تکس طومار
399 subscribers
71 photos
3 videos
غمگین
Download Telegram
رهگذریم و دنیا از آنِ ما نیست ...
متنفرم از روزهایی که
خودم هم نمی‌دانم دردم چیست
بیداری این روزا خواب تلخیه
سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌نگفتم گفتنی هارا توهم هرگز نپرسیدی
در من غروبی رخ داد، که هرگز طلوع نکرد
چقدر از هر چیزی که دلم میخواد دورم.
یه ذهن پر از چیزهای نگفته
عمرمان میگذرد ولی بدون آرزویی
زخم ها خوب می‌شوند اما خوب شدن
با مثل روز اول شدن خیلی فرق دارد
زندگی چیزی نیست جز تکرارِ زخم ها
در من اگر شور و شوقی هم بود مرد
دل پر از خون است و در ظاهر تبسم میکند
روح من در هیاهوی مغزم جان سِپُرد
دیگر غمی نمانده که در دل ما نباشد
غم برای هميشه باقی خواهد ماند
سَرِ نترس یا می‌ رود بر باد یا می ماند در یاد