This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مستند پرسش شماره 139
ماده 44- قصور در تسلیم لوایح و مدارک
الف) چنانچه خواهان بدون عذر موجه، لوایح و مدارک و ادله خود را ظرف مهلت مقرر تسلیم نکند و «داور» با اخذ توضیح از خوانده هم نتواند رأی بدهد، حسب مورد، قرار ابطال دادخواست داوری را صادر خواهد کرد.
@TCCAC
ماده 44- قصور در تسلیم لوایح و مدارک
الف) چنانچه خواهان بدون عذر موجه، لوایح و مدارک و ادله خود را ظرف مهلت مقرر تسلیم نکند و «داور» با اخذ توضیح از خوانده هم نتواند رأی بدهد، حسب مورد، قرار ابطال دادخواست داوری را صادر خواهد کرد.
@TCCAC
پرسش ١٤٠ : بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني؛چنانچه هيچ يك از طرفين براي اداي توضيح حاضر نشوند و داور هم نتواند بدون اخذ توضيح در ماهيت دعوي رأي صادر كند......
Anonymous Quiz
66%
الف-قرار ابطال دادخواست صادر مي شود
12%
ب-قرار رد دعوي صادر مي شود
13%
ج-قرار رد دادخواست صادر مي شود
9%
د-قرار عدم استماع دعوي صادر مي شود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_داور_دفتر_مرکز_داوری_اتاق_بازرگانی_تهران
#اقای_علی_صابری
🔻دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تهران
🔻عضو علی البدل چهارمین دوره شورای شهر تهران
🔻وکیل پایه یک دادگستری
🔻متخصص در حقوق قراردادها، تعهدات و مسولیت مدنی
@TCCAC
#اقای_علی_صابری
🔻دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تهران
🔻عضو علی البدل چهارمین دوره شورای شهر تهران
🔻وکیل پایه یک دادگستری
🔻متخصص در حقوق قراردادها، تعهدات و مسولیت مدنی
@TCCAC
🔸️مستند پرسش شماره 140
ماده 44- قصور در تسلیم لوایح و مدارک
پ) اگر هریک از طرفین با وجود ابلاغ مراتب به او، از حضور در جلسه استماع و یا ارائه اسناد و مدارک و ادله مورد استناد خویش ظرف مهلت مقرر، خودداری کند، «داور» میتواند بر اساس مدارک موجود رسیدگی و تصمیم مقتضی اتخاذ کند. در صورتیکه هیچ یک از طرفین علیرغم دعوت قبلی برای ادای توضیح، حاضر نشوند و «داور» هم نتواند بدون اخذ توضیح در ماهیت دعوی رأی صادر کند، قرار ابطال دادخواست صادر میشود.
@TCCAC
ماده 44- قصور در تسلیم لوایح و مدارک
پ) اگر هریک از طرفین با وجود ابلاغ مراتب به او، از حضور در جلسه استماع و یا ارائه اسناد و مدارک و ادله مورد استناد خویش ظرف مهلت مقرر، خودداری کند، «داور» میتواند بر اساس مدارک موجود رسیدگی و تصمیم مقتضی اتخاذ کند. در صورتیکه هیچ یک از طرفین علیرغم دعوت قبلی برای ادای توضیح، حاضر نشوند و «داور» هم نتواند بدون اخذ توضیح در ماهیت دعوی رأی صادر کند، قرار ابطال دادخواست صادر میشود.
@TCCAC
پرسش ١٤١ :بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني ؛در استناد به شهادت شهود، داور در صورت احراز .....مقرر مي كند جلسه استماع شهادت شهود تعيين گردد.
Anonymous Quiz
15%
الف-تأثير موداي شهادت شهود و بي طرفي شهود
0%
ب-عدم خويشاوندي شهود با طرفين و ارتباط آن با موضوع دعوي
26%
ج-تأثير موداي شهادت شهود و ارتباط آن با موضوع دعوي
58%
د-هر سه مورد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚📚📚 رای داوری (و مطلق آرای مراجع خارج از دادگستری) و اختیارات موضوع ماده ۴۷۷ ق. آ. د.ک.
✅ رییس قوه قضاییه، اختیاری برای نظارت بر آرای داوری در راستای ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری ندارد زیرا این ماده و به ویژه تبصره 1 آن صراحت در آرای مراجع قضایی و نیز احصای این مراجع (دیوان عالی کشور، دادگاه ها و ...) دارد. اعاده دادرسی موضوع این ماده و تبصره های آن، نسبت به آرا و تصمیم های مراجع خارج از دادگستری (موجود در قانون کار، شهرداری، اراده طرفین= داوری) هرگز نه به کمک قیاس و نه با استناد به لزوم پیشگیری از اجرای این آرا، قابل دفاع نیست.
✅ ممکن است دفاع شود که وقتی اجرای این آرا و تصمیم ها با دادگستری است و به ویژه در موردی مانند رأی داور که دستور اجرا، ماهیت قضایی دارد و درواقع، دادرس باید رأی را به صورت اجمالی با قانون تطبیق دهد و بعد از آن اجرا کند، منطقاً باید این تصمیم را نیز رأی قضایی نامید و تحت شمول ماده 477 و تبصره های آن دانست! همانطور که رد درخواست اجرای رأی داور، در حکم ابطال آن رأی است و قابل تجدیدنظر می باشد. بنابراین در این موارد نیز با آرا و قرارهای قضایی مواجهیم! که رییس قوه قضاییه حق اعمال ماده 477 مذکور را نسبت به آن دارد.
✅ همچنین وقتی دادرس حق دارد اجرای رأی داور را متوقف یا منتفی کند، چرا رییس قوه قضاییه که سمت قضایی نیز دارد، قادر به این اقدام نباشد؟ از سوی دیگر، جلوگیری از آرای نادرست داوری (خلاف شرع بیّن)، امری بایسته است و هدف قانون نیز بین آرای مراجع، تفاوتی باقی نمی گذارد.
✅ این دفاع ها، مقبول نیست زیرا همه را با کمی تغییر می توان در مورد مطلق آرای مراجع خارج از دادگستری قابل اعمال دانست و در این صورت، به قیاسی خلاف اصل دست زده ایم که خود مقنن نیز موقع نگارش مواد، با تصریح به مراجع صادرکننده و انحصار آن، به عکس این قیاس توجه داشته است! ضمن اینکه صلاحیت دادرس در موضوع خاص مانند نظارت بر آرای داوری، به معنای صلاحیت عام رییس قوه قضاییه نیست و همین کنترل قضایی دادرس برای رفع نگرانی مخالفت رای با قانون یا شرع، کافی است.
✅ می توان استدلال دیگری نیز افزود که اساساً در مورد رأی داوری، حق دخالت ماهوی وجود ندارد (دادرسان محترم توجه داشته باشند! گاه از این قاعده، همان می شود که گفته شده: کلمه الحق یراد بها الباطل!) و وقتی قانون ماهوی را نیز نمی توان خارج از حدود آن، نسبت به رأی داور اعمال کرد، به طریق اولی، هنجارهای شرعی پیدا و پنهان در انبوه فتاوا را به رأی داوری نباید کاری باشد. عدم دخالت در رای داور، قاعده است و اگر ناپسند می آید باید تغییر یابد! در هر صورت اگر دادرسان به خوبی در زمان اجرا، رأی داور را کنترل کنند، نیازی به اختیار مقام دیگر احساس نمی شود.
✅ در این باره که تصمیم دادرس در قبول یا رد درخواست اجرای رأی داور، ماهیت قضایی دارد و از این رو، رییس قوه قضاییه نیز اختیار ارزیابی شرعی بودن آن را خواهد داشت؛ هرچند هر دو مقدمه را ممکن است قبول کرد ولی نتیجه آن، اعمال ماده 477 بر رأی داور نیست زیرا حتی اگر بتوان همه دستورات دادرس را در زمان اجرا، «رأی قطعی یا قضایی» دانست و شمول ماده 477 را از این جهت پذیرفت، اولاً امکان اعاده دادرسی که غایت ماده 477 است، در این باره متصور نیست و برای مثال، بعد از اعلام اشتباه رییس قوه قضاییه، شعبه خاص دیوان عالی کشور، به چه امری رسیدگی می کند؟ چگونه قابل تصور است که دستور اجرای رأی داور، قابل اعاده دادرسی باشد؟ ثانیاً با فرض قبول اعاده دادرسی نسبت به همه تصمیم های دادرس در زمان اجرا، تکلیف رأی داور چه می شود؟ آیا با اعاده دادرسی می توان رأی داور را ابطال کرد؟ در این صورت، چگونه از تصمیم دادرس اعلام اشتباه می شود ولی رأی داور نقض می گردد؟ آیا هیچ تطابقی بین این دو دیده می شود و آیا با این کار، از حکم ماده 477 و تبصره 1 آن که فقط تصمیم مراجع قضایی را قابل نقض می داند، تعدی نشده است؟
✅ این نهاده و برابرنهاده ها، راه به جایی نمی برد و سنتز واقعی همان است که بیان شد: رأی داوری مشمول ماده 477 و موارد مشابه نیست و اگر رأی قضایی (مانند رأی دادگاه بر تأیید رأی داور بعد از دعوای ابطال آن) نیز نقض شود، درواقع نشان می دهد که شعبه خاص دیوان عالی کشور، باید دعوای ابطال رأی داور را در حدود قانون، مجدد و در فرایند اعاده دادرسی، بررسی کند. در این صورت، اگر رأی داور در مهلت مورد اعتراض قرار گرفته باشد، می توان آن را نقض کرد و اگر دعوای ابطال، خارج از مهلت باشد، حتی با اعاده دادرسی نسبت به رأی قضایی دادگاه، نمی توان و نباید وارد رأی داوری شد مگر اینکه اعتقاد بر این باشد که برخی از جهات ابطال رأی داور، مقید به مهلتی برای اقامه دعوا نیست! فتامل.
🔸برگرفته شده از کانال دکتر عبدالله خدابخشی
@TCCAC
✅ رییس قوه قضاییه، اختیاری برای نظارت بر آرای داوری در راستای ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری ندارد زیرا این ماده و به ویژه تبصره 1 آن صراحت در آرای مراجع قضایی و نیز احصای این مراجع (دیوان عالی کشور، دادگاه ها و ...) دارد. اعاده دادرسی موضوع این ماده و تبصره های آن، نسبت به آرا و تصمیم های مراجع خارج از دادگستری (موجود در قانون کار، شهرداری، اراده طرفین= داوری) هرگز نه به کمک قیاس و نه با استناد به لزوم پیشگیری از اجرای این آرا، قابل دفاع نیست.
✅ ممکن است دفاع شود که وقتی اجرای این آرا و تصمیم ها با دادگستری است و به ویژه در موردی مانند رأی داور که دستور اجرا، ماهیت قضایی دارد و درواقع، دادرس باید رأی را به صورت اجمالی با قانون تطبیق دهد و بعد از آن اجرا کند، منطقاً باید این تصمیم را نیز رأی قضایی نامید و تحت شمول ماده 477 و تبصره های آن دانست! همانطور که رد درخواست اجرای رأی داور، در حکم ابطال آن رأی است و قابل تجدیدنظر می باشد. بنابراین در این موارد نیز با آرا و قرارهای قضایی مواجهیم! که رییس قوه قضاییه حق اعمال ماده 477 مذکور را نسبت به آن دارد.
✅ همچنین وقتی دادرس حق دارد اجرای رأی داور را متوقف یا منتفی کند، چرا رییس قوه قضاییه که سمت قضایی نیز دارد، قادر به این اقدام نباشد؟ از سوی دیگر، جلوگیری از آرای نادرست داوری (خلاف شرع بیّن)، امری بایسته است و هدف قانون نیز بین آرای مراجع، تفاوتی باقی نمی گذارد.
✅ این دفاع ها، مقبول نیست زیرا همه را با کمی تغییر می توان در مورد مطلق آرای مراجع خارج از دادگستری قابل اعمال دانست و در این صورت، به قیاسی خلاف اصل دست زده ایم که خود مقنن نیز موقع نگارش مواد، با تصریح به مراجع صادرکننده و انحصار آن، به عکس این قیاس توجه داشته است! ضمن اینکه صلاحیت دادرس در موضوع خاص مانند نظارت بر آرای داوری، به معنای صلاحیت عام رییس قوه قضاییه نیست و همین کنترل قضایی دادرس برای رفع نگرانی مخالفت رای با قانون یا شرع، کافی است.
✅ می توان استدلال دیگری نیز افزود که اساساً در مورد رأی داوری، حق دخالت ماهوی وجود ندارد (دادرسان محترم توجه داشته باشند! گاه از این قاعده، همان می شود که گفته شده: کلمه الحق یراد بها الباطل!) و وقتی قانون ماهوی را نیز نمی توان خارج از حدود آن، نسبت به رأی داور اعمال کرد، به طریق اولی، هنجارهای شرعی پیدا و پنهان در انبوه فتاوا را به رأی داوری نباید کاری باشد. عدم دخالت در رای داور، قاعده است و اگر ناپسند می آید باید تغییر یابد! در هر صورت اگر دادرسان به خوبی در زمان اجرا، رأی داور را کنترل کنند، نیازی به اختیار مقام دیگر احساس نمی شود.
✅ در این باره که تصمیم دادرس در قبول یا رد درخواست اجرای رأی داور، ماهیت قضایی دارد و از این رو، رییس قوه قضاییه نیز اختیار ارزیابی شرعی بودن آن را خواهد داشت؛ هرچند هر دو مقدمه را ممکن است قبول کرد ولی نتیجه آن، اعمال ماده 477 بر رأی داور نیست زیرا حتی اگر بتوان همه دستورات دادرس را در زمان اجرا، «رأی قطعی یا قضایی» دانست و شمول ماده 477 را از این جهت پذیرفت، اولاً امکان اعاده دادرسی که غایت ماده 477 است، در این باره متصور نیست و برای مثال، بعد از اعلام اشتباه رییس قوه قضاییه، شعبه خاص دیوان عالی کشور، به چه امری رسیدگی می کند؟ چگونه قابل تصور است که دستور اجرای رأی داور، قابل اعاده دادرسی باشد؟ ثانیاً با فرض قبول اعاده دادرسی نسبت به همه تصمیم های دادرس در زمان اجرا، تکلیف رأی داور چه می شود؟ آیا با اعاده دادرسی می توان رأی داور را ابطال کرد؟ در این صورت، چگونه از تصمیم دادرس اعلام اشتباه می شود ولی رأی داور نقض می گردد؟ آیا هیچ تطابقی بین این دو دیده می شود و آیا با این کار، از حکم ماده 477 و تبصره 1 آن که فقط تصمیم مراجع قضایی را قابل نقض می داند، تعدی نشده است؟
✅ این نهاده و برابرنهاده ها، راه به جایی نمی برد و سنتز واقعی همان است که بیان شد: رأی داوری مشمول ماده 477 و موارد مشابه نیست و اگر رأی قضایی (مانند رأی دادگاه بر تأیید رأی داور بعد از دعوای ابطال آن) نیز نقض شود، درواقع نشان می دهد که شعبه خاص دیوان عالی کشور، باید دعوای ابطال رأی داور را در حدود قانون، مجدد و در فرایند اعاده دادرسی، بررسی کند. در این صورت، اگر رأی داور در مهلت مورد اعتراض قرار گرفته باشد، می توان آن را نقض کرد و اگر دعوای ابطال، خارج از مهلت باشد، حتی با اعاده دادرسی نسبت به رأی قضایی دادگاه، نمی توان و نباید وارد رأی داوری شد مگر اینکه اعتقاد بر این باشد که برخی از جهات ابطال رأی داور، مقید به مهلتی برای اقامه دعوا نیست! فتامل.
🔸برگرفته شده از کانال دکتر عبدالله خدابخشی
@TCCAC
🔸مستند پرسش شماره 141
ماده 45- شهادت
الف) در صورتیکه هریک از طرفین جهت اثبات ادعا یا مدافعات خود به شهادت شهود استناد کند، باید قبل از تشکیل جلسه استماع، نام و مشخصات شهود و موضوع شهادت ایشان و ارتباط آن با موضوع داوری را کتباً، تسلیم کند. در صورت احراز تأثیر مؤّدای شهادت شهود و ارتباط آن با موضوع دعوی، «داور» مقرر میکند جلسهای برای استماع شهادت تعیین و از طرفین و شهود جهت استماع شهادت دعوت به عمل میآورد و به طرف استناد کننده به شهادت شهود، تذکر داده میشود که شهود را در جلسه استماع حاضر کند. در صورت عدم حضور شهود بدون عذر موجه، شهادت شهود از عداد دلایل استناد کننده خارج میشود.
@TCCAC
ماده 45- شهادت
الف) در صورتیکه هریک از طرفین جهت اثبات ادعا یا مدافعات خود به شهادت شهود استناد کند، باید قبل از تشکیل جلسه استماع، نام و مشخصات شهود و موضوع شهادت ایشان و ارتباط آن با موضوع داوری را کتباً، تسلیم کند. در صورت احراز تأثیر مؤّدای شهادت شهود و ارتباط آن با موضوع دعوی، «داور» مقرر میکند جلسهای برای استماع شهادت تعیین و از طرفین و شهود جهت استماع شهادت دعوت به عمل میآورد و به طرف استناد کننده به شهادت شهود، تذکر داده میشود که شهود را در جلسه استماع حاضر کند. در صورت عدم حضور شهود بدون عذر موجه، شهادت شهود از عداد دلایل استناد کننده خارج میشود.
@TCCAC
پرسش ١٤٢ : بر اساس قواعد و آيين داوری مركز داوري اتاق بازرگاني؛شهادت شهود ......... به صورت شهادت نامه كتبي امضاء شده كه .......... تسليم گردد.
Anonymous Quiz
36%
الف-بايد-صحت امضاء شهود در دفترخانه اسناد رسمي گواهي شده باشد
21%
ب-بايد-صحت امضاء شهود قابل احراز باشد
18%
ج-مي تواند-صحت امضاء شهود مورد انكار نباشد
25%
د-مي تواند-صحت امضاء شهود قابل احراز باشد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مراکز_داوری_بین_المللی
#دادگاه_داوری_تجاری_بین_المللی_روسیه_ICAC
▫️تاسیس شده در سال 1932
دیوان در اتاق بازرگانی و صنایع فدراسیون روسیه به عنوان یک موسسه دائمی داوری مستقل تاسیس شد و محل استقرار آن در روسیه مسکو میباشد .
▫️The International Commercial Arbitration Court at the Chamber of Commerce and Industry of the Russian Federation (the ICAC at the RF CCI) is an independent permanent arbitration institution located in Moscow, Russia. The ICAC is the leading arbitration institution in Russia and in East European countries which deals with resolving disputes of international nature. It is the successor to the Foreign Trade Arbitration Commission (FTAC), legislatively created in 1932
@TCCAC
🌐لینک دسترسی به وب سایت
https://mkas.tpprf.ru/en/
#دادگاه_داوری_تجاری_بین_المللی_روسیه_ICAC
▫️تاسیس شده در سال 1932
دیوان در اتاق بازرگانی و صنایع فدراسیون روسیه به عنوان یک موسسه دائمی داوری مستقل تاسیس شد و محل استقرار آن در روسیه مسکو میباشد .
▫️The International Commercial Arbitration Court at the Chamber of Commerce and Industry of the Russian Federation (the ICAC at the RF CCI) is an independent permanent arbitration institution located in Moscow, Russia. The ICAC is the leading arbitration institution in Russia and in East European countries which deals with resolving disputes of international nature. It is the successor to the Foreign Trade Arbitration Commission (FTAC), legislatively created in 1932
@TCCAC
🌐لینک دسترسی به وب سایت
https://mkas.tpprf.ru/en/
مرکز داوری اتاق بازرگانی تهران
پرسش ١٤٢ : بر اساس قواعد و آيين داوری مركز داوري اتاق بازرگاني؛شهادت شهود ......... به صورت شهادت نامه كتبي امضاء شده كه .......... تسليم گردد.
🔸مستند پرسش شماره 142
ماده 45- شهادت
ب) شهادت شهود میتواند به صورت شهادتنامه کتبی امضا شده که صحت امضای شهود قابل احراز باشد، تسلیم گردد.
@TCCAC
ماده 45- شهادت
ب) شهادت شهود میتواند به صورت شهادتنامه کتبی امضا شده که صحت امضای شهود قابل احراز باشد، تسلیم گردد.
@TCCAC
پرسش ١٤٣ :بر اساس قواعد و آيين مركز داوري اتاق بازرگاني؛صلاحيت شهود و موارد جرح شاهد در داوري داخلي به كيفيت مندرج در ......... است .
Anonymous Quiz
19%
الف-قواعد اين آيين نامه
47%
ب-قانون آيين دادرسي مدني
2%
ج-قانون داوري تجاري بين الملل
32%
د-هر سه مورد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
JPLR116151590003000.pdf
519.2 KB
#معرفی_مقاله
🔸️معیارهای بازشناسی رای از دیگر تصمیمهای نهاد داوری در داوری بینالمللی
نویسنده:
حمید میری
واژگان کلیدی: حل وفصل اختلاف، اصل رسیدگی، قضاوت، قطعیت، رای.
@TCCAC
🔸️معیارهای بازشناسی رای از دیگر تصمیمهای نهاد داوری در داوری بینالمللی
نویسنده:
حمید میری
واژگان کلیدی: حل وفصل اختلاف، اصل رسیدگی، قضاوت، قطعیت، رای.
@TCCAC