انجمن علمی دانشجویان داروسازی تبریز
425 subscribers
624 photos
79 videos
20 files
219 links
Download Telegram
🔹️امروز و پس از پایان عزاداری اربعین در حسینیه امام خمینی، دانشجویان نماز ظهر و عصر خود را به امامت رهبر انقلاب اقامه کردند. بین نماز ظهر و عصر، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دقایق کوتاهی برای دانشجویان عزادار از «ثبات قدم در راه خدا» سخن گفتند:

🔹من در برنامه‌ی امروز عرایضی ندارم؛ الحمدلله استفاده کردید،‌ همه شنیدید، من هم مثل شما شنیدم و بهره بردم. به‌هرحال این دیدارها،‌ این اجتماعات، این یادآوری‌ها من و شما را بایستی در راهی که در پیش داریم تقویت کند. عزم ما را ثابت کند، ثاقب کند.

🔹در دعا میخوانید اللّهمّ ارزُقنی علماً واسعاً و عزماً ثاقباً... عزم و اراده‌ی محکم و پایدار داشته باشیم در این راه. راه، راه درستی است؛ هدف، هدف بسیار والایی است و اقدام جوانهای امروز، مردم امروز، برادران و خواهران ما، در حرکت در این راهِ مبارک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، ان‌شاءالله حرکت محبوبِ الهی است، مرضیِّ الهی است؛ منتها آنچه مهم است و همه‌مان باید در نظر داشته باشیم، ثبات در این راه است؛ ثبات در این راه!

🔹در دو جای قرآن «استقم» دارد؛ استقامت کردن یعنی ثبات ورزیدن در این راه و تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار نگرفتن. راه،‌ راه همواری نیست؛ راه خدا، راه تلاش در راه خدا، راه اقامه‌ی حق و عدل، راه رسیدن به تمدّن اسلامی و نظام حقیقی اسلامی و جامعه‌ی اسلامی، راه دشواری است؛ راهی است که پیغمبران در این راه به زحمت حرکت کردند و پیش رفتند.

🔹امروز بحمدالله ملّت ایران وقتی به پشت سر خود نگاه میکند، موفّقیّت‌های فراوانی را میبیند. پیشِ‌رو هم همین‌جور؛ پیشِ‌رو هم کاملاً امیدبخش و خوش‌عاقبت است؛ در این هیچ تردیدی نیست. منتها راه،‌ راهِ همواری نیست؛ راه پرپیچ و خمی است، راه پرفراز و نشیبی است، راهی است که بعضی‌ها ممکن است در این راه به‌خاطر برخورد با عوامل نامساعد، از عزم و اراده‌شان کاسته بشود؛ سعی‌تان این باشد که از عزم و اراده‌تان در این راه کاسته نشود.
منبع:مفدا
@TPSSA
پست اینستاگرام همسر شهید مدافع حرم وحید فرهنگی
@TPSSA
انجمن علمی دانشجویان داروسازی تبریز
پست اینستاگرام همسر شهید مدافع حرم وحید فرهنگی @TPSSA
با اینکه کانال ،مختص مطالب تخصصی علمی و صنفی داروسازی و اطلاع رسانی برنامه هاست ولی واقعا حیفم اومد این پست رو نزارم.... البته دور از اهداف کانال هم نیست چرا که وقتی همچین صحنه هایی از مردانگی و جان بر کفی و اخلاص رو میبینیم ، وقتی میبینم که ی عده جوون پاک اون ور مرزها دارن میجنگن برای کشور و اعتقاداتمون و خونوادشون همچین سعه صدر و رفتار زیبایی رو از خودشون نشون میدن حواسمون بیشتر جمع میشه که تو هر جایگاه و شغلی که هستیم کمتر غفلت کنیم و قدم در مسیر حق بزاریم تا شرمندشون نباشیم. ان شا الله

وحید داداش عزیز...
خوشا به حالت که با داشتن همسری با این طرز تفکر زیبا هم در این دنیا خوشبخت و سعادتمند بودی و هم با شهادتت، در آخرت محشور با ائمه...
شهادتت مبارک❤️🌺
آقا برای دیدن من نسخه ای بپیچ...
چندیست که استخوان دلم درد میکند...
🌺اللهم عجل لولیک الفرج🌺

@TPSSA
هر شب ، یک مطلب در مورد یکی از افتخار آفرینان دانش داروسازی کشور ،پروفسور برزگر جلالی، که در ویژه نامه "خانه پزشک من" به چاپ رسیده است در کانال قرار خواهد گرفت.
زندگینامه استاد
1⃣
زندگینامه استاد
2⃣
زندگینامه استاد
3⃣
زندگینامه استاد
4⃣
💢 بررسی چالش‌های طرح تحول نظام سلامت، زنجیره تامین دارویی و نقش داروسازان💢

🗓 سه شنبه ۲۳ آبان

🕒ساعت ۱۵ الی ۱۸

📍آمفی تئاتر دانشکده داروسازی شهید بهشتی
انتصاب بجا و شایسته پروفسور جویبان،جزو 1 درصد دانشمندان برتر جهان،به سمت معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی تبریز را تبریک عرض نموده و دوام توفیقاتشان را از درگاه ایزد منان مسئلت داریم.
@TPSSA
پروفسور برزگر جلالی از دیدگاه دکتر سیاهی1⃣
نشریه کشوری پزشک من
پروفسور برزگر جلالی از دیدگاه دکتر سیاهی2⃣
نشریه کشوری پزشک من
پروفسور برزگر جلالی از دیدگاه دکتر سیاهی3⃣
نشریه کشوری پزشک من
🔹نامه یکی از دانشجویان داروسازی دانشگاه تهران

📝 سلام جناب معارف

▫️دقيقا نمي دونم اونجا چه وقت و ساعتي از روزه، اما هر وقتي كه هست، وقتتون بخير!
احتمالا شما منو نمي شناسين، اما من شما رو خوب مي شناسم .وقتي كه شما از دانشجوهاي دانشگاه تهران بودين من يه نوجوون ١٤-١٥ ساله با سوداي دانشگاه تهران بودم. راستش روزگار حسرت خوردن من به بچه هاي دانشگاه تهران گذشت و من هم داروسازي دانشگاه تهران قبول شدم. يه چند ترمي همه چيز داشت خوب پيش مي رفت كه درگير يه مشكل بزرگ خانوادگي شدم. حالا ديگه خودم در حدي از داروسازي ياد گرفته بودم كه بفهمم حال بدم ديگه جنبه بيماري داره، با مشورت استاد روان پزشكي دانشگاه، داروي خط اول ضد افسردگي رو شروع كردم. جواب نداد ... خط دوم، جواب نداد، خط بعدي ...

▫️دقيقا پارسال همين موقع ها بود كه استاد داروي ضد افسردگي بيماران مقاوم به درمان رو پيشنهاد داد و بعد گفت فكر مي كنم بيش از اين از داروها نمي شه توقع داشت! و من تو يه عصر باروني پاييزي به شيشه بخار كرده كلينيك روان پزشكي خيره شده بودم و فكر مي كردم خدايا ٢٣ سالگي براي كيس مقاوم به درمان افسردگي شدن زود نبود؟؟؟

▫️چند روز بعد از طرف يكي از بچه هاي دانشگاه به يك گروه امدادي براي سفر اربعين به كربلا دعوت شدم ... هيچ وقت دلم نمي خواست سفر اربعين رو تجربه كنم، شلوغي و ازدحام و بهداشت و هزار و يك مشكل ديگه هيچ جذابيتي نداشت ... اما قبول كردم، شايد فقط براي اينكه چند روز از اين شرايط رها بشم ... روزي كه رفتم فقط كوله پشتي رو برداشتم و درو پشت سرم بستم و از خودم پرسيدم تو اين اوضاع كربلا رفتنت چيه؟؟؟ شايد دلم مي خواست هرگز به اين دنياي تلخي كه داشتم برنگردم ...

▫️روز اول، روز دوم، روز سوم ... و من مات اين بودم كه چرا حالم خوبه؟؟؟ چرا مشكلاتم حتي يادم نيست؟؟؟ خدايا يعني توي اين دنياي پر زرق و برق، با اين همه امكانات و علم و ... آرامش گمشده من تو بيابون هاي يه كشور جهان سومي جنگ زده بود؟؟؟

▫️من بودم و هزاران هزار آدم ديگه اي كه واسه خودشون و زندگي شون هزار جور برنامه و ايدئولوژي داشتن ولي همشو رها كرده بودن و سر به بيابوناي بي آب و علف اين كشور گذاشته بودند و از هر كسي كه مي پرسيدي چرا؟؟؟ نمي تونست توضيح بده، فقط از يك چيز شيرين حرف مي زد، از يك چيز فوق العاده، از يك حسي كه عشق و ارادت و محبت براي توصيفش خيلي كمه ...

▫️مثل من كه الان نمي تونم دقيقا توضيح بدم كه بعدش زندگي برام چه شكلي شد، نمي تونم بگم حالم چرا خوب شد، نمي تونم بگم چقدر خوب شد، در حالي كه مشكلات حل نشد، هنوزم حل نشدن ولي اينقدر در نظر من و در مقايسه با حال خوب من كوچيك به نظر ميان كه نمي تونن حال منو بد كنن ...

▫️احساس كردم بايد اينارو بگم چون حرفه و شغل و انسانيتم ايجاب مي كنه، چون تو اون سوگندنامه اي كه چند هفته پيش تو جلسه دفاع خوندم، سوگند خوردم كه از هيچ چيزي براي بهتر كردن حال آدم ها فروگذار نكنم ... پس بايد بگم علاوه بر علم و معادلات نوشته شده تو كتابا، يه سري چيزاي ديگه هم وجود دارن كه حال آدما رو خوب مي كنن ...

▫️من بالاخره يه روزي يه case report تو يكي از ژورنال هاي بزرگ داروسازي چاپ مي كنم و توش مفصل توضيح ميدم كه تو قرن ٢١ يه نفرى توي اين شهر حالش بد بود، خيلي بد بود و هيچ كدوم از چيزهاي نوشته شده تو اين همه رفرنس و مقاله و كتاب داروسازي نتونست بهش كمك كنه ... شايدم اصلا با همه اونايي كه اين راهو رفتن و حس عميق و شيرينشو چشيدن بزرگ ترين clinical trial دنيا رو چاپ كردم ...