@TPortal | پورتال ترجمه
4.05K subscribers
2.54K photos
283 videos
268 files
951 links


🌐 پورتال ترجمه

🔍 اخبار، معرفے کتاب، کنفرانس و کارگاه، مجلات، فراخوان مقاله، سخنرانے، پادکست، آموزش، نقد و سایر مباحث ترجمه

👥 سمیر حسنوندی، مریم گلچین‌‌‌نژاد

👥 دکتری مطالعات ترجمه

🗓 ۱۶ بهمن ۹۴

💬 ارتباط با ما: @TPInbox

Join 🔜 @TPortal
Download Telegram
کارگاه آموزش ترجمه همزمان بر اساس متد دانشگاه لایپزیک؛ ۶ اردیبهشت ۹۶، دانشگاه قم (با همکاری دانشگاه لایپزیک آلمان)، مدرس پروفسور اکهرد شولتز رئیس گروه زبان عربی دانشگاه لایپزیک
@TPortal | پورتال ترجمه
ویژگی‌های یک معلمِ ترجمه خوب؛ دکتر حسین ملانظر، قسمت دوم
@TPortal | پورتال ترجمه
📗 CFP: Routledge Handbook of Translation, Feminism and Gender

👥 Eds. Luise von Flotow (University of Ottawa, Canada) and Hala Kamal (Cairo University, Egypt)

📝 @TPortal | پورتال ترجمه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین هدفون با امکان ترجمه همزمان (۲)

🎬 ویدئوی مرتبط: t.me/tportal/1643

@TPortal | پورتال ترجمه
نشست نقد و بررسی «قرآن کریم با چهار ترجمه کهن»؛ ۲۰ فروردین ۹۶، سرای اهل قلم
@TPortal | پورتال ترجمه
به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، در نشست نقد و بررسی کتاب «قرآن کریم با چهار ترجمه کهن» بهاءالدین خرمشاهی، محمدعلی مهدوی راد و محمد شریفی به عنوان سخنران حضور خواهند داشت.

«قرآن کریم با چهار ترجمه‌ کهن» برگرفته از تفسیر طبری، تفسیر سورآبادی، تفسیر ابوالفتوح رازی و تفسیر کشف‌الاسرار با استخراج و تنظیم محمد شریفی تدوین شده است. این چهار ترجمه‌ متفاوت متعلق به قرن‌های چهارم و ششم هجری است. همه‌ واژه‌های دشوار یا کلمه‌هایی که در ترجمه‌های به‌کاررفته در این اثر نفیس آمده، معنی شده‌اند. بخش‌هایی از ترجمه دارای توضیحاتی است که ترجمه‌ نص قرآن نبوده و به همین دلیل در میان جمله‌ معترضه قرار گرفته است. فهرست‌هایی در انتهای این قرآن ارائه شده که حاصل کوشش زنده‌یاد دکتر محمود رامیار است. قرآن حاضر را «نشر نو» با همکاری نشر «آسیم» در اندازه‌ رحلی منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.

علاقه‌مندان برای حضور در نشست نقد و بررسی کتاب «قرآن کریم با چهار ترجمه کهن» می‌توانند ساعت ۱۷ تا ۱۹ به سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲ مراجعه کنند.

🌐 ب‍ُرنا

🔗 bit.ly/2paVTCh

📝 @TPortal | پورتال ترجمه
.
ترجمه و فهم ما از فلسفه سیاست؛ دکتر سید‌‌جواد طباطبایی
@TPortal | پورتال ترجمه
ترجمه و فهم ما از فلسفه سیاست بسیار ابتدایی است و آنچه ترجمه شده، نیازمند آن است که چندین بار ترجمه شود، نکته دیگر ترجمه چندین باره آثار مقدماتی و ساده و بی‌توجهی به نوشته‌های تفصیلی مهم است.

🎙سخنرانی در نشست «وضعیت فلسفه در ایران»

📘 کتاب تأملی در ترجمه متن‌های اندیشه سیاسی جدید؛ سید جواد طباطبایی:
🔗 t.me/tportal/1087

📙 نقد سید جواد طباطبایی بر ترجمه خشایار دیهیمی:
1⃣ t.me/tportal/1119
2⃣ t.me/tportal/1144
3⃣ t.me/tportal/1350

📝 @TPortal | پورتال ترجمه
مقاله‌ای مفصل از سیدجواد طباطبایی با عنوان «بحثی در رعایت ظرافت‌ها و دقایق زبانی در ترجمه متون اندیشه سیاسی»

🗞فرهنگ امروز، شماره ۴

☑️ لینک خرید:
🌐 bit.ly/2nNsZHm

📝 @TPortal | پورتال ترجمه
معناب «ارهاب» در صدر اسلام؛ مصطفی ملکیان
@TPortal | پورتال ترجمه
▫️در زبان عربی صدر اسلام به ترور، «فتک» گفته میشد و پیامبر فرمودند «لافتک فی الاسلام». در دو قرن اخیر که زبان عربی با تحولات جدی زبانی مواجه شد، به جای فتک قدیم برای ترور از تعبیر «ارهاب» استفاده کردند. و تروریست را «ارهابی» و زن تروریست را «ارهابیه» و خود تروریسم را «ارهابیت» می گویند. بنابراین این ارهاب از ساخته های دو قرن اخیر است. آن وقت شخصی در یک تریبونی گفت که قرآن ترور را تجویز کرده! زیرا فرموده است: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» ترهبون در این آیه را به معنای ارهاب امروزی گرفته است!

▫️در حالی که زبان قرآن و در صدر اسلام «فتک» گفته میشد. این حدیث «لافتک فی الاسلام» را شیعه و سنی نقل کرده اند اما لغت «ارهاب» به معنای ترور نزدیک به هشتاد سال است که در زبان عربی ایجاد شده است. آقای دکتر سعید حجاریان در همان وقت مقاله ای نوشت که مضمونش آن چیزی است که ذکر کردم. «ارهاب» به معنای این است که آماده جنگ باشید و اسباب جنگی خود را آماده کنید. وقتی دشمنان ببینند شما آماده جنگ هستید به وحشت می افتند.

🎙مصطفی ملکیان، راه رهایی از بنیادگرایی

☑️ تطورات معنایی در گذر زمان:
🔗 t.me/tportal/1522

📝 @TPortal | پورتال ترجمه
۱۹ فروردین، سالروز درگذشت صادق هدایت، پدر ادبیات مدرن ایران
@TPortal | پورتال ترجمه
بوف کور، شناخته‌شده‌ترین اثر صادق هدایت تاکنون به زبان‌های گوناگونی از جمله فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، سوئدی، اسپانیایی، عبری، چکی، مجارستانی، ترکی و ارمنی ترجمه شده است. نخستین بار روژه لسکو با همکاری هدایت، بوف کور را به فرانسه ترجمه کرد و آن را در سال ۱۹۵۲ (دو سال پس از مرگ هدایت) با عنوان La chouette aveugle در فرانسه منتشر ساخت.

ترجمه‌ی انگلیسی بوف کور نیز با ترجمه‌ی پی. دی. کاستلو با عنوان The Blind Owl در سال ۱۹۵۸ منتشر شد.

📝 @TPortal | پورتال ترجمه

📙 بوف کور به چند زبان ترجمه شده؟ ↓

🔗 bit.ly/2oct3Ut
.
روی جلد بوف کور با طراحی صادق هدایت
@TPortal | پورتال ترجمه
اخلاق و سیاست ترجمه، هانری مشونیک، قسمت پنجم
@TPortal | پورتال ترجمه
☑️ t.me/tportal

اروپا ‌فرهنگ‌ لانگاژ ‌خود ‌را ‌بر ‌پایه‌ی یونان ‌بنا ‌کرد. ‌در ‌همه‌ی ‌‌لغت‌نامه‌های‌ اروپایی ‌هنوز ‌افلاطون ‌است‌ که ‌تفکر ‌ریتم ‌را‌ شکل‌ می‌دهد: تعریفی ‌مبتنی ‌بر ‌وزن که ‌ریتم ‌را ‌به ‌وزن ‌تقلیل ‌می‌دهد، برخلاف‌ نظر ‌ارسطو ‌که ‌می‌گفت: «اوزان ‌اجزای ریتم هستند». بازنمایی ‌لانگاژ‌ با‌ نشانه ‌را ‌مدیون ‌تفکر ‌یونان ‌باستانیم‌ که با ‌سلسله‌ی دوگانه‌انگاری‌هایش جهان‌شمول‌ شد، ‌تفکری که‌ صرفاً مبتنی ‌بر ‌دوپارگی ‌بود، تفکر ‌صدا ‌و ‌معنا، شکل ‌و ‌محتوا، تفکری که ‌نشانه ‌را ‌جایگاه ‌سبک‌ می‌داند، ‌که ‌نشانه ‌را‌ جایگاه ‌هرمنوتیک‌ می‌داند. اروپا ‌یعنی ‌نشانه؛ در ‌این ‌فرهنگ، نشانه ‌نه ‌یکی ‌از تصورات ‌ممکن ‌از ‌لانگاژ، بلکه ‌سرشت ‌و ‌حقیقت‌ لانگاژ‌ ‌تلقی ‌می‌شود. اما ‌از ‌دیدگاه‌ دیگری (و ‌به ‌قول ‌سوسور ‌ما ‌درباره‌ی لانگاژ ‌چیزی ‌جز ‌دیدگاه ‌نداریم)، دیدگاه ‌یک‌پارگی، یک‌پارگی‌ بدن-لانگاژ، ریتم-‌نحو-عروض، یک‌پارگی ‌معناشناسی ‌متسلسل، ‌نشانه ‌فقط ‌یکی ‌از ‌تصورات ‌ممکن ‌است، تصوری که ‌یک‌پارگی‌ را ‌از نظر ‌پنهان ‌می‌کند ‌و ‌نمی‌گذارد ‌به ‌آن ‌بیندیشیم.

 بنابراین ‌نمی‌گذارد ‌آن ‌را ‌‌ترجمه‌ کنیم، زیرا ‌هر ترجمه‌ای مستلزم ‌تصوری ‌از ‌لانگاژ ‌است؛ چون ‌آن‌ تصوری ‌که ‌قرن‌هاست‌ حرف ‌اول ‌را ‌می‌زند (به ‌حدی که‌ تنها ‌تصوری است‌ که‌ از ‌لحاظ ‌فرهنگی ‌برای ‌ما ‌مأنوس ‌است ‌و ‌دانش ‌علوم ‌لانگاژ ‌که ‌تماماً در ‌دل‌ نشانه ‌جای ‌دارد نیز‌ به ‌آن ‌استحکام ‌می‌بخشد) ‌تصور ‌نشانه ‌است، پس‌ ترجمه‌ی متعارف‌ ترجمه‌ی نشانه ‌است. اما ‌به ‌محض‌ آنکه ‌‌تفکر ‌چیزی ‌را ‌ابداع ‌می‌کند، شعر، اثر ‌ادبی، اثر ‌فلسفی‌ (که ‌البته ‌‌با ‌گفتار ‌درباره‌ی شعر ‌و‌ اثر ‌ادبی ‌و‌ اثر ‌فلسفی ‌تفاوت ‌دارد)، آن‌ اثر ‌دیدگاه ‌یک‌پارگی‌ را‌ به‌ کرسی‌ می‌نشاند، زیرا‌ اثر‌ تحول ‌یک‌ شکل‌ لانگاژ ‌به‌واسطه‌ی یک ‌شکل ‌زندگی ‌و ‌تحول ‌یک ‌شکل ‌زندگی ‌به‌واسطه‌ی یک ‌شکل ‌لانگاژ‌ است؛ پس‌ ترجمه ‌بر اساس‌ نشانه ‌در ‌بخشی ‌از‌ وجود خود ‌ناترجمه ‌است، امحاگر ‌است؛ بنابراین، ‌وظیفه ‌و ‌دشواری ‌پیش روی ‌ما ‌تغییر دادن تصور موجود ‌از ‌لانگاژ ‌است، نقد ‌کردن نشانه ‌با ‌توسل‌ به ‌شعر‌ است.

در ‌اروپایی که‌ سنتاً نقطه‌ آغازین‌ آن‌ را‌ جفت‌ آتن ‌و‌ اورشلیم ‌‌می‌دانیم (آتن: فلسفه ‌و‌ علم، اورشلیم: امر ‌دینی که ‌خود‌ دوپاره ‌شده ‌است، یونانی، عبری)، طرفه ‌آن‌ است‌ که همان ‌انبوه ‌بودن سنت‌های ‌آکادمیک‌ به‌ این ‌سنت‌ها‌ امکان‌ می‌دهد‌ پنهان ‌کنند ‌که ‌ظرفیت ‌تحول ‌کلیشه‌های ‌فرهنگی ‌را‌ پنهان ‌می‌کنند، ظرفیتی که‌ در ‌سامان ‌ریتم ‌آیه‌های‌ کتاب‌ مقدس‌ حضور ‌دارد ‌بی‌آنکه ‌کسی‌ به ‌آن ‌گوش‌ دهد؛ زیرا ‌این‌ سامان، ‌سامان ‌یک‌پارگی‌ در ‌لانگاژ ‌است ‌و ‌گوش‌ فرا دادن ‌به ‌آن ‌ترجمه-نشانه ‌را‌ به ‌ترجمه-شعر ‌تکامل ‌می‌دهد.

این ‌وظیفه‌ای ‌است ‌که ‌امروز ‌پیش روی ‌ما ‌قرار ‌دارد، ‌وظیفه‌ی فکر ‌کردن ‌و ‌عمل ‌کردن ‌در ‌تاریخ تفکر اروپا ‌از‌ لانگاژ، فکر ‌کردن‌ به آنچه ‌اروپا ‌را ‌ساخت‌ و‌ درعین‌حال ‌از هم پاشاند.

 مثالی‌ زیبا ‌در ‌این ‌زمینه، ‌گفته‌ی ‌باختین ‌در ‌کتابش ‌درباره‌ی رابله ‌است، ‌در خصوص‌ ترجمه‌ی لیوبیموف‌ از ‌رابله ‌در‌ سال ‌۱۹۶۱، ‌هرچند ‌تحلیل ‌نشده ‌است. دوست ‌دارم ‌این ‌جملات ‌را ‌نقل ‌کنم: «می‌توان ‌گفت ‌که ‌خواننده‌ی روسی‌ نخستین بار ‌است‌ که‌ رابله ‌را ‌می‌خواند، نخستین بار ‌است‌ که‌ ‌صدای ‌خنده‌اش‌ را ‌می‌شنود، اگرچه ‌رابله‌ از ‌قرن ‌هجدهم‌ به ‌روسی ‌ترجمه ‌شده ‌بود، آن‌ ترجمه‌ها ‌فقط ‌چکیده‌هایی ‌جدا ‌جدا ‌بود ‌و‌ هیچ ‌مترجمی ‌به ‌برگردان ‌تازگی ‌و‌ غنای ‌زبان‌ و ‌سبک‌ رابله حتی ‌اندکی ‌نایل ‌نشده ‌بود. این ‌کاری ‌به‌غایت ‌دشوار ‌می‌نمود تا آنجا که ‌گفتند ‌رابله ‌ترجمه‌ناپذیر ‌است‌ [...] به ‌همین ‌دلیل ‌است‌ که ‌در میان ‌بزرگان ‌ادبیات ‌جهان، ‌رابله ‌تنها کسی‌ بود ‌که ‌وارد ‌فرهنگ ‌روسی ‌شده ‌بود، ‌که‌ این ‌فرهنگ‌ آن را در‌ وجود ‌خود ‌جذب ‌نکرده ‌بود (آن‌چنان‌که ‌شکسپیر، سروانتس ‌و ‌دیگران ‌را ‌کرد). این ‌نقیصه‌ای‌ بزرگ ‌بود، زیرا ‌رابله ‌باب ‌عالم ‌عظیم ‌فرهنگ ‌هزل‌آمیز ‌عامیانه ‌را ‌بر ‌ما ‌می‌گشاید. ‌اکنون ‌به لطف ترجمه‌ی تحسین‌برانگیز ‌لیوبیموف‌ که ‌به طرزی‌ چشمگیر ‌با ‌اصل ‌مطابق‌ است، ‌می‌توان ‌گفت ‌که ‌رابله ‌شروع ‌کرده ‌است ‌به‌ روسی ‌سخن ‌گوید، ‌با ‌همان ‌لحن ‌خودمانی‌اش، با ‌همان ‌گستاخی ‌تقلیدناپذیرش، با‌ همان‌ ذوق‌ پایان‌ناپذیر ‌و ‌عمیقش‌ در هزل. درباره‌ی اهمیت ‌این ‌رخداد ‌هر‌چه ‌بگوییم ‌زیاده ‌نگفته‌ایم.»

📝 @TPortal | پورتال ترجمه

☑️ قسمت های قبلی:

1⃣ t.me/tportal/1580

2⃣ t.me/tportal/1652

3⃣ t.me/tportal/1720

4⃣ t.me/tportal/1771
.
▪️انسان‌ها محکوم به نابودی هستند... مگر اینکه یاد بگیرند «زبان» را درک کنند.

▫️نقد فیلم Arrival از زومجی

@TPortal | پورتال ترجمه