🔸مستند پرسش شماره 181
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
@TCCAC
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
@TCCAC
پرسش ١٨٢ :بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني؛كدام مورد در قسمت ((خلاصه جريان رسيدگي ))رأي داور، ذكر ميشود ؟
Anonymous Quiz
13%
الف-محل رسيدگي
69%
ب-خلاصه ايي از اظهارات طرفين
16%
ج-خواسته دعوي
3%
د-نام داور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_داور_دفتر_مرکز_داوری_اتاق_بازرگانی_تهران
#اقای_عباس_قاسمی_حامد
🔻مدرک D.E.A حقوق خصوصی و مدرک دکتری حقوق از دانشگاه رن فرانسه
🔻استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و وکیل پایه یک دادگستری
🔻تألیف کتب و مقالات متعدد حقوقی به زبان های فارسی و فرانسوی
🔻متخصص در حقوق قراردادها و تعهدات و قراردادهای پیمانکاری و بانکی
@TCCAC
#اقای_عباس_قاسمی_حامد
🔻مدرک D.E.A حقوق خصوصی و مدرک دکتری حقوق از دانشگاه رن فرانسه
🔻استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و وکیل پایه یک دادگستری
🔻تألیف کتب و مقالات متعدد حقوقی به زبان های فارسی و فرانسوی
🔻متخصص در حقوق قراردادها و تعهدات و قراردادهای پیمانکاری و بانکی
@TCCAC
🔸مستند پرسش شماره 182
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
1- «مقدمه» رأی شامل شماره پرونده، شماره و تاریخ رأی، و محل رسیدگی، مشخصات و نشانی طرفین، نام داور و خواسته دعوی خواهد بود.
2- «خلاصه جریان رسیدگی» مشتمل است بر خلاصهای از اظهارات طرفین و مذاکرات جلسه یا جلسات استماع ونیز اقداماتی که به منظور احراز واقعیات و بررسی دلایل صورت گرفته است.
@TCCAC
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
1- «مقدمه» رأی شامل شماره پرونده، شماره و تاریخ رأی، و محل رسیدگی، مشخصات و نشانی طرفین، نام داور و خواسته دعوی خواهد بود.
2- «خلاصه جریان رسیدگی» مشتمل است بر خلاصهای از اظهارات طرفین و مذاکرات جلسه یا جلسات استماع ونیز اقداماتی که به منظور احراز واقعیات و بررسی دلایل صورت گرفته است.
@TCCAC
پرسش ١٨٣:بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني؛كدام مورد در قسمت (( خلاصه جريان رسيدگي ))رأي داور ، ذكر نمي شود ؟
Anonymous Quiz
44%
الف-دلايلي كه رأي بر آن ها مبتني است
21%
ب-مذاكرات جلسه
15%
ج-جلسات استماع
19%
د-اقداماتي كه به منظور احراز واقعيت صورت گرفته است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸️ ارزیابی توافق طرفین در تعیین دادگاه صالح برای تسلیم رأی داور
🔻در یکی از قرارنامه های داوری، برای تسلیم رأی داور، به اشتباه به جای اشاره به شعبه دادگاهی که داور را تعیین کرده است، شعبه دیگری تصریح می شود. علت این بود که نمونه قرارنامه داوری از پیش تعیین شده ای بین طرفین امضاء می شود و مشخصاتی از شعبه دیگر، در آن قید شده بود! بعد از صدور رأی، در مهلت داوری، رأی به هر دو شعبه تسلیم می شود که خللی به اعتبار آن از این جهت وارد نشود زیرا ممکن بود یکی از طرفین، همین را بهانه ابطال قرار می داد! این اتفاق، منتهی به صدور رأیی شد که توافق طرفین در تعیین شیوه ابلاغ، به ویژه تعیین یکی از مراجع قضایی را مورد تحلیل قرار داده و از این نظر، اتفاق یا اشتباه میمونی است
🔻 درواقع همانطور که مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان یکی از نقش های مهم وکیل را در اقامه دعاوی تازه برای به حرکت درآوردن رویه قضایی و اتخاذ تصمیم در مسائل نو می دانست، گاه اتفاق و اشتباه نیز مسأله تازه ای را به بحث می گذارد و محصول آن، رأیی مستدل و توسعه ادبیات حقوقی عینی (مبتنی بر رویه قضایی) خواهد شد.
🔻 در ادامه متن دادنامه تقدیم می گردد که توسط آقای دکتر رضایی نژاد قاضی خوب و فاضل شعبه ۳۶ دادگاه تهران صادر شده است. نقد و تحلیل آن، ان شاءالله در جلد ۸ حقوق دعاوی خواهد آمد.
🔻 شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران به موجب دادنامه شماره 9809972160101190 مورخ 24/9/1398 مقرر می دارد: «آقایان ... به عنوان اکثریت هیأت داوران (2 نفر از 3 نفر) دادخواستی با موضوع ابلاغ رای داوری ... به این دادگاه تقدیم کرده اند. آقایان داوران در دادخواست تاکید کرده اند از آنجایی که در قرارداد داوری، طریق خاصی برای ابلاغ رای داور پیش بینی نشده است درخواست ابلاغ از طريق دادگاه (بر طبق ماده 485 قانون آیین دادرسی مدنی) را دارند. با وجود این بر طبق یکی از مستندات پیوست دادخواست ، آقایان داوران به طور خاص شعبه 36 دادگاه عمومی تهران را مخاطب قرار داده و ابلاغ رای از سوی این مرجع را خواسته اند، بررسی مستندات پیوست دادخواست (از جمله قرارنامه داوری و رای داوران) حاکی از این است که پیرو درخواست خواهان های داوری، شعبه 9 دادگاه عمومی مشهد با احراز صلاحیت خود و به واسطه عدم تراضی طرفین در انتخاب داور سوم، آقای ... را به عنوان سرداور برگزیده است. پس از تکمیل هیئت داوران، در تاریخ 3/ 8 / 95 قرارنامه داوری تنظیم شده و در فرازی از توافقات طرفین و داور، به ابلاغ رای داور از طريق دادگاه تاکید و تصریح شده است. پس از واژه دادگاه (و در پرانتز) نام شعبه 36 دادگاه عمومی تهران درج نشده است. آقایان داوران، بر اساس توافق نامه و آنچه راجع به مرجع تسليم رای گفته شده ، دادخواست ابلاغ رای را نزد این شعبه مطرح کرده اند ودادگاه پس از بررسی موضوع ، چنین نظر می دهد: از آنجایی که: 1- بر طبق محتویات قرارنامه داوری، ظاهراً، متن قرارنامه از پیش تعیین شده و به ویژه درباره تسليم رای به این دادگاه بدون اینکه صلاحیت برای ابلاغ رای داشته باشد، داوران و طرفین بدون مطالعه دقیق قرارنامه آن را امضا کرده و تغییری در آن نداده اند. از جمله قراینی که این برداشت را اثبات می کند ، اشاره کلی به دادگاه محترم (به عنوان مرجعی که معرف طرفین و داوران است) و ذکر نام شعبه 36 در پرانتز است. در واقع نحوه ی تقریر عبارت حاکی از این است که طرفین به واسطه ی دخالت دادگاه در تعیین داور، نظر به دادگاه خاصی دارند و تنها برای [رفع] شبهه و ابهام، نام آن در پرانتز مورد تاکید قرار داده شده است؛ سابقه ی انتخاب آقای ... به عنوان داور توسط این دادگاه (شعبه 36) نیز این برداشت را تقویت می کند. در واقع ایشان به عنوان سرداور مبتکر امر توافق نامه داوری بوده و در تنظیم متن قرارنامه مباشرت کرده است. بر همین بنیاد، متن پیشین که در آن نحوه ابلاغ رای داور از طریق دادگاهی که در تعیین داور دخالت کرده (شعبه 36) تاکید شده، با کمی تغییر (از جمله مشخصات طرفين و دعوا و ..) عيناً مورد استفاده ی آقای سرداور قرار گرفته است. با این وصف، اعتبار اصل توافق طرفین بر لزوم ابلاغ رای از طریق این شعبه 36 دادگاه عمومی تهران زیر سوال می رود و باید به حکم نخستین قانونی ابلاغ از طریق دادگاه صالح، عمل کرد.
🔽
🔻در یکی از قرارنامه های داوری، برای تسلیم رأی داور، به اشتباه به جای اشاره به شعبه دادگاهی که داور را تعیین کرده است، شعبه دیگری تصریح می شود. علت این بود که نمونه قرارنامه داوری از پیش تعیین شده ای بین طرفین امضاء می شود و مشخصاتی از شعبه دیگر، در آن قید شده بود! بعد از صدور رأی، در مهلت داوری، رأی به هر دو شعبه تسلیم می شود که خللی به اعتبار آن از این جهت وارد نشود زیرا ممکن بود یکی از طرفین، همین را بهانه ابطال قرار می داد! این اتفاق، منتهی به صدور رأیی شد که توافق طرفین در تعیین شیوه ابلاغ، به ویژه تعیین یکی از مراجع قضایی را مورد تحلیل قرار داده و از این نظر، اتفاق یا اشتباه میمونی است
🔻 درواقع همانطور که مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان یکی از نقش های مهم وکیل را در اقامه دعاوی تازه برای به حرکت درآوردن رویه قضایی و اتخاذ تصمیم در مسائل نو می دانست، گاه اتفاق و اشتباه نیز مسأله تازه ای را به بحث می گذارد و محصول آن، رأیی مستدل و توسعه ادبیات حقوقی عینی (مبتنی بر رویه قضایی) خواهد شد.
🔻 در ادامه متن دادنامه تقدیم می گردد که توسط آقای دکتر رضایی نژاد قاضی خوب و فاضل شعبه ۳۶ دادگاه تهران صادر شده است. نقد و تحلیل آن، ان شاءالله در جلد ۸ حقوق دعاوی خواهد آمد.
🔻 شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران به موجب دادنامه شماره 9809972160101190 مورخ 24/9/1398 مقرر می دارد: «آقایان ... به عنوان اکثریت هیأت داوران (2 نفر از 3 نفر) دادخواستی با موضوع ابلاغ رای داوری ... به این دادگاه تقدیم کرده اند. آقایان داوران در دادخواست تاکید کرده اند از آنجایی که در قرارداد داوری، طریق خاصی برای ابلاغ رای داور پیش بینی نشده است درخواست ابلاغ از طريق دادگاه (بر طبق ماده 485 قانون آیین دادرسی مدنی) را دارند. با وجود این بر طبق یکی از مستندات پیوست دادخواست ، آقایان داوران به طور خاص شعبه 36 دادگاه عمومی تهران را مخاطب قرار داده و ابلاغ رای از سوی این مرجع را خواسته اند، بررسی مستندات پیوست دادخواست (از جمله قرارنامه داوری و رای داوران) حاکی از این است که پیرو درخواست خواهان های داوری، شعبه 9 دادگاه عمومی مشهد با احراز صلاحیت خود و به واسطه عدم تراضی طرفین در انتخاب داور سوم، آقای ... را به عنوان سرداور برگزیده است. پس از تکمیل هیئت داوران، در تاریخ 3/ 8 / 95 قرارنامه داوری تنظیم شده و در فرازی از توافقات طرفین و داور، به ابلاغ رای داور از طريق دادگاه تاکید و تصریح شده است. پس از واژه دادگاه (و در پرانتز) نام شعبه 36 دادگاه عمومی تهران درج نشده است. آقایان داوران، بر اساس توافق نامه و آنچه راجع به مرجع تسليم رای گفته شده ، دادخواست ابلاغ رای را نزد این شعبه مطرح کرده اند ودادگاه پس از بررسی موضوع ، چنین نظر می دهد: از آنجایی که: 1- بر طبق محتویات قرارنامه داوری، ظاهراً، متن قرارنامه از پیش تعیین شده و به ویژه درباره تسليم رای به این دادگاه بدون اینکه صلاحیت برای ابلاغ رای داشته باشد، داوران و طرفین بدون مطالعه دقیق قرارنامه آن را امضا کرده و تغییری در آن نداده اند. از جمله قراینی که این برداشت را اثبات می کند ، اشاره کلی به دادگاه محترم (به عنوان مرجعی که معرف طرفین و داوران است) و ذکر نام شعبه 36 در پرانتز است. در واقع نحوه ی تقریر عبارت حاکی از این است که طرفین به واسطه ی دخالت دادگاه در تعیین داور، نظر به دادگاه خاصی دارند و تنها برای [رفع] شبهه و ابهام، نام آن در پرانتز مورد تاکید قرار داده شده است؛ سابقه ی انتخاب آقای ... به عنوان داور توسط این دادگاه (شعبه 36) نیز این برداشت را تقویت می کند. در واقع ایشان به عنوان سرداور مبتکر امر توافق نامه داوری بوده و در تنظیم متن قرارنامه مباشرت کرده است. بر همین بنیاد، متن پیشین که در آن نحوه ابلاغ رای داور از طریق دادگاهی که در تعیین داور دخالت کرده (شعبه 36) تاکید شده، با کمی تغییر (از جمله مشخصات طرفين و دعوا و ..) عيناً مورد استفاده ی آقای سرداور قرار گرفته است. با این وصف، اعتبار اصل توافق طرفین بر لزوم ابلاغ رای از طریق این شعبه 36 دادگاه عمومی تهران زیر سوال می رود و باید به حکم نخستین قانونی ابلاغ از طریق دادگاه صالح، عمل کرد.
🔽
🔼
🔻2- اگر توافق بر ابلاغ رای از طریق این شعبه معتبر دانسته شود هم شناسایی تکلیف و صلاحیت آن برای ابلاغ رای مورد تردید است و از آنجایی که: 1-2- هر چند بر طبق اصول حاکم بر صلاحیت، قواعد حاکم بر صلاحیت محلی، امری نیست و از این رو توافق طرفین بر آن مرجح است، اما مقررات آیین دادرسی مدنی (ماده 352) بر لزوم اعمال قواعد صلاحیت محلی در همه فروض (از جمله توافق ضمنی طرفین) تاکید کرده است. پس به طور کلی تعیین صلاحیت محلی به موجب توافق دشوار است. قواعدی چون ماده 1010 قانون مدنی نیز مربوط به زمانی است که تغییر رویکرد مقنن در قانون آیین دادرسی مدنی رخ نداده بود و در این مورد آخرین اراده مقنن و به ویژه ذکر آن در مقررات آیین دادرسی مدنی (که مرجع اصلی قواعد راجع به صلاحیت است) باید مرجح باشد. 2-2- آنچه در ماده 462 قانون آیین دادرسی مدنی راجع به تعیین دادگاه (به دلخواه طرفین) به عنوان مرجع تعیین آمده باید هماهنگ با سایر قواعد تفسیر باشد. در واقع چون در مقررات دادرسی مدنی چنانچه اشاره شده توافق برای تغییر و تعیین صلاحیت محلی محل تردید است، حکم مقرر در ماده 462، منصرف از مواردی است که طرفین دادگاه فاقد صلاحیت محلی را به عنوان مرجع تعیین داور بر می گزینند؛ در واقع این حکم راجع است به پذیرش توافق طرفین برای دخالت یک شعبه خاص از دادگاه صالح برای انتخاب و داور یا دادگاه های عالی (تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور) که اصولاً صلاحیت ابتدایی برای رسیدگی به دعاوی و درخواست ها را ندارند. 3-2- اگر برداشت پیش گفته از حکم قانون (ماده 462) پذیرفته شود [نشود!] باز هم نمی توان آن را به مثابه یک قاعده عمومی در تمامی مداخل و مقاطع دخالت دادگاه در امور راجع به داوری حاکم دانست. چه از یک سو، در بسیار از مواد 485 (ابلاغ) 488 (اجرا) 490 (اعتراض)، قانونگذار آگاهانه فرض توافق طرفین برای تعیین دادگاه و مرجع درخواست را پیش بینی نکرده و از سوی دیگر، امکان توافق برای تعیین داور دارای خصوصیت است. توضيح اینکه، دخالت دادگاه در تعیین داور اولین مقطع و مدخل ورود دادگاه در امور داوری است. ترتیب قواعد مقرر در آیین دادرسی مدنی- مواد 459 به بعد راجع به نحو تعیین داور توسط دادگاه - موید این امر است. 4-2- با وجود اینکه از جمله بر طبق مستفاد از مواد 11 و 13 قانون آیین دادرسی مدنی تصور فرضی که 2 یا چند دادگاه هم زمان صلاحیت رسیدگی به یک دعوا را داشته باشند، معقول و ممکن است، اما با توجه به اصل منع دادگاه ها از اتخاذ تصمیم های متعارض فرض یاد شده فقط مربوط به زمانی است که رسیدگی آغاز نشده و هرگاه در فرض یاد شده، ابتکار عمل به یک دادگاه باشد دیگر صلاحیت رسیدگی دادگاه های دیگر منتفی است. از همین رو است که بر طبق مواد 19 و (بند 2) 84 و 103 و 227 قانون آیین دادرسی مدنی، امر به تجمیع دعاوی مرتبط یا توقف رسیدگی شده و هیچ گاه صلاحیت موازی در دادگاه در یک سرزمین به فعلیت نمی رسد. در مورد مطروحه نیز اگر طرفین بر طبق ماده 462 دادگاه خاصی را برای تعیین داور برگزینند اقدام دادگاه به منزله پذیرش صلاحیت بود و در سایر موارد (ابلاغ، اجرا و اعتراض) نیز دادگاه ماخوذ به پذیرش صلاحیت پیشین خود است. 5-2- بر طبق آنچه گفته شد شعبه و دادگاه عمومی مشهد با احراز صلاحیت قانونی خود اقدام به تعیین داور کرده در حالی که توافق هم برای دخالت آن دادگاه وجود نداشته و بر طبق قسمت اخیر ماده 462 جهت تعیین داور اقدام کرده است. با وجود این دخالت دادگاه دیگر از مقاطع بعدی (از جمله ابلاغ رای) موجه نیست. نکته مهم این است که بر طبق مستفاد از ماده 461 قانون آیین دادرسی مدنی دخالت دادگاه درتعیین داور مستلزم اقدامی با ماهیت قضایی است چرا که دست کم دادگاه با اقدام به تعیین داور احراز می کند که توافقی معتبر برای ارجاع امر به داوری وجود دارد و موضوع اختلاف، داوری پذیر است. در جمله؛ هر دادگاهی که در تعیین داور دخالت می کند دست کم موضوع را با قواعدی چون الزاماتی راجع به اعمال حقوقی (مواد 10 ، 190 ، 199 تا 209 و 217 و 975 قانون مدنی و 481 و 496 قانون آیین دادرسی مدنی 157 به بعد قانون کار و ...) منطبق و ارزیابی می کند. در نتیجه تعیین داور هم مبنایی قضایی دارد و متضمن قضاوت در اسباب توجيه دخالت دادگاه است. از سوی دیگر ابلاغ رای هم به رغم اختلاف در گستره ی دخالت و قبض و بسط آن، در اصل لزوم اعمال نظارت قضایی کمتر تردید شده است. پس چگونه دو اقدام با ماهیت قضایی توسط دو دادگاه مختلف (از حیث صلاحیت محلی) هر چند هم ارز قابل تصور است. 6-2- آنچه در ماده ی 485 قانون آیین دادرسی مدنی راجع به ترجيح توافق طرفین بر شیوه ی ابلاغ رای گفته شده منصرف از ابلاغ رای از طریق تسلیم آن به دفتر دادگاه است. چه ، جدای از عدم تصریح قانونی بر این امکان با در نظر گرفتن استدلال های پیش گفته اساساً چنین توافقی با سایر اصول و قواعد مرتبط با موضوع مغایر است.
🔽
🔻2- اگر توافق بر ابلاغ رای از طریق این شعبه معتبر دانسته شود هم شناسایی تکلیف و صلاحیت آن برای ابلاغ رای مورد تردید است و از آنجایی که: 1-2- هر چند بر طبق اصول حاکم بر صلاحیت، قواعد حاکم بر صلاحیت محلی، امری نیست و از این رو توافق طرفین بر آن مرجح است، اما مقررات آیین دادرسی مدنی (ماده 352) بر لزوم اعمال قواعد صلاحیت محلی در همه فروض (از جمله توافق ضمنی طرفین) تاکید کرده است. پس به طور کلی تعیین صلاحیت محلی به موجب توافق دشوار است. قواعدی چون ماده 1010 قانون مدنی نیز مربوط به زمانی است که تغییر رویکرد مقنن در قانون آیین دادرسی مدنی رخ نداده بود و در این مورد آخرین اراده مقنن و به ویژه ذکر آن در مقررات آیین دادرسی مدنی (که مرجع اصلی قواعد راجع به صلاحیت است) باید مرجح باشد. 2-2- آنچه در ماده 462 قانون آیین دادرسی مدنی راجع به تعیین دادگاه (به دلخواه طرفین) به عنوان مرجع تعیین آمده باید هماهنگ با سایر قواعد تفسیر باشد. در واقع چون در مقررات دادرسی مدنی چنانچه اشاره شده توافق برای تغییر و تعیین صلاحیت محلی محل تردید است، حکم مقرر در ماده 462، منصرف از مواردی است که طرفین دادگاه فاقد صلاحیت محلی را به عنوان مرجع تعیین داور بر می گزینند؛ در واقع این حکم راجع است به پذیرش توافق طرفین برای دخالت یک شعبه خاص از دادگاه صالح برای انتخاب و داور یا دادگاه های عالی (تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور) که اصولاً صلاحیت ابتدایی برای رسیدگی به دعاوی و درخواست ها را ندارند. 3-2- اگر برداشت پیش گفته از حکم قانون (ماده 462) پذیرفته شود [نشود!] باز هم نمی توان آن را به مثابه یک قاعده عمومی در تمامی مداخل و مقاطع دخالت دادگاه در امور راجع به داوری حاکم دانست. چه از یک سو، در بسیار از مواد 485 (ابلاغ) 488 (اجرا) 490 (اعتراض)، قانونگذار آگاهانه فرض توافق طرفین برای تعیین دادگاه و مرجع درخواست را پیش بینی نکرده و از سوی دیگر، امکان توافق برای تعیین داور دارای خصوصیت است. توضيح اینکه، دخالت دادگاه در تعیین داور اولین مقطع و مدخل ورود دادگاه در امور داوری است. ترتیب قواعد مقرر در آیین دادرسی مدنی- مواد 459 به بعد راجع به نحو تعیین داور توسط دادگاه - موید این امر است. 4-2- با وجود اینکه از جمله بر طبق مستفاد از مواد 11 و 13 قانون آیین دادرسی مدنی تصور فرضی که 2 یا چند دادگاه هم زمان صلاحیت رسیدگی به یک دعوا را داشته باشند، معقول و ممکن است، اما با توجه به اصل منع دادگاه ها از اتخاذ تصمیم های متعارض فرض یاد شده فقط مربوط به زمانی است که رسیدگی آغاز نشده و هرگاه در فرض یاد شده، ابتکار عمل به یک دادگاه باشد دیگر صلاحیت رسیدگی دادگاه های دیگر منتفی است. از همین رو است که بر طبق مواد 19 و (بند 2) 84 و 103 و 227 قانون آیین دادرسی مدنی، امر به تجمیع دعاوی مرتبط یا توقف رسیدگی شده و هیچ گاه صلاحیت موازی در دادگاه در یک سرزمین به فعلیت نمی رسد. در مورد مطروحه نیز اگر طرفین بر طبق ماده 462 دادگاه خاصی را برای تعیین داور برگزینند اقدام دادگاه به منزله پذیرش صلاحیت بود و در سایر موارد (ابلاغ، اجرا و اعتراض) نیز دادگاه ماخوذ به پذیرش صلاحیت پیشین خود است. 5-2- بر طبق آنچه گفته شد شعبه و دادگاه عمومی مشهد با احراز صلاحیت قانونی خود اقدام به تعیین داور کرده در حالی که توافق هم برای دخالت آن دادگاه وجود نداشته و بر طبق قسمت اخیر ماده 462 جهت تعیین داور اقدام کرده است. با وجود این دخالت دادگاه دیگر از مقاطع بعدی (از جمله ابلاغ رای) موجه نیست. نکته مهم این است که بر طبق مستفاد از ماده 461 قانون آیین دادرسی مدنی دخالت دادگاه درتعیین داور مستلزم اقدامی با ماهیت قضایی است چرا که دست کم دادگاه با اقدام به تعیین داور احراز می کند که توافقی معتبر برای ارجاع امر به داوری وجود دارد و موضوع اختلاف، داوری پذیر است. در جمله؛ هر دادگاهی که در تعیین داور دخالت می کند دست کم موضوع را با قواعدی چون الزاماتی راجع به اعمال حقوقی (مواد 10 ، 190 ، 199 تا 209 و 217 و 975 قانون مدنی و 481 و 496 قانون آیین دادرسی مدنی 157 به بعد قانون کار و ...) منطبق و ارزیابی می کند. در نتیجه تعیین داور هم مبنایی قضایی دارد و متضمن قضاوت در اسباب توجيه دخالت دادگاه است. از سوی دیگر ابلاغ رای هم به رغم اختلاف در گستره ی دخالت و قبض و بسط آن، در اصل لزوم اعمال نظارت قضایی کمتر تردید شده است. پس چگونه دو اقدام با ماهیت قضایی توسط دو دادگاه مختلف (از حیث صلاحیت محلی) هر چند هم ارز قابل تصور است. 6-2- آنچه در ماده ی 485 قانون آیین دادرسی مدنی راجع به ترجيح توافق طرفین بر شیوه ی ابلاغ رای گفته شده منصرف از ابلاغ رای از طریق تسلیم آن به دفتر دادگاه است. چه ، جدای از عدم تصریح قانونی بر این امکان با در نظر گرفتن استدلال های پیش گفته اساساً چنین توافقی با سایر اصول و قواعد مرتبط با موضوع مغایر است.
🔽
🔼
۲-۷- در مورد مطروحه بررسی اختلاف طرفین نشان می دهد که اصل اختلاف (اگر شرط داوری در میان نبود) باید در دادگاه عمومی مشهد رسیدگی می شد و اقدام آن دادگاه در تعیین داور هم بر مبانی درست قانونی صورت گرفته است، پس به استناد قواعد گفته شده در متن رای و مواد 26 و 27 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت این دادگاه و ضرورت رسیدگی به درخواست ابلاغ رای توسط دادگاه عمومی مشهد (ترجیحاً شعبه 9) صادر می شود. دفتر محترم شعبه ضمن تهيه بدل مفید اصل پرونده را به مرجع صالح ارسال خواهد کرد».
🔸️برگرفته شده از کانال دکتر عبدالله خدابخشی
@TCCAC
۲-۷- در مورد مطروحه بررسی اختلاف طرفین نشان می دهد که اصل اختلاف (اگر شرط داوری در میان نبود) باید در دادگاه عمومی مشهد رسیدگی می شد و اقدام آن دادگاه در تعیین داور هم بر مبانی درست قانونی صورت گرفته است، پس به استناد قواعد گفته شده در متن رای و مواد 26 و 27 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت این دادگاه و ضرورت رسیدگی به درخواست ابلاغ رای توسط دادگاه عمومی مشهد (ترجیحاً شعبه 9) صادر می شود. دفتر محترم شعبه ضمن تهيه بدل مفید اصل پرونده را به مرجع صالح ارسال خواهد کرد».
🔸️برگرفته شده از کانال دکتر عبدالله خدابخشی
@TCCAC
🔸مستند پرسش شماره 183
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
1- «مقدمه» رأی شامل شماره پرونده، شماره و تاریخ رأی، و محل رسیدگی، مشخصات و نشانی طرفین، نام داور و خواسته دعوی خواهد بود.
2- «خلاصه جریان رسیدگی» مشتمل است بر خلاصهای از اظهارات طرفین و مذاکرات جلسه یا جلسات استماع ونیز اقداماتی که به منظور احراز واقعیات و بررسی دلایل صورت گرفته است.
3- «متن رأی» مشتمل است بر ذکر موضوع دعوی یا دعاوی و خواسته و نیز کلیه دلایلی که رأی بر آنها مبتنی است مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که دلایل رأی ذکر نشود یا رأی سازشی طبق ماده 50 باشد یا براساس اختیار «داور» برای طرفهای صلح و سازش صادر شده باشد.
4- بخش اجرایی رأی، مشتمل است بر تشخیص منجز «داور» نسبت به خواسته و دفاعیات طرفین و نیز نسبت به تکالیف و اقداماتی که طرفهای ذیربط دعوی باید مطابق بخش اجرایی رأی به عمل آورند.
5- رأی داوری، باید حاوی تاریخ و محل داوری طبق ماده 16 این آیین داوری باشد.
@TCCAC
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
1- «مقدمه» رأی شامل شماره پرونده، شماره و تاریخ رأی، و محل رسیدگی، مشخصات و نشانی طرفین، نام داور و خواسته دعوی خواهد بود.
2- «خلاصه جریان رسیدگی» مشتمل است بر خلاصهای از اظهارات طرفین و مذاکرات جلسه یا جلسات استماع ونیز اقداماتی که به منظور احراز واقعیات و بررسی دلایل صورت گرفته است.
3- «متن رأی» مشتمل است بر ذکر موضوع دعوی یا دعاوی و خواسته و نیز کلیه دلایلی که رأی بر آنها مبتنی است مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که دلایل رأی ذکر نشود یا رأی سازشی طبق ماده 50 باشد یا براساس اختیار «داور» برای طرفهای صلح و سازش صادر شده باشد.
4- بخش اجرایی رأی، مشتمل است بر تشخیص منجز «داور» نسبت به خواسته و دفاعیات طرفین و نیز نسبت به تکالیف و اقداماتی که طرفهای ذیربط دعوی باید مطابق بخش اجرایی رأی به عمل آورند.
5- رأی داوری، باید حاوی تاریخ و محل داوری طبق ماده 16 این آیین داوری باشد.
@TCCAC
پرسش ١٨٤:بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني؛در كدام مورد ذكر كليه دلايلي كه رأي بر آنها مبتني است در متن راي ضرورت دارد؟
Anonymous Quiz
14%
الف-طرفين توافق كرده باشند كه دلايل رأي ذكر نشود
40%
ب-طرفين اختلاف خود را از طريق سازش فيصله دهند و رأي سازشي صادر شود
20%
ج-بر اساس اختيار داور از طرفين، رأي سازشي صادر شود
26%
د-در مواردي كه داور بر اساس انصاف رأي صادر نمايد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مراکز_داوری_بین_المللی
#مرکز_بین_المللی_حل_اختلافات_سرمایه_گذاری
تاسیس : سال 1966 - این موسسه داوری بین المللی به صورت یک معاهده چند جانبه توسط مدیران اجرایی بانک جهانی در واشنگتن با هدف ارتقاء روند سرمایهگذاری در سطح بین المللی تحت عنوان کنوانسیون حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری بین دول و اتباع کشورهای دیگر تاسیس شده است .
ICSID is the world’s leading institution devoted to international investment dispute settlement. It has extensive experience in this field, having administered the majority of all international investment cases. States have agreed on ICSID as a forum for investor-State dispute settlement in most international investment treaties and in numerous investment laws and contracts.
https://icsid.worldbank.org/en/
@TCCAC
#مرکز_بین_المللی_حل_اختلافات_سرمایه_گذاری
تاسیس : سال 1966 - این موسسه داوری بین المللی به صورت یک معاهده چند جانبه توسط مدیران اجرایی بانک جهانی در واشنگتن با هدف ارتقاء روند سرمایهگذاری در سطح بین المللی تحت عنوان کنوانسیون حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری بین دول و اتباع کشورهای دیگر تاسیس شده است .
ICSID is the world’s leading institution devoted to international investment dispute settlement. It has extensive experience in this field, having administered the majority of all international investment cases. States have agreed on ICSID as a forum for investor-State dispute settlement in most international investment treaties and in numerous investment laws and contracts.
https://icsid.worldbank.org/en/
@TCCAC
🔸مستند پرسش شماره 184
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
1- «مقدمه» رأی شامل شماره پرونده، شماره و تاریخ رأی، و محل رسیدگی، مشخصات و نشانی طرفین، نام داور و خواسته دعوی خواهد بود.
2- «خلاصه جریان رسیدگی» مشتمل است بر خلاصهای از اظهارات طرفین و مذاکرات جلسه یا جلسات استماع ونیز اقداماتی که به منظور احراز واقعیات و بررسی دلایل صورت گرفته است.
3- «متن رأی» مشتمل است بر ذکر موضوع دعوی یا دعاوی و خواسته و نیز کلیه دلایلی که رأی بر آنها مبتنی است مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که دلایل رأی ذکر نشود یا رأی سازشی طبق ماده 50 باشد یا براساس اختیار «داور» برای طرفهای صلح و سازش صادر شده باشد.
@TCCAC
ماده 52- شکل و محتوای رأی
ب) رأی داوری مشتمل است بر «مقدمه»، «خلاصه جریان رسیدگی»، «متن رأی داور» و «بخش اجرایی رأی».
1- «مقدمه» رأی شامل شماره پرونده، شماره و تاریخ رأی، و محل رسیدگی، مشخصات و نشانی طرفین، نام داور و خواسته دعوی خواهد بود.
2- «خلاصه جریان رسیدگی» مشتمل است بر خلاصهای از اظهارات طرفین و مذاکرات جلسه یا جلسات استماع ونیز اقداماتی که به منظور احراز واقعیات و بررسی دلایل صورت گرفته است.
3- «متن رأی» مشتمل است بر ذکر موضوع دعوی یا دعاوی و خواسته و نیز کلیه دلایلی که رأی بر آنها مبتنی است مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که دلایل رأی ذکر نشود یا رأی سازشی طبق ماده 50 باشد یا براساس اختیار «داور» برای طرفهای صلح و سازش صادر شده باشد.
@TCCAC
پرسش ١٨٥:بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني؛رأي داور قطعي است و ...... ابلاغ طبق مقررات قانوني لازم الاجراست.
Anonymous Quiz
33%
الف-پس از
17%
ب-١٠ روز پس از
46%
ج- ٢٠ روز پس از
3%
د- ٣٠ روز پس از
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Arbitration.tccim.ir..pdf
153.9 KB
#معرفی_مقاله
🔸️نقد و بررسی زوال داوری به دلیل فوت یکی از طرفین دعوا
نویسنده:
ستار زرکلام
کلیدواژهها:داوری؛ زوال؛ فوت
@TCCAC
🔸️نقد و بررسی زوال داوری به دلیل فوت یکی از طرفین دعوا
نویسنده:
ستار زرکلام
کلیدواژهها:داوری؛ زوال؛ فوت
@TCCAC
🔸مستند پرسش شماره 185
ماده 54- قطعیت و قابلیت اجرای رای
الف) رأی «داور» قطعی است و پس از ابلاغ طبق مقررات قانونی لازمالاجراست.
@TCCAC
ماده 54- قطعیت و قابلیت اجرای رای
الف) رأی «داور» قطعی است و پس از ابلاغ طبق مقررات قانونی لازمالاجراست.
@TCCAC
پرسش ١٨٦:بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني؛اجراي رأي داوري در داوري هاي بين المللي ،حسب مورد، تابع مقررات ................. مي باشد .
Anonymous Quiz
32%
الف-قانون آيين دادرسي مدني يا قانون داوري تجاري بين الملل
33%
ب-قانون داوري تجاري بين الملل يا كنوانسيون نيويورك
13%
ج-كنوانسيون نيويورك يا قانون آيين دادرسي مدني
22%
د-قواعد حاكم بر ماهيت دعوي