دگران عیب کنندم زچه بیمار توأم؟
سَرزنش می شنوم تا که خریدار توأم
گر که از دیده من روی تو را سِیر کنند
مسئله حل بشود؛ از چه گرفتار توأم!
نَتَوان دید کسی آنچه مرا عقل دَرید
محو زیبایی پیوسته به تکرار توأم
هفت چرخش بزنم دور و بَرت ای صَنما
کعبه و حج مَنی نقطه ی پَرگار توأم
تار گیسوی تو چون دام بلا خورده گِره
گردن آویز بر آن سلسله ی دار توأم
طالب هر که شوی میل دلت هر چه شود
به کسی دل ندهم من، که فقط یار توأم
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
سَرزنش می شنوم تا که خریدار توأم
گر که از دیده من روی تو را سِیر کنند
مسئله حل بشود؛ از چه گرفتار توأم!
نَتَوان دید کسی آنچه مرا عقل دَرید
محو زیبایی پیوسته به تکرار توأم
هفت چرخش بزنم دور و بَرت ای صَنما
کعبه و حج مَنی نقطه ی پَرگار توأم
تار گیسوی تو چون دام بلا خورده گِره
گردن آویز بر آن سلسله ی دار توأم
طالب هر که شوی میل دلت هر چه شود
به کسی دل ندهم من، که فقط یار توأم
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
قد و بالای تو نازم که بُوَد سَروِ خرامان
جادوی چشم تو نازم که بُوَد مَشعل تابان
هِله صیاد نظر کُن که شَوَم صیدِ نگاهت
خَم اَبروی تو نازم بِکشد تیری زِ مُژگان
شَهد شیرین لب تو عسل و قند بِماند
تار گیسوی تو نازم که بُوَد موجِ پریشان
به رُخ ماه تو بینم دو عَقیقِ یَمنی را
دَهنِ تَنگِ تو نازم که بُوَد غُنچه ی خندان
آفرین، هُنر نَمایی، به کِرشمه دل سِتانی
لفظ شیوای تو نازم که بُوَد لذّت اَلحان
ما به کوی تو اسیریم به مُدارای تو محتاج
دست و بازوی تو نازم که بُوَد حلقهٔ زندان
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
جادوی چشم تو نازم که بُوَد مَشعل تابان
هِله صیاد نظر کُن که شَوَم صیدِ نگاهت
خَم اَبروی تو نازم بِکشد تیری زِ مُژگان
شَهد شیرین لب تو عسل و قند بِماند
تار گیسوی تو نازم که بُوَد موجِ پریشان
به رُخ ماه تو بینم دو عَقیقِ یَمنی را
دَهنِ تَنگِ تو نازم که بُوَد غُنچه ی خندان
آفرین، هُنر نَمایی، به کِرشمه دل سِتانی
لفظ شیوای تو نازم که بُوَد لذّت اَلحان
ما به کوی تو اسیریم به مُدارای تو محتاج
دست و بازوی تو نازم که بُوَد حلقهٔ زندان
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
از مُبارک سَحرِ پاکی که مادر زادم
طالعم بود به وادی جنون اُفتادم
قصه این بود مرا فصل جوانی که رسید
دل به سَروِ قَد و مَه رویی لیلا دادم
همهٔ آب و گِلم ساخته از مِهر ببین
گوهر عشق بُوَد پیکره ی بُنیادم
مَشق کردم همهٔ درس وفاداری را
راه مکتب نگرفته؛ عجبا اُستادم!!
گرچه عاشق بِخورد خون جگر از غم یار
درد را می طلبم وَز غم او دلشادم
تیر مژگان بِکشد صید جگر خسته منم
آفرین بَر نِگهِ نقطه زنِ صیادم...
تار گیسوی پُر از پیچ و خَمش دام بلاست
من نخواهم که زِ این بَند کُنَد آزادم
گر خرابم زِ تمنای وصالش همه دَم...
لیک از دولت عشق سَر به فلک آبادم
#هادی_همتی
@TabeHejran
طالعم بود به وادی جنون اُفتادم
قصه این بود مرا فصل جوانی که رسید
دل به سَروِ قَد و مَه رویی لیلا دادم
همهٔ آب و گِلم ساخته از مِهر ببین
گوهر عشق بُوَد پیکره ی بُنیادم
مَشق کردم همهٔ درس وفاداری را
راه مکتب نگرفته؛ عجبا اُستادم!!
گرچه عاشق بِخورد خون جگر از غم یار
درد را می طلبم وَز غم او دلشادم
تیر مژگان بِکشد صید جگر خسته منم
آفرین بَر نِگهِ نقطه زنِ صیادم...
تار گیسوی پُر از پیچ و خَمش دام بلاست
من نخواهم که زِ این بَند کُنَد آزادم
گر خرابم زِ تمنای وصالش همه دَم...
لیک از دولت عشق سَر به فلک آبادم
#هادی_همتی
@TabeHejran
تمام خانه ی دل را، برایت شستشو کردم
به اُمّید وصال تو، به هر جا رفتی رو کردم
نمی دانی نمی دانی، برای دیدنت جانا
کجاها را کجاها را، به شُوقت جستجو کردم!!
نمی فهمی نمی فهمی،که عمری در فراق تو
چه بُغضِ آتشینی را، ز حسرت در گَلو کردم!!
تویی دینِ منِ کافر، پرستیدم تو را افسوس
چه باطل بود این کارم، نمازی بی وضو کردم!
بُریدم از همه عالَم، فقط مَحضِ نگاه تو...
کُنون من را نمی خواهی، حراج آبرو کردم!
#هادی_همتی
@TabeHejran
به اُمّید وصال تو، به هر جا رفتی رو کردم
نمی دانی نمی دانی، برای دیدنت جانا
کجاها را کجاها را، به شُوقت جستجو کردم!!
نمی فهمی نمی فهمی،که عمری در فراق تو
چه بُغضِ آتشینی را، ز حسرت در گَلو کردم!!
تویی دینِ منِ کافر، پرستیدم تو را افسوس
چه باطل بود این کارم، نمازی بی وضو کردم!
بُریدم از همه عالَم، فقط مَحضِ نگاه تو...
کُنون من را نمی خواهی، حراج آبرو کردم!
#هادی_همتی
@TabeHejran
تَبِ هِجران pinned «. عشق است شرط دارد؛ باید به جان خریدن... لیلا اگر تو باشی... باید جنون بگیرم! #هادی_همتی @TabeHejran»
#عشق
حلقه به در می زنی
چه بی خبر می زنی
عشق! به دلها همه
سَرزده سَر می زنی
یک تنه لشکر شدی
فاتح برتر شدی
معرکه می گیری و
زنگ خطر می زنی
روز عیانی عیان
شب تو نهانی نهان
ظهر کمین می کنی
حمله سَحر می زنی
هر دلِ از تو جدا
باخت در این ماجرا
زانکه تو هر گوشه ای
بانگ ظفر می زنی
ای نَفَست زندگی
شخصیت بندگی
تاج سَر عالمی
به عرش پَر می زنی
رنگ تو زیباترین
شأن تو بالاترین
به هر دلی حرف خود
شکل دگر می زنی
بر تو و نامت درود
بی تو جهان را چه سود؟
ثروت دائم تویی...
سکّه ی زَر می زنی
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
حلقه به در می زنی
چه بی خبر می زنی
عشق! به دلها همه
سَرزده سَر می زنی
یک تنه لشکر شدی
فاتح برتر شدی
معرکه می گیری و
زنگ خطر می زنی
روز عیانی عیان
شب تو نهانی نهان
ظهر کمین می کنی
حمله سَحر می زنی
هر دلِ از تو جدا
باخت در این ماجرا
زانکه تو هر گوشه ای
بانگ ظفر می زنی
ای نَفَست زندگی
شخصیت بندگی
تاج سَر عالمی
به عرش پَر می زنی
رنگ تو زیباترین
شأن تو بالاترین
به هر دلی حرف خود
شکل دگر می زنی
بر تو و نامت درود
بی تو جهان را چه سود؟
ثروت دائم تویی...
سکّه ی زَر می زنی
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
صد جان شیرین میدهم
در پایت ای جانان من
بادا سلامت جان تو
بادا فدایت جان من
قربانی عشق توأم
خونم حلالت نازنین
درد و بلایت میخَرم
ای درد و ای درمان من
#هادی_همتی
@TabeHejran
در پایت ای جانان من
بادا سلامت جان تو
بادا فدایت جان من
قربانی عشق توأم
خونم حلالت نازنین
درد و بلایت میخَرم
ای درد و ای درمان من
#هادی_همتی
@TabeHejran
ضربان دل من ذکر تو را می گوید
هر طرف روی کُنم دیده تو را می جوید
اختیار قَدمی بَر قَدمی نیست مرا
که دو پای نگران راه تو را می پوید
همه گلها بشود پیش کِشِ عشق دگر
جان من هر نَفَسی عطر تو را می بوید
#هادی_همتی
@TabeHejran
هر طرف روی کُنم دیده تو را می جوید
اختیار قَدمی بَر قَدمی نیست مرا
که دو پای نگران راه تو را می پوید
همه گلها بشود پیش کِشِ عشق دگر
جان من هر نَفَسی عطر تو را می بوید
#هادی_همتی
@TabeHejran
خاموش ترین حالت ممکن شده ام من
انگار شدم گُنگ و زبان در دهنم نیست
ای یار که یادی نُکنی از دل تنگم...
با هیچ کسی غیر تو میل سخنم نیست
#هادی_همتی
@TabeHejran
انگار شدم گُنگ و زبان در دهنم نیست
ای یار که یادی نُکنی از دل تنگم...
با هیچ کسی غیر تو میل سخنم نیست
#هادی_همتی
@TabeHejran
گویند نگاه کردن اَغیار حرام است...
یک لحظه تو را در صف اَغیار ندانم!
جانا تو اگر خویشِ مَنی پَس چه گناهی؟!
بگذار نگاهت کُنم ای روح و روانم...
#هادی_همتی
@TabeHejran
یک لحظه تو را در صف اَغیار ندانم!
جانا تو اگر خویشِ مَنی پَس چه گناهی؟!
بگذار نگاهت کُنم ای روح و روانم...
#هادی_همتی
@TabeHejran
بنازم چشم مَستت را
که با یک تیر مُژگانت
به غارت بُردی از عاشق
دل و دنیا و ایمان را...
#هادی_همتی
@TabeHejran
که با یک تیر مُژگانت
به غارت بُردی از عاشق
دل و دنیا و ایمان را...
#هادی_همتی
@TabeHejran
چه روش پیش بگیرم که شود خَطِّ اَمانی
نَروی از سَر کُویم بنشینی و بمانی
دگران گر که نمانند به دلم نیست بلایی
همه جانها به فدایت تو به غیر از دگرانی
نَتَوان از تو بُرید و نَتَوان بی تو بمانم
که تو در باطن مایی تو مرا شیره ی جانی
به نگاه تو خُمارم همه از شوقِ تو مَستم
چه شود از مِی نابت به لب من بِخُورانی
به چه نرخی بِتَوانم که خریدار تو باشم
که تمنای بزرگی تو همان گنج روانی
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
نَروی از سَر کُویم بنشینی و بمانی
دگران گر که نمانند به دلم نیست بلایی
همه جانها به فدایت تو به غیر از دگرانی
نَتَوان از تو بُرید و نَتَوان بی تو بمانم
که تو در باطن مایی تو مرا شیره ی جانی
به نگاه تو خُمارم همه از شوقِ تو مَستم
چه شود از مِی نابت به لب من بِخُورانی
به چه نرخی بِتَوانم که خریدار تو باشم
که تمنای بزرگی تو همان گنج روانی
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
همه جوانی ام رفت اگر اندر این جدایی
گُل من سَرت سلامت که چُنین شدم فدایی
دل سودا زده ام را تو به حال خود نهادی
گذری به ما نکردی که همیشه بی وفایی
بجز از وفا نکردم بجز از وفا ندیدی
ستمم نکن که هرگز نَنِموده ام جفایی
نگهم میل ندارد به تماشا مگر اینکه
ز جمال دلربایت بَر من پرده گشایی
زده ام عجب قماری هم تیرها ضرر شد
که برای بُردن تو بِرسیدم به گدایی!!
سَر پیری به که گویم که دلم معرکه دارد
به تمنای وصالت شده چون مرغِ هوایی
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
گُل من سَرت سلامت که چُنین شدم فدایی
دل سودا زده ام را تو به حال خود نهادی
گذری به ما نکردی که همیشه بی وفایی
بجز از وفا نکردم بجز از وفا ندیدی
ستمم نکن که هرگز نَنِموده ام جفایی
نگهم میل ندارد به تماشا مگر اینکه
ز جمال دلربایت بَر من پرده گشایی
زده ام عجب قماری هم تیرها ضرر شد
که برای بُردن تو بِرسیدم به گدایی!!
سَر پیری به که گویم که دلم معرکه دارد
به تمنای وصالت شده چون مرغِ هوایی
#هـــادی_هـمتـی
@TabeHejran
نیامدی به سوی من
شدی نَهان زِ روی من
خواندی حدیث عشق را
خارجِ گفتگوی من...
سَر نزدی به کُوی من
لب نزدی سَبوی من
همدم اَغیار شدی
گِل شده آبِ جویِ من
پَریده عَطر و بُوی من
حرام شد وضوی من
تیغِ جفا کشیدی و...
زدی به آبرویِ من!!
#هادی_همتی
@TabeHejran
شدی نَهان زِ روی من
خواندی حدیث عشق را
خارجِ گفتگوی من...
سَر نزدی به کُوی من
لب نزدی سَبوی من
همدم اَغیار شدی
گِل شده آبِ جویِ من
پَریده عَطر و بُوی من
حرام شد وضوی من
تیغِ جفا کشیدی و...
زدی به آبرویِ من!!
#هادی_همتی
@TabeHejran
تو تمام دلبران را...
به کنار در گرفتی
به نَبَرد ماه رویان
ز همه ظَفر گرفتی
همه خَلقْ مات و حیران
که به وصف در نیایی
تو به قامت و شَمایل
ز کجا اثر گرفتی؟!
به گُمان خطا نباشد
که ز حوریان عَرشی
تو صَنم شکن تَرینی
مُژه را تَبر گرفتی...
همه دلبران به عِشوه
دل عاشقان رُبودند
که به پوششی کُشَنده
تو رَه دگر گرفتی...
همه تشنگانِ رویَت
و حریص کیف و لذّت
ز نگاه هرزه دوری
نه ره خطر گرفتی!
به شُکوه بی نظیرت
همه را به بند کردی
دل عاشقان اَسیرت
تو که را نظر گرفتی؟!
#هادی_همتی
@TabeHejran
به کنار در گرفتی
به نَبَرد ماه رویان
ز همه ظَفر گرفتی
همه خَلقْ مات و حیران
که به وصف در نیایی
تو به قامت و شَمایل
ز کجا اثر گرفتی؟!
به گُمان خطا نباشد
که ز حوریان عَرشی
تو صَنم شکن تَرینی
مُژه را تَبر گرفتی...
همه دلبران به عِشوه
دل عاشقان رُبودند
که به پوششی کُشَنده
تو رَه دگر گرفتی...
همه تشنگانِ رویَت
و حریص کیف و لذّت
ز نگاه هرزه دوری
نه ره خطر گرفتی!
به شُکوه بی نظیرت
همه را به بند کردی
دل عاشقان اَسیرت
تو که را نظر گرفتی؟!
#هادی_همتی
@TabeHejran
سَر و سامان دلم رفته به باد
همچو گیسوی پریشان توأم
به کویر دل من آب بده...
جگرم لَک زده عطشان توأم!
یک صمیمانه پیامی بفرست
نیمهْ جانْ را نَفَس تازه بده
حُکم کُن هر چه دلت می طلبد
خط به خط بنده ی فرمان توأم
یاد کُن از دل درمانده ی من
شاد کُن عاشق دلباخته را
گذری کُن سَر کُویم وَ ببین
کُشته و مُرده و قربان توأم
ای نیازِ دلِ سودایی من
به قد و قامت سَرو تو قسم
خوش ندارم که شَوَم عاشق غیر
من اَبد خورده ی زندان توأم
چهره بگشا بنشینم به نگاه
جلوه بنمای که سرمَست شَوَم
شب تاریک مرا روشن کُن...
مُستحقِّ رُخِ تابان توأم...
دو سه پیمانه به من کام بده
تا که از شَهد لَبت سیر شَوَم
زنده کُن باز منِ سوخته را
جگرم لَک زده عطشان توأم!
#هادی_همتی
@TabeHejran
همچو گیسوی پریشان توأم
به کویر دل من آب بده...
جگرم لَک زده عطشان توأم!
یک صمیمانه پیامی بفرست
نیمهْ جانْ را نَفَس تازه بده
حُکم کُن هر چه دلت می طلبد
خط به خط بنده ی فرمان توأم
یاد کُن از دل درمانده ی من
شاد کُن عاشق دلباخته را
گذری کُن سَر کُویم وَ ببین
کُشته و مُرده و قربان توأم
ای نیازِ دلِ سودایی من
به قد و قامت سَرو تو قسم
خوش ندارم که شَوَم عاشق غیر
من اَبد خورده ی زندان توأم
چهره بگشا بنشینم به نگاه
جلوه بنمای که سرمَست شَوَم
شب تاریک مرا روشن کُن...
مُستحقِّ رُخِ تابان توأم...
دو سه پیمانه به من کام بده
تا که از شَهد لَبت سیر شَوَم
زنده کُن باز منِ سوخته را
جگرم لَک زده عطشان توأم!
#هادی_همتی
@TabeHejran
لینک گروه شاعرانه...
واتسآپ.
گزیده ی اشعار بزرگان...
سعدی، حافظ، مولانا، شهریار...
https://chat.whatsapp.com/FqIFGXmCsaGLHhTkr9l8ce
واتسآپ.
گزیده ی اشعار بزرگان...
سعدی، حافظ، مولانا، شهریار...
https://chat.whatsapp.com/FqIFGXmCsaGLHhTkr9l8ce
WhatsApp.com
📚 شاعرانه...
WhatsApp Group Invite
آیینه ای طلب کُن...
تا روی خود ببینی...
وَز حُسن خود بماند...
انگشت در دهانت!!
*سعدی*
https://chat.whatsapp.com/FqIFGXmCsaGLHhTkr9l8ce
تا روی خود ببینی...
وَز حُسن خود بماند...
انگشت در دهانت!!
*سعدی*
https://chat.whatsapp.com/FqIFGXmCsaGLHhTkr9l8ce
WhatsApp.com
📚 شاعرانه...
WhatsApp Group Invite
ای بانی و ای باعثِ شیدایی من
تنها خروش سینه ی دریایی من
هرگز ندارم باور این دل کندنت را
ای خاطراتت هَمدم تنهایی من
#هادی_همتی
@TabeHejran
تنها خروش سینه ی دریایی من
هرگز ندارم باور این دل کندنت را
ای خاطراتت هَمدم تنهایی من
#هادی_همتی
@TabeHejran