این چشمهای خیس برازندهٔ تو نیست
محراب را که آینهکاری نمیکنند..
•صاحب علم
محراب را که آینهکاری نمیکنند..
•صاحب علم
❤🔥7
دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم
دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود.
• امیرحسین اثناعشری
دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود.
• امیرحسین اثناعشری
❤🔥6
چو کشتهی تو شوم بر مزار من بخرام
که خونبهای من ای دوست این زیارت بس
• اهلی شیرازی
که خونبهای من ای دوست این زیارت بس
• اهلی شیرازی
❤🔥6
شرط عقل است که مردم بگریزند از تیر
من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم.
•سعدی
من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم.
•سعدی
❤🔥6
چنان دل بستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما؛ سایهام با من نمیآمد
• بنیامین دیلم
خودم میرفتم اما؛ سایهام با من نمیآمد
• بنیامین دیلم
❤🔥7
هزاران قاتل اگر سوی من روانه شوند..
کسی شبیه تو دیگر مرا نخواند کُشت!
• ناشناس
کسی شبیه تو دیگر مرا نخواند کُشت!
• ناشناس
❤🔥9
آری آن روز چو میرفت کسی، داشتم آمدنش را باور؛
من نمیدانستم معنیِ هرگز را، تو چرا باز نگشتی دیگر؟
• هوشنگ ابتهاج
من نمیدانستم معنیِ هرگز را، تو چرا باز نگشتی دیگر؟
• هوشنگ ابتهاج
❤🔥8
روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه
بخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است
• شاطرعباس صبوحی
بخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است
• شاطرعباس صبوحی
❤🔥9
آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد
درمیان خانه گم کردیم صاحبخانه را
. . •
درمیان خانه گم کردیم صاحبخانه را
. . •
❤🔥8
گاهی به سمت روضه و گاهی سوی گناه
این پای بی ثبات به دردم نمی خورد
•محمد قاسمی
این پای بی ثبات به دردم نمی خورد
•محمد قاسمی
❤🔥10
به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو
اگرم تو هم برانی؛ سر بی کسی سلامت...
•رضایی کاشی
اگرم تو هم برانی؛ سر بی کسی سلامت...
•رضایی کاشی
❤🔥10
آن زمان کز آتشین کوثر شدیم آلوده لب
عنبرین دستارچه از زلف دلبر ساختیم
•خاقانی
عنبرین دستارچه از زلف دلبر ساختیم
•خاقانی
❤🔥11
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
•سعدی
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
•سعدی
❤🔥12
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
•سعدی
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
•سعدی
❤🔥13
گرم بیایی و پرسی چه بردی اندر خاک
ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را
•بیدل دهلوی
ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را
•بیدل دهلوی
❤🔥13