𝗺𝘆 𝘄𝗿𝗶𝘁𝗶𝗻𝗴𝘀
54 subscribers
5 photos
1 video
16 links
همه چیز اینجا دلیه، پس به دل نگیرید...
راستی این کانال تابع قوانین الهی هست.
Download Telegram
عنوان: انتخابات ریاست جمهوری


در انتخابات ما، غوغا به پا شود
هرکس که هست، بر کرسی هوا شود

کاندیدای محترم، قول و قرار دهد
از فردا نان و عسل، در سفره‌ها شود

دیروز که بیکار بود، گنجشک‌ها شمرد
امروز رئیس شد، ژنرالِ ما شود

تبلیغاتش قشنگ، با وعده‌های خوب
بگو چه شد که ناگهان، ناپیدا شود؟

شعارها همه شیرین، مانند قند و عسل
اما به وقت عمل، هیچ پیدا شود

بشنو از من نصیحت، ای رأی‌دهندهٔ عزیز
از این قبیل وعده‌ها، هشیار و دانا شود

به روز رأی‌گیری، پر شور و شوق باش
تا کشور عزیزمان، آباد و زیبا شود


نویسنده: سید رضا رضوی تبار
به عید غدیر ای دل، بزن بال و پری از شوق
که مولای جهان آمد، ز بزم انبیا شمس‌الشروق

دل از مهر علی روشن، ز نور عشق او سرشار
که او دریا و ما چون موج، در احسان او بسیار

غدیر است و به هر کویی، دلِ عشاق علی روشن
که عطر نام او پیچد، به هر منزلگه و گلشن

جهان در شور و حال آمد، به ذکر نام مولانا
که جان و دل فدایش باد، امیر عشق و ایمان‌ها

خدا را شکر بر این روز، که تقدیر است و فرمانش
که او را رهبر ما کرد، به فضل و مهر و احسانش

به امید آنکه در سایه‌ی عشق و مهر او باشیم
ولایت را به جان گیریم، به نور او رهیابیم

مبارک باد بر شما، غدیر و عید مولانا
که او جان‌ها طراوت داد، به لطف حق تعالی یا

به عید غدیر ای دل، بزن بال و پری از شوق
که مولای جهان آمد، ز بزم انبیا شمس‌الشروق

عیدتان مبارک!


نویسنده: سید رضا رضوی تبار
این زخم خورده از شفقت شما بی‌نیاز است
چرا که دلش از نیکی شما سرشار است
هر مرحمت که دادید، خود منّت نمی‌خواهد
چون دست عطا، دل ما را از هر نیاز رها کرد


نویسنده: سید رضا رضوی تبار
ایام امتحانات آمد و غوغا به پا شد
هر دانشجو چو مجنون، بی‌تاب و شیدا شد

کتاب‌های کهنه بر زمین، همچو برگ خزان
شب‌ها بیداری، درس و مشق، چون قصه‌ی یلدا شد

زبان علم دراز و همچو اژدهای هفت‌سر
در هر برگه، معما و سوال، چون مار عاصی شد

جزوه‌های گم‌شده، همچو یار در دل شب
هر سطر آن، چون گنجی مخفی در پستوها شد

قلب‌ها تپان تپان، چون طبل جنگ
هر استاد همچو اژدها، سرد و بی‌محبت شد

ولی شوق فارغ‌التحصیلی، چون شمشیر بران
از دانشجو قهرمان ساخت، چون رستم پیروز شد

روز آخر، دانشجو با شادی و خنده
با لباس فارغی، چون شاهزاده بر تخت شد

از امتحان و استاد، دیگر نیست هراسی
آینده روشن و دل‌ها پر امید و صفا شد

هر دانشجو با مدرک، همچو سندی زرین
راهی شد به سوی فردا، تا دنیا از او پر شد

و این چنین، با تلاش و رنج فراوان
دانشجو از دانشگاه، همچو ققنوسی نو شد

نویسنده: سید رضا رضوی تبار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر آن ماه تابانم به لبخندی نوازد دل
به چشم ناز او بخشم دل و جان و همه حاصل

بیار ساقی آن جامی که در دنیا نخواهی یافت
ز مستی و طرب برتر شراب حسن کامل

فغان از لعل یاقوتی که با ناز و طنازی
چنان برهم زند دل‌ها که طوفان بر زنامل

ز شور عشق دیوانه، رخ یار مستغنی است
به جلوه و کرشمه نیست حاجت وصف کامل

من از آن نرگس شهلای تو دانستم ای دوست
که مجنون می‌کند لیلا، دل از صبر و تحمل

اگر لطفی کنی بر من و گر خشمت فزون آید
به پیشت سجدۀ شکر است و پیشانی بر آن بوسل

نصیحت بشنو از عاقل که با دل صدق می‌گوید
جوانان کامروا دارند این پندار کامل


نویسنده: سید رضا رضوی تبار
تعهد و وفاداری، همچون کوه‌هایی استوارند که هیچ طوفانی توان لرزاندنشان را ندارد، همان‌طور که شب، هر چقدر تاریک و طولانی باشد، باز هم نمی‌تواند جلوی طلوع نور و روشنایی را بگیرد.

نویسنده: سید رضا رضوی تبار
تاسوعا و عاشورا، روزهایی که در تقویم عاشقی و ایثار، پررنگ‌ترین نقش‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. روزهایی که دل‌ها در آتش ماتم می‌سوزند و چشم‌ها به سوی آسمانِ ایمان و عشق بلند می‌شوند. این ایام، آئینه‌ای از عشق بی‌کران و تعهد راستین به حقیقت و عدالت است.

در تاسوعا و عاشورا، وقتی امام حسین و یاران وفادارش در کربلا، در برابر ظلم و ستم ایستادگی کردند، درس‌های بی‌پایانی برای زندگی ما به یادگار گذاشتند. درس عشق ورزیدن به آرمان‌ها و اصول، حتی در سخت‌ترین و تاریک‌ترین لحظات. درس تعهد و وفاداری به حقیقت، حتی اگر بهایش جان باشد. درس غیرت و استقامت در برابر بی‌عدالتی، حتی اگر تنها باشی.

این روزها، ما را به یاد می‌آورند که زندگی نه فقط در تلاش برای خوشبختی شخصی، بلکه در پیوند با دیگری، در دفاع از حقوق انسانی و در پایبندی به آرمان‌های بلند انسانی معنا پیدا می‌کند. تاسوعا و عاشورا، تجلی صداقت درونی و غیرت انسانی است که با عشق به حقیقت و عدالت، نور امید را در دل‌ها روشن می‌کند.

بیایید از این روزها بیاموزیم که هر روز، فرصتی است برای ایستادگی بر اصول، عشق‌ورزی به حقیقت، و تلاش برای ساختن جهانی بهتر. هر لحظه، فرصتی است برای نشان دادن تعهد و وفاداری به ارزش‌های انسانی و پایبندی به صداقت و غیرت. در هر گام، بیاد داشته باشیم که عشق و تعهد، مسیر زندگی را نورانی و پرامید می‌سازد.


نویسنده: سید رضا رضوی تبار
به محبوب گفتم: "آیا به درستی است که به بهای یک بوسه از لبانت، خراج و مالیات کل کشور پهناور مصر را طلب می‌کنی؟" محبوب با لبخندی مهربان پاسخ داد: "در این معامله برای شما هیچ زیانی وجود ندارد. برعکس، این معامله‌ای است که سراسر سود است."

پس از لحظه‌ای تأمل، دوباره پرسیدم: "به نوک و نقطه موهوم دهان تو، که کلمات از آن خارج می‌شوند، چه کسی راه پیدا می‌کند؟" محبوب با نگاهی عمیق و پر از عشق گفت: "این داستانی است که باید با نکته‌سنج عشق در میان گذاشت، نه با عقل ضعیف و محدود."

به یار گفتم: "عبادت بتان را نکن و با خدا باش." او با صدای آرام و مطمئن پاسخ داد: "در کوی عشق ما، از بت‌پرستی به خداپرستی راه می‌یابیم." (تلمیح به آیه ۱۱۵ سوره بقره: "فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ...")

محبوب افزود: "عشق، راهنمایی است که ما را از تاریکی به نور هدایت می‌کند. بت‌ها نمادهای زمینی هستند، اما در دل عاشق، هر بتی نهایتاً به سوی خدا راه می‌برد. زیرا عشق، پلی است که دل‌ها را به هم و به خدا متصل می‌کند."

در این لحظه، فهمیدم که عشق ورزیدن به محبوب، نه تنها با او بودن، بلکه با خدا بودن است. این عشق، عبور از محدوده‌های مادی و رسیدن به افق‌های معنوی است. عشقی که دل را از همه وابستگی‌های زمینی آزاد می‌کند و به سوی حقیقت مطلق هدایت می‌نماید.
ای آنکه رفتی و عهدت شکستی،
بر قول‌هایت راه دور بستی.
در سایهٔ دوستانت خندیدی،
خاطرات ما را به باد سپردی.

لبخندت هنوز در یادم مانده،
اما قلبم از خیانتت رانده.
به نور خندیدی، مرا ترک کردی،
در دل شب‌های تارم، گریه کردی.

نه به عهد پایبند ماندی، نه به دل،
ماند از تو تنها زخمی در این دل.
راه خود را رفتی، بی‌نگاهی به پشت،
من ماندم و یاد تو، در گوشه‌ای خموش.


نویسنده: سید رضا رضوی تبار
چشمان تو، دریایی از آرامش
لبخندت، شعری از مهر و دانش
در دل تو، عشقی به رنگ نور
زرد لباست، چون صبح بی‌غبار

آسمان قلبت، پر از پرنده‌های شاد
هر قدمت، نوید صبحی دلشاد
در بازی روزگار، آرام و رها
تو چون نسیمی، در دامان خدا

زندگی‌ات، قصه‌ای از سادگی
درخشان‌تر از ستاره‌های دوردستگی
بمان چنین، ای دختر مهر و صفا
زیبا به مانند لبخند صبحگاه‌ها


نویسنده: سید رضا رضوی تبار
در خرمن عشق، محبت خوش است،
همدلی و یاری، به دل آتش است

همکاری و همفکری، راهی به نور،
یکدلی و پیمان، گنجینه‌ی دور

وفاداری و عشق، رهروان صبور،
غیرت و تعهد، مرد و زن غرور

مسئولیت و فهم، گنجینه‌ی پاک،
شناخت و آگاهی، در هر دل، مشاک

در زندگی مشترک، این رازهاست،
عشق و محبت، در دل‌ها به جاست

با هم به پیمان، تا آخر زمان،
در شادی و غم، یکدل و مهربان

نویسنده: سید رضا رضوی تبار
دل بستم و خود را به بند آوردم
خود کرده‌ام این درد، چه سود آوردم؟
در آتش عشقت، چه سوختن‌ها کردم
اما چه کنم؟ راه نجات آوردم؟
گفتم که به عشقت دوای دل یابم
خود را زدم و درد به یاد آوردم
این قصه‌ی ما بود، تدبیر ندارد
خود کرده‌ام، بیهوده امید آوردم

نویسنده: سید رضا رضوی تبار
هر کار کنی خدا خبر دارد
هر لحظه تو را نظر به سر دارد
مردم همه در پی سرزنشند
حرف دلشان چه اعتبار دارد؟

حرف دلت به خالق یکتا گو
اوست که تنها نظر به کار دارد
از گفتن خلق، باک مدار ای دل
این باد، همیشه ره‌گذر دارد

نویسنده: سید رضا رضوی تبار
بر کام خشک ما به شکایت نظر مکن
ما رود زنده‌ایم که به دریا رسیده‌ایم

دیروز اگر شکست، به دست روزگار
امروز باز در دل رویا دمیده‌ایم

هر شعله‌ای که سوخت، نپندار خاک شد
ما آتشیم و شعله به دنیا کشیده‌ایم

گر زخم راه ماست، نشانی ز اعتبار
این پاست که به قله‌ی معنا دویده‌ایم

پایان مسیر نیست اگر شب رسید و رفت
ما نور صبح هستیم و آینده دیده‌ایم!
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند!

#هوشنگ_ابتهاج
پائولو کوئلیو یه جایی تو کتاب کیمیاگر میگه:
آدما وقتی به گنج برسن ازش رد میشن چون به گنج اعتقاد ندارن!

ما هم یه وقتا از کنار بهترین آدمهای زندگیمون به سادگی رد میشیم؛

چون فکر میکنیم بقیه قراره از اون بهتر باشن...
اگه کائنات شمارو وادار به صبر میکنه،برای دریافت بیشتر از اونچه خواسته اید آماده باشید.
آروم باش و بدون،صبر قدرته!!
آدم ندید بدید بدست اوردنش خیلی راحته، نگه داشتنش سخته، آدم چشم و دل سیر بدست اوردنش سخته، نگه داشتنش راحته و این جمله چقدر به واقعیت نزدیکه..
هیچ وقت آدم ها را با انتظار امتحان نکنید!!!

انتظار،

آدم ها را عوض میکند.
۴ قانون معنویت که تو هند تدریس میشه:

1- "کسی که میاد فرد مناسبی هست" یعنی هیچ کس تصادفی وارد زندگی ما نمیشه،همه معلم های ما هستن.

2- "تنها چیزی که میتونست اتفاق بیوفته اتفاق افتاده" اینکه میگیم:اگه من چنین کاری کرده بودم... وجود نداره!

3- "هربار که شروع کنی زمان مناسبی هست" همه چیز تو زمان مناسب شروع میشه نه یه ثانیه دیرتر نه یه ثانیه زودتر!

4- "هرگاه چیزی تموم بشه،تموم میشه" وقتی صفحه‌ای تو زندگیتون تموم میشه باز به اون صفحه برنگردین،صفحات جدید و شگفت انگیز در انتظار شماست.گیر نکنید،رها کنید.روح شما لایق شجاعته نه ترس.
روابط مانند پرندگان هستند!
اگر آنها را خیلی محکم نگه داری میمیرند

و اگر خیلی سست نگه داری می پرند.

اما اگر با دقت و مراقبت نگه داری، برای همیشه باقی می ماند.