۱۹ فروردین، سالروز درگذشت صادق هدایت، پدر ادبیات مدرن ایران
@TPortal | پورتال ترجمه
@TPortal | پورتال ترجمه
بوف کور، شناختهشدهترین اثر صادق هدایت تاکنون به زبانهای گوناگونی از جمله فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، سوئدی، اسپانیایی، عبری، چکی، مجارستانی، ترکی و ارمنی ترجمه شده است. نخستین بار روژه لسکو با همکاری هدایت، بوف کور را به فرانسه ترجمه کرد و آن را در سال ۱۹۵۲ (دو سال پس از مرگ هدایت) با عنوان La chouette aveugle در فرانسه منتشر ساخت.
ترجمهی انگلیسی بوف کور نیز با ترجمهی پی. دی. کاستلو با عنوان The Blind Owl در سال ۱۹۵۸ منتشر شد.
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
📙 بوف کور به چند زبان ترجمه شده؟ ↓
🔗 bit.ly/2oct3Ut
.
ترجمهی انگلیسی بوف کور نیز با ترجمهی پی. دی. کاستلو با عنوان The Blind Owl در سال ۱۹۵۸ منتشر شد.
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
📙 بوف کور به چند زبان ترجمه شده؟ ↓
🔗 bit.ly/2oct3Ut
.
jireyeketab.ir
جيرهكتاب - بوف کور به چند زبان ترجمه شده؟
بوف كور صادق هدايت احتمالا در ميان كتابهاي فارسي به بيشترين زبانهاي ديگر دنيا ترجمه شده است. در اين مطلب فهرستي از اين ترجمهها ارائه شده است.
اخلاق و سیاست ترجمه، هانری مشونیک، قسمت پنجم
@TPortal | پورتال ترجمه
@TPortal | پورتال ترجمه
☑️ t.me/tportal
اروپا فرهنگ لانگاژ خود را بر پایهی یونان بنا کرد. در همهی لغتنامههای اروپایی هنوز افلاطون است که تفکر ریتم را شکل میدهد: تعریفی مبتنی بر وزن که ریتم را به وزن تقلیل میدهد، برخلاف نظر ارسطو که میگفت: «اوزان اجزای ریتم هستند». بازنمایی لانگاژ با نشانه را مدیون تفکر یونان باستانیم که با سلسلهی دوگانهانگاریهایش جهانشمول شد، تفکری که صرفاً مبتنی بر دوپارگی بود، تفکر صدا و معنا، شکل و محتوا، تفکری که نشانه را جایگاه سبک میداند، که نشانه را جایگاه هرمنوتیک میداند. اروپا یعنی نشانه؛ در این فرهنگ، نشانه نه یکی از تصورات ممکن از لانگاژ، بلکه سرشت و حقیقت لانگاژ تلقی میشود. اما از دیدگاه دیگری (و به قول سوسور ما دربارهی لانگاژ چیزی جز دیدگاه نداریم)، دیدگاه یکپارگی، یکپارگی بدن-لانگاژ، ریتم-نحو-عروض، یکپارگی معناشناسی متسلسل، نشانه فقط یکی از تصورات ممکن است، تصوری که یکپارگی را از نظر پنهان میکند و نمیگذارد به آن بیندیشیم.
بنابراین نمیگذارد آن را ترجمه کنیم، زیرا هر ترجمهای مستلزم تصوری از لانگاژ است؛ چون آن تصوری که قرنهاست حرف اول را میزند (به حدی که تنها تصوری است که از لحاظ فرهنگی برای ما مأنوس است و دانش علوم لانگاژ که تماماً در دل نشانه جای دارد نیز به آن استحکام میبخشد) تصور نشانه است، پس ترجمهی متعارف ترجمهی نشانه است. اما به محض آنکه تفکر چیزی را ابداع میکند، شعر، اثر ادبی، اثر فلسفی (که البته با گفتار دربارهی شعر و اثر ادبی و اثر فلسفی تفاوت دارد)، آن اثر دیدگاه یکپارگی را به کرسی مینشاند، زیرا اثر تحول یک شکل لانگاژ بهواسطهی یک شکل زندگی و تحول یک شکل زندگی بهواسطهی یک شکل لانگاژ است؛ پس ترجمه بر اساس نشانه در بخشی از وجود خود ناترجمه است، امحاگر است؛ بنابراین، وظیفه و دشواری پیش روی ما تغییر دادن تصور موجود از لانگاژ است، نقد کردن نشانه با توسل به شعر است.
در اروپایی که سنتاً نقطه آغازین آن را جفت آتن و اورشلیم میدانیم (آتن: فلسفه و علم، اورشلیم: امر دینی که خود دوپاره شده است، یونانی، عبری)، طرفه آن است که همان انبوه بودن سنتهای آکادمیک به این سنتها امکان میدهد پنهان کنند که ظرفیت تحول کلیشههای فرهنگی را پنهان میکنند، ظرفیتی که در سامان ریتم آیههای کتاب مقدس حضور دارد بیآنکه کسی به آن گوش دهد؛ زیرا این سامان، سامان یکپارگی در لانگاژ است و گوش فرا دادن به آن ترجمه-نشانه را به ترجمه-شعر تکامل میدهد.
این وظیفهای است که امروز پیش روی ما قرار دارد، وظیفهی فکر کردن و عمل کردن در تاریخ تفکر اروپا از لانگاژ، فکر کردن به آنچه اروپا را ساخت و درعینحال از هم پاشاند.
مثالی زیبا در این زمینه، گفتهی باختین در کتابش دربارهی رابله است، در خصوص ترجمهی لیوبیموف از رابله در سال ۱۹۶۱، هرچند تحلیل نشده است. دوست دارم این جملات را نقل کنم: «میتوان گفت که خوانندهی روسی نخستین بار است که رابله را میخواند، نخستین بار است که صدای خندهاش را میشنود، اگرچه رابله از قرن هجدهم به روسی ترجمه شده بود، آن ترجمهها فقط چکیدههایی جدا جدا بود و هیچ مترجمی به برگردان تازگی و غنای زبان و سبک رابله حتی اندکی نایل نشده بود. این کاری بهغایت دشوار مینمود تا آنجا که گفتند رابله ترجمهناپذیر است [...] به همین دلیل است که در میان بزرگان ادبیات جهان، رابله تنها کسی بود که وارد فرهنگ روسی شده بود، که این فرهنگ آن را در وجود خود جذب نکرده بود (آنچنانکه شکسپیر، سروانتس و دیگران را کرد). این نقیصهای بزرگ بود، زیرا رابله باب عالم عظیم فرهنگ هزلآمیز عامیانه را بر ما میگشاید. اکنون به لطف ترجمهی تحسینبرانگیز لیوبیموف که به طرزی چشمگیر با اصل مطابق است، میتوان گفت که رابله شروع کرده است به روسی سخن گوید، با همان لحن خودمانیاش، با همان گستاخی تقلیدناپذیرش، با همان ذوق پایانناپذیر و عمیقش در هزل. دربارهی اهمیت این رخداد هرچه بگوییم زیاده نگفتهایم.»
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
☑️ قسمت های قبلی:
1⃣ t.me/tportal/1580
2⃣ t.me/tportal/1652
3⃣ t.me/tportal/1720
4⃣ t.me/tportal/1771
.
اروپا فرهنگ لانگاژ خود را بر پایهی یونان بنا کرد. در همهی لغتنامههای اروپایی هنوز افلاطون است که تفکر ریتم را شکل میدهد: تعریفی مبتنی بر وزن که ریتم را به وزن تقلیل میدهد، برخلاف نظر ارسطو که میگفت: «اوزان اجزای ریتم هستند». بازنمایی لانگاژ با نشانه را مدیون تفکر یونان باستانیم که با سلسلهی دوگانهانگاریهایش جهانشمول شد، تفکری که صرفاً مبتنی بر دوپارگی بود، تفکر صدا و معنا، شکل و محتوا، تفکری که نشانه را جایگاه سبک میداند، که نشانه را جایگاه هرمنوتیک میداند. اروپا یعنی نشانه؛ در این فرهنگ، نشانه نه یکی از تصورات ممکن از لانگاژ، بلکه سرشت و حقیقت لانگاژ تلقی میشود. اما از دیدگاه دیگری (و به قول سوسور ما دربارهی لانگاژ چیزی جز دیدگاه نداریم)، دیدگاه یکپارگی، یکپارگی بدن-لانگاژ، ریتم-نحو-عروض، یکپارگی معناشناسی متسلسل، نشانه فقط یکی از تصورات ممکن است، تصوری که یکپارگی را از نظر پنهان میکند و نمیگذارد به آن بیندیشیم.
بنابراین نمیگذارد آن را ترجمه کنیم، زیرا هر ترجمهای مستلزم تصوری از لانگاژ است؛ چون آن تصوری که قرنهاست حرف اول را میزند (به حدی که تنها تصوری است که از لحاظ فرهنگی برای ما مأنوس است و دانش علوم لانگاژ که تماماً در دل نشانه جای دارد نیز به آن استحکام میبخشد) تصور نشانه است، پس ترجمهی متعارف ترجمهی نشانه است. اما به محض آنکه تفکر چیزی را ابداع میکند، شعر، اثر ادبی، اثر فلسفی (که البته با گفتار دربارهی شعر و اثر ادبی و اثر فلسفی تفاوت دارد)، آن اثر دیدگاه یکپارگی را به کرسی مینشاند، زیرا اثر تحول یک شکل لانگاژ بهواسطهی یک شکل زندگی و تحول یک شکل زندگی بهواسطهی یک شکل لانگاژ است؛ پس ترجمه بر اساس نشانه در بخشی از وجود خود ناترجمه است، امحاگر است؛ بنابراین، وظیفه و دشواری پیش روی ما تغییر دادن تصور موجود از لانگاژ است، نقد کردن نشانه با توسل به شعر است.
در اروپایی که سنتاً نقطه آغازین آن را جفت آتن و اورشلیم میدانیم (آتن: فلسفه و علم، اورشلیم: امر دینی که خود دوپاره شده است، یونانی، عبری)، طرفه آن است که همان انبوه بودن سنتهای آکادمیک به این سنتها امکان میدهد پنهان کنند که ظرفیت تحول کلیشههای فرهنگی را پنهان میکنند، ظرفیتی که در سامان ریتم آیههای کتاب مقدس حضور دارد بیآنکه کسی به آن گوش دهد؛ زیرا این سامان، سامان یکپارگی در لانگاژ است و گوش فرا دادن به آن ترجمه-نشانه را به ترجمه-شعر تکامل میدهد.
این وظیفهای است که امروز پیش روی ما قرار دارد، وظیفهی فکر کردن و عمل کردن در تاریخ تفکر اروپا از لانگاژ، فکر کردن به آنچه اروپا را ساخت و درعینحال از هم پاشاند.
مثالی زیبا در این زمینه، گفتهی باختین در کتابش دربارهی رابله است، در خصوص ترجمهی لیوبیموف از رابله در سال ۱۹۶۱، هرچند تحلیل نشده است. دوست دارم این جملات را نقل کنم: «میتوان گفت که خوانندهی روسی نخستین بار است که رابله را میخواند، نخستین بار است که صدای خندهاش را میشنود، اگرچه رابله از قرن هجدهم به روسی ترجمه شده بود، آن ترجمهها فقط چکیدههایی جدا جدا بود و هیچ مترجمی به برگردان تازگی و غنای زبان و سبک رابله حتی اندکی نایل نشده بود. این کاری بهغایت دشوار مینمود تا آنجا که گفتند رابله ترجمهناپذیر است [...] به همین دلیل است که در میان بزرگان ادبیات جهان، رابله تنها کسی بود که وارد فرهنگ روسی شده بود، که این فرهنگ آن را در وجود خود جذب نکرده بود (آنچنانکه شکسپیر، سروانتس و دیگران را کرد). این نقیصهای بزرگ بود، زیرا رابله باب عالم عظیم فرهنگ هزلآمیز عامیانه را بر ما میگشاید. اکنون به لطف ترجمهی تحسینبرانگیز لیوبیموف که به طرزی چشمگیر با اصل مطابق است، میتوان گفت که رابله شروع کرده است به روسی سخن گوید، با همان لحن خودمانیاش، با همان گستاخی تقلیدناپذیرش، با همان ذوق پایانناپذیر و عمیقش در هزل. دربارهی اهمیت این رخداد هرچه بگوییم زیاده نگفتهایم.»
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
☑️ قسمت های قبلی:
1⃣ t.me/tportal/1580
2⃣ t.me/tportal/1652
3⃣ t.me/tportal/1720
4⃣ t.me/tportal/1771
.
Telegram
@TPortal | پورتال ترجمه
﷽
🌐 پورتال ترجمه
🔍 اخبار، معرفے کتاب، کنفرانس و کارگاه، مجلات، فراخوان مقاله، سخنرانے، پادکست، آموزش، نقد و سایر مباحث ترجمه
👥 سمیر حسنوندی، مریم گلچیننژاد
👥 دکتری مطالعات ترجمه
🗓 ۱۶ بهمن ۹۴
💬 ارتباط با ما: @TPInbox
Join 🔜 @TPortal
🌐 پورتال ترجمه
🔍 اخبار، معرفے کتاب، کنفرانس و کارگاه، مجلات، فراخوان مقاله، سخنرانے، پادکست، آموزش، نقد و سایر مباحث ترجمه
👥 سمیر حسنوندی، مریم گلچیننژاد
👥 دکتری مطالعات ترجمه
🗓 ۱۶ بهمن ۹۴
💬 ارتباط با ما: @TPInbox
Join 🔜 @TPortal
▪️انسانها محکوم به نابودی هستند... مگر اینکه یاد بگیرند «زبان» را درک کنند.
▫️نقد فیلم Arrival از زومجی
@TPortal | پورتال ترجمه
▫️نقد فیلم Arrival از زومجی
@TPortal | پورتال ترجمه
...همانطور که به قول لوییس «زبان» جرقهزنندهی تمدن انسانها بود، همان «زبان» است که جلوی آن را از نابودی خواهد گرفت.
انسانها محکوم به نابودی هستند... مگر اینکه یاد بگیرند «زبان» را درک کنند. مگر اینکه یاد بگیرند از زبان نه به عنوان سدی که آنها را از هم جدا میکند، بلکه به عنوان وسیلهای برای ارتباط بر قرار کردن با یکدیگر استفاده کنند.
☑️ نقد کامل فیلم ↓
🔗 http://bit.ly/2oXnBDd
🔍 «ورود»: جدیدترین فیلمی که با موضوع زبان و ترجمه ساخته شده است.
🔗 t.me/tportal/1660
🔍 ۵ حقیقتِ ترجمه در فیلم Arrival
🔗 t.me/tportal/1134
🔍 فیلم Arrival هم اکنون با دوبله اختصاصی ایران فیلم
🔗 t.me/tportal/1737
🔍 فیلمهایی که مترجمها و زبانشناسان باید ببینند.
🔗 t.me/tportal/1635
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
.
انسانها محکوم به نابودی هستند... مگر اینکه یاد بگیرند «زبان» را درک کنند. مگر اینکه یاد بگیرند از زبان نه به عنوان سدی که آنها را از هم جدا میکند، بلکه به عنوان وسیلهای برای ارتباط بر قرار کردن با یکدیگر استفاده کنند.
☑️ نقد کامل فیلم ↓
🔗 http://bit.ly/2oXnBDd
🔍 «ورود»: جدیدترین فیلمی که با موضوع زبان و ترجمه ساخته شده است.
🔗 t.me/tportal/1660
🔍 ۵ حقیقتِ ترجمه در فیلم Arrival
🔗 t.me/tportal/1134
🔍 فیلم Arrival هم اکنون با دوبله اختصاصی ایران فیلم
🔗 t.me/tportal/1737
🔍 فیلمهایی که مترجمها و زبانشناسان باید ببینند.
🔗 t.me/tportal/1635
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
.
زومجی
نقد فیلم Arrival - رسیدن
فیلم Arrival، نامزد بهترین فیلم اسکار 2017، یکی از بهترین علمی-تخیلیهای سالهای اخیر سینمای دنیا است. همراه نقد فیلم زومجی باشید.
ترجمه با توجه به توسعه بازار گردشگری، یادگیری و آموزش زبان های زنده دنیا یا تلاش برای طراحی اپلیکیشن مناسب برای ترجمه همزمان و... فعالیتی است که در آینده نزدیک به اوج خواهد رسید و تا مدتها درآمدزایی خوبی خواهد داشت. متن کامل ↓
🌐 برترینها
🔗 http://bit.ly/2pkTpkT
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
.
🌐 برترینها
🔗 http://bit.ly/2pkTpkT
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
.
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
شغل های پر رونق سال 2017 اعلام شد
شغل های پر رونق سال 2017 اعلام شد.
قسمت دوم: تبارشناسی ترجمه در ایران؛ سیاوش جمادی
@TPortal | پورتال ترجمه
@TPortal | پورتال ترجمه
کارگاه آموزشی «چگونه به بازار ترجمه مطبوعات وارد شویم: ترجمه گام به گام عناوین خبری»؛ ۱۲ اردیبهشت ۹۶، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی
@TPortal | پورتال ترجمه
@TPortal | پورتال ترجمه
💰هزینه شرکت در کارگاه: ۱۵۰۰۰ تومان
☑️ ثبتنام حضوری:
چهارشنبه ۶ و دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۳-۱۲، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، طبقه پنجم، دفتر گروه مترجمی زبان انگلیسی
☑️ ثبت نام غیرحضوری:
☎️ ۰۹۲۱۰۴۷۵۰۱۹
🆔 @Rozhina_taheri
⭕️برگزار کننده: انجمن علمی-دانشجویی مترجمی زبان انگلیسی، دانشگاه علامه طباطبائی
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
☑️ ثبتنام حضوری:
چهارشنبه ۶ و دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۳-۱۲، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، طبقه پنجم، دفتر گروه مترجمی زبان انگلیسی
☑️ ثبت نام غیرحضوری:
☎️ ۰۹۲۱۰۴۷۵۰۱۹
🆔 @Rozhina_taheri
⭕️برگزار کننده: انجمن علمی-دانشجویی مترجمی زبان انگلیسی، دانشگاه علامه طباطبائی
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
دستاورد ترجمه ادبیات داستانی در سالی (۹۵) که گذشت.
قسمت پنجم: ادبیات آلمانیزبان
@TPortal | پورتال ترجمه
قسمت پنجم: ادبیات آلمانیزبان
@TPortal | پورتال ترجمه
☑️ t.me/tportal
امسال چند اثر مهم از ادبیات آلمانیزبان به فارسی ترجمه شد که یکی از آنها رمانی از آلفرد کوبین با عنوان «سوی دیگر» است که با ترجمه علیاصغر حداد در نشر ماهی منتشر شد. کوبین بیش از آنکه بهعنوان نویسنده مطرح باشد بهعنوان طراح و نقاش شناخته میشود و «سوی دیگر» تنها رمان او بهشمار میرود. اما با اینحال این تنها رمان این نویسنده و طراح اتریشی اثری قابلتوجه در ژانر رمان فانتزی است. کوبین در «سوی دیگر» با بهکارگیری عنصر وحشت جهانی فانتزی-ذهنی خلق کرده است.
فرزانه طاهری امسال بار دیگر به سراغ «مسخ» کافکا رفت و ترجمهای دوباره از این شاهکار ادبیات آلمانی بهدست داد. طاهری این ترجمه را براساس نسخه انتقادی نورتن «مسخ» انجام داده است. استنلی کرنگلد،که از کافکاشناسان شناختهشده است، «مسخ» را از آلمانی به انگلیسی برگردانده و به جز خود داستان، مقالههایی مهم درباره آن نیز بهچاپ رسانده است.
امسال کتابی قابلتوجه از اشتفان سوایگ نیز با ترجمه محمود حدادی بهچاپ رسید. «حدیث شطرنج و رساله سیسرو»، عنوان این کتاب است که توسط نشر نیلوفر منتشر شد. «حدیث شطرنج» داستانی خواندنی از سوایگ است و «رساله سیسرو» نیز گفتاری از او درباره زندگی این سخنور کلاسیک رومی است. این داستان و نوشتار، هر دو به دورهای از زندگی سوایگ مربوطاند که او به دلیل جنگ جهانی دوم مجبور به مهاجرت شده و در تبعید زندگی میکند. «حدیث شطرنج» داستانی تمثیلی است که تصویری از بحران یک دوران در آن روایت شده است. این داستان آخرین اثری است که سوایگ قبل از خودکشیاش نوشت.
این اواخر مجموعه داستانی هم با ترجمه حدادی در نشر مرکز بهچاپ رسید. «گدا و دوشیزه مغرور» عنوان این کتاب است که بیستویک داستان آلمانی از قرن هجدهم تا امروز را دربر گرفته است. «زیردست» که از مهمترین آثار هاینریش مان بهشمار میرود نیز از ترجمههای قدیمیتر حدادی است که امسال در نشر ماهی بازچاپ شد.
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
🔽 قسمت های قبلی:
1⃣ ادبیات همسایه
🔗 t.me/tportal/1663
2⃣ ادبیات آمریکای لاتین
🔗 t.me/tportal/1704
3⃣ ادبیات فرانسویزبان
🔗 t.me/tportal/1740
4⃣ ادبیات انگلیسیزبان
🔗 t.me/tportal/1794
.
امسال چند اثر مهم از ادبیات آلمانیزبان به فارسی ترجمه شد که یکی از آنها رمانی از آلفرد کوبین با عنوان «سوی دیگر» است که با ترجمه علیاصغر حداد در نشر ماهی منتشر شد. کوبین بیش از آنکه بهعنوان نویسنده مطرح باشد بهعنوان طراح و نقاش شناخته میشود و «سوی دیگر» تنها رمان او بهشمار میرود. اما با اینحال این تنها رمان این نویسنده و طراح اتریشی اثری قابلتوجه در ژانر رمان فانتزی است. کوبین در «سوی دیگر» با بهکارگیری عنصر وحشت جهانی فانتزی-ذهنی خلق کرده است.
فرزانه طاهری امسال بار دیگر به سراغ «مسخ» کافکا رفت و ترجمهای دوباره از این شاهکار ادبیات آلمانی بهدست داد. طاهری این ترجمه را براساس نسخه انتقادی نورتن «مسخ» انجام داده است. استنلی کرنگلد،که از کافکاشناسان شناختهشده است، «مسخ» را از آلمانی به انگلیسی برگردانده و به جز خود داستان، مقالههایی مهم درباره آن نیز بهچاپ رسانده است.
امسال کتابی قابلتوجه از اشتفان سوایگ نیز با ترجمه محمود حدادی بهچاپ رسید. «حدیث شطرنج و رساله سیسرو»، عنوان این کتاب است که توسط نشر نیلوفر منتشر شد. «حدیث شطرنج» داستانی خواندنی از سوایگ است و «رساله سیسرو» نیز گفتاری از او درباره زندگی این سخنور کلاسیک رومی است. این داستان و نوشتار، هر دو به دورهای از زندگی سوایگ مربوطاند که او به دلیل جنگ جهانی دوم مجبور به مهاجرت شده و در تبعید زندگی میکند. «حدیث شطرنج» داستانی تمثیلی است که تصویری از بحران یک دوران در آن روایت شده است. این داستان آخرین اثری است که سوایگ قبل از خودکشیاش نوشت.
این اواخر مجموعه داستانی هم با ترجمه حدادی در نشر مرکز بهچاپ رسید. «گدا و دوشیزه مغرور» عنوان این کتاب است که بیستویک داستان آلمانی از قرن هجدهم تا امروز را دربر گرفته است. «زیردست» که از مهمترین آثار هاینریش مان بهشمار میرود نیز از ترجمههای قدیمیتر حدادی است که امسال در نشر ماهی بازچاپ شد.
📝 @TPortal | پورتال ترجمه
🔽 قسمت های قبلی:
1⃣ ادبیات همسایه
🔗 t.me/tportal/1663
2⃣ ادبیات آمریکای لاتین
🔗 t.me/tportal/1704
3⃣ ادبیات فرانسویزبان
🔗 t.me/tportal/1740
4⃣ ادبیات انگلیسیزبان
🔗 t.me/tportal/1794
.
Telegram
@TPortal | پورتال ترجمه
﷽
🌐 پورتال ترجمه
🔍 اخبار، معرفے کتاب، کنفرانس و کارگاه، مجلات، فراخوان مقاله، سخنرانے، پادکست، آموزش، نقد و سایر مباحث ترجمه
👥 سمیر حسنوندی، مریم گلچیننژاد
👥 دکتری مطالعات ترجمه
🗓 ۱۶ بهمن ۹۴
💬 ارتباط با ما: @TPInbox
Join 🔜 @TPortal
🌐 پورتال ترجمه
🔍 اخبار، معرفے کتاب، کنفرانس و کارگاه، مجلات، فراخوان مقاله، سخنرانے، پادکست، آموزش، نقد و سایر مباحث ترجمه
👥 سمیر حسنوندی، مریم گلچیننژاد
👥 دکتری مطالعات ترجمه
🗓 ۱۶ بهمن ۹۴
💬 ارتباط با ما: @TPInbox
Join 🔜 @TPortal
@TPortal | پورتال ترجمه
🔸به شیوههای مختلفی میتوان به مرور مجموعهداستانها و رمانهای ترجمهشده در سال ٩٥ پرداخت اما از آنجا که عناوین منتشرشده در این حوزه متعدد و پرشمارند، میتوان در یک تقسیمبندی کلی برخی آثار شاخصتر را مدنظر قرار داد. مثلا میتوان آثاری که اولینبار در این…
داستانهای_۷۲_ملت:_ترجمه_ادبیات.pdf
354.9 KB