فن: دلم میخواد سرف رو توی یه سریال، تو نقش یه بوکسور ببینم. 🥊
🏄🏻♂: آره؟ با کی قراره بجنگه؟ با جاوا؟
فن: نههههه
🏄🏻♂: پس صحنه بوسهشون رو چطوری بازی میکنن؟
🏄🏻♂: آره؟ با کی قراره بجنگه؟ با جاوا؟
فن: نههههه
🏄🏻♂: پس صحنه بوسهشون رو چطوری بازی میکنن؟
❤1🍓1
فن: اگه قرار باشه با جاوا به یه شهر دیگه سفر بری، دوست داری کجا برین؟
🏄🏻♂️: دلم میخواد بریم پوکت. این روزا حسابی درگیر موجسواری شدم
🏄🏻♂️: دلم میخواد بریم پوکت. این روزا حسابی درگیر موجسواری شدم
❤1💘1
فن: سلام عزیزم. مامی اینجاست
🐱: سلام مامی
🐣: یه سوال دارم
🐱: بیا با مامی بریم. اون یکی خیلی گوگولیه. این یکی عجیبه.
🐱: سلام مامی
🐣: یه سوال دارم
🐱: بیا با مامی بریم. اون یکی خیلی گوگولیه. این یکی عجیبه.
برای جاوا:
♡ آرزوی سلامتی و خوشبختی برات دارم. امیدوارم هر روز بیشتر از قبل بدرخشی.
☑️ دیگه استرس نداشته باشی
⬜ اعتمادبهنفس داشته باشی.
⬜ بیخیالِ نگرانیها باشی.
[اونی که تیک خورده یعنی مورد حذفه]
❤1
فن: به چند تا جمله نیاز دارم که وقتی خستم بهشون گوش بدم تا حالم بهتر بشه
🐱: ولش کن. نگرانش نباش. باید بلد باشی چطور به خودت بگی "بیخیالش شو"
🐱: ولش کن. نگرانش نباش. باید بلد باشی چطور به خودت بگی "بیخیالش شو"
❤1💋1
این فن نوشته بود که لنز گذاشته بود و دوست داشت پسرا متوجه بشن و جاوا متوجه شده بود و بهش اشاره میکرد🥹
❤1😭1
🏄🏻♂️: من یه قدم برمیدارم ولی رکسا پنج قدم جلو رفته
🐥: رِکسسوی [یعنی رکسا پاهاش ریز و سریع میرن، یه بازی با کلماته]
🏄🏻♂️: پس بگیم رِکسینگ دیگه😂
🐥: رِکسسوی [یعنی رکسا پاهاش ریز و سریع میرن، یه بازی با کلماته]
🏄🏻♂️: پس بگیم رِکسینگ دیگه😂
❤2😭1
سرف واقعاً آهنگ «หม้อหุงข้าว» (اسم آهنگ) رو نمیشناخت، واسه همین من گفتم حداقل آهنگ Rain Zone رو بخونه که گوشم حال بیاد. بعد آخرش هم پرسید: «این دیگه چیه؟» منم گفتم برو گوش بده وقتی پیمی و پیجو میخوننش 🤣
فن: چند بار دیگه باید بهت یاد بدم بخونیش؟
🏄🏻♂️: من هر بار که تو یادم میدی، همون لحظه یادم میره...
جاوا گفت: من خیلی دلم میخواد بخونم، ولی هیچکس ازم نمیخواد بخونم
❤2
[بهش هی همش میگفت خیلی خوشتیپتر شدی]
🏄🏻♂: یادم بمونه ۵۰۰۰بات مرامی برات بریزم
🏄🏻♂: یادم بمونه ۵۰۰۰بات مرامی برات بریزم
❤2