از یکدیگر جدا نگهدارد بلکه بیشتر از نوع ایجاد پیوند اتصالی بوده است بین اصناف مختلف. زرّین کوب می گوید ابوجعفر یزدانیار در روضه المریدین باب سی و هفتم نقل می کند که از صوفی ای پرسیدند "فتی کیست؟" گفت آنکس که نه در باطن وی دعوی باشد و نه در ظاهرش تصنع و ریا چنان که از آن سر که بین او خداوند هست سینه خودش آگاه نباشد تا به خلق چه رسد.(زرین کوب، جستجودر تصوف ایران، ص 349). گویند که ابوحفص نیشابوری وقتی به عراق رفت آنجا در مجلسی که جنید و سایر صوفیه عراق حاضر بودند صحبت در باب فتوت پیش آمد. چون ابوحفص گفت فتوت عبارت است از انصاف دادن و انصاف ناخواستن، جنید به اصحاب خویش گفت برخیزید که ابوحفص بر آدم و تمام ذریه وی فزونی یافت؛ یعنی در فتوت.(زرین کوب، جستجو، ص 349).
محمدبن منور(قرن ششم) در اسرار التوحید که به احوال و مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر پرداخته است ضمن نقل حکایتی جوانمردی را به این نحو بیان می کند: در آن وقت که شیخ به نیشابور بود به حمام شد. درویشی او را خدمت می کرد و دست بر بازوی شیخ می نهاد و شوخ از پشت شیخ بر بازو جمع می کرد چنان که رسم ایشان است تا آن کس ببیند در میان این خدمت از شیخ سوال کرد که ای شیخ جوانمردی چیست؟ شیخ گفت: آنکه شوخ مرد پیش روی او نیاری. حاضران انصاف بدادند که کسی در این معنی بهتر از این سخنی نگفته است(اسرار التوحید، به تصحیح دکتر زبیح الله صفا، ص 280). سطوح معرفت دینی در عرفان و تصوف در متون مختلف سه سطح دانسته اند: شریعت، طریقت و حقیقت. نجم الدین زرکوب در فتوت نامه اش فتوت را کلید ورود به این سه مرحله می داند(ایرانیکا، محسن زاکری، ذیل جوانمردی).
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد.
بزرگنمایی:
فتوت یا جوانمردی جریانی است که ریشه در باورهای کهن مذهبی و منش اخلاقی ایرانیان دارد. به نظر می رسد که اصل این جریان را بتوان در اندیشه های باستانی ایران، آیین زرتشتی، جستجو کرد. این جریان در طول بیش از هشت سده ازعمر خود فراز و نشیب های فراوانی داشته است: از عیّاری و راهزنی گرفته تا فتوّت سیاسی و تعاملات بین اصناف و مشاغل. از قرن دوم به بعد که فتوّت با تصوّف در می آمیزد و بسیاری از اهل فضل و فکر به آن رو می کنند فتوّت وارد مرحله جدیدی می شود، در این زمان راهزنی، دزدی و... جای خود را به ارزش های اخلاقی نیک می دهد. با روی کارآمدن ناصر خلیفه عباسی، اشراف به کسوت فتوّت در می آیند و فتوّت واجد تشکیلات و آیین نامه رسمی می شود. پس از تضعیف خلافت، فتوّت مجدداً به جایگاه اصلی خود یعنی اصناف و گروه های مردم باز می گردد .
ارائه تعریفی جامع و مانع از فتوّت کار چندان آسانی نیست چه، این مفهوم یا جریان از آغاز پیدایش در میان اقشار مختلف تا پیوندش با تصوف و دیگر شاخه های عیاری و جوانمردی در هر دوره ای سازوکار و اقتضائات خاص خود را داشته و لذا تعریفی مخصوص از آن کرده اند. فتوت از حیث اصطلاح عبارت است از راه و رسم و آیینی خاص که از قرن ها پیش، حتی قبل از اسلام، در میان ایرانیان طرفدار داشته و نهادهای اجتماعی خاصی برای حمایت و ترویج آن پدید آمده است.(محجوب، جوانمردی و آیین آن، لوئیزن، ص291). اگر به دنبال تعریفی از فتوّت باشیم باید به سراغ میراث مکتوب صوفیه در این باره برویم ، هر چند که تعاریف فتوت همانند تعاریفی که برای تصوف ارائه شده بسیار گسترده و متنوع اند. باری، قدیم ترین اثری که می توان در آن تعریفی از فتوّت جست کتاب "الفتوه" محمدبن ابی المکارم مشهور به ابن معمار حنبلی بغدادی است. او در این کتاب می گوید: و اما در سنت، اخباری در باب فتوّت وارد شده است و گزیده ترین آنها آن است که حضرت امام جعفر صادق(ع) آن را از پدر خویش و سرانجام از جدش روایت کرده است و گوید رسول خدای(ص) گفت جوانمردی امت مرا ده علامت است. گفتند ای رسول خدا آن علامت ها کدام است؟ فرمود: راستگویی و وفای به عهد و ادای امانت و ترک دروغگویی و بخشودن بر یتیم و دستگیری سائل و بخشیدن آنچه رسیده است و بسیاری احسان و خواندن مهمان و سرهمه آنها حیا است.(ابن معمار حنبلی ، کتاب الفتوه ، صص 3-132).
یکی دیگر از مدارک معتبر و متقدم در باب فتوّت کتاب "قابوس نامه" اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس است. مولف این اثر در باب 44 که به آیین جوانمردی پرداخته درتعریف این اصطلاح می گوید: «...گفته اند اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه هر چه گویی بکنی و دیگر آنکه خلاف راستی نه گویی، سوم آنکه شکیب را کاربندی، زیرا که ره صفتی را که تعلق دارد به جوانمردی به زیر آن سه چیز است(محمد جعفر محجوب، مقدمه فتوت نامه سلطانی، ص 16)
گفتیم که فتوّت در طی تاریخ و به حسب مقتضای احوال اشکال گوناگون یافته است و همین نکته تحقیق در آن را دشوار می کند. ارتباط اهل فتوت نیز با اصناف پیشه وران نه از آن رو بوده است که اصناف مختلف را از یکدیگر جدا نگهدارد بلکه بیشتر از نوع ایجاد پیوند اتصالی بوده است بین اصناف مختلف. زرّین کوب می گوید ابوجعفر یزدانیار در روضه المریدین باب سی و هفتم نقل می کند که از صوفی ای پرسیدند "فتی کیست؟" گفت آنکس که نه در باطن وی دعوی باشد و نه در ظاهرش تصنع و ریا چنان که از آن سر که بین او خداوند هست سینه خودش آگاه نباشد تا به خلق چه رسد.(زرین کوب، جستجودر تصوف ایران، ص 349). گویند که ابوحفص نیشابوری وقتی به عراق رفت آنجا در مجلسی که جنید و سایر صوفیه عراق حاضر بودند صحبت در باب فتوت پیش آمد. چون ابوحفص گفت فتوت عبارت است از انصاف دادن و انصاف ناخواستن، جنید به اصحاب خویش گفت برخیزید که ابوحفص بر آدم و تمام ذریه وی فزونی یافت؛ یعنی در فتوت.(زرین کوب، جستجو، ص 349).
محمدبن منور(قرن ششم) در اسرار التوحید که به احوال و مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر پرداخته است ضمن نقل حکایتی جوانمردی را به این نحو بیان می کند: در آن وقت که شیخ به نیشابور بود به حمام شد. درویشی او را خدمت می کرد و دست بر بازوی شیخ می نهاد و شوخ از پشت شیخ بر بازو جمع می کرد چنان که رسم ایشان است تا آن کس ببیند در میان این خدمت از شیخ سوال کرد که ای شیخ جوانمردی چیست؟ شیخ گفت: آنکه شوخ مرد پیش روی او نیاری. حاضران انصاف بدادند که کسی در این معنی بهتر از این سخنی نگفته است(اسرار التوحید، به تصحیح دکتر زبیح الله صفا، ص 280). سطوح معرفت دینی در عرفان و تصوف در متون مختلف سه سطح دانسته اند: شریعت، طریقت و حقیقت. نجم الدین زرکوب در فتوت نامه اش فتوت را کلید ورود به این سه مرحله می داند(ایرانیکا، محسن زاکری، ذیل جوانمردی).
