به بعضی آدمها نمیشود گفت "خوب"؛ خوب بودن برایشان واژه کوچکی است. آنها از آن جنس انسانهاییاند که حضورت را امن میکنند، دلت را آرام میکنند و بیآنکه متوجه شوی، معنای اعتماد را دوباره به یادت میآورند...
🗣 @TLMyWriting
🗣 @TLMyWriting
❤1
در کتاب «بیگانه» نوشتهی آلبر کامو میگه که:
در دنیا چیزی سادهتر و آسانتر از بد بودن نیست، اما آدمهای خوب همیشه سختی بیشتری میکشند، چون در جنگی نابرابر با دنیا ایستادهاند...
🗣 @TLMyWriting
در دنیا چیزی سادهتر و آسانتر از بد بودن نیست، اما آدمهای خوب همیشه سختی بیشتری میکشند، چون در جنگی نابرابر با دنیا ایستادهاند...
🗣 @TLMyWriting
❤3👍1
Forwarded from اطلاع رسانی گروه مدیریت
#درخواست_همکاری
🟧 دعوت به همکاری (ویژه آقایان)🟧
اگر به تعلیم و تربیت نسل آینده علاقهمند هستید، جای شما در کنار ما خالی است.
📚 آموزگار (پایههای چهارم، پنجم و ششم)
✍️ معلم هنر و خوشنویسی
🏠 معاونت آموزشی
💪 معلم ورزش
📖 معلم قرآن
✅ ویژگیهای مورد انتظار:
🔸 آقا و جوان
🔸 علاقهمند به کار با کودکان و نوجوانان
🔸 خلاق، صبور، باانرژی و مسئولیتپذیر
🔸 ترجیحاً دارای سابقه تدریس یا فعالیت آموزشی
📍 محل فعالیت:
💵 حقالزحمه:
✉️ لطفاً رزومه علمی و سوابق تدریس خود را فقط از طریق ایتا به شناسه یا شماره زیر ارسال فرمایید.
⚠️ حتما با شماره ذیل تماس برقرار کنید.
🔰 به پیوی همین اکانت تلگرام پیام بدهید.
🆔 PV « @Seyed_razavi_ir »
اگر به تعلیم و تربیت نسل آینده علاقهمند هستید، جای شما در کنار ما خالی است.
موقعیتهای شغلی:
🔸 آقا و جوان
🔸 علاقهمند به کار با کودکان و نوجوانان
🔸 خلاق، صبور، باانرژی و مسئولیتپذیر
🔸 ترجیحاً دارای سابقه تدریس یا فعالیت آموزشی
مشهد، محدوده خیابان نواب صفوی
متناسب با قوانین تأمیناجتماعی، پس از مصاحبه و جلسه تدریس تعیین خواهد شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
بیا ای دل که جامِ بخت را بنوش
ز دستِ روزگارِ نیکبخت، نوش
شرابِ کامیابی گر بنوشی
ز بندِ غم رهایی یابی و هوش
به راهِ سعادت پا نه و رو
که هر گامش گلِ شادی برآرد زِ کوش
اگر جامِ موفقیت به کف گیری
جهان گردد همه کام و همه نوش
زِ عشقِ توفیق سرمست شو ای یار
که این مستی رسانَدَت به عرشِ کوش
مَپیچ اندر خیالِ شکست و غم
که بختِ نیک، درِ سعادت میگشاید دوش
چو مولوی بگو: ای جانِ جویا
به جامِ کامیابی دل بده، نوشِ نوش!
ز دستِ روزگارِ نیکبخت، نوش
شرابِ کامیابی گر بنوشی
ز بندِ غم رهایی یابی و هوش
به راهِ سعادت پا نه و رو
که هر گامش گلِ شادی برآرد زِ کوش
اگر جامِ موفقیت به کف گیری
جهان گردد همه کام و همه نوش
زِ عشقِ توفیق سرمست شو ای یار
که این مستی رسانَدَت به عرشِ کوش
مَپیچ اندر خیالِ شکست و غم
که بختِ نیک، درِ سعادت میگشاید دوش
چو مولوی بگو: ای جانِ جویا
به جامِ کامیابی دل بده، نوشِ نوش!
❤4👾2🔥1👏1🍾1
Prompt:
💫 Create now : @TLMyWriting
A 4K ultra-realistic portrait of a young girl, framed from the chest up (not full body), designed for Instagram story or profile picture. The background is a luxurious Persian red carpet design (only behind her, not on the ground). Sunlight shines from one side, casting natural warm light across half of her face. She is wearing an elegant dress inspired by Persian carpet patterns, with authentic Iranian colors and motifs. Her facial features remain unchanged. She is holding a Persian cat in her hands.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👏2🔥1👾1
تا با عکس خودش یک نمونه عکس درست کنیم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤪2❤1👾1
👍3👾1
💆🏻♂سه اصل را اگر مراعات کنید،
آسايش بر شما فزون خواهد شد:
👤 ابو علی سینا
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🗣 @TLMyWriting
آسايش بر شما فزون خواهد شد:
1 . به وقت خوشحالى "قول" ندهید.
2 . به وقت خشم "پاسخ" ندهید.
3 . و در هنگام غم "تصمیم" نگیرید.
👤 ابو علی سینا
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🗣 @TLMyWriting
❤7👍2
در کوچههای تنگ این شهر، که نفسها را به دیوار میکوبند و آرزوها را زیر پای عابران له میکنند، جوانیمان مثل سایهای کوتاه از کنارمان رد شد.
نه فریادی زد، نه دستی دراز کرد. فقط نگاه کرد و رفت.
ما ماندیم میان هیاهوی دروغهای بزرگ و سکوتهای اجباری، عمرمان را مثل اسکناسی کهنه دست به دست میچرخانیم و هر بار که به آینه نگاه میکنیم، چهرهای میبینیم که دیگر مال خودمان نیست؛ چهرهای که جامعه بر آن نوشته:
اما فرداها همه مثل همند؛ خاکستری، سنگین، و بیصدا.و ما هنوز ایستادهایم، در میانهٔ راهی که نه به جایی میرسد و نه اجازه میدهد برگردیم.
𝗠𝗲, 𝗨𝗻𝗲𝗱𝗶𝘁𝗲𝗱.
نه فریادی زد، نه دستی دراز کرد. فقط نگاه کرد و رفت.
ما ماندیم میان هیاهوی دروغهای بزرگ و سکوتهای اجباری، عمرمان را مثل اسکناسی کهنه دست به دست میچرخانیم و هر بار که به آینه نگاه میکنیم، چهرهای میبینیم که دیگر مال خودمان نیست؛ چهرهای که جامعه بر آن نوشته:
صبر کن، صبر کن، شاید فردا...
اما فرداها همه مثل همند؛ خاکستری، سنگین، و بیصدا.و ما هنوز ایستادهایم، در میانهٔ راهی که نه به جایی میرسد و نه اجازه میدهد برگردیم.
𝗠𝗲, 𝗨𝗻𝗲𝗱𝗶𝘁𝗲𝗱.
💔3🍾3