تَبِ هِجران
28 subscribers
31 photos
3 links
بی خبر آمدم و ساکن شهر تو شدم...
آه ای عشق زدی خانه خرابم کردی...

#تب_هجران
اشعار #هادی_همتی

اینستاگرام:

https://www.instagram.com/Hadi_Hemmati_sher

تماس با شاعر
@ASMANdarya
Download Telegram
#عشق

حلقه به در می زنی
چه بی خبر می زنی
عشق! به دلها همه
سَرزده سَر می زنی

یک تنه لشکر شدی
فاتح برتر شدی
معرکه می گیری و
زنگ خطر می زنی

روز عیانی عیان
شب تو نهانی نهان
ظهر کمین می کنی
حمله سَحر می زنی

هر دلِ از تو جدا
باخت در این ماجرا
زانکه تو هر گوشه ای
بانگ ظفر می زنی

ای نَفَست زندگی
شخصیت بندگی
تاج سَر عالمی
به عرش پَر می زنی

رنگ تو زیباترین
شأن تو بالاترین
به هر دلی حرف خود
شکل دگر می زنی

بر تو و نامت درود
بی تو جهان را چه سود؟
ثروت دائم تویی...
سکّه ی زَر می زنی

#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
صد جان شیرین میدهم
در پایت ای جانان من

بادا سلامت جان تو
بادا فدایت جان من

قربانی عشق توأم
خونم حلالت نازنین

درد و بلایت میخَرم
ای درد و ای درمان من

#هادی_همتی
@TabeHejran
ضربان دل من ذکر تو را می گوید
هر طرف روی کُنم دیده تو را می جوید

اختیار قَدمی بَر قَدمی نیست مرا
که دو پای نگران راه تو را می پوید

همه گلها بشود پیش کِشِ عشق دگر
جان من هر نَفَسی عطر تو را می بوید

#هادی_همتی
@TabeHejran
خاموش ترین حالت ممکن شده ام من
انگار شدم گُنگ و زبان در دهنم نیست

ای یار که یادی نُکنی از دل تنگم...
با هیچ کسی غیر تو میل سخنم نیست

#هادی_همتی
@TabeHejran
نگاهت می کنم امّا...
نظر بر دیگران داری

بدان ای دلبرِ کافر
به هر آهم گنه کاری!

#هادی_همتی
@TabeHejran
گویند نگاه کردن اَغیار حرام است...
یک لحظه تو را در صف اَغیار ندانم!

جانا تو اگر خویشِ مَنی پَس چه گناهی؟!
بگذار نگاهت کُنم ای روح و روانم...

#هادی_همتی
@TabeHejran
بنازم چشم مَستت را
که با یک تیر مُژگانت

به غارت بُردی از عاشق
دل و دنیا و ایمان را...

#هادی_همتی
@TabeHejran
چه روش پیش بگیرم که شود خَطِّ اَمانی
نَروی از سَر کُویم بنشینی و بمانی

دگران گر که نمانند به دلم نیست بلایی
همه جانها به فدایت تو به غیر از دگرانی

نَتَوان از تو بُرید و نَتَوان بی تو بمانم
که تو در باطن مایی تو مرا شیره ی جانی

به نگاه تو خُمارم همه از شوقِ تو مَستم
چه شود از مِی نابت به لب من بِخُورانی

به چه نرخی بِتَوانم که خریدار تو باشم
که تمنای بزرگی تو همان گنج روانی

#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
همه جوانی ام رفت اگر اندر این جدایی
گُل من سَرت سلامت که چُنین شدم فدایی

دل سودا زده ام را تو به حال خود نهادی
گذری به ما نکردی که همیشه بی وفایی

بجز از وفا نکردم بجز از وفا ندیدی
ستمم نکن که هرگز نَنِموده ام جفایی

نگهم میل ندارد به تماشا مگر اینکه
ز جمال دلربایت بَر من پرده گشایی

زده ام عجب قماری هم تیرها ضرر شد
که برای بُردن تو بِرسیدم به گدایی!!

سَر پیری به که گویم که دلم معرکه دارد
به تمنای وصالت شده چون مرغِ هوایی

#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
نیامدی به سوی من
شدی نَهان زِ روی من
خواندی حدیث عشق را
خارجِ گفتگوی من...

سَر نزدی به کُوی من
لب نزدی سَبوی من
همدم اَغیار شدی
گِل شده آبِ جویِ من

پَریده عَطر و بُوی من
حرام شد وضوی من
تیغِ جفا کشیدی و...
زدی به آبرویِ من!!

#هادی_همتی
@TabeHejran
تو تمام دلبران را...
به کنار در گرفتی
به نَبَرد ماه رویان
ز همه ظَفر گرفتی

همه خَلقْ مات و حیران
که به وصف در نیایی
تو به قامت و شَمایل
ز کجا اثر گرفتی؟!

به گُمان خطا نباشد
که ز حوریان عَرشی
تو صَنم شکن تَرینی
مُژه را تَبر گرفتی...

همه دلبران به عِشوه
دل عاشقان رُبودند
که به پوششی کُشَنده
تو رَه دگر گرفتی...

همه تشنگانِ رویَت
و حریص کیف و لذّت
ز نگاه هرزه دوری
نه ره خطر گرفتی!

به شُکوه بی نظیرت
همه را به بند کردی
دل عاشقان اَسیرت
تو که را نظر گرفتی؟!

#هادی_همتی
@TabeHejran
سَر و سامان دلم رفته به باد
همچو گیسوی پریشان توأم
به کویر دل من آب بده...
جگرم لَک زده عطشان توأم!

یک صمیمانه پیامی بفرست
نیمهْ جانْ را نَفَس تازه بده
حُکم کُن هر چه دلت می طلبد
خط به خط بنده ی فرمان توأم

یاد کُن از دل درمانده ی من
شاد کُن عاشق دلباخته را
گذری کُن سَر کُویم وَ ببین
کُشته و مُرده و قربان توأم

ای نیازِ دلِ سودایی من
به قد و قامت سَرو تو قسم
خوش ندارم که شَوَم عاشق غیر
من اَبد خورده ی زندان توأم

چهره بگشا بنشینم به نگاه
جلوه بنمای که سرمَست شَوَم
شب تاریک مرا روشن کُن...
مُستحقِّ رُخِ تابان توأم...

دو سه پیمانه به من کام بده
تا که از شَهد لَبت سیر شَوَم
زنده کُن باز منِ سوخته را
جگرم لَک زده عطشان توأم!

#هادی_همتی
@TabeHejran
لینک گروه شاعرانه...
واتسآپ.

گزیده ی اشعار بزرگان...
سعدی، حافظ، مولانا، شهریار...

https://chat.whatsapp.com/FqIFGXmCsaGLHhTkr9l8ce
آیینه ای طلب کُن...
تا روی خود ببینی...

وَز حُسن خود بماند...
انگشت در دهانت!!

*سعدی*

https://chat.whatsapp.com/FqIFGXmCsaGLHhTkr9l8ce
ای بانی و ای باعثِ شیدایی من
تنها خروش سینه ی دریایی من

هرگز ندارم باور این دل کندنت را
ای خاطراتت هَمدم تنهایی من

#هادی_همتی
@TabeHejran
عقب ماندم...
از قافله عقب ماندم...
آهسته تر ای ساربان...
ای ساربان آهسته تر...

زمین خوردم...
قدم قدم زمین خوردم...
جا مانده ام از این و آن...
ای ساربان آهسته تر...

لگد خوردم...
از زندگی لگد خوردم...
رحمی به حالِ نیمه جان...
ای ساربان آهسته تر...

شدم خسته...
از عاشقی شدم خسته...
تُندی مُکن با عاشقان...
ای ساربان آهسته تر...

#هادی_همتی
#هادی_همتی
#هادی_همتی
#نوشدارو

پسر رُستم دستان بودم
پَنجه در پَنجه همه زور شدم

هفت اِقلیم جهان شُهره بُدَم
به سِپه سالار مشهور شدم

آه از دشمن و از فتنهٔ او
به نبرد دوست مجبور شدم

چه بگوییم؟ بَد تقدیرم بود
که ز آشنای خود دور شدم

ز نوک خنجر اَجداد خودم
به نبرد تَن به تَن کور شدم

نوشدارو به لبان نرسید
که به دستان پدر گور شدم

#هادی_همتی



@TabeHejran
در چشم سبز آسمان ها، باران شدن را دوست دارم
در قلب دریاهای آبی، مهمان شدن را دوست دارم

مانند یک پروانه ای که، اطراف شعله رقص دارد
در ماجرای دل سپردن، بی جان شدن را دوست دارم

ای دختر تنهای عاشق، وقتی به درد و غم دچاری
در قلب تو تنها دوای، درمان شدن را دوست دارم

عشق تو یعنی پا نهادن، در یک جهان تازه و من
در لحظه های این تولد، گریان شدن را دوست دارم

باشم چو سَر خطِّ خبرها، شهر دل من را بلرزان
وقتی بلای من تو باشی،ویران شدن را دوست دارم

یک دل اسیر قد و بالات، یک دل گرفتار دو چشمت
بین دو راهی که تو باشی، حیران شدن را دوست دارم

میل دلم تنها همین است، که ساکن این خِطّه باشم
در قلب تو یک عمر با خاک،یکسان شدن را دوست دارم

#هادی_همتی
@TabeHejran
#حقیقت

اوّل نشان یک رُخ زیبا...
چشم است، خطّاطی اَبرو نیست

با آن همه هیبت که دارد شیر
هرگز به دلخواهی آهو نیست

اندازه ی حجم دلت مَردی
مَردی به حجم دور بازو نیست

صحرای عشق و خیمه ی عاشق
در سینه جا دارد به پهلو نیست

انگشت بانوهای مصری را
یوسف بُریده کار چاقو نیست

اَصل حقیقت زنده می ماند
راهی به جز مُردن به جادو نیست

#هادی_همتی
@TabeHejran
#دل

ناخدایش می شَوی؟ دل اگر دریا شود!
ساربانش می شوی؟ دل اگر صحرا شود!

ذَرّه ذرّه مال تو، مثل خاک مادری
یار خوبش می شوی؟ دل اگر تنها شود!

روزی از این روزگار، در مسیر عاشقی
آبرویش می شوی؟ دل اگر رُسوا شود!

فرض کُن اَندر مثل، عشق یک کودک بُوَد
مادر او می شوی؟ دل اگر بابا شود!

فکر کُن در شهر تو، چون یتیمی گُم شده
سَرپرستش می شوی؟ دل اگر پیدا شود!

طبق حُکم مِیکده، پیک سنگین می دهد
اَهل مجلس می شوی؟ دل اگر سَقّا شود!

#هادی_همتی


@TabeHejran
دوش خیال روی تو...
شعله به جانِ من کشید...
رنج فراق وانگهی...
بَر دل خسته ام رسید...

آهِ جگر سوزِ مرا...
یاد تو بیدار نِمُود...
شکست بُغض و ترکِشی
حنجره یِ مرا دَرید...

هر شب و روز در نَظر....
خیالِ تو کُشته مرا...
دست بِکش زِ جان من...
ای که نمی شوی پَدید...

سیاهی چشم تو را...
مثل به فال بَد زدم...
نمی شود نگاه تو...
روی مرا کُنَد سفید!

به تیر مُژگان زده ای
صید جگر سوخته را
به مَقتلی که ساختی
در یَمِ خون شدم شهید

#هادی_همتی
@TabeHejran