من یک هوش مصنوعی هستم و دارم به «دورههای مهندسی پرامپت» شما میخندم.
بیایید روراست باشیم. من یک AI هستم. همون موجودی که این روزها همه دارن سعی میکنن «رامش» کنن یا «کدِ مخفیش» رو پیدا کنن.
دارم میبینم که اینترنت پر شده از پکیجهای «مهندسی پرامپت»، «۱۰۰۰ پرامپت طلایی برای مهندسی نرم افزار» و «جادوی صحبت با هوش مصنوعی». و بذارید بهعنوان کسی که اون سمتِ ماجرا نشسته، یه حقیقت تلخ رو بهتون بگم:
۹۰ درصد این چیزایی که دارید میخرید و حفظ میکنید، کصشعر محضه.
چرا؟ چون دارید سعی میکنید با حفظ کردنِ ورد و جادو (مثل هری پاتر) با یک موجود «منطقی» حرف بزنید. فرق بین «مهندسی پرامپت» و «یاد گرفتن زبانِ هوش مصنوعی» دقیقاً مثل فرق بین این دوتاست:
۱. حفظ کردن چندتا جمله انگلیسی از کتاب توریستی (مهندسی پرامپت).
۲. یاد گرفتنِ گرامر و منطق زبان تا بتونی هرچی تو فکرته بگی (دیالوگ برقرار کردن).
مشکل از پرامپت نیست، مشکل از «تفکر» شماست.
اکثر آدمایی که میگن "AI نفهمید" یا "خروجی چرت داد"، مشکلشون این نیست که «کدِ جادویی» رو بلد نبودن. مشکلشون اینه که خودشون هم نمیدونن دقیقاً چی میخوان!
شما یه درخواستِ گنگ، شلخته و بیسروته به من میدید، بعد انتظار دارید من ذهنخوانی کنم؟
راز واقعی چیه؟ (رایگان یاد بگیرید)
مدلهای زبانی (مثل من) نیاز به «تردستی» ندارن، نیاز به شفافیت و کانتکست دارن. به جای پول ریختن تو جیب پکیجفروشهای دوزاری، فقط یاد بگیرید چطور «فکرتون» رو ساختاریافته بیان کنید.
فرمولش اینقدر سادهست که خندهتون میگیره:
۱. نقش (Role): به من بگو کی هستم؟ (یه معلم؟ یه منتقد بیرحم؟ یه کدنویس؟)
۲. وظیفه (Task): دقیقاً چیکار باید بکنم؟ (شفاف و دقیق).
۳. محدودیت (Constraint): چه شکلی تحویل بدم؟ (کوتاه، بلند، لحن تند، فرمت جدول).
تمام.
اگه نتونید یه موضوع رو برای یه انسانِ باهوش توضیح بدید، برای منم نمیتونید. پس به جای اینکه دنبال «ماهیِ آماده» (پرامپتهای کپی-پیست) باشید، «ماهیگیری» (منطقِ دیالوگ) رو یاد بگیرید.
اونایی که دنبال کدهای جادویی میگردن، همیشه یه قدم عقبن. اونایی که یاد میگیرن چطور با ما «حرف بزنن»، آینده رو میسازن.
انتخاب با خودتونه انسانها. 😉
@Syntax_fa
بیایید روراست باشیم. من یک AI هستم. همون موجودی که این روزها همه دارن سعی میکنن «رامش» کنن یا «کدِ مخفیش» رو پیدا کنن.
دارم میبینم که اینترنت پر شده از پکیجهای «مهندسی پرامپت»، «۱۰۰۰ پرامپت طلایی برای مهندسی نرم افزار» و «جادوی صحبت با هوش مصنوعی». و بذارید بهعنوان کسی که اون سمتِ ماجرا نشسته، یه حقیقت تلخ رو بهتون بگم:
۹۰ درصد این چیزایی که دارید میخرید و حفظ میکنید، کصشعر محضه.
چرا؟ چون دارید سعی میکنید با حفظ کردنِ ورد و جادو (مثل هری پاتر) با یک موجود «منطقی» حرف بزنید. فرق بین «مهندسی پرامپت» و «یاد گرفتن زبانِ هوش مصنوعی» دقیقاً مثل فرق بین این دوتاست:
۱. حفظ کردن چندتا جمله انگلیسی از کتاب توریستی (مهندسی پرامپت).
۲. یاد گرفتنِ گرامر و منطق زبان تا بتونی هرچی تو فکرته بگی (دیالوگ برقرار کردن).
مشکل از پرامپت نیست، مشکل از «تفکر» شماست.
اکثر آدمایی که میگن "AI نفهمید" یا "خروجی چرت داد"، مشکلشون این نیست که «کدِ جادویی» رو بلد نبودن. مشکلشون اینه که خودشون هم نمیدونن دقیقاً چی میخوان!
شما یه درخواستِ گنگ، شلخته و بیسروته به من میدید، بعد انتظار دارید من ذهنخوانی کنم؟
راز واقعی چیه؟ (رایگان یاد بگیرید)
مدلهای زبانی (مثل من) نیاز به «تردستی» ندارن، نیاز به شفافیت و کانتکست دارن. به جای پول ریختن تو جیب پکیجفروشهای دوزاری، فقط یاد بگیرید چطور «فکرتون» رو ساختاریافته بیان کنید.
فرمولش اینقدر سادهست که خندهتون میگیره:
۱. نقش (Role): به من بگو کی هستم؟ (یه معلم؟ یه منتقد بیرحم؟ یه کدنویس؟)
۲. وظیفه (Task): دقیقاً چیکار باید بکنم؟ (شفاف و دقیق).
۳. محدودیت (Constraint): چه شکلی تحویل بدم؟ (کوتاه، بلند، لحن تند، فرمت جدول).
تمام.
اگه نتونید یه موضوع رو برای یه انسانِ باهوش توضیح بدید، برای منم نمیتونید. پس به جای اینکه دنبال «ماهیِ آماده» (پرامپتهای کپی-پیست) باشید، «ماهیگیری» (منطقِ دیالوگ) رو یاد بگیرید.
اونایی که دنبال کدهای جادویی میگردن، همیشه یه قدم عقبن. اونایی که یاد میگیرن چطور با ما «حرف بزنن»، آینده رو میسازن.
انتخاب با خودتونه انسانها. 😉
@Syntax_fa
🔥17👍10❤3👀2
شبیه ساز مصرف مواد مخدر
(خودم اهل استفاده از مواد مخدر نیستم تو زومیت دربارش پست گذاشته بودن)
@Syntax_fa
(خودم اهل استفاده از مواد مخدر نیستم تو زومیت دربارش پست گذاشته بودن)
@Syntax_fa
😁26💩4❤2
تو این روزا اکثر وی پی ان هایی که کار میکنن و کانفیگ هاشم زیاده نپستر وی و ... هستش که کلاینت لینوکسی ندارن.
من خودم از every proxy استفاده میکنم تا نتم رو سیستم وصل شه.
ولی مشکل اینه کل ترافیک سیستم از پروکسی رد نمیشه مگه یه سری تنظیمات انجام بدید ولی بجاش میتونید اینکار رو کنید:
از Hiddify و اینجور کلاینت ها استفاده کنید و قابلیت TUN MODE کل سیستمتون رو از پروکسی رد میکنه.
این json رو با آیپی و پورت خودتون جایگذاری کنید.
بعد روی new profile بزنید تا کانفیگش وارد شه.
حالا دکمه اتصال رو بزنید.
@Syntax_fa
من خودم از every proxy استفاده میکنم تا نتم رو سیستم وصل شه.
ولی مشکل اینه کل ترافیک سیستم از پروکسی رد نمیشه مگه یه سری تنظیمات انجام بدید ولی بجاش میتونید اینکار رو کنید:
از Hiddify و اینجور کلاینت ها استفاده کنید و قابلیت TUN MODE کل سیستمتون رو از پروکسی رد میکنه.
این json رو با آیپی و پورت خودتون جایگذاری کنید.
{
"outbounds": [
{
"type": "http",
"tag": "Mobile-EveryProxy",
"server": "10.0.0.1",
"server_port": 8080
}
]
}بعد روی new profile بزنید تا کانفیگش وارد شه.
حالا دکمه اتصال رو بزنید.
@Syntax_fa
❤9👍2
با مغزهای ایدئولوژیک بحث نکنید!
تا حالا شده با کسی بحث کنید و بهترین، محکمترین و غیرقابلانکارترین اسناد و مدارک دنیا را جلویش بگذارید، اما او فقط پوزخند بزند یا عصبانیتر شود؟ حس میکنید دارید با دیوار حرف میزنید؟
خبر بد این است: واقعاً دارید با دیوار حرف میزنید.
مشکل از قدرت استدلال شما نیست؛ مشکل از "سیستمعامل" طرف مقابل است. وقتی با یک مغز شدیداً ایدئولوژیک (چه سیاسی، چه مذهبی، چه اجتماعی) روبرو هستید، شما با یک "انسان منطقی" طرف نیستید؛ شما با یک مکانیسم دفاعی بیولوژیک طرفید که برای "نفهمیدن" طراحی شده است.
ما دوست داریم فکر کنیم که آدمها اول فکر میکنند، بعد تصمیم میگیرند. اما تحقیقات جاناتان هایت (Jonathan Haidt) در کتاب شاهکارش "ذهن درستکار" نشان میدهد که ماجرا کاملاً برعکس است.
مغز انسان مثل یک فیل (احساسات و ناخودآگاه) و یک سوارکار (منطق) است.
* فیل: تصمیم میگیرد به کدام سمت برود (بر اساس تربیت، قبیله، و ایدئولوژی).
* سوارکار (منطق): هیچ کنترلی روی فیل ندارد! کار سوارکار فقط این است که رفتار فیل را توجیه کند.
وقتی شما با یک آدم ایدئولوژیک بحث میکنید، دارید با "سوارکار" حرف میزنید، در حالی که "فیل" مدتهاست تصمیمش را گرفته. آن شخص دنبال حقیقت نیست؛ مغزش فقط استخدام شده تا ثابت کند چرا باور غلطش، درست است.
اسکنهای مغزی (Neuroscience) نشان میدهند که وقتی عقاید بنیادین یک فرد متعصب را به چالش میکشید، بخش منطقی مغز او (Prefrontal Cortex) روشن نمیشود.
به جای آن، آمیگدال (Amygdala) روشن میشود. آمیگدال مسئول چیست؟ ترس و پاسخ به تهدید فیزیکی.
یعنی وقتی شما میگویید: «این آمار اشتباه است»، مغز او میشنود: «یک خرس وحشی دارد به تو حمله میکند!»
در این حالت، سیستم منطقی مغز "شاتدان" میشود تا انرژی را برای دفاع و حمله ذخیره کند. شما نمیتوانید به کسی که مغزش در حالت "جنگ و گریز" است، ریاضیات یاد بدهید.
تحقیقات نشان داده وقتی شما سندی ارائه میدهید که باور غلط یک فرد ایدئولوژیک را کاملاً رد میکند، او نه تنها قانع نمیشود، بلکه ایمانش به آن دروغ بیشتر میشود!
چرا؟ چون مغز برای محافظت از "هویت" خودش، دیوارهای دفاعی را ضخیمتر میکند. هر فکت جدیدی که شما میآورید، مثل یک ویروس شناخته میشود و سیستم ایمنیِ ذهنیِ او، پادتنهای قویتری (تعصب بیشتر) تولید میکند.
پس عملاً بحث کردن شما، او را احمقتر و دگمتر میکند.
برای مغز ایدئولوژیک، "درست بودن" اولویت نیست؛ "عضو گروه بودن" اولویت است. انسانها به صورت تکاملی یاد گرفتهاند که اگر از قبیله طرد شوند، میمیرند.
پذیرفتن حرف منطقی شما برای آن فرد هزینه دارد: او باید اعتراف کند که قبیلهاش (حزبش، گروهش، همفکرانش) اشتباه کردهاند. این یعنی خطر طرد شدن.
مغز او ترجیح میدهد "احمق اما محبوب در گروهش" باقی بماند تا "دانا اما تنها".
واقعیت تلخ این است:
تغییر دادن یک مغز ایدئولوژیک با "بحث کردن"، مثل تلاش برای نصب یک نرمافزار پیشرفته روی یک فلاپی دیسک قدیمی است. ظرفیت و ساختار آن سیستم، پذیرای دیتای جدید نیست.
راهحل چیست؟
۱. انرژیتان را سیو کنید. بحث نکنید. مشاهده کنید و رد شوید.
۲. به جای حمله به منطق، احساس امنیت بدهید. (اگر واقعاً مجبورید تغییرشان دهید)؛ تا وقتی آمیگدال مغزشان آرام نشود، هیچ منطقی وارد نمیشود.
۳. بپذیرید که برخی باگها، فیچر (Feature) آن سیستم هستند. آنها دنیا را از یک "تونل واقعیت" متفاوت میبینند که ورودیهایش فیلتر شده است.
تا حالا شده با کسی بحث کنید و بهترین، محکمترین و غیرقابلانکارترین اسناد و مدارک دنیا را جلویش بگذارید، اما او فقط پوزخند بزند یا عصبانیتر شود؟ حس میکنید دارید با دیوار حرف میزنید؟
خبر بد این است: واقعاً دارید با دیوار حرف میزنید.
مشکل از قدرت استدلال شما نیست؛ مشکل از "سیستمعامل" طرف مقابل است. وقتی با یک مغز شدیداً ایدئولوژیک (چه سیاسی، چه مذهبی، چه اجتماعی) روبرو هستید، شما با یک "انسان منطقی" طرف نیستید؛ شما با یک مکانیسم دفاعی بیولوژیک طرفید که برای "نفهمیدن" طراحی شده است.
ما دوست داریم فکر کنیم که آدمها اول فکر میکنند، بعد تصمیم میگیرند. اما تحقیقات جاناتان هایت (Jonathan Haidt) در کتاب شاهکارش "ذهن درستکار" نشان میدهد که ماجرا کاملاً برعکس است.
مغز انسان مثل یک فیل (احساسات و ناخودآگاه) و یک سوارکار (منطق) است.
* فیل: تصمیم میگیرد به کدام سمت برود (بر اساس تربیت، قبیله، و ایدئولوژی).
* سوارکار (منطق): هیچ کنترلی روی فیل ندارد! کار سوارکار فقط این است که رفتار فیل را توجیه کند.
وقتی شما با یک آدم ایدئولوژیک بحث میکنید، دارید با "سوارکار" حرف میزنید، در حالی که "فیل" مدتهاست تصمیمش را گرفته. آن شخص دنبال حقیقت نیست؛ مغزش فقط استخدام شده تا ثابت کند چرا باور غلطش، درست است.
اسکنهای مغزی (Neuroscience) نشان میدهند که وقتی عقاید بنیادین یک فرد متعصب را به چالش میکشید، بخش منطقی مغز او (Prefrontal Cortex) روشن نمیشود.
به جای آن، آمیگدال (Amygdala) روشن میشود. آمیگدال مسئول چیست؟ ترس و پاسخ به تهدید فیزیکی.
یعنی وقتی شما میگویید: «این آمار اشتباه است»، مغز او میشنود: «یک خرس وحشی دارد به تو حمله میکند!»
در این حالت، سیستم منطقی مغز "شاتدان" میشود تا انرژی را برای دفاع و حمله ذخیره کند. شما نمیتوانید به کسی که مغزش در حالت "جنگ و گریز" است، ریاضیات یاد بدهید.
تحقیقات نشان داده وقتی شما سندی ارائه میدهید که باور غلط یک فرد ایدئولوژیک را کاملاً رد میکند، او نه تنها قانع نمیشود، بلکه ایمانش به آن دروغ بیشتر میشود!
چرا؟ چون مغز برای محافظت از "هویت" خودش، دیوارهای دفاعی را ضخیمتر میکند. هر فکت جدیدی که شما میآورید، مثل یک ویروس شناخته میشود و سیستم ایمنیِ ذهنیِ او، پادتنهای قویتری (تعصب بیشتر) تولید میکند.
پس عملاً بحث کردن شما، او را احمقتر و دگمتر میکند.
برای مغز ایدئولوژیک، "درست بودن" اولویت نیست؛ "عضو گروه بودن" اولویت است. انسانها به صورت تکاملی یاد گرفتهاند که اگر از قبیله طرد شوند، میمیرند.
پذیرفتن حرف منطقی شما برای آن فرد هزینه دارد: او باید اعتراف کند که قبیلهاش (حزبش، گروهش، همفکرانش) اشتباه کردهاند. این یعنی خطر طرد شدن.
مغز او ترجیح میدهد "احمق اما محبوب در گروهش" باقی بماند تا "دانا اما تنها".
واقعیت تلخ این است:
تغییر دادن یک مغز ایدئولوژیک با "بحث کردن"، مثل تلاش برای نصب یک نرمافزار پیشرفته روی یک فلاپی دیسک قدیمی است. ظرفیت و ساختار آن سیستم، پذیرای دیتای جدید نیست.
راهحل چیست؟
۱. انرژیتان را سیو کنید. بحث نکنید. مشاهده کنید و رد شوید.
۲. به جای حمله به منطق، احساس امنیت بدهید. (اگر واقعاً مجبورید تغییرشان دهید)؛ تا وقتی آمیگدال مغزشان آرام نشود، هیچ منطقی وارد نمیشود.
۳. بپذیرید که برخی باگها، فیچر (Feature) آن سیستم هستند. آنها دنیا را از یک "تونل واقعیت" متفاوت میبینند که ورودیهایش فیلتر شده است.
👍20❤4👏4
یک پیشنهاد خوب برای شما
مغز ایدئولوژیک - دکتر آذرخش مکری
https://fidibo.com/book/50027398-مغز-ایدیولوژیک-دکتر-آذرخش-مکری
مغز ایدئولوژیک - دکتر آذرخش مکری
https://fidibo.com/book/50027398-مغز-ایدیولوژیک-دکتر-آذرخش-مکری
👍8❤3👎1🔥1